مخارج تحقیق و توسعه و رشد بهره وری کل عوامل تولید بخش صنعت

نوع مقاله: پژوهش کاربردی

نویسندگان

1 دانشیار گروه اقتصاد دانشکده اقتصاد و علوم انسانی

2 کارشناس ارشد مهندسی صنایع- سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا

چکیده

(صحت مطالب مقاله بر عهده نویسنده است و بیانگر دیدگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست) 
هدف از این مقاله بررسی رابطه بین برخی فاکتورهای موثر بر رشد بهره وری بخش های صنعتی ایران است. با توجه به اهمیت روزافزون مقوله رشد بهره وری در شکوفایی و رشد اقتصادی کوتاه مدت و بلندمدت کشورها، در این تحقیق سعی شده است با استفاده از داده های مربوط به صنایع مختلف در دوره 1389-1373، اثر برخی متغیرهای موثر مانند مخارج تحقیق و توسعه، هزینه های آموزش، مهارت و مزد و حقوق بر رشد بهره وری بخش های صنعتی مختلف بر طبق کدهای صنعتی دورقمی ISIC، سنجیده شود. نتایج حاصل، حاکی از اثر قابل توجه مثبت و معنی دار هزینه های تحقیق و توسعه و آموزش و مهارت بر رشد بهره وری کل صنایع می باشد. همچنین در بخش دیگری به بررسی اثرات فردی عامل تحقیق و توسعه در صنایع مختلف پرداخته شده است که نتایج حاصل از آن نشان می دهد که تحقیق و توسعه در برخی صنایع اثر مثبت داشته، در یک صنعت اثر منفی و در برخی صنایع کاملا بی معنی بوده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

R&D costs and total factor productivity of industrial sector

نویسندگان [English]

  • Nader Mehregan 1
  • leili soltani sehat 2
چکیده [English]

The purpose of this paper is to investigate the relationship between some important factors and productivity growth of industrial sector in Iran. Given the increasing importance of productivity growth in the short term and long term countries’ economic growth, using data from the period of 1389-1373 this study is attempting to analyze the impacts of variables research and development costs, training costs, employees skill and employees wage and salary on the productivity growth of the industrial sectors which is categorized according to industry codes of double-digit ISIC. The results indicate that R&D and training costs and skill have significant positive effect on productivity growth while wage and salary has negative impact on total productivity growth. in second part, this article has showed that R&D costs have different effects on different industries productivity, as have positive impact on some industries’, negative impact on just one industry’s and meaningless on others’ productivity growth.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Total Factor Productivity
  • R&D
  • Training
  • skill

مقدمه:

رشد اقتصادی هر کشور می­تواند تحت تاثیر دو عامل حاصل گردد: یکی انباشت عوامل تولید شامل سرمایه فیزیکی و نیروی انسانی و دیگری افزایش سطح کارایی و بهره­وری عوامل تولید. بهره­وری هم در کوتاه­مدت و هم در بلندمدت تقریباً بر تمام موضوعات اقتصادی چه خرد و چه کلان تاثیر مثبت می­گذارد و در نهایت رشد و شکوفایی و پویایی اقتصاد کشور را موجب می­شود. بر اساس نظریه­های رشد اقتصادی درونزا بهره­وری کل عوامل، تابع انباشت سرمایۀ تحقیق و توسعه داخلی است زیرا فعالیت­های تحقیق و توسعه داخلی موجب تولید کالاها و خدمات قابل تجارت و استفاده مؤثرتر از منابع موجود و جذب فناوری پیشرفته خارجی می­شود. این عامل نه تنها منجر به خلق فناوری برای ساخت کالاهای جدید می­گردد، بلکه راه­های جدیدی برای به کارگیری مؤلفه­های تولید و یا مواد اولیۀ نوظهور نیز ایجاد می­کند. در ایران نیز جایگاه بهره­وری در برنامه­های توسعه کشور و سند چشم انداز لحاظ گردیده بطوریکه در برنامه چهارم توسعه (1388-1384) الزام گردید سهم بهره­وری بخش­های مختلف اقتصادی از رشد پیش­بینی شده 8 درصدی به 2.5 درصد برسد. همچنین در برنامه پنجم توسعه (1393-1389) در راستای ارتقاء سهم بهره­وری در رشد اقتصادی به یک سوم در پایان الزام گردید سازمان ملی بهره­وری ایران به صورت مؤسسه دولتی وابسته به معاونت با استفاده از امکانات موجود ایجاد شود تا برنامه جامع بهره­وری کشور تدوین نموده و به تصویب برساند. در بین بخش­های مختلف اقتصادی، بخش صنعت بعنوان موتور محرک توسعه اقتصادی کشور از جایگاه ویژه­ای برخوردار است، ضمن اینکه در سطح خرد نیز بهره­وری یک بنگاه اقتصادی، محور اصلی رقابت برای آن بشمار می­رود. لذا شناسایی عوامل موثر و تعیین میزان تاثیر آنها بر رشد بهره­وری کل بخش­ها بخصوص بخش صنعت که تاثیرگذارترین بخش در رشد اقتصادی کشور بشمار می­آید، جهت اتخاذ سیاست­های راهبردی امری ضروری به نظر می­رسد.

این مطالعه علاوه بر بررسی تاثیر مستقیم هزینه­های تحقیقات صرف شده در درون کارگاه­های صنعتی، سایر عوامل درون کارگاهی که از جانب مدیریت تعیین می­گردند، همچون سهم تعداد شاغلین ماهر، سهم شاغلین با مزد و حقوق، هزینه­های آموزش صورت گرفته حین کار را نیز همزمان با اثر هزینه­های تحقیق و توسعه بررسی می­کند. در همین راستا به برآورد مدل داده­های ترکیبی برای 23 صنعت[1] (طبق کدهای دورقمی ISIC) برای دوره زمانی 1389-1373 پرداخته و  بعد از تعیین اثرات فردی، مشخص می­کند که کدام صنعت تاثیر بیشتری از افزایش یا کاهش هرکدام از متغیرهای برونزا بویژه هزینه­های صرف شده در راستای فعالیت­های تحقیق و توسعه خواهد پذیرفت.  در ادامه مبانی نظری مرتبط با موضوع بررسی می­گردد و سپس در بخش دوم مروری بر مطالعات پیشین پیرامون مبحث بهره­وری و عوامل موثر بر آن ارائه می­شود. در بخش سوم نحوه تصریح مدل­های بهره­وری و تاثیر و نیز نتابج حاصل از برآورد هر کدام از مدل­ها بیان می­گردد. در بخش چهارم نیز نتیجه­گیری و پیشنهادات ارائه خواهد شد.

1-            مبانی نظری

مدل های رشد اقتصادی به دو دسته رشد برونزا و درونزا تقسیم می شوند. الف) مدل های رشد برونزا پیشرفت تکنولوژی را به‌عنوان عامل برون‌زا و انباشت سرمایه را به‌عنوان عامل درون‌زای رشد تولید در نظر می­گیرد. در مدل­های رشد نئوکلاسیک مانند مدل سولو، رشد اقتصادی از طریق انباشت عوامل تولید بدلیل بازده نزولی، پایدار نخواهد بود و وجود عامل بهره­وری لزوم رسیدن به رشد بلندمدت است. در این الگوها بطور کلی رشد اقتصادی به انباشت سرمایه فیزیکی و پیشرفت فنی برونزا نسبت داده می­شود که در آن نرخ جمعیت پایین­تر و سطح فناوری بالاتر، نرخ رشد کوتاه­مدت را افزایش می­دهد. لذا برای رسیدن به رشد بلندمدت، پیشرفت فنی را باید بصورت برونزا وارد مدل کرد.

ب) در دهه 1990 اقتصاددانانی چون رومر[2] (1990)، گروسمن و هلپمن[3](1991)، آقیون و هوویت[4](1992)، الگوهای رشدی طراحی نمودند که در شرایط ثابت بودن سرمایه فیزیکی و نیروی کار می­توانند نشاندهنده رشد اقتصادی باشند. ویژگی اصلی این الگوها که به مدل­های رشد درونزا شهرت یافتند، حذف بازدهی­های نزولی نسبت به مقیاس بود. در این الگوها نقش فناوری توسط ویژگی­های مختلفی همچون ویژگی­های شخصیتی، آگاهی انباشته، مخارج تحقیق و توسعه و منابع پایان­ناپذیر و پایان­پذیر تعیین شده است. رشد درون‌زا با تأکید بر این نکته که رشد اقتصادی، پیامد سیستم اقتصادی است؛ نه نتیجه نیروهای وارده از خارج، خود را از رشد نئوکلاسیکی متمایز می­سازد. آنها فعالیت­های مبتنی بر نوآوری با جهت­گیری تجارت در واکنش به محرکه­های اقتصادی را به‌عنوان موتور اصلی پیشرفت تکنولوژی و رشد اقتصادی در نظر می­گیرند. این مدل­ها به دو دسته مدل­های رشد مبتنی بر تحقیق و توسعه و مدل­های رشد درونزای مبتنی بر سرمایه  تقسیم می­شوند:

۱-  مدل­های مبتنی بر تحقیق و توسعه، در سطح ثابت سرمایه و کار، پیشرفت فناوری را یکی از دلایل افزایش تولید مطرح می­کند. بنابراین رشد بهره­وری به جای اینکه ثابت فرض شود در داخل مدل تعیین می­شود که یکی از عوامل تعیین­کننده آن سرمایه­گذاری در بخش تحقیق و توسعه است. تحقیق و توسعه از دو راه می تواند موجب رشد اقتصادی گردد. اول اینکه نوآوری و معرفی محصولات جدید نقش بیشتر و بهتری در تولید نسبت به کالاهای سرمایه ای موجود دارد. دوم اینکه فعالیت های تحقیق و توسعه باعث ایجاد اثرات جانبی در موجودی علم و دانش شده که به نوبه خود باعث کاهش هزینه های تحقیق و توسعه می شود. بطور کلی در این الگوها فرض می­شود نیروی کار، سرمایه و فناوری برای بهبود فناوری با هم ترکیب می­شوند و با تخصیص منابع بیشتر به تحقیق و توسعه منجر به افزایش نوآوری و متعاقباً بهره­وری می­شود. عامل هزینه تحقیق و توسعه و پیشرفت تکنولوژی باعث کاهش هزینه­ها، افزایش بهره­وری و رشد صادرات می­شود.

ویژگی اصلی مدل­های مبتنی بر سرمایه، وجود بازدهی غیر نزولی برای سرمایه است. در این مدل تابع تولید ۲- بصورت y=f(k) است که در آن y نشاندهنده میزان تولید و k حجم سرمایه است. از نظر نلسون و فلپس[5] (1966) رشد اقتصادی از موجودی سرمایه انسانی نشأت می­گیرد که توانایی کشور­ها را در نوآوری و توسعه تحت تاثیر قرار می­دهد. بطور کلی نیروی انسانی در گسترش و تعمیق فعالیت­های بهره­ور کارگاه­ها، استفاده بهینه و کاراتر از سرمایه فیزیکی و نیز پیشبرد فعالیت­های تحقیق و توسعه نقش بسزایی دارد. البته تمام موارد فوق به ویژگی­های نیروی انسانی از جمله تحصیلات، مهارت، تجربه و عوامل بسیار دیگری بستگی دارد که باعث می­شود چگونگی نقش و تاثیر آن در مقاطع مختلف متفاوت باشد. بر اساس نظریه سرمایۀ انسانی، همچنانکه سرمایه فیزیکی بر قابلیت تولید اقتصادی انسانها می­افزاید، به همان ترتیب سرمایۀ انسانی حاصل از آموزش، قابلیت تولید افراد را ارتقاء می­دهد. آموزش نیروی کار می­تواند آن را اصلاح نموده و برای تطابق با فرآیندها و تکنیک­های جدید آماده کند و به بهره­وری اجازه رشد سریع دهد. شالوده افزایش بهره‌وری در سازمان‌ها مستلزم تاکید بر نیروی انسانی از نظر کیفی و ممانعت از نابهنگام شدن افراد در حرفه‌شان می‌باشد. همچنین هرچه تعداد شاغلین با تحصیلات عالی در صنایع بیشتر بوده و البته در جایگاه مناسب کاری خود قرار گیرند، می­توانند از سرمایه فیزیکی بصورت بهینه­تر استفاده نمایند و از این طریق بهره­وری را افزایش دهند. همچنین سطح بالای تحصیلات امکان فعالیت کاراتر در بخش­های تحقیق­و­­­توسعه که خود از منابع مهم رشد بهره­وری می­باشد را فراهم می­آورد. بدین ترتیب نیروی انسانی تحصیل کرده و ماهر می­تواند در گسترش و تعمیق فعالیت­های R&D داخلی و جذب سریعتر R&D خارجی موثر واقع شود. عامل دیگر موثر بر رشد بهره­وری که در این مطالعه مورد بررسی قرار می­گیرد عامل مهارت است.مهارت مؤلفه ایست که در گذر سالها بدست می­آید و جدا از میزان تحصیلات افراد به میزان توانایی آنها در انجام کارها بستگی دارد. با توجه به تعریف بهره­وری به صورت "انجام درست کارهای درست" به اهمیت تجربه و مهارت در ارتقاء مقوله بهره­وری پی می­بریم. از طرفی همانطور که در بخش تحصیلات نیز ذکر شد، مهارت به استفاده صحیح از سرمایه فیزیکی و نیز ایجاد، گسترش و جذب R&D داخلی و خارجی کمک می­نماید. در بین مولفه های مربوط به نیروی انسانی، می­توان به تاثیر شاغلین با مزد و حقوق بر بهره­وری اشاره کرد.  شاغلان با مزد و حقوق شاغلانی هستند که در مقابل کاری که برای کارگاه انجام می دهند، مزد و حقوق معینی دریافت می­دارند و شاغلان بدون مزد و حقوق شامل مالکان و شرکای فعال و کارکنان فامیلی بدون مزد شامل افرادی هستند که خود کارگاه را اداره می­کنند و یا در اداره آن شریک هستند و در ازای کار خود مزد و حقوق منظم و مستمری دریافت نمی­کنند. بدین ترتیب می­توان سنجید که آیا بهره­وری در ازای افزایش کارکنان خارجی و با مزد و حقوق افزایش می­یابد.

2-           پیشینه تحقیق

از جمله مطالعات خارجی انجام شده در زمینه موضوع مطالعه می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

برانستتر و رانگ[6] (2006) تاثیر قدرت تکنولوژی خارجی و هزینه­های R&D را بر بهره­وری کل عوامل تولید صنایع تولیدی تایوان در سطح مابین صنایع و درون صنایعی مورد بررسی قرار دادند. ایشان نشان دادند که در هر دو حالت تاثیر تکنولوژی خارجی بر بهره­وری مثبت و معنادار است. تابع تولید مورد استفاده در این مطالعه جهت بررسی اثرات سرمایه گذاری تحقیق و توسعه بر بهره­وری کل با استفاده از روش باقیمانده سولو مدلسازی شده و شامل متغیرهای سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی، سرمایه تحقیقاتی، متغیر روند و ارزش افزوده صنعت الکترونیک این کشور می­باشد. در نهایت با تخمین مدل اثرات ثابت و تصادفی داده­های ترکیبی، نشان دادند که در روش مهندسی معکوس، تکنولوژی وارداتی و جذب فناوری خارجی از کشورهای آمریکا و ژاپن، روی رشد ارزش افزوده بخش الکترونیک تایوان تاثیرات عمده­ای گذاشته است

آنون هایگن[7] (2007) از یک سو ارتباط بلندمدت بین هزینه­های R&D داخلی و بهره­وری کل عوامل تولید را بررسی کرد و از سوی دیگر به ارزیابی اهمیت انباشت R&D داخلی و خارجی و تاثیر آن بر بهره­وری پرداخت. نتایج تحقیق وی نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین هزینه­های R&D داخلی و بهره­وری در بلند­مدت وجود دارد اما هزینه­های R&D خارجی سهم معناداری در ارتقاء بهره­وری انگلستان ندارد.

اورتگا و مارین[8] (2008) به بررسی رابطه بین بهره­وری و هزینه­های R&D با استفاده از چندین شاخص تحقیق و توسعه در سطح کشوری پرداختند. ایشان نشان دادند که هزینه R&D نسبت به بهره­وری به شدت برونزا است و رابطه این دو کاملاً یکطرفه است. همچنین تاثیر عواملی همچون درجه باز بودن اقتصادی، میزان تجارت، توسعه بازارهای مالی، سرمایه­گذاری مستقیم خارجی، متغیرهای سازمانی و سرریزهای بین­المللی R&D را با تاثیر مستقیم هزینه­های R&D مقایسه نمودند و به این نتیجه رسیدند که هزینه­های تحقیق و توسعه یک فاکتور مهم در ارتقاء بهره­وری است. در بخش دیگری از بررسی­ها نشان دادند که نرخ بازگشت سرمایه تحقیق و توسعه به ترتیب در کشورهای با درآمد کمتر، متوسط و درآمد بالا، بیشتر است. بدین ترتیب یکی از چالش­های مهم برای سیاست­گذاران بخصوص برای کشورهای توسعه یافته یافتن ترکیبی از انواع فعالیت­های تحقیق و توسعه ایست که بتواند تاثیر آن را بر بهره­وری کل حداکثر نماید.

ماسترومارکو و زاگو[9] (2010) به بررسی عوامل تعیین کننده رشد بهره­وری کل عوامل تولید در شرکت­های تولیدی ایتالیا پرداختند. ایشان با استفاده از تکنیک­های تصادفی کرانه­ای (مرزی) سه رویکرد را برای بررسی تاثیر عوامل خارجی و محرک­های رشد ارائه دادند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه­گذاری و سرریزهای تکنولوژی، سرمایه انسانی و ناکارآمدی شبکه بانکی داخلی تاثیر چشمگیر روی رشد بهره­وری کل خواهد داشت.

داگاراوا[10] (2011) تاثیر تحصیلات عالی را روی بهره­وری نیروی کار و میزان حقوق افراد در ایالت کادونا بررسی نمود. نتایج حاصل از تحقیق وی حاکی از تاثیر قابل توجه مثبت روی بهره­وری نیروی کار و اما تاثیر جزئی مثبت روی حقوق افراد بود. دگاوارا در نهایت پیشنهاد داد در راستای افزایش بهره­وری و میزان حقوق افراد، دولت­ها باید سیاست­های تشویقی بیشتری جهت ترغیب کارگران به کسب تحصیلات عالی، اعمال نمایند.

کاستلانی و پیری[11] (2013) اثر سرریزهای تحقیق و توسعه را بر رشد بهره­وری مناطق اروپایی بررسی کردند. افزایش سرریز تکنولوژی در بین کشورها، نگرانی کشورهای پیشرفته را از کاهش دانش و رقابت در این کشورها افزایش می­دهد. از طرفی اهمیت رشد اقتصادی ملزم می­کند که این روند از طریق انتقال تکنولوژی و رشد بیشتر آن در داخل کشورهای منطقه اروپایی ادامه یابد. طبق نتایج بدست آمده از این مطالعه، مناطق دریافت کننده سرریزهای تکنولوژی، رشد بهره­وری بیشتری داشتند اما این تاثیر مثبت با افزایش تعداد پروژه­های انجام شده در خارج از منطقه، کمتر می­شد. ارتباط مثبت و چشمگیر بین گسترش سرریزهای تحقیق و توسعه و رشد بهره­وری منطقه داخلی، ثابت می­کند که انجام تحقیق و توسعه خارجی رقابت داخلی مناطق اروپایی را در جهت رشد بیشتر بهره­وری افزایش می­دهد.

کمپلمن و ریگز[12] (2012) با بررسی شاخص بهره­وری کل عوامل تولید کارگاه­های صنعتی با کارکنان بیش از 10 نفر در بلژیک، در دوره 1999-2006 به این نتیجه رسیدند که سطح بالای تحصیلات تاثیر مثبت و قابل توجهی بر بهره­وری شرکت ها داشته و میزان مازاد تحصیلات (هم دربین کارکنان جوان هم مسن) به نفع بهره­وری سازمان است. همچنین سالهای کمبود تحصیل (در کارکنان جوان) باعث کاهش بهره وری سازمان است.

همچنین در میان مطالعات انجام شده داخلی می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

امینی و حجازی (1387) به بررسی عوامل موثر بر بهره­وری کل در اقتصاد ایران با تاکید بر شاغلین دارای تحصیلات عالی، سرمایه R&D دولتی و نسبت تولید بالفعل به بالقوه، بعنوان شاخص بهره­گیری از ظرفیت­ها پرداختند. نتایج مطالعه آنها نشان می­دهد که در بلندمدت سرمایه R&D دولتی و نسبت شاغلین با تحصیلات عالی اثرهای معنادار و مثبتی بر بهره­وری داشتند.

مهرگان و مبارک (1387) به بررسی مولفه های اقتصاد نوین از جمله هزینه های تحقیق و توسعه، اندازه صنعت، مواد اولیه وارداتی از کشورهای پیشرفته و سهم مالکیت خصوصی بر میزان کارایی صنایع مختلف پرداختند. ایشان با استفاده از رویکرد تحلیل پوششی داده­ها نشان دادند که میزان کارایی در صنایع مختلف، متفاوت است. همچنین با استفاده از روش داده های ترکیبی  نشان دادند مولفه­های اقتصادی فوق بر کارایی صنایع مختلف تاثیر مثبت داشته است.

شاه­آبادی و رحمانی (1389) به بررسی نقش تحقیق­و­توسعه داخلی و خارجی و سرمایه انسانی بر رشد بهره­وری بخش صنعت اقتصاد ایران طی دوره 1385-1338پرداختند. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که سرمایه انسانی و انباشت سرمایه R&D خارجی به ترتیب بیشترین اثر مثبت را بر رشد بهره­وری کل عوامل تولید دارند. در حالیکه از لحاظ مبانی نظری انباشت سرمایه تحقیق و توسعه داخلی نیز نقش تعیین کننده­ای بر رشد بهره­وری کل عوامل تولید دارد اما بدلیل سرمایه­گذاری اندک و ناچیز بودجه­های تحقیقاتی داخلی و فقدان تقاضامحور بودن فعالیت­های تحقیقاتی، تاثیرگذاری انباشت تحقیق و توسعه داخلی در مقایسه با انباشت تحقیق و توسعه خارجی، بر رشد بهره­وری کل عوامل تولید بخش صنعت ایران کمرنگ­تر می­باشد.

 نظری و مبارک (1391) اثر سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه را بر بهره­وری صنایع ایران در دوره 1387-1374 بررسی نمودند. در این مطالعه علاوه بر عامل تحقیق و توسعه، متغیرهای دیگری همچون موجودی سرمایه به تولید، درجه باز بودن  نرخ موثر ارز، سهم مالکیت خصوصی، نیروی انسانی متخصص، مواد مصرفی خارجی و سودآوری صنایع بعنوان متغیرهای تاثیرگذار بر بهره­وری کل صنایع ایران در نظر گرفته شد. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که سرمایه انسانی متخصص، نسبت سرمایه به تولید، سودآوری، سهم مواد مصرفی خارجی، درجه باز بودن اقتصادی، مالکیت خصوصی، نرخ ارز با دو وقفه و هزینه­های R&D با سه وقفه بر بهره­وری کل عوامل تولید صنایع مختلف تاثیر دارد.

محمدزاده و همکارانش (1391) با بررسی عوامل موثر بر فعالیت­های تحقیق و توسعه، شدت و کارایی آن نشان دادند که سرمایه انسانی، اندازه بنگاه و نوع مالکیت می­تواند فعالیت­های تحقیق و توسعه را که از جمله منابع مهم بهره­وری است، بالا ببرد. نتایج این مطالعه نشان داد که انجام فعالیت­های تحقیق و توسعه در بنگاه دارای رابطه مثبت با اندازه بنگاه و مالکیت غیر دولتی بنگاه­ها، سرمایه انسانی، سودآوری و تمرکز صنعت دارد ولی شدت و کارایی این فعالیت­ها تنها به سرمایه انسانی بنگاه­ها بخصوص از طریق تحصیلات عالی آنان وابسته می­باشد.

3-          روش تحقیق

3-1-        روش تخمین پانل دیتا

مدل پانل دیتا روشی برای تلفیق داده­های مقطعی و سری زمانی است معمولا روش­های سنتی اقتصادسنجی، سری­های زمانی و داده­های مقطعی، ناهمگنی­های مربوط به مقاطع را در نظر نمی­گیرند و نتایج تخمین دارای ریسک تورش هستند اما استفاده از داده­های پانل تورش برآورد را از بین می­برد یا کم می­کند. در حقیقت اثرات فردی ناهمگن بنگاه­ها را به حساب می­آورد. از طرفی بالا بودن حجم مشاهدات باعث می­شود مساله هم­خطی در اقتصادسنجی تا حدودی رفع گردد. به طور کلی، یک مدل رگرسیونی در قالب داده­های تابلویی به صورت زیر است که در آن  دارای میانگین صفر و واریانس ثابت است.  اثرات ثابت و نشانگر تفاوت­های فردی مقاطع است و   جزء اخلال است:

[1]

 

گام اول در برآورد مدل­های پانل دیتا، حصول اطمینان از مانایی متغیرهای مورد استفاده در تخمین هستند. آزمون ریشه واحد، یکی از معمولی­ترین آزمون­هایی است که امروزه برای تشخیص مانایی (سکون) یک فرآیند سری زمانی مورد استفاده قرار می­گیرد. یک فرآیند تصادفی را هنگامی مانا می­نامیم که میانگین و واریانس آن در طی زمان ثابت بوده و مقدار کواریانس بین دو دوره زمانی تنها به فاصله یا وقفه بین دو دوره بستگی داشته و ارتباطی به زمان وارتباطی به زمان واقعی محاسبه کواریانس نداشته باشد. اساس آزمون ریشه واحد بر این منطق استوار است که اگر یک فرایند، از نوع خود رگرسیونی مرتبه اول باشد، در آن صورت، سری ناماناست. برای بررسی مانایی در داده های پانل از آزمون­های ریشه واحد داده­های تابلویی که توسط کواه[13](1992و1994) و بریتون[14](1994) پایه­ریزی شد و بوسیله لوین و لین[15](1992و 2003)، لوین، لین و چو[16](2002)و ایم،پسران و شین[17](1997 و 2003) کامل شد، استفاده می­کنیم این آزمون­ها عبارتند از: آزمون لوین، لین و چاو (LLC، آزمون برتونگ[18]، آزمون هادری[19]، آزمون ایم، پسران و شین (IPS)، آزمون فیشر- دیکی فولر تعمیم یافته(ADF)و فیشر – فلپس پرون(PP)(زراء نژاد و انواری، 1384). 

در گام بعدی مساله ناهمگنی واحدها بررسی می­شود و در نهایت با استفاده از آزمون­های تشخیصی  از بین سه مدل تلفیقی(Pooled)، اثرات ثابت(Fixed) یا اثرات تصادفی(Random)، بهترین روش جهت تخمین مدل انتخاب می­شود. رایج ترین این آزمون­ها عبارتند از: آزمون F لیمر [20]‌برای بررسی ارجحیت استفاده از مدل اثرات ثابت در مقابل مدل تلفیقی(pooled)و آزمون هاسمن جهت بررسی امکان استفاده از اثرات ثابت در مقابل اثرات تصادفی. فرضیات آزمون F لیمر بدین ترتیب می­باشد:

[2]

 

 آماره آزمون فوق بدین صورت خواهد بود:

[3]

 

که در آن  مجموع مجذورات خطای مدل مقید یا همان مدل تلفیقی است و  مجموع مجذورات خطای مدل نامقید است. اگر F محاسبه شده از F جدول با درجه آزادی (N-1) و  (NT-N-K) بزرگتر باشد فرضیه صفر رد می­شود و بدین ترتیب مدل به روش پانل دیتا (اثرات ثابت یا تصادفی) برآورد می­گردد و  در غیر این صورت مدل تلفیقی به روش OLS تخمین زده می­شود (بالتاجی، 2005). پس از تایید ناهمگنی، جهت انتخاب بین مدل­های اثرات ثابت یا تصادفی از آزمون هاسمن استفاده می­شود. این آزمون بصورت زیر است:

[4]

 

در رابطه فوق r تعداد پارامترها، W دارای توزیع  با درجه آزادی r است که در آن  ماتریس کواریانس برای ضرایب مدل اثرات ثابت  و  ماتریس کواریانس برای ضرایب مدل اثرات تصادفی  است. اگر  و  همبسته باشند،  و  می­توانند بطور معنی داری متفاوت باشند و این انتظار وجود دارد تا این امر در آزمون منعکس شود. در آزمون هاسمن فرضیه صفر بیانگر انتخاب روش تصادفی و فرضیه مخالف اثرات ثابت است. بنابراین در صورت رد فرضیه صفر روش اثرات ثابت قابل پذیرش است (هشیائو، 2003).

3-2-       داده های آماری

داده­های مورد استفاده در تخمین هر دو مدل بهره وری و تاثیر مربوط به 23 صنعت تولیدی به تفکیک کدهای ISIC در دوره 1389-1372 می شود. برای محاسبه مدل بهره وری با استفاده از تابع تولید داده های آماری سری زمانی مربوط به ارزش افزوده، سرمایه فیزیکی وحقوق و دستمزد نیروی کار بر حسب قیمت های ثابت سال ۱۳۷۶ بعنوان شاخص نیروی انسانی به تفکیک صنایع مختلف از سایت مرکز آمار ایران جمع آوری شده است. داده های آماری سری زمانی مربوط به هزینه­های تحقیق و توسعه و هزینه­های صرف شده جهت آموزش پرسنل(پس از تبدیل به قیمت ثابت ۱۳۷۶) و نیز سهم شاغلین ماهر و سهم شاغلین با حقوق و دستمزد (با استفاده از نسبت گیری تعداد شاغلین هر عامل به کل شاغلین) به تفکیک صنایع مختلف از<طرح های آمارگیری از بنگاه های صنعتی ایران> از سایت مرکز آمار ایران جمع آوری و محاسبه گردید.

3-3-      تصریح و تخمین مدل بهره­وری کل عوامل تولید

یکی از روشهای مرسوم سنجش بهره­وری کل عوامل تولید، اندازه­گیری نرخ رشد بهره­وری کل از طریق تخمین تابع تولید می­باشد. تابع تولید یک مفهوم کاملاً فیزیکى است و به‌طور ساده رابطه بین ستاده و نهاده‌هاى تولید را نشان مى‌دهد. این تابع بیانگر حداکثر محصولى است که از ترکیبات مختلف نهاده‌هاى تولید به‌‌دست مى‌‌آید. در این پژوهش، از تابع کاب – داگلاس استفاده می­شود که شکل عمومی  آن به صورت زیر است:

[5]

 

در رابطه بالا، Q ارزش تولید، A پارامتر بهره­وری کل، L و K عوامل نیروی کار و سرمایه و α و β به ترتیب ضریب­های کشش جزئی تولید نسبت به عوامل سرمایه و نیروی کار می­باشند. برای برآورد تابع درسطح بخش­ها و فعالیت­های اقتصادی از متغیر ارزش افزوده به جای ارزش تولید استفاده می­شود. استفاده از ارزش افزوده در محاسبات اقتصادی به طور اعم و در محاسبات بهره­وری به طور اخص، از آن سبب مزیت دارد که در رقم ارزش تولیدات، ارزش یک یا چند محصول تکرارپذیر است، در حالیکه در رقم ارزش افزوده امکان وقوع این تکرار متصور نیست، بدین ترتیب ارزش افزوده بخش صنعت را بعنوان تابعی از نیروی کار و سرمایه­گذاری فیزیکی در صنعت در نظر می­گیریم:

[6]

 

تابع تولید کاب-داگلاس به شکل لگاریتمی آن برای دو نهاده کار و سرمایه به صورت زیر است:

[7]

 

آنتی لگاریتم جزء ثابت (عرض از مبدا) مدل فوق، بیانگر بهره­وری کل عوامل تولید است:

[8]

 

[9]

 

بدین ترتیب رشد بهره­وری کل عوامل تولید برابر است با باقیمانده رشد ارزش افزوده این بخش پس از کسر قسمتی از رشد ارزش افزوده­ای که توسط نهاده­های نیروی کار و سرمایه فیزیکی بخش صنعت توضیح داده شده است.

جهت تخمین مدل بهره­وری ابتدا باید وجود یا عدم وجود ریشه واحد در متغیرهای مدل را بررسی کرد. این کار کمک می­کند نتایج ناشی از تخمین­ها کاذب نباشد و نتایج قابل اعتمادتری از مدل بدست آید. نتایج آزمون ریشه واحد متغیرهای مورد استفاده در مدل بهره­وری در جدول 1 آمده است. بر طبق این جدول تمامی متغیرها در آزمون لوین لین  و در  سطح 95٪ مانا هستند.

جدول 1) نتایج آزمون ریشه واحد متغیرهای مدل بهره­وری در سطح 95٪

        آزمون

متغیر

لوین لین

ایم پسران

ADF -فیشر

PP- فیشر

مقدار بحرانی

درجه همجمعی

مقدار بحرانی

درجه همجمعی

مقدار بحرانی

درجه همجمعی

مقدار بحرانی

درجه همجمعی

LOG(VA)

2.72912

(0.0032)

I(0)

0.00491-

(0.4980)

I(1)

48.4275

(0.3752)

I(1)

59.5327

(0.0869)

I(1)

LOG(L)

2.03188-

(0.0211)

I(0)

2.63576-

(0.9958)

I(1)

20.1155

(0.9997)

I(1)

18.7485

(0.9999)

I(1)

LOG(K)

3.25407-

(0.0006)

I(0)

3.24691-

(0.0006)

I(0)

90.7543

(0.0001)

I(0)

90.6336

(0.0001)

I(0)

منبع: یافته­های تحقیق

جهت انتخاب روش تخمین از آزمون­های لیمر برای بررسی ناهمگنی واحدها و آزمون هاسمن جهت انتخاب مدل اثرات تصادفی و اثرات ثابت استفاده می­کنیم. نتایج این آزمون­ها در جدول 2 ارائه شده است. نتایج دو آزمون فوق نشان می­دهد که برای بررسی مدل بهره­وری باید از روش اثرات ثابت استفاده کنیم.

 

 

جدول2) نتایج آزمون­های تشخیص روش برآورد مدل

                        آزمون

آمارهF

لیمر

 

هاسمن

مقدار بحرانی

نتیجه

 

مقدار بحرانی

نتیجه

 F محاسباتی

41.89

(0.000)

اثرات ثابت

 

10.7364

(0.0047)

اثرات ثابت

منبع: یافته­های تحقیق

نتیجه حاصل از برآورد رگرسیون اثرات ثابت در جدول 3 نشان داده شده است. نتایج برآورد نشان می­دهد عامل سرمایه فیزیکی و نیروی انسانی تاثیر مثبت و معناداری بر ارزش افزوده داشته و تاثیر سرمایه انسانی بیشتر می­باشد. مقدار  نشاندهنده قدرت توضیح­دهی بالای مدل است و از آنجا که مدل به روش GLS برآورد شده است، نگرانی بایت مشکل واریانس ناهمسانی وجود نخواهد داشت. حال می­توان با استفاده از رابطه 4 و مقادیر تخمین زده شده برای ارزش افزوده و ضرایب متغیرهای برونزا، بهره­وری صنایع مختلف را در هر دوره محاسبه کرد و در مدل تاثیر قرار داد.

جدول 3) نتایج  برآورد مدل بهره­وری به روش پانل دیتا

احتمال

آماره t

انحراف معیار

ضریب

متغیر

0.000

4.499332

0.159437

0.717360

C

0.0011

3.292817

0.021677

0.071377

Log(k)

0.000

39.63229

0.022562

0.894198

Log(l)

مقادیر شاخص های تخمین

1179.721(0.000)

F

0.987238

 
               

منبع: یافته­های تحقیق

3-4-       تصریح و تخمین مدل تاثیر

بر اساس مبانی نظری ذکر شده می­توان انتظار داشت سرمایه­گذاری در تحقیقات، تحصیلات و آموزش تاثیر مثبت بر رشد بهره­وری داشته باشد و نیز با افزایش سهم مالکان واقعی در سازمان همزمان با تلاش برای پیشرفت سازمان و ایجاد اررزش افزوده، بهره­وری سازمان ارتقاء یابد. در بررسی تاثیر عوامل مختلف موثر بر رشد بهره­وری بخش صنعت، در این مطالعه چهار عامل هزینه­های صرف شده تحقیق و توسعه، هزینه­های صرف شده جهت آموزش پرسنل، سهم شاغلین ماهر و نیز سهم شاغلین با حقوق و دستمزد بعنوان متغیرهای درون­سازمانی انتخاب شده و مورد بررسی قرار می­گیرند. بدین ترتیب صورت کلی مدل تاثیر عبارتند از:

[10]

 

جهت برآورد مدل تاثیر به روش پانل دیتا، ابتدا آزمون مانایی برای هرکدام از متغیرهای مورد بررسی انجام می­گیرد. نتایج آزمون ریشه واحد در جدول 4 ارائه شده است.

جدول 4) نتایج آزمون ریشه واحد متغیرهای مدل تاثیر در سطح 95٪

          آزمون

متغیر

لوین لین

ایم پسران

ADF -فیشر

PP- فیشر

مقدار بحرانی

درجه همجمعی

مقدار بحرانی

درجه همجمعی

مقدار بحرانی

درجه همجمعی

مقدار بحرانی

درجه همجمعی

LOG(tfp)

2.93676- (0.0017)

I(0)

2.59643- (0.0047)

I(0)

85.7679 (0.0003)

I(0)

94.2691 (0.000)

I(0)

LOG(RD)

5.24997- (0.000)

I(0)

3.90257- (0.000)

I(0)

99.5198 (0.000)

I(0)

133.721

(0.000)

I(0)

LOG(SK)

6.59577- (0.000)

I(0)

5.03241- (0.000)

I(0)

100.401 (0.000)

I(0)

99.5175 (0.000)

I(0)

LOG(EA)

7.65243- (0.000)

I(0)

6.19405- (0.000)

I(0)

115.300 (0.000)

I(0)

113.467 (0.000)

I(0)

LOG(TR)

5.90270- (0.000)

I(0)

-3.56542 (0.0002)

I(0)

80.9083 (0.0011)

I(0)

79.1556 (0.0017)

I(0)

منبع: یافته های تحقیق

برطبق نتایج حاصل از آزمون تمام متغیرها در آزمون های لوین لین و فلیپس پرون-فیشر در سطح 95٪ مانا هستند. همانند مدل بهره­وری جهت اطمینان از انتخاب روش برآورد مناسب از میان سه مدل تلفیقی، اثرات ثابت و اثرات تصادفی از آزمونهای تشخیصی لیمر(جهت انتخاب بین مدل تلفیقی و اثرات ثابت) و هاسمن(جهت انتخاب بین مدل اثرات ثابت و مدل اثرات تصادفی) استفاده می­کنیم. نتایج آزمون­های فوق در جدول 5 آورده شده است. بدین ترتیب بهترین روش برای تخمین مدل تاثیر، روش اثرات ثابت انتخاب می­شود.

جدول5) نتایج آزمون­های تشخیص روش برآورد مدل

        آزمون

آمارهF

لیمر

 

هاسمن

مقدار بحرانی

نتیجه

 

مقدار بحرانی

نتیجه

 F محاسباتی

30.354872 (0.000)

اثرات ثابت

 

12.695143 (0.0499)

اثرات ثابت

منبع: یافته­های تحقیق

نتایج برآورد مدل بر اساس نتایج آزمون تشخیص در جدول 6 آورده شده است. نتایج حاصل از تخمین این مدل نشان می­دهد متغیر تحقیق و توسعه در سطح معناداری بالایی تاثیر مثبت بر بهره­وری کل صنعت دارد. همچنین متغیرهای سهم شاغلین ماهر و سرمایه­گذاری در مقوله آموزش حین کار، اثر مثبت و معنادار بر بهره­وری می­گذارد و این نتیجه مطابق با مبانی نظری ذکر شده در فصل دوم و سوم می­باشد. بدین ترتیب افزایش سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه، بکارگیری نیروی کار ماهر و توجه به ارتقاء مهارت و دانش نیروی کار از طریق آموزش حین کار و سرمایه­گذاری در نیروی انسانی می­تواند از سیاست­های مهم و کاربردی در جهت ارتقاء بهره­وری باشد. بر طبق نتایج حاصل از تخمین، متغیر سهم شاغلین با مزد و حقوق اثر منفی و معنی داری بر بهره­وری دارد و این به معنای نقش مهم مالکیت در بهره­وری است. طبق تعریف مرکز آمار، شاغلین باز مزدوحقوق شاغلانی هستند که در مقابل کاری که برای کارگاه انجام می دهند، مزد و حقوق معینی دریافت میدارند و شاغلان بدون مزد و حقوق شامل مالکان و شرکای فعال و کارکنان فامیلی بدون مزد هستند. بدین ترتیب هرچه مالکیت و مدیریت بنگاه یک بوده و مزدبگیران غیر مالک کمتر باشند، تلاش برای افزایش ارزش افزوده، بهره­وری و سود افزایش می­یابد. از طرفی هرچه نسبت شاغلین با مزد و حقوق بیشتر باشند، چون عمدتا مالک نبوده و افزایش سود و ارزش افزوده مهم تلقی نمی­شود، کارایی و بهره­وری کمتری خواهند داشت.

جدول 6) نتایج  برآورد مدل­های تاثیر با روش اثرات ثابت

مدل

مدل تاثیر

شاخص­های برآورد مدل

متغیر

ضریب

آماره t (احتمال)

 

F

LOG(RD)

0.061510

 (0.0006) 3.452785

0.671457

28.61241

LOG(SK)

0.164441

 (0.0303) 2.174791

 

(0.000)

LOG(EA)

2.031460-

 (0.0018) 3.148153-

 

 

LOG(TR)

0.037427

 (0.0407) 2.053749

 

منبع: یافته­های تحقیق

به گفته سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، تحقیق و توسعه یا R&D به کار خلاقانه­ای گفته می­شود که به طور سیستماتیک انجام می­شود تا به دانش موجود بیافزاید و دانش را برای ابداع کاربردهای تازه به کار ببرد.کارشناسان مراکز تحقیقاتی معتقدند تا سال 2015 بیش از 50 درصد از محصولات مورد استفاده، محصولاتی خواهند بود که تا کنون وجود نداشته­اند و این دلیلی بر رشد بسیار سریع و جدی بخش تحقیق و توسعه در زمینه علم و صنعت است. در این قسمت با استفاده از ساختار کلی مدل تاثیر، با فرض تفاوت اثرات متغیر تحقیق و توسعه برای صنایع مختلف، به تحلیل اثر فردی سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه بر بهره­وری بخش­های صنعتی متفاوت براساس طبقه بندی دو رقمی ISIC می­پردازیم. نتایج حاصل از برآورد مدل تاثیر (رابطه 10) در جدول 7 آمده است. بر طبق نتایج:

سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه بر بهره­وری صنایع تولید محصولات غذایی و آشامیدنی (کد 15) اثر مثبت و معنادار دارد. با وجود اینکه این بخش در زمره صنایع با فناوری پایین قرار می­گیرد اما به نظر می­رسد سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه بتواند از طریق تولید محصولات غذایی جدید و نیز نوآوری در روش­های نوین بسته بندی محصولات که امروزه یکی از مباحث مهم در رقابت به شمار می­رود تاثیر مثبت بر بهره­وری گذارد.

ضریب متغیر سرمایه­گذاری در صنایع توتون و تنباکو (کد16) بی معنی است چراکه این صنایع عمدتاً در مالکیت و مدیریت دولت می­باشد و با میانگین دو یا سه شرکت در سال، بخش بسیار کوچکی از صنعت را به خود اختصاص می­دهد. این صنایع که جزو صنایع با فناوری پایین محسوب می­شوند در یک بازار غیر رقابتی و انحصاری فعالیت می­کنند، لذا هزینه­های تحقیق و توسعه در راستای اهدافی غیر از نوآوری و افزایش بهره­وری ناشی از آن، مصرف می­شود.

ضریب متغیر سرمایه­گذاری تحقیق وتوسعه در رشد بهره­وری صنایع نساجی (17)، صنایع پوشاک (کد 18) و صنایع دباغی چرم (کد 19) بی معنی است. صنایع نساجی و پوشاک در ایران عمدتاً یک صنعت بزرگ با روش­های تولیدی وارداتی می­باشد که طی سال­های اخیر پیشرفت چندانی نداشته است. روش­های تولیدی قدیمی و هزینه بالای سرمایه­گذاری در این صنعت توان نوآوری و سرمایه­گذاری در تحقیق و توسعه این صنعت را کاسته است. با این وجود سرمایه­گذاری در فعالیت­های تحقیق و توسعه و نوآوری، لزوم ورود به بازارهای رقابتی و افزایش بهره­وری در این صنعت می­باشد و در زمینه­های طراحی پوشاک تحقیق و توسعه می­تواند بسیار موثر باشد. زیرا لازمه طراحی و نوآوری در تولید محصول و ماندن در بازارهای رقابتی، فعالیت­های تحقیقاتی می­باشد.  صنایع دباغی چرم از جمله صنایع قدیمی ایران می­باشد که شاید نه تنها پیشرفت روزافزون نداشته بلکه با افول مواجه بوده است. ضریب سرمایه­گذاری R&D در معادله تاثیر این صنعت بی­معنا است لذا می­توان گفت بهره­وری صنعت دباغی و روش­های عمل­آوری چرم تحت تاثیر تحقیقات بهبود نیافته است.

عامل تحقیق و توسعه در رشد بهره­وری صنعت چوب و محصولات چوبی (کد 20)، صنایع تولید کاغذ و محصولات کاغذی (کد 21) و  صنایع انتشار، چاپ و تکثیر رسانه­های ضبط شده (کد 22) اثر معناداری ندارد. این صنایع در زمره صنایع با فناوری پایین محسوب می­شوند. با این حال تمامی این صنایع بدلیل ذات طبیعت مواد مورد استفاده و کاربرد محصولات نیازی به سرمایه­گذاری سطح بالا در فعالیت­های تحقیق و توسعه ندارد.

سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه در سطح 95٪ اثر مثبت و معناداری بر رشد بهره­وری صنعت تولید زغال کک و محصولات پالایشگاه نفت (کد 23) ندارد. با وجود اینکه بخشی از این صنعت شامل تولید فرآورده­های کوره کک به سرمایه­گذاری در تحقیقات نیاز چندانی ندارد اما معنی­داری این ضریب در سطح 90٪ را می­توان به بازده­ی فعالیــت­های تحقیقاتی در زمینه تولید فرآورده­های نفتی نسبت داد. از طرفی بزرگی این صنایع باعث می­شود فعالیت­های تحقیق و توسعه نسبت به بازده آن مقرون به صرفه باشد.

 

 

 

جدول 7) نتایج  برآورد مدل تاثیر با روش اثرات ثابت

کد

صنعت

معادله برآورد شده

آماره  (احتمال)

15

 

5.51(0 .00)

16

 

0.631(0.5281)

17

 

0.169(0.8662)

18

 

-0.388(0.6976)

19

 

0.271(0.7868)

20

 

-0.046(0.9632)

21

 

-0.645(0.5196)

22

 

-0.733(0.4638)

23

 

1.161(0.1081)

24

 

2.058(0.0404)

25

 

 (0.0163) 2.413

26

 

 (0.1936) 1.302

27

 

1.737(0.0833)

28

 

 (0.0853) 1.726

29

 

 (0.2966) 1.0452

30

 

(0.0002)3.798-

31

 

(0.0023)3.077

32

 

(0.1025)1.637

33

 

(0.5570)0.588

34

 

(0 .00)4.317

35

 

(0.3663)0.904

36

 

(0.6108)0.509-

37

 

(0.0162)0.0162

منبع: یافته­های تحقیق

بر اساس ضریب متغیر RD و آماره t، می­توان گفت که رشد بهره­وری صنایع تولید مواد و محصولات شیمیایی (کد 24) به شدت تحت تاثیر فعالیت­های تحقیق و توسعه است. این اثر در سطح 95٪ مثبت و معنی­دار است. بخشی از صنایع تولید مواد و محصولات شیمیایی را تولید مواد دارویی تشکیل می­دهند که در زمره صنایع با فناوری بالا قرار دارند و بر پایه تحقیقات آزمایشگاهی استوار است. بخش دیگر این صنعت در ارتباط با صنعت نفت و فرآورده­های نفتی می­باشد که همانطور که گفته شد توجیه قابل قبولی برای سرمایه­گذاری در تحقیق و توسعه دارد.

رشد بهره­وری صنایع تولیدات لاستیک و پلاستیک (کد 25) که مرتبط با صنایع تولید فرآورده­های نفتی می­باشند نیز از فعالیت­های تحقیقاتی تاثیر مثبت و معنی­دار می­پذیرد. ورود حوزه جدید فناوری نانو که بر پایه تحقیقات بروز و گسترده هستند، در تولیدات محصولات لاستیکی و پلاستیکی می­تواند این اثر مثبت را تقویت نماید.

ضرایب برآورد شده نشان می­دهد تاثیر فعالیت­های تحقیقاتی بر رشد بهره­وری در صنعت تولید محصولات کانی غیر فلزی شامل صنایع تولیدات محصولات شیشه­ای و سرامیکی (کد 26)، صنایع تولید فلزات اساسی (کد 27) و صنایع تولید محصولات فلزی فابریکی (کد28) در سطح 95٪ تاثیر مثبت و معنی­دار ندارد. این صنایع جزو صنایع پایه است فعالیت­های تحقیقاتی اثر چندانی بر توسعه آن ندارد. همچنین صنعت تولید ماشین آلات طبقه بندی نشده (کد29) شامل تولید ماشین­آلات با کاربرد عام و خاص برای انواع صنایع تولیدی و نیز وسایل خانگی می­باشد که نتایج حاصل از برآورد نشان می­دهد فعالیت­های تحقیقاتی در رشد بهره­وری این صنعت تاثیر معنی­داری نداشته است. 

صنایع تولید ماشین آلات اداری و حسابگری (کد30) شامل تولید کامپیوترها و ماشین­های حسابگر در زمره صنایع با فناوری بالا قرار می­گیرند که در ایران عمدتاً بعنوان صنایع وارداتی محسوب می­شود و کمتر تلاشی برای بومی­سازی دانش ساخت جهت تولید انبوه انجام گرفته است. این صنعت با تعداد متغیر 22 تا 50 شرکت در دوره 17 ساله مورد مطالعه نتوانسته است سهم بازار داخلی را از این محصولات پر کند. سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه در این صنعت اثر منفی و معنی­داری بر رشد بهره­وری کل داشته است بطوریکه بیشتر نقش هزینه را ایفا نموده است.

صنعت تولید تجهیزات مولد و انتقال برق (کد31) در ایران و طی دوره مورد مطالعه از رشد نسبی خوبی برخوردار بوده بطوریکه بنگاه­های بسیاری در زمینه تولید تجهیزات پیشرفته این صنعت و انتقال تکنولوژی به داخل کشور تحقیقات و سرمایه­گذاری­های عظیمی انجام داده اند. نتایج برآورد نیز نشان می­دهد رشد فعالیت­های تحقیق و توسعه بر رشد بهره­وری این صنعت نقش مثبت و معناداری داشته است.

صنعت تولید رادیو و تلویزیون (کد32) از سالهای بسیار دور وارد ایران شد و تا کنون از پیشرفت نسبی خوبی برخوردار بوده است. با این وجود سرمایه­گذاری­های تحقیقاتی در این صنعت بیشتر صرف وارد کردن تکنولوژی به داخل کشور و پر کردن بازار داخلی در یک بازار رقابتی داخلی می­شود. نتایج برآورد نشان می­دهد فعالیت­های R&D در سطح 90٪ اثر مثبت و معناداری در رشد بهره­وری این صنعت داشته است.

با وجود اینکه انتظار می­رود تاثیر تحقیق و توسعه بر بهره­وری صنعت تولید ابزار پزشکی و ابزار دقیق (کد33) مثبت و معنی دار باشد, ضرایب این عامل در تخمین بالا بی­معناست. بازار این نوع محصولات در ایران عمدتاً توسط محصولات خارجی پر شده است و تولید کنندگان ایرانی در یک بازار با توان رقابت پایین در حال فعالیت هستند, لذا هزینه های تحقیق و توسعه بدلیل اینکه در طولانی مدت در این صنعت بازده دارد, در کوتاه مدت مقرون به صرفه نبوده و اثر مثبت بر بهره­وری نمی­گذارد.

ضریب سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه در معادله تاثیر صنعت تولید وسایل نقلیه (کد34) در سطح بسیار بالایی مثبت و معنادار است. این صنایع شامل صنعت بزرگ خودروسازی می­باشد و با وجود اینکه در ایران صنایع وسایل نقلیه بیشتر نیمه دولتی هستند اما هزینه­کرد تحقیق و توسعه در تمام بخش­های طراحی، توسعه، تولید، بازاریابی و فروش آن بسیار مورد توجه قرار دارد. صنایع تولید وسایل نقلیه و صنایع زیردست آن همچون صنایع قطعه­سازی، بدلیل نوع محصول، بویژه در بخش طراحی­های مکانیکی و کاربردی، بسیار نیازمند توسعه فعالیت­های تحقیقاتی هستند. بدین ترتیب می­توان گفت مهم­ترین عنصر رقابتی شرکت­های خودروسازی در جهان عامل تحقیق و توسعه و قدرت طراحی و تولید خودروهای متمایز و پیشرفته است.

ضریب RD در مدل تاثیر صنعت تولید وسایل حمل و نقل (کد 35) شامل تولید و تعمیر تجهیزات حمل و نقل آبی، راه­آهن، وسایل نقلیه هوایی و فضایی از نظر آماری تا سطح 90% معنادار نمی­باشد. انتظار می­رود عامل تحقیق و توسعه بر بهره­وری این صنعت همچون صنایع خودروسازی تاثیر معناداری داشته باشد اما می­توان گفت تحقیقات در این صنعت آنچنان پررنگ نبوده و نسبت به رقبای خارجی جایگاه مناسبی ندارد.

ضریب متغیر RD در تخمین مدل تاثیر صنعت تولید مبلمان و مصنوعات دیگر (کد 36) شامل وسایل ورزشی، موسیقی، اسباب بازی و جواهرات چندان تحت تاثیر تحقیق و توسعه پیشرفته قرار ندارد. این صنعت در زمره صنایعی با فناوری پایین قرار می­گیرند که ارتقاء تکنولوژی و فناوری در آن کمتر به ارتقاء کارایی و بهره­وری می­انجامد.

ضریب متغیر سرمایه گذاری R&D در صنعت بازیافت (کد 37) مثبت و معنادار است و این نشان می­دهد در صورت سرمایه­گذاری تحقیقاتی در زمینه طراحی و تولید محصولات مختلف با کاربردهای مختلف، از مواد حاصل از فرآیند بازیافت(همچون تهیه موکت از گرانول­های حاصل از بازیافت بطری­های پلاستیکی که امروزه نیز در کشور انجام می­گیرد) می­توان بهره­وری این صنعت را بالا برد.

4-           نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات

همانطور که بیان شد ، نظریه­های رشد اقتصادی عامل رشد بهره­وری را در کنار سایر عوامل، منبعی موثر و مهم در رشد اقتصادی کشورها دانستند. بطوریکه بسیاری از کشورها برنامه­های خود را در راستای ارتقاء بهره­وری تدوین می­نمایند. در ایران نیز جایگاه بهره­وری در برنامه­های مختلف توسعه کشور و سند چشم­انداز لحاظ گردید. در بین بخش­های مختلف اقتصادی، بخش صنعت بعنوان موتور محرک توسعه اقتصادی کشور از جایگاه ویژه­ای برخوردار است لذا بررسی عوامل موثر بر بهره­وری این بخش امری مفید و ضروری می­نماید.در این مقاله، به بررسی تاثیر برخی عوامل درون­صنعتی از جمله سرمایه­گذاری تحقیق و توسعه، سرمایه­گذاری در آموزش کارکنان، سهم شاغلین ماهر و سهم شاغلین با مزد و حقوق بر رشد بهره­وری کل بخش صنعت پرداختیم. برآورد مدل­های بهره وری و تاثیر از اعتبار بالایی برخوردار بود. نتایج مدل تاثیر  حاکی از آن بود که هزینه های تحقیقاتی و آموزشی بر رشد بهره­وری تاثیر مثبت و معناداری داشته است. در مقایسه ایران با سایر کشورهای جهان متوجه می‌شویم که در ایران تحقیقات کمتر به تولید منتهی ‌می‌شود. ماهیت تحقیقات و نحوه اجرای آن،‌ عدم وجود سیاست­گذاری‌ها، مشخص نبودن اولویت­ها و دولتی بودن تحقیقات از جمله مواردی هستند که فضای مطمئنی را برای گسترش و رونق تحقیقات نوید نمی‌دهند. لذا توجه به فعالیت­های تحقیق و توسعه و نهادینه ساختن فرهنگ سرمایه­گذاری در این بخش می­تواند از سویی موجب بالا بردن بهره­وری از طریق ابداع و نوآوری گردد و از سویی وجود شاغلین متخصص و با تحصیلات عالی می­تواند به گسترده شدن ابعاد نوآوری و تحقیق و توسعه در صنعت کشور کمک نماید. از طرفی با افزایش سهم مالکین و افراد ذینفع در سازمان نسبت به شاغلین با مزد و حقوق می تواند بهره­وری را افزایش دهد و بالعکس افزایش سهم شاغلین با مزد و حقوق تاثیر منفی بر رشد بهره­وری دارد، پیشنهاد می­گردد دولت علاوه بر اینکه در زمینه فراهم آوردن زمینه ارتقاء تحصیلات عالی و تحقیقات دانشگاهی حمایتهای مالی و غیر مالی گسترده­ای انجام می­دهد، با بهبود فضای کسب و کار و نیز گسترش انگیزه تحقیق و توسعه در کشور، در بلند­مدت منافع اقتصادی و اجتماعی این موضوع مسیر رشد و توسعه اقتصادی کشور را هموار سازد.

مشاهده شد که اثر تحقیق و توسعه در صنایع مختلف، از نظر معناداری و ضرایب با هم متفاوت هستند. بدین ترتیب در بعضی از صنایع مانند صنایع مواد غذایی، صنایع محصولات دارویی، صنایع تولید وسایل موتوری این ضریب بطور چشمگیری معنادار و مثبت است. در صنعت تولید ابزار پزشکی این ضریب منفی و معنادار است. در سایر صنایع این ضریب بی­معناست. بدین ترتیب جمع بندی کلی موارد زیر جهت ارتقاء سهم تحقیق و توسعه در رشد بهره­وری بخش صنعت کشور پیشنهاد می­گردد:

ü      تشویق واحدهای صنعتی جهت تخصیص اعتبارات بیشتر به تحقیق و توسعه همزمان با مدیریت این اعتبارات در مسیر تحقق نوآوری ها در روش و محصولات تولیدی بنگاه های صنعتی

ü      افزایش تعداد محققان و کارشناسان بخش R&D در بنگاه های تولیدی همزمان با ایجاد انگیزش برای پژوهشگران از طریق ایجاد حقوق مالکیت فکری در راستای افزایش فعالیت های تحقیقاتی موثر

ü      توجه به صنایعی که تاثیر بیشتری از امر تحقیق و توسعه می­پذیرند بخصوص صنایع با فناوری بالا در راستای بهره­گیری بیشتر از تاثیر فعالیت­های تحقیق و توسعه بر رشد بهره وری در فضای رقابتی



[1] رجوع شود به پیوست 1

[2] Romer

[3] Grossman and Helpman

[4]  Aghion and Howitt

[5] Nelson and Phelps,

[6] Branstetter and Rong Chen

[7] Anon Higon

[8] Ortga and Marin

[9] Mastromarco and Zago

[10] Dogarawa

[11] Castellani and Peiri

[12] Kampelmann & Rycx

[13] Quah

[14] Breitung

[15] Levin and Lin

[16] Levin, lin, kao

[17] Im, Pesaran, Shin

[18] Bertong

[19] Haudry

[20] Limer

امینی، علیرضا و حجازی آزاد، زهره، (1387)، " تحلیل نقش سرمایه انسانی و تحقیق و توسعه در ارتقای بهره­وری کل عوامل در اقتصاد ایران"، فصلنامه پژوهش­های اقتصادی ایران، شماره 35، صص30-1.

زراء نژاد، منصور و انواری، ابراهیم، (1384)، "کاربرد داده­های ترکیبی در اقتصادسنجی"، فصلنامه بررسی­های اقتصادی، دوره 2، شماره 4، صص 52-21.

شاه آبادی، رحمانی، (1389)، "نقش انباشت تحقیق و توسعه بر رشد بهره­وری بخش صنعت ایران"، فصلنامه تخصصی پارک­ها و مراکز رشد، سال هفتم، شماره 25 ، صص 38-28.

نظری، محسن و مبارک، اصغر، (1391)، " اثر سرمایه‌گذاری تحقیق و توسعه (R&D) بر بهره‌وری در صنایع ایران"، دوفصلنامه اقتصاد کلان، سال هفتم ، شماره 14، صص 175-151.

محمدزاده،پرویز، سجودی، سکینه و مهدی زاده یونس، (1391)، "مطالعه عوامل موثر بر فعالیت­های تحقیق و توسعه بنگاه­های صنعتی ایران؛ کاربرد مدل­های رگرسیون گسسته"، فصلنامه سیاست علم و فناوری، سال چهارم، شماره 4، صص 94-65.

مهرگان، نادر و مبارک، اصغر، (1387)، " بررسی تاثیر مولفه های اقتصاد نوین بر کارایی صنایع در ایران"، فصلنامه اقتصاد مقداری، دوره 5، شماره 2، صص 152-131.

Aghion, P. and Howitt, B., (2007), “The productivity effects of privatization: The case of Polish cooperatives”, International Review of Financial Analysis, 16(4), pp 354–366.

Baltagi, B. H. (2005). Econometric Analysis of Panel Data. John Wiley & Sons Inc, 3rd Edition, New York, USA.

Branstetter, L. and Rong Chen, J., (2006), “The impact of technology transfer and R&D on productivity growth in Taiwanese industry: Microeconometric analysis using plant and firm-level data”, Journal of the Japanese and International Economies, 20(2), pp 177–192.

 

Castellani, D. and Pieri, F., (2013), “R&D offshoring and the productivity growth of European region”, Research Policy, Available at ECONPAPER: http://econpapers.repec.org/paper/csldevewp/345.htm

Dogarawa, A., (2011), “Impact of Higher Education on worker productivity and salary in Kaduna State”, Available at SSRN: http://ssrn.com/abstract=1751086.

Grossman G.M. and Helpman, E., (1991), “Innovation and Growth in the Global Economy”, Cambridge, MA: The MIT Press.

Hsiao, C. (2003). Autoregressive Modeling and Money-Income Causality Detection. Journal of Monetary Economics, 7(1): 85-106.

Kampelmann, S. and Rycx, F., (2012), “The impact of educational mismatch on firm productivity: Evidence from linked panel data”, Economics of Education Review, 31(6), pp 918–931.

Mastromarcoa, C. and Zago, A., (2012), “On modeling the determinants of TFP growth”, Structural Change and Economic Dynamics, 23, pp 373– 382.

Nelson, R. and Phelps, E., (1966), “Investment in Humans, Technological Diffusion and Economic Growth”. The American Economic Review, 56(2), pp 69–75.

Ortega, C. and Marín, c., (2008), “Exploring the Relationship Between R&D and Productivity: A Country-level Study”, Central Bank of Chile,Working Papers.

Romer P.M., (1990), “Endogenous Technological Change”, Journal of Political Economy, 98(5), pp S71-S102.