Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Investigating the Impact of Macroeconomic Indicators on the Growth of Small and Medium Businesses (Added Value of the Service Sector) in Iran

Document Type : Research/Original/Regular Article

Authors
1 Department of ManagementmFaculty of Economics and Management, Shahid Bahonar University, Kerman, Iran
2 Department of Economics, Faculty of Management and Economics, Shahid Bahonar University, Kerman, Iran
10.30507/jmsp.2025.474420.2757
Abstract
Studies show that one of the factors that can play an important role in the growth or weakening of small and medium-sized businesses is macroeconomic indicators. Accordingly, the aim of the present study is to investigate the effect of macroeconomic indicators on the growth of small and medium-sized businesses (SMEs). To achieve this goal, the appropriate model was selected based on the literature on the subject and estimated with the help of data from 1370 to 1401 and using the autoregressive model with wide lags (ARDL). The results of the study showed that in the short term, gross domestic product, government spending and the active population have a positive and significant effect on the growth of small and medium-sized businesses, and foreign direct investment, inflation, gross fixed capital and unemployment rate have a negative and significant effect on small and medium-sized businesses. In the long term, foreign direct investment, inflation rate and unemployment rate have a negative and significant effect on the growth of small and medium-sized businesses, and the remaining variables such as gross domestic product, gross fixed investment, active population and have a positive and significant effect on the management of SMEs. Considering the results, it is suggested that foreign direct investment be directed towards knowledge-based small businesses and also in order to To improve the growth of these businesses, it is recommended to enter into long-term employment contracts, form a research and development team, attract domestic and foreign investors, and finally, schedule investments in the short term
Keywords

Subjects


مقدمه

یکی از عوامل مؤثر پیشرفت و رشد صنعتی بسیاری از کشورها، کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. این موضوع برای کشورهای درحال‌‌توسعه از اهمیت بیشتری برخوردار است (عظیم‌زاده و دیگران، 1393). امروزه بخش عظیمی از کسب‌وکارهای موجود در جهان را کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تشکیل می‌دهند که می‌توان از آنها به‌عنوان یکی از منابع خلاقیت و نوآوری یاد کرد. این کسب‌وکارها در هر کشوری تحت تأثیر شرایط اقتصادی خاص و متفاوتی فعالیت می‌کنند و مجموعه‌ای از متغیرهای اقتصادی هم روی فعالیت آنها اثرگذارند که مهم‌ترین آنها شاخص‌های کلان اقتصادی است.

از بین شاخص‌های کلان اقتصادی، سرمایه‌گذاری از اهمیت بیشتری برخوردار است. هر کشوری برای گرداندن چرخ‌های اقتصاد نیازمند سرمایه‌گذاری است. همچنین در نظریه‌های اقتصادی سرمایه‌گذاری به‌عنوان یکی از عوامل اصلی در رشد و توسعه اقتصادی در نظر گرفته می‌شود و در همین راستا سرمایه فنی را تشکیل می‌دهد. بر همین اساس یکی از ظرفیت‌های مهم و اساسی در خارج از کشور، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی است (باقرزاده و دیگران، 1400).

سرمایه‎گذاری مستقیم خارجی برای کشورهای درحال‌‌توسعه دارای اهمیت ویژه‌تری است، چراکه این کشورها بازارهای مالی توسعه‌یافته‌ای ندارند و به کمبود انباشت سرمایه دچار هستند. ازجمله مهم‌ترین مزایای سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی می‌توان به انتقال فناوری، افزایش موجودی سرمایه کشور میزبان، افزایش رقابت داخلی، افزایش تولید ناخالص داخلی، کاهش بیکاری، بهبود تراز پرداخت‌ها و... اشاره کرد (تقی‌زاده الیاس‌آباد و دیگران، 1400).

یکی دیگر از متغیرهای اثرگذار بر کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تولید ناخالص داخلی است. تغییرات تولید ناخالص داخلی مهم‌ترین شاخص تعیین‌کننده میزان رشد اقتصادی یک کشور است. به‌عبارت‌دیگر افزایش رشد اقتصادی به معنای بهبود رفاه اجتماعی است (متفکرآزاد و دیگران، 1392). اندازه اقتصاد و قدرت اقتصادی هر کشوری با تولید ناخالص داخلی آن سنجیده می‌شود. این مسئله برای کشورهای درحال‌‌توسعه دارای اهمیت ویژه‌ای است و شناسایی متغیرهایی که بتواند کمبود رشد اقتصادی آنان را جبران کند، برای جبران عقب‌افتادگی آنها ضروری است (رحیمی و دیگران، 1403).

روش‌ها و سیاست‌هایی که کسب‌وکارهای کوچک و متوسط برای دستیابی به رشد و توسعه به‌کار می‌گیرند بسیار متنوع و جدید است. ازاین‌رو شناخت عوامل اقتصادی، نحوه اثرگذاری این عوامل بر کسب‌وکارهای کوچک می‌تواند به سیاستگذاران برای اقدامات هدفمند و اثرگذار در ارتباط با کسب‌وکارهای کوچک و متوسط کمک کند و اهرمی برای دستیابی به رشد و توسعه و ارتقا عملکرد کسب‌و‌کارها باشد. ازاین‌رو یکی از مهم‌ترین چالش‌ها و مسائل پیش‌روی صاحبان کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط شناخت شرایط اقتصادی است که به شناخت و درک هرچه بیشتر صاحبان کسب‌و‌کار از اوضاع اقتصادی کمک می‌کند. علاوه‌براین، معایب و چالش‌هایی هم در مورد کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط وجود دارد که شامل کاهش فروش، رقابت، مسئولیت افزایش‌یافته، زیان‌های مالی، ارتباطات کارکنان، قوانین و مقررات و خطر ورشکستگی است که شناخت شاخص‌های اقتصادی و اثرگذاری این شاخص‌ها بر کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط برای جلوگیری از وقوع این اتفاقات ناگوار بسیار حائز اهمیت است.

با توجه به اهمیت موضوع مورد بررسی و نقش ویژه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در اقتصاد ایران، پژوهش حاضر به‌دنبال پاسخگویی به این پرسش است که شاخص‌های کلان اقتصادی چه تأثیری بر رشد کسب‌و‌‌کارهای کوچک و متوسط دارند؟

برای پاسخ به این پرسش، پس از مقدمه به بررسی ادبیات موضوع و مبانی نظری متغیرها پرداخته و در ادامه تجزیه‌وتحلیل آماری صورت گرفته و در پایان به بررسی نتایج و پیشنهادات سیاستی پرداخته شده است.

1. پیشینه پژوهش

1-1. پیشینه داخلی

محسنی کبیر و همکاران (1403) در پژوهشی با عنوان «تبیین مدل تاب‌آوری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در کشور ایران» به بررسی و تبیین مدل تاب‌آوری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط پرداخته است که از بُعد هدف، اکتشافی ـ توصیفی؛ از بُعد مخاطب، بنیادی و از بُعد زمان، مقطعی بوده و مبتنی بر رویکرد آمیخته در بخش کیفی از ابزار مصاحبه علمی با خبرگان و در بخش کمی از پرسش‌نامه محقق‌ساخته، استفاده شده است. در تحلیل داده‌ها، برای غربالگری متغیرها از روش دلفی فازی و جهت شناسایی روابط مؤلفه‌ها و تعیین مؤلفه‌های راهبردی از روش دیمل فازی استفاده شد. جامعه مورد مطالعه این پژوهش به شیوه نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب گردید. جهت تکمیل و تحلیل معیارها به روش دلفی، تعداد 17 نفر و جهت بررسی روابط علت و معلولی بین معیارها، تعداد 12 نفر از کارشناسان با توجه به تخصص و مرتبط بودن مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که عوامل راهبردی، منابع اقتصادی، منابع انسانی، ویژگی‌های مدیریتی و تحقیق و توسعه جزء برجسته‌ترین و قوی‌ترین عوامل اصلی مؤثر بر تاب‌آوری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است.

جواهری و همکاران (1403) در پژوهشی با عنوان «تأثیر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بر اشتغال کشورهای منتخب صادرکننده نفت» بـا اسـتفاده از روش پنـل دیتـا تأثیر سـرمایه‌گذاری مسـتقیم خارجـی بـر سـطح اشـتغال طـی دوره 2000-2019 را در شـش کشـور منتخـب حـوزه خلیج‌فـارس (ایـران، عربسـتان سعودی، قطـر، کویـت، بحریـن و عــراق) ارزیابی کرده است. نتایـج حاکی از آن است که سرمایه‌گذاری مســتقیم خارجــی و تولیـد ناخالـص داخلـی تأثیر مثبــت و معنــادار بــر اشــتغال دارند. درآمدهـای نفتـی، سـرمایه‌ انسـانی و کیفیـت نهـادی تأثیر منفـی و معنـادار بـر اشـتغال دارنـد. همچنیـن، جـذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی می‌توانـد به‌عنـوان یـک راهـکار بـرای افزایـش سـطح اشـتغال در ایـن کشـورها مطـرح شود.

جعفری فشارکی و همکاران (1400) در پژوهش خود، آثار میزان تورم و بهبود فضای کسب‌وکار را بر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بررسی کرده‌اند. آنان طبق تقسیم‌بندی بانک جهانی دو گروه کشورهای با درآمد متوسط به بالا و کشورهای با درآمد متوسط روبه‌پایین را در نظر گرفته‌اند. نتایج پژوهش آنها نشان می‌دهد که اثر تورم بر سرمایه‌گذاری خارجی منفی و اثر بهبود فضای کسب‌وکار مثبت بوده است.

مینایی و صمدی (1399) در پژوهشی با عنوان «تأثیر سرمایهگذاران خطرپذیر و وام بانکی بر عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط» به بررسی نقش شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر و بانک‌ها در وام‌ها و عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط پرداخته‌اند. آنان با بررسی 29 شرکت در دوره زمانی 8 ساله (1390-1397) و با استفاده از داده‌های تابلویی به این نتیجه رسیده‌اند که شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر و بانک‌ها، در وام‌های بانکی، کیفیت گزارشگری و بدهی‌های بلندمدت شرکت‌های کوچک ‌و متوسط تأثیر معناداری ندارند، ولی بر بهره‌وری این شرکت‌ها تأثیر معنادار و مستقیم (هرچند ضعیف) دارند.

گلرد و پرتوافکنان (1399) در پژوهش خود به بررسی نقش حمایت مالی دولت نسبت به کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط می‌پردازد. نتایج نشان داد که اگر دولت سیاست‌هایی را اجرایی کند که سرمایه‌گذاری بخش‌های مولد در اقتصاد را افزایش دهد، مستقیماً باعث کاهش سطح بیکاری می‌گردد؛ به‌طورمثال، سیاست‌های انقباضی دولت، سرمایه‎گذاری داخلی را با مشکلات زیادی مواجه می‌سازد و همچنین بیکاری را تشدید می‌نماید و متقابلاً سیاست‌هایی که باعث جذب نقدینگی در بخش‌های مولد اقتصادی می‌شوند تأثیر قابل‌توجهی بر کاهش بیکاری و ایجاد اشتغال در کشور دارند.

شرفی و همکاران (1398) با هدف طراحی مدل پایداری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط کشاورزی، پژوهشی با عنوان «طراحی مدل پایداری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط کشاورزی در استان کرمانشاه» انجام دادند. در این پژوهش 20 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و روش گلوله‌برفی انتخاب شدند و از مصاحبه نیمه‌ساختارمند استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که عوامل تأثیرگذار بر پایداری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط کشاورزی در استان کرمانشاه به دو دسته درون‌سازمانی و برون‌سازمانی تقسیم می‌شوند.

احمدپور داریانی (1395) در مقاله‌ای با عنوان «شناسایی عوامل موفق مدیریت منابع انسانی در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط» به بررسی عوامل موفقیت منابع انسانی در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در دو گروه صاحبان و مدیران کسب‌وکار کوچک و متوسط کشاورزی در استان زنجان می‌پردازد. نتایج پژوهش وی نشان می‌دهد که 5 عامل مهم مدیریت منابع انسانی در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط عبارت‌اند از: عامل زیرساختی ـ حمایتی، عامل مدیریتی، عامل فناوری اطلاعات، عامل انگیزشی و عامل آموزشی.

نوبخت و همکاران (1394) در پژوهشی با عنوان «عوامل زمینه‌ای مؤثر بر موفقیت کسب وکارهای متوسط و کوچک ورزش کشور» به تحلیل عوامل زمینه‌ای موفقیت کسب‌وکارهای ورزشی پرداخته‌اند. آنان با استفاده از داده‌های 306 شرکت منتخب، به این نتیجه رسیده‌اند که دسترسی به سرمایه، طرح کسب‌وکار، حمایت دولت، فناوری، دسترسی به اطلاعات و قانونمندی از عوامل زمینه‌ای موفقیت کسب‌وکار ورزشی در ایران است.

عظیم‌زاده و همکاران (1393) در پژوهش خود با عنوان «مدلی برای راه‌اندازی کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط ورزشی» به بررسی عوامل مؤثر در ایجاد کسب‌و‌کار‌های کوچک و متوسط ورزشی پرداخته‌اند. آنان با استفاده از 3 پرسش‌نامه عوامل محیطی، عوامل فردی و سرمایه به این نتیجه رسیده‌اند که هر سه عامل سرمایه‌ای، محیطی و فردی با ایجاد کسب‌و‌کار رابطه مثبت و معنی‌داری دارند.

رضایی‌منش و همکاران (1391) به بررسی نقش سبک رهبری تحول‌آفرین در ایجاد سرمایه اجتماعی در کسب‌و‌کارهای کوچک پرداخته‌اند. آنان با استفاده از داده‌های شرکت‌های دانش‌بنیان منطقه 6 تهران به این نتیجه دست یافته‌اند که بین ابعاد ارتباطات الهام‌بخش، ترغیب منطقی، رهبری حمایتی و شناسایی فردی با سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معنی‌دار وجود دارد.

1-2. پیشینه خارجی

مونیب[1] و همکاران (2024) در پژوهشی با عنوان «شرکت‌های کوچک و متوسط ​​در بازارهای نوظهور و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی: رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیاره یکپارچه» به بررسی و مطالعه عوامل حیاتی موفقیت که می‌توانند بین‌المللی‌سازی اولیه را هدایت کنند و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی را برای شرکت‌های کوچک و متوسط، به‌ویژه در صنعت نساجی بازارهای نوظهور، با استفاده از روش‌شناسی چندمرحله‌ای شامل شود، پرداختند. نتایج پژوهش آنان حاکی از آن است که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بر عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط ​​در گروهی متشکل از چهار کشور آسه‌آن (اندونزی، مالزی، تایلند و ویتنام) تأثیر منفی دارد؛ اما به‌ویژه بر شرکت‌های کوچک و متوسط ​​در ویتنام تأثیر مثبت دارد.

کاوکاب[2] (2023) در پژوهشی با عنوان «فوریت سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در چهارچوب تأمین مالی شرکت‌های خرد، کوچک و متوسط: مورد اندونزی» به بررسی دو پرسش پرداخته‌اند: آیا نرخ رشد تولید در بخش‌های ام‌اس‌ام‌ای باز برای سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی کمتر از بخش‌های ام‌اس‌ام‌ای[3] بسته قبل از سیاست در سال 2016 بوده است؟ آیا نرخ رشد تولید ام‌اس‌ام‌ای باز کمتر از بخش‌های بسته شده ام‌اس‌ام‌ای پس از سیاست در سال 2016 بوده است؟ جامعه آماری از بخش صنعتی گردآوری شده است که با استفاده از آزمون تی بین بخش‌های صنعتی بسته و باز سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی تجزیه‌وتحلیل شده است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط باز به‌طور قابل‌توجهی کمتر از عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط بسته، قبل و بعد از آزادسازی بود؛ بنابراین، دولت باید الزامات داده‌شده به سرمایه‌گذاران برای سرمایه‌گذاری در شرکت‌های کوچک ‌و متوسط را کاهش دهد.

بزنیک[4]و همکاران (2023) در تحقیقی با عنوان اثرات سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بر عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط: مورد ویتنام در مقایسه با گروهی متشکل از چهار کشور آسه‌آن پرداخته است. شواهد تجربی نشان می‌دهد که FDI در گروه چهار کشور عضو آسه‌آن اثر منفی بر عملکرد بنگاه‌های کوچک و متوسط داشته، درحالی‌که بر بنگاه‌های کوچک و متوسط ویتنام تأثیر مثبتی برجای گذاشته است.

یان‌لیو و زان‌وانگ[5] (2023) در تحقیقی با عنوان تأثیر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بر نوآوری در شرکت‌های داخلی: شواهدی از مقررات‌زدایی از سرمایه‌گذاری خارجی در چین به بررسی تأثیر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بر نوآوری توسط شرکت‌های داخلی در چین می‌پردازد. در این مطالعه، پژوهشگران با بهره‌گیری از روش تخمین «تفاوت در تفاوت‌ها» و استفاده از مقررات‌زدایی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در چین در سال 2002 به‌عنوان یک شوک سیاستی، شواهد علّی معتبری در خصوص اثرات سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بر نوآوری ارائه کرده‌اند. نتایج حاصل از تحلیل داده‌های تطبیقی بنگاه ـ ثبت اختراع طی دوره 1998 تا 2007 نشان می‌دهد که حضور سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی موجب بهبود هم‌زمان کمّیت و کیفیت نوآوری در شرکت‌های داخلی شده است.

صمد‌زاده و هاشمی (2022) در پژوهشی با عنوان «تحلیل عوامل موفقیت شرکت‌های کوچک و متوسط» به شناسایی و تحلیل عوامل موفقیت شرکت‌های کوچک و متوسط با پیروی از خطوط قابلیت‌های پویا و دیدگاه‌های مبتنی بر منابع با روش مطالعه موردی چندگانه برای 20 شرکت در ایران پرداختند. نتایج به‌دست‌آمده پس از مصاحبه با مدیران کسب‌و‌کارها، مهم‌ترین عوامل موفقیت شناسایی شده را: محیط کسب‌وکار، در دسترس بودن سرمایه، پشتیبانی کسب‌و‌کار، رهبری و مدیریت، ویژگی‌های تجاری، عوامل فردی، حمایت دولت، زیرساخت‌ها، مدیریت منابع انسانی و شبکه‌ها و مشارکت‌ها اعلام نمود.

بودانگ و عبدحکیم[6] (2020) در مطالعه‌ای با عنوان «آیا سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی اثر سرمایه‌گذاری مستقیم را از بین میبرد؟» به بررسی اثرهای تراکم سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بر سرمایه‌گذاری داخلی در 38 کشور آسیایی در طول سال‌های 1993-2016 با استفاده از پانل تحلیل همگرایی پرداختند. نتایج نشان می‌دهد که جریان‌های سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی همیشه نوید یک اثر خوب را نمی‌دهد و درواقع به‌جای کمک به شرکت‌های محلی جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی ممکن است شرکت‌های محلی را با بیرون‌راندن آنها از بازار تجاری آسیا به خطر بیندازد.

آزکا امین و همکاران[7] (2020) در پژوهشی با عنوان «سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و رشد اقتصادی در رومانی: شواهدی از رویکرد غیرخطی خودتوضیح‌برداری با وقفه‌های گسترده[8] بر اساس مدل تأخیر توزیعی خودرگرسیون غیرخطی[9]» به بررسی اثرهای نامتقارن بلندمدت و کوتاه‌مدت سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی برون‌مرزی بر رشد اقتصادی در رومانی در دوره 1990-2019 پرداخته ‌است. نتایج نشان می‌دهد که افزایش و کاهش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی برون‌مرزی تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی رومانی دارد که تأثیر بیشتری از افزایش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی برون‌مرزی دارد. پژوهش‌های ما با ارائه بینش‌های جدید در مورد فرضیه رشد به رهبری او‌اف‌دی‌آی به ادبیات قبلی اضافه می‌کند. نتایج مطالعه حاضر اثرهای افزایش‌دهنده سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی برون‌مرزی را نشان می‌دهد با این تصوّر که شرکت‌ها سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی برون‌مرزی را به‌منظور ترکیب تولید داخلی با تولید خارج از کشور برای کاهش هزینه‌ها و افزایش رقابت‌پذیری خود در سطح جهانی و داخلی انجام می‌دهند، سازگار است؛ بنابراین، افزایش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی برون‌مرزی[10] هم علت و هم پیامد رشد اقتصادی کشور است.

چنگ‌ون‌لی[11] (2007) در پژوهشی با عنوان «اتحادهای راهبردی بر عملکرد شرکت‌های کوچک و متوسط تأثیر می‌گذارد» به بررسی اینکه آیا موفقیت سرمایه‌‌گذاری‌های جدید شرکت‌های کوچک و متوسط در صنعت بیوتکنولوژی با ویژگی‌های اتحادهای راهبردی مرتبط است یا خیر؟ پرداخت. برای این منظور از داده‌های نمونه‌گیری جمع‌آوری‌شده از 189 شرکت بیوتکنولوژی تایوان از طریق یک پرسش‌نامه معیار، شش فرضیه با استفاده از معادلات ساختاری بررسی شد. یافته‌ها به‌طورکلی با ادبیات مطابقت دارد. پژوهش از تمامی فرضیه‌ها پشتیبانی می‌کند. درنتیجه، نتایج نشان می‌دهد که اتحادهای راهبردی، موفقیت سرمایه‌گذاری جدید شرکت‌های کوچک و متوسط را بهبود می‌بخشد. این پژوهش مفاهیم مدیریتی را هم برای کارآفرینان و هم برای مدیران و پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آتی ارائه می‌کند.

2. مبانی نظری

نخستین‌بار در سال 1979 دیوید بِرچ[12] با استفاده از داده‌های آماری، اهمیت کسب‌وکارهای کوچک را در خلق مشاغل و تحریک رشد اقتصادی اثبات نمود. از دهه 1970 به بعد با بروز بحران‌های متعدد در اقتصاد جهانی به‌خصوص شوک‌های نفتی، صنایع بزرگ به‌دلیل انعطاف‌پذیری پایین، زیان‌های سنگینی را تجربه نمودند، به همین دلیل صنایع کوچک‌تر و نقش آنها در رشد اقتصادی مورد توجه قرار گرفتند. از دهه 1990 به بعد که موج کوچک‌گرایی جهانی اتفاق افتاد، سیاست‌های کشورهای پیشرفته نیز به سمت گسترش صنایع کوچک و متوسط سوق پیدا کرد؛ تاآنجاکه طی دو دهه اخیر در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه، فعالیت صنایع تولیدات کارخانه‌ای از بنگاه‌های بزرگ به سمت بنگاه‌های کوچک و متوسط تغییر جهت یافته است (ستایش و دیگران، 1401).

عبارت «کسب‌وکارهای کوچک و متوسط» دامنه وسیعی از تعاریف و معیارها را دربرمی‌گیرد که از کشوری به کشور دیگر و نیز بین منابع آماری گزارش‌دهنده متفاوت است، درحقیقت، شرایط اقتصادی و صنعتی حاکم بر هر کشور، معرف صنایع کوچک و متوسط آن است. برخی از معیارهای رایج به‌کاررفته در تعریف کسب‌وکارهای کوچک و متوسط عبارت‌اند از: تعداد کارکنان، ارزش فروش و یا دارایی‌ها و سطح سرمایه‌گذاری. باوجود‌این، معمول‌ترین شاخص جهت تعریف این کسب‌وکارها «تعداد کارکنان» آنها است (ستایش و دیگران، 1401).

برخی نظریه‌پردازان شرکت‌های کوچک و متوسط را شرکت‌هایی با تعداد کارکنان کمتر از 45 نفر در نظر می‌گیرند؛ اما برخی دیگر معتقدند این شرکت‌ها کارکنانی کمتر از 500 نفر دارند. همچنین این شرکت‌ها باید از نظر اقتصادی مستقل باشند و بیش از 50 درصد سهام آن متعلق به بخش خصوصی باشد (گلرد و پرتوافکنان، 1399).

امروزه توسعه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی در دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی شناخته شده است. اهمیت نقش کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در اقتصادهای ملی، ریشه در ظرفیت‌ها و مزایای متعدد فعالیت آنها دارد. از شاخص‌ترین مزیت‌های حضور کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در اقتصاد می‌توان ایجاد اشتغال با سرمایه‌گذاری کم، تحریک نوآوری، پویایی‌بخشیدن به صنعت، تقویت رقابت‌پذیری، جلوگیری از انحصارگرایی شرکت‌های بزرگ، ایجاد توازن اقتصادی منطقه‌ای، و انعطاف‌پذیری در برابر نوسانات اقتصادی را برشمرد. نظریه‌های رشد اقتصادی نیز به‌طور گسترده دریافته‌اند که کسب‌وکارهای کوچک و متوسط موتور رشد اقتصادی هستند؛ چراکه ایجاد «اشتغال» می‌کنند، «رقابت» را تحریک می‌کنند و « نوآوری» و «سرریز دانش» را ارتقاء می‌دهند که درنهایت همه این موارد، رشد اقتصادی را در جامعه تحرک می‌بخشد (ستایش و دیگران، 1401). اشتغال نیز یکی از مهم‌ترین چالش‌های کشورها در هزاره سوم است. با توجه به بحران اشتغال در جهان، امروزه کشورهای مختلف راهبردهای گوناگونی را برای توسعه اشتغال به‌کار می‌گیرند. ایجاد و توسعه کسب‌وکارهای کوچک یکی از این راهبردهاست که در سال‌های اخیر مورد توجه دولتمردان کشورهای مختلف قرار گرفته است (سعدی، 1392).

یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر رشد کسب‌وکارهای کوچک سرمایه است. بسیاری از کشورها به‌دلیل کمبود سرمایه‌گذاری‌های داخلی به‌دنبال راهکارهای جهانی هستند. استقراض خارجی یکی از این راه‌ها است؛ اما به‌دلیل محدودیت‌های سیاسی در بلندمدت، آسیب‌های فراوانی را به‌دنبال دارند. به همین دلیل جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی بهترین گزینه به نظر می‌رسد. این امر از دهه 1980 به بعد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع تأمین سرمایه کشورها مورد توجه واقع شد. سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی باعث انتقال سرمایه ریسک‌پذیر، دانش فنی، سازمان‌دهی مدیریت، و بازاریابی است و موجب گسترش شبکه تولید جهانی می‌شود. سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی باعث افزایش تقاضای نیروی کار شده و یکی از منابع تأمین اشتغال کشورها نیز به‌حساب می‌آید (سیدنورانی و محمدپور، 1397).

عامل دیگری که بر سرنوشت کسب‌وکارهای کوچک بسیار اهمیت دارد تورم است. در حالت تورمی یک فضای نااطمینانی بر اقتصاد کشورها حاکم می‌شود؛ بنابراین برنامه‌های سرمایه‌گذاری در نهاده‌های فیزیکی و انسانی را غیرکارآمد می‌کند. چراکه تورم می‌تواند بر دستمزد پرداختی کارفرما به نیروی کار نیز تأثیر‌گذار باشد؛ بنابراین افزایش قیمتها و عدم تناسب افزایش حقوق با تورم باعث می‌شود که درآمد حقیقی نیروی کار کاهش یابد و نیروی کار نتواند تمامی مخارج خود را پوشش دهد؛ بنابراین بهره‌وری نیروی کار می‌تواند رفته‌رفته کاهش یابد.

تورم می‌تواند از چند طریق باعث تغییر در ترکیب نهاده‌های تولیدی علی‌الخصوص نهاده نیروی کار شود و مؤلفه‌های بهره‌وری من‌الجمله بهره‌وری نیروی کار را تحت تأثیر قرار دهد:

1- تورم باعث تغییر تصمیمات بین‌دوره‌ای مصرف‌کنندگان می‌شود.

2- به علت تغییر برخی قیمتهای نسبی، تقاضای کالاهایی که قیمت نسبی کمتری دارند افزایش یافته و بر این اساس تولید برخی از کالاها افزایش و تولید برخی کاهش می‌یابد.

3- ازآنجاییکه سلیقه‌های گروه‌های بالا درآمدی و پایین درآمدی متفاوت است، درنتیجه افزایش تورم، فاصله طبقاتی زیادتر شده و یک تغییر در جهت تولید کالاها در زمینه کالاهای لوکس ایجاد می‌شود که حتی ممکن است منابع تولیدی را به سمت کالاهای غیرضروری سوق دهد.

4- بنگاه‌های بزرگ که به علت استفاده از فناوری تجهیزات و سازمان‌دهی انسانی پیشرفته دارای بهره‌وری بیشتری نسبت به بنگاه‌های کوچک است، با وجود تورم و نااطمینانی حاصل از آن، درصد شکل‌گیری‌شان کمتر می‌شود (شاه‌آبادی و دیگران، ۱۳۹۵).

ازطرف‌دیگر مهم‌ترین و بزرگ‌ترین دارایی هر سازمانی نیروی انسانی آن است. چراکه نیروی انسانی دارای اندیشه، خلاقیت و نوآوری است و این توانایی‌ها در طی زمان تقویت می‌شوند. به همین دلیل این عامل کلیدی با عنوان «عامل درونی موفقیت» کسب‌وکارها شناخته می‌شود (کاظمی و ملائی، 1401). به همین دلیل داشتن یک جمعیت فعال جوان و خلاق برای هر کشوری یک امتیاز محسوب می‌شود. بدیهی است نبود این سرمایه انسانی در سازمان‌ها یک نقص جدی محسوب شده که به مرور مزیت‌های رقابتی و ارزش‌های افزوده آن را کاهش می‌دهد.

اما دولت نیز از دیگر عوامل مهمی است که می‌تواند در رونق یا حذف کسب‌وکارها از اقتصاد بسیار مؤثر باشد. درواقع دولت از طریق کاهش یا افزایش مالیات‌ها و همچنین کاهش یا افزایش مخارج جاری و عمرانی خود می‌تواند اقتصاد را از وضعیت رکود خارج و یا رونق اقتصادی را افزایش دهد؛ به‌طورمثال مخارج عمرانی دولت نظیر آموزش، حمل‌ونقل و بهداشت می‌تواند مکمل سرمایه‌گذاری بخش خصوصی باشد که منجر به کاهش قیمت تمام‌شده کالاها و خدمات می‌شود (ریحانه و اقبالی، 1386).

درنهایت باید گفت مرور ادبیات و پیشینه پژوهش نشان‌ می‌دهد که پژوهش‌های متعددی در خصوص عوامل مؤثر بر رشد این کسب‌وکارها انجام شده است و همچنین چهارچوب‌ها و الگوهای مختلفی در نقاط گوناگون طراحی شده که هریک به جنبه‌های متفاوتی از رشد کسب‌وکار پرداخته‌اند؛ اما در بیشتر این پژوهش‌ها، از روش‌های پرسش‌نامه‌ای استفاده شده است که تنها توضیحاتی جزئی درباره موضوع و عوامل مؤثر بر کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ارائه می‌دهند. با وجود اهمیت شناخته‌شده شرکت‌های کوچک و متوسط، هنوز نظریه واحدی در مورد عوامل مؤثر بر رشد این کسب‌وکارها وجود ندارد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از مطالعات مروری و پیشینه پژوهش و با توجه به اینکه جامعه هدف این مقاله، فضای اقتصادی و محیط کسب‌وکار در ایران است، ضروری است که علاوه‌بر بررسی ادبیات نظری مرتبط با کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، متغیرهای کلان اقتصادی مؤثر بر این کسب‌وکارها در اقتصاد ایران نیز شناسایی و استخراج شود که در بخش بعدی تلاش شده است این مهم بررسی و شکاف موجود برطرف گردد.

3. روش پژوهش

با استفاده از مبانی نظری آورده شده و ادبیات موجود در این زمینه، برای بررسی موضوع پژوهش، معادله زیر تجزیه‌وتحلیل شده است:

 

معادله 1(

 

بر اساس معادله 1، متغیرهای اصلی مقاله عبارت‌اند از:

جدول (1): معرفی متغیرها

متغیر

معانی

منبع

SME

ارزش افزوده بخش خدمات (کسب‌وکارهای کوچک و متوسط)

بانک جهانی

GDP

تولید ناخالص داخلی

بانک جهانی

FDI

سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی

بانک جهانی

CAP

تشکیل سرمایه ثابت ناخالص

بانک جهانی

GOV

مخارج دولت

بانک جهانی

INF

تورم

بانک جهانی

UNE

نرخ بیکاری

بانک جهانی

POP

جمعیت فعال

بانک جهانی

 

براساس تعریف همایش تجارت و توسعه ملل متحد، سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) عبارت است از سرمایهگذاری‌ای که متضمن مناسبات طولانی‌مدت بوده و منعکس‌کننده کنترل و سود دائمی شخصی حقیقی یا حقوقی مقیم یک کشور در شرکتی واقع در خارج از وطنِ سرمایهگذار باشد (باقرزاده و دیگران، 1400).

تورم (INF) نیز وضعیتی است که طی آن سطح عمومی تمام قیمت‌ها به‌صورت مداوم و به مرور زمان افزایش می‌یابد (شاکری، ۱۳۹۵).

تولید ناخالص داخلی (GDP) نیز ارزش بازاری تمامی کالاها و خدمات نهایی تولیدشده در داخل مرزهای یک کشور طی یک دوره زمانی خاص است (منکیو، 1398).

طبق تعریق مرکز آمار ایران به تمامی افراد 15 سال و بیشتر که در هفته در تولید کالا و خدمات مشارکت داشته‌اند و یا از قابلیت مشارکت برخوردار بوده‌اند، جمعیت فعال (POP) نامیده می‌شوند (مرکز آمار ایران، 1401). در این پژوهش جمعیت فعال زنان و مردان 15-64 سال برای کشور ایران استخراج شده است.

همچنین تمامی افراد ۱۰ ساله و بیشتر در صورتی بیکار محسوب می‌شوند که اولاً، در هفته مرجع دارای اشتغال مزدبگیری یا خوداشتغالی نباشند و ثانیاً، در هفته مرجع و یا هفته بعد از آن آماده کار باشند (جوادی و هرندی، 1388). در این پژوهش نرخ بیکاری (UNE) از تقسیم تعداد افراد بیکار بر جمعیت فعال کشور طی سال‌های مختلف به‌دست می‌آید.

درنهایت برای نشان دادن کسب‌و‌کارهای کوچک (SMEs) از شاخص ارزش‌افزوده بخش خدمات استفاده شده است که تمام کسب‌و‌کارهای کوچک را دربرمی‌گیرد.

تمامی داده‌های این پژوهش براساس سال پایه 1394 استخراج شده و به‌صورت لگاریتمی در مدل وارد شده‌اند. به‌این‌ترتیب مدل اصلی مقاله به‌صورت زیر تصریح می‌گردد:

 

معادله 2(

 

 

 

این مدل به‌دنبال این است که اثر متغیرهای مستقل (مانند تولید ناخالص داخلی، نرخ بیکاری، تورم و...) را بر رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط بسنجد. متغیر مربوط به رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ارزش‌افزوده بخش خدمات است که تأثیر هرکدام از متغیرها طبق مبانی نظری و ادبیات تجربی در ادامه مورد آزمون قرار می‌گیرد.

4. برآورد مدل

4-1. آزمون ریشه واحد

قبل از تخمین مدل، ابتدا مانایی متغیرها بررسی می‌شوند؛ زیرا نامانایی متغیرها در مورد داده‌های سری زمانی به رگرسیون کاذب منجر خواهد شد. به‌این‌ترتیب آمار و اطلاعات مربوط به تمامی متغیرهای پژوهش از تارنمای بانک جهانی[13] و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران[14] گردآوری و مورد آزمون مانایی قرار گرفته‌اند. نتایج آزمون مانایی نشان می‌دهد که تمامی متغیرها به غیر از سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و نرخ بیکاری با یک تفاضل‌گیری مانا شده‌اند و همچنین از متغیر جمعیت که با دو تفاضل مانا شده است، تفاضل مرتبه اول گرفته شده است و متغیر به‌صورت I(1) وارد مدل شده است. نتایج این آزمون در جدول 2 منعکس شده است:

جدول (2): آزمون ریشه واحد فیلیپس ـ پرون

متغیرها

PH-P

سطح معناداری

درجه مانایی

SME

94/3-

0005/0

I (1)

GDP

62/4-

0009/0

I (1)

FDI

64/1-

0943/0

I (0)

CAP

17/4-

0028/0

I (1)

GOV

70/2-

0085/0

I (1)

INF

78/6-

0000/0

I (1)

POP

98/4-

0004/0

I (2)

UNE

45/4-

0001/0

I (0)

 

جدول (3): نتایج تخمین معادله پویای ARDL (2,2,0,1,2,1,0,1) با متغیر وابسته ارزش افزوده بخش خدمات

سطح معناداری

آماره t

انحراف معیار

ضرایب

متغیرها

1559/0

50/1

16/0

25/0

LSME (-1)

0064/0

24/3-

14/0

47/0-

LSME (-2)

0000/0

78/8

07/0

68/0

LGDP

0104/0

99/2-

10/0

31/0-

LGDP (-1)

0065/0

23/3

10/0

35/0

LGDP (-2)

2549/0

19/1-

002/0

002/0-

LFDI

1577/0

49/1-

02/0

03/0-

LCAP

0910/0

82/1

02/0

05/0

LCAP (-1)

0625/0

03/2

01/0

03/0

LGOV

8087/0

24/0-

02/0

005/0-

LGOV (-1)

0096/0

03/3

01/0

04/0

LGOV (-2)

5410/0

62/0-

006/0

004/0-

LINF

0107/0

97/2-

007/0

023/0-

LINF (-1)

0001/0

63/5

10/0

58/0

LPOP

0029/0

65/3-

04/0

16/0-

LUNE

0148/0

80/2-

03/0

09/0-

LUNE (-1)

4304/0

81/0-

32/1

07/1-

C

منبع: (محاسبات پژوهش)

 

نتایج الگوی پویا در جدول 3 نشان می‌دهد یک درصد افزایش در تولید ناخالص داخلی در کوتاه‌مدت باعث افزایش 68/0 درصدی کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط در دوره جاری می‌شود و همچنین ضریب متغیر تولید ناخالص داخلی برای وقفه اول 31/0- و برای وقفه دوم 35/0 است. یک درصد افزایش در سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی منجر به کاهش 002/0 کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط می‌گردد؛ بنابراین سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در کوتاه‌مدت تأثیر منفی و معناداری بر کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط دارد. به‌عبارت‌دیگر افزایش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی باعث می‌شود که کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط طی دوره کاهش یابد.

متغیر تشکیل سرمایه ثابت ناخالص با افزایش یک درصدی در کوتاه‌مدت باعث کاهش 03/0- کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط می‌گردد و همچنین ضریب متغیر تشکیل سرمایه ثابت ناخالص درکوتاه‌مدت و با یک وقفه 05/0 است.

متغیر مخارج دولت با افزایش یک‌درصدی در کوتاهمدت منجر به افزایش 03/0 کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط می‌گردد و همچنین ضریب متغیر مخارج دولت برای وقفه اول 005/0- و برای وقفه دوم 04/0 است.

متغیر تورم در کوتاه‌مدت بدون وقفه و با یک وقفه به‌ترتیب با ضرایب 004/0- و 023/0- باعث کاهش کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط در کوتاه‌مدت می‌شود. افزایش یک‌درصدی جمعیت فعال در کوتاه‌مدت نیز منجر به افزایش کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط با ضریب 58/0 می‌گردد. نرخ بیکاری با افزایش یک‌درصدی در دوره کوتاه‌مدت باعث کاهش 16/0- کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط می‌شود و همچنین با یک وقفه در دوره کوتاه‌مدت به میزان 09/0- درصد کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط را کاهش می‌دهد. پس از برآورد فرم کوتاه‌مدت مدل، فرم بلندمدت آن برآورد می‌گردد.

 جدول 3 نتایج آزمون کرانه‌ها را نشان می‌دهد. در این آزمون آماره F با مقدار بحرانی جدول‌بندی شده توسط پسران و همکاران (2001) مقایسه می‌شود. اگر آماره F محاسبه شده از مقدار حد بالایی جدول، بزرگ‌تر باشد، فرضیه صفر نبود هم‌جمعی رد می‌شود. اگر آماره F محاسباتی از حد پایین کمتر باشد، در این‌صورت فرضیه صفر نبود هم‌جمعی را نمی‌توان رد کرد، و سرانجام در حالتی که مقدار F محاسباتی بین دو حد بالا و پایین قرار گیرد، نتیجه مبهم و نامشخص است (صمدی و پهلوانی، 1388). این آزمون بر این فرضیه استوار است که بین متغیرهای مدل رابطه بلندمدت وجود ندارد. پس اگر نتایج مدل فرضیه صفر را رد کنند یعنی بین متغیرهای مدل رابطه بلندمدت وجود دارد:

جدول (4): نتایج آزمون کرانه‌ها

آماره F

کران یک

کران صفر

سطح معناداری (درصد)

175/4

89/2

92/1

10

21/3

17/2

5

51/3

43/2

5/2

9/3

73/2

1

منبع: (محاسبات پژوهش)

 

همان‌طورکه از نتایج جدول 4 پیدا است، با توجه به آمارهF و فواصل در سطوح مختلف، می‌توان بیان کرد که آماره F در هیچکدام از فواصل قرار ندارد؛ بنابراین فرض صفر که عدم وجود رابطه بلندمدت بین متغیرهاست رد می‌شود. به‌عبارتی، با توجه به جدول فوق، بین متغیرها رابطه بلندمدت وجود دارد.

بعد از اطمینان از وجود رابطه بلندمدت بین متغیرهای مدل، ضرایب بلندمدت برآورد می‌شود که نتایج آن در جدول 5 آمده است:

جدول (5): رابطه بلندمدت بین متغیرهای مدل بر اساس آزمون باند تست

متغیرها

ضرایب

انحراف معیار

آماره t

سطح معناداری

LGDP

58/0

005/2

53/0-

6/0

LFDI

002/0-

23/0

12/5-

00/0

LCAP

008/0

21/0

39/3

00/0

LGOV

064/0

003/0

78/0-

44/0

LINF

022/0-

02/0

48/0

65/0

LPOP

476/0

02/0

91/2

01/0

LUNE

211/0-

01/0

01/2-

06/0

C

878/0-

15/0

71/3

00/0

منبع: (محاسبات پژوهش)

 

نتایج جدول 5 نشان می‌دهد که تمامی متغیرها در بلند‌مدت معنادار بوده و از علائم مورد انتظار برخوردار است. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در بلندمدت منجر به کاهش کسب‌وکارهای کوچک و متوسط با ضریب 002/0- می‌گردد. تورم در بلندمدت منجر به کاهش سطح ارزش افزوده بخش خدمات با ضریب 022/0- گشته و نرخ بیکاری در بلندمدت منجر به کاهش کسب‌وکارهای کوچک و متوسط باعث کاهش ضریب 211/0- می‌شود. متغیرهای جمعیت فعال، مخارج دولت، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص و تولید ناخالص داخلی نیز در بلندمدت به‌ترتیب با ضرایب 476/0، 064/0، 008/0 و 58/0 اثر مثبت و معناداری بر کسب‌وکارهای کوچک و متوسط می‌گذارند.

وجود رابطه بلندمدت بین مجموعه متغیرها به این معنا است که طبق الگوی تصحیح خطا، نوسانات کوتاه‌مدت با مقادیر تعادلی و بلندمدت ارتباط دارند. جدول 6 نتایج برآورد الگوی تصحیح خطای مدل این پژوهش را ارائه می‌کند.

مقایسه نتایج به‌دست‌آمده از روابط کوتاه‌مدت و بلندمدت نشان می‌دهد که اثرگذاری شاخص‌ها در اغلب موارد هم در کوتاه‌مدت و هم در بلند‌مدت همسو است. تولید ناخالص داخلی تنها با یک وقفه در کوتاه‌مدت اثر منفی دارد؛ اما در تمامی وقفه‌ها و همچنین در بلند‌مدت تولید ناخالص داخلی اثر مثبتی بر رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط داشته است. نرخ تورم هم در کوتاه‌مدت و هم در بلند‌مدت مانعی برای رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط بوده است. سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی هم در کوتاه‌مدت و هم در بلند‌مدت اثر منفی بر رشد کسب‌وکارهای کوچک داشته است که می‌تواند به‌دلیل پایین بودن سطح فناوری شرکای ایران باشد که در فرایند سرمایه‌گذاری و تجارت هم انتقال فناوری صورت نمی‌گیرد و هم اینکه به مزیت‌های داخلی کشور ایران در فرایند سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی توجه نمی‌شود. موجودی سرمایه هم در کوتاه‌مدت با یک وقفه و هم در بلند‌مدت اثر مثبت دارد. شاخص مخارج دولت در کوتاه‌مدت هم با بلندمدت اثر یکسانی دارد .تنها در وقفه اول کوتاه‌مدت اثر منفی دارد که می‌تواند ناشی از تغییر دولت‌ها و شوک‌های وارده به اقتصاد باشد. شاخص جمعیت فعال نیز هم در بلندمدت و هم در کوتاه‌مدت اثری همسو دارد. نرخ بیکاری نیز به‌عنوان عاملی مهم هم در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت می‌تواند اثر منفی بر رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط داشته است.

جدول (6): نتایج از برآورد الگوی تصحیح خطای مدل

سطح خطا

آماره t

انحراف معیار

ضرایب

متغیرها

00/0

05/6-

11/0

72/0-

coinEq (-1)

منبع: (محاسبات پژوهش)

 

طبق جدول 6، ضریب تصحیح خطای مدل کوچک‌تر از یک و از نظر آماری معنی‌دار است. منفی بودن این ضریب به این معنا است که هر عدم تعادلی در الگو در بلند‌مدت به سمت تعادل حرکت می‌کند. ضریب تصحیح خطای مدل فوق برابر 72/0- است و نشان می‌دهد که در هر دوره حدود 72 درصد از عدم تعادل ارزش‌افزوده بخش خدمات برطرف می‌گردد.

از دیگر آزمون‌هایی که در مدل ARDL می‌توان انجام داد آزمون تشخیص برای بررسی فروض کلاسیک است. این فروض نشان می‌دهند که ضرایب متغیرهای توضیحی و پسماندهای تخمین قابل‌اتکا و صحیح است. نتایج تشخیص در جدول 7 اثبات می‌کند که همه فروض کلاسیک تأیید شده است؛ بنابراین، ضرایب به‌دست‌آمده و تحلیل نتایح معتبر است.

جدول (7): نتایج تشخیص

نوع آزمون

فرضیه صفر

مقدار آماره

سطح خطا

Jarque Bera

توزیع جملات خطای حاصل از تخمین رگرسیون نرمال است

89/0

6389/0

Brush Pagan

همسانی واریانس

78/0

6802/0

Ramsey

برآورد تابع صحیح است

65/0

5256/0

LM test

خودهمبستگی بین جملات خطا وجود ندارد

69/0

5192/0

منبع: (محاسبات پژوهش)

 

آخرین آزمون در روش ARDL بررسی تغییرات ساختاری است که با استفاده ار نمودارهای CUSUM و CUSUMQ به بررسی آن پرداخته می‌شود. نتایح این آزمون‌ها در نموار‌های 1 و 2 نشان داده شده است. طبق این نتایح در دوره مدنظر تغییرات ساختاری وجود ندارد؛ بنابراین پایداری ضرایب مدل را می‌توان تأیید کرد.

 

منبع: (محاسبات پژوهش)

نمودار (1): آزمون CUSUM برای تغییرات ساختاری

 

منبع: (محاسبات پژوهش)

نمودار (2): آزمون CUSUMQ برای تغییرات ساختاری

 

این پژوهش در دو دوره زمانی کوتاه‌مدت و بلند‌مدت مورد آزمون قرار گرفت که در دوره کوتاه‌مدت متغیر‌های تولید ناخالص داخلی، مخارج دولت و جمعیت فعال تأثیر مثبت و معناداری بر رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط دارند و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، تورم، سرمایه ثابت ناخالص و نرخ بیکاری دارای تأثیر منفی و معناداری بر کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. در بلندمدت نیز سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، نرخ تورم و نرخ بیکاری بر رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط اثر منفی و معنادار داشته و مابقی متغیرها مانند تولید ناخالص داخلی، سرمایه‌گذاری ثابت ناخالص، جمعیت فعال و... بر مدیریت SMEs اثر مثبت و معنادار دارند.

نتیجه‌گیری

با توجه به اینکه پرسش و هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرگذاری متغیرهای اقتصادی بر کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. نتایج حاصل از برآورد کوتاه‌مدت و بلندمدت مدل این پژوهش نشان می‌دهد که متغیرهای تولید ناخالص داخلی، جمعیت فعال (به‌عنوان نمادی از سرمایه انسانی) و مخارج دولت اثر مثبتی بر ارزش افزوده بخش خدمات (به‌عنوان نمادی از کسب‌وکارهای کوچک) داشته است. همان‌طورکه مشخص است افزایش تولید هر کشوری به معنای افزایش درآمد افراد آن کشور است. پس می‌توان انتظار داشت که این متغیر بر رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط اثر مثبتی داشته باشد. ازطرف‌دیگر وجود جمعیت فعال به‌خصوص جمعیت فعال جوان به معنای نیروی‌کار آماده به خدمت است. پس این متغیر نیز برای رشد کسب‌وکارهای کوچک یک فرصت مطلوب است. سیاست‌های حمایتی دولت نیز چه سیاست‌های قانونی و چه سیاست‌های پولی و مالی می‌تواند مسیر تشکیل و پیشرفت کسب‌وکارهای کوچک و متوسط را تسهیل نمایید؛ اما ازطرف‌دیگر متغیر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی هم در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت بر ارزش افزوده بخش خدمات اثری کاملاً منفی دارد. یکی از دلایل اصلی این است که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بیشتر در بخش‌ها و صنایع بزرگ اقتصادی ایران وارد شدند که یا میزان قابل‌توجهی نبوده و یا اگر به میزان قابل‌توجهی هم بوده با بنگاه‌های بزرگ اقتصادی مشارکت داشته است، به همین جهت تأثیر منفی بر روی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط داشته است.

یکی دیگر از دلایل مهم این است که ساختار سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ایران به‌جای شکل مکملی، شکل جانشینی به‌خود گرفته و به‌جای اینکه کسب‌وکارهای کوچک هم در این امر مشارکت داشته باشند، از انجام هرگونه اقدامی به‌دلیل عدم انتقال تکنولوژی و یا سیستم‌های تحقیق و توسعه محروم می‌شوند و فضا برای رشد و توسعه آنها محدود می‌گردد. ازطرف‌دیگر متغیر نرخ تورم و نرخ بیکاری نیز بر ارزش‌افزوده بخش خدمات اثر منفی دارند. با توجه به اینکه نرخ تورم به معنای افزایش هزینه‌های تولید بوده و نرخ بیکاری به معنای عدم استفاده از نیروی کار مفید و مؤثر در فرایند تولید محصولات و خدمات است، این دو متغیر به‌راحتی می‌توانند اسباب شکست یک کسب‌وکار را در کوتاه‌مدت و بلندمدت فراهم نمایند. تنها، متغیر تشکیل سرمایه ثابت ناخالص است که نتایج آن درکوتاه‌مدت و بلندمدت متفاوت است. به‌دلیل ذات سرمایه‌گذاری که فرایندی زمان‌بر است و نتایج آن در بلندمدت نمود پیدا می‌کند، طبیعی است که این متغیر اثر خود را در بلندمدت روی رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط نشان داده و به ارتقا و پیشرفت آن‌ها کمک می‌کند.

با توجه به نتایج حاصله می‌توان گفت که مهم‌ترین نقاط ضعف بر رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط شاخص‌های سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، نرخ تورم و نرخ بیکاری است. به همین دلیل باید هر بخش از سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی موظف باشند که زنجیره تولید تا کسب‌وکارهای کوچک و متوسط را کامل کنند و حتماً در جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی موظف باشند بخشی از مرکز تحقیق و توسعه به مجموعه را انتقال دهند و در کل سرمایه‌گذاری‌هایی مورد استقبال قرار می‌گیرند که بیشتر ساختار مکملی داشته باشند تا جایگزینی و در کل سرمایه‌گذاری‌هایی را انتخاب کنیم که نقش کمک‌کننده به کسب‌وکارهای کوچک و متوسط را داشته باشند نه آنهایی را که باعث شوند کسب‌وکارهای کوچک و متوسط داخلی را از گردونه اقتصاد خارج کنند؛ بنابراین پیشنهاد می‌گردد بستری فراهم شود تا سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به سمت کسب‌وکارهای کوچک دانش‌بنیان هدایت شوند. این کسب‌وکارها با ارتقای دانش و فناوری خود می‌توانند در عرصه داخلی و خارجی رقابت‌پذیری خود را بالاتر برده و صادرات غیرنفتی مبتنی بر دانش‌های به‌روز را افزایش دهند. درنتیجه کشور می‌تواند با کمک این کسب‌وکارها هم در سطح منطقه و هم در سطح جهانی در جایگاه علمی و اقتصادی بالاتری قرار گیرد و رشد مثبت بالاتری را تجربه نماید. همچنین عقد قراردادهای بلندمدت و شرایط کاری مطلوب می‌تواند مدیریت منابع انسانی را بهبود بخشیده و از خروج نیروهای متخصص و بهره‌ور جلوگیری نماید.

 

ملاحظات اخلاقی

حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.

مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آماده‌سازی این مقاله مشارکت کرده‌اند.

تعارض منافع: بنابه اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچ‌گونه تعارض منافعی وجود ندارد.

تعهد مالکیت معنوی: طبق تعهد نویسندگان، حق مالکیت معنوی (CC) رعایت شده است.



[1]. Farhan Muhammad Muneeb

[2]. M. Elfan kaukab

[3]. MSME

[4]. Norbert bozsnik

[5]. Yan Liu & Xuan Wang

[6]. Nurul Azwanie Budang, Taufik Abd Hakim

[7]. Azka Amin

[8]. ARDL

[9]. NARDL

[10]. Outward foreign direct investment

[11]. Cheng-Wen Lee

[12]. David Birch

[13]. www.worldbank.org

[14]. www.cbi.ir

 

 

Extended abstract

Introduction

Small and medium-sized businesses are known as one of the vital factors in the economy of developing countries, because economic growth occurs through these businesses. For this reason, they can be referred to as sources of creativity and innovation. These businesses operate in each country according to the prevailing economic conditions. Because the economic conditions in each country are different and these conditions affect small and medium-sized businesses. Accordingly, the most important factors affecting small and medium-sized businesses are macroeconomic indicators such as foreign direct investment, gross domestic product, unemployment rate, inflation, active population, gross constant capital formation and government expenditures. In fact, one of the important indicators that is of particular importance is investment. Foreign direct investment is recommended, especially for developing countries that suffer from a lack of capital accumulation and also struggle with the underdevelopment of financial markets. Another variable affecting small and medium-sized businesses is gross domestic product (GDP), as it is considered one of the indicators determining the level of economic strength and growth. This issue is of particular importance for developing countries, and identifying variables that can compensate for their lack of economic growth is essential to compensate for their backwardness. In view of the above, the present study examines the relationship between macroeconomic indicators, especially foreign direct investment, on the growth of small and medium-sized businesses.

Research Method

The present study is estimated based on the self-explanatory model with extended lags (ARDL). This method is used when all variables are not at the stationary level. Thus, based on the model of Pesaran et al. (2004), cointegration methods are used. Cointegration means that when a number of time series are related to each other to show a long-term equilibrium relationship, these variables may have a random trend, but at the same time they can follow each other over time and the linear relationship between them is stable. Therefore, if all variables are first-order cointegration, the linear relationship between them should be stable. (Noferesti, 2008); The most important advantage of this model is that it does not care whether the variables are (0) or (1) and can result in a non-false, unbiased, and efficient estimate. Accordingly, the optimal interval of the variables is based on the Schwarz-Bayesian criterion in the form of ARDL (2,2,0,1,2,1,0,1).

Results and Discussion

To examine the effect of macroeconomic indicators on small and medium-sized businesses, the ARDL method was used. Initially, the variables were analyzed with a short-term lag and then with a long-term lag. The results of these two analyses are compared as follows:

The results obtained from the short-term and long-term relationships show that the effectiveness of the indicators is consistent in most cases in both the short and long term. Gross Domestic Product has a negative effect only with one lag in the short term, but in all lags and in the long term, GDP has a positive effect on the growth of small and medium-sized businesses. The inflation rate has been an obstacle to the growth of small and medium-sized businesses in both the short and long term. Foreign direct investment has had a negative effect on the growth of small businesses in both the short and long term, which could be due to the low level of technology of Iran's partners, which does not involve technology transfer in the investment and trade process, and the fact that Iran's domestic advantages are not taken into account in the foreign direct investment process. gross constant capital formation has a positive effect both in the short term with a lag and in the long term. The government expenditure index has the same effect in the short term and the long term, only in the first lag it has a negative effect in the short term, which could be due to changes in governments and shocks to the economy. The active population index also has a consistent effect in both the long term and the short term. The unemployment rate, as an important factor, has also had a negative effect on the growth of small and medium-sized businesses in both the short and long term.

Conclusion

This research is a quantitative study that aims to examine the impact of macroeconomic indicators on small and medium-sized businesses. The most important of them are foreign direct investment and gross domestic product, and on the other hand, the unemployment rate index, inflation, active population, gross constant capital formation and government expenditures are considered as factors affecting the growth or weakening of small and medium-sized businesses. After conducting the necessary studies, it seems that the common denominator of the research results, both in the short-term and long-term lag analysis, is the Gross Domestic product, active population and government expenditures, all three of which have a positive and significant impact on small and medium-sized businesses. In the long-term lags, the foreign direct investment index, inflation rate and unemployment rate have a negative impact and play a role as negative and tense points. Therefore, based on the research results, it is suggested that the production chain be completed so that small and medium-sized businesses do not encounter problems in terms of both technology transfer and learning the research and development process. Also, investments should be selected that will help small businesses, rather than excluding them from the economic cycle. It is suggested that foreign direct investment be directed towards small knowledge-based businesses. On the other hand, signing long-term contracts and suitable working conditions can improve human resource management, prevent the departure of skilled and productive personnel, and help in the process of retaining them.

References
Ahmadpour Daryani, M. (2017). Identifying the factors affecting human resources management in small and medium sized enterprises. Journal of Entrepreneurship Development, 10(1), 1-20. https://jed.ut.ac.ir/ article_62286.htmL. (In persian)
Amin, A.; Anwar, S. & Liu, X. H. (2022). Outward foreign direct investment and economic growth in Romania: Evidence from non‐linear ARDL approach. International Journal of Finance & Economics, 27(1), 665-677. https://onlinelibrary.wiley.com/journal/10991158
Azimzadeh SM., Ehsani , Kordnaij A.; Koozehchian H. & Pitz B. (2014). A model for starting small and medium-sized sports businesses. Quarterly Journal of Sports Management and Development, Spring and Summer 1(4), 51-68. https://jsmd.guilan.ac.ir/article_722.html. (in persian)
Bagherzadeh M.; Safayi koochaksarayi, F.; Mehrara, A. & Ghulami Rudi, Z. (2021).  Developing Infrastructure Model to Promote the Role of Key Stakeholders in the Field of Foreign Direct Investment. Iranian Journal of Public Policy, 7(4), 2022. https://jppolicy.ut.ac.ir/ article_84826
Bozsik, N.; Ngo, D. M. & Vasa, L. (2023). The effects of foreign direct investment on the performance of small-medium enterprises: The case of Vietnam. Journal of International Studies, 16(1). https://www.jois.eu/
Budang, N. & Hakim, T. (2020). Does foreign direct investment crowd in or crowd out domestic investment? Evidence from panel cointegration analysis. International Journal of Academic Research in Economics and Management and Sciences, 9(1), 49-65. https://hrmars.com/index.php/ pages/detail/IJAREMS
Gaskari, R. & Eghbali, A. (2007). The Government Expenditure and Economic Growth: The Case of Iran. Journal of Economic Research, 42(4). https://jte.ut.ac.ir/article_26894.html. (In persian)
Gaskari, R. & Eghbali, A. (2007). The Government Expenditure and Economic Growth: The Case of Iran. Journal of Economic Research, 42(4), https://jte.ut.ac.ir/article_26894.html. (In persian)
Golrod, P. & Partoafkanan, M. (2019). The role of the government in supporting small and medium-sized businesses. Journal of Investment Knowledge, 9(35), 277-288. http://www.jik-ifea.ir/article_16680.html. (In persian)
Jafari Fesharaki, N.; Memarnejad, A.; Hojabr Kiani,K. & Hosseini, S. (2020). The effect of inflation and improvement of the business environment on foreign investment in selected countries and Iran. Journal of Applied Economics, 10(34-35), 47-60. https://sanad.iau.ir/ Journal/jae/Article/803634. (In persian)
Javadi M. & harandi F. (2009). Definitions of Unemployment and their Effects on Official Unemployment Rate. journal of Social Welfare8(33), 66-80. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-1858-fa.html. (In persian)
Javaheri, B.; Mozaffari, Z. & Mokhtaripour, R. (2024). The Effect of Foreign Direct Investment on Employment in Selected Oil-Exporting Countries of the Persian Gulf. Journal of Public Sector Economics Studies, 3(1), 117-138. https://pse.razi.ac.ir/article_2984.html?lang=en. (In persian)
Kaukab, M. E. (2023). The urgency of foreign direct investment in micro, small, and medium enterprises financing framework: The case of Indonesia. Verslas: teorija ir praktika, 24(1), 47-57. https://www.ceeol.com/search/article-detail
Kazemi, H. & Molaei, N. (2022). Investigating the role of demographic variables and attitudes towards success factors on the success of small and medium-sized businesses under the coverage of science and technology parks in Iran. joirnal of Transformational Human Resources. 4(1), 1-17. https://sanad.iau.ir/journal/thr. (In persian)
Lee, C. W. (2007). Strategic alliances influence on small and medium firm performance. Journal of Business Research, 60(7), 731-741. https://www.scimagojr.com/journalsearch.php?q=20550&tip=sid
Liu, Y. & Wang, X. (2023). The impact of foreign direct investment on innovation at domestic firms: Evidence from the deregulation of foreign investment in China. Canadian Journal of Economics/Revue canadienne d'économique. 56(2), 676-718. https://ideas.repec.org/s/wly/canjec.html
Mankiw, N. G. (2019). Macroeconomics (9th ed.). Worth Publishers. https://library.nlu.edu.ua/POLN_TEXT/SENMK/mankiw_macroeconomics.pdf
Minaie, M. & Samadi, F. (2021). Impact of venture capitalists and bank loans on the performance of small and medium enterprises Subject Areas. journal of business management, 49(13), 405-431. https://sanad.iau.ir/Journal/bmj/Article/1068553/FullText. (In persian)
Mohsenikabir, Z.; Mousavi kashi, Z. & seyedi hosseininia, S. S. (2024). Explaining the resilience model of small and medium businesses in Iran with the combined approach of ISM-FDEMATEL. Iranian journal of management sciences, 19(73), 57-98. https://journal.iams.ir/ article_419.html. (In persian)
Motefakerazad, M.; Asadzadeh, A. & Garshasbi, S., (2013). The impact of good governance on GDP. Journal of Economic & Developmental Sociology2(1), 125-143. https://sociology.tabrizu.ac.ir/article_1381.html. (In persian)
Muneeb, F. M.; Karbassi Yazdi, A.; Hanne, T. & Mironko, A. (2024). Small and medium-sized enterprises in emerging markets and foreign direct investment: an integrated multi-criteria decision-making approach. Applied Economics, 1-18. https://www.tandfonline.com/toc/rael20/18/1.
Nobakht F.; Ehsani, M.; Koozechian, H. & Amiri, M. (2015). Factors affecting the success of small and medium-sized sports businesses in the country. https://www.sid.ir/paper/510825. (In persian)
Noferesti, M. (1999). Single and Collective Roots in Econometrics, Rasa Cultural Services Institute, 91-102. https://rasabooks.ir/. (In persian)
Pahlavani, M. & Samadi, AH. (2009). Aggregation and structural failure in the economy. https://lib.pnu.ac.ir/inventory/447057/3.htm
Pesaran, M.H. & Y. Sh. (1998). An autoregressive distributed lag modelling approach to cointegration analysis. In Econometrics and Economic Theory in the 20th Century. Journal of Cambridge University Press, 371-413. https://www.cambridge.org/core/ publications/journals.
Rahimi, N.; aleemran, R.; Panahi, H. & Asgharpur, Hossein (2024). Investigating the asymmetric effects of exchange rate fluctuations on the gross domestic product with the quantile regression approach, a case study of Iran. journal of Computational economics, 2(3), 1-24. https://sanad.iau.ir/fa/Journal/ecomag/Article/1045595. (In persian)
Rezaeemanesh, B.; adel, R.; bahrami, D. & zand, F. (2012). The relationship between transformational leadership and social capital in small Enterprises. Journal of Management Studies in Development and Evolution, 21(69), 151-170. https://jmsd.atu.ac.ir/article_1834.html?lang=en. (In persian)
Saadi, H. (2013). Economic evaluation of Rural Women Small Enterprise,s (RWSEs). Journal of Agricultural Economics, 7(3), 41-58. https://www.iranianjae.ir/article_9251.html. (In persian)
Samadzad, S. & Hashemi, M. (2022). Analyzing Success Factors of Small and Medium Enterprises (SMEs): A Study in Iranian Context. International Journal of Innovation in Management. Journal of Economics and Social Sciences, 2(1), 43-51. https://journal.civiliza.org/ index.php/jess/index.
Setayesh, H.; Memarnejad, A.; Kiani, H. & Torabi, T. (2023). Studying the effect of small and medium-sized industrial workshops on the growth of added value in the industrial sector in the Iranian economy. Journal of financial economic. 59(16), 221-251. https://sanad.iau.ir/fa/Journal/ecj/ Article/694720?jid=694720. (In persian)
Seyednourani, S. & Mohammadpour, H. (2018). The Impact of Foreign Direct Investment on Employment in OECD and Developing Countries. journal of new economy and trad, 13(2), 53-79. https://jnet.ihcs.ac.ir/ article_3210.html. (In persian)
Shahabadi, A.; Salmani, Y. & Valinia, A. (2017). The Relationship between Inflation and Inflation Uncertainty with an Emphasis on Rational Expectation in Iran. Journal of Monetary & Financial Economics, 23(12), 45-63. https://danesh24.um.ac.ir/article_31041.html. (In persian)
Shakeri, A. (2016). Macroeconomics: Theories and Policies,Tehran: Pars Navisa Publications.
Sharafi , L.; Rezai, R.; Mirakzadeh, R. & Karamidehkordi, E. (1969). Designing a sustainability model for small and medium-sized agricultural businesses in Kermanshah province. Journal of agriculture of extension and education research. 2(12), 11-24. https://sanad.iau.ir/en/Journal/ jaeer/Article/825982/FullText. (In persian)
Statistical Center of Iran (1401). https://amar.org.ir/work.
Taghizadeh Elyas Abad H.; Rezazadeh, A. & jahangiri, K. (2021). Study of the Impact of Democracy and Corruption on Foreign Direct Investment in West and East Asian Countries. Journal of The Economic Research Sustainable Growth and Development. 21(3), 109-144. http://ecor.modares.ac.ir/article-18-47984-fa.html. (In persian)
 
Volume 13, Issue 51
Autumn 2025
Pages 569-598

  • Receive Date 23 August 2024
  • Revise Date 01 March 2025
  • Accept Date 12 May 2025