تحلیل تطبیقی رویکردهای تصمیم‌گیری چندمعیاره در اولویت بندی استان‌های کشور

نوع مقاله: پژوهش کاربردی

نویسندگان

1 استاد بخش مدیریت دانشگاه شیراز

2 استادیار بخش مدیریت دانشگاه شیراز

3 کارشناس ارشد مدیریت صنعتی دانشگاه شیراز

4 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز

چکیده

هدف اصلی این مقاله ارزیابی عملکرد استان‌‌های کشور بر اساس انجام پروژه‌‌های عمرانی ملی در پایان برنامه چهارم توسعه است. برای این منظور با بکارگیری شاخص‌‌های ارزیابی این پروژه‌ها که توسط معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری منتشر می‌شوند، اولویت‌بندی استان‌‌های کشور انجام می‌گیرد. با استفاده از تصمیم‌گیری چندمعیاره و تحلیل تطبیقی، نتایج مختلفی که از روش‌‌های چندمعیاره بدست می‌آید ارزیابی ن‌هایی شد. ماتریس تصمیم‌گیری چندمعیاره بر اساس 6 شاخص ارزیابی پروژه و داده‌‌های حاصل از آنها برای 31 استان کشور ایجاد شد و با بکارگیری آنتروپی شانون وزن هر یک از این شاخص‌‌های ارزیابی پروژه استخراج گردید. بر این اساس نتایج حاصل از بکارگیری روش ویکور نسبت به روش تاپسیس با توجه به این که مبتنی بر حل سازشی است ارجحیت دارد. طبق روش ویکور به ترتیب استان‌‌های ایلام، خوزستان و خراسان رضوی و بر اساس روش تاپسیس استان‌‌های سمنان، همدان و ایلام بالاترین رتبه را بدست آوردند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Comparative Analysis Multi Criteria Decision Making Approach In Prioritizing Provinces Based on civil projects

نویسندگان [English]

  • Ali MOhammadi 1
  • Payam SHojaee 2
  • Zahra Akbari 3
  • Bahare Kayedan 4
1 Professor of management, Siraz University
2 Assistant Professor of management, Shiraz University
3 M.A. in Industrial management, Shoraz University
4 M.A. in Industrial management, Shoraz University
چکیده [English]

This paper is aimed at evaluating the province performance in Iran based on national civil projects at the end of the fourth development planning. Therefore, by using these projects evaluation indices, published from strategic planning and control adjutancy of president, prioritizing of the province at the end of the fourth development is done. The results obtained from decision making multi criteria approach, were assessed finally by multi criteria decision making and comparative analysis. Multi criteria decision making matrix based on 6 projects evaluation indices and data from 31 provinces in Iran were gathered, and by Shanon entropy the weight of these indices for each project evaluation criteria extracted. Consequently, VIKOR method is more preferable than TOPSIS method due to Compromise solution. Based on VIKOR approach, Ilam province, Khozestan province and Khorasan Razavi province and based on TOPSIS approach Semnan province, Hamedan province and Ilam province have the highest ranks respectively.

کلیدواژه‌ها [English]

  • fourth development planning
  • civil projects
  • comparative analysis
  • Multi Criteria Decision Making

مقدمه

بسیاری از تحقیقات، مدل­‌های تحلیلی را برای مدیریت تعارض پیشنهاد می­کنند. در میان رویکرد‌های متعدد به مدیریت تعارض، تصمیم­گیری با معیار‌های چندگانه[1] بسیار رایج است. فرآیند MCDM را می­توان به عنوان یک فرآیند پیچیده و پویا هم در سطح مهندسی و هم در سطح مدیریتی در نظر گرفت. (داکستین و اپریکویچ، 1980: 15) در سطح مدیریتی اهداف تعریف می­شوند و جواب ن‌هایی انتخاب می­گردد. ماهیت چندمعیاره بودن تصمیمات بر همین سطح مدیریتی تأکید دارد به طوری که مقامات ارشد یا همان تصمیم‌گیرندگان قدرت پذیرش یا رد جواب پیشنهادی در سطح مهندسی را دارا می­باشند. این تصمیم­گیرندگان یک ساختار ترجیحی[2] را تشکیل می­دهند و نسبت به رویه بهینه­سازی صورت گرفته در سطح مهندسی بیرون از خط[3] هستند. اغلب ساختار ترجیحی بیشتر مبتنی بر معیار‌های سیاسی است تا فنی، در چنین شرایطی یک تحلیل­گر سیستم می­تواند به فرآیند تصمیم­گیری بوسیله یک تحلیل جامع و با لیست کردن ویژگی­‌های مهم یا تحلیل­‌های سازشی کمک نماید. (اپریکویچ و تزنگ، 2004: 446) بهینه سازی چندمعیاره فرآیندی است که بهترین جواب موجه را با توجه به معیار‌های از پیش تعیین شده (با تأثیرات مختلف) تعیین می­کند. در مسائل واقعی اغلب معیار‌های متعارض و غیرمتناسب وجود دارد و معمولاً جوابی که همه معیارها را به طور همزمان ارضا نماید وجود ندارد بنابراین جواب بهینه مجموع‌های از راه حل­‌های سازشی با توجه به ترجیحات تصمیم­گیرنده خواهد بود. بکارگیری ابزار‌های بهینه­سازی چندمعیاره برای رتبه­بندی چه زمانی که معیارها در تعارض هستند و چه زمانی که هم جهت می­باشند این امکان را در اختیار تصمیم­گیرندگان اصلی کشور قرار می­دهد تا بر اساس آن نسبت به برنامه­ریزی و بودجه­بندی اقدام نمایند. در این پژوهش با بکارگیری دو تکنیک اصلی MCDM یعنی تاپسیس[4] و ویکور[5] اولویت­بندی استان­‌های کشور بر اساس پروژه­‌های عمرانی در پایان برنامه چهارم توسعه صورت می­گیرد. ارزیابی عملکرد و اولویت­بندی استان‌های کشور می­تواند ابزار مناسبی در اختیار خط مشی گذاران در سطح کلان قرار دهد تا میزان تحقق پروژه­‌های عمرانی طبق برنامه­‌های توسعه در ایران را در سطح استانی تعیین و مقایسه شوند. برای تحقق این هدف، از گزارش­‌های نظارتی پروژه­‌های عمرانی ملی که توسط معاونت برنامه­ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تهیه می­شود استفاده گردیده است.

یکی از وظایف اصلی معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور، نظارت بر اجرای عملیات عمرانی و تهیه گزارش از پیشرفت طرح‌ها است که هزینه آن از محل اعتبارات جاری و عمرانی دولت تامین می­شود. مجموعه گزارش‌های نظارتی پروژه‌های عمرانی ملی در انجام وظیفه اشاره شده، برای آگاهی مسئولین دستگاه‌های اجرایی از نحوه عملکرد عمرانی دستگاه‌های اجرایی در اجرای پروژه‌های عمرانی ملی مربوط بر اساس موافقتنامه‌های شرح عملیات طرح هر سال، تهیه می‌شود. به منظور ارزشیابی عملیات و نتایج حاصله و مطابقت آن با هدف­‌های تعیین شده در قوانین برنامه عمرانی و قوانین بودجه کل کشور، دستورالعمل­‌های مشخص وجود دارد که به طور مستمر طرح­ها و فعالیت­‌های دستگاه­‌های اجرایی بر اساس آنها مورد بازرسی قرار می­گیرد و نتایج این بازرسی به اطلاع دستگاه اجرایی رسانده می­شود. برای تنظیم گزارش‌ها نیز از اطلاعات آخرین موافقتنامه مبادله شده در معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی و اطلاعات نظارتی حاصل از بازدیدهای نظارتی کارشناسان استانداری‌ها استفاده می‌گردد. در این راستا سازمان برنامه و بودجه باید گزارش شش ماهه حاوی پیشرفت عملیات و مشکلات اجرایی طرح­ها و فعالیت­ها و همچنین پیشنهاد‌های مشخص جهت رفع مشکلات را تهیه و به ریاست محترم جمهوری ارائه نماید. (معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، 1392: 25).

با توجه به مطالب فوق، هدف این مقاله اولویت­بندی استان­‌های کشور بر اساس داده­‌های موجود در گزارش نظارتی پروژه­‌های عمرانی ملی سال 1390 در پایان برنامه چهارم توسعه با دو رویکرد ویکور و تاپسیس و انجام تحلیل تطبیقی بکارگیری این دو رویکرد است. در بخش اول چارچوب تئوریک و پیشینه تحقیق صورت گرفته و در بخش دوم روش انجام تحقیق و توضیحاتی پیرامون دو روش ویکور و تاپسیس ارائه می­شود. در بخش سوم نتایج حاصل از متدولوژی بکار رفته در این مقاله آورده شده و در ن‌هایت در بخش چهارم نتیجه­گیری و پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده مطرح می­گردد.

 

1. ادبیات موضوعی

1-1. تصمیم­گیری چندمعیاره

فرآیند MCDM را می­توان هم در سطح مهندسی و هم در سطح مدیریتی در نظر گرفت. در سطح مهندسی آلترناتیوها تعریف شده و پیامد‌های انتخاب هر یک از آنها از نقطه نظر معیار‌های متعدد مشخص می­گردد. در این سطح همچنین رتبه­بندی چندمعیاره آلترناتیوها نیز انجام می­گیرد. بنابراین گام­‌های اصلی تصمیم­گیری چندمعیاره به صورت زیر می­باشد:

گام اول: ایجاد معیار ارزیابی سیستم که قابلیت‌‌های آن را به اهداف مرتبط می­کند.

گام دوم: ایجاد سیستمی از آلترناتیوها برای رسیدن به اهداف (تولید آلترناتیو)

گام سوم: ارزیابی کردن آلترناتیوها بر حسب معیارها (مقدار توابع معیار)

گام چهارم: بکارگیری یک روش تحلیلی چندمعیاره هنجاری

گام پنجم: پذیرش یک آلترناتیو به عنوان جواب بهینه

گام ششم: اگر جواب ن‌هایی مورد پذیرش نبود با جمع­آوری اطلاعات جدید فرآیند فوق برای رسیدن به جواب بهینه تکرار می­شود.

گام­‌های اول و پنجم در سطوح بالایی سازمان انجام می­گیرد که تصمیم­گیرندگان نقش اصلی را دارند. در گام چهارم یک تصمیم­گیرنده بایستی ترجیحات خود را بر حسب اهمیت نسبی هر معیار بیان کرده و رویکردی برای معرفی اوزان معیارها مشخص نماید. این اوزان در MCDM دارای معناداری اقتصادی واقعی لزوماً نیستند اما فرصتی را فراهم می­کنند تا جنبه­‌هایی از تصمیم­گیری مدلسازی شود. (اپریکویچ و تزنگ، 2004: 447) در واقع اوزان اهمیت همان اهمیت نسبی هر یک از معیارها هستند. رویکرد دیگری که برای تعیین اوزان استفاده می­شود تابع تجمیعی ساده[6] (جمع وزنی) است که اوزان حاصل از آن هم اهمیت نسبی معیارها و هم مقیاس اندازه­گیری را منعکس می­کنند. از آنجا که معیارها معمولاً در واحد‌های مختلف و غیر متناسب به هم بیان می­شود دشوار است که از این طریق بتوان مقدار این اوزان را بدست آورد. برای این منظور کاربرد‌هایی از اوزان اهداف از طریق یک ماتریس عملکرد تعریف می­شود که ارتباطی هم با ترجیحات تصمیم­گیرنده ندارد. (دنگ و همکاران[7]، 2000: 965)

در سطح مهندسی، تلاش عمد‌های برای تولید و ارزیابی آلترناتیوها (گام‌‌های دوم و سوم) صورت می­گیرد به طوری که این تلاش‌ها در پروژه­‌های مختلف متفاوت است. آلترناتیوها بایستی تولید شوند و امکان پذیری آنها بوسیله مدل­‌های ریاضی، مدل­‌های فیزیکی و یا آزمایشات بر روی سیستم­‌های موجود یا مشابه مورد آزمون قرار گیرد. تولید آلترناتیوها یک فرآیند بسیار پیچیده است زیرا هیچ رویه یا مدل کلی برای آن وجود ندارد و رویه­‌های ریاضی نیز نمی­توانند جایگزین خلاقیت انسانی در تولید و ارزیابی آلترناتیوها باشد. با این حال پس از تولید و ارزیابی آلترناتیوها یک روش تصمیم­گیری چندمعیاره مانند ویکور یا تاپسیس می­تواند برای رتبه­بندی کردن آلترناتیوها بکار گرفته شود و یک جواب به تصمیم­گیرنده پیشنهاد کند.

 

1-2. پروژه­‌های عمرانی ملی و شاخص­‌های اولویت­بندی عملکرد

مجموعه فعالیت­‌های عمرانی کشور به چهار بخش امور عمومی، امور دفاعی و امنیتی، امور اجتماعی و فرهنگی و امور اقتصادی تقسیم می­شود که هر یک از این امور شامل یک یا چند فصل دربرگیرنده برنامه­‌های مختلف است. به عبارت دیگر طرح­‌های عمرانی که نوع عملیات و اهداف آنها در یک دسته قرار می­گیرد، تشکیل برنامه و مجموعه چند برنامه، فصل و مجموعه چند فصل، امور را تشکیل می­دهند. در هر فصل مواردی مانند مشخصات کلی، وضعیت اجرایی و پیشرفت فیزیکی و وضعیت مالی پروژه­‌های عمرانی در دست اجرا ارائه می­شود. عملکرد دستگاه­‌های اجرایی مشتمل بر وزارتخانه­ها، شرکت­‌های وابسته به آنها، سازمان­ها و مؤسسات دولتی و نهاد‌های عمومی غیردولتی که مجری طرح­‌های عمرانی هستند بر حسب دستگاه­‌های اصلی آنان ارائه می­شود. عملکرد هر دستگاه اصلی نشان­دهنده وضعیت دستگاه، مؤسسات و شرکت­‌های وابسته به آن است. تقسیم­بندی پروژه­‌های عمرانی از لحاظ نوع شامل احداثی، توسعه، تجهیز، تعمیر، مطالعه طراحی، مطالعه بنیادی، طراحی تفصیلی، نظارت، خدمات و تعهدات می­باشد. (معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، 1392). با توجه به این تقسیم­بندی 5/54 درصد پروژ­‌های عمرانی ملی از نوع احداثی بوده است (3620 پروژه از مجموع 6642 پروژه).

در برنامه چهارم توسعه کشور، ماده50 از امور اقتصادی، بر اهتمام به نظم و انضباط مالى و بودجه‌اى و تعادل بین منابع و مصارف دولت تأکید شده است. برای تحقق این نظم و تعادل، بایستی شاخص‌هاى کمّى مناسب و منطبق با برنامه‌ها و بودجه‌‌های سالانه تدوین گردد. در گزارش نظارتی پروژه­‌های عمرانی ملی در پایان برنامه چهارم توسعه (سال 1390) برای تعیین جایگاه هر یک از دستگاه‌‌های اجرایی و هریک از استان‌ها شاخص‌‌های کمی زیر پیشنهاد شده است به طوری که با اتکا به آنها و رویکرد‌های تصمیم گیری چند معیاره می‌توان اولویت بندی مناسبی برای تعیین جایگاه هر یک از استان‌ها متصور شد و ملاک مناسبی برای تخصیص بودجه، منابع و امکانات پیش روی سیاست گذاران قرار داد. این شاخص‌ها عبارتند از :

 

1-2-1. شاخص درصد تحقق خاتمه پروژه­ها

 این شاخص که از پروژه‌‌های بازدید شده محاسبه می­گردد، از رابطه (1) بدست می‌آید:

 

(1)

 

1-2-2. شاخص نسبت دستیابی به اهداف به دستیابی منابع

این شاخص برابر با نسبت شاخص دستیابی به اهداف یکساله به درصد پرداختی خزانه به اعتبار مصوب سال می­باشد. شاخص دستیابی به اهداف یکساله از رابطه (2) محاسبه می­شود. به طوری که  بیانگر تعداد پروژه­ها است.

(2)

 

 

1-2-3. شاخص مدت اجرا

شاخص مدت اجرا از رابطه (3) بدست می­آید که در آن :

(3)

 

 مدت اجرای پروژه­‌های خاتمه یافته در سال 1390

 میانگین مدت اجرای پروژه­‌های خاتمه یافته در طول سال­‌های گذشته

1-2-4. شاخص روش ارجاع کار

امتیاز روش ارجاع کار شامل درصد پروژه­‌های مناقصه عمومی با وزن 100 و درصد پروژه­‌های مناقصه محدود با وزن 70 است. یعنی خواهیم داشت :

(4)

 

1-2-5. شاخص علل تأخیر

این شاخص نیز به صورت رابطه (5) تعریف شده است به طوری که :

 

(5)

 

 

 تعداد تأخیرات ناشی از قصور دستگاه اجرایی در هر استان

 تعداد پروژه­‌های نظارت شده دستگاه اجرایی هر استان در سال 1390

تأخیراتی که دستگاه­‌های اجرایی به نوعی در پیدایش آن­ها دارای قصور هستند شامل: تهیه زمین، جذب اعتبارات، مشاور طراح، مشاور ناظر، پیمانکار و دستگاه اجرایی است. موارد مربوط به ضعف دستگاه اجرایی به طور مستقیم و سایر موارد نیز به طور غیر مستقیم با عملکرد دستگاه اجرایی مرتبط می­باشد.

 

1-2-6. شاخص کیفیت اجرا

شاخص کیفیت اجرا در خصوص پروژه­‌های عمرانی احداثی در دست اجرا و خاتمه یافته محاسبه شده که نحوه تعیین امتیاز آن بر اساس کارگران فنی، کیفیت مصالح، نیروی متخصص دستگاه اجرایی، نیروی متخصص مشاور ناظر، نیروی متخصص پیمانکار، مستند سازی، آزمایش­‌های کنترل کیفی در مراحل اجرا، تجهیز کارگاه و ماشین­آلات، نگهداری مصالح و استانداردها، ضوابط و دستورالعمل­ها بوده و اساس تشکیل پرسشنامه مرتبط با آن می­باشد. مقادیر این شاخص­ها برای استان­‌های کشور در جدول (1) محاسبه شده است. شاخص­‌های اجرایی عملیات پروژه­‌های عمران ملی بر حسب استان محل اجرای پروژه­‌های دسته­بندی می­شود، به این ترتیب می­توان عملکرد پروژه­‌های عمرانی ملی را در استان­‌های کشور بدست آورد.

 

2. پیشینه تحقیق

پیرامون اولویت­بندی با استفاده از فرآیند MCDM تحقیقات متعددی هم در داخل کشور و هم در خارج انجام گردیده است. در این قسمت به برخی تحقیقات مرتبط با تکنیک­‌های بکار گرفته شده در این پژوهش در ارزیابی عملکرد سازمان­ها و پروژه­‌های ملی پرداخته شده است. آذر و عبدالعلی پور (1385) با استفاده از روش ترکیبی تاپسیس و تاکسونومی به رتبه­بندی سازمان­‌های بازرگانی استانی پرداخته­اند. برای این منظور هفت شاخص درصد کارکنان رسمی به کل کارکنان، میزان تحصیلات کارکنان، تعداد کارکنان، درصد واحد‌های متخلف شناسایی شده به دفعات بازرسی و میزان بودجه و کیفیت خدمات پایگاه­‌های اطلاع رسانی مورد ارزیابی قرار گرفتند. بزی و همکاران (1390) به ارزیابی عملکرد پروژه­ها با استفاده از سه شاخص طلایی کیفیت، زمان و هزینه مبادرت کردند. از آنجا که از نظر اکثر مدیران این سه شاخص بعنوان کلیدی ترین شاخص‌ها مدنظر می باشند، آنان یک شاخص کلی ترکیب شده ایجاد نموده و پس از کمی سازی شاخصها و الگوبرداری از مدلهای تصمیم گیری چند معیاره به ارزیابی و بررسی پروژه‌ها پرداختند. عظیمیان و همکاران (1392) با بکارگیری رویکرد تلفیقی تحلیل پوششی داده­ها و شاخص بهره­وری مالم کوئیست به ارزیابی عملکرد پروژه­ها در پژوهشکده علوم و فناوری زیر دریا اقدام کردند. دراین مطالعه از مدل خروجی محور با بازده به مقیاس ثابت استفاده شده و نتایج مخصوص به یک زمان مشخص و مربوط به سازمان تحت بررسی هستند. همچنین باتوجه به این که تحلیل پوششی داده­ها برای سنجش کارایی واحد‌های با اهداف یکسان استفاده می شود، فرض شده پروژه‌ها از نظر اهداف که همان ارائه کیفیت مطلوب با حداقل هزینه و زمان می باشند، همگن به شمار آیند. نتایج این پژوهش امکان استفاده از مدل یادشده را برای تعیین عملکرد پروژه‌ها در سازمان‌های پروژه محور نشان می دهد. اورک سلیمانی و نوربخش (1392) با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده­ها به ارائه روشی برای ارزیابی عملکرد واحدهای اجرایی پروژه‌های عمرانی پرداختند. بدین منظور پروژه ساخت مجتمع­های مسکونی مسکن مهر را به عنوان مطالعه موردی انتخاب نموده و برای اعتبار بخشی از چهار شرکت دیگر که در این زمینه فعال بودند استفاده کردند. در ابتدا از طریق پرسشنامه شاخص‌های کارایی انتخاب و سپس به ارزیابی کارآیی هر یک از شرکت­ها و مقایسه عملکرد سالیانه آنها با یکدیگر پرداخته و در ن‌هایت واحدهای سازمانی را رتبه­بندی نمودند. بهشتی و همکاران (1392) به مطالعه علل طولانی شدن مدت تکمیل طرح‌ها و افزایش در هزینه تمام شده در عرصه ساخت و ساز کشور پرداختند. محقر و همکاران (1393) با بکارگیری مدل تصمیم گیری چند معیاره، مدلی برای انتخاب پروژه‌ها در بخش عمومی کشور ارائه نمودند. برای ساخت مدل، ابتدا معیارهای تصمیم گیرندگان با روش دلفی شناسایی شد و مدلی از ترکیب برنامه ریزی خطی، آرمانی و عدد صحیح ایجاد کردند. شاکری و همکاران (1393) با هدف حفظ و بهینه سازی منابع مالی و جلوگیری از اتلاف منابع به بررسی اقتصادی تاخیر در پروژه‌ها پرداختند و با بکارگیری روش کتابخانه ای و بررسی قوانین پیشنهاداتی را جهت شناسایی و کاهش اثرات اقتصادی تأخیر در پروژه‌ها ارائه نمودند.

 یه و تیونگ[8] (2000) با استفاده از روش ارزش فعلی مبتنی بر ریسک، به ارزیابی مالی پروژه­‌های زیرساختی کلان در سنگاپور پرداختند. آنان پس از شناسایی نقاط ضعف و قوت روش­‌های مختلف، ترکیبی از دو تکنیک هزینه متوسط وزنی سرمایه و ریسک- عایدی ثانویه را برای تجزیه و تحلیل پروژه­ها استفاده کردند. در پژوهشی دیگر انیا و پیازا[9] (2004) با استفاده از روش تحلیل سلسله­مراتبی فازی روشی را برای انتخاب پروژه­ها توسعه دادند. آنان با بکارگیری تمام اطلاعات ممکن و قرار دادن آنها در قالب محدودیت به تجزیه و تحلیل تصمیم پرداخته و عوامل مالی و کیفی را نیز مد نظر قرار دادند. تایسوز و کارامان[10] (2006) با بکارگیری فرآیند تحلیل سلسله مراتبی به ارزیابی ریسک پروژه­‌های فناوری اطلاعات پرداخته و معیار‌هایی مانند مدیریت روابط، برنامه­ریزی منابع، نیروی انسانی و تکنولوژی را لحاظ کردند. همچنین تزنگ و تنگ[11] (2007) مدلی برای انتخاب پروژه سرمایه­گذاری در حمل و نقل با تصمیم­گیری چندهدفه فازی توسعه دادند. با بکارگیری یک الگوریتم کارا سه شکل از پروژه­‌های سرمایه­گذاری مستقل، مکمل و جایگزین را مورد ارزیابی قرار داده و برنامه­ریزی عدد صحیح چندهدفه را برای آن بکار گرفتند. ابراهیمی نژاد و همکاران (2008) برای ارزیابی ریسک در پروژه­‌های صنعت ساختمان مدلی ارائه نمودند و معیارها و شاخص­‌هایی را برای تجزیه و تحلیل معرفی کردند سپس با استفاده از روش تاپسیس فازی و لینمپ فازی، ریسک­‌های سطح بالای پروژه را رتبه بندی کرده و نتایج بکارگیری دو روش را با هم مقایسه نمودند. برای ارزیابی پروژه­‌های خطوط لوله شرکت­‌های گاز استانی محمدی و شجاعی (2011) با بکارگیری رویکرد آمیخته فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی و تحلیل رابطه خاکستری بهترین مسیر ممکن را بین دو منطقه جهت احداث خط لوله انتخاب نمودند. برای این منظور بر اساس شاخص­‌های توسعه پایدار، معیار‌های فنی، مالی و اقتصادی و اجتماعی را مد نظر قرار دادند. در تحقیق دیگری محمدی و همکاران (2012) به ارزیابی پروژه­‌های شرکت­ گاز استان فارس با بکارگیری رویکرد‌های زیست محیطی مبادرت کرده و ریسک‌‌های اکولوژیک را در پروژه‌‌های کلان مورد مطالعه قرار دادند.

بررسی تحقیقات صورت گرفته در کشور در حوزه پروژه‌‌های عمرانی نشان می­دهد که عمدتاً تمرکز بر مطالعات موردی می­باشد و خروجی این تحقیقات یا متمرکز بر ارائه راهکار‌هایی برای کاهش تأخیرات در بهره برداری از پروژه­هاست و یا مبتنی بر ارزیابی و رتبه­بندی پروژه­ها در سطح خرد بوده و کمتر شاخص­‌های دقیق فنی را در ارزیابی­‌های خود لحاظ نمودند. بنابراین لزوم انجام تحقیقاتی که در سطح کلان به ارزیابی عملکرد پروژه‌‌های عمرانی پرداخته و شاخص‌‌های متعدد مرتبط با پروژه‌ها را برای ارزیابی بکار گیرد احساس می‌شود. با استناد به گزارش نظارتی پروژه‌‌های عمرانی ملی، امکان انجام چنین تحلیل‌‌هایی میسر خواهد شد. بدیهی است انجام چنین رویکردی آن هم در سطح کلان برای تعیین جایگاه هر استان می­تواند به خط­مشی گذاران در اتخاذ تصمیماتی از قبیل بودجه­بندی سرمایه و مدیریت مناسب زمان- هزینه یاری رساند.

 

3. روش تحقیق

در ارزشیابی عملکرد عملیات عمرانی ملی، از شش شاخص اصلی و نتیجه گرای درصد تحقق خاتمه، کیفیت اجرا، نسبت دستیابی اهداف به دستیابی منابع، مدت اجرا، روش ارجاع کار و علل تأخیر استفاده شده است. محدوده امتیازات محاسبه شده برای هر یک از شاخص­ها از صفر تا 100 بوده و در مورد شاخص­‌هایی مانند درصد تحقق خاتمه پروژه­‌های خاتمه یافتنی و نسبت دستیابی اهداف به دستیابی منابع که میزان آن ممکن است در برخی استان­ها بزرگتر از 100 درصد باشد نیز سقف امتیاز برای ارزشیابی برابر 100 در نظر گرفته می­شود. مقادیر این شاخص­ها برای استان­‌های کشور در جدول (1) نشان داده شده است. این جدول به عنوان ماتریس تصمیم برای روش­‌های ویکور و تاپسیس استفاده می­شود.

 

3-1. روش ویکور

ویکور یک شاخص رتبه­بندی چندمعیاره مبتنی بر معیار خاص نزدیکی به حل ایده­آل معرفی می­کند و برای رتبه­بندی سازشی از یک تابع تجمیعی LP متریک استفاده می­شود. (اپریکویچ و تزنگ، 2004: 447) فرض کنید J آلترناتیو با  مشخص شود. برای آلترناتیو  درجه و میزان جنبه jام بوسیله  مشخص می­گردد. یعنی  مقدار تابع معیار iام برای آلترناتیو  است به طوری که n تعداد معیارهاست. توسعه روش ویکور با رابطه (6) که LP متریک نامیده می­شود آغاز می­گردد:

(6)

 

با توجه به پژوهش اپریکویچ (1998) الگوریتم رتبه­بندی سازشی ویکور دارای گام­‌های زیر می­باشد :

گام اول: تعیین بهترین  و بدترین مقدار  برای همه توابع معیار  اگر تابع ام بیانگر یک مزیت باشد (جنبه مثبت) در این صورت طبق رابطه (7) خواهیم داشت :

(7)

 و

گام دوم: محاسبه مقادیر  و  برای  با بکارگیری روابط (8) و (9) :

(8)

 

(9)

 

به طوری که  بیانگر وزن نسبی هر معیار است و اهمیت نسبی هر یک را نشان می­دهد.

گام سوم: محاسبه مقدار  برای  با استفاده از رابطه (10) :

(10)

 

به طوری که:

 

در این رابطه  وزن استراتژی «اکثریت معیار» (یا حداکثر مطلوبیت گروهی) معرفی می­شود که در اینجا  است.

گام چهارم: رتبه­بندی کردن آلترناتیوها بوسیله مرتب کردن مقادیر  به صورت نزولی. بنابراین نتایج سه لیست رتبه­بندی شده هستند.

گام پنجم: پیشنهاد می­شود یک حل سازشی برای آلترناتیو  که بوسیله معیار حداقل  رتبه­بندی شده اگر دو شرط زیر برقرار باشد.

شرط 1) مزیت قابل پذیرش[12] : بایستی رابطه (11) برقرار باشد به طوری که  گزین‌های است که جایگاه دوم را در لیست طبقه­بندی شده  دارد و  به طوری که  تعداد آلترناتیوها است.

(11)

 

 

شرط 2) ثبات پذیرش در تصمیم­گیری[13] : آلترناتیو  بایستی بهترین رتبه را در لیست  نیز داشته باشد. یعنی این حل سازشی بایستی در فرآیند تصمیم­گیری با ثبات باشد بطوری که تحت هر شرایطی (رأی اکثریت با ، توافق با ، وتو[14] با ) برقرار گردد.

در صورتی که یکی از شرایط برقرار نباشد، مجموع‌های از حل­‌های سازشی پیشنهاد می­شود که عبارتند از:

الف) گزینه‌‌های  و  اگر تنها شرط دوم برقرار نباشد.

ب) گزینه­‌های ، ،...،  اگر شرط اول برقرار نباشد و  از رابطه (12) تعیین شود:

(12)

 M برای حداکثر

بهترین آلترناتیو رتبه­بندی شده بوسیله شاخص  مقداری است که حداقل ارزش  را دارد. روش ویکور یک ابزار مفید در تصمیم­گیری چندمعیاره است بخصوص در شرایطی که تصمیم­گیرنده قادر به بیان ترجیحات خود در ابتدای طراحی سیستم نباشد.

 

3-2. روش تاپسیس

این روش توسط چن و هوانگ (1992) با توجه به کار هوانگ و یون (1981) ارائه شده است. اصل اساسی این تکنیک انتخاب آلترناتیوی است که کمترین فاصله به جواب ایده­آل و دورترین فاصله را با جواب ایده­آل منفی دارد. رویه تاپسیس شامل گام­‌های زیر است:

گام اول: محاسبه کردن ماتریس تصمیم نرمالیزه شده. در این مرحله مقادیر نرمالیزه شده  از رابطه (13) محاسبه می­شود:

(13)

 

گام دوم : محاسبه ماتریس تصمیم نرمالیزه شده وزنی  از رابطه (14) است به طوری که  بیانگر وزن مشخصه ام و

(14)

 

گام سوم : تعیین جواب ایده­آل و ایده­آل منفی از رابطه (15):

 

(15)

 

به طوری که  مربوط به معیار‌های مزیتی (جنبه مثبت) و  مربوط به معیار‌های هزین‌های (جنبه منفی) است.

گام چهارم : محاسبه کردن معیار‌های افتراق: تفاوت هر آلترناتیو از حل ایده­آل و حل ایده­آل منفی به صورت رابطه (16) می­باشد:

(16)

 

گام پنجم : تعیین نزدیکی نسبی به جواب ایده­آل: نزدیکی نسبی آلترناتیو  با توجه به  به صورت رابطه (17) تعریف می­شود:

(17)

 

3-3. آنتروپی شانون

در نظریه اطلاعات، آنتروپی یک معیار عدم اطمینان است که با توزیع احتمال مشخص  بیان می­شود. (مومنی، 1385) اگر  تعداد گزینه­ها و  تعداد شاخص­ها باشد به طور خلاصه وزن شاخص­ها از طریق انجام گام­‌های زیر بدست می­آید:

گام اول: محاسبه توزیع احتمال از طریق رابطه (18) انجام می­گیرد :

(18)

 

گام دوم: محاسبه مقدار آنتروپی است که در آن   

(19)

 

گام سوم : مقدار عدم اطمینان از رابطه (20) بدست می­آید.

(20)

 

گام چهارم: محاسبه اوزان شاخص­ها از رابطه (21) محاسبه خواهد شد.

(21)

 

4. نتایج

نتایج ارزشیابی عملکرد عمرانی استان­ها به شرح جدول (1) می­باشد. که این جدول به عنوان ماتریس تصمیم مبنای محاسبات ویکور و تاپسیس قرار خواهد گرفت.

 

جدول 1. نتایج ارزیابی عملکرد عمرانی استان­ها در پایان برنامه چهارم توسعه

استان

درصد تحقق خاتمه

کیفیت اجرا

دستیابی اهداف به دستیابی منابع

مدت اجرا

روش ارجاع کار

علل تاخیر

آذربایجان شرقی

77/2

93/7

56/3

55/9

92/5

90/7

البرز

42/9

86/6

90/4

59/6

71/3

95/2

قزوین

48/2

80/1

79/6

63/5

92/8

98/5

همدان

33/3

86/7

142

51/2

83/8

80/1

فارس

49/3

80/6

81/7

57

87/3

78/9

خراسان جنوبی

41/4

80/4

84/3

65/7

72/6

77/6

بوشهر

72/1

55/9

87/8

67/9

97/1

94/2

سمنان

47/6

76/7

167/1

43/8

76/3

90/3

زنجان

50

90/1

72

36/5

76/9

81/7

ایلام

55/2

81/8

83/3

39/5

93/2

68/4

خراسان رضوی

69/9

76

64

43/9

94/4

89/7

اصفهان

26/9

94/4

60

43/4

89/5

98/5

چهارمحال و بختیاری

26/5

87/9

43/7

75/9

76/1

98/4

خوزستان

48/5

87/5

51/6

44

92/5

74/8

گیلان

38

85/5

76/4

36/4

81/3

76/3

مازندران

59/2

68/4

71/1

55/7

87/8

73/8

تهران

58/4

67/9

69/6

53/6

73/1

83/3

گلستان

39/6

81

54/1

50/3

83/8

83/3

لرستان

34/8

85

41/1

54/2

91

85/7

کهگیلویه و بویراحمد

44/7

73/5

93/5

45/1

91/3

32/4

هرمزگان

57/1

73/3

65/2

38

91/6

71/8

کردستان

20/7

94

43/4

49/8

93

56/3

کرمان

52/2

71/2

83/8

46/3

85

25/1

خراسان شمالی

35/6

70/6

46/6

49/5

93

92/7

سیستان و بلوچستان

49/5

75/9

50/9

34/6

78/4

52/1

قم

52/8

74/4

44/3

35/6

72

64/9

کرمانشاه

39/3

78/5

36/7

49/1

86/4

32/6

اردبیل

24

76/2

42/2

52/4

84/1

35/9

یزد

18/5

78

21/3

57/2

69/9

13/9

آذربایجان غربی

12/3

81/7

24/3

36/3

88/4

1/3

مرکزی

22/2

49/9

32/4

37/5

94/8

0/6

 

با توجه به مقادیر جدول (1) به منظور وزن­دهی به شاخص­ها، از روش آنتروپی استفاده شده است، که نتایج آن به شرح جدول (2) می­باشد. از این وزن­­ها به منظور رتبه­بندی عملکرد استان­ها در روش­‌های ویکور و تاپسیس استفاده می­شود. لازم به ذکر است که از مجموع این شاخص­ها، دو شاخص مدت اجرا و علل تاخیر از نوع کمتر بهتر و سایر شاخص­ها از نوع بیشتر بهتر هستند.

 

جدول2. وزن­‌های شاخص­‌های استان­ها

درصدتحققخاتمه

کیفیتاجرا

دستیابیاهدافبهدستیابیمنابع

مدتاجرا

روشارجاعکار

عللتاخیر

0/147

0/229

0/109

0/211

0/234

0/069

 

4-1. اولویت­بندی استان­‌های کشور به روش تاپسیس

همانطور که در قسمت قبل بیان شد جدول (1) به عنوان ماتریس تصمیم در نظر گرفته می­شود. با محاسبه فاصله مقادیر از ایده­آل­‌های مثبت و منفی، مقادیر ،  و  محاسبه می­شود که با توجه به مقادیر  برای هر گزینه، رتبه­بندی ن‌هایی عملکرد دستگاه­‌های اجرایی بدست می­آید. این مقادیر در جدول (3) نشان داده شده است.

جدول 3. اولویت­بندی ن‌هایی استان­ها به روش تاپسیس

استان

     

رتبه­بندی نهایی

آذربایجان شرقی

6/936

5/421

0/439

4

البرز

6/636

3/835

0/366

16

قزوین

6/837

3/631

0/347

20

همدان

4/028

6/472

0/616

2

فارس

6/499

3/806

0/369

15

خراسان جنوبی

7/016

3/131

0/309

27

بوشهر

6/874

4/235

0/381

13

سمنان

3/497

8/199

0/701

1

زنجان

6/736

4/847

0/418

6

ایلام

6/038

4/965

0/451

3

خراسان رضوی

6/774

4/843

0/417

7

اصفهان

7/400

4/767

0/392

11

چهارمحال و بختیاری

8/689

2/793

0/243

31

خوزستان

7/195

4/592

0/390

12

گیلان

6/721

4/595

0/406

8

مازندران

6/917

3/592

0/342

21

تهران

7/226

3/322

0/315

26

گلستان

7/503

3/571

0/322

25

لرستان

7/809

3/732

0/323

24

کهگیلویه و بویراحمد

5/958

4/600

0/436

5

هرمزگان

6/850

4/528

0/398

10

کردستان

7/741

4/656

0/376

14

کرمان

6/352

4/253

0/401

9

خراسان شمالی

7/871

3/454

0/305

28

سیستان و بلوچستان

7/447

4/297

0/366

17

قم

7/712

4/148

0/350

19

کرمانشاه

7/796

3/791

0/327

23

اردبیل

7/984

3/382

0/298

29

یزد

8/597

3/089

0/264

30

آذربایجان غربی

8/155

4/538

0/358

18

مرکزی

8/521

4/185

0/329

22

 

همانطور که مشاهده می­شود، بر اساس روش تاپسیس، استان­‌های سمنان، همدان و ایلام به ترتیب رتبه­‌های اول تا سوم عملکرد را کسب کرده­اند.

 

 

 

4-2. اولویت­بندی استان­‌های کشور به روش ویکور

با توجه به جدول (1) که به عنوان ماتریس تصمیم برای رتبه­بندی به روش ویکور در نظر گرفته شده است، با احتساب  مقادیر  برای هر یک از آلترناتیوها (استان­ها) به صورت جدول (4) بدست می­آید:

جدول 4. مقادیر  برای هر استان

استان

 

S

R

Q

آذربایجان شرقی

1

34/0

15/0

26/0

البرز

2

63/0

22/0

8/0

قزوین

3

49/0

18/0

5/0

همدان

4

47/0

13/0

33/0

فارس

5

5/0

15/0

45/0

خراسان جنوبی

6

68/0

21/0

82/0

بوشهر

7

53/0

2/0

61/0

سمنان

8

49/0

18/0

51/0

زنجان

9

42/0

17/0

42/0

ایلام

10

33/0

07/0

00/0

خراسان رضوی

11

36/0

09/0

12/0

اصفهان

12

41/0

11/0

22/0

چهارمحال و بختیاری

13

7/0

21/0

84/0

خوزستان

14

38/0

09/0

11/0

گیلان

15

43/0

14/0

31/0

مازندران

16

54/0

15/0

47/0

تهران

17

66/0

21/0

79/0

گلستان

18

54/0

12/0

4/0

لرستان

19

5/0

14/0

41/0

کهگیلویه و بویراحمد

20

44/0

11/0

25/0

هرمزگان

21

38/0

11/0

18/0

کردستان

22

44/0

13/0

31/0

کرمان

23

51/0

12/0

35/0

خراسان شمالی

24

53/0

12/0

38/0

سیستان و بلوچستان

25

47/0

16/0

44/0

قم

26

55/0

22/0

69/0

کرمانشاه

27

54/0

11/0

37/0

اردبیل

28

62/0

13/0

51/0

یزد

29

78/0

23/0

98/0

آذربایجان غربی

30

45/0

15/0

37/0

مرکزی

31

5/0

23/0

68/0

در صورتی که آلترناتیوها را بوسیله مرتب کردن مقادیر  به صورت نزولی تنظیم گردد سه لیست اولویت­بندی شده در جدول (5) بدست خواهد آمد.

 

جدول 5. لیست اولویت­بندی شده مقادیر  به صورت نزولی

استان

S

استان

R

استان

Q

یزد

78/0

یزد

23/0

یزد

98/0

چهارمحال و بختیاری

7/0

مرکزی

23/0

چهارمحال و بختیاری

93/0

خراسان جنوبی

68/0

البرز

22/0

خراسان جنوبی

86/0

تهران

66/0

قم

22/0

البرز

83/0

البرز

63/0

چهارمحال و بختیاری

21/0

تهران

81/0

اردبیل

62/0

خراسان جنوبی

21/0

مرکزی

73/0

قم

55/0

تهران

21/0

قم

73/0

گلستان

54/0

بوشهر

2/0

بوشهر

66/0

مازندران

54/0

سمنان

18/0

سمنان

53/0

کرمانشاه

54/0

زنجان

17/0

سیستان و بلوچستان

47/0

بوشهر

53/0

سیستان و بلوچستان

16/0

اردبیل

47/0

خراسان شمالی

53/0

قزوین

15/0

زنجان

46/0

کرمان

51/0

آذربایجان غربی

15/0

قزوین

45/0

مرکزی

5/0

گیلان

14/0

مازندران

45/0

فارس

5/0

مازندران

13/0

خراسان شمالی

41/0

لرستان

5/0

کردستان

13/0

گلستان

4/0

سمنان

49/0

خراسان شمالی

12/0

آذربایجان غربی

39/0

قزوین

49/0

اردبیل

12/0

گیلان

35/0

سیستان و بلوچستان

47/0

کرمان

12/0

فارس

35/0

همدان

47/0

فارس

11/0

کرمان

32/0

آذربایجان غربی

45/0

همدان

11/0

لرستان

3/0

کردستان

44/0

گلستان

11/0

همدان

3/0

کهگیلویه و بویراحمد

44/0

اصفهان

11/0

کرمانشاه

3/0

گیلان

43/0

آذربایجان شرقی

11/0

کردستان

3/0

زنجان

42/0

هرمزگان

11/0

اصفهان

25/0

اصفهان

41/0

کهگیلویه و بویراحمد

11/0

کهگیلویه و بویراحمد

22/0

هرمزگان

38/0

لرستان

1/0

هرمزگان

2/0

خوزستان

38/0

کرمانشاه

1/0

آذربایجان شرقی

15/0

خراسان رضوی

36/0

خراسان رضوی

09/0

خراسان رضوی

13/0

آذربایجان شرقی

34/0

خوزستان

09/0

خوزستان

12/0

ایلام

33/0

ایلام

06/0

ایلام

01/0

 

همانطور که مشاهده می­شود، بر اساس روش ویکور، ایلام، خوزستان و خراسان رضوی به ترتیب رتبه­‌های اول تا سوم عملکرد را کسب کرده­اند. از آنجا که رابطه زیر در روش ویکور بر قرار است، شرط مزیت قابل پذیرش مورد تأیید قرار می­گیرد.

 

همچنین چون رتبه­بندی R نیز مانند Q می­باشد شرط دوم یعنی ثبات پذیرش در تصمیم­گیری نیز برقرار خواهد بود.

4-3- مقایسه تاپسیس و ویکور در اولویت­بندی استان­ها

هر دو تکنیک ویکور و تاپسیس مبتنی بر تابع تجمیعی (LP متریک) نزدیک به یک نقطه یا نقاط مرجع است. روش ویکور برای تابع  از  و  استفاده می­کند اما روش تاپسیس برای تابع  از  بهره می­گیرد. این دو روش تصمیم­گیری چندمعیاره از فرآیند‌های نرمالیزه کردن برای حذف واحد‌های اندازه گیری معیارها استفاده می­کنند. روش ویکور از نرمال کردن خطی و روش تاپسیس نرمال کردن برداری را بکار می­گیرند. (اپریکویچ و تزنگ، 2004: 451) ویژگی­‌های عمده ویکور و تاپسیس در این قسمت خلاصه می­شوند تا تفاوت میان آنها شناسایی شود:

الف) مبنای رویه و روش

هر دو روش فرض می­کنند که یک ماتریس عملکرد وجود دارد که بوسیله ارزیابی همه آلترناتیوها بر حسب هر معیار بدست می­آید و برای حذف واحد‌های اندازه­گیری معیارها نرمالسازی صورت می­گیرد و از یک تابع تجمیعی به عنوان شاخصی برای رتبه­بندی استفاده می­گردد.

 

ب) نرمالیزه کردن

تفاوت در این دو روش در نرمالسازی خود را نشان می­دهد روش ویکور از نرمال کردن خطی استفاده می­کند و مقادیر بهنجار شده به واحد ارزیابی معیارها بستگی ندارد. روش تاپسیس از نرمال کردن برداری (بکارگیری نورم) بهره می­گیرد و مقدار نرمالیزه شده می­تواند از واحد ارزیابی از معیاری به معیار دیگر متفاوت خواهد بود. هر چند نسخه­‌های جدید تاپسیس از نرمال کردن خطی بهره می­گیرند.

 

ج) تجمیع کردن

تفاوت اصلی در رویکرد‌های تجمیعی است. روش ویکور از یک تابع تجمیعی استفاده می­کند که بیانگر فاصله از حل ایده­آل است. این شاخص رتبه­بندی یک تجمیعی از همه معیارها، اهمیت نسبی معیار و یک توازن میان رضایت اکثریت و رضایت فردی است. اما روش تاپسیس از شاخص رتبه­بندی استفاده می­کند که در برگیرنده فاصله از نقطه ایده­آل و نقطه ایده­آل منفی است. این فواصل به صورت جمع ساده و بدون احتساب اهمیت نسبی هستند. روش تاپسیس از فاصله اقلیدسی  بعدی استفاده نموده که فی نفسه بیانگر توازن میان رضایت فردی و جمعی است اما روش ویکور از شاخص وزنی  به شکلی دیگر استفاده می­کند.

 

 

 

د) جواب

هر دو روش یک لیست رتبه­بندی شده ارائه می­دهند. آلترناتیو با بالاترین رتبه در روش ویکور نزدیک به جواب ایده­آل است اما بالاترین رتبه در تاپسیس بیانگر بهترین مورد بر حسب شاخص رتبه­بندی است که لزوماً نزدیک به جواب ایده­آل نیست.

 

5. نتیجه­گیری

در این مقاله با استفاده از دو رویکرد تصمیم­گیری چند معیاره به ارزیابی پروژه­‌های عمرانی ملی در پایان برنامه چهارم توسعه در استان­ها پرداخته شده است. ملاحظه می­شود که نتایج بدست آمده از روش ویکور و تاپسیس، تا حدی متفاوت می­باشد. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که در روش ویکور، استان­‌های ایلام، خوزستان و خراسان رضوی و در روش تاپسیس استان­‌های سمنان، همدان و ایلام به ترتیب رتبه­‌های اول تا سوم عملکرد را کسب کرده­اند.

روش ویکور معیاری برای رتبه­بندی بر اساس نزدیکی به جواب ایده­آل می­دهد. در مقابل روش تاپسیس بر اساس معیار کمترین فاصله به جواب ایده­آل و دورترین فاصله از ایده­آل منفی عمل می­کند. روش تاپسیس در واقع دو نقطه مرجع[15] معرفی می­کند اما اهمیت نسبی فواصل از این دو نقطه مشخص شده مد نظر قرار نمی­گیرد. از طرف دیگر مقدار‌های بهنجار شده در روش ویکور بستگی به واحد ارزیابی هر معیار ندارد زیرا از نرمالسازی خطی استفاده می­کند اما در روش تاپسیس این وابستگی وجود دارد. بنابراین اولویت­بندی صورت گرفته، با عنایت به برخی ضعف­‌های تاپسیس، در روش ویکور ارجحیت خواهد داشت. لازم به ذکر است که تحلیل تطبیقی صورت گرفته صرفاً قدمی برای مقایسه کردن تکنیک­‌های مختلف تصمیم­گیری چندمعیاره است که هر کدام به هنگام حل مسأله جواب­‌های متعددی ارائه می­دهند و تحقیقات متعددی لازم است که صورت گیرد تا معایب و مزایای هر یک هنگام حل کردن مسائل مشخص شود.

این مقاله با بکارگیری دو روش تصمیم گیری چندمعیاره به ارزیابی و اولویت بندی استان­‌های کشور بر اساس عملکرد پروژه­‌های عمرانی در پایان برنامه چهارم توسعه می­پردازد. نتایج بدست آمده از این پژوهش مبتنی بر داده‌‌های مقطعی در یک زمان مشخص (پایان برنامه چهارم توسعه) برای هر استان می­باشد. تصمیم گیرندگان سطح کلان کشور بر اساس خروجی این تحقیق در می­یابند که چگونه برای پیشبرد توسعه در استان‌‌های کشور، برای بهره برداری از پروژه‌‌های عمرانی اقدام به بودجه بندی نمایند. انجام چنین تحلیل‌‌هایی در پایان برنامه­‌های توسعه کشور می­تواند ورودی مناسبی برای تدوین برنامه توسعه بعدی در کشور باشد. به عنوان مثال با استفاده از خروجی‌‌های برنامه پنجم توسعه در پایان سال 94 و تعیین جایگاه هر استان بر اساس عملکرد پروژه­‌های عمرانی می­توان خط مشی گذاران کشور را در برنامه ریزی و تدوین برنامه ششم توسعه و تعیین چشم انداز پنج سال آینده هر استان یاری نمود. به عنوان نمونه استان‌‌های یزد و چهارمحال بختیاری بر اساس هر دو روش تاپسیس و ویکور که معتبرترین روش‌‌های تصمیم گیری چندمعیاره هستند حائز پایین ترین رتبه­ها در بین کل استان‌‌های کشور در تکمیل پروژه‌‌های عمرانی کشور می­باشند و استانداران این استان­ها بایستی توجه ویژ‌ه‌ای  به پروژه‌‌های عمرانی خود داشته باشند.

از طرف دیگر ملاک‌‌های ارزیابی و اولویت بندی شامل درصد تحقق خاتمه، کیفیت اجرا، دستیابی اهداف به دستیابی منابع، مدت اجرا، روش ارجاع کار و علل تاخیر است که مستخرج از گزارش نظارتی پروژه‌‌های عمرانی ملی سال 1390 می­باشد. استفاده از روش­‌های تصمیم گیری چند معیاره و تفکیک پروژه‌‌های عمرانی و ارائه جزئیات در آمار معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور می­تواند به کشف شکاف بین عملکرد استان­ها در حوزه­‌های مختلف این قبیل پروژه­ها و اقدام در جهت رفع آن کمک نماید.



[1]. Multi Criteria Decision Making

[2]. Preference Structure

[3]. Off-line

[4]. TOPSIS (Technique for Order Preference by Similarity to an Ideal Solution)

[5]. VIKOR (VIseKriterijumska Optimizacija I kompronsino Resenje)

[6]. Simple Aggregating Function

[7]. Deng et al.

[8]. Ye and Tiong

[9]. Enea and Piazza

[10]. Tuysuz and Kahraman

[11]. Tzeng and Teng

[12] Acceptable advantage

[13] Acceptable stability in decision making

[14] Veto

[15]. Reference point

آذر، عادل. عبدالعلی پور، امیرحسین (1385). ارزیابی سازمان‌‌های بازرگانی استان‌ها با رویکرد MADM. پژوهش نامه بازرگانی، 39، 190-157.

اورک سلیمانی، آرش و مهرزاد نوابخش (1392). ارزیابی عملکرد واحدهای اجرایی پروژههای عمرانی و رتبه بندی آنها با استفاده ازروش تحلیل پوششی داده‌ها DEA مطالعه موردی پروژه ساخت مجتمع‌های مسکونی مسکن مهر، کنفرانسبین المللی عمران، معماری و توسعه پایدار شهری.

 بزی، حمیدرضا، زاهدی، آرمین و کاوه شاه­حسینی (1390). بکارگیری شاخص طلایی در ارزیابی عملکرد پروژه‌های عمرانی، هفتمین کنفرانسبین المللی مدیریت پروژه.

بهشتی, سید امیر حسین؛ مدقالچی، علی و محمد‌هاشمی (1392). بررسی علل و عوامل موثر در بروز تاخیر در پروژه‌‌های عمرانی کشور مطالعه موردی:استان‌‌های زنجان،تهران و آذربایجان شرقی، همایش ملی معماری پایدار و توسعه شهری، بوکان.

شاکری، اقبال؛ یعقوبی، ایمان و امید امیری (1393). بررسی آثار اقتصادی تاخیر در پروژه‌های عمرانی، ماهنامه نفت، گاز و انرژی، سال پنجم، شماره 22، 46-58.

عظیمیان، میثم؛ شاهین، آرش؛ علینقیان، مهدی و سیدمحمدعلی بدری (1392). توسعه رویکردی تلفیقی از تحلیل پوششی داده‌ها و شاخص بهره وری مالم کوئیست برای ارزیابی عملکرد پروژه‌ها، نشریه مدیریت صنعتی، سال پنجم، شماره 10،  43-62.

محقر، علی؛ مهرگان، محمدرضا؛ آذر، عادل و ناصر مطهری فریمانی (1393). طراحی مدلی برای انتخاب پروژه‌های عمرانی در بخش عمومی، نشریه مدیریت صنعتی، سال ششم، شماره 15، 831-847.

معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور (1392). گزارش نظارتی پروژه‌‌های عمرانی ملی سال 1390، تهران: ریاست جمهوری. معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، چاپ اول.

ﻣﻮﻣﻨﻲ، منصور (1385). ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻧﻮﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ در ﻋﻤﻠﻴﺎت. اﻧﺘﺸﺎرات داﻧﺸﻜﺪه ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺸـﮕﺎه ﺗﻬﺮان.

Chen, S.J., Hwang, C.L., (1992).“ Fuzzy Multiple AttributeDecision Making: Methods and Applications”. Springer- Verlag, Berlin.

Deng, H., Yeh, C.H., Willis, R.J., (2000). “Inter-company comparison using modified TOPSIS with objective weights”. Computers & Operations Research, 27 (10), 963–973.

Duckstein, L., Opricovic, S., (1980). “Multi objective Optimizationin River Basin Development”, Water Resources Research, 16 (1), 14–20.

Ebrahimnejad, S. Mousavi, S.M. and Mojtahedi, S.M.H. (2008). “A model for risk evaluation in construction projects based on fuzzy MADM”, Management of Innovation and Technology, 4th IEEE International Conference on 21-24 Sept. 2008, 305 – 310.

Enea, M and Piazza, T. (2004). “Project Selection by Constrained Fuzzy AHP”, Fuzzy Optimization and Decision Making, 3(1), 39-62.

Mohamadi, A. and shojaei, P. (2011).” Determining Gas Pipeline Optimum Route by Using Integrated FAHP/GRA Model”, Australian Journal of Business and Management Research, 1 (3), 75-88.

Mohamadi, A. shojaei, P. and Arabi, Amin. (2012).” Determining the Optimum Route of Gas Pipeline by Environmental Quantitative Approach Case: Fars Gas Company, International Journal of Business and Management Tomorrow,2(2), 1-7.

Opricovic, S., (1998). “Multicriteria Optimization of Civil EngineeringSystems”, Faculty of Civil Engineering, Belgrade.

Opricovic, S., Tzeng, G.H., (2004). “Compromise solution by MCDM methods: A comparative analysis of VIKOR and TOPSIS”, European Journal of Operational Research, 156(1), 445-455.

Tuysuz, F. Kahraman, C. (2006).” Project Risk Evaluation Using a Fuzzy AHP: An Application to Information Technology Projects”, International Journal of Intelligent Systems, 21(6), 559-584.

Tzeng, G.H. and Teng, J.Y. (2007).” Transportation Project Selection with Fuzzy Multiobjectives ”, Transportation Planning and Technology, 17 (2), 91-112.

Ye, S. and Tiong, R. (2000). ”NPV-at-Risk Method in Infrastructure Project Investment Evaluation”, Journal of Constraint Engineering Management, 126) 3), 227–233.