هزینه های دولت و کاهش فقر و نابرابری

نوع مقاله: پژوهش کاربردی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

2 کارشناس/معاونت اقتصادی وزارت اقتصاد

چکیده

(صحت مطالب مقاله بر عهده نویسنده است و بیانگر دیدگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست) 
هدف اصلی این تحقیق، بررسی اثرات انواع مخارج دولت بر کاهش فقر و نابرابری در ایران است. در این مطالعه برآورد عوامل موثر بر فقر بر اساس آمارهای سری زمانی برای دوره های 1391-1360و سیستم معادلاتی از متغیرهای تاثیرگذار بر فقر و توزیع درآمد بر اساس ادبیات موجود برآورد گردیده است. این سیستم معادلات بر اساس چارچوب پیشنهادی بانک جهانی شامل توابع فقر، نابرابری، رشد اقتصادی و شاخص های اجتماعی می باشد، که بر طبق آزمون اریب همزمانی و تست قطری بودن ماتریس واریانس- کوواریانس جملات پسماندها از روش حداقل مربعات سه مرحله ای استفاده شده است. بررسی هزینه های دولت در سه اقتصادی، اجتماعی و سایر طراحی شده است نشان می دهد، رشد اقتصادی و توزیع درآمد از عوامل مهم و تاثیرگزار بر کاهش فقر در ایران می باشند. در بین هزینه های دولت، هزینه های امور اجتماعی تاثیر بیشتری بر کاهش فقر داشته است. در خصوص کاهش نابرابری نتایج نشان می دهد ارتقا سطح بهداشت و آموزش و هزینه های اجتماعی دولت به توزیع درآمد یاری می رساند . در نهایت نتایج این مدل نشان می دهد با جهت گیری هزینه های دولت به سمت ارتقا شاخص های اجتماعی در ایران و توسعه انسانی که به توانمندسازی فقرا منجر شود که می تواند به توزیع برابر درآمد و کاهش فقر یاری رساند و پس از این مراحل توسعه زیرساخت ها اقتصادی می تواند در مراحل بعدی لحاظ گردد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Public expenditures , poverty and inequality

نویسندگان [English]

  • Mehdi Khodaparast 1
  • Azadeh Davoodi 2
چکیده [English]

  The objective of this study is to analyze impact of various types of government expenditures on poverty reduction in Iran. . Estimation is based on time series data 1981-2012, using a system of equations including variables affecting poverty and income distribution. The system equations is based on a framework that designed by World Bank,   include poverty, income distribution, economic growth and basic social indicators functions  that according to simultaneity and diagonality of variance –covariance matrix of residual tests has been estimated with “three stage least square” method.Government expenditures are disaggregated into different types social affairs, economic affairs and other sectors. The system equation shows that spending on social sectors is more likely to benefit the poor than are other types of expenditure. enhance of human capital and social expenditure has a positive effect on decreasing Gini index, improvements in education and health statue have contributed significantly to economic growth .totally, The results reveal that public investments on social affairs that improve social indicators and human development index impacts on poverty reduction and improve in equity . 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Government Expenditures
  • poverty reduction
  • Three Stage Least Squares. System of Equations

 

1. مقدمه

جهت گیری برنامه ریزان اقتصادی کشورهای مختلف درطول دو دهه اخیر، از رشد سریع اقتصادی جای خود را به توسعه انسانی، کاهش فقر و نابرابری معطوف شده است و این موضوعات دغدغه اصلی در برنامه های توسعه کشورهای مختلف می باشد. از این رو حساسیت پیرامون ریشه ها و راهکارهای مواجهه با فقر و نابرابری در برنامه ریزی اقتصادی افزایش یافته است.

با توجه به اهمیت موضوع کاهش فقر و نابرابری، سازمان های بین المللی از جمله سازمان ملل متحد مهمترین برنامه های خود را تحت عنوان "اهداف توسعه هزاره[1]" در راستای پرداختن به این موضوع طرح ریزی نموده اند و سران کشورها را به انجام اقدامات مؤثر جهت برخورداری عمومی از بهداشت، مسکن و آموزش دعوت نموده است و همه دولت های عضو سازمان ملل متحد متعهد می باشند تا سال 2015 به اهداف تعیین شده در کشورهای خود دست یابند (سازمان ملل متحد، 2000).

با الزاماتی که از سوی نهادهای بین المللی در راستای فقرزدایی و توسعه انسانی پیش روی دولت ها وجود دارد. طرح ریزی یک سیاست مناسب نقش حیاتی را داراست. در میان سیاست های مختلف کاهش فقر، انجام اقدامات ساختاری مبتنی بر ایجاد و توسعه ساز و کارهای اقتصادی- اجتماعی راه حل کاهش فقر و نابرابری می باشد. این امر در بلند مدت مستلزم سرمایه‌گذاری در امور زیربنایی اقتصادی و اجتماعی از طریق بهبود خدمات اساسی است، که با توجه تجربیات کشورهای مختلف بالاخص کشورهای توسعه یافته، تأمین و تدارک خدمات اجتماعی باید ابتدا به صورت جامع توسط دولت باشد و سپس با دخالت هدفمندتر پیگیری شود (سازمان ملل متحد، 2004). با توجه به آنکه اتخاذ سیاست های متفاوت در تخصیص منابع بخش عمومی به امور مختلف، پیامدهای رفاهی و توزیعی گوناگون را در بردارد، می بایست کارآمدترین سیاست قابل دسترسی مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین اولویت بندی جهت اثربخشی هزینه های دولت در زمینه های مختلف در جهت نیل به اهداف  ضروری است.

از این رو در کشورهای مختلف از جمله ایران تحقیقات متعددی در جهت بررسی اثرات هزینه های دولت بر کاهش فقر انجام شده است که در این بررسی به برخی از این تحقیقات به صورت خلاصه ذکر شده است و یک مدل بر اساس چارچوب تعریف شده بانک جهانی برای ایران برآورد شده است.

 

2. مروری بر مطالعات تجربی در ارتباط اثر هزینه های دولت بر کاهش فقر و نابرابری

مطالعات انجام شده در زمینه بررسی اثر هزینه های دولت در زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی بر کاهش فقر به سه نوع تحقیق تقسیم بندی می شود:  یک سری از تحقیقات اثر یک نوع سرمایه گذاری بر کاهش فقر مدنظر بوده است و یا کل میزان هزینه های دولت مورد توجه قرار گرفته است. نوع دیگری از مطالعات که  اهمیت ویژه ای در سیاست گذاری دارد، اثر چندین نوع هزینه دولت  بر کاهش فقر مورد بررسی قرار گرفته، در این زمینه می توان به مطالعات ذیل که در کشورهای مختلف صورت گرفته اشاره نمود جدول (1).

 

 

جدول (1): مطالعات انجام شده در خصوص هزینه های دولت و فقر و نابرابری

نویسنده

کشور

روش تحقیق

هزینه های دولت

نتایج

فن ، نیاگ و راو[2] 2006

تانزانیا

سیستم معادلات

تحقیق و توسعه کشاورزی، حمل و نقل، آموزش، برق و بهداشت

افزایش 1 میلیون واحد در سرمایه گذاری بخش دولتی در آموزش و جاده ؛ فقر را در کشور تانزانیا به ترتیب به میزان 43 و 27 درصد خانوار کاهش می دهد. سرمایه گذاری در توسعه بخش کشاورزی همانند آموزش بازدهی خوبی بر ر وی کاهش فقر دارد. در زمینه برق رسانی، افزایش 1 درصد دسترسی خانوارها به برق باعث کاهش فقر 141 هزار خانوار می شود.

آجنور و بایاکتار[3]،  2004

اتیوپی

چارچوب کلان اقتصادی

زیرساخت ها، بهداشت و آموزش

هزینه های دولت در زیرساخت ها اثرات کمتری را بر فقر و توزیع درآمد نسبت به آموزش و بهداشت داشته است.

لاف گرن و رابینسون[4]، 2004

مناطق زیر صحرای آفریقا

تعادل عمومی پویا

کشاورزی، بهداشت، حمل و نقل، تامین اجتماعی و سایر

هزینه های دولت در بخش کشاورزی و حمل و نقل کمترین اثرات را بر رشد و توزیع درآمد داشته است. در بین هزینه های دولت، بهداشت بیشترین کارایی را در فقرزدایی دارا بوده است.

فن، ژانگ، رااو[5]، 2004

اوگاندا

سیستم معادلات

تحقیق و توسعه کشاورزی، حمل و نقل، آموزش و بهداشت

در بین هزینه های دولت در این کشور تحقق و توسعه بخش کشاورزی بیشترین بازدهی را برروی رشد تولیدات بخش کشاورزی و اثر مهمی بر کاهش فقر دارد. هزینه های دولت بر روی جاده روستایی نیز باعث کاهش فقر شده، آموزش و بهداشت نیز به ترتیب سومین و چهارمین تأثیر را بر کاهش فقر را دارا می باشد.

فن، جیتسوشن ومناکناوات[6]، 2004

تایلند

سیستم معادلات

تحقیق و توسعه کشاورزی، حمل و نقل، آموزش، برق، آب و بهداشت

سرمایه گذاری دولت در بخش برق روستایی و تحقیق و توسعه و جاده و آموزش به ترتیب اثرات بیشتری را بر روی کاهش فقر دارا بوده اند.

فن، هانگ و لانگ[7]، 2003

ویتنام

سیستم معادلات

تحقیق و توسعه کشاورزی، حمل و نقل، آموزش، برق، آب و بهداشت

رشد، کاهش فقر و نابرابری اثر پذیری قابل توجه از سرمایه گذاری های دولتی داشته است. هزینه های دولت در بخش تحقیق و توسعه کشاورزی، آموزش و جاده به ترتیب بیشترین اثر گذاری را بر کاهش فقر دارا بوده و غالب هزینه های دولت در ویتنام اثر مشابهی بر رشد و کاهش فقر داشته است.

وار[8] ،2003

تایلند

تحلیل تعادل بخشی

آموزش، سلامت، کشاورزی و حمل و نقل

ارزیابی اثر هزینه های دولت در امور آموزش، بهداشت کشاورزی ، و حمل و نقل بر فقر بیان می دارد که افزایش هزینه های دولت در بهداشت و آموزش و کشاورزی فقر را کاهش
 می دهد. افزایش هزینه‌های دولت در بخش حمل و نقل باعث افزایش فقر می شود.

گومانی و موسلی[9]،  2003

کشورهای در حال توسعه

داده های مقطعی

آموزش، کشاورزی، تامین مسکن، آب، فاضلاب و تامین اجتماعی

هزینه های دولت در بخش های آموزش، کشاورزی، تامین مسکن، آب، فاضلاب و تامین اجتماعی اثرات معنی داری بر کاهش فقر و افزایش رفاه داشته است.

 

ژانگ و فن ، 2002

چین

سیستم معادلات

جاده، برق، مخابرات، تحقیق و توسعه در کشاورزی

نتایج این بررسی نشان می دهد، آن گروه از سرمایه های دولت که موجب افزایش تولید گشته اند مانند تحقیق و توسعه کشاورزی آبیاری، آموزش روستایی، باعث کاهش فقر روستایی و نابرابری منطقه ای شده اند.

فن و هازل[10]، 2001

هند

سیستم معادلات

جاده، آب، آموزش، بهداشت، توسعه روستایی و برق

هزینه های دولت در بهداشت، آموزش و توسعه بیشترین تاثیر را بر کاهش فقر و نابرابری بالاخص در مناطق روستایی داشته است.

دابلا نوریس و ماتو[11]، 2001

 

غنا

تعادل عمومی پویا

آموزش ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و زیرساختهای عمومی

هزینه های دولت در بخش آموزش ابتدایی، اثرات
معنی داری در چارچوب اقتصاد کلان بر کاهش فقر داشته است و این اثرات با توسعه زیرساخت های عمومی افزایش یافته است.

آجاوید و ودن[12]، 2001

بولوی

تحلیل فایده نهایی

آموزش و زیر ساخت های اقتصادی

فایده های نهایی هزینه های دولت در بخش آموزش برای افراد فقیر بیشتر از زیرساخت های اساسی بوده است و بر توزیع درآمد اثرات مثبی را داشته است.

چو، داوودی وگوپتا[13]، 2000

کشورهای در حال توسعه

داده های مقطعی

مخارج تامین اجتماعی

 در کشورهای در حال توسعه  به رغم عدم هدف گذاری خوب و دقیق سیاست های مخارج اجتماعی، از جمله مراقبت های بهداشتی و آموزش ابتدایی در این کشورها، آثار این هزینه ها بر کاهش نابرابری درآمد فزاینده بوده است

 

در ایران نیز تحقیقاتی در این ارتباط با اثرات مخارج عمرانی دولت بر فقر زدایی و کاهش نابرابری  انجام شده است.

در یک مطالعه با توجه به اهمیت سرمایه گذاری های دولت در زمینه فقرزدایی، اثرات مستقیم و غیرمستقیم برخی از انواع این سرمایه گذاری ها بر کاهش فقر و رشد بهره وری کل در مناطق روستایی ایران از طریق سیستم معادلاتی شامل متغیرهای موثر بر فقر و رشد بهره وری بررسی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده،‌ حساسیت های فقر روستایی نسبت به سرمایه گذاری در توسعه و عمران روستایی،  جاده سازی، بیش از سایر سرمایه گذاری های عمرانی دولت در امور روستایی بوده است. سرمایه گذاری در تحقیقات کشاورزی تاثیر مثبتی بر رشد بهره وری کل داشته است(ترکمانی وجمالی مقدم، 1387). 

در مطالعه ای دیگر، بررسی اثر سرمایه گذاری دولت بر فقر روستایی نشان داده است که سرمایه‌گذاری در توسعه و عمران روستایی، جاده سازی، تحقیق و توسعه کشاورزی، آبیاری و بهداشت به ترتیب بیشترین تأثیر را بر کاهش فقر روستایی دارند (ترکمانی وجمالی مقدم، 1384).

در بررسی "تعیین اثر سیاست های مخارج اجتماعی دولت بر توزیع درآمد در ایران"  نتایج تحقیق نشان از آن دارد که نقش مخارج اجتماعی دولت در کاهش نابرابری توزیع درآمد و نتایج به دست آمده از تخمین مدل می توان گفت مطابق انتظارات تئوریک، مخارج اجتماعی دولت تأثیر مثبت بر بهبود توزیع درآمد داشته اند و به کاهش نابرابری توزیع درآمد کمک کرده اند ( غفاری، 1384).

در مطالعه دیگری تحت عنوان"بررسی تاثیر هزینه های دولت در بخش کشاورزی بر کاهش فقر روستایی کشور" نشان می دهد، هزینه های دولت در بخش کشاورزی عاملی بسیار مهم بر ارزش افزوده بخش کشاورزی و کاهش فقر روستایی در کشور بوده است (صامتی و کرمی، 1383).

در پژوهشی  تحت عنوان " تحلیلی از توزیع درآمد با استفاده از روش پارامتریک" با استفاده از مدل های اقتصاد سنجی اثر مخارج آموزشی، مخارج بهداشتی و یارانه های پرداختی دولت را در کنار متغیرهای کلان اقتصادی نظیر بیکاری، تورم و درآمد سرانه بر توزیع درآمد مورد بررسی قرار گرفته است و نتایج نشان می دهد که هزینه های آموزشی، بهداشتی و یارانه های پرداختی دولت تأثیر مثبت و قابل انتظاری بر توزیع درآمد دارد (بختیاری، 1382).

 

 

 

3. مبانی نظری

با پیدایش مفهوم "شکست بازار" و نتایج منفی حاصل از نظام سرمایه داری در کشورهای صنعتی، لزوم دخالت بیشتر دولت در اقتصاد و شکل گیری نظام برنامه ریزی به صورت جدی تری مطرح گردید. در این میان تعیین ترکیبی از مخارج دولت برای تحقق اهداف توسعه ای رشد اقتصادی همراه با کاهش فقر از جمله مباحث مهم بوده است، زیرا سیاست های اقتصادی که اقدامی هدفمند از سوی دولت می باشد، می تواند سایر بخش ها و عوامل اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد. با توجه به این موضوع می توان بیان داشت که اهداف توسعه ای متفاوت، وظایف متنوعی را متوجه دولت می نماید که این موضوع نیز به ترکییب متفاوتی از نهادها و ابزارهای اقتصادی در بلندمدت منجر می شود.

بر اساس چارچوبی که توسط بانک جهانی توسط فرونی و کانبور (1992) برای تخصیص هزینه‌های دولت میان هزینه های اجتماعی و هزینه های زیرساختارها مشخص و نتایج آن در نمودار (1) ترسیم شده است. براساس این دیدگاه دولت بودجه را در سه زمینه مسایل اجتماعی(S)، زیر ساخت ها (K) و سایر زمینه ها (O) تقسیم بندی نموده است که اندازه و ترکیب این هزینه ها، شاخص اولیه اجتماعی (B)، رشد درآمد (Y)، برابری درآمد (I ) و فقر(P) را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

شاخص های اساسی  و اولیه اجتماعی نظیر بهداشت و آموزش، تابعی از هزینه های اجتماعی، هزینه های مربوط به زیرساختها، سایر هزینه ها و نیز رشد درآمد می باشد. رشد درآمد نیز تابعی از شاخص های اجتماعی، زیرساختارها و سایر هزینه هایی است که دولت در اقتصاد انجام می دهد.

برابری درآمد نیز تابعی از شاخص اجتماعی، هزینه های اجتماعی، زیرساختها و سایر هزینه‌های دولت می باشد و در نهایت فقر نیز رابطه تنگاتنگی با هزینه های اجتماعی دولت و برابری درآمد دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار1: نقش دولت در رشد، برابری درآمدی و فقر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ماخذ: بانک جهانی 2004

در حالت کلی به منظور اجرای سیاست های توسعه ای، سه دسته ابزار در اختیار دولت قرار دارد. این سه دسته عبارتند از سیاست های تنظیمی، سیاست های مالیاتی و سیاست های هزینه ای. دولت با اتخاذ سیاست های تنظیمی در پی قانون مندکردن فعالیت های بخش خصوصی و نیز
بنگاه های دولتی می باشد. حداقل دستمزد، امنیت محیط کار و قوانین مربوط به کار کودکان سه نمونه از مواردی هستند که بر اثر گذاشتن بر فعالیت بخش خصوصی و دولت، درآمد کارگران و در نهایت فقر، را متاثر می نماید.

در کنار سیاست های تنظیمی، دولت با استفاده از سیاست های مالیاتی منابع لازم را برای اجرای سیاست های خود را به دست می آورد. در بین سیاست ها، نحوه افزایش و اخذ مالیات مقوله های رشد تولید و فقر را تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. برای مثال نحوه تخصیص مالیات با تحت تاثیر قرار دادن سرمایه گذاری، جامعه را از دسترسی به خدمات ضروری محروم نموده و در نهایت با کاهش اشتغال، به صورت موثر باعث برانگیخته شدن فقر در جامعه می گردد. سومین ابزاری که دولت
می تواند بوسیله آن، اهداف مختلف اقتصادی را دنبال نماید، سیاست های هزینه ای است که چه به لحاظ اندازه و چه به لحاظ ترکیب، نقش مهمی در نیل به اهداف مذکور خواهد بود.

 

4. معرفی مدل

در برآورد این مدل، هزینه های دولت براساس فصول بودجه در قالب سه بخش هزینه های اجتماعی، زیرساختی و سایر موارد تقسیم بندی شده است (R = S + K + O). بر اساس این مدل فرض
می شود که هر یک از این اجزاء هزینه بر اساس این تقسیم بندی اثرات مجزایی بر شاخص های اجتماعی(B)، رشد اقتصادی(Y) ، برابری(I) و فقر(P) دارد. 

شاخص های اجتماعی (B)که به عنوان شاخص های نیازهای اساسی تعریف می گردد، در حوزه های آموزش و بهداشت تعریف شده است که شاخص آموزش نرخ باسوادی و شاخص بهداشت شاخص امید به زندگی است. این دو شاخص به عنوان تابعی از هزینه های دولت در بخش های مختلف (S, K, O)و رشد اقتصادی (Y) تعریف شده اند. B=f(S, K, O, Y)

رشد اقتصادی (Y) به عنوان متغیر وابسته برای شاخص های اجتماعی و هزینه های دولت در بخش های زیرساختی و سایر موارد لحاظ شده است. Y=f (B, K, O)

شاخص برابری درآمد (I) یک تابعی از شاخص های دستیابی به نیاز های اساسی در بهداشت و آموزش B)) و هزینه های اجتماعی(S) ، زیرساختی (K) و سایر موارد(O) لحاظ شده است.

 I=f (B, S, K, O).

شاخص فقر که در این معادله شاخص فقر سرشمار (P) لحاظ شده است، به عنوان تابعی از  رشد اقتصادی(Y) ، هزینه های دولت در امور مختلف هزینه های اجتماعی(S) ، زیرساختی (K) و سایر موارد (O) و شاخص توزیع درآمد(I) لحاظ شده است، در این معادله علاوه بر نحوه توزیع درآمد و رشد اقتصادی کشور که بر چگونگی میزان توزیع عواید حاصل از اقتصاد در گروههای مختلف دارد، نحوه تخصیص هزینه های دولتی که به طور مستقیم و غیرمستقیم بر میزان رشد، توزیع درآمد در کشور و ارتقا سطح شاخص های اقتصادی منتج می شود، گنجانده شده است P=f(Y, I, S, K, O).

در یک نگاه کلی این چارچوب بر اقزایش سطح شاخص های اجتماعی و کاهش فقر از طریق تاثیرگذاری هزینه های دولت در بخش های مختلف جهت دست یابی به اهداف توسعه هزاره طراحی شده است.

آمارهای مربوط به هزینه های دولت در فصل های مختلف از قوانین بودجه سالیانه کل کشور طی سال های 1391-1360 جمع آوری گردیده ، نرخ با سوادی، شاخص سرشمار فقر و ضریب جینی ازمرکز آمار و امید به زندگی بر اساس بر برآورد امینی[14] می باشد.

در این تحقیق با توجه به لزوم ایستا بودن داده های سری زمانی ابتدا ایستایی هر یک از متغیرها بررسی گردید. در این راستا از آزمون های ایستایی دیکی-فولر و دیکی-فولر تعمیم یافته استفاده گردید. در مورد متغیرهایی که ایستا نبودند با توجه آزمون شکست ساختاری، متغیر مجازی در مدل به کار گرفته شد.

در تخمین یک سیستم معادلات دو روش وجود دارد: رویکرد تک معادله ای و رویکرد سیستم چند معادله ای. تخمین ضرایب در تکنیک های تک معادله ای یعنی هر معادله به صورت جداگانه برآورد  گردد مانند روش دو مرحله ای حداقل مربعات (2SLS) اگر چه به اطلاعات محدود نیاز است، اما در این تکنیک تخمین ضرایب اطلاعات معادلات دیگر را در سیستم نادیده می گیرد و امکان ارتباط جملات خطای معادلات توجهی نمی شود. در نتیجه این روش ها به صورت مجانبی کارا
نمی باشد اما رویکرد سیستمی مانند روش برآورد کمترین مجذورات سه مرحله ای حداقل مربعات (3SLS) به صورت همزمان و یک جا معادلات ساختاری یک الگوی همزمان را در نظر گرفته و برآورد می نماید، لذا این روش تخمین های کارآتری را می دهد.

 در سیستم معادلات مورد بحث در این تحقیق بر اساس نتایج آزمون قطری بودن ماتریس واریانس-کوواریانس جملات پسماندها معادلات سیستم، قطری بودن این ماتریس برای جملات پسماندها پذیرفته گردید، در نتیجه از برآوردهای سیستمی تخمین پارامترها استفاده می شود. به منظور تعیین قابلیت تشخیص معادلات موجود در سیستم، آزمون های مربوط شامل بررسی شرایط رتبه ای و ترتیبی استفاده گردید، که بر اساس نتایج از فرمول جهت بررسی شرط درجه ای و رتبه ماتریس ضرایب صرف نظر از ضرایب متناظر با معادله هریک از معادلات و ستون منتاظر غیر صفر سطرهای مربوطه به معادله، نشان دهنده آن می باشد که، هر یک از معادلات بیش از حد مشخص
 می باشد. بنابراین معادلات با به کارگیری روش حداقل مربعات سه مرحله ای برآورد شده است.

 

5. نتایج برآورد مدل

نتایج حاصل از تخمین سیستم معادلات به روش حداقل مربعات سه مرحله ای (3SLS) به صورت زیر است. 

 

(1)  P = -53/0-04/0 Y+68/1 I -84/0 S -04/0 K + 42/0O

              (-81/13)   (-82/1)    (45/3)  (-27/4)     (-83/1)      (56/2)                              R2=80/0   D.W=14/2

 

(2)  I= 22/0 -18/0 BE -59/2 BH -07/0 S -01/0 K + 016/0 O + 003/0 T

          (37/4)   (-89/1)       (-09/5)        (-16/2)    (-10/1)    (68/0)             (86/1)       R2=84/0   D.W= 12/2

 

(3)  Y= 03/0 +91/1 BE +75/0 BH +81/0 K + 016/0 O + 002/0 T

            (17/1)   (21/4)         (73/1)           (83/1)           (10/1)          (68/1)                R2=70/0   D.W=01/2

 

(4) BH = 06/0 +002/0 Y +05/0 S + 02/0 K + 014/0 O + 004/0 T

              (87/1  (97/1)         (84/1)        (83/1)           (23/2)          (89/1)             R2=87/0   D.W=89/1

 

(5) BE =- 16/0 +061/0 Y +08/0 S + 05/0 K + 580/0 O + 008/0 T

              (07/1)     (05/3)         (84/1)        (25/2)           (31/3)          (82/1)           R2=81/0   D.W=01/2

 

 

نتایج این برآورد در معادله (1) نشان از آن دارد که رشد اقتصادی و توزیع درآمد از عوامل مهم و تاثیرگزار بر کاهش فقر در ایران می باشند، به طوریکه با افزایش یک درصد رشد اقتصادی، فقر سرشمار به میزان 04/0 درصد کاهش می یابد و افزایش یک درصد ضریب جینی که نشان از نابرابری بیشتر در توزیع درآمد است به افزایش 68/1 درصدی در شاخص فقر سرشمار منتج می گردد. این امر نشان از آن دارد که اثرات بهبود توزیع درآمد در ایران از میزان افزایش رشد بر کاهش فقر کاراتر خواهد بود. در بین هزینه های دولت، هزینه های دولت در امور اجتماعی دارای اثرات بیشتری بر کاهش فقر در مقایسه با سایر بخش ها بوده است به طوری که یک درصد افزایش هزینه های دولت در این بخش فقر سرشمار را به میزان 84/0 درصد کاهش می دهد که این امر خود مطابق انتظار  می باشد. عملکرد هزینه های دولت در بخش امور اقتصادی با فراهم آوردن زیرساخت های اقتصادی کشور نشان می دهد که با افزایش یک درصدی هزینه ها در این بخش، فقر سرشمار 04/0 درصد کاهش
می یابد. در این رابطه قابل ذکر می باشد که هزینه های دولت در سایر امور اثرات منفی بر کاهش فقر داشته است.

نتایج معادله (2) نشان می دهد که افزایش سطح شاخص های اجتماعی مانند بهداشت و آموزش تاثیر معنی داری بر افزایش برابری توزیع درآمد در کشور دارد. در این میان اثرات افزایش شاخص بهداشت محسوس تر است به طوریکه یک درصد در افزایش امید به زندگی، شاخص ضریب جینی را 59/2 درصد و افزایش یک درصدی نرخ باسوادی 18/0 درصد ضریب جینی را کاهش می دهد. در بین هزینه های دولت فقط هزینه های دولت در امور اجتماعی با ضریب 07/0 اثر معنی داری را بر کاهش نابرابری درآمدی داراست.

در معادله (3) ضرایب هزینه های دولت در امور اقتصادی و زیرساختی اثرات معنی داری به ترتیب به میزان 81/0 بر رشد اقتصادی دار است. همچنین نتایج این معادله نشان می دهد ارتقا سطح شاخص های اجتماعی به رشد اقتصادی یاری می رساند بطوریکه یک درصد افزایش در نرخ باسوادی و امید به زندگی به ترتیب رشد اقتصادی را به میزان 91/1 درصد و 75/0 درصد افزایش می دهد.

در برآورد معادله (4) در شاخص اجتماعی بهداشت که شاخص امید به زندگی لحاظ شده است، نشان می دهد هزینه های دولت در امور مختلف اثرات معنی داری بر شاخص امید به زندگی دارد به طوری که افزایش یک درصدی هزینه های دولت در بخش امور اجتماعی، اقتصادی، زیربنایی و سایر موارد به ترتیب 05/0، 02/0 و 014/0 درصد به بهبود شاخص امید به زندگی کمک می کند. همچنین رشد اقتصادی با کشش 002/0 اثر معنی داری بر امید به زندگی دارا ست.

در برآورد اثرات هزینه های دولت بر شاخص آموزش در معادله (5) نتایج نشان می دهد رشد اقتصادی بر افزایش سطح سواد و برخورداری از تحصیل با ضریب 061/0 اثر معنی داری را داراست.  همچنین هزینه های دولت در بخش های امور اجتماعی، اقتصادی و زیرساختی و سایر موارد همه نقش موثری بر افزایش شاخص آموزش دارند که ضرایب این بخش ها به ترتیب 08/0، 05/0 و 058/0 می باشند. اثر شاخص رشد اقتصادی بیان دارد با افزایش یک درصدی در این شاخص میزان با سوادی به میران 061/0 درصد افزایش می یابد. 

با توجه به نتایج و تطابق علامت ضرایب معادلات ساختاری برآورد شده با انتظارات نظری، مشخص می گردد که این معادله کلان سنجی به لحاظ نظری موجه و قابل پذیرش است. اما علاوه بر توجیه نظری، مبانی نظری یک مدل مطلوب از نظر آماری نیز داده های تاریخی سازگار و از قدرت توضیح دهندگی مسیر تاریخی متغیرها و پیش بینی آن ها برخوردار است. ملاک های برای ارزیابی مدل شبیه سازی شده با استفاده از آمارهای کمی ریشه میانگین مربع خطا (rsme )، درصد خطای ریشه میانگین مربع (srsme)، شاخص تایل (tail) و اریب (bias) به کار گرفته شده است. ارزیابی اعتبار مدل، مقدار عددی آماره محاسبه شده برای تمامی معادلات نزدیک به صفر است که نشان می دهد برازش مدل مناسب می باشد. در جدول (1) معیارهای مذکور برای معادلات منتخب آورده شده است.

جدول (1): نتایج ارزیابی قدرت شبیه سازی مدل

bias

rsme

srsme

tail

 

3/0

02/0

57/0

12/0

فقر

33/0

038/0

85/0

88/0

توزیع درآمد

22/0-

005/0

62/0

1/0

رشد اقتصادی

1/0

01/0

23/0

071/0

امید به زندگی

152/0-

002/0

57/0

09/0

نرخ باسوادی

اکنون با توجه به خصوصیات مطلوب مدل، از قبیل سازگاری نظری قدرت توضیح دهندگی و شبیه سازی درون نمونه های مطلوب، می توان آن را برای تجزیه و تحلیل سیاستی با روش شبیه سازی استفاده نمود. بدین منظور، ابتدا مدل در حالت عادی خود حل می شود. مسیرهای متغیرهای هدف که از حال عادی مدل با استفاده از اطلاعات تاریخی به دست می آید، مسیر پایه نامیده می‌شود. متغیرهای هدف در این شبیه سازی از طریق ایجاد شوک در هزینه های دولت در بخش امور اجتماعی، اقتصادی و سایر ایجاد شده است. نتایج آزمون ثبات متغیرهای هدف تحت سیاست های مختلف هزینه ای دولت نشان می دهد، افزایش هزینه‌های دولت توانسته است به ثبات بیشتر کمک نماید.

 

 

6. نتیجه گیری

با توجه به آنکه در سالهای اخیر حرکت اقتصادهای دنیا از رشد اقتصادی به توسعه انسانی معطوف شده است و یک عزم جهانی برای ارتقا سطح زندگی انسانها و کاهش فقر از طریق افزایش میزان دسترسی افراد جامعه به خدمات اساسی بر دوش دولتها نهاده شده است، نحوه هزینه کرد دولتها بسیار مهم می باشد. لذا  همواره مطالعاتی که اثرات هزینه های دولت را بر کاهش فقر و ارتقا شاخص توسعه انسانی جهت دست یابی به کارآمدترین سیاست هزینه های مالی در در کشورهای مختلف انجام شده است که نتایج این بررسی ها نشان می دهد در کشورهایی کمتر توسعه یافته، هزینه های دولت در بخش های اجتماعی اثرگذار بوده و در سایر کشورها توسعه زیرساخت های اقتصادی به کاهش فقر یاری رسانده است.

 بررسی هزینه های دولت در سه بخش که بر اساس چارچوب پیشنهادی بانک جهانی طراحی شده است نشان می دهد، رشد اقتصادی و توزیع درآمد از عوامل مهم و تاثیرگزار بر کاهش فقر در ایران می باشند که در این بین بهبود نحوه توزیع درآمد در کاهش فقر تاثیرگزاری زیادی خواهد داشت. در بین هزینه های دولت، هزینه های صرف شده در امور اجتماعی تاثیر بیشتری بر کاهش فقر داشته است. هزینه های دولت در بخش امور اقتصادی سهم زیادی در کاهش فقر نداشته و سایر امور باعث افزایش فقر سرشمار شده است. این امر نشان از آن دارد که در حال حاضر فعالیت های اجتماعی دولت که تا حدی به طور مستقیم با فقرا در ارتباط است به کاهش فقر یاری رسانده است در حالی که برای پایدار شدن کاهش فقر، توانمند نمودن فقرا بسیار مهم است. در خصوص کاهش نابرابری نتایج نشان می دهد ارتقا سطح بهداشت و آموزش و هزینه های اجتماعی دولت به توزیع درآمد بهتر یاری
می رساند که خود این متغیرهای اجتماعی، آموزش و بهداشت تاثیرپذیری معنی داری از هزینه های دولت در بخش های مختلف و رشد اقتصادی را دارا هستند.

در نهایت نتایج این مدل نشان می دهد با جهت گیری هزینه های دولت به سمت ارتقا شاخص های اجتماعی در ایران و توسعه انسانی که به توانمندسازی فقرا منجر شود می تواند به توزیع برابر درآمد و کاهش فقر یاری رساند و پس از این مراحل توسعه زیرساخت ها اقتصادی می تواند در مراحل بعدی لحاظ گردد.



1 .Millenuim Development  Goals

[2] . Fan, Nyage , and Rao

[3] . Agenor, Bayaktar

[4] . Lofgren ,  Rabinson

[5] . Fan, Zhang, Rao

[6] . Fan , Jistuchon,and  Methakunnavut

[7] . Fan, Houng, Long

[8] . Warr.

[9] . Gomanee, Mosely

[10] . Fan, Hazell

[11] . Dabla-Norris and Matovu

[12] . Ajwad , Wodon

[13] . Chu, Ke-young, Davoodi, hamidreza, Gupta, sanjeev

11. امینی، علیرضا و حجازی، آزاده. (1386)، «تحلیل و ارزیابی نقش سلامت و بهداشت در ارتقاء بهره وری نیروی کار در اقتصاد ایران، فصلنامه پژوهش های اقتصادی، شماره30.

 

-          ترکمانی، جواد و جمالی مقدم، الهام. (1387)، «بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم سرمایه‌گذاری های عمرانی دولت بر رشد بهره وری کل و فقرزدایی در مناطق روستایی ایران»، فصلنامه روستا و توسعه، شماره 4.

-          امینی، علی رضا و حجازی، آزاده. (1386)، «تحلیل و ارزیابی نقش سلامت و بهداشت در ارتقاء بهره وری نیروی کار در اقتصاد ایران، فصلنامه پژوهش های اقتصادی، شماره30.

-          حسن زاده، محمد و میرزا ابراهیمی، رضا. (1386)، استراتژی کاهش فقر در کشورهای شرق آسیا، تهران: انتشارات تدبیر.

-          ترکمانی، جواد و جمالی مقدم، الهام. (1384)، اثرات مخارج دولت بر فقرزدایی در مناطق روستایی»، فصلنامه پژوهش های اقتصادی ایران، شماره 25.

-          صامتی ، مجید و کرمی ، علیرضا. (1383)، « بررسی تاثیر هزینه های دولت در بخش کشاورزی بر کاهش فقر روستایی در کشور »،: فصلنامه تحقیقات اقتصادی ، شماره67.

-    Fan, Shenggen, D.Nyange, and N. Rao. (2006), “Public Expenditure, Poverty Reduction in Tanzania”, International Food Policy Research Institute (IFPRI).

-    Paternostro,S, Rajaram,A and Tiongson,R,E.(2005), “How Does the Composition of  Public Spending Matter? ”, World Bank.

-    International labor office. (2005), “Employment, Productivity, and poverty reduction”, International labor Report, Geneva: International labor office.

-    Fan, S., Zhang, X. and Rao, N. (2004b), “Public Expenditure, Growth and Poverty Reduction in Uganda”. Washington, D.C: IFPRI

-    International Food Policy Research Institute. (2004), “Government spending, growth and Poverty”. Research Report 120. Washington, D.C: IFPRI.

-    Fan, Shenggen, Jitsuchon Somchai, and Methakunnavut Nuntaporn. (2004), “The Importance of Public Investment for Rural Poverty Reduction in Middle-income Countries: The Case of Thailand”, DSDG Discussion Paper # 7, Washington, D.C: IFPRI.

-    Fan, S., Zhang, X. and Rao, N. (2004b), “Public Expenditure, Growth and Poverty Reduction in Rural Uganda”. DSGD Discussion Paper 4. Washington, DC: IFPRI,.

-    Gomanee, K.; Morrissey, O.; Mosley, P. and Verschoor, A. (2003), “Aid, Pro-poor Government Spending and Poverty Reduction”, Research paper 01/03, Nottingham: University of Nottingham.

-    Fan, S., Zhang, L. and Zhang, X. (2002), “Growth, Inequality and Povety in Rural China: The Roleof Public Investments”. Research Report 125. Washington, DC: IFPRI.

-    Fan, S., Hazell, P. and Thorat, S. (1999), “Linkages between Government Spending, Growth and Poverty in India”, Research Report 110. Washington, DC: IFPRI.