نوع مقاله : علمی - پژوهشی
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
The research was conducted using a qualitative method and based on grounded theory and a case study approach, and nineteen semi-structured interviews were conducted, ultimately reaching theoretical saturation. Data analysis was conducted through three stages of open, axial, and selective coding, during which the main and sub-categories were identified. Sustainable development requires proper planning and organization to achieve its goals; therefore, sustainable development is constantly associated with governance. The output of the research process was a model with 6 main dimensions, 16 sub-categories, and 72 codes in the form of causal conditions, categories related to strategies, intervening conditions, and consequences of strategies specific to the Hegmataneh Petrochemical Project. Attention to the governance structure of the petrochemical project that affects the realization of sustainable development in three aspects: economic, social, and environmental is one of the distinguishing features of this research. The achievement of this research can be used as a suitable governance model in petrochemical projects from the perspective of sustainable development. Various models and patterns are doomed to failure due to incompatibility with local, cultural, etc. conditions and have led to instability. Accordingly, it is necessary for each industry and project to formulate a governance and development method according to its own conditions.
کلیدواژهها English
مقدمه
با بررسی ادبیات طرحها[1]، موضوعی که در این حوزه نادیده گرفتهشده و توجه کمتری به آن معطوف بوده، عدم توجه به تأثیر حکمرانی طرح در موفقیت طرحها، تأثیر ساختار، فرایندها و سازوکار حکمرانی طرح بر موفقیت و یا شکست طرحها بوده است. بهطوریکه یک تصمیم نادرست با ایجاد چالش در حکمرانی طرح، در موفقیت یا شکست آتی طرح، تأثیر بهمراتب بیشتری از مباحث افزایش هزینه و یا زمان دربرخواهد داشت، هرچند موضوعاتی همچون افزایش زمان و هزینه و بیتوجهی به مباحث توسعه پایدار نیز میتواند ریشه در ساختار حکمرانی نامناسب طرح داشته باشد. مباحث مربوط به حکمرانی طرح از چند سال اخیر موردتوجه پژوهشگران حوزه مدیریت پروژه قرار گرفته است (Gisselquist, 2023; Garland, 2009; Muller, 2009). بر اساس آییننامه اجرایی ماده 215 قانون برنامه پنجساله توسعه، اجرای طرحها میبایست توجیه فنی، اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی، مالی، فرهنگی و پدافند غیرعامل داشته باشد (دفتر مطالعات برنامه و بودجه، 1398). بر اساس اعلام مرکز پژوهشهای مجلس نیز، طولانیشدن دوره ساخت طرحها بهگونهای هست که حدود 60درصد از طرحها در زمانبندی خود به اتمام نرسیدهاند که این موضوع نشاندهنده ناکارآمدی در تعریف طرحها و نامتناسب بودن حجم آنها با منابع اختصاصیافته به این حوزه است (مرکز پژوهشهای مجلس، 1386). بر اساس نتایج تحقیقات مرکز پژوهشهای مجلس، مسائلی چون عدم حکمرانی مطلوب، عدم توجه به توسعه پایدار، تعارض در قوانین، تداوم آگاهانه روند تدوین نادرست طرحها، غلبه تمایلات فردی، گروهی یا سازمانی بر منافع اجتماعی، وجود فسادهای سیستمی، عدم اعتقاد به کار کارشناسی، عدم التزام و اعتقاد به فرایند برنامهریزی، فقدان فرهنگ کار گروهی نمونههایی از عواملی است که منجر به شکلگیری رفتارها و تصمیماتی شده است که بر عملکرد طرحها اثرگذار است (دفتر مطالعات اقتصاد بخش عمومی پژوهشهای اقتصادی مجلس، ۱۳۹6). این پرسش که مدل نظری عوامل مؤثر بر حکمرانی طرح پتروشیمی هگمتانه و پیامد آن بر مشارکت در توسعه پایدار چگونه است؟ جنبه یا بعدی از مسئله است که مورد توجه خاص این پژوهش قرار دارد.
حکمرانی و توسعه پایدار ازجمله موضوعات جدیدی است که کمتر از یک ربع قرن قدمت دارند (نقیبی مفرد، 1398). پژوهشهای زیادی در این زمینه بهصورتیکه اثر ابعاد حکمرانی بر مؤلفههای توسعه پایدار مدنظر باشد، صورت نگرفته است. با توجه به اینکه افزایش رشد اقتصادی، رشد اجتماعی و حفظ محیطزیست، اجزا و مؤلفههای توسعه پایدار هستند، حکمرانی بر هریک از این اجزا و درنهایت بر توسعه پایدار تأثیر خواهد داشت. رابطه مستقیم و متناسبی بین توسعه پایدار و حکمرانی وجود دارد. این پژوهش سعی بر شفافسازی مفهوم حکمرانی طرح پتروشیمی هگمتانه و پیامد آن در بستر توسعه پایدار دارد. تاکنون مدلها و الگوهای مختلفی از سوی پژوهشگران و سازمانهای بینالمللی برای طیف وسیعی از کشورها تجویز شدهاند که اغلب بهدلیل عدم همخوانی با شرایط بومی، فرهنگی و غیره محکوم به شکست بوده و منجر به ناپایداری شده است. برایناساس ضرورت دارد هر صنعت و طرحی، با توجه به شرایط خود اقدام به تدوین روش حکمرانی و توسعه نماید.
1. پیشینه پژوهش
آبروجیو لورتزانی، نقاش ایتالیایی قرن چهارم میلادی، نقاشی معروف خود را که بیانگر حکمرانی مطلوب و حکمرانی بد است، در شهر سانیای ایتالیا به تصویر کشید. این نگاره در قسمتی که بیانگر حکمرانی مطلوب است، عدالت و انصاف را با سریر قدرت نشان میدهد و نمایانگر و نماد بخشندگی، اعتدال، خرد، ایمان، امید، احسان، قدرت و صلح است. نتیجه این حکمرانی، شهری زیبا بود (هداوند، 1384). از عصر رنسانس ایتالیایی و ایدههای آن که بگذریم حکمرانی در ابتدا رویکردی اقتصادی داشت، یعنی هدف از شکلگیری آن توسعه اقتصادی بود (میدری و خیرخواهان، 1383).
عمری و مبروک[2] در سال2020، با نشان دادن اثربخشی حکمرانی در ایجاد تعادل بین مؤلفههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی توسعه پایدار در20 اقتصاد منتخب MENA برای دوره زمانی 2014-1996 به این نتیجه رسیدهاند که حکمرانی سیاسی و نهادی بهطور مثبت به مؤلفههای توسعه پایدار کمک میکند و همچنین بهبود حکمرانی سیاسی و نهادی به دولتهای این کشورها امکان میدهد تا تأثیرات منفی آلودگی زیستمحیطی بر رشد اقتصادی و توسعه انسانی از یکطرف و تأثیر مثبت رشد اقتصادی در افزایش آلودگی زیستمحیطی و درنتیجه توسعه پایدار از طرفدیگر را تعدیل کنند.
رمزی[3] و همکاران در سال 2019، با مروری بر دو مفهوم حکمرانی و توسعه پایدار با ارائه شواهد تجربی از موفقیت نهادینهسازی توسعه پایدار از طریق حکمرانی، نشان دادهاند دستیابی به توسعه پایدار نیاز به حکمرانی و همچنین دستیابی به حکمرانی خوب نیاز به توسعه پایدار دارد. نتایج حاصل از پژوهش آنها حاکی از آن است که رابطهای قوی بین متغیرهای مختلف حکمرانی و متغیرهای توسعه پایدار وجود دارد.
افولابی[4] و همکاران در سال 2018، در مطالعه خود اذعان کردهاند پایبندی و تعهد قوی به حکمرانی برای توسعه پایدار ضروری است و روند منتهی به توسعه غیرپایدار و توسعهنیافتگی با براندازی دادرسی صحیح و دستکاری قوانین و مقررات موجود همراه است. نتیجه این مطالعه حاکی از آن است که برای انعکاس توسعه پایدار نیاز به جهتگیری مجدد رهبران سیاسی در جهت پایبندی به اصل حاکمیت قانون و حکمرانی خوب بهعنوان پایهای برای توسعه پایدار در نیجریه است.
گونی[5] در سال 2017، به این نتیجه رسیده است که حکمرانی تأثیر مهم و مثبتی بر توسعه پایدار دارد. این اثر قدرتمند برای همه کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه وجود دارد و عنوان میکند برای جلوگیری از کمبود منابع باید سطح حکمرانی خود را افزایش دهند تا از سطح رفاه محافظت شود. نتایج نشان میدهد در هر دو گروه کشورهای درحالتوسعه و توسعهیافته سطح توسعه پایدار با افزایش سطح حکمرانی افزایش مییابد.
داهایی[6] در سال 2019، در پژوهش خود با عنوان «حکمرانی خوب برای توسعه پایدار» نتیجه میگیرد که حکمرانی در روند توسعه نقش بسیار مهمی ایفا میکند و بعد نهادی برای حکمرانی بسیار مهم است و با ایجاد محیطی مناسب برای عملکرد سازوکارهای توسعه پایدار، به دولت کمک مینماید تا بهصورت ویژه، کارآمد و مسئولانه در برنامههای توسعه مشارکت داشته باشد.
استیگلیتز[7] (1998) برای برقراری تعادل بین ابعاد مختلف توسعه معتقد است که رویکرد کلنگر به توسعه مورد نیاز است که دربرگیرنده ابعاد اجتماعی و اقتصادی و محیط زیستی است و توسعه پایدار علاوه بر رشد اقتصادی متوجه تحقق اهداف اجتماعی، اقتصادی و پایداری محیط زیست نیز باید باشد.
2. چهارچوب نظری
2-1. اصول و شاخصهای حکمرانی
موفقیت حکمرانی در تحقق اهداف توسعه پایدار به دلایل مختلف گره خورده است و که بانک جهانی بر اجرای آن تأکید دارد. شاخص عبارت است از سازوکار مناسب برای معرفی و سنجش یک پدیده است (شریفزاده و قلیپور، 1383). استاندارد ISO 26000 (2010) بیان میدارد که حکمرانی مؤثر میبایست بر اساس تعامل اصول در فرایند تصمیمگیریها و اجرای فرایندها باشد. این اصول عبارتاند از: پاسخگویی، شفافیت، رفتار اخلاقی، احترام به منافع ذینفعان، حاکمیت قانون و رعایت حقوق انسانی. در جدول 1، نظر پژوهشگران در رابطه با اصول حکمرانی مطلوب جمعبندی شده است.
جدول (1): جمعبندی نظر پژوهشگران در رابطه با اصول حکمرانی مطلوب
|
ردیف |
پژوهشگر |
سال |
اصول حکمرانی مطلوب |
|
1 |
کمیسیون اقتصادی، اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام |
2004 |
مشارکت، حاکمیت قانون، شفافیت، پاسخگویی، شکلگیری وفاق عمومی، حقوق مساوی، اثربخشی و کارایی، مسئولیتپذیری، اعتماد. |
|
2 |
استاندارد ISO 26000 |
2010 |
پاسخگویی، شفافیت، رفتار اخلاقی، احترام به منافع ذینفعان، حاکمیت قانون و رعایت حقوق انسانی. |
|
3 |
استاندارد مدیریت پروژه |
2013 |
بهینهسازی سرمایهگذاری، اجتناب از دلایل معمول شکست، ایجاد انگیزه کارمندان از طریق ارتباطات بهتر، کاهش خطرپذیریها و افزایش سودآوری. |
|
4 |
صندوق بینالمللی |
2013 |
تضمین برابری حقوقی، بهبود کارآمدی و پاسخگویی بخش عمومی و کاهش فساد. |
|
5 |
مؤسسه OECD |
2022 |
تأمین اساس چهارچوب مؤثر حاکمیت شرکتی/ رعایت حقوق و رفتار عادلانه) سهامداران و مالکان کلیدی / سرمایهگذاران نهادی، بازارهای سهام و سایر واسطهها / نقش ذینفعان در مدیریت شرکت/ شفافیت/ مسئولیت هیئتمدیره. |
|
6 |
توماس (Thomas, 2022) |
2022 |
در شش جنبه میتوان آن را سنجید (اظهارنظر و پاسخگویی، ثبات سیاسی و فقدان خشونت، جرم و آدمکشی، کارآمدی حکومت، فقدان تحمیلهای قانونی، برابری حقوقی و کنترل فساد). |
منبع: (نگارندگان)
این معیارهای عام که در بستر کشور اعمال میشوند، بهمنظور دستیابی به حکمرانی مطلوب در قالب حکمرانی طرحها میبایست پیادهسازی گردند.
2-2. ابعاد و مؤلفههای سیستم حکمرانی
حکمرانی با مدیریت متفاوت است. حکمرانی مرتبط با مباحث تصمیمگیری، نظارت، کنترل و یکپارچگی است، درحالیکه مدیریت بهعنوان فعالیتهایی در چهارچوب تعیینشده توسط حکمرانی در دستیابی به اهداف سازمان، توصیف میشود (مدیریت سبد پروژه، 2017). کمیته راهبردی حکمرانی با فرایندهای مشخص، در یک ساختار مشخص، توسط سازوکارهای مشخص، به حکمرانی مجموعه در یک سیستم میپردازند. درنهایت میتوان بر اساس پژوهشها مباحث ساختار، فرایند و سازوکار را اینگونه جمعبندی کرد:
1- ساختار: نقشها و مسئولیتها، ساختار سازمانی، هیئتمدیره و مدیرعامل، کمیته راهبردی.
2- فرایند: برنامهریزی سیستمهای اطلاعات راهبردی، کارت امتیازی متوازن، مدلهای بلوغ حکمرانی.
3- سازوکار: مشارکت فعال و همکاری میان ذینفعان اصلی، مشوقها و پاداشهای مشارکت، آموزشهای میانرشتهای.
ازاینرو داشتن ترکیب مشخصی از ساختار، فرایند و سازوکار میتواند در پیادهسازی چهارچوب مناسب حکمرانی در سازمان لازم باشد که در هر سازمان وابسته به ذخایر احتمالی متنوع، ترکیبهای مختلف و بهینه از این عناصر سهگانه موجود است.
2-3. مفهوم و ابعاد توسعه پایدار
از دهه 1960 به بعد رویکرد مکتب نئوکلاسیک موردانتقاد قرار گرفت، بدیندلیل که دولتهای بسیاری با اعمال این نظریه و با وجود رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی بسیار زیاد، با مشکلات زیستمحیطی و اجتماعی بسیاری مواجه شدند که زمینهساز تغییر این نظریه و ظهور دیدگاههای جدید دیگر در مفهوم توسعه شد (Biermann & et al., 2022). طرفداران دیدگاههای جدید عقیده داشتند، در هر نظام سیاسی، در کنار رشد اقتصادی، مؤلفههای اجتماعی و زیستمحیطی مثل میزان آموزش، رفاه جامعه و کارگران و افزایش سطح کمّی و کیفی زندگی و سطح بهداشت نیز باید سنجیده شوند و توسعه اقتصادی نمیتواند جدا از ابعاد اجتماعی و زیستمحیطی قلمداد شود (Elliott, 2006)؛ زیرا رشد اقتصادی بالا یا رشد ناخالص داخلی، فینفسه ضامن پیشرفت و توسعه در یک کشور نیست، چهبسا کشورهایی که با رشد اقتصادی بالا روزبهروز فقیرتر شدهاند و حتی محیطزیست و حقوق انسانی آنها روزبهروز رو به افول نهاده است (ECOSOC, 2008). ابعاد کلی توسعه پایدار عبارتاند از:
1- بُعد اجتماعی که شامل کاهش فقر، تغییر الگوی مصرف، تحولات جمعیتی، تأمین سلامت و مسکن مناسب، مشارکت همه در فرایند توسعه، توجه به کودکان و جوانان و زنان، مشارکت مردم بومی آن منطقه، سازمانهای غیردولتی، نقش مسئولان محلی، کارگران و کارکنان در حوزههای مختلف میگردد (Hackett, 2008).
2- بُعد زیستمحیطی نیز شامل حفظ اتمسفر، استفاده مناسب از زمین، حفاظت جنگلها، تنوع زیستمحیطی، حفظ و مدیریت منابع آب و مواد شیمیایی سمّی و زبالههای خطرناک و فاضلابها (Strange & Bayley, 2008).
3- بُعد اقتصادی شامل کاهش پایدار در مصرف انرژی و منابع طبیعی از طریق افزایش کارایی و رشد اقتصادی و تغییر شیوه زندگی.
3. روش پژوهش
روش مورداستفاده در این پژوهش از نوع الگوواره تفسیری است که رویکرد آن استقرایی هست. نوع پژوهش حاضر کیفی بوده و بر اساس مطالعه موردی انجام شده است. روش تحلیل دادهها نظریه دادهبنیاد بوده و از مصاحبه و پرسشنامه بهمنظور جمعآوری دادهها استفاده شده است. با بررسی دادهها این پژوهش از «نظریه دادهبنیاد » بهمنظور تحلیل یافتههای بهدستآمده از مصاحبههای کیفی استفاده میکند. مسیر حرکت در این روش عمدتاً از متن به سمت بیرونکشیدن مقولات و سپس ایجاد مدلها و نقشههای مفهومی است. ازاینرو کاربرد بیشتر منطق استقرا در آن پذیرفته شده است (Schreier, 2021)؛ بنابراین جهتگیری این پژوهش یک جهتگیری کاربردی ـ توسعهای است که تلاش دارد با توسعه نظریههای موجود در زمینه نظریههای حکمرانی و توسعه پایدار پیرامون طرح صنعت پتروشیمی، مدلی برای عوامل و متصدیان صنعت پتروشیمی برای تحقق مؤثر منافع و رسیدن به توسعه پایدار در طرحها، ارائه نماید.
نظریه دادهبنیاد رهیافتی برای بررسی نظاممند (غالباً) دادههای کیفی با هدف تولید نظریه است (عزیزی و شاهسوند، 1402). مراحل و فعالیتهای انجام پژوهش بهصورت شکل 1 ترسیم شده است.
منبع: (نگارندگان)
شکل (1): مراحل و فعالیتهای انجام پژوهش
با توجه به این امر که اطلاعات موردنیاز برای پژوهش، در مباحث توسعه پایدار در طرح پتروشیمی و حکمرانی است؛ بنابراین مصاحبهشوندگان از ردههای بالای سازمانی که درگیر در حکمرانی طرح پتروشیمی هگمتانه میباشند که تخصص و تجربه لازم را در اختیار دارند و با روش گلوله برفی انتخاب شدهاند. معیارهای انتخاب افراد، کسانی بودند که دارای نظم و انتظام در زمینه مدیریت طرح، مجری طرح، مدیر برنامهریزی، مدیر کمیته راهبری طرح، تجربه کاری بالای 10 سال، تسلط نظری، تجربه عملی، تمایل و توانایی مشارکت در پژوهش را داشتند و دسترسی به آنها میسر بود. مصاحبهها در یک دور تا افزودهنشدن اطلاعات جدید در مصاحبه (اشباع نظری) ادامه یافت؛ بدینصورت که از مصاحبه شانزدهم به بعد در مصاحبهها تکرارها بهوضوح مشاهده شدند و از مصاحبه هجدهم به بعد اطلاعات دریافتی کاملاً با اطلاعات قبلی همپوشانی داشتند. بااینحال جهت اطمینان از نقطه اشباع نظری، مراحل اجرای مصاحبهها تا نمونه نوزدهم ادامه یافت. ویژگیهای جمعیتشناختی نمونه آماری پژوهش در جدول 2 ارائه شده است:
جدول (2): ویژگیهای جمعیتشناختی مصاحبهشوندگان
|
طرح |
وابستگی سازمانی |
مدرک تحصیلی |
تجربه کاری (سال) |
||||||
|
پتروشیمی هگمتانه |
از بدنه شرکت کارفرمایی |
از بدنه شرکت مشاوره |
از بدنه شرکت پیمانکار |
کارشناسی |
کارشناسی ارشد |
دکترا |
کمتر از 15 سال |
15 تا 20 سال |
بیشتر از 20 سال |
|
تعداد |
8 |
5 |
6 |
10 |
6 |
3 |
6 |
9 |
4 |
|
مجموع مصاحبه |
19 |
||||||||
|
سهم نسبی (درصد) |
42 |
26 |
32 |
52 |
32 |
16 |
32 |
47 |
21 |
در تحلیل نظریه دادهبنیاد، تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری انجام شده است. هدف از کدگذاری، افزایش سطح انتزاع و ایجاد مفاهیمی است که دادههای بیشتری را تبیین میکنند. در رویکرد استراوس و کوربین از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی برای تحلیل دادهها استفاده میشود. کدگذاری باز و محوری کارهایی ترتیبی نیستند و ابعاد، روابط، تراکم و قدرت تبیین بهعنوان یک نظریه، در طی تحلیل باهم رشد میکنند؛ بنابراین پژوهشگر هنگام شکلدادن به ارتباطات بین مفاهیم، کدگذاری برای ویژگیها و ابعاد مقولات کشف شده را متوقف نکرده و ادامه میدهد (Struass & Corbin, 1996). کدگذاری باز، محوری و انتخابی سه مرحله کدگذاری در این روش میباشند که در آخرین گام، از میان مقولهها، مقوله محوری انتخاب میشود و حول آن نظریه برآمده از دل پژوهش ارائه میشود (کرسول، 1391).
4. یافتههای پژوهش
طرح پتروشیمی هگمتانه با هدف تولید PVC با ظرفیت 45000 تن در گریدهای معمولی و 36000 تن گرید پزشکی نسبت به تأسیس کارخانهای در کیلومتر 10 جاده تهران ـ همدان اقدام نمود. مدل موجود (روابط میان ارکان درگیر) حکمرانی در طرح پتروشیمی هگمتانه به این صورت است که، ساختار حکمرانی طرح بر طبق آییننامه راهبری شرکتی تدوین شده است. اگرچه در ساختار مذکور، حکمرانی و مدیریت به تفکیک از یکدیگر آمده است ولی در عمل خلط حکمرانی و مدیریتی در تصمیمگیریها دیده میشود. در فاز ابتدایی (تعریف) چرخه حیات طرح، تصمیمگیریهای راهبردی در خصوص تصویب طرح، مطالعات امکانسنجی طرح، طرح توجیهی Business Case در هیئت حکمرانی[8] طرح، انجام میگیرد ولی متأسفانه بهدلیل عدم پیادهسازی ساختار حکمرانی درست و شفاف و عدم وجود برخی سلسلهمراتبهای اصلی در هیئت حکمرانی[9] طرح مثل: SRO[10], BCM[11], PM[12] و کمیتههای فرعی شامل: کمیته تحقق منافع و کمیته بازرگانی در ساختار حکمرانی در فاز ابتدایی طرح، اینگونه تصمیمات بسیار مهم و اساسی، واقعبینانه و باکیفیت و دقت لازم انجام نگرفته است و صرفاً با سرعت برای پیشرفت کار و أخذ مجوزهای ابتدایی، گرفته شده است و پیامد این ساختار حکمرانی ضعیف، عدم کسب منفعت اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی است (راهنمای اجرای حاکمیت پورتفولیوها، طرحها و پروژهها، 1403).
فاز میانی (تحویل یا اجرا) چرخه حیات طرح، تصمیمگیریها بهدلیل اجرایی و عملی بودن این فاز، بیشتر به سمت مدیریت سوق داده شده است و نقش هیئت حکمرانی کمرنگتر بوده است. همانطورکه اکثر مدیران عامل در ردههای بالایی و میانی طرح اذعان دارند که: «هیئت حکمرانی طرح که تعدادی از سرمایهگذاران اصلی بهصورت موظف در آن نقش داشتند، ازنظر تخصص در جایگاهی نبودند که بتوانند دانش و تجربه و دید فنی لازم را در مورد فاز اجرایی داشته باشند و حضور آنها در جلسات مدیریتی، تأثیر مثبت و راهگشایی نداشته است». هیئتمدیره طرح نیز در سالهای نخست ایجاد طرح، بهصورت چرخشی و نوبتی متشکل از سرمایهگذاران اصلی، رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل بودهاند که بعداً با وجود تشکیل کمیته انتصابات و نظارت این کمیته، بازنگری بهتری در انتخاب هیئتمدیره صورت گرفته است.
فاز پایانی (اختتام) چرخه حیات طرح، تصمیمگیری در فاز پایانی و بهرهبرداری و اختتام طرح پتروشیمی هگمتانه بدینصورت بوده است که با وجود ساختار حکمرانی که وظیفه سیاستگذاری و راهبری را دارد، در نمودار سازمانی شرکت وجود دارد، ولی این ساختار در تمام چرخه حیات طرح، وجود ندارد و هیئتمدیره شرکت در جایگاه حکمرانی قرار دارد و رئیس هیئتمدیره همزمان مدیرعامل نیز هست. بدینصورت وظایف شفاف و گویا نبوده و بیشتر بهصورت هیئتی تصمیمگیری شده و در نتیجه پاسخگویی نیز شفاف نبوده و گمشده است؛ بنابراین رئیس هیئتمدیره، علاوه بر مدیریت (Managing)، بخش راهبری (Directing) را نیز اداره مینماید. درحالیکه در وضعیت مطلوب حکمرانی طرح، مدیرعامل زیرمجموعه هیئت حکمرانی یا کمیته راهبری است و از آن دستور میگیرد ولی در شرایط موجود فعلی، وضعیت برعکس شرایط حکمرانی مطلوب طرح بوده است. به همین دلیل برای ایجاد یک الگوی مطلوب، میبایست بخش مدیریت، زیرمجموعه بخش هیئت حکمرانی یا کمیته راهبری گردد و بهصورت مستقل عمل نماید و اختیارات با مسئولیتها یکسانسازی گردد (مدیریت موفق طرحها، 1401).
4-1. مؤلفههای سیستم حکمرانی (ساختار، فرایند و سازوکار) موجود در طرح پتروشیمی هگمتانه
مؤلفههای سیستم حکمرانی شامل ساختار، فرایند و سازوکار میشود. همانطورکه در جدول 3 آمده است، منظور از ساختار، (ساختار تدوین نقش و مسئولیتها، ساختار اختیارات و پاسخگویی، ساختار سلسلهمراتب) است که در این طرح مصداق مفهوم (تم) آن شامل؛ نقش و مسئولیت افراد در ساختار سازمانی، نقش و قدرت حکمرانی، اختیارات صوری، تفویض اختیار، دخالت و عدم درنظرگرفتن ساختار سلسلهمراتب میگردد.
منظور از فرایند (فرایند مدیریت اطلاعات، فرایند مدیریت دانش و یادگیری، فرایند تصمیمگیری، فرایند مدیریت تعارضات، فرایند مدیریت تدارکات، فرایند مدیریت ارتباطات، فرایند مدیریت تغییر، فرایند مدیریت ذینفعان) است که در این طرح مصداق مفهوم (تم) آن شامل؛ یکسان نبودن رویه و فرمت اطلاعات، روند نامناسب انتقال دانش از فردبهشرکت یا سازمان، فقدان فرهنگ یادگیری و آموزش، عدم پیروی از قوانین در برگزاری جلسات تصمیمگیری، حلنشدن پایهای تعارضات، تأثیر کارفرما بر تأمین تدارکات، الزام به استفاده از ساخت داخل، شفافیت در تبادل اطلاعات، الزام کارفرما و دلایل سیاسی، نگاه کوتاهمدت، تخصص و تجارب و تعهد ارکان طرح، میگردد. منظور از سازوکار، آنچه مربوط به مباحث (نظارت و کنترل، حسابرسی و ارزیابی) میگردد است که در این طرح مصداق مفهوم (تم) آن شامل؛ فقدان برنامهریزی برای نظارت، کنترل مستمر در تطابق با برنامه از پیش طراحیشده و انتخاب ناصحیح حسابرس و ارزیاب است.
جدول (3): مؤلفههای سیستم حکمرانی (ساختار، فرایند و سازوکار) موجود در طرح پتروشیمی هگمتانه
|
کدهای مستخرج از مصاحبه |
مفهوم (تم) |
مقوله فرعی |
مقوله اصلی |
|
|
تغییر زیاد (جابهجایی و استعفا) در ساختار هیئت حکمرانی |
نقش و مسئولیت افراد در ساختار |
ساختار نقش و مسئولیتها |
ایراد در ساختار هیئت حکمرانی |
عدم رعایت مؤلفههای سیستم حکمرانی (ساختار، فرایندها، سازوکار) |
|
حفظ حقوق حکمرانی دولت بر صنایع پتروشیمی |
نقش و قدرت حکمرانی |
|||
|
قدرت قانونگذاری دولت به نفع خود |
||||
|
سوءاستفاده از قدرت حکمرانی توسط کارفرمایان دولتی |
||||
|
اختیار زیاد در تنظیم قرارداد |
||||
|
ترجیح منافع سهامداران به منافع زیرمجموعه |
||||
|
دخالت مستقیم یکی از ارکان طرح در جلسات مستمر |
||||
|
عدم همخوانی مسئولیتها با اختیارات |
اختیارات صوری |
ساختار اختیارات و پاسخگویی |
||
|
واگذاری اختیارات غیراجرایی و صوری ـ سیاسی |
||||
|
عدم واگذاری اختیارات تصمیمگیری کلان به هیئت حکمرانی |
||||
|
الزام به تصویب تصمیمات اتخاذشده در شرکت ملی صنایع پتروشیمی |
تفویض اختیار |
|||
|
الزام به تصویب تصمیمات اتخاذشده در بورس و فرابورس |
||||
|
الزام به تصویب تصمیمات اتخاذشده در بانکها و صندوق توسعه ملی |
||||
|
حفظ قدرت تصمیمگیری برای نهادهای دولتی |
||||
|
دخالت مستقیم کارفرما و اعمالنظر مستقیم |
دخالت و عدم درنظرگرفتن ساختار سلسلهمراتب |
ساختار سلسلهمراتب |
||
|
دخالت مستقیم یکی از ارکان طرح در جلسات مستمر |
||||
|
فقدان فرایند گزارش دهی منظم |
یکساننبودن رویه و فرمت اطلاعات |
فرایند مدیریت اطلاعات |
ایراد در فرایند هیئت حکمرانی |
|
|
فقدان فرمت مشخص برای گزارشدهی |
||||
|
فقدان نرمافزار یکپارچه برای جریان اطلاعات میان ارکان طرح |
||||
|
عدم انتقال دانش یک فرد به جایگاه او در سازمان |
فرایند نامناسب انتقال دانش از فردبهشرکت یا سازمان |
فرایند مدیریت دانش و یادگیری |
||
|
ازبینرفتن تجربه فرد با خروج او از سازمان |
||||
|
هزینه مجدد برای آموزش فرد جدید |
||||
|
فقدان فرایند انتقال دانش برای یادگیری از شرکتهای خارجی |
||||
|
عدم توجه به رشد فردی |
||||
|
تغییر سریع مدیران در بخشهای مختلف |
||||
|
فقدان فرهنگ توجه به رشد و توسعه فردی میان افراد |
فقدان فرهنگ یادگیری و آموزش |
|||
|
عدم برگزاری دورههای ارتقا سطح دانش لازم برای مدیران |
||||
|
عدم برگزاری مستمر جلسات |
عدم پیروی از قوانین در برگزاری جلسات تصمیمگیری |
فرایند تصمیمگیری |
||
|
فقدان جو راحت و مناسب برای اظهارنظر در جلسات |
||||
|
عدم پایبندی به حضور در جلسات |
||||
|
فقدان سازوکار مناسب برای حل تعارضات میان ارکان طرح |
حلنشدن پایهای تعارضات |
فرایند مدیریت تعارضات |
||
|
فقدان شفافیت در مسئولیت و پاسخگویی میان ارکان طرح |
||||
|
اولویت اهداف فردی بر جمعی |
||||
|
ابهامات در منافع |
||||
|
الزام به عقد قرارداد با شرکتهای مشخص (از سوی دولت) |
||||
|
الزام کارفرما در استفاده از برخی تجهیزات مشخص (بدون کیفیت) |
تأثیر کارفرما بر تأمین تدارکات |
فرایند مدیریت تدارکات
|
||
|
اجباری نبودن تضمین تدارکات طولانیمدت از سمت کارفرما |
||||
|
الزام به استفاده از تأمینکنندگان داخلی و خارج از لیست |
الزام به استفاده از ساخت داخل |
|||
|
الزام به استفاده از نیروی انسانی داخلی و بومی منطقه |
||||
|
الزام به استفاده از تجهیزات و فناوری ساخت داخل |
||||
|
فقدان فرایند مکتوب در نحوه تبادل اطلاعات میان ارکان طرح |
شفافیت در تبادل اطلاعات |
فرایند مدیریت ارتباطات |
||
|
فقدان شفافیت در «چه اطلاعاتی، بهدست چه کسانی و در چه زمانی؟» |
||||
|
عدم استفاده از نرمافزار مشخص در ارسال اطلاعات |
||||
|
الزام به انتخاب شرکت خاص از طریق کارفرما |
الزام کارفرما و دلایل سیاسی |
فرایند مدیریت تغییر |
||
|
الزام به انتخاب شرکت خاص به دلایل سیاسی |
||||
|
انتخاب شرکت خاص به علت ساختار نیمهدولتی شرکتها |
||||
|
عدم دقت در توانمندی شرکتهای داخلی یا خارجی |
||||
|
جابهجایی مدیران ارشد تصمیمگیر مخصوصاً در پیکره دولتی |
نگاه کوتاهمدت |
|||
|
تغییرات گسترده مدیران در مدیریت طرحها |
||||
|
دوره کوتاه عمر مدیریت |
||||
|
انتخاب مدیران و افراد کلیدی بر اساس آشنایی و روابط غیررسمی |
تخصص و تجارب و تعهد ارکان طرح |
فرایند مدیریت ذینفعان |
||
|
فقدان سازوکار استخدام نیروی جوان و ماهر، تحصیلکرده و باتجربه |
||||
|
عدم توانمندی هیئت در اجرای تعهدات و وظایف |
||||
|
زیرساخت نامناسب آموزش و انتقال تجارب به افراد و مدیران جدید |
||||
|
فقدان سازوکار مناسب برای خروج افراد در هیئتمدیره با عدم توانمندی لازم |
||||
|
تغییر سریع در ساختار حکمرانی (عدم بلوغ سازمانی) |
||||
|
فقدان طراحی یک ساختار منظم در گزارشدهی و بازخورد مشکلات طرح |
فقدان برنامهریزی برای نظارت |
نظارت و کنترل |
ایراد در سازوکار هیئت حکمرانی |
|
|
فقدان فرایند مشخص کنترل پیشرفت (فرمت، چکلیست، زمان) |
کنترل مستمر در تطابق با برنامه از پیش طراحیشده |
|||
|
فقدان سازوکار گزارشدهی و ارائه بازخورد در انحراف از برنامه |
||||
|
فقدان برنامه واقعگرایانه در قرارداد |
||||
|
عدم شفافیت در شرح وظایف و پاسخگویی حسابرس |
انتخاب ناصحیح حسابرس و ارزیاب |
حسابرسی و ارزیابی |
||
|
عدم پاسخگویی حسابرس |
||||
|
عقد قرارداد با حسابرسان بدون تخصص و دانش لازم |
||||
|
استفاده از شرکتهای حسابرس ضعیف (پایبندی اخلاقی ندارند) |
||||
|
چشمپوشی شرکت حسابرس درازای دریافت مالی |
||||
منبع: (نگارندگان)
4-2. پیامدهای حکمرانی فعلی طرح پتروشیمی هگمتانه با محوریت توسعه پایدار
پیامدهای حکمرانی طرح، نتایج حاصل از مشخصههای حکمرانی طرح هست. بر اساس کدگذاری صورت گرفته از دادههای گردآوریشده از مصاحبهها و مشاهدات و مطالعه اسناد و مدارک طرحها که در جدول 4 نشان داده شده است، مقولات فرعی مرتبط با پیامدهای حکمرانی فعلی طرح در این رویکرد شامل: 1- عدم توسعه در بُعد اقتصادی، 2- عدم توسعه در بُعد اجتماعی، 3- عدم توسعه در بُعد محیطزیست، 4- عدم شفافیت، 5- عدم پاسخگویی، 6- عدم اعتماد، 7- عدم تحقق منافع، 8- عدم توازن قدرت ارکان، 9- عدم بهرهوری، 10- عدم رضایت ذینفعان از عملکرد طرح، 11- عدم پیشرفت طرح بر اساس برنامه ازپیشتعیینشده، 12- چالشهای قراردادی، 13- عدم تطابق تدارکات قراردادی با آنچه خریداری شده است، میگردد.
جدول (4): کدگذاری متمرکز پیامدهای حکمرانی فعلی طرح پتروشیمی هگمتانه با محوریت توسعه پایدار
|
کدهای مستخرج از دادههای پژوهش |
مفهوم (تم) |
مقوله فرعی |
مقوله اصلی |
|
تقابل منافع سیاسی در مقابل سودآوری طرح |
عدم رشد اقتصادی |
عدم توسعه در بُعد اقتصادی |
عدم توسعه پایدار |
|
تغییر سریع تصمیمات دولت در پرداختهای مالی به طرح |
|||
|
فقدان توانایی بخش خصوصی در تأمین هزینه طرح در موعد مقرر |
|||
|
عدم افزایش ظرفیت تولید و کمک به اشتغال منطقه |
|||
|
تقابل منافع سیاسی در مقابل توجه به مسائل اجتماعی در طرح |
عدم رشد اجتماعی |
عدم توسعه در بُعد اجتماعی |
|
|
عدم توجه به تبدیل ظرفیت بالقوه به بالفعل (جذب سرمایهگذاران و کارآفرینان منطقه) |
|||
|
تقابل منافع سیاسی در مقابل توجه به محیطزیست در طرح |
عدم رشد محیطزیست |
عدم توسعه در بُعد محیطزیست |
|
|
عدم توجه به گزارشهای امکانسنجی صحیح و دقیق |
|||
|
عدم الزام سازمان محیطزیست در رعایت موارد محیط زیستی |
|||
|
ترجیح مباحث و مسائل سیاسی پنهان در تصمیمگیری |
فرایند غیررسمی تصمیمگیری |
عدم شفافیت |
عدم رعایت معیارهای سنجش مطلوبیت حکمرانی طرح |
|
عدم همراستایی تصمیمات هیئت حکمرانی با منافع طرح |
|||
|
عدم پیروی از برنامه منظم برگزاری جلسات |
|||
|
عدم پایبندی به حضور فعال در جلسات |
|||
|
تصمیمگیری و اعمالنظر نهادهای نظارتی خارج از هیئت حکمرانی |
|||
|
عدم پذیرش تبعات تصمیم اتخاذشده |
عدم تطابق مسئولیت و اختیارات |
عدم پاسخگویی |
|
|
تعهدات و توافقات شفاهی و غیرمکتوب |
|||
|
مشکل پاسخگویی در ساختار طرح |
|||
|
نقش تشریفاتی بعضی از ارکان طرح |
|||
|
دیدگاه منفی و بدگمانی نسبت به شرکتهای خارجی |
عدم اعتماد سیاسی و فرهنگی |
عدم اعتماد |
|
|
ترس از اتهام در تعامل با شرکتهای خارجی |
|||
|
سابقه نامناسب از همکاری قبلی |
|||
|
عدم همراستایی تصمیمات در جلسات کمیته راهبردی با اهداف کلان طرح |
فرصتطلبی در دستیابی به منافع |
عدم تحقق منافع |
|
|
اعمال تصمیمات و نظرات غیررسمی در تصمیمگیریها |
|||
|
فقدان سازوکار مناسب برای حل تضاد منافع بین ارکان طرح |
سازوکار نامناسب پیگیری تحقق اهداف |
||
|
فقدان برنامهرسیدن به اهداف |
|||
|
فقدان سازوکار پیگیری دستیابی به اهداف در روال پیشرفت طرح |
|||
|
حفظ حقوق حکمرانی دولت بر صنایع پتروشیمی |
قدرت حکمرانی |
عدم توازن قدرت ارکان |
|
|
قدرت قانونگذاری دولت به نفع خود |
|||
|
سوءاستفاده از قدرت حکمرانی توسط کارفرمایان دولتی |
|||
|
اولویتدادن نظرات هیئت حکمرانی به منافع طرح |
|||
|
اختیار زیاد در تنظیم قرارداد |
|||
|
محدودیت سرمایهگذاران توانمند و ضرورت قبول شرایط آنها |
نابرابری دانشی |
||
|
توجه صرف به منافع طرح و نادیده گرفتن منافع منتج از توسعه پایدار |
بهرهوری |
عدم بهرهوری |
|
|
عدم رضایت مردم محلی بهدلیل ورود افراد غیربومی و تبعات آن |
رضایت ذینفعان از عملکرد طرح |
عدم رضایت ذینفعان از عملکرد طرح |
|
|
ترجیح منابع غیررسمی و پنهان مدیران ارشد |
تمرکز کوتاهمدت مدیران |
عدم پیشرفت طرح بر اساس برنامه از پیش تعیینشده |
|
|
تغییر سریع جایگاه مدیریتی و تمرکز بر دستاوردهای سریع |
|||
|
عدم مدیریت هزینه در بخشهای بدون شفافیت |
عدم پیشرفت طرح بر اساس هزینه |
||
|
فقدان سازوکار عدم پرداخت صورتهای مالی در صورت عدم پیشرفت |
|||
|
استفاده از افراد دارای نفوذ و تبانی برای پرداخت صورتوضعیت خارج از برنامه زمانی |
|||
|
عدم توجه به مباحث توسعه پایدار در متن قرارداد |
ابهام و نقص قرارداد |
چالشهای قراردادی |
|
|
نقص در ضمایم و نقشههای اولیه تهیهشده منضم به قرارداد |
|||
|
تضعیف عملکرد و دوبارهکاری به علت قرارداد ناصحیح |
|||
|
فقدان سازوکار مکتوب (اکثر فرایندها شفاهاً و نانوشته است) |
ابهامات در منافع |
||
|
عدم تحقق اهداف اولیه ارکان طرح بهدلیل ابهامات بسیار |
|||
|
مداخله دولت در جزئیات اجرایی طرح |
انتظارات فرا قراردادی
|
||
|
عدم مشارکت ارکان بر اساس قرارداد در تصمیمات کلان طرح |
|||
|
عدم توجه به منافع سایر ارکان طرح |
عدم وابستگی منافع ذینفعان به طرح |
||
|
وابستگی سود ارکان به هزینه طرح (تمایل به طولانی شدن زمان طرح) |
|||
|
افزایش هزینه ناشی از تدارکات نامرغوب |
تأمین تدارکات نامرغوب |
عدم تطابق تدارکات قراردادی با آنچه خریداریشده |
|
|
فقدان مرغوبیت تأمینکنندگان خدمات و تجهیزات |
|||
|
فقدان دانش و تخصص لازم در ارائه خدمات |
|||
|
سفارش دیرهنگام کالا و تجهیزات توسط پیمانکاران |
منبع: (نگارندگان)
4-3. الگوی حکمرانی فعلی طرح پتروشیمی هگمتانه با محوریت توسعه پایدار
با توجه به کدگذاری صورت گرفته در شناسایی حکمرانی فعلی طرح با محوریت توسعه پایدار، مقولات فرعی با استفاده از راهبرد دادهبنیاد شناسایی گردید. از این مقولهها 13 مقوله مرتبط با مؤلفههای سیستم حکمرانی (ساختار، فرایند و سازوکار) موجود طرح و 13 مقوله مربوط به پیامدهای حکمرانی فعلی طرح با محوریت توسعه پایدار هست که در جدول 5 آورده شده است.
جدول (5): الگوی حکمرانی فعلی طرح پتروشیمی هگمتانه با محوریت توسعه پایدار
|
ساختار حکمرانی موجود طرح |
|
مؤلفههای سیستم حکمرانی (ساختار، فرایند و سازوکار) موجود در طرح هگمتانه |
|
پیامدهای حکمرانی موجود طرح |
||||
|
ساختار هیئت حکمرانی |
از طریق کمیته مشترک هیئت حکمرانی طرح و کمیتههای فرعی شامل: (کمیته انتصابات، کمیته ریسک، کمیته حسابرسی، کمیته بازرسی) و بخش مدیریت |
ساختار نقش و مسئولیتها |
نقش و مسئولیت افراد در ساختار |
عدم توسعه پایدار |
عدم توسعه در بعد اجتماعی |
|||
|
نقش و قدرت حکمرانی |
||||||||
|
ساختار اختیارات و پاسخگویی |
اختیارات صوری |
عدم توسعه در بعد اقتصادی |
||||||
|
تفویض اختیار |
||||||||
|
ساختار سلسلهمراتب |
دخالت و عدم درنظرگرفتن ساختار سلسلهمراتب |
|||||||
|
فرایند مدیریت تغییر |
الزام کارفرما و دلایل سیاسی |
عدم توسعه در بعد محیطزیست |
||||||
|
نگاه کوتاهمدت |
||||||||
|
مسئولیت هیئت حکمرانی (BOD) |
تصمیمگیری برنامه کاری طرح و بودجهای، تغییر محدوده طرح، تغییر مقادیر، تصمیمات فنی در سطح کلان طرح |
فرایند مدیریت اطلاعات |
یکسان نبودن رویه و فرمت اطلاعات |
چالشهای قراردادی |
ابهام و نقص قرارداد |
|||
|
فرایند مدیریت دانش و یادگیری |
فرایند نامناسب انتقال دانش از فردبهشرکت یا سازمان |
ابهامات در منافع |
||||||
|
انتظارات فرا قراردادی |
||||||||
|
عدم وابستگی منافع ذینفعان به طرح |
||||||||
|
فقدان فرهنگ یادگیری و آموزش |
||||||||
|
فرایند تصمیمگیری
|
عدم پیروی از قوانین در برگزاری جلسات تصمیمگیری |
عدم شفافیت |
فرایند غیررسمی تصمیمگیری |
|||||
|
اختیارات هیئت حکمرانی |
محدود و در چهارچوب قرارداد، الزامآور بودن تصمیمات، محدودیت در تغییر اهداف و قرارداد |
فرایند مدیریت تدارکات |
تأثیر کارفرما بر تأمین تدارکات |
عدم پاسخگویی |
عدم تطابق مسئولیت و اختیارات |
|||
|
الزام به استفاده از ساخت داخل |
عدم تطابق تدارکات قراردادی با آنچه خریداریشده |
تأمین تدارکات نامرغوب |
||||||
|
ساختار هیئتمدیره |
از طریق کمیته مشترک مدیریت، (تقریباً بهتناسب قدرالسهم) با 2 عضو از شرکت ملی صنایع پتروشیمی و 1 نفر غیرموظف از سمت سرمایهگذار خارجی و شخص حقیقی |
فرایند مدیریت ارتباطات |
شفافیت در تبادل اطلاعات |
عدم بهرهوری |
عدم رضایت ذینفعان از عملکرد طرح |
|||
|
فرایند مدیریت تعارضات |
حل نشدن پایهای تعارضات |
عدم اعتماد |
عدم اعتماد سیاسی و فرهنگی |
|||||
|
ساختار مالکیت |
32% شرکت ملی صنایع پتروشیمی، 10% شرکت اینداستری جنرالی ایتالیا، 58% اشخاص حقیقی |
فرایند مدیریت ذینفعان |
تخصص و تجارب و تعهد ارکان طرح |
عدم تحقق منافع |
سازوکار نامناسب پیگیری تحقق اهداف |
|||
|
نظارت و کنترل |
فقدان برنامهریزی برای نظارت |
فرصتطلبی در دستیابی به منافع |
||||||
|
کنترل مستمر در تطابق با برنامه از پیش طراحیشده |
||||||||
|
بازرسی و حسابرسی |
انتخاب ناصحیح حسابرس |
|||||||
|
|
||||||||
منبع: (نگارندگان)
4-4. مدل مفهومی پژوهش
پس از کسب اطمینان از اشباع نظری و انجام کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، در ابتدا، اجزای الگو و پس از آن الگو بر اساس نظریه دادهبنیاد تشریح میشود.
4-4-1. شرایط علّی
این شرایط باعث شکلگیری پدیده محوری هست. این شرایط را مجموعهای از مقولات به همراه ویژگیهایشان تشکیل میدهند. مفاهیم و مقولههای شناساییشده مرتبط با شرایط علّی در جدول 6 بیان شده است.
جدول (6): مفاهیم و مقوله شناساییشده مرتبط با شرایط علّی
|
کدهای نهایی |
مفهوم (تم) |
مقوله اصلی |
||
|
تغییر زیاد (جابجایی و استعفا) در ساختار هیئت حکمرانی |
نقش و مسئولیت افراد در ساختار |
ساختار نقش و مسئولیتها |
ایراد در ساختار هیئت حکمرانی |
شرایط علّی |
|
حفظ حقوق حکمرانی دولت بر صنایع پتروشیمی |
نقش و قدرت حکمرانی |
|||
|
قدرت قانونگذاری دولت به نفع خود |
||||
|
سو استفاده از قدرت حکمرانی توسط کارفرمایان دولتی |
||||
|
اختیار زیاد در تنظیم قرارداد |
||||
|
ترجیح منافع سهامداران به منافع زیرمجموعه |
||||
|
دخالت مستقیم یکی از ارکان طرح در جلسات مستمر |
||||
|
عدم همخوانی مسئولیتها با اختیارات |
اختیارات صوری |
ساختار اختیارات و پاسخگویی |
||
|
واگذاری اختیارات غیراجرایی و صوری ـ سیاسی |
||||
|
عدم واگذاری اختیارات تصمیمگیری کلان به هیئت حکمرانی |
||||
|
الزام به تصویب تصمیمات اتخاذشده در شرکت ملی صنایع پتروشیمی |
تفویض اختیار |
|||
|
الزام به تصویب تصمیمات اتخاذشده در بورس و فرا بورس |
||||
|
الزام به تصویب تصمیمات اتخاذشده در بانکها و صندوق توسعه ملی |
||||
|
حفظ قدرت تصمیمگیری برای نهادهای دولتی |
||||
|
دخالت مستقیم کارفرما و اعمالنظر مستقیم |
دخالت و عدم درنظرگرفتن ساختار سلسلهمراتب |
ساختار سلسلهمراتب |
||
|
دخالت مستقیم یکی از ارکان طرح در جلسات مستمر |
||||
|
فقدان توانایی بخش خصوصی در تأمین هزینه طرح در موعد مقرر |
عدم رشد اقتصادی |
عدم اعتقاد به مباحث توسعه پایدار |
||
|
تقابل منافع در مقابل توجه به مسائل اجتماعی در طرح |
عدم رشد اجتماعی |
|||
|
تقابل منافع سیاسی در مقابل توجه به محیطزیست در طرح |
عدم رشد محیطزیست |
|||
منبع: (نگارندگان)
4-4-2. شرایط زمینهای
شرایط زمینهای مفاهیمی هستند که موجبات علّی در آن بر پدیده اصلی تأثیر میگذارند (فراستخواه، 1395). این شرایط بر توسعه یا تحدید پدیده، اثرگذارند. شرایط زمینهای در این پژوهش به همراه مفاهیم و مقولهها شامل مواردی است که در جدول 7، ارائه شده است.
جدول (7): مفاهیم و مقوله شناساییشده مرتبط با شرایط زمینهای
|
کدهای نهایی |
مفهوم (تم) |
مقوله اصلی |
|
صرف هزینه و زمان بسیار زیاد در طرح پتروشیمی |
سرمایهبر و بلندمدتبودن طرح |
شرایط زمینهای |
|
وجود تغییرات مکرر در تصمیمگیریها، عملیات و دوبارهکاری و صرف هزینه و زمان بیشتر بهدلیل غلبه نگاه کوتاهمدت مدیران به طرح |
تغییرات مکرر و نگاه کوتاهمدت مدیران |
|
|
فقدان طراحی یک ساختار منظم در گزارشدهی و بازخورد مشکلات طرح |
عملکرد ضعیف نهادهای نظارتی |
|
|
عدم برنامهریزی برای نحوه نظارت بر عملکرد قبل از شروع طرح |
||
|
فساد در واگذاری شرکتهای پتروشیمی |
اعمال سلیقه در نحوه واگذاری طرح |
|
|
تمایل شدید به واگذاری کارها در اشکال غیررقابتی مثل مناقصه محدود یا ترک تشریفات مناقصه |
4-4-3. پدیدهمحوری
پدیدهمحوری، پدیدهای مرکزی است که در زمینه آن اکتشاف میکنیم (فراستخواه، 1395). با توجه به هدف پژوهش که بررسی عوامل مؤثر بر حکمرانی ناکارآمد طرح پتروشیمی هگمتانه است، پدیده اصلی موردمطالعه، حکمرانی ناکارآمد طرح پتروشیمی و عدم توسعه پایدار در نظر گرفته میشود. در جدول 8 مفاهیم و مقولات مرتبط با آن، نشان داده شده است.
جدول (8): مفاهیم و مقوله شناساییشده مرتبط با پدیدهمحوری
|
مفهوم (تم) |
مقوله اصلی |
|
|
عدم رشد و توسعه پایدار در سه جنبه اقتصادی، اجتماعی و محیطزیست |
حکمرانی ناکارآمد طرح پتروشیمی و عدم توسعه پایدار |
پدیدهمحوری |
4-4-4. راهبردها
راهبردها بیانگر این است که کنشگران، به اقتضای زمینهها و شرایطی که در آن قرار دارند، چه تدابیر، ترفندها و شگردهایی در پیش میگیرند؟ راهبردها از پدیدهمحوری منتج میشود (فراستخواه، 1395). در جدول 9، مفاهیم و مقولههای مرتبط آورده شده است.
جدول (9): مفاهیم و مقوله شناساییشده مرتبط با راهبردها
|
کدهای نهایی |
مفهوم (تم) |
مقوله اصلی |
|
|
فقدان فرایند گزارشدهی منظم |
فرایند مدیریت اطلاعات |
عدم رعایت فرایندها در سیستم حکمرانی |
راهبردها |
|
فقدان فرمت مشخص برای گزارش دهی |
|||
|
عدم برگزاری مستمر جلسات |
فرایند تصمیمگیری |
||
|
فقدان جو راحت و مناسب برای اظهارنظر در جلسات |
|||
|
اولویت اهداف فردی بر جمعی |
فرایند مدیریت تعارضات |
||
|
الزام به عقد قرارداد با شرکتهای مشخص (از سوی دولت) |
|||
|
اجباری نبودن تضمین تدارکات از سمت کارفرما |
فرایند مدیریت تدارکات |
||
|
الزام به استفاده از تأمینکنندگان داخلی و خارج از لیست |
|||
|
فقدان فرایند مکتوب در نحوه تبادل اطلاعات میان ارکان طرح |
فرایند مدیریت ارتباطات |
||
|
عدم استفاده از نرمافزار مشخص در ارسال اطلاعات |
|||
|
فقدان فرهنگ توجه به رشد و توسعه فردی میان افراد |
فرایند مدیریت دانش و یادگیری |
||
|
عدم برگزاری دورههای ارتقا سطح دانش لازم برای مدیران |
|||
|
جابجایی مدیران ارشد تصمیمگیر مخصوصاً در پیکره دولتی |
فرایند مدیریت تغییر |
||
|
تغییرات گسترده مدیران در مدیریت طرحها |
|||
|
انتخاب مدیران و افراد کلیدی بر اساس آشنایی و روابط غیررسمی |
فرایند مدیریت ذینفعان |
||
|
فقدان سازوکار مناسب برای خروج افراد در هیئتمدیره با عدم توانمندی لازم |
|||
|
فقدان سازوکار گزارشدهی و ارائه بازخورد در انحراف از برنامه |
نظارت و کنترل |
عدم رعایت سازوکار در سیستم حکمرانی |
|
|
فقدان طراحی یک ساختار منظم در گزارشدهی و بازخورد مشکلات طرح |
|||
|
عدم شفافیت در شرح وظایف و پاسخگویی حسابرس |
حسابرسی و ارزیابی |
||
|
چشمپوشی شرکت حسابرس درازای دریافت مالی |
|||
4-4-5. شرایط مداخلهگر
وقوع عوامل مداخلهای باعث تقویت یا بیاثر شدن پدیدهمحوری یعنی؛ حکمرانی ناکارآمد طرح پتروشیمی میگردد. کدهای نهایی، مفاهیم و مقولههای مربوط به شرایط مداخلهگر طبق جدول 10 بهدست آمد.
جدول (10): مفاهیم و مقوله شناساییشده مرتبط با شرایط مداخلهگر
|
کدهای نهایی |
مفهوم (تم) |
مقوله اصلی |
|
عدم رعایت اخلاق حرفهای در کل چرخه حیات طرح |
عدم اخلاق حرفهای |
شرایط مداخلهگر |
|
عدم رعایت قوانین و الزامات سازمان محیطزیست و صنایع پتروشیمی |
عدم رعایت قوانین و الزامات |
|
|
سندسازی گزارشهای توجیهی به نهادهای نظارتی مثل سازمان محیطزیست |
||
|
عدم اعتقاد به آموزش بهینه افراد و افزایش راندمان |
عدم آموزش |
4-4-6. پیامدها
پیامدها به این امر اشاره دارند که مجموع شرایط علّی و راهبردهای برگزیده، به چه آثار و نتایجی میانجامد؟ (فراستخواه، 1395). بهعبارتی، پیامدها خروجی اصلی از بهکارگیری راهبردها هستند. مفاهیم و مقولههای مرتبط با پیامدهای حاصل از بهکارگیری راهبردهای شناساییشده در جدول 11 آورده شده است.
جدول (11): مفاهیم و مقوله شناساییشده مرتبط با پیامدها
|
کدهای نهایی |
مفهوم (تم) |
مقوله اصلی |
|
|
تقابل منافع سیاسی در مقابل سودآوری طرح |
عدم رشد اقتصادی |
عدم توسعه پایدار |
پیامدها |
|
عدم افزایش ظرفیت تولید و کمک به اشتغال منطقه |
|||
|
تقابل منافع سیاسی در مقابل توجه به مسائل اجتماعی در طرح |
عدم رشد اجتماعی |
||
|
عدم توجه به تبدیل ظرفیت بالقوه به بالفعل (جذب سرمایهگذاران و کارآفرینان منطقه) |
|||
|
عدم توجه به گزارشهای امکانسنجی صحیح و دوری از سطح دریا |
عدم رشد محیطزیست |
||
|
عدم توجه به مسائل محیط زیستی و أخذ مجوز پس از ده سال |
|||
|
ترجیح مباحث و مسائل سیاسی پنهان در تصمیمگیری |
عدم شفافیت |
عدم رعایت معیارهای سنجش مطلوبیت حکمرانی طرح |
|
|
تصمیمگیری و اعمالنظر نهادهای نظارتی خارج از هیئت حکمرانی |
|||
|
تعهدات و توافقات شفاهی و غیر مکتوب |
عدم پاسخگویی |
||
|
مشکل پاسخگویی در ساختار طرح |
|||
|
دیدگاه منفی و بدگمانی نسبت به شرکتهای خارجی |
عدم اعتماد |
||
|
سابقه نامناسب از همکاری قبلی |
|||
|
عدم همراستایی تصمیمات در جلسات کمیته راهبردی با اهداف کلان طرح |
عدم تحقق منافع |
||
|
اعمال تصمیمات و نظرات غیررسمی در تصمیمگیریها |
|||
|
عدم همراستایی اهداف با طرح |
عدم تحقق اهداف |
||
|
فقدان سازوکار پیگیری دستیابی به اهداف در روال پیشرفت طرح |
|||
|
سو استفاده از قدرت حکمرانی توسط کارفرمایان دولتی |
عدم توازن قدرت ارکان |
||
|
اولویتدادن نظرات هیئت حکمرانی به منافع طرح |
|||
|
توجه صرف به منافع طرح و نادیدهگرفتن منافع منتج از توسعه پایدار |
عدم بهرهوری |
||
|
عدم وجود پاسخگویی در برابر مردم و عدم رعایت حقوق ذینفعان |
عدم رضایت ذینفعان از عملکرد نامطلوب طرح |
||
|
عدم رضایت مردم محلی بهدلیل ورود افراد غیربومی و تبعات آن |
|||
|
فقدان سازوکار پیگیری دستیابی به اهداف در روال پیشرفت طرح |
عدم توجه و اعتقاد به منافع طرح |
عدم تحقق منافع طرح |
|
4-5. مدل الگووارهای بر اساس نظریه دادهبنیاد نظاممند
خروجی فرایند پژوهش، الگویی با 6 بعد اصلی، 16 مقوله فرعی و 72 کد است. شرایط علّی مشتمل بر مقولههای «عدم رعایت ساختار در نظام حکمرانی شامل: 1- ساختار نقش و مسئولیتها، 2- ساختار اختیارات و پاسخگویی، 3- ساختار سلسلهمراتب» و «عدم اعتقاد به مباحث توسعه پایدار شامل: 1- عدم رشد اجتماعی، 2- عدم رشد اقتصادی، 3- عدم رشد محیطزیست» که ایجادکننده پدیده موردبررسی، حکمرانی ناکارآمد طرح پتروشیمی و عدم توسعه پایدار هستند.
مقولههای «عدم رعایت فرایندهای نظام حکمرانی که شامل: 1- فرایند مدیریت اطلاعات، 2- فرایند تصمیمگیری، 3- فرایند مدیریت تعارضات، 4- فرایند مدیریت تدارکات، 5- فرایند مدیریت ارتباطات، 6- فرایند مدیریت دانش و یادگیری، 7- فرایند مدیریت تغییر، 8- فرایند مدیریت ذینفعان» و «عدم رعایت سازوکار در سیستم حکمرانی شامل: 1- سازوکار کنترل و نظارت، 2- سازوکار حسابرسی و ارزیابی، 3- سازوکار بازرسی و ممیزی» بهعنوان راهبردها مطرح شدهاند.
شرایط مداخلهگر با مقولههای «عدم رعایت اخلاق حرفهای»، «عدم رعایت قوانین و الزامات سازمان محیطزیست و صنایع پتروشیمی»، «سندسازی گزارشهای توجیهی به نهادهای نظارتی مثل سازمان محیطزیست»، «عدم اعتقاد به آموزش بهینه افراد و افزایش راندمان» و شرایط زمینهای مشتمل بر مقولههای «سرمایهبر و بلندمدت بودن طرح»، «تغییرات مکرر و غلبه نگاه کوتاهمدت مدیران»، «عملکرد ضعیف نهادهای نظارتی»، تأثیرگذارند. مقولههای «عدم توسعه پایدار (اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی) در طرح» و «عدم رعایت معیارهای حکمرانی در طرح شامل: 1- عدم شفافیت در تصمیمگیری، 2- عدم پاسخگویی، 3- عدم مسئولیتپذیری، 4- عدم اعتماد بین ارکان، 5- عدم رعایت اصول اخلاقی، 6- عدم رعایت اهداف و منافع، 7- عدم نگاه بلندمدت، 8- عدم توازن قدرت ارکان، 9- عدم بهرهوری، 10- عدم رضایت ذینفعان از عملکرد نامطلوب طرح» و «عدم تحقق منافع طرح» بهعنوان پیامد راهبردها مطرح شدهاند. مدل الگووارهای در شکل 2 ارائه شده است.
منبع: (نگارندگان)
شکل (2): مدل نظری حکمرانی ناکارآمد طرح پتروشیمی با محوریت توسعه پایدار
نتیجهگیری
پس از بررسی ادبیات در موضوع حکمرانی، طرح و توسعه پایدار مشخص شد که در ادبیات موضوع، راجع به طرحهای پتروشیمی که اکثراً بهصورت خصولتی (ترکیب بخش خصوصی با بخش دولتی) است، پژوهش گستردهای انجام نگرفته است و به تجربیات کوتاهی محدود شده است و شکاف دانش در این حوزه وجود دارد و اگر هم در بعضی از پژوهشها به موضوع حکمرانی پرداخته شده است، در بخشهای صرفاً دولتی است و با فهم و درک ما از طرحهای خصولتی متفاوت است.
در پژوهشهای صورت گرفته بهویژه در ایران، به مواردی چون آسیبشناسی ایجاد طرح پتروشیمی از منظر محیط زیست، رویکردهای تأمین مالی طرحهای پتروشیمی، ابعاد حقوقی و قراردادی و مدیریت ریسک طرح، تأثیر روشهای تأمین مالی بر عملکرد حکمرانی طرحها پرداخته شده است، ولی تاکنون تلاشهای انجامشده نتوانسته در جهت رفع این نیاز بهصورت کارا و جامع، مؤثر واقع شود؛ زیرا این مطالعات، تکبعدی و فاقد یک نگاه کل نگرانه بوده و نتوانستهاند موضوع پیامد حکمرانی طرح بر توسعه پایدار را ارزیابی کنند. از سویی بررسی مسائل حکمرانی طرح و نقش آن بر توسعه پایدار، در کشورهای توسعهیافته با بستر کشورمان متفاوت بوده و نیاز به بررسی عمیقتر موضوعات در بستر موردمطالعه است؛ بنابراین، فقدان پژوهشی همهجانبهنگر که تمامی ابعاد حکمرانی طرحهای صنعت پتروشیمی بر توسعه پایدار را مورد موشکافی قرار دهد، به چشم میخورد.
مسئله پژوهش طراحی مدل نظری مبتنی بر نظریه دادهبنیاد پیامدهای حکمرانی طرح پتروشیمی هگمتانه با محوریت توسعه پایدار میباشد. در این پژوهش که با استفاده از روش کیفـی انجام شده است، با مصاحبه با 19 فعال حوزه طرحهای پتروشیمی، مقولههای مسئله پژوهش شناسایی و دادههای بهدستآمده بر اساس روش نظریه دادهبنیاد کدگذاری و مقولهبندی شـدند و به مدل نهایی منجر شده است. توجه به موضوع حکمرانی در صنعت پتروشیمی در رابطه با توسعه پایدار، توجه به ساختار حکمرانی طرح پتروشیمی اثرگذار بر تحقق پایداری در سه وجه اقتصادی، اجتماعی و محیط زیست، از ویژگیهای متمایزکننده این پژوهش بهشمار میرود که تاکنون بهصورت جامع به آن پرداخت نشده است. همچنین با اتخاذ دیدگاه کیفی و اکتشافی و استفاده از روششناسی نظریه دادهبنیاد با رویکرد مطالعه موردی، به بررسی یک طرح پتروشیمی در این صنعت پرداخته و تلاش بر آن است تا مدل نظری مناسب با این صنعت که منجر به بهبود عملکرد و در راستای توسعه پایدار شود، ارائه گردد. دستاورد این پژوهش میتواند بهعنوان یک الگو مناسب حکمرانی در طرحهای پتروشیمی از منظر توسعه پایدار مورداستفاده قرار گیرد.
ملاحظات اخلاقی
حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.
مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آمادهسازی این مقاله مشارکت کردهاند.
تعارض منافع: بنابه اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.
تعهد مالکیت معنوی: طبق تعهد نویسندگان، حق مالکیت معنوی (CC) رعایت شده است.
[1]. طرح، یک ساختار موقت که برای هدایت چندین پروژه مرتبط و کارهای دیگر بهمنظور دستیابی تدریجی به منافع حاصل از دستاوردهای یک یا چند سازمان، طراحی شده است (مدیریت موفق طرحها، 1401). مطابق تعریف ارائهشده توسط انجمن مدیریت پروژه (PMI)، طرح شامل فعالیتهای مرتبط باهم است که به شیوهای هماهنگ مدیریت میشود تا منافعی که از مدیریت منفرد این اجزا بهدست نمیآید، محقق شود. حکمرانی طرحهای جزء در قالب یک طرح، اقبال تحقق منافع را افزایش میدهد. طرحها برای تحویل منافع به سازمانهای حامی آن اجرا میشود (Project Management Institute, 2017). تمرکز اصلی حکمرانی طرح بر تحقق منافع است. این در حالی است که در پروژه تمرکز مدیریت پروژه بر تحویل خروجی موردنظر پروژه است.
[2]. Omri & Mabrouk
[3]. Ramzy
[4]. Afolabi
[6]. Dhaoui
[7]. Stiglitz
[8]. Bord of Director
[9]. هیئت حکمرانی طرح، هیئت حاکمه یا BOD با اختیارات تفویض شده برای تحویل منافع حاصل از دستاورد در محدودیتهای تعریف شده است. این گروه از مدیران ارشد تشکیل شده است که در برابر گروه حامی مالی (از طریق مالک ارشد پاسخگو بهعنوان نماینده گروه حامی مالی) پاسخگو هستند. آنها مسئول تدوین، اجرا و حفظ راهبرد طرح و پاسخگویی به پرسشهای بخشهای رویکردی هر موضوع هستند.
[10]. Senior Responsible Owner
[11]. Business Change Manager
[12]. Program Manager
Extended abstract
Purpose
This study investigates the impact of program governance on the success and sustainability of petrochemical programs, focusing on the interplay between governance structures, processes, and mechanisms. While cost and time overruns are frequently discussed in program management literature, this research emphasizes that ineffective governance decisions can have a more profound effect on program outcomes than operational inefficiencies. The study aims to develop a theoretical model for enhancing program governance, aligning petrochemical program management with sustainable development goals in economic, social, and environmental dimensions.
Design/Methodology/Approach
The research adopts an interpretive, qualitative, and applied-developmental approach based on grounded theory and a case study of a petrochemical program. Data were collected through semi-structured interviews and questionnaires, and analyzed using the Strauss and Corbin three-stage coding process: open, axial, and selective coding. This inductive methodology allows concepts to emerge from empirical data, forming categories that are progressively abstracted into a conceptual governance model. The study examines governance components—structure, process, and mechanism—within the context of joint ventures combining public and private sector participation.
Findings
The study identifies three fundamental components of program governance: structure, process, and mechanism. The structure component encompasses the roles and responsibilities of individuals, the distribution of authority and accountability, and the clarity of hierarchical arrangements within the program. The analysis revealed key structural challenges, including unclear delegation of responsibilities, interference in formal authority, and a general disregard for established hierarchical lines, all of which hinder effective governance. The process component refers to the operational and managerial procedures that guide program execution. This includes information management, knowledge transfer, decision-making, conflict resolution, procurement, communication, change management, and stakeholder engagement. The research identified several weaknesses in these processes, such as inconsistent information procedures, a lack of organizational learning and training culture, political influence affecting decision-making, and a predominant short-term perspective that undermines long-term program objectives. The mechanism component involves supervision, control, auditing, and evaluation systems designed to monitor and ensure program compliance and effectiveness. Deficiencies were observed in this area as well, including the absence of comprehensive monitoring plans and inappropriate selection of auditors and evaluators, which compromise the program′s ability to maintain accountability and transparency. Overall, the findings underscore that the quality of program governance has a direct and significant impact on program outcomes. Strengthening structural clarity, refining operational processes, and improving supervisory and evaluative mechanisms are essential steps toward enhancing performance and achieving sustainable development objectives within petrochemical programs.
Limitations/Research Implications
The study is qualitative and context-specific, limiting generalizability. Future research could adopt quantitative validation, comparative studies across industries, and longitudinal assessments to evaluate long-term impacts of governance improvements on sustainable development outcomes.
Practical Implications
The findings provide a roadmap for petrochemical program managers, offering guidance to optimize governance structures, standardize processes, and strengthen supervision mechanisms. Implementing the proposed governance model can enhance program efficiency, reduce conflicts, and ensure sustainable outcomes across economic, social, and environmental dimensions.
Social Implications
By improving program governance, the model promotes sustainable industrial development, encourages accountability, and reduces socio-environmental risks. Enhanced governance in petrochemical programs supports broader societal benefits, including responsible resource management, community welfare, and alignment with sustainable development objectives.
Originality/Value
This research addresses a knowledge gap in the governance of joint-venture petrochemical programs in Iran. It is distinctive in integrating program governance with sustainable development, providing a comprehensive, theoretically grounded model that can guide both public and private sector stakeholders toward improved program performance.