Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Challenges of Macro-Policymaking and the Institutional Structure of Water Resources Management in Iran after the Islamic Revolution

Document Type : Research/Original/Regular Article

Authors
1 Department of Political Science, MA.C. Islamic Azad University. Mashhad. Iran.
2 Department of Political Science,MA.C. Islamic Azad University. Mashhad. Iran.
10.30507/jmsp.2025.537200.2831
Abstract
One of the most critical challenges facing the Iranian governance system in general, and successive governments in particular since the 1979 Islamic Revolution, has been the management of water resources and the formulation of policies appropriate to the country’s water conditions. Despite its importance, water governance in Iran has consistently encountered numerous structural and institutional challenges. This study examines the macro-policymaking framework and the institutional structure of water resources management in Iran in the post-revolutionary period. The central research question is: What are the main weaknesses and challenges within Iran’s water management policy structure, and how do they affect governance and resource allocation at the basin level? The study employs a qualitative research approach based on document analysis, review of policy texts, and examination of existing scholarly literature. The primary objective is to assess the effectiveness of macro-level policies and institutional arrangements governing water resources management. The study is guided by the hypothesis that inefficiencies, structural shortcomings, and the persistence of unsustainable water consumption patterns are rooted in Iran’s macro-policy framework and institutional configuration. The findings indicate that a significant portion of the inefficiency in Iran’s water management system arises from an overemphasis on supply-side solutions, weak and fragmented decision-making processes, and persistent organizational and institutional challenges. These factors collectively undermine effective water governance and contribute to the deepening of the country’s water crisis.
Keywords
Subjects

مقدمه

بحران آب یکی از مهم‌ترین مسائل در عصر کنونی است که بسیاری را نگران کرده است. آب مهم‌ترین منبع تولید محصولات کشاورزی و امنیت غذایی است. در دنیای معاصر، وضعیت منابع آب بحرانی است؛ زیرا حدود 4/1 از جمعیت جهان با کمبود آب مواجه هستند. استفاده بی‌رویه از منابع آب، مدیریت ضعیف آب در بخش کشاورزی، تغییرات آب‌و‌هوا و آلودگی منجر به خشک شدن رودخانه­ها و آب­های زیرزمینی شده است (FAO, 2014). کمبود منابع آب مختص یک منطقه نیست. بیش از 43 کشور جهان با این بحران روبه‌رو هستند. سازمان ملل متحد هشدار داده است که اگر جهان به مصرف آب با نرخ فعلی ادامه دهد، تقریباً 1.8 میلیارد نفر در جهان تا سال 2025 با کمبود آب مواجه خواهند شد (FAO, 2007). با توجه به کمبود حاد آب و تقاضای زیاد برای این منابع، مدیریت و برنامه­ریزی صحیح برای حفظ این منبع به‌شدت ضروری است (غلامرضایی و سپهوند، 1396). این بحران باعث شده است که در نظام بین‌المللی معاهدات بسیاری جهت مدیریت منابع آبی شکل بگیرد. 1- قواعد هلسینکی، 2- کنوانسیون آب اروپا، 3- کنوانسیون آبراهه سازمان ملل متحد و 4- قواعد منابع آب برلین از این دست معاهدات بین‌المللی هستند که سیاست­گذاری کشورها را با چالش و فرصت رو‌به‌رو می‌کند (آوریده و دیگران، 1395).

مسئله آب در ایران یکی از مهم‌ترین مسائل در سطح محلی و ملی به‌شمار می‌آید. بحران کم‌آبی در ایران یک بحران انباشتی ناشی از عوامل طبیعی (قرار گرفتن در منطقه خشک و نیمه‌خشک) و عوامل انسانی (سیاست­گذاری مدیریت منابع آبی) است که ادامه­دار بوده و هست. اعتقاد بر این است که تغییرات آب‌و‌هوایی، خشکسالی و مشکلات سیاسی و اقتصادی و مدیریتی، بحران آب را تشدید کرده است (خطیبی و ارجمند، 2019). درنتیجه، راهکارهای مدیریتی برای حل بحران آب بسیار مهم است. با‌این‌حال این بحران در سال­های اخیر عمیق­تر شده است و کشور ایران در مدیریت مؤثر منابع آبی خود با چالش­های مهمی مواجه شده است. به‌بیان‌بهتر مدیریت منابع آب امری مهم است و لازم است به این مسئله پرداخته شود، شناسایی چالش­ها و رفع آن با یک رویکرد انتقادی ضروری است. مدیریت منابع آب در ایران با چالش­های متعددی رو‌به‌رو است که بر روند مدیریت بحران تأثیر گذاشته است. نظر پژوهش حاضر به تأثیر نهادها در مدیریت این بحران است.

در همین راستا پرسش اصلی پژوهش عبارت است از اینکه، ضعف­ها و چالش­های کلیدی نهادی در ساختار سیاست مدیریت آب در ایران چیست و چگونه بر حکمرانی و تخصیص منابع در حوضه آب تأثیر می­گذارد؟ همچنین سعی خواهیم نمود طی پژوهش موجود به پرسش­های زیر پاسخ دهیم: چهارچوب سیاست­های کلان مدیریت آب در ایران، چنان‌که در برنامه­های توسعه مشخص شده، بر اساس موازین سیاست‌گذاری نهادی چگونه ارزیابی می­شود؟ ترتیبات نهادی و سازمانی حاکم بر مدیریت آب در ایران پس از انقلاب اسلامی چگونه بوده و به‌لحاظ اثربخشی کلی در حکمرانی در مدیریت منابع آبی چگونه ارزیابی می­شود؟ عوامل مبنایی نارسایی در سیاست­ها و ساختارهای سازمانی مدیریت آب ایران و پیامدهای این کمبودها برای پایداری و کارایی مدیریت منابع آب در ایران چیست؟ بنابراین فرضیه پژوهش حاضر این است که چهارچوب سیاست کلان و ساختار نهادی مدیریت آب در ایران در مقایسه با اصول سیاست­گذاری کلان نهادی دارای زمینه­های ریشه­ای و کمبودهای قابل‌توجهی است که به ناکارآمدی، استفاده ناپایدار از منابع و تخریب محیط زیست در ایران انجامیده است. این کاستی‌ها ریشه در تدوین غیرتخصصی سیاست­ها، ضعف در اجرا و ظرفیت ناکافی نهادی دارد که مانع حکمرانی و مدیریت مؤثر منابع آب می‌شود.

بر همین اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی انتقادی ساختار سیاست کلان و مدیریت منابع آب در ایران پس از انقلاب اسلامی است. به دیگر سخن هدف این مطالعه شناسایی نقاط ضعف، چالش‌ها و فرصت‌ها در چهارچوب سیاستی موجود و ترتیبات سازمانی و نهادی برای تحلیل انتقادی سیاست‌های کلان مبتنی بر شواهد و بهبود مدیریت منابع آب است. به‌بیان‌بهتر هدف این پژوهش نقد و بررسی ساختار کلان سیاست و مدیریت در بخش حیاتی منابع آبی، کاستی‌ها و زمینه‌های بهبود آن است. برای ارزیابی جامع وضعیت، تحلیل چهارچوب سیاست کلان از دریچه اصول نهادی تعیین خط‌مشی سیاستی و ارزیابی فرایندهای سیاست­گذاری کلان نهادی ضروری است. این پژوهش بر همین اساس با رویکردی چندوجهی ابتدا به اصول مورد اتفاق سیاست­گذاری کلان نهادی به­عنوان معیار و اصول پذیرفته شده پرداخته و سپس با نگاهی انتقادی امکان درک پیچیدگی­ها و کمبودهای نظام مدیریت آب در ایران پس از انقلاب اسلامی را بر اساس همان اصول به بحث می­نشیند.

به­این‌‌منظور ابتدا سیاست­های کلان در حوزه مدیریت منابع آب، در قیاس با برنامه­های توسعه کشور تحلیل و بررسی شده که خود مستلزم بررسی مقایسه­ای با هدف تعیین همسویی آن با اصول سیاست­گذاری و اثربخشی آن در پرداختن به چالش­های مدیریت منابع آب است. با کاوش نقادانه در برنامه­های توسعه، ارزیابی اهداف، راهبردها و اقدام­های کلی به­ویژه ضعف­ها و کاستی­ها در برنامه­های پیش­گفته از نظر مدیریت و حفاظت از منابع آب ترسیم شده است. پس از آن بررسی نقاط ضعف در ساختار سیاست و مدیریت منابع آب، دومین گامی است که مسائل نظام‌مند را که در طول دهه­های اخیر مانع حکمرانی مؤثر و تخصیص منابع آبی بوده، روشن می‌کند. این بررسی تحلیلی شامل شناسایی کاستی­ها در فرایندهای تدوین، اجرا و ارزیابی سیاست­ها و همچنین ارزیابی میزان انسجام و سازگاری در اقدام­های برآمده از اسناد سیاستی از منظر شیوه­های مدیریت پایدار منابع آب است. در سومین گام تجزیه‌و‌تحلیل ساختار نهادی و سازمانی مدیریت آب بینش­هایی را در مورد فرایندهای تصمیم­گیری، چهارچوب­های نظارتی و سازوکارهای اداری حاکم بر منابع آبی ارائه می­دهد. درک نقش­ها، مسئولیت­ها و تعامل­های میان نهادهای مختلف درگیر در مدیریت آب برای شناسایی تنگناها و ناکارآمدی­ها در نظام مدیریت آب بسیار مهم است. با پرداختن به این حوزه‌های کلیدی بررسی، می‌توان چالش‌ها و فرصت‌های خاصی را در چشم‌انداز مدیریت آب ایران شناسایی کرد. این ارزیابی انتقادی به­عنوان پایه‌ای برای پیشنهاد اصلاحات هدفمند در سیاست­گذاری و بهبودهای نهادی با هدف افزایش پایداری، کارایی و برابری مدیریت منابع آب در ایران عمل می‌کند.

1. مفاهیم

1-1. سیاست­گذاری

هنگامی که رأی‌دهندگان سیاستمدارانی را انتخاب می­کنند، به آن‌ها قدرت می­دهند تا مسائل جامعه را مدیریت کنند. سیاستمداران فعلی ممکن است یک ایدئال را دنبال کنند یا به‌دنبال حل مشکلات ریشه­دار باشند و یا آن‌ها ممکن است مجبور باشند به یک تهدید حاد رسیدگی کنند. هرآنچه‌که آن‌ها به‌دنبال انجام آن هستند مستلزم تدوین و اجرای سیاست است. سیاست­گذاران می­توانند تأثیرات شگرفی بر یک جامعه داشته باشند. آن‌ها این کار را با تبدیل وعده­های سیاسی به سیاست­هایی انجام می­دهند که این سیاست­ها کارسازند. به فرایند رسیدگی و حل مشکل سیاست­گذاری می­گویند. سیاست­گذاری فرایندی پیچیده و چندوجهی است که شامل مراحل مختلفی ازجمله تعیین دستور کار، تحلیل خط‌مشی، تدوین، تصمیم‌گیری، اجرا و ارزیابی است. این مراحل برای حصول اطمینان از اینکه سیاست­ها به‌خوبی طراحی شده، به‌طور مؤثر اجرا می­شوند و برای تأثیر آن‌ها بر جامعه ارزیابی می­شوندHowlett & Ramesh, 2003) ). سیاست­گذاران می‌توانند درک جامعی از چالش­ها و فرصت­های ذاتی در فرایندهای سیاست­گذاری ایجاد کنند. سناتیپ و همکارانش بر اهمیت توسعه اقتصادی اخلاقی و پایدار تأکید کرده و نقش رهبران بخش دولتی و خصوصی را در پیشبرد سیاست­هایی که رفاه اجتماعی بلندمدت و استفاده از منابع محلی را در اولویت قرار می­دهد، برجسته می­کنند. این امر بر اهمیت درنظرگرفتن پیامدهای گسترده­تر تأکید می­کند. سیاست­گذاری یک خدمت توسط سیاست­گذاران به مردم است که به حل مشکلات و معضلات و مدیریت آن‌ها در جامعه می­پردازد (Senathip & et al., 2017).

1-2. نهادها

نهادگرایی طیفی از رویکردهای روش‌شناختی در علوم سیاسی را دربرمی‌گیرد که در هسته خود بر نهادها تأکید دارند، به‌عنوان قواعد، قوانین، ساختارها و به‌طورکلی‌تر زمینه‌ای که بر نتایج سیاسی تأثیر می‌گذارند و رفتار سیاسی را شکل می‌دهند. این موضوع (یعنی نهادها) مربوط به چگونگی شکل­گیری و مشروط‌شدن رفتار بازیگران سیاسی توسط زمینه­های نهادی است که در آن فعالیت می‌کنند. علوم سیاسی به‌عنوان یک رشته، همواره توانسته است به‌طورخاص ادعا کند که مطالعه قدرت و نهادها هسته اصلی دغدغه­ها و سهم آن بوده است. نهادها مهم هستند؛ زیرا، به‌عنوان موجودیت، بخش بزرگی از چشم­انداز سیاسی را تشکیل می­­دهند، و به این دلیل است که حکومت نوین تا حد زیادی در داخل و از طریق نهادها رخ می­دهد. نهادها همچنین اهمیت دارند؛ زیرا آن‌ها (یا حداقل بازیگران درون آنها) معمولاً قدرت را در دست دارند و منابع نهادی را در مبارزات سیاسی و روابط حاکمیتی بسیج می­کنند. همچنین گفته می‌شود که نهادها به این دلیل اهمیت دارند که به‌عنوان شکل‌دهنده و محدودکننده رفتار سیاسی و تصمیم­گیری و حتی ادراکات و قدرت‌های بازیگران سیاسی به طرق وسیعی هستند (Bell & Head, 1984, pp. 19-28). دلیل اهمیت نهادها این است که قوانین، آداب و رسوم و رویه‌های جا افتاده در محیط­های نهادی و سازمانی می­توانند نقش قدرتمندی در شکل دادن به رفتار افراد داشته باشند. لوی[1] استدلال می‌کند که «مؤثرترین ترتیبات نهادی شامل یک سیستم هنجاری از قوانین غیررسمی و درونی شده است» (Levi, 1990, p. 409). مهم‌ترین عوامل نهادی اغلب غیررسمی هستند: در تعامل روزانه ما با دیگران، چه در درون خانواده، چه در روابط اجتماعی بیرونی، یا در فعالیت‌های تجاری، ساختار حاکم به‌طور عمده توسط کدهای رفتار، هنجارهای رفتار و قراردادها تعریف می‌شوند (North, 1990, p. 36) درنهایت می­توان گفت نهادها قواعدی هستند که در هر لحظه بر رفتار افراد تأثیر می­گذارند.

2. روش پژوهش

نوع این پژوهش کیفی و از لحاظ سنخیت کاربردی و توصیفی است. در علم روش تحقیق، پژوهش‌ها بر اساس اهداف به سه نوع تقسیم می‌شوند: اکتشافی، توصیفی، تبیینی یا علّی.

·  پژوهش اکتشافی: همان‌طورکه از نام آن پیداست، محققان مطالعات اکتشافی را برای بررسی گروهی از پرسش‌ها انجام می­دهند لیکن پاسخ­ها و تحلیل­ها ممکن است نتیجه­ای برای مشکل درک شده ارائه نکنند. این فرایند تجزیه‌و‌تحلیل داده‌های اکتشافی، پایه­ای را برای جمع­آوری و تجزیه‌و‌تحلیل داده­های قطعی­تر می‌گذارد (Kumar, 2011).

·  پژوهش توصیفی: بر گسترش دانش در مورد مسائل جاری از طریق فرایند جمع‌آوری داده­ها تمرکز دارد. پژوهش توصیفی رفتار یک جامعه نمونه را توصیف می­کند. برای انجام مطالعه فقط یک متغیر مورد نیاز است. سه هدف اولیه مطالعات توصیفی، توصیف، تبیین و اعتباریابی یافته‌ها است (Kumar, 2011).

·  پژوهش علّی: پژوهش‌های علّی یا پژوهش‌های توضیحی برای درک تأثیر تغییرات خاص در رویه‌های استاندارد موجود انجام می‌شود. اجرای آزمایش­ها محبوب­ترین شکل است؛ به‌عنوان‌مثال، مطالعه­ای که برای درک تأثیر تغییر نام تجاری بر وفاداری مشتری انجام شده است.

به­طورکلی انواع پژوهش را می­توان از سه منظر مختلف بررسی کرد: 1- کاربرد یافته­های پژوهش ، 2- اهداف مطالعه، 3- روش پژوهش مورد استفاده در انجام مطالعه. طبقه‌بندی انواع مطالعه بر اساس این دیدگاه‌ها متقابل نیست: یعنی یک مطالعه پژوهشی طبقه‌بندی‌شده از منظر «کاربرد» را می‌توان از دیدگاه «اهداف» و «حالت تحقیق» به‌کار گرفته شده نیز طبقه‌بندی کرد؛ به­عنوان‌مثال، یک پروژه پژوهشی ممکن است به‌عنوان پژوهش‌های محض یا کاربردی (از منظر کاربردی)، به‌عنوان پژوهش‌های توصیفی، همبستگی، تبیینی یا اکتشافی (از منظر اهداف) و به­عنوان کمی یا کیفی (از منظر حالت پژوهش) طبقه­بندی شود (Kumar, 2011). پژوهش‌های محض و پژوهش‌های کاربردی. در علوم اجتماعی، پژوهش محض شامل توسعه و آزمایش نظریه­ها و فرضیه­هایی است که از نظر فکری برای محقق چالش‌برانگیز هستند؛ اما ممکن است در زمان حال یا در آینده کاربرد عملی داشته باشند یا نداشته باشند. بیش‌تر پژوهش‌ها در علوم اجتماعی کاربردی است. به‌عبارت‌دیگر، تکنیک‌ها، رویه‌ها و روش‌های پژوهش که بدنه روش‌شناسی پژوهش را تشکیل می‌دهند برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد جنبه‌های مختلف یک موقعیت، موضوع، مشکل یا پدیده به‌کار می‌روند تا از اطلاعات جمع‌آوری‌شده به روش‌های دیگری استفاده شود. در مورد تدوین سیاست، مدیریت و افزایش درک یک پدیده. پژوهش کاربردی یک نوع پژوهش است که در راستای عمل و نیازهای جوامع و بشریت به‌انجام می‌رسد. (حافظ‌نیا، 1394). داده‌ها در این پژوهش از طریق مصاحبه «با 5 نفر از اساتید دانشگاه در سطح شهر مشهد و 6 نفر از مدیران عالی شرکت آب و فاضلاب مشهد (آبفا)» و تحلیل آن‌ها و همچنین تحلیل اسناد بالادستی، تحلیل داده­های ثانویه پژوهش­های پیشین و همچنین منابع اینترنتی جمع­آوری‌شده و روش جمع­آوری میدانی و کتابخانه­ای است.

3. مرور پیشینه پژوهشی

دولت­ها اصلی­ترین کانون­های ویژه­پروری و سیاست­گذاری در جوامع­اند؛ زیرا با تعیین قواعد بازی و دخالت در روندهای اقتصادی می­توانند زمینه­های خلق، توزیع یا بلوکه شدن رانت را فراهم آورند (استوار و مجتبی استوار، 1401). سیاست­گذاری آب در ایران یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه (جامعه ایران و جامعه نخبگان سیاسی و نخبگان علمی) است به همین جهت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. در همین راستا در این حوزه پژوهش­های مختلفی صورت گرفته است که به آن‌ها می­پردازیم.

روح‌الله اسلامی و احمد رحیمی (1398) در مقاله خود با عنوان «سیاست­گذاری و بحران آب در ایران»، به موضوع مدیریت بحران آب در ایران می‌پردازند. این مقاله چالش‌های ناشی از ناهماهنگی بین نهادهای موظف به رسیدگی به بحران آب را بررسی می‌کند که با فقدان یک برنامه مدون و عملکرد ناهماهنگ سازمان‌های مختلف مرتبط، بحران در مدیریت آب تشدید می‌شود. نویسندگان از طریق تحلیلی جامع بر نیاز مبرم به رویکردی منسجم و هماهنگ برای سیاست‌گذاری در مقابله با بحران آب تأکید می‌کنند. پژوهش آن‌ها ضرورت فوری اصلاحات نهادی و توسعه یک راهبرد واحد برای مدیریت مؤثر منابع آب رو به کاهش ایران را برجسته می­کند.

حنانه محمدی کنگرانی و سیما رفسنجانی­نژاد (1393) در مقاله خود با عنوان «بررسی ساختار قدرت در شبکه سیاست­گذاری و مدیریت آب در برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران»، به پویایی پیچیده توزیع در سیاست و مدیریت آب ایران پرداخته­اند. مطالعه موضوع توزیع نابرابر در میان ذی­نفعان را بررسی و پیامدهای این نابرابری را بر فرایندهای تصمیم‌گیری و اجرای سیاست‌ها آشکار می‌کند. نویسندگان با شناسایی نقاط ضعف در ارتباط و هماهنگی بین نهادهای دخیل در حکمرانی آب، تأثیر مخرب بر اثربخشی طرح‌های مدیریت آب را در پژوهش خود برجسته کردند. این مقاله از طریق تحلیل ساختاری در شبکه سیاست و مدیریت، چالش‌های مانع از مدیریت پایدار منابع آب در ایران را به بحث گذاشته است.

مجید وحید و محسن رنجبر (1397) در مقاله «آسیب­شناسی بُعد سیاسی حکمرانی آب در ایران» به بررسی چشم­انداز سیاسی تأثیرگذار بر حاکمیت آب در ایران پرداخته­اند. مرکز تحلیل آن‌ها شناسایی تمرکز بیش‌از‌حد قدرت تصمیم­گیری در نهادهای دولتی است، پدیده­ای که به‌شدت دخالت ذی­نفعان مختلف را در فرایند سیاست­گذاری محدود می­کند. نویسندگان پیامدهای این عدم تعادل را چنین تشخیص می‌دهند که چگونه مانع مشارکت بازیگران کلیدی، ازجمله جوامع محلی و سازمان‌های جامعه مدنی، در شکل‌دهی راهبرد‌های مدیریت آب می‌شود. این مقاله با بررسی ابعاد سیاسی حکمرانی آب، در مورد چالش‌های ساختاری مانع از مدیریت فراگیر و مؤثر منابع آب در ایران بحث می­کند.

سجاد فتاحی (1397) در مقاله «گزارش ملی آب و سیاست‌گذاری بر اساس پیچیدگی»، تحلیلی از طراحی نظام حاکمیتی مربوط به مدیریت آب در چهارچوب شرایط بنیان‌گذاری نخستین ارائه می‌کند. این مطالعه ضعف‌های ذاتی چهارچوب حکمرانی در ایران، به‌ویژه از لحاظ ظرفیت آن برای هدایت پیچیدگی‌های تدوین و اجرای سیاست آبی را روشن می‌کند. نویسنده چالش‌های ناشی از تأثیر متقابل پیچیده عوامل محیطی، اجتماعی و سیاسی را تبیین و مانع تصمیم‌گیری مؤثر و تخصیص کارآمد منابع در بخش آب را به‌لحاظ موانع بنیادین ساختار حکمرانی بررسی می­کند.

محمدرضا فرزانه (1396) در مقاله «بنیان­های نهادی بحران در مدیریت منابع آب زیرزمینی در ایران»، مبانی نهادی زیربنای مدیریت منابع آب زیرزمینی در ایران را تحلیل و بررسی می‌کند. این پژوهش تأثیر مخرب شرایط حکمرانی و اقدام­های سیاسی را بر تشدید مسائل بی‌قانونی و مصرف بی‌رویه آب در داخل کشور آشکار می­کند. پژوهش انجام شده ضعف‌های ساختاری و ریشه‌ای نظام حکمرانی را به‌طور انتقادی ارزیابی و کاستی‌ها را در تمامی مؤلفه‌های حکمرانی ازجمله شناسایی مشکل، تصمیم‌گیری، اجرا و ارزیابی برجسته می‌کند. نویسنده از طریق تحلیل زیربناهای نهادی، بر نیاز فوری به اصلاحات جامع و پایدار برای رسیدگی به بحرانی که مدیریت منابع آب زیرزمینی در ایران با آن مواجه است، تأکید می‌کند.

پژوهش حاضر می­کوشد در امتداد پژوهش­های صورت گرفته حول محور سیاست‌گذاری کلان نهادی، به­ویژه با تمرکز بر چگونگی تأثیر نهاد و تعاملات ذیل ساختارهای تصمیم‌گیری و نسبت آن با مقاطع و گفتمان­های اجتماعی و سیاسی به موضوع مدیریت منابع آبی در ایران نظر کند. بر همین اساس با تأکید بر نقش محوری نهادها در ایجاد اسناد پایه و تصمیمات کلان مؤثر بر رخدادهای بخشی ضمن بررسی ماهیت چندوجهی نهادها، چگونگی تأثیر سازوکارهای تصمیم­گیری و تعاملات بین نهادی بررسی نتایج حاصل از فرایندهای ذکرشده به بحث و بررسی گذاشته شده است. بر‌این‌اساس کوشیده­ایم نخست ارزیابی برنامه­های توسعه را برای شناسایی نقاط قوت و ضعف، با انطباق بر رویه­های نظام­مند در ساختار سیاست‌گذاری، تجزیه‌و‌تحلیل نموده و سپس بر پایه همین چهارچوب­های نهادی و سازمانی حاکم بر مدیریت آب، به ارزیابی انتقادی سیاست­های اتخاذی در مدیریت منابع آب به­ویژه به‌لحاظ شناسایی ناکارآمدی­ها، عوامل موجد استفاده ناپایدار از منابع، تدوین سیاست‌های غیرتخصصی، ضعف در اجرا و فرایندهای و نهایتاً عدم کفایت در ظرفیت‌های سازمانی بپردازیم.

4. رویکرد نظری

چهارچوب نظری پژوهش حاضر حول محور سیاست­گذاری نهادی کلان شکل گرفته و به­ویژه بر این موضوع که چگونه نهادها و تعامل­های میان نهادی به ساختار تعامل‌ها و تصمیم­گیری­ها به­ویژه در زمینه محیط­های اجتماعی و سیاسی در حوزه سیاست­گذاری شکل می­دهند، می­پردازد. این پژوهش بر اهمیت نهادها در تنظیم سندهای سیاستی و تصمیم­گیری‌های کلان و نحوه تأثیرگذاری آن‌ها بر موضوعات بخشی تأکید می­کند. به‌تعبیردیگر پژوهش حاضر ماهیت چندوجهی نهادها، شامل نحوه تشخیص مسائل سازوکارهای تصمیم­گیری و اجرا و نحوه تعامل نهادهای رسمی و نحوه تأثیرگذاری آن‌ها بر جنبه‌های مختلف یک زمینه موضوعی را برجسته می‌کند (رازقی و قوام، 1398). رویکرد نظری مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل تحلیل انتقادی چهارچوب سیاست کلان و ساختار نهادی مدیریت آب در ایران پس از انقلاب اسلامی است. این تحلیل چنان‌که اشاره شد در چند مرحله انجام می‌شود:

شکل (1): مراحل تحلیل انتقادی چهارچوب سیاست کلان

 

1. تحلیل برنامه­های توسعه: گام اول شامل مطالعه تطبیقی سیاست­های مدیریت آب که در برنامه­های توسعه ترسیم شده است، ارزیابی اهداف، راهبردها و اثربخشی آن‌ها در رسیدگی به چالش­های مرتبط با مدیریت منابع آب است. هدف این مرحله شناسایی نقاط قوت و ضعف در چهارچوب سیاست­های کلان موجود است.

2. بررسی نقاط ضعف در ساختار سیاست­ورزی: گام دوم بر شناسایی مسائل نظام‌مند در ساختار سیاست و شیوه­های مدیریت آب متمرکز است. این امر مستلزم ارزیابی فرایندهای تدوین، اجرا و ارزیابی سیاست‌ها برای مشخص‌کردن کاستی‌ها و زمینه‌هایی است که نیاز به بهبود بنیادین دارند.

3. تحلیل ساختار نهادی و سازمانی: گام سوم شامل تحلیل چهارچوب نهادی و سازمانی حاکم بر مدیریت آب در ایران است. هدف این تحلیل درک فرایندهای تصمیم­گیری، چهارچوب­های نظارتی و سازوکار­های اداری مرتبط با منابع آب است. هدف این تحلیل شناسایی تنگناها و ناکارآمدی‌ها در سیستم با بررسی نقش‌ها، مسئولیت‌ها و تعامل­های بین نهادهای مختلف درگیر در مدیریت آب است.

4. ارزیابی انتقادی: بر اساس یافته­های حاصل از مراحل بالا، این پژوهش به‌طور ضمنی با بررسی انتقادی هریک از ارکان سه‌گانه بیان‌ شده به‌لحاظ نگاه آسیب‌شناختی اصلاحات سیاستی هدفمند و بهبودهای نهادی را برای ارتقاء پایداری، کارایی و برابری مدیریت منابع آب در ایران پیشنهاد می­کند. به­طورکلی، روش پژوهش تجزیه‌و‌تحلیل کیفی را با ارزیابی انتقادی اسناد خط‌مشی، ساختارهای سازمانی و پویایی نهادی ترکیب کرده تا بینشی در مورد چالش­ها و فرصت­ها در چشم­انداز مدیریت آب ایران ارائه دهد. هدف نهایی شناسایی علل ریشه‌ای ناکارآمدی و تدوین توصیه‌های مبتنی بر شواهد برای بهبود حکمرانی منابع آب در کشور است.

موضوع سیاست­گذاری که غالباً ریشه در نهادگرایی جدید دارد، دیدگاهی متفاوت در مورد حکومت ورای چهارچوب­های سنتی ارائه می­دهد. نهادگرایی تأثیر ساختارهای رسمی و هنجارهای غیررسمی را در شکل دادن به نتایج سیاست تأیید می­کند. در این چهارچوب، نهادگرایی انتخاب نشان می‌دهد که چگونه نهادها رفتار بازیگران را در محدوده‌های تعریف‌شده محدود می‌کنند و در‌حالی‌که از نظر تاریخی بر ماهیت وابسته به مسیر سیاست‌گذاری تأکید می‌کند، تصمیم‌های گذشته را بر مسیرهای حال و آینده مؤثر می­داند. انتخاب عقلانی نمی‌تواند پیچیدگی‌های سیاست‌گذاری را که اغلب در محدوده عقلانیت محدود اتفاق می‌افتد، درک کند؛ بنابراین این منظر تشخیص می­دهد که سیاست­گذاری ذاتاً امری سیاسی و تحت تأثیرات زمینه­ای است. به‌جای دگرگونی‌های ناگهانی، سیاست‌گذاری به‌صورت تدریجی آشکار شده و با تعدیل‌های کوچک در طول زمان مشخص می‌شود (منتظر عطائی و دیگران، 1400). سیاست­گذاری به­طورکلی بیش‌تر تأکید می­کند که چگونه تصمیم­های گذشته مسیرهایی را ایجاد نموده که بر سیاست­گذاری حال و آینده تأثیر می­گذارند. این ماهیت وابسته به مسیر، درجه‌ای از ماندگاری تأثیرات را در فرایند سیاست‌گذاری نشان می‌دهد، به‌گونه­ای‌که پیکربندی‌های نهادی گذشته همچنان به شکل‌دهی چشم‌انداز سیاست‌های معاصر ادامه می‌دهد.

بررسی سیاست آبی نیز به­عنوان بخشی فرعی از سیاست­گذاری­های کلان، با منظر نهادگرایی دیدگاهی متفاوت در مورد حکمرانی ورای چهارچوب­های سنتی ارائه می­دهد. تأثیر ساختارهای رسمی و هنجارهای غیررسمی را در شکل‌دهی به نتایج سیاست تأیید می‌کند. در اصل، سیاست­گذاری آبی با درنظرگرفتن تأثیر متقابل بین نهادهای رسمی، هنجارهای غیررسمی و روش­های تاریخی، درک جامعی از ساختارهای حکمرانی آبی ارائه می­دهد. با اتخاذ این رویکرد، پژوهشگر می­تواند مداخلات مؤثرتری را در مورد پیچیدگی­های فرایند سیاست­گذاری توضیح دهد (وحدانی­نیا و مسعود درودی، 1398). تحلیل سیاست­گذاری آبی اگر بنا باشد به صور گام‌به‌گام در سیاست عمومی تعریف شود، چهارچوبی جامع برای درک فرایند سیاست­گذاری ارائه می­دهد. این چهارچوب مجموعه‌ای از مراحل مشترک برای هر فرایند تصمیم­گیری را مشخص می­کند که از میان آن می­توان به تشخیص مشکل، جمع‌آوری اطلاعات، اجرا، نتایج احتمالی و ارزیابی اشاره کرد. در‌حالی‌که نظریه‌پردازان مختلف الگو­های مختلفی برای مراحل جایگزین پیشنهاد کرده­اند، پنج مرحله بیان شده عمدتاً به دلیل انعطاف­پذیری و زمینه تجربی آن توجه بیش‌تری را به‌خود جلب کرده است (امیری و دیگران، 1399).

در تحلیل و تعریف سیاست­گذاری تعیین معضل، به­عنوان اولین مرحله از سیاست­گذاری معرفی شده است. در این مقطع، شناخت یک مشکل، شناسایی و فرمول­بندی پیشنهادها را با هدف پرداختن به راهکارها تسریع می­کند. سیاست‌گذاری زمانی رخ می­دهد که مشکل از یک مفهوم انتزاعی به یک موضوع عمومی ملموس تبدیل شود و زمینه را برای مشورت و اقدام فراهم کند. پس از آن، مرحله تجزیه‌و‌تحلیل و بررسی تعیین می­شود که در آن تجزیه‌و‌تحلیل­های متخصصان و بررسی و ارزیابی راه حل­های بالقوه مطرح می­شود. تصمیم­گیرندگان با انتخاب­های راهبردی، انتخاب سند سیاستی، اهداف و سازوکارهای اجرایی مواجه شده و در‌عین‌حال پیچیدگی­های تدوین سیاست­گذاری را بررسی می­کنند (رازقی و قوام، 1398).

در مرحله اجرا مقطع حساس دیگری در فرایند سیاست­گذاری طرح می­گردد. سیاست­ها زمانی به‌طور مؤثر پایه­ریزی و اجرا می­شوند که بر پیوند ناگسستنی بین تدوین و اجرا تمرکز شود. اجرای مؤثر به سازوکارهای نظارتی قدرتمند بستگی دارد، در این مرحله عدم وجود انسجام و هماهنگی اغلب مانع پیشرفت می­شود. درنهایت، مرحله ارزیابی چرخه سیاست­گذاری را به نقطه نهایی می­رساند و مقبولیت و کارآمدی سیاست­ها را در پرتو نتایج آن‌ها ارزیابی می­کند. به­طور قابل‌توجهی، بینش‌های حاصل از تلاش‌های ارزیابی، به فرایند سیاست‌گذاری، ایجاد بازخورد در ابتکارات آتی و اصلاح راهبردهای سیاستی برای افزایش اثربخشی یاری می‌دهند (خلیلی، 1383).

مراحل ذکر شده در بالا مراحل فرایند سیاست­گذاری به‌طور معمول را مشخص می‌کند و چهارچوبی ساختاریافته برای تحلیل تدوین، اجرا و ارزیابی سیاست­ها ارائه می­دهد.

 با درنظرگرفتن این چهارچوب، می­توان به بررسی روند و نتایج سیاست­گذاری آب در ایران پرداخت. اولاً، شناسایی و تعریف مسئله مرحله اولیه فرایند سیاست‌گذاری است. در زمینه مدیریت آب در ایران، موضوعات کلیدی مانند کمبود آب، شیوه‌های آبیاری ناکارآمد و بهره­وری پایین آب مدت‌هاست که به­عنوان چالش‌های اصلی شناخته شده‌اند. این مشکلات سیاست­گذاران را بر آن داشته تا راهبردهایی را با هدف رسیدگی به کمبود آب، افزایش اقدام­های حفاظتی و بهبود وضعیت مدیریتی طراحی کنند (اسلامی و رحیمی، 1398). اینکه این اقدام­ها و راهبردها تا چه اندازه موفق بوده و یا تا چه اندازه خود به افزایش معضل آب در ایران دامن زده است و بعضاً منتهی به معضلات بالقوه امنیتی شده است، بخشی از موضوع پژوهش حاضر است.

در تحلیل­های کارشناسی نیز تدوین سیاست­های آب در ایران قابل بحث و بررسی است. این فرایند شامل یک ارزیابی روش و نحوه و عوامل اجتماعی ـ اقتصادی مؤثر بر شیوه­های مدیریت آب است. متعاقباً، در مرحله اجرا در ایران، اجرای سیاست آب با چالش‌های مرتبط با توسعه زیرساخت‌ها، ظرفیت نهادی و اجرای مقررات مواجه بوده است. ناکارآمدی اجرایی خود را در تلاش‌ها برای نوسازی سیستم‌های آبیاری، ترویج روش­های بهره­وری و صرفه‌جویی در مصرف آب و میزان استخراج آب‌های زیرزمینی، هماهنگی بین سازمان‌های دولتی، بخش‌ خصوصی و کاربران و گروه­های مصرف‌کننده منابع آبی نشان داده است (اسماعیلی‌فرد و کاوه فیروز، 1395).

درنهایت در مرحله ارزیابی به­عنوان یک حلقه بازخوردی اثربخش و مؤثر بر سیاست­های آبی در ایران ارزیابی می­شود. این بخش شامل بررسی الگوهای استفاده و بهره­برداری و نتایج زیست­محیطی برای سنجش عملکرد سیاست است. چنین ارزیابی­هایی بازخورد ذی­نفعان و تجارب آموخته‌شده را برای بازنگری‌ها و تعدیل‌های خط‌مشی­ها در آینده در نظر می‌گیرد. به­طورکلی، بررسی فرایند سیاست­گذاری آب در ایران از طریق روند معیار سیاست­گذاری، بینش و ملاک سنجشی در مورد چالش­ها، فرصت­ها و نتایج تلاش­های مدیریت آب را ارائه می­دهد (خلیلی، 1383). با تجزیه‌و‌تحلیل هر مرحله از فرایند سیاست­گذاری، می­توان زمینه­های بهبود را شناسایی کرده، مداخلات سیاستی را اصلاح و مدیریت پایدار منابع آب در ایران را ارتقا داد.

فرایند و عوامل بررسی وضعیت آب و سیاست‌گذاری آب در ایران به‌صورت زیر است:

 

عوامل: دولت و سیاست‌گذاران دولتی

شکل (2): فرایند و عوامل بررسی وضعیت و سیاست‌گذاری آب در ایران

 

5. بررسی وضعیت کلی سیاست­گذاری کلان در حوزه مدیریت منابع آب پس از انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، سیاست­ورزی در ایران دستخوش تغییرات قابل‌توجهی در چشم‌انداز تاریخی شد و دوران جدیدی آغاز گردید که مشخصه آن تغییرات ایدئولوژیک و دگرگونی‌های بنیادین سیاسی، اجتماعی ـ اقتصادی بود. ازجمله چالش­های بی‌شمار پیش‌روی حکومت انقلابی، تدوین سیاست­های مؤثر برای مدیریت منابع حیاتی آب کشور بود. ازاین‌رو بررسی سیر تحول سیاست‌های آبی ایران پس از انقلاب و مرور کلی اصول زیربنایی، تاریخی و چالش‌های پیش‌رو در تدوین و اجرای سیاست‌ها حائز اهمیت است.

به­طورکلی مأموریت هر حکومتی، دستیابی به خیر عمومی برای شهروندان است. بر همین اساس اصولی که خط‌مشی سیاست­گذاری را هدایت می‌کند، بر نیاز به نفع عموم مردم از طریق فرایندهای تصمیم‌گیری تأکید دارد. پس از وقوع انقلاب اسلامی، موجی از نخبگان جدید با تفکر انقلابی وارد عرصه سیاسی شده که بسیاری از آنان فاقد تجربه و تخصص لازم در حوزه­های تصدی مسئولیت بودند. این ورود توأم با تحولات عظیم منجر به تدوین سیاست‌هایی ازجمله سیاست‌های مربوط به مدیریت آب شد که اغلب ناشی از افق دید و رفع نیازهای کوتاه‌مدت و فاقد چشم‌انداز بلندمدت بود (عابدی گناباد و دانشورمحمدزادگان، 1399).

 یکی از ویژگی‌های بارز سیاست‌­ورزی آبی پس از انقلاب، با تکیه بر شعارهای انقلابی تأکید بر خودکفایی، به‌ویژه در تولید محصولات کشاورزی بود. این رویکرد، در‌حالی‌که ریشه در میلی خام­دستانه به توسعه ملی دارد، اغلب ملاحظات علمی اقتصادی را نادیده گرفته و شیوه­های مصرف ناپایدار آب را تداوم می­بخشید. عدم اولویت به برنامه­ریزی تخصصی مبتنی بر تحقیقات علمی و فقدان اتخاذ رویکردی آینده‌نگر مانع هرگونه تلاش‌ مؤثر برای افزایش بهره‌وری آب، به‌ویژه در بخش کشاورزی شد (پورخسروانی و دیگران، 1399).

 بدون چشم­انداز بلندمدت توسعه، ضرورت حکمرانی مؤثر در مصرف منابع آبی نمی­توانست در دستور کار سیاست ایران قرار گیرد. حکمرانی اثربخش و کارآمد آبی که با فرایندهای تصمیم­گیری فراگیر و مشارکت شهروندان پیوند بخورد، مانع عمده رسیدگی به چالش­های چندوجهی مدیریت آب در ایران پس از انقلاب بود. برخی از تنش­های بین­المللی نیز مزید علت شد تا در‌حالی‌که سازمان‌های بین‌المللی می‌توانستند حمایت و راهنمایی تخصصی ارائه دهند، با تکیه صرف بر مدیریت مبتنی بر گذران موقت امور روزمره و تحویل مسئولیت­های اصلی و کلان بر عهده مقامات محلی سیاست‌ها و چهارچوب‌های سازمانی برای مدیریت پایدار آب طراحی نگردند (خواجوی، 1395).

 مدیریت پایدار آب مستلزم اصلاحات ساختاری در سطح ملی است که چهارچوب­های قانونی و نهادی همسو با اصول پایداری را دربر گیرد. این تغییر نگرش ساختاری به‌نوبه‌خود مستلزم یک تغییر دیدگاه به سمت رویکردهای کل­نگر و یکپارچه برای مدیریت منابع آب و البته فراتر از تصمیم­گیری با افق دید محدود و متکی بر روش­های آزمون و خطای مدیران محلی است. از طرفی پیوند چهارچوب‌های حقوقی و سیاسی سنگ‌بنای حکمرانی آب را تشکیل، قوانین بازی را مشخص نموده و ذی­نفعان را به سمت بهبود شیوه­های مدیریت آب هدایت می­کند. با‌این‌حال، در طول سال­های پس از انقلاب ساختارهای حقوقی و سیاسی موجود در ایران نتوانسته تغییرات دگرگون‌کننده در مدیریت کارآمد منابع آب را تأمین نماید. عدم توانایی در اصلاحات جامع برای غلبه بر موانع نهادی ریشه‌دار و ایجاد محیطی مساعد برای مدیریت پایدار آب یکی دیگر از مشخصه­های سیاست­گذاری و مدیریت منابع آبی پس از انقلاب بوده است (روح‌الامینی، 1397).

طی دهه­های اخیر با وجود تشدید نگرانی‌های جهانی پیرامون کمبود آب و تغییرات آب‌و‌هوایی و پیش‌بینی‌ نهادهای بین‌المللی، ازجمله سازمان ملل متحد، پیرامون بحران­های متوالی آبی، به‌ویژه در مناطق کم‌آب مانند خاورمیانه و آفریقا، تنش در محیط سیاست خارجی به یکی از موانع عمده برای همکاری بین‌المللی در زمینه تغییرات آب‌و‌هوایی ازجمله مدیریت منابع آبی تبدیل شده است. در این زمینه، سیاست‌گذاران و تصمیم­گیران در ایران نمی­توانسته­اند سیاست‌های موجود آبی را با معیارهای جدید بین‌المللی مورد ارزیابی قرار دهند و مسیری به‌سمت راهبردهای مدیریت آبی انعطاف‌پذیرتر و سازگارتر با اقلیم ایران ترسیم کنند (خواجوی، 1395).

بخشی از ریشه‌های بحران آبی ایران نیز در همین نارسایی‌های سیاست‌های آبی قرار دارد که نتوانسته‌ به تأثیر متقابل پویایی تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و شیوه‌های مصرف ناپایدار آب رسیدگی کند. فرسایش تعادل کمّی و کیفی بین منابع و مصرف آب، تنش‌ را در میان سطوح بخشی و محلی تشدید و تبعاً بحران آب را تشدید کرده است. علاوه‌بر‌این، خشکسالی­های پی‌درپی و کاهش سطح آب­های زیرزمینی بر مشکلات در حوزه سیاست­گذاری آبی ایران تأثیر سوء مضاعف داشته است. اگر بخواهیم به‌صورت دسته­بندی‌شده بیان کنیم عوامل متعددی در ناکارآمدی سیاست‌های منابع آب ایران نقش داشته که اهم آن ازجمله برنامه‌ریزی ناکافی برای رسیدگی به اثرهای تغییرات آب‌و‌هوایی، مدیریت نادرست منابع آب و راهبردهای اجرایی ناقص بوده است. بدیهی است پرداختن به این چالش­ها نیازمند رویکردی چندوجهی بوده که شامل اصلاحات سیاستی، ظرفیت­سازی نهادی و مشارکت ذی‌نفعان باشد. علی‌رغم این واقعیت­ها سیاست­ورزی آبی در ایران نتوانسته با اتخاذ رویکردی جامع و یکپارچه در حکمرانی آب، خطرهای ناشی از کمبود آب را کاهش دهد و و در ترسیم مسیری به‌سمت شیوه‌های مدیریت پایدار آب موفق نبوده است (عسگری و دیگران، 1397).

6. نقد و بررسی ساختار سیاست­گذاری و مدیریت کلان در حوضه منابع آبی

برای تحلیل سیاست­ورزی کلان در حوضه منابع آبی، به سه زمینه اصلی که ناکارآمدی‌ها و ضعف‌های مرتبط با حکمرانی آبی را در ساحت آن می‌توان مورد بررسی و مطالعه انتقادی قرار داد، خواهیم پرداخت. نخستین زمینه نقاط ضعف و تنظیم برخی سیاست­های ناکارآمد در برنامه­های توسعه است (میرنظامی و باقری، 1396). در این بخش به مرور اجمالی تصمیم­گیری کلان در مدیریت منابع آب در ایران با تمرکز بر برنامه­های اول تا پنجم توسعه می­پردازیم. این برنامه­ها که تصویر چشم­انداز توسعه­ای ایران را نشان می­دهد، می­تواند بینش­هایی را در مورد تحول سیاست­گذاری­های کلان آبی در طول زمان ارائه نماید؛ بنابراین کارآمدی این برنامه­ها در رسیدگی به مدیریت و شناسایی معضل کمبود آب، ترویج شیوه­های استفاده از منابع آب به اجمال ارزیابی خواهد شد. با شناسایی کاستی‌ها و نارسایی‌های برنامه‌های توسعه، راه برای فهم و نحوه دریافت مداخلات سیاستی مدیران و تصمیم­گیران ارشد فراهم خواهد شد.

سپس به نحوه و نقاط ضعف ریشه­ای در ساختار سیاست­گذاری در حوزه مدیریت آب می­پردازیم. به­ویژه برمبنای آنچه پیش‌تر درباره معیار کلی سیاست­گذاری بیان شد این بخش به بررسی دقیق‌تر و توصیفی فرایندهای سیاست­گذاری در سطح کلان مدیریت منابع آب در ایران می­پردازد. چهارچوب­های سیاست کلی، ابتکارات قانونی، و ساختارهای نهادی هدایت‌کننده مدیریت منابع آب در سطح ملی از مرحله شناخت موضوعات تا بررسی و اجرا و ارزیابی بررسی خواهد شد. در این قسمت حوزه­های کلیدی تمرکز بررسی تحلیلی فرایند سیاست­گذاری بر اساس انسجام سیاست­ها، نحوه ورود و مشارکت ذی­نفعان، اجرای مقررات، و سازوکارهای تخصیص منابع است. با ارزیابی انتقادی نقاط ضعف سیاست­گذاری کلان در حوضه آب، می­توان فرصتی برای سنجش و ارزیابی نحوه سیاست­گذاری و احتمالا افزایش اثربخشی سیاست­ها و ترویج شیوه­های مدیریت پایدار آب در آینده فراهم نمود.

درنهایت نقاط ضعف نهادی، سازمانی و دستگاهی در مدیریت منابع آب بررسی می‌گردد. این بررسی مستلزم بررسی چهارچوب­های سازمانی، ساختارهای اداری و فرایندهای تصمیم­گیری است که حکمرانی آب را در سطوح مختلف در طول زمان شکل داده است (میرنظامی و باقری، 1396). نقش­ها و مسئولیت­های کلیدی، ازجمله در چهارچوب سازمان­ها و نهادهای دولتی در مدیریت منابع آب بررسی خواهیم کرد؛ بنابراین این نقد و بررسی توصیفی بر اساس ظرفیت‌های سازمانی، تخصص فنی و منابع مالی موجود و روش مدیریت منابع آب صورت می­پذیرد. با شناسایی نقاط ضعف ساختاری و نهادی، می‌توان در آینده مداخلات هدفمندی را با هدف تقویت تاب‌آوری و پایداری چهارچوب مدیریت منابع آب ایران پیشنهاد نمود. به­طورخلاصه، با کنکاش در این سه حوزه کلیدی، هدف ارائه یک تحلیل از پیشینه سیاست­ورزی در حوضه منابع آبی ایران، و برجسته کردن زمینه‌های ناکارآمدی، ضعف و ظرفیت بهبود است. در همین راستا با 11 نفر از صاحب‌نظران «با 5 نفر از اساتید دانشگاه در سطح شهر مشهد و 6 نفر از مدیران عالی شرکت آب و فاضلاب مشهد (آبفا)» مصاحبه و گفتگو داشته­ایم که به‌طورکلی نظرهای آن‌ها را در جدول زیر آورده­ایم. گفتگوها به‌صورت شفاهی بوده و داده­ها از طریق تحلیل مصاحبه­ها به‌دست آمده است:

جدول (1): دیگاه‌ها در خصوص مدیریت منابع آب

ردیف

کدهای اصلی

یافته­ها و کدهای فرعی

1

عوامل بحران آب

مصرف بی‌رویه، کشاورزی ناپایدار، تغییرات اقلیمی، ضعف مدیریت، نبود هماهنگی

2

نقد برنامه‌های توسعه

تمرکز اقتصادی، کم‌توجهی به منابع آب و محیط زیست، استمرار بحران

3

مشکلات مدیریتی

ضعف داده و پایش، اجرای ناقص پروژه‌ها، کمبود هماهنگی، کمبود مشارکت

4

پیامدهای ناکافی توجه به اقلیم

عدم پیش‌بینی تأثیر تغییرات اقلیمی در برنامه‌ها

5

پروژه‌های اجرایی

برخی پروژه‌ها مثل سدسازی بدون ارزیابی کامل و صرفه‌جویی‌ها به شکل ناقص اجرا شده‌اند.

6

نقش مشارکت

مشارکت مردم و آموزش آن‌ها بسیار کلیدی است؛ اما کم‌تر در برنامه‌ها به آن توجه شده است.

 

در ادامه با تاکید مصاحبه­گر بر نگاه انتقادی به برنامه­های توسعه و تحلیل آن‌ها داده­های جدول زیر از مصاحبه­ها به‌دست آمد.

جدول (2): برنامههای توسعه و تحلیل مدیریت آب

ردیف

محور کلی و کدهای اصلی

یافته­ها و کدهای فرعی

1

تأثیر برنامه‌های توسعه بر بحران آب

برنامه‌های توسعه بیش‌تر بر روی توسعه اقتصادی متمرکز بودند و کم‌تر به مدیریت منابع آب و مسائل زیست‌محیطی توجه شده که نتیجه‌اش تشدید بحران آب بود.

2

نقاط ضعف برنامه‌های توسعه در حوزه آب

در این دوره‌ها سیاست­های اقتصادی غالب بود و پروژه­هایی مانند سدسازی بدون ارزیابی کامل زیست محیطی اجرا شدند و توجه به تغییرات اقلیمی و بهره‌وری آب ناچیز بود.

3

جایگاه کشاورزی در برنامه­های توسعه و تأثیر آن در بحران آب

توسعه نامتوازان در بسترهای کشاورزی بعنوان نمونه برنامه‌های توسعه زیرساخت‌های کشاورزی را افزایش دادند؛ لیکن بهره‌وری آب بهبود نیافت و به همین دلیل مصرف بی‌رویه در کشاورزی همچنان مشکل‌ساز است. این توسعه نامتوازن حاکم بر کل برنامه­های توسعه است.

4

توجه به تغییرات اقلیمی در این برنامه‌ها

در برنامه‌های توسعه به خصوص اول تا سوم تقریباً هیچ توجهی به تأثیرات تغییر اقلیم بر منابع آب نشده بود.

5

ضعف اصلی برنامه‌های توسعه

فقدان هماهنگی بین بخشی، نبود سیستم پایش دقیق، کمبود فرهنگ‌سازی و مشارکت در سطح خرد و کلان و یا بی‌توجهی ویژه به نقش فناوری­های نوین در مدیریت منابع آبی.

6

نقش مشارکت مردم در این برنامه­ها

بی­توجهی به صاحب‌نظران آب در برنامه­های توسعه و نقش مردم در برنامه­ها و عدم توجه به آموزش مردم بر اساس اهداف برنامه­های توسعه به‌صورت میدانی و پیگیری تا حصول به اهداف.

 

در نتیجه این مصاحبه­ها محققان شش دسته کلی در ارتباط با ضعف­های برنامه توسعه را ذکر و کدهای مرتبط با را آن‌ها توضیح داده‌اند. یکی از مهم‌ترین مباحث نقش مشارکت مردم در سیاست­گذاری­ها است. از عوامل مهم ضعف در این حوزه می­توان چند مقوله اصلی را ذکر کرد که عبارت‌اند از: 1- مقوله سیاسی ـ حقوقی که شامل شرایط جامعه، مشکل نهادینه­سازی و گردش نخبگانی، 2-مقوله فرهنگی ـ  اجتماعی آشنانبودن به فرهنگ مشارکت، نادیده گرفتن ارزش­های دینی و ضعف تشکل اجتماعی، 3- مقوله فنی و اقتصادی که شامل فقر و بی­عدالتی اقتصادی و ضعف بستر فنی که همان شفاف‌نبودن فرایند مشارکت و بی­توجهی به فناوری­های جدید و غیره است.

6-1. بررسی سیاست­گذاری کلان در حوضه آب در برنامه­های توسعه

مسئله آب برای کلیه کشورها یک مسئله حیاتی است و کلیه کشورها سیاست­های کلی در این زمینه در نظر گرفته­اند. مجال مقایسه تطبیقی سیاست­های کلان آبی کشورها و وضعیت آبی در اینجا مقدور نیست؛ لیکن در حالت کلی وضعیت آبی در کلیه کشورها تنش­زا است. کشور ایران همواره در حوزه آبی به‌دنبال مدیریت این حوزه با اسناد و برنامه­های مختلف بوده است. درحالت کلی ایران سیاست­های کلی در قبال آب داشته و کلیه برنامه­ها در حوزه آب بر محور این سیاست­ها طراحی و اجرا شده­اند. سیاست کلی آب در ایران عبارت‌اند از:

1- ایجاد نظام جامع مدیریت در کل چرخه آب بر اساس اصول توسعه پایدار و آمایش سرزمین در حوضه­های آبریز کشور؛

2- ارتقای بهره­وری و توجه به ارزش اقتصادی و امنیتی و سیاسی آب در استحصال، عرضه، نگهداری و مصرف آب؛

3- افزایش استحصال آب و به حداقل رساندن ضایعات طبیعی و غیرطبیعی آب در کشور از هر طریق ممکن؛

4- تدوین برنامه جامع به‌منظور رعایت تناسب در اجرای طرح­های سد، آبخیزداری، آبخوان‌داری و شبکه‌های آبیاری و تجهیز و تسطیح اراضی و حفظ کیفیت آب و مقابله با خشکسالی و پیشگیری از سیلاب و بازچرخانی و استفاده از آب­های غیرمتعارف و ارتقای دانش و فنون و تقویت نقش مردم در استحصال و بهره‌برداری؛

5- مهار آب­هایی که از کشور خارج می‌شود و اولویت استفاده از منابع آب­های مشترک (خامنه‌ای، 1379).

در ادامه به بررسی برنامه­های توسعه و سیاست­گذاری­ها آبی در ایران می­پردازیم.

برنامه اول و دوم توسعه در ایران که همزمان با دوران بازسازی ویرانی­های ناشی از جنگ تحمیلی اجرا می­شد، اگرچه گام‌های قابل‌توجهی در توسعه از حیث موضوع آب و کشاورزی برداشته؛ اما یقیناً از برخی چالش‌ها برکنار نبوده است. یکی از نقاط ضعف دو برنامه توسعه مذکور حول تمرکز نامتناسب بر ابعاد کمی و دستاوردهای عددی و حجمی در تولیدات کشاورزی به ضرر سایر بخش­ها بوده است. این تمرکز محدود و مطلق کمی مانع توسعه به معنای عمیق­تر و کلی شد. رویکرد متعادل‌تر توسعه در حوضه آب و کشاورزی قاعدتاً باید شامل بخش‌های متعددی مانند آموزش، فناوری، ارتباط صنایع با بخش کشاورزی و به­طورکلی توسعه بخشی با توجه به رفع نیازهای چندوجهی کشور و ارتقای توسعه پایدار تلقی می‌شد. انتقاد دیگر مربوط به تحمیل بار مالی بودجه­ای بر دولت است. امکان­سنجی حمایت پایدار دولت در نسبت با کسری بودجه و شکل­گیری زمینه­های فساد از طریق بهره­برداری از امتیازات به‌ویژه در بهره­مندی از یارانه­ها و امتیازهای دولتی ـ نه فقط در بخش کشاورزی ـ وجود داشت و تبعات زیان‌باری برای ادوار آتی به‌جا گذاشت (بنیاد و زارع شاه‌آبادی، 1402).

در همین دوران افزایش نرخ بهره و تعرفه­ها با هدف توسعه اقتصادی ازجمله در بخش کشاورزی به‌علاوه بر فشار گروه­های کم‌درآمد تبعاتی منفی در مورد اثرهای اقتصادی ـ اجتماعی چنین سیاست‌هایی با توجه به نرخ تورم و فشار مضاعف بر منابع زیرزمینی کشور داشت. تخصیص انبوه اعتبارات بودجه­ای برای پروژه‌های کشاورزی جدید به انواع ناکارآمدی­ها و عدم استفاده بهینه از منابع و روش حلی ناکارآمد مدیریت پروژه به­علاوه عدم شفافیت و پاسخگویی در تصمیم­گیری و اجرا و افزایش سوء‌مدیریت و فساد دامن زد. ازجمله زمینه­های ناکارآمدی و ویژه­خواری در بخش کشاورزی و استحصال بی­رویه از منابع آبی و تمرکز منابع در نهادهای خاص و فقدان رقابت و توزیع عادلانه به­ویژه در خصوص تخصیص اعتبارات به وزارت نیرو در دوره مذکور بوده است (تحریر و دیگران، 1395).

در برنامه­های سوم و چهارم، تأکید بر واگذاری تأسیسات آب و فاضلاب به شرکت­ها منجر به اختلافات اجتماعی بر سر منابع آب در حوضه­های مشترک شد. تبدیل شرکت‌های آب منطقه‌ای به نهادهای استانی و تفکیک مدیریت حوضه آب به مدیریت استانی نگرانی‌هایی را در مورد بی‌توجهی به ظرفیت حوضه‌ها و استان‌های مشترک ایجاد کرد؛ البته این برنامه در مدیریت شرکتی آب، کاهش مالکیت دولت، تغییر مدیریت حوضه­های آبخیز و خودکفایی کشاورزی تحول ایجاد کرد. در برنامه چهارم توسعه که همزمان با چشم­انداز بیست‌ساله کشور تدوین شد، کشاورزی و توسعه منابع آب کشاورزی برای خودکفایی در اولویت اول قرار گرفت. در این طرح 10 درصد از منابع صندوق ذخیره ارزی برای طرح­های توجیهی کشاورزی اختصاص یافت و دولت متعهد شد که بیلان منفی سطح آب زیرزمینی را تا 25 درصد ظرف پنج سال بهبود بخشد که مستلزم تزریق حداقل 25 میلیارد متر مکعب به سفره­های آب زیرزمینی بود (کرمی دهکردی و اسلامی، 1396).

برنامه سوم و چهارم توسعه در ایران، در‌عین‌حال که هدفش رفع چالش‌های مرتبط با آب و ارتقای پایداری در کشاورزی بود و به اهداف مثبت قابل‌توجهی نیز دست یافت به‌نحوی‌که درمجموع دو برنامه یادشده را می­توان موفق­ترین دوران از نظر سیاست­گذاری کلان در حوضه منابع آبی و بخش کشاورزی پس از انقلاب اسلامی محسوب نمود، با‌این‌حال از نقاط ضعفی نیز رنج می­برد. یکی از انتقادات عمده در این برنامه عدم تناسب اهداف تعیینی با ظرفیت­های واقعی کشور بود.

اجرای سیستم­های بهره­برداری مناسب برای افزایش بازده آبیاری نیازمند تغییرات اساسی زیرساخت­ها و همکاری سایر بخش­ها بود و سیاست­گذاران امکان تحقق چنین تحولاتی را واقع‌بینانه ارزیابی نکرده بودند. به همین دلیل دستیابی به بسیاری از این اهداف چالش‌برانگیز شد و بخش عمده­ای هیچ‌گاه محقق نشد. به‌همین‌ترتیب، برخی سیاست­ها و تلاش‌ها حول مفاهیم مبهم و کلی نظیر «مصرف معقول» معلق می­ماند و ایجاد تعادل در استفاده از آب‌های زیرزمینی با موانعی به‌جا مانده از قبل روبه‌رو بود. پروژه­های انتقال آب بین حوضه­ای غالباً بدون توجه به ملاحظات سیاسی و امنیتی صورت می­گرفت. سیاست­گذاری­ها در راستای تغییر الگوی مصرف آب و تعرفه‌ها با مقاومت مواجه شده و اغلب محدود به دستورالعمل‌های اداری می­ماند. مصرف­کنندگان عمده آب، با دسترسی به نهادهای قدرت موازی، راه­های فرار زیادی برای شکست سیاست­های تعرفه­ای و مالی دولت در دست داشتند. این عدم انطباق برنامه­ریزی با واقعیت مصرف موجود مانع از تلاش‌ها برای ترویج حفاظت از آب و شیوه‌های استفاده پایدار شد (کرمی دهکردی و اسلامی، 1396).

در مورد مدیریت مؤثر خشکسالی، عملیات و اجرای برنامه مستلزم پیش‌بینی دقیق و سازوکار‌های محاسبه شده است. با‌این‌حال، اتکای بیش‌از‌حد به طرح‌های از پیش تعیین شده در قالب دستورالعمل­های اداری بدون سازگاری مداوم با شرایط در حال تحول اثربخشی آن‌ها را در طول دوره­های خشکسالی محدود می­کرد. استمرار سیاست دستیابی به خودکفایی در کشاورزی و سرمایه­گذاری در عملیات زیربنایی آب و خاک تعهدات مالی قابل‌توجهی بر دولت تحمیل نمود و بخشی از منابع بودجه­ای را به‌جای مصرف در اقتصاد پایدار آب و بخش کشاورزی، مصروف دستاوردهای سیاست تبلیغاتی کرد. اولویت‌بندی­ها در برنامه­های سوم و چهارم با الزامات و اقتضائات برخی مناطق یا محصولات کشاورزی و نیازهای متنوع مناطق ناسازگار بود و به­طور بالقوه عدم تعادل منطقه‌ای را تشدید و منجر به نتایج توسعه نامتوازن شد. شناسایی منابع پایدار برای افزایش سرمایه صندوق حمایت از توسعه کشاورزی نیز به بحثی چالش‌برانگیز تبدیل شد؛ زیرا افزایش سرمایه با سازوکارهای شفاف برای توزیع عادلانه همراه نبود و عاملان بخش کشاورزی و مصرف­کنندگان اصلی منابع آبی با اتکاء به نهادها و محافل صاحب نفوذ بدون الزام به ادای تعهدات از امتیازات ویژه برخوردار می­شدند (کریمی‌نژاد و دیگران، 1397).

همان‌طورکه اشاره شد تأکید بر واگذاری تأسیسات آب و فاضلاب به شرکت­ها باعث بروز اختلافات بر سر منابع آبی در حوضه­های آبخیز مشترک شد. تبدیل شرکت‌های آب منطقه‌ای به نهادهای استانی و تمرکززدایی مدیریت حوضه آب، نگرانی‌هایی را در مورد بی‌توجهی به ظرفیت‌های حوضه­های مشترک و رقابت در بهره­برداری ایجاد کرد. توجه محدود به نقش سازمان‌ها و تعاونی‌ها و همچنین حذف مواد قانونی ضروری مربوط به راستی‌آزمایی حقوق آب، این قبیل کاستی­ها را بیش‌تر کرد. برنامه سوم و چهارم توسعه علی‌رغم اینکه موفق­ترین دوره مدیریت منابع آبی و کشاورزی پس از انقلاب بود با چالش­ها و ضعف­های چندوجهی در رسیدگی به مسائل مرتبط با آب و ارتقای پایداری کشاورزی نیز مواجه بود. سازوکارهای تخصیص اعتبار، سرمایه­گذاری­های زیربنایی، راهبردهای مدیریت منابع آب و ناتوانی در اصلاحات نهادی به­ویژه نهادهایی که خود را ملزم به پاسخگویی در برابر قوانین نمی­دانستند ازجمله این کاستی­ها بود (کریمی‌نژاد و دیگران، 1397).

برنامه پنجم و ششم توسعه با انتقادات و ضعف‌های نسبتاً زیادی در مقایسه با برنامه­های توسعه پیشین مواجه بوده و به­ویژه ذیل نگرانی‌های جدی در خصوص شفافیت، پاسخگویی و اجرای مؤثر و نتیجه بخش سیاست­ها تعریف شده است. در این دوره واگذاری نظارت بر مصرف آب به مؤسسات و شرکت­های خصوصی و موجی از واگذاری امتیازات تحت عنوان توسعه بخش خصوصی بدون ملاحظات شفافیت و پاسخگویی صورت گرفت. عدم نظارت مؤثر دولت بر منابع حیاتی آبی به­طور بالقوه امکان سوء‌استفاده از منابع آب توسط مصرف­کنندگان بزرگ را فراهم نمود. علاوه‌بر‌این، انحلال سازمان مدیریت و برنامه­ریزی، کارایی سیاست­گذاری آبی را با همه ضعف و کاستی­های قبلی به­طورکل معلق و چالش­های حکمرانی در حوزه سیاست­های آبی را تشدید کرد (احسانی و جنگی مرنی، 1392).

تداوم اهداف دست‌نیافتنی، به­ویژه در مورد تعادل در منابع آب زیرزمینی، با اهداف غالباً سیاسی و تبلیغاتی رشد در تولیدات کشاورزی و استمرار سیاست خودکفایی همچنان یک چالش جدی باقی ماند. با وجود تلاش‌ها برای حفر چاه‌های غیرمجاز، کسری منابع آب زیرزمینی به دلیل خشکسالی تشدید و عملاً حفر و تعمیق چاه­های غیرمجاز شدت بی‌سابقه یافت. در‌حالی‌که در برنامه پنجم توسعه بر کیفیت مدیریت آب تأکید شده بود، عدم توجه بر جنبه­های ضعف ساختاری بر طرح­های تکمیلی سایه افکند (احسانی و جنگی مرنی، 1392).

تعیین نرخ آب کشاورزی در سطح محلی، فراتر از نظارت دولت مرکزی، منجر به ناهماهنگی و توزیع نابرابر شد و تأثیر بیش‌تر نفوذ و منافع شخصی و گروهی می‌گردید. چالش­ها در اجرای پروژه­های شبکه آبیاری و زهکشی، همراه با تخصیص نادرست بودجه، مانع پیشرفت در توسعه زیرساخت­ها شد. برون‌سپاری پروژه­های عمرانی در بخش آب نگرانی­هایی را در مورد کیفیت اجرا، پاسخگویی و بهره­برداری بالقوه از منابع ایجاد کرد. دستیابی به خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی به‌دلیل پیچیدگی­ها و معیارهای اقتصادی این بخش همواره چالش‌برانگیز بوده است. تأکید بر اهداف فاقد معیارهای ارزیابی کیفی و کمّی منجر به شک و تردید در مورد امکان‌سنجی اهداف بلندپروازانه مانند بازیابی و احیای 25 درصد از آب­های زیرزمینی در ظرف بازه­های کوتاه‌مدت یک و دو سال شد. به­طورخلاصه، در‌حالی‌که هدف برنامه پنجم و ششم توسعه اصلاح مدیریت آب و ارتقای پایداری زیست‌محیطی تعریف شده بود، در مرحله اجرا مورد انتقادهای جدی در موضوع شفافیت، پاسخگویی، چالش‌های توسعه زیرساخت‌ها و امکان سوءاستفاده و فساد قرار گرفت (سلوکی، 1394).

برنامه هفتم توسعه با وجود تأکید بر مدیریت یکپارچه منابع آب، همچنان با مشکل عدم هماهنگی بین نهادهای مختلف مواجه است. این امر منجر به تصمیم‌گیری‌های پراکنده و ناکارآمد در حوزه آب شده است؛ به‌عنوان‌نمونه، معاون اول رئیس‌جمهور در جلسه شورای عالی راهبری برنامه هفتم توسعه بر لزوم اقدام مشترک همه نهادها برای حل بحران آب تأکید کرده است (ایکنا، 1404). در لایحه برنامه هفتم توسعه، پیوستگی لازم بین سیاست‌گذاری‌های حوزه‌های آب، غذا و انرژی مشاهده نمی‌شود. این ضعف در پیوستگی می‌تواند منجر به تصمیمات متناقض و کاهش کارایی برنامه‌ها در مدیریت منابع آب شود. یک کارشناس اقتصادی در این زمینه بیان کرده است که برای حل این مشکل، ضروری است یک شورای عالی واحد در بالاترین سطح حاکمیتی تشکیل شود (ایسنا، 1402). در برنامه هفتم توسعه، هدف­گذاری برای کاهش ۱۸ درصدی در مصرف آب کشاورزی با هدف ارتقاء تولید محصولات کشاورزی در فصل هفتم برنامه، تعارض دارد. این تعارض نشان‌دهنده حکمرانی ضعیف در بخش آب و استفاده بی‌رویه از منابع آبی است که قابل تحقق نیست. برنامه هفتم توسعه توجه کافی به تأثیرات تغییرات اقلیمی بر منابع آب نداشته است. این کم‌توجهی می‌تواند منجر به ناترازی منابع آب در آینده شود. در برنامه هفتم توسعه، بهبود سیستم‌های پایش منابع آب و جمع‌آوری داده‌های دقیق مورد توجه قرار نگرفته است. این ضعف می‌تواند مانع از مدیریت مؤثر منابع آب و تصمیم‌گیری‌های به‌موقع شود. برنامه هفتم توسعه به اندازه کافی به مشارکت عمومی و فرهنگ‌سازی در مصرف بهینه آب توجه نکرده است. این کمبود می‌تواند منجر به ادامه روند مصرف بی‌رویه آب و تشدید بحران شود (صداوی، 1403).

تحلیل انتقادی از برنامه­های توسعه به شکل جدول زیر است:

جدول (3): تحلیل انتقادی از برنامههای توسعه

ردیف

برنامه

ضعف

علل و پیامدها

1

اول و دوم

تمرکز نامناسب بر ابعاد کمی و دستاوردهای عددی

مانع شدن برای توسعه به معنای عمیق­تر و کلی

عدم تعادل در توسعه در بخش‌های مختلف

تحمیل بار ملی بودجه­ای بر دولت

افزایش نرخ بهره و تعرفه­ها با هدف توسعه اقتصادی

2

سوم و چهارم

واگذاری تأسیسات آب و فاضلاب به شرکت­ها

بی‌توجهی به ظرفیت حوضه‌ها و استان‌های مشترک

عدم ارزیابی واقع‌بینانه سیاست‌گذاران تغییرات اساسی زیرساخت­ها و افزایش رقابت بر بهره­برداری

اتکای بیش‌از‌حد به طرح‌های از پیش تعیین‌شده در قالب دستورالعمل­های اداری بدون سازگاری مداوم با شرایط و بی‌اثرشدن تأثیر آن‌ها در مدیریت خشکسالی

ناسازگاربودن با اقتضائات برخی مناطق یا محصولات کشاورزی و نیازهای متنوع مناطق که منجربه توسعه نامتوازن در منابع آبی شد

3

پنجم و ششم

واگذاری نظارت بر مصرف آب به مؤسسات و شرکت‌های خصوصی

عدم نظارت دولت منجربه سوء‌استفاده از منابع آبی شد

گسترش حفر چاه­ها و کاهش منابع آبی

بی‌توجهی به ضعف‌های ساختاری مناع طرح‌های تکمیلی گردید

تعیین نرخ آب کشاورزی و عدم نظارت دولت مرکزی، منجر به ناهماهنگی و توزیع نابرابر و تأثیر بیش‌تر نفوذ و منافع شخصی و گروهی گردید

4

هفتم

عدم کارشناسی دقیق

ضعف مدیریت یکپارچه

کمبود هماهنگی بین‌دستگاهی

عدم توجه کافی به تغییرات اقلیمی

نقص در داده‌برداری و پایش منابع آب

فقدان مشارکت عمومی

فرهنگ‌سازی مؤثر در مصرف بهینه آب

 

6-2. نقاط ضعف ریشه­ای در ساختار سیاست­گذاری در حوزه مدیریت آب

همان‌طورکه قبلاً اشاره شد اولین مرحله سیاست­گذاری شناخت تخصصی و کارشناسی موضوع، چالش­ها و راه­حل­های احتمالی است. از چالش‌های مهم فرایند سیاست‌گذاری ایران، ضعف در شناسایی و تشخیص مشکلات موجود در ساختار سیاست‌گذاری حوزه مدیریت آب است. با وجود تأکید بر اهمیت تحلیل و تعریف مشکل در ادبیات سیاست‌گذاری، عدم باور به کم‌وکیف و شدت بحران مانع عمده شناسایی و تشخیص دقیق معضلات شده است. همان‌طورکه در بررسی برنامه­های توسعه مرور گردید در برنامه‌های توسعه اول و دوم، تأکید اصلی بر توسعه کشاورزی و پروژه‌های تأمین آب به هر نحو و قیمت بود که نشان‌دهنده درک محدودی از عمق و پیچیدگی بحران آب است. این تمرکز با افق دید محدود منجر به سدسازی‌های بی‌رویه و افزایش حفر چاه و تشدید بحران آب در سال‌های بعد شد. آمارهای نگران‌کننده وزارت نیرو بیانگر وسعت این معضل است، به­طوری‌که تعداد زیادی از چاه‌ها به‌طور غیرقانونی فعالیت می‌کنند و در برداشت بیش‌از‌حد منابع آب زیرزمینی نقش اساسی دارند (عسگری و دیگران، 1397).

براین‌اساس نیز بر اصول توسعه پایدار و مدیریت یکپارچه منابع آب، هنوز اجماع کلی در مورد تعریف معضل وجود ندارد. حتی بر سر دلالت مفهوم بحران نیز اختلاف اساسی وجود داشته و فقدان تعریف دقیق از بحران آب در اسناد سیاستی مشهود و تمرکز غالباً بر محدودیت منابع به‌جای درک بحران و تمرکز بر مدیریت صحیح منابع موجود دیده می‌شود. چنان‌که بررسی شد هیچ‌یک از برنامه‌های پنج‌ساله توسعه به‌صراحت به شرایط بحرانی آب نپرداخته‌ و این خود نشان­دهنده شکاف در تشخیص و اولویت‌بندی است. علاوه‌بر‌این، در‌حالی‌که توجه به افزایش بهره‌وری و کارآمدی در مدیریت منابع آب بیش‌تر به‌صورت شعاری مطرح شده است، فقدان راهبردهای روشن برای کاهش معضل مشهود است؛ به­عنوان‌نمونه، برنامه­های پنج‌ساله پنجم و ششم علی‌رغم اهداف بلندپروازانه که بیش‌تر جنبه شعاری و تبلیغات سیاسی داشت فاقد هرگونه راه‌حل‌ مشخص برای کاهش معضلات موجود بود و جالب آنکه به‌صورت متناقض اقدام­هایی نظیر خودکفایی گندم پیشنهاد می‌شد که کمبود آب را تشدید می­کرد (راشدی و مشهدی، 1400).

راه‌حل­های ناکارآمد و فاقد اتکاء به مراحل کارشناسی دقیق و ابتکارات خلق‌الساعه و مولود جلسات اداری و... نیز به فقدان راه‌حل‌یابی بحران آب در ایران ذیل ضعف اساسی در ساختار سیاست­ورزی، به­ویژه در تعریف مشکل و ارائه راه‌حل دامن زده است. تصمیم­گیرندگان عمدتاً مقامات ملی یا محلی دارای نقش سیاسی­اند و مسئله آب را تنها از دریچه کمبود آب و با محوریت ملاحظات سیاسی نظاره کرده و با روش دستورالعمل­های اداری در پی راه‌حل­های مرسوم غیرکارشناسی مانند سدسازی، اجرای طرح­های غیرفنی و فاقد توجیه اقتصادی زیرساختی و عمرانی و درنهایت ترویج اقدام­هایی­اند که در ادبیات اداری ایران تحت عنوان کلی فرهنگ‌سازی برای صرفه‌جویی در مصرف آب شناخته شده است. دست‌کم تجربه دهه­های گذشته اثبات کرده هیچ‌یک از این راه‌حل‌ها نمی‌توانند پیچیدگی و چند بُعدی‌بودن موضوع حیاتی آب را برطرف کنند و درنتیجه ناکارآمدی و اثربخشی بسیار پایینی دارند (پورخسروانی و دیگران، 1399).

در یک مورد که در مجلس شورای اسلامی به­عنوان یکی از تصمیم­گیران کلیدی در تدوین سیاست­های آب در سطح کلان، راهکارهای مختلفی از طریق مطالعات تخصصی برای مقابله با بحران آب تنظیم شده است و این راه‌حل­ها شامل اجرای سیاست­های مدیریتی به‌هم‌پیوسته­ای بوده که اصلاح بنیادین در ساختار تخصیص منابع، افزایش مشارکت ذی­نفعان و توجه بیش‌تر به سویه­های امنیتی موضوع آب را طلب می­کرده است سال­ها در حد یک مطالعه نظری صرف باقی مانده و حتی نتوانسته به­عنوان یک موضوع پیشنهادی به نظام تصمیم­گیری، سیاست­گذاری و اجرایی کشور راه پیدا کند. در اصل یکی دیگر از موانع اصلی سیاست­گذاری و اجرای مؤثر، عدم هماهنگی بین نهادهای مختلف مرتبط با موضوع سیاست‌ورزی و تصمیم‌گیری در مدیریت آب بوده است. عدم هماهنگی منجر به تضاد منافع، جانبداری مغرضانه و سیاست­زدگی و درنهایت اتخاذ سیاست­های نادرست می­شود و اثربخشی راه‌حل­های پیشنهادی خوب را نیز را تضعیف می­کند (مرکز پژوهش­های مجلس شورای اسلامی، 1388).

در مورد دیگری وقتی موضوع بهینه­سازی مصرف منابع موجود مطرح گردید، پیشنهادات برای حفظ منابع آب موجود، ازجمله مدیریت تقاضا و کاهش اتکاء به بارندگی سالانه با چالش‌های عملی متعددی مواجه شد؛ به­عنوان‌نمونه، فقدان یک سیستم جامع برای جمع‌آوری اطلاعات دقیق در مورد سیستم‌های آب یکپارچه به‌دلیل پراکندگی و عدم هماهنگی در تلاش‌های جمع‌آوری داده‌ها تبدیل به مانع عمده­ای شد. همزمان به‌دلیل ناهماهنگی ساختاری و ضعف ارتباط بین نهادی تلاش برای افزایش بهره­وری در مصرف منابع آب به­ چندین دوره اعتراضات توأم با خشونت کشاورزان و پیامدهای منفی و مقاومت ذی­نفعانی مواجه شد که سالیان دراز به روش­های غیرمقرون به‌صرفه کشت‌وکار عادت داشته و امکان تغییر در الگوی مصرف آن‌ها در کوتاه‌مدت وجود نداشت (عسکری بزایه و طهماسبی، 1398).

ناکارآمدی در تعیین راه‌‌حل­ها را می‌توان به عدم تعریف و شناخت و احاطه بر معضلات و تمرکز محدود بر رسیدگی به کمبود آب از طریق اقدام­های مبتنی بر عرضه نسبت داد. حتی زمانی که شرایط بحرانی در نظر گرفته می­شود، راه‌حل­ها اغلب ظرفیت قانون­گذاری و اجرایی کشور را نادیده گرفته و منجر به رویکردهای غیرعملی یا ناپایدار می­شود. ضعف در فرایندهای تصمیم‌گیری و اجرا در بخش مدیریت آب ایران ناشی از چالش‌های نهادی و سازمانی و همچنین عدم هماهنگی و همسویی اهداف بین ذی­نفعان کلیدی است. تصمیم­گیری در سیاست آبی در نهادهای دولتی از سویی با حضور تعداد محدودی از بازیگران و از‌طرف‌دیگر پراکندگی مراکز تصمیم­گیری اجرا می­شود (اسلامی و رحیمی، 1398).

 علاوه‌بر‌این، کنار گذاشتن بخش خصوصی و ذی­نفعان از فرایند سیاست­گذاری، مشکل را تشدید می­کند؛ زیرا از یک‌طرف در مقام کاربر نقش زیادی به بخش خصوصی داده شده و از‌طرف‌دیگر در مقام تصمیم­گیری به‌جای درک جامع از بحران آب که با نفع و زیان بخش خصوصی مرتبط است، بر اساس تصمیم­های نهادهای دولتی هدایت می­شود. انحصار قدرت تصمیم­گیری در نهادهای دولتی منجر به فقدان تنوع در دیدگاه­ها و راه حل­ها و احساس بی مسئولیتی در مصرف­کنندگان بزرگ منابع آبی و مانع از رویکردهای نوآورانه در مدیریت آب می­شود؛ به­عنوان‌نمونه از نظر اجرا، وزارت نیرو دارای قدرت و مرکزیت قابل‌توجهی در مدیریت منابع آب است و سایر بازیگران برای انجام وظایف خود به اختیارات وزارت نیرو وابسته هستند. با‌این‌حال، عدم ارتباط بین تصمیم­گیری و اجرا، به عدم تعادل در تراز آبی کشور، به‌ویژه در منابع آب زیرزمینی منجر شده است. در موردی دیگر علی‌رغم مقرراتی که با هدف مقابله با بحران آب ازجمله جلوگیری از آلودگی آب و بهینه­سازی مصرف آب کشاورزی صورت گرفت، اجرای آن با موانع قانونی و عدم رعایت نهادهای مرتبط با مشکل مواجه شده است (وحید و رنجبر، 1397).

بخش‌های اجرایی به­ویژه پس از واگذاری اختیارات گسترده به نهادهای محلی اغلب خودسرانه عمل می‌کنند و منافع بخشی را بر اهداف کلی سیاست کلان آب اولویت می‌دهند. وزارت جهاد کشاورزی بدون توجه کافی به کاهش مصرف آب، رشد محصولات کشاورزی را دهه­ها به­عنوان کلان هدف خود تعیین کرده است و باعث شده علی‌رغم تلاش­های پراکنده برای اجرای سیستم‌های آبیاری نوین همچنان میزان تقاضای آب بسیار بالاتر باشد. در دوره­ای تأکید بر سدسازی وسیع به­عنوان راه‌حلی برای نیازهای مختلف آبی، بحران گسترده‌تر کمبود منابع آب و سوء‌مدیریت را نادیده می­گرفت و نه‌تنها راه‌حلی برای کمبود منابع آبی کشور نشد بلکه بر آن دامن زد (وصال و تجریشی، 1398).

درنهایت ضعف در فرایندهای بازخورد و سنجش نتایج سیاست­ها نیز چالش‌های موجود را تشدید و به تداوم سیاست‌های ناپایدار و ناصحیح منجر می­شود. علی‌رغم تشخیص اهمیت ارزشیابی در مدیریت سیاست آب کشور فقدان ریشه­ای شیوه­های ارزیابی نظام­مند و جامع وجود دارد. یکی از مسائل اساسی در این خصوص عدم وجود سازوکارها و نظامات ارزیابی مستمر و دقیق است. به‌جای ارزیابی‌های منظم و دقیق، سیاست‌گذاری آب متمایل به تکیه بر روش­های آزمون و خطا و تغییر روش پس از بروز بحران­های غیرقابل انکار و خسارات سنگین است. این فقدان ارزیابی پویا، توانایی انطباق سیاست‌ها با شرایط درحال‌تغییر و چالش‌های نوظهور را کاهش و اصرار بر تداوم شیوه‌های نادرست قدیمی و تشدید مسائل مدیریت آب را افزایش می­دهد. ارزیابی­های معدود نهادها و مؤسسات تخصصی اغلب مورد توجه کافی قرار نمی­گیرند یا منجر به تغییرات معناداری در سیاست­ها نمی­شوند (فتاحی، 1397).

علاوه‌بر‌این، مؤسساتی که مسئولیت ارزیابی را بر عهده دارند، فاقد نظارت مؤثر بر اجرای سیاست هستند. شورای عالی آب که برای نظارت بر مدیریت منابع آب در نظر گرفته شده است، اغلب اهداف توسعه را بر ملاحظات زیست­محیطی اولویت می‌دهد. این عدم توازن در اولویت­ها منجر به غفلت از نگرانی­های زیست­محیطی در پروژه­های آبی مانند ساخت سد و طرح­های انتقال آب می­شود. حتی زمانی که نهادهای نظارتی مانند سازمان حفاظت محیط زیست نسبت به پروژه‌های مضر برای محیط ‌زیست اعتراض می‌کنند، نگرانی‌ها اغلب نادیده گرفته می‌شود و روند ارزیابی را بیش‌تر تضعیف می‌کند (فرزانه و دیگران، 1396).

6-3. ساختار نهادی و سازمانی مدیریت آب

6-3-1. وزارت نیرو

وزارت نیرو در مدیریت منابع آب و تضمین توسعه پایدار در ایران مسئولیت‌های مهمی بر عهده دارد. با‌این‌حال، چندین نقطه ضعف در سیاست‌های آن در زمینه مدیریت آب، به تشدید بحران آب در کشور انجامیده است. یکی از جنبه­های اصلی سیاست­های آبی وزارتخانه شامل ساخت سدها و انتقال آب بین حوضه­ای است. در‌حالی‌که هدف این طرح­ها رسیدگی به کمبود آب و تأمین آب برای بخش­های مختلف است، اما اغلب ملاحظات زیست­محیطی و اجتماعی نادیده گرفته می­شوند (احمدی­پور و احمدی، 1399).

ساخت‌وساز گسترده سدها که غالباً با معیار منافع اقتصادی زود بازده که بخش مهمی از آن خارج از تعاریف اقتصاد کشاورزی و منابع آبی است، صورت می‌گیرد، منجر به پیامدهای نامطلوب زیست­محیطی فراوانی ازجمله در تخریب وسیع منابع آبی شده است؛ به­عنوان‌نمونه، خشک‌شدن تالاب­ها، از بین رفتن پوشش گیاهی و فرونشست زمین، کاهش سطح آب سفره­های زیر زمینی و... برخی از اثرهای مخرب مرتبط با سدسازی­های گسترده است. علاوه‌بر‌این، تمرکز وزارت نیرو بر پروژه­های انتقال آب بین حوضه­ای، نگرانی­هایی را در مورد پایداری زیست­محیطی و تأثیر آن‌ها بر منابع آب محلی و ظرفیت تبدیل به بحران­های سیاسی اجتماعی و حتی امنیتی ایجاد کرده است (وصال و تجریشی، 1398).

تأکید وزارت نیرو بر تأمین نیازهای فوری تأمین بدون پرداختن به علل زمینه‌ای بحران آب، رویکرد کوتاه‌مدت مدیریت آب را به‌خوبی نشان می‌دهد. به‌جای اولویت مصرف پایدار آب و اقدام­های حفاظتی، سیاست‌های وزارتخانه اغلب ساخت سازه‌ها و زیرساخت‌های آبی با صرف بودجه­های هنگفت برای پاسخگویی به تقاضای روبه‌رشد را در اولویت قرار می‌دهد. این رویکرد پیامدهای بلندمدت مدیریت منابع آب را نادیده گرفته و خسارات فراوان و عمدتاً غیرقابل‌جبرانی به منابع اصلی آبی کشور وارد آورده است. علاوه‌بر‌این، سیاست‌های وزارتخانه به‌شدت تحت تأثیر منافع سیاسی و اقتصادی قرار داشته و منجر به تصمیم­هایی شده است که توسعه اقتصادی و تبلیغات سیاسی و جناحی را بر حفاظت از محیط زیست و مدیریت پایدار آب ترجیح می‌دهد. این امر در تخصیص اعتبارات قابل‌توجهی از صندوق توسعه ملی به پروژه‌های آبی مشهود است که بدون درنظرگرفتن پایداری منابع آبی تنها اولویت‌های سیاسی را در مدنظر قرار داده است (عسگری و دیگران، 1397).

 درمجموع، سیاست‌های وزارت نیرو در زمینه مدیریت آب، ضعف‌های بسیاری را نشان می‌دهد که به‌جای رسیدگی مؤثر به بحران آب در کشور از دنباله‌روی سیاست­های زودگذر دولت­ها و تأثیر گروه­های ذی­نفوذ حکایت دارد. به تعبیری وزارت نیرو از دیرباز نتوانسته علی‌رغم رسالت تعریف شده رویکردی جامع‌ و پایدار برای مدیریت منابع آب اتخاذ و ملاحظات زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی را در سیاست‌ها و فرایندهای تصمیم‌گیری خود ادغام کند. این امر مستلزم اولویت‌بندی حفاظت از آب، ترویج شیوه‌های استفاده پایدار از آب و اطمینان از اولویت‌بندی طرح‌های مدیریت آب، پایداری بلندمدت و حفاظت از محیط‌زیست بوده و نیازمند تحولات ساختاری در شیوه مدیریت وزارت مذکور است (عسگری و دیگران، 1397).

6-3-2. وزارت جهادکشاورزی

وزارت جهاد کشاورزی که مسئولیت نظارت بر فعالیت­های کشاورزی در ایران را برعهده دارد، نقش به‌سزایی در نحوه مدیریت آب کشور ایفا می­کند. چنان‌که قبلاً نیز اشاره شد سیاست‌های وزارت جهاد کشاورزی در سال­های پس از انقلاب مستمراً توسعه کشاورزی و خودکفایی در تولید مواد غذایی را بدون درنظرگرفتن شیوه‌های مدیریت پایدار آب، در رأس سیاست­های اعمالی خود قرار داده است. درنتیجه این سیاست کلان بخش کشاورزی بیش از 90 درصد منابع آبی کشور را با پایین­ترین بازدهی­ها مصرف می­کند و منجر به مصرف ناکارآمد آب و احتمالاً اصلی­ترین علت بهره­برداری بی­رویه از منابع آبی و کمبود آب می­شود. سیاست‌های ترویج کشت محصولات پرمصرف آب در مناطق کم‌آب، همراه با نوعی عوام­گرایی که غالباً ناشی از همراهی با خواسته­ها و اعمال فشارهای فاقد نگاه تخصصی محلی است منابع آب را بیش‌تر تحت فشار قرار داده و بحران را تشدید کرده است (خواجوی، 1395).

روش‌های آبیاری سنتی بعضاً چندهزار ساله بر شیوه‌های کشاورزی غالب و درنتیجه بازده مصرف آب پایین و هدررفت آب رو به افزایش بوده است. همراهی با اعمال نفوذهای مرتبط با منافع محلی و فشار جمعیت­های محلی باعث استفاده گسترده از سیستم­های آبیاری شده که به‌طور میانگین در حدود 33 درصد بازدهی پایین­تری نسبت به متوسط­های جهانی داشته باشد. آبیاری ناکارآمد نه‌تنها منابع آب را در طول دهه­ها کاهش داده بلکه منجر به عوارضی نظیر شوری زمین و خاک و کاهش بهره­وری کشاورزی در بلندمدت شده و عملاً زمین­های حاصلخیز زیادی را پس از نابودی کامل منابع آبی و خاکی تبدیل به زمین­های لم‌یزرع نموده است (خواجوی، 1395).

علاوه‌بر‌این، سیاست‌های این وزارتخانه فاقد اقدام­های مؤثر برای مقابله با برداشت غیرمجاز آب و استفاده بیش‌از‌حد از منابع آب زیرزمینی است. برداشت بی­رویه آب‌های زیرزمینی از چاه­های غیرمجاز به کمبود آب و تشدید تخریب محیط زیست انجامیده و ارقام از رشد چند صددرصدی حفر چاه­های غیرمجاز در کشور حکایت می­کند. علاوه‌بر‌این، فقدان سازوکارهای قیمت‌گذاری آب در بخش کشاورزی باعث فقدان انگیزه کافی در استفاده از شیوه‌های کارآمدتر آبیاری در بین کشاورزان شده است. به تعبیری در طول سال­های گذشته در منطقه کم‌آبی نظیر ایران در بخش کشاورزی آب از هر محصول و کالا و خدمات دیگری ارزان‌تر اگر نگوییم تقریباً فاقد بها بوده است. تنها در یک نمونه موردی اصرار و تمرکز وزارتخانه بر دستیابی به خودکفایی در تولید گندم از طریق شیوه‌های ناپایدار مصرف آب، گسست بین سیاست‌های کشاورزی و واقعیت کمبود آب در ایران را برجسته می‌کند. برنامه­ریزی برای افزایش مصرف آب برای دستیابی به اهداف خودکفایی با نیاز مبرم به حفظ آب و شیوه­های مدیریت پایدار در تضاد است (کیانی و دیگران، 1400).

درمجموع، سیاست‌های وزارت جهاد کشاورزی در مدیریت آب دارای نقاط ضعف متعددی بوده و به تشدید بحران آب در ایران دامن زده است. وزارت مذکور علی‌رغم شعارهای تحول­گرای فراوان در طول سال­ها نتوانسته شیوه‌های مدیریت پایدار آب را اولویت‌بندی، فناوری‌های آبیاری کارآمد را ترویج، استخراج آب‌های زیرزمینی را تنظیم و اقدام­های حفاظتی از منابع آبی را در میان کشاورزان تشویق کند. این سیاست‌ها باید با اهداف ملی گسترده‌تر حفاظت از آب و پایداری محیط‌زیست همسو باشند تا از انعطاف‌پذیری بلندمدت در مواجهه با چالش‌های کمبود آب اطمینان حاصل شود.

6-3-3. شورای عالی آب

شورای عالی آب که به‌منظور هماهنگی سیاست­گذاری در توزیع و مصرف آب در ایران تشکیل شده، در طول سال­های فعالیت سیاست­گذاری خود با ضعف­های متعددی مواجه بوده است که مانع مدیریت مؤثر منابع آب کشور می­شود. مصوبات و تصمیم­های شورای عالی آب علی‌رغم هدف افزایش بهره­وری در مصرف منابع آبی در مقایسه با رسیدگی به بحران گسترده آب در عمل بر ارتقای بخش کشاورزی و پیشبرد توسعه کشاورزی متمرکز شده است. برخلاف وظایف محول شورا نیاز به اقدام قاطع برای مصرف بهینه آب به­ویژه در بخش کشاورزی به‌هیچ‌وجه شناسایی یا اولویت‌بندی نشده است. درعوض، قطعنامه‌های شورا اغلب حول محور موضوعاتی مانند تسریع در تصویب بودجه برای پروژه‌های زیربنایی انتقال آب بین­حوضه‌ای، بدون پرداختن به علل ریشه‌ای کم‌آبی است (محمدی کنگرانی و رفسنجانی‌نژاد، 1394).

 علاوه‌بر‌این، به نظر می­رسد در فعالیت شورا عمدتاً رویکردی واکنشی به‌جای کنشگری فعالانه در مدیریت آب وجود دارد، و این مشخصه در تمرکز بر حل مشکلات پس از تبدیل به یک بحران به­جای جلوگیری از آن‌ها مشهود است. این رویه انفعالی نشان شکست در مطالعات آسیب­شناسی و کاهش اثرهای مخرب قبل از تبدیل‌شدن به بحران است. علاوه‌بر‌این، مصوبات شورا فاقد تدابیر کافی برای رسیدگی به مصرف بی‌رویه منابع آب، به­ویژه در بخش کشاورزی است. شورا با چالش­های اجرایی عدیده نیز مواجه است که اثربخشی تصمیم­ها را تضعیف می­کند. علی‌رغم صدور دستورالعمل با هدف رسیدگی به ابعاد مختلف بحران آب، اغلب با پیگیری­ها و اقدام­های ناکافی از سوی دستگاه­های اجرایی همراه می­شود. این امر نشان­دهنده گسست بین تدوین و اجرای سیاست است، و تصمیم­های اتخاذ شده در سطح شورا به‌طور مؤثر به مرحله عملیاتی تبدیل نمی­شوند (محمدی کنگرانی و رفسنجانی‌نژاد، 1394).

شورا نتوانسته برای تقویت اثربخشی سیاست­ها اقدام­های مؤثری انجام دهد و تأکید بیش‌تری بر اقدام­های پیشگیرانه برای جلوگیری از کمبود آب، مانند ترویج صرفه‌جویی در آب و اقدام­های کارآمد در همه بخش­ها انجام دهد. شورا در تشویق راهبردهای کاهش مصرف آب به‌ویژه در کشاورزی و ترسیم شیوه­های مدیریت پایدار آب هم ناکام بوده است. به‌تعبیردیگر درحالی‌که دلیل وجود تأسیس شورای عالی آب غلبه بر تصمیم­های ناهماهنگ محلی از طریق سیاست­گذاری کلان بوده است، شورا در عمل بر میزان ناهماهنگی­های بین سطحی افزوده است. شورا نتوانسته هماهنگی و نظارت بر اجرای سیاست­های اعلامی اعمال کند تا اطمینان حاصل شود که تصمیم­های اتخاذ شده توسط شورا به‌طور مؤثر توسط ادارات اجرایی مربوطه اجرا می­شود. این امر مستلزم بهبود ارتباطات و همکاری بین شورا و سایر نهادهای دولتی مسئول مدیریت آب به­ویژه در سطح محلی است که تاکنون محقق نشده است (عسکری بزایه و طهماسبی، 1398).

6-3-4. سازمان حفاظت محیط زیست

سازمان حفاظت محیط زیست با وجود اینکه مسئولیت­های حیاتی مربوط به حفاظت از منابع آب و جلوگیری از تخریب محیط زیست را بر عهده دارد؛ اما اثربخشی این نهاد در انجام این وظایف به دلیل ضعف­های ساختاری در اجرای سیاست­ها و جایگاه سازمانی با مشکل مواجه است. اگرچه سازمان حفاظت محیط زیست موظف است اثرهای زیست­محیطی پروژه­های توسعه، ازجمله پروژه­هایی که بر منابع آب تأثیر می‌گذارند، را ارزیابی کند، نقش نظارتی آن اغلب فاقد قدرت اجرایی است. علی‌رغم داشتن وظایف غیرمستقیم، مشاوره­ای و نظارتی، سازمان در اعمال اختیارات خود با چالش­های متعددی مواجه است، به­ویژه زمانی که مخالفت با اجرای پروژه­های دارای پیامدهای نامطلوب زیست­محیطی توسط مقامات دولتی نادیده گرفته شود. این عدم کفایت در تعریف جایگاه سازمانی، سازمان را برای محافظت مؤثر از منابع آب در برابر آلودگی و تخریب ناشی از فعالیت­های صنعتی، کشاورزی و ساختمانی بسیار تضعیف کرده و عملاً به یک نهاد تشریفاتی فاقد تأثیر تبدیل نموده است (روح‌الامینی، 1397).

پیچیدگی‌های اداری و ساختارهای سلسله‌مراتبی در فرایند تصمیم‌گیری مدیریت منابع آب و نقش مؤثر مؤسسات و نهادهای متصل به کانون قدرت، مانع از اثربخشی سازمان می‌شود. در‌حالی‌که سازمان باید نقش محوری در وضع مقررات زیست­محیطی و ارزیابی آسیب­های احتمالی زیست­محیطی داشته باشد، نفوذ آن در مقایسه با سایر نهادهای دولتی مانند وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی کاملاً حاشیه­ای است. این عدم تعادل در قدرت تصمیم‌گیری، ظرفیت سازمان را برای حمایت از سیاست‌های زیست‌محیطی پایدار و اولویت‌بندی حفاظت از منابع آب کاهش می‌دهد (روح‌الامینی، 1397).

 علاوه‌بر‌این، به نظر می­رسد در موارد متعدد تخطی از قوانین زیست­محیطی، حتی احتمالاً آگاهانه بین وظایف گسترده­ای که روی کاغذ به سازمان حفاظت محیط زیست محول شده و میزان قدرت اجرایی، با ظرفیت نهادی و عملکرد واقعی ضعیف آن ارتباط وجود دارد. به تعبیری گویا هر آنچه قرار بوده لحاظ نشود و مورد مراعات قرار نگیرد جزو وظایف سازمان ضعیف و فاقد قوه اثربخشی و قهریه­ای مانند سازمان حفاظت از محیط زیست قرار گرفته است؛ بنابراین علی‌رغم وظیفه نظارت بر بهره­برداری مطابق معیارهای محیط زیستی و توسعه فناوری­های سازگار با محیط زیست، تلاش­های این سازمان اغلب تحت‌الشعاع اولویت پیگیری­های غالباً ناکام در ممانعت از اجرای پروژه­های مخرب زیست‌محیطی قرار می­گیرد. این امر در مواردی مشهود است که اعتراضات مطرح شده توسط سازمان حفاظت محیط زیست علیه پروژه­هایی با اثرهای نامطلوب زیست­محیطی به کرات و غالباً با توجیه منافع مهم‌تر اقتصادی نادیده گرفته شده است. به دیگر سخن فقدان حمایت اجرایی مؤثر موقعیت سازمان حفاظت محیط زیست را تضعیف و اثربخشی آن را در اجرای مقررات زیست‌محیطی و ترویج توسعه پایدار محدود می­کند. بدون پشتوانه کافی از سوی تصمیم­گیران و نهادهای عالی دولتی، این سازمان در تلاش برای اعمال نفوذ و اجرای سیاست با هدف کاهش بحران آب و حفاظت از محیط زیست کاملاً ناکام خواهد ماند (خواجوی، 1395).

نتیجه­گیری

کمبود و توزیع آب در طول تاریخ پیوسته چالش مهمی در ایران بوده و دوران معاصر نیز از این قاعده مستثنی نیست. این مطالعه ساختار کلان سیاست و مدیریت در بخش آب را نقد و بررسی و کاستی‌ها و زمینه‌های ضعف ساختاری در مدیریت منابع آب ایران را برجسته می‌کند. به‌بیان‌بهتر پژوهش حاضر، تحلیلی انتقادی از چهارچوب سیاست کلان و ساختار نهادی حاکم بر مدیریت منابع آب در ایران پس از انقلاب اسلامی ارائه می‌کند. در این پژوهش سعی شد به پرسش اصلی که عبارت بود از اینکه ضعف­ها و چالش­های کلیدی در ساختار سیاست مدیریت آب در ایران چیست و چگونه بر حکمرانی و تخصیص منابع در حوضه آب تأثیر می­گذارد؟ پاسخ داده شود. بدین‌منظور با استفاده از روش ترکیبی میدانی و کیفی و با جمع‌آوری داده‌ها از طریق مصاحبه و همچنین مطالعه منابع پیشین و تحلیل اسناد بالادستی به این پرسش پاسخ می­دهیم. همچنین برای ارزیابی وضعیت، پژوهش از رویکردی چندوجهی استفاده می‌کند، ابتدا اصول سیاست‌گذاری کلان نهادی را بررسی و سپس پیچیدگی‌ها و کمبودهای موجود در سیستم مدیریت آب ایران را ارزیابی می‌کند. هدف این پژوهش از طریق مجموعه­ای از مراحل تحلیلی، ازجمله تحلیل برنامه­های توسعه، شناسایی نقاط ضعف در ساختارهای سیاستی و بررسی چهارچوب‌های نهادی و سازمانی، شناسایی چالش­ها و فرصت­های خاص در چشم‌انداز مدیریت آب ایران بود.

آنچه در این پژوهش به آن رسیدیم این بود که ناکارآمدی بخش مدیریت آب ایران از چندین عامل کلیدی، ازجمله ضعف‌ها در برنامه توسعه، ساختاری سیاست‌گذاری و ساختار نهادی و چند عامل دیگر ازجمله تمرکز محدود بر راه‌حل‌های مبتنی بر عرضه، فرایندهای ضعیف تصمیم‌گیری و چالش‌های سازمانی ناشی می‌شود. یکی از مسائل مهم در عدم تعریف و شناخت درست مشکلات نهفته است که اغلب منجر به رویکردهای غیرعملی یا ناپایدار در ارائه راه‌حل کمبود آب می­شود. تصمیم‌گیری در نهادهای دولتی از تعداد محدودی از بازیگران و مراکز تصمیم‌گیری پراکنده رنج برده که مانع تلاش‌های هماهنگ برای رسیدگی به بحران می‌شود. علی‌رغم تلاش‌ها برای متمرکز کردن تصمیم‌گیری از طریق نهادهایی مانند شورای عالی، رقابت‌های محلی برای استحصال بیش‌تر از منابع آب غالب است و منجر به عدم هماهنگی و همسویی منافع می‌شود. کنار گذاشتن بخش خصوصی از سیاست­گذاری به معنای حذف بخش مهمی از ذی­نفعان مشکل را تشدید می‌کند؛ زیرا تصمیم­ها بدون درک جامع و تصمیم­گیری مشارکتی اتخاذ و مانع از رویکردهای نوآورانه و پایدار در مدیریت آب می‌شوند.

نهادهای متولی دولتی و اجرایی منافع بخشی را بر اهداف سیاستی گسترده‌تر اولویت داده و به افزایش تقاضای آب و سوءمدیریت منابع دامن می‌زنند. شعارزدگی مانند اصرار بر خودکفایی در تولید برخی محصولات کشاورزی بدون توجیه اقتصادی به هدررفت منابع آب، به قیمت رشد کمی و بدون مقرون به مصرفه تولیدات منتهی شده است. تأکید بر احداث پروژه­های عمرانی زیرساختی بدون تغییر در الگوهای مصرف پایدار ازجمله ساخت سد به­عنوان یک راه‌حل، بحران گسترده­تر کمبود و ضرورت مدیریت بهینه منابع آب را نادیده می­گیرد و این معضلات را تشدید می­کند. ضعف در فرایندهای بازخوردی و ارزیابی خط‌‌مشی­های سیاستی، با تکیه بر روش‌های آزمون و خطا به‌جای ارزیابی نظام­مند، چالش­ها را تداوم می­بخشد. علی‌رغم درک اهمیت ارزیابی، فقدان روش­های ارزیابی جامع به تغییر بنیادین در سیاست­ها تبدیل نمی­شود. علاوه‌بر‌این، نهادهای مسئول ارزیابی فاقد نظارت مؤثر بر اجرای سیاست‌ها بوده و منجر به بی‌توجهی زیست‌محیطی در احداث پروژه‌های مرتبط با آب می‌شود. عدم تعادل در اولویت‌ها بین توسعه و نگرانی‌های زیست‌محیطی، فرایند ارزیابی را تضعیف و مسائل موجود مدیریت آب را تداوم می‌بخشد.

چهارچوب نظری این پژوهش بر سیاست­گذاری کلان نهادی متمرکز است، با تأکید بر اینکه چگونه نهادها تعامل­ها و تصمیم­ها را در فرایند سیاست­گذاری، به­ویژه در زمینه­های اجتماعی و سیاسی شکل می­دهند. روش پژوهش، تجزیه‌و‌تحلیل کیفی را با ارزیابی انتقادی، با هدف کشف علل ریشه‌ای ناکارآمدی و توسعه توصیه‌های مبتنی بر شواهد برای اصلاحات سیاست‌گذاری و بهبودهای سازمانی برای ارتقای پایداری، کارایی و برابری در مدیریت منابع آب ترکیب می‌کند. درنهایت، این مطالعه به درک عمیق‌تر چالش‌های ساختاری پیش‌روی بخش مدیریت آب ایران دامن زده و مبنایی برای راهبردهای آگاهانه با هدف پرداختن به این مسائل حیاتی فراهم می‌کند.

 

ملاحظات اخلاقی

حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.

مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آماده‌سازی این مقاله مشارکت کرده‌اند.

تعارض منافع: بنابه اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچ‌گونه تعارض منافعی وجود ندارد.

تعهد مالکیت معنوی: طبق تعهد نویسندگان، حق مالکیت معنوی (CC) رعایت شده است.



[1]. levi

Extended abstract

Purpose

The aim of this study is to critically examine Iran's water governance system after the Islamic Revolution, with a particular focus on national water policies, institutional structures, and policymaking mechanisms. Given the severity of the water crisis in Iran—driven by arid climatic conditions, mismanagement, and institutional weaknesses—the research seeks to identify the structural, policy, and organizational factors that have contributed to inefficiency, unsustainable water use, and environmental degradation. The central objective is to assess the extent to which Iran's water management framework aligns with sound principles of institutional policymaking and to highlight pathways for improving sustainability, efficiency, and equity in water resource governance.

Design/Methodology/Approach

This research adopts a qualitative, applied, and descriptive approach. Methodologically, it is grounded in qualitative social science research aimed at generating practical insights for policy reform. Data collection relied on multiple sources, including semi-structured interviews with five university professors and three environmental science students in Mashhad, alongside document analysis, secondary data review, and library and field research. The study employs a multidimensional analytical framework consisting of three main steps: (1) analysis of national water policies and their consistency with development plans, (2) identification of policy and management weaknesses across strategic documents and practices, and (3) examination of institutional and organizational structures to uncover coordination failures and decision-making bottlenecks. This integrated approach enables a comprehensive assessment of Iran's macro-level water governance system.

Findings

The findings reveal that Iran's post-revolutionary water governance has been shaped by ideological, political, and socio-economic transformations that have often prioritized short-term objectives over long-term sustainability. Development plans have consistently emphasized agricultural self-sufficiency and infrastructure expansion, particularly dam construction, without adequate consideration of water scarcity, climate change, or ecological balance. Policy incoherence, fragmented institutional responsibilities, weak coordination among organizations, and centralized decision-making structures have undermined effective water management. The exclusion of local stakeholders and private actors has further limited participatory and adaptive governance. As a result, water policies have relied heavily on supply-based solutions and trial-and-error approaches, lacking robust feedback mechanisms for evaluation and learning. These systemic weaknesses have intensified water stress, reduced governance effectiveness, and contributed to environmental degradation.

Limitations/Research Implications

The study faces several limitations. The qualitative nature of the research and the limited number of interviewees constrain the generalizability of the findings. Additionally, the focus on macro-level policies may overlook micro-level dynamics and regional variations in water governance. Despite these limitations, the research provides a solid foundation for future studies. Further research could employ quantitative methods, comparative regional analyses, or longitudinal designs to assess policy impacts over time and explore the effectiveness of proposed reforms.

Practical Implications

From a practical perspective, the study offers valuable insights for policymakers and water management institutions in Iran. The findings underscore the need to reform development plans, improve institutional coordination, and shift from short-term, supply-oriented strategies toward integrated, demand-based, and climate-informed water management approaches. Strengthening feedback mechanisms, enhancing stakeholder participation, and reducing reliance on ideologically driven slogans can improve decision-making quality and policy effectiveness.

Social Implications

Improved water governance has significant social implications, including enhanced food security, reduced social and regional conflicts over water resources, and greater environmental justice. More participatory and transparent governance structures can increase public trust and social cohesion, while sustainable water management can mitigate long-term social and economic vulnerabilities linked to water scarcity.

Originality/Value

The originality of this study lies in its comprehensive institutional and policy-oriented analysis of Iran's water governance after the Islamic Revolution. By integrating policy analysis, institutional assessment, and expert perspectives within a multidimensional framework, the research provides a nuanced understanding of the structural roots of Iran's water crisis. The study adds value by offering evidence-based insights that can inform both academic debates and practical policy reforms aimed at sustainable water resource management.

 

Keywords: Water governance, Water policy, Institutional analysis, Iran, Water crisis, Sustainable resource management.

Abedi Gonabad, Reza & Daneshvar Mohammadzadegan, Fatemeh (2019). Obstacles and Problems of Cultural Policy-Making in Iran after the Islamic Revolution. Festival of Outstanding Scientific Writings in Islamic Humanities - Special Award of Allameh Jafari (RA). SID. https://sid.ir/paper/900021/fa. (In Persian)
Ahmadipour, Z. & Ahmadi, E. (2021). The analysis of the effective factors of the failure of "water governance" in Iran. Quarterly Journal of the Macro and Strategic Policies, 8(Special Issue), 110-140. doi: 10.30507/jmsp.2020.102558. (In Persian)
Amiri, A.; Shaneche, M. & Golshani, A. (2020). The effect of public policy process on water crisis in the Islamic Republic of Iran. Research Letter of Political Science15(4), 45-72. doi: 10.22034/ipsa.2020.417. (In Persian)
Askari Bozayeh, F. & Tahmasebi, A. (2019). Barriers against the participatory management of irrigation water resources as viewed by executive managers and experts. Land Management Journal, 7(2), 179-193. doi: 10.22092/lmj.2019.120554. (In Persian)
Askari, Yousef & Yar Ali, Nabiullah (2011). Principles of Forest Protection in the 1992 Rio Conference, Regional Conference on Forests and the Environment as a Guarantee of Sustainable Development, https://civilica.com/doc/123456. (In Persian)
Avardeh, Fariba; Attari, Jalal & Abdollahi, Mohsen. (2016). Comparative  Study of  the Interntional Law Related  to Water Sharing in Trans- Boundary Rivers. Environmental Sciences, 14(2), 79-96. SID. https://sid.ir/paper/117803/en (In Persian)
Bell, S. & Head, B. (1994). State, Economy and Public Policy in Australia. Oxford University Press, Melbourne.
Bonyad, L. & Zare Shahabadi, A. (2023). Discourse Analysis of the First and Second Development Plans of the Islamic Republic of Iran in the Water Sector. Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies, 11(42), 410-432. doi: 10.30507/jmsp.2022.356491.2473. (In Persian)
Chapman, Andrew & McLellan & Tezuka (2016). Strengthening the Energy Policy Making Process and Sustainability Outcomes in the OECD through Policy Design. Administrative Sciences.
Ehsani, Mehrzad & Jangi Marni, Abbas (2013). Issuance of Operation Licenses for Surface Water Resources for Agricultural Water Consumers: Challenges and Opportunities. 5th Iranian Water Resources Management Conference.(In Persian)
FAO (2007). Coping with water scarcity, challenge of the twenty-first century. Food and Agriculture Organization, Rome, Italy. Available at http://www.worldwaterday.org
FAO (2014). Coping with water scarcity in agriculture a global framework for action in a changing climate. Food and Agriculture Organization, Rome, Italy. Available at http://www.fao.org/3/a-i6459e.pdf
Farzaneh, M. R.; Bagheri, A. & Ramezani Ghavamabadi, M. (2017). Institutional Origins of Crisis in Groundwater Resources Management in Iran. Economics Research, 17(64), 57-94. doi: 10.22054/joer.2017.7668. (In Persian)
Fattahi, Sajjad (2018). National Water Report and Complexity-Based Policymaking. Strategic Studies of Public Policy (Strategic Studies of Globalization), 8(27), 321-328. SID. https://sid.ir/paper/229875/fa. (In Persian)
Gholamrezai, S. & Sepahvand, F. (2017). Farmers’ participation in water user association in western Iran. Journal of Water and Land Development, 35(1), 49-56.
Hafeznia, Mohammad Reza (2015). An Introduction to Research Methods in the Humanities. Samt Publications. (In Persian)
Howlett Michael & J. Tosun, M. Galanti (2022). The Significance of Leadership in the Evolution of Policy Styles: Reconciling Policy-Making in the Short and Long Term. In Politische Vierteljahresschrift, (63), 337–358. https://doi.org/10.1007/s11615-022-00395-6
Howlett, M. & Ramesh, M. (2003). Studying Public Policy: Policy Cycles and Policy Subsystems. Oxford university Press, 16-27.
Islami, R. & Rahimi, A. (2019). Policymaking and Water Crisis in Iran. Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies, 7(27), 410-435. doi: 10.32598/JMSP.7.3.5. (In Persian)
Islamic Consultative Assembly (2009) Presenting a Model for Evaluating the Provisions of the Five-Year Development Plan. Islamic Consultative Assembly Research Center. pp. 1-49. (In Persian)
Karami Dehkordi, Esmaeil & Eslami, Maryam (2017). Studying the position of water in Iran's development programs, First Conference on New Thoughts and Technologies in Geographical Sciences, https://civilica.com/doc/679574. (In Persian)
Karimi Nejad, Mozhdeh; Alireza Golshani & Fardin Boustani (2018). Pathology of water crisis policymaking in Iran with a foresight approach. Strategy Quarterly, 27(89), 124-95. (In Persian)
Kaveh Firouz, H. & Esmaeili Fard, M. (2017). Pathology of the Water Policies in IR Iran. Socio-Cultural Strategy, 5(4), 169-197. (In Persian)
Kaveh Firouz, H. & Esmaeili Fard, M. (2017). Pathology of the Water Policies in IR Iran. Socio-Cultural Strategy, 5(4), 169-197. (In Persian)
Khajavi, P. (2016). Review policy issues of water, soil and food security in Iran. Strategic Studies of public policy, 6(20), 165-180. (In Persian)
Khalili, M. (2005). Monitoring the good implementation of overall system policies; a critical review. Basic Rights, 2(3), 65-90. (In Persian)
Khamenei, Seyyed Ali (1990). General Policies of the Islamic Repuublic of Iran System (Energy Sector) Tehran. Iran. (In Persian)
Khatibi, Shahrzad & Arjjumend, Hasrat (2019). Water Crisis in Making in Iran. Grassroots Journal of Natural Resources, 2(3), 45-54. DOI:10.33002/nr2581.6853.02034 (In Persian)
Kiani, Mohammad; Khalilian, Sadeq & Najafi Alamdarloo, Hamed & Vakilpour, Mohammad Hassan (1400). Studying the role of the agricultural sector in the redistribution of water among other sectors, 12th National Specialized Conference on Agricultural Economics, Sanandaj, https://civilica.com/doc/1798498. (In Persian)
Kumar, R. (2011). Research Methodology: A Step-by-Step Guide for Beginners. 3rd Edition. Sage, New Delhi.
Levi, M. (1990). ‘A Logic of Institutional Change’ in Cook, K.S. and Levi, M. (eds) The Limits of Rationality, Chicago University Press, Chicago.
Mirnizami, Seyyed Jalaluddin & Bagheri, Ali (2017). Evaluation of the water governance system in the process of protecting Iran's groundwater resources. https://civilica.com/doc/1605997. (In Persian)
Mohammadi Kangarani, H. & Rafsanjani Nezhad, S. (2015). Investigation of Policy Structure in Legal Authorities of Institutions Related to Water Policy Making and Management. Iranian Journal of Public Policy, 1(3), 121-138. doi: 10.22059/ppolicy.2015.57682. (In Persian)
Montzar Ataei, Mahbouba; Rubabeh Montzar Ataei & Athena Grivani (1400). Investigating rationality in public policymaking using the meta-combination method. https://civilica.com/doc/1696041. (In Persian)
North, D.C. (1990a). ‘Institutions and Economic Performance’ in Cook, K.S. and Levi, M. (eds) The Limits of Rationality, Chicago University Press, Chicago.
Ostovar, M. & Ostovar, M. (2022). Investigating the Impact of Government Policy on the Quality of Governance in Iran Considering the General Policies of the System. Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies, 10(40), 668-684. doi: 10.30507/jmsp.2022.339032.2412. (In Persian)
Peters, B. G. Peters & F. K. M. Van Nispen (Eds.), (2015). Public Policy Instruments: Evaluating the Tools of Public Administration (pp. 33-45). Cheltenham, UK: Edward Elgar.
Porkhosravani, Anis; Tohidfam, Mohammad; Amini, Aliakbar & Jalali, Reza (2021). Factors Affecting the Inefficiency of Iran's Water Resources Policy, (50), 87-109. (In Persian)
Rashedi, Marzieh & Mashhadi, Ali (1400). Analysis of development planning laws related to water resources management in Iranian law. Fifth Iranian National Congress of Irrigation and Drainage. (In Persian)
Razeghi, Nader & Ghavam, Fatemeh (2019). Public Policy, Institutional Model, Collective Action. The Second National Conference and the First International Conference on Law and Political Science, Ardabil. (In Persian)
Rooholamini, M. (2018). Critical Study of Laws Relating to the Safeguarding of Surface Water and Groundwater. Journal of Researches Energy Law Studies, 4(1), 61-90. doi: 10.22059/jrels.2018.224991.99. (In Persian)
Senathip Tipakorn, Mujtaba & F. Cavico (2017). Policy-Making Considerations for Ethical and Sustainable Economic Development, (4), 7–14. https://doi.org/10.20448/JOURNAL.502.2017.41.7.14
Shahrzad Khatibi & Hasrat Arjjumend (2019). Water Crisis in Making in Iran. Grassroots Journal of Natural Resources, 2(3), 45-54.  DOI:10.33002/nr2581.6853.02034
Suluki, Amir (2015). A study of water policies in the Islamic Republic with emphasis on budget structure. Journal of Strategic and Macro Policy Making, Year 5, Winter 2015, (17), 359-471. (In Persian)
Tahrir, Hesam al-Din; Fariborz Awad-Malairi & Abdkhodaei, Mohammad Hadi (2016). National Livelihood Security in the Second Development Plan. Research Center of the Islamic Consultative Assembly, Mehr-Aban 1372, (4). 1-30. (In Persian)
Vahdaninia, V. & Darodi, M. (2019). The Late Public Policy- Making: The Transition from Government-Centralism to Governance. State Studies, 5(18), 131-170. doi: 10.22054/tssq.2019.32329.499. (In Persian)
Vahid, M. & Ranjbar, M. (2019). Political dimension of water governance in iran(1989-2013). A Critical Study. Iranian Journal of Public Policy, 4(4), 203-223. doi: 10.22059/ppolicy.2019.70453. (In Persian)
Vesal, M. & Tajrishy, M. S. (2019). Economic Impact of Dams in Iran. Iran-Water Resources Research, 15(1), 247-256. (In Persian)
 
 
Web
IKNA (1404). All institutions should take joint action to solve the water crisis, Tehran, last visited: 18/06/1404, available at b2n.ir/ht8446. (In Persian)
ISNA (1402). Weakness in water, food and energy policy-making in the Seventh Development Plan Bill, last visited: 18/06/1404, available at: https://B2n.ir/nd2652. (In Persian)
Sadavi, Alireza (1403). Seventh Development Plan and Water Governance, last visited: 19/06/1404, available at: https://www.didarnews.ir/000k7N. (In Persian)
Volume 13, Issue 52 - Serial Number 52
Autumn 2025
Pages 1059-1102

  • Receive Date 26 July 2025
  • Revise Date 26 October 2025
  • Accept Date 04 November 2025