Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Investigating the role of effective cooperative policies on the organizational entrepreneurship of production cooperatives in Kerman province and presenting an optimal model in line with the implementation of the general policies of the I.R.Iran

Document Type : Research/Original/Regular Article

Authors
1 PhD student in Public Administration, Faculty of Management, Islamic Azad University, Kerman Branch, Kerman, Iran
2 Associate Professor, Department of Public Administration, Faculty of Literature and Humanities, Islamic Azad University, Kerman Branch, Kerman, Iran
3 Assistant Professor, Department of Public Administration, Faculty of Literature and Humanities, Islamic Azad University, Kerman Branch, Kerman, Iran.
10.30507/jmsp.2024.424578.2656
Abstract
Organizational entrepreneurship as a type of entrepreneurship is a necessary action if the organization wants to continue its growth. Due to the importance of entrepreneurship, the entrepreneurship policy as a part of the country's macro policies has progressed rapidly in different countries in the past few decades. Therefore, the current research sought to investigate the role of cooperative policies on the organizational entrepreneurship of production cooperatives in Kerman province and to provide an optimal model.This research is applied in terms of purpose, In terms of method, mixed research method, and in terms of data collection, it is placed in the descriptive-survey research group. Using the researcher-made questionnaires the required data were extracted. To check the validity and reliability of the questionnaire, CVR,CVI and Cronbach's alpha coefficient were used, and the values of 0.73, 0.93 and 0.846 were obtained. After the exploratory and confirmatory factor analysis of the data obtained from the questionnaires, the final model was prepared.The results of this research confirm the relationships between the variables and dimensions of the model and also indicate that the government has not succeeded in fulfilling the role of entrepreneurial policies of cooperatives.
Keywords

Subjects


مقدمه و بیان مسئله

تعاونی یک مؤسسه خودمختار و مبتنی بر اتحاد داوطلبانه برای برآورده کردن نیازهای عمومی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و آرزوها از طریق یک مالکیت مشترک و تحت کنترل دموکراتیک شرکت است (سُنجا[1]، 2008). به اعتقاد برخی از صاحب‌نظران، نظام تعاون روشی بی‌بدیل برای ایجاد فرصت‌های کسب‌وکار است. در مبحث ایجاد اشتغال، موفقیت تعاونی‌ها به حدی قابل توجه بوده است که سازمان ملل در برنامه توسعه هزاره و به‌منظور کاهش تعداد فقرا در سال 2015، نقش قابل توجهی را برای تعاونی‌ها به‌عنوان یک ابزار اصلی در این مسیر در نظر گرفته است (نظریان و حسینی، 1394). با توجه به ظرفیت‌های مناسب توسعه بخش تعاون و لزوم بهره‌گیری از روش‌های مناسب برای توسعه از یک‌سو و کارایی و اثربخشی کارآفرینی از دیگر سو، تلفیق راهبرد توسعه کارآفرینی در بخش تعاونی، راهبرد کاملاً مناسبی برای توسعه بخش تعاون کشور به نظر می‌رسد (گودرزی و همکاران، 1392). امروزه علی‌رغم مشاهده موفقیت‌های تعاونی‌ها در نظام‌های متفاوت اقتصادی، در کشور ما با وجود تأکیدات بسیار زیاد برنامه‌های ادوار مختلف توسعه کشور و سیاست‌های ابلاغی اصل 44 بر توسعه جایگاه بخش تعاون در اقتصاد، هنوز نظام تعاون نتوانسته است به جایگاه مناسب خود در عرصه‌های مختلف دست یابد. بر اساس آمارهای مجمع جهانی اقتصاد در زمینه مشارکت نیروی کار در اقتصاد کشورها، ایران در سال 2018 رتبه 143 را در میان 149 کشور جهان داشته است (مجمع جهانی اقتصاد[2]، 2018) که نشان‌دهنده وضعیت نامناسب ایران در این حوزه است و این در حالی است که بهره‌گیری از ظرفیت‌های بخش تعاون می‌تواند باعث بهبود این وضعیت و ایجاد شرایط پایدار اقتصادی شود. به‌هرحال، بدیهی است چنانچه بخش تعاون کشور بخواهد به اهداف تعیین شده در قانون اساسی و شرایط آرمانی دست یابد، لازم است به بهبود عملکرد تعاونی‌ها، توسعه کارآفرینی آن‌ها، رفع موانع موجود و غیره توجه نمایند (رضایی و حسینی، 1392). بحث توسعه کارآفرینی بخش جدایی‌ناپذیر مباحث توسعه اقتصادی در کشورهای در حال توسعه و پیشرفته است (پورآتشی، 1387). توجه به کارآفرینی سازمانی، شرطی بسیار مهم در توسعه هر سازمان و به‌مراتب هر کشور در هزاره سوم است (رضایی و حسینی،1392). ازاین‌رو در کشورهای مختلف توجه ویژه‌ای به کارآفرینی سازمانی و کارآفرینان شده و تقویت و ایجاد بستر مناسب برای توسعه کارآفرینی سازمانی در تعاونی‌ها، از مهم‌ترین ابزارهای پیشرفت اقتصادی کشورها، به‌حساب می‌آید. در صورت تحقق این امر، گسترش نوآوری و خلاقیت، بهبود سطح اشتغال در جامعه و رفاه اجتماعی، افزایش کمی و کیفی تولید، افزایش مزیت رقابت اقتصادی در عرصه جهانی و توسعه کشور را موجب خواهد شد و از طرفی سبب رسیدن بخش تعاون به جایگاه واقعی خود در سطح جهانی می‌شود (محمدی، 1391). در مصادیق ضرورت پژوهش می‌توان گفت تأکید سیاست‌های کلان ادوار مختلف کشور و علی‌الخصوص سیاست‌های ابلاغی اصل 44 بر توسعه 25 درصدی جایگاه بخش تعاون در اقتصاد کشور نشان از اهمیت تعاونی‌ها و لزوم بررسی خط‌مشی‌های آن دارد. باتوجه به اهمیت روزافزون کارآفرینی در توسعه کشورها، خط‌مشی کارآفرینی به‌عنوان  بخشی از سیاست‌های کلان در عرض چند دهه گذشته به‌سرعت در کشورهای مختلف در حال پیشرفت بوده است. توجه به کارآفرینی سازمانی و خط‌مشی‌های مرتبط با آن، علاوه بر پویایی و بالندگی سازمانی، موجبات توسعه کارآفرینی را نیز فراهم می‌نماید. با توجه به اهمیت کارآفرینی سازمانی به‌عنوان یکی از محورهای پژوهش در بخش تعاون کشور، تحقیق حاضر به دنبال بررسی نقش خط‌مشی‌های تعاون در کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی استان کرمان است که امید می‌رود این تحقیق بتواند در امر اشتغال‌زایی و جایگاه و نقش تعاونی‌ها در اقتصاد ملی تأثیرگذار باشد؛ بنابراین سؤال اساسی این پژوهش این است که نقش خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاونی‌ها بر کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی استان کرمان چیست و چه مدل مطلوبی را می‌توان ارائه نمود؟ همچنین این تحقیق به دنبال پاسخ به سؤالات فرعی همچون موارد ذیل است: وضعیت نقش خط‌مشی‌های تعاون در تعاونی‌های تولیدی استان کرمان چگونه است؟ خط‌مشی‌های تعاون در تعاونی‌های تولیدی استان کرمان چه هستند؟ وضعیت اجرای این خط‌مشی‌ها چگونه است؟ رابطه بین نقش خط‌مشی‌های تعاون با کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی استان کرمان چگونه است؟ رابطه بین اجرای خط‌مشی‌های تعاون با کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی استان کرمان چگونه است؟

 

1. پیشینه پژوهش

1-1. خط‌مشی‌های کارآفرینی

«لاندستروم و استیونسون»[3] (2001) سیاست کارآفرینی را این‌گونه تعریف می‌کنند که این سیاست‌ها اقدام‌های انجام شده برای تحریک کارآفرینی، در سه مرحله قبل از آغاز هدف، در هنگام راه‌اندازی و پس از راه‌اندازی فرایند کارآفرینی هستند که هدف اصلی آن‌ها تشویق مردم برای شروع کسب‌وکار است و سه حوزه انگیزش، کشف فرصت‌ها و آموزش مهارت‌ها را برای آن‌ها در نظر گرفته‌اند.

در چند دهه گذشته سیاست‌گذاران در کشورهای مختلف، تلاش کرده‌اند تا خط‌مشی‌های کارآفرینی مناسب را برای توسعه اقتصادی تدوین کنند. همواره خط‌مشی‌گذاران با این سؤال مواجه‌اند که چه شرایطی به فعالیت‌های کارآفرینانه منجر می‌شود. در مطالعه‌ای که به‌وسیله «آنکتاد»[4] در ژنو و در سال 2004 منتشر شد، سه حوزه مهم خط‌مشی‌های کارآفرینی مورد مطالعه قرار گرفت. این حوزه‌ها عبارتند از: افزایش دسترسی به منابع مورد نیاز مالی، تسهیل در ورود به شرکت‌ها و خروج از آن‌ها (تأسیس و انحلال) و برنامه‌های حمایتی دولت (آنکتاد، 2004).

نیلی و همکاران (1383) در سندی که بیانگر استراتژی‌های توسعه صنعتی کشور بود، سیاست‌هایی را به‌عنوان رهنمود به‌منظور کمک به توسعه صنعتی ارائه کرده‌اند. با عنایت به این سند، دولت باید از سیاست‌هایی همچون افزایش صادرات، کمک به رشد کارآفرینی در کشور، تسهیل در فرایند رشد شرکت‌های کوچک و متوسط و ایجاد خوشه‌های صنعتی به‌منظور توسعه صنعتی کشور بهره‌گیری نماید.

در جدول (1) به‌طور خلاصه نتایج بررسی برخی از مدل‌های مختلف مرتبط با خط‌مشی‌های کارآفرینی بیان گردیده است:

جدول 1: بررسی مدل‌های خط‌مشی‌های کارآفرینی

مدل

سال

ابعاد

لاندستروم و استیونسن

2001

در این مدل خط‌مشی‌های دولتی مناسب مرتبط با کارآفرینی عبارتند از: رشد و توسعه شرکت‌های کوچک و متوسط، تأسیس یک شرکت جدید، خط‌مشی‌های کل‌گرا و تمرکز بر گروه‌های خاص

الگوی سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه

2004

در این الگو، سه حوزه خط‌مشی که برای فعالیت‌های کارآفرینی مهم‌اند مورد مطالعه قرار گرفته‌اند: سیاست‌های حمایتی دولت، دسترسی به منابع مورد نیاز مالی و تسهیل ورود به شرکت‌ها و خروج از آن‌ها (تأسیس و انحلال)

خط‌مشی‌های کارآفرینی براساس مطالعه تطبیقی کشورها (10 کشور)

2005

تأکید بر خط‌مشی‌های شش‌گانه توسعه کارآفرینی: بهبود محیط برای شرکت‌های نوپا، ترویج و گسترش کارآفرینی، آموزش کارآفرینی، تسهیل در ورود، تأمین سرمایه اولیه، بقا و رشد شرکت‌ها، پشتیبانی از کسب‌وکار شرکت‌ها و استراتژی‌های حمایت از گروه هدف

 

مدل عوامل پنج‌گانه گابرو و هوفمن

2006

خط‌مشی‌ها را به 5 دسته تقسیم‌بندی می‌کنند: تقاضای بازار، تأمین سرمایه، عرضه مهارت‌ها، مشوق‌ها و فرهنگ جامعه

مدل کارآفرینی یورواستات

2007

خط‌مشی‌های اثرگذار بر چهارچوب قانونی، شرایط بازار، دسترسی به منابع مالی، دسترسی به تحقیق و توسعه و تکنولوژی، ظرفیت‌های کارآفرینی و فرهنگ

مدل دیده‌بان جهانی کارآفرینی)

2007

تأکید بر توسعه کارآفرینی به‌وسیله بهبود شرایط عمومی و شرایط ویژه کارآفرینی

مدل اصلاح شده دیده‌بان جهانی کارآفرینی

2009

توسعه کارآفرینی شامل برنامه‌های رفع نیازهای پایه‌ای، برنامه‌ها و سیاست‌های نوآوری و کارآفرینی و سیاست‌های مربوط به عوامل توسعه دهنده کارایی

مدل هنریکسون و استنکولا

2010

برای توسعه کارآفرینی خط‌مشی‌های زیر را پیشنهاد دادند:

توجه به سیستم‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور؛ پاداش به فعالیت‌های کارآفرینانه اثربخش؛ ممانعت از فعالیت‌های غیراثربخش؛ تسهیل راه‌اندازی و رشد کسب‌وکار؛ ایجاد انگیزه‌هایی برای حفظ و نگهداری افراد آینده­دار

الگوی آنکتاد

2012

ابعاد کلیدی این الگو شامل 6 بخش تدوین استراتژی ملی کارآفرینی، افزایش آموزش و توسعه مهارت‌های کارآفرینی، تسهیل تبادل فناوری و نوآوری، بهینه‌سازی محیط نظارتی، بهبود دسترسی به منابع مالی و ترویج آگاهی و شبکه است.

مدل ردفورد

2012

خط‌مشی‌ها در 4 دسته آموزش و مشاوره کارآفرینان (مالی، حقوقی، مدیریتی، بازاریابی و توسعه محصول)، توسعه زیرساخت‌ها (پارک علم و فناوری و مرکز رشد)، آموزش در مراحل سه‌گانه قبل، حین و بعد خلق کار و حمایت مالی (پاداش-تسهیلات) تقسیم‌بندی شده‌اند.

شاخص‌های بانک جهانی

2016

شاخص‌های سهولت کسب‌وکار بانک جهانی: سهولت راه‌اندازی، اخذ مجوزها، دریافت اشتراکات، ثبت دارایی‌ها، اخذ وام، میزان حمایت از سرمایه‌گذاران خرد، تجارت بین‌الملل، اجرای قراردادها، پرداخت مالیات، قوانین مربوط به ورشکستگی

مدل خط‌مشی‌های دولتی توسعه کارآفرینی در ایران داوری و رضایی

1385

توسعه کارآفرینی با بهره‌گیری از سه مرحله بسترسازی برای کارآفرینی (آموزش- فرهنگ‌سازی)، هدایت کارآفرینی در مرحله عمل (قانون‌گذاری، حمایت و پشتیبانی) و تثبیت کارآفرینی (تشویق به کارآفرینی)

الگوی خط‌مشی توسعه کارآفرینی در ایران دانایی‌فرد و همکاران

1386

شامل نقش‌های تنظیمی (برنامه‌ریزی ملی کارآفرینی، تأسیس مراکز حمایت‌های مالی، حمایت‌های مشاوره‌ای، تسهیلات و کمک‌های مالی و غیرمالی، اصلاحات اداری)، نقش هنجاری (اعطای جوایز و برگزاری نمایشگاه) و نقش شناختی (آموزش و بسترسازی فرهنگی و اطلاع‌رسانی)

 

1-2. نقش خط‌مشی‌ها در ارتقای کارآفرینی

بر اساس تحقیقی که در سازمان صنایع کوچک و متوسط در سال ۱۳۸۵ انجام شده می‌توان نقش‌های اصلی دولت‌ها در جهت ارتقای کارآفرینی را به سه نقش تنظیمی، شناختی و هنجاری تقسیم کرد.

در خصوص نقش‌های تنظیمی، کشورها می‌توانند به‌وسیله کاهش یا تخفیفات مالیاتی، پرداخت وام و دیگر برنامه‌های تنظیمی، کارآفرینی را حمایت کنند و بدین طریق احتمال اینکه مردم، یک فرصت جذاب را شناسایی کنند و در نتیجه، تصمیم بگیرند کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کنند، افزایش می‌دهند.

در زمینه نقش‌های شناختی، برنامه‌هایی که بر اشاعه دانش مدیریت و مهارت‌های کارآفرینی متمرکزند برای تقویت نهادهای شناختی است و این امر می‌تواند توانایی کارآفرینان محلی را برای تأسیس و حفظ کسب‌وکارهای خصوصی خود بهبود دهد. کشورهای مختلف تلاش‌هایشان را برای بهبود درک افراد از مراحل مختلف راه‌اندازی یک کسب‌وکار شروع کرده‌اند. در این راستا طراحی سایت‌های کارآفرینی و انتشار کتابچه‌های راهنمای کارآفرینی را انجام داده‌اند. برنامه‌های آموزشی متعددی برای کارآفرینان ارائه می‌شود. برنامه‌های مختلف، خدمات مشاوره‌ای به کسب‌وکارهای کوچک را ارائه می‌دهند؛ برنامه‌های خاص شرکت‌ها به کار با هم، برای درک محیط صنعتشان کمک می‌کند. در نهایت در برخی کشورها آموزش‌های لازم به شرکت‌های کوچک و متوسط ارائه می‌شود یا برنامه‌هایی نظیر صندوق سرمایه‌گذاری اجتماعی و ارتقای تولید شرکت‌ها در توسعه مهارت‌های کارآفرینانه لازم کمک می‌کند.

در زمینه نقش‌های هنجاری، برنامه‌های معطوف به بهبود دیدگاه جامعه نسبت به کارآفرینان می‌تواند محیط هنجاری یک کشور را مورد بهبود قرار دهد و بدین‌ترتیب انگیزه‌های افراد برای تبدیل شدن به کارآفرین را بهبود دهد. کارشناسان اقتصادی مدعی‌اند که نهادهای هنجاری دشوارترین بخش محیط کارآفرینی هستند که باید تغییر کنند و متذکر شده‌اند که می‌توان برای تغییر صحیح نحوه دیدگاه مردم نسبت به کارآفرینان چند نسل آن را تغییر داد (دانایی فرد، فروهی و صالحی، 1386).

 

1-3. کارآفرینی سازمانی

کارآفرینی سازمانی عبارت است از فرایندی که به‌وسیله آن افراد از فرصت‌های درون سازمان‌ها بدون توجه به منابعی که در اختیار دارند، استفاده می‌کنند. به بیانی دیگر، مفهومی است که نوآوری‌ها را به‌عنوان ترکیبات اصلی می‌پذیرد به عبارتی گسترش یا فرمول‌بندی جدید محصولات، مهندسی مجدد یا کاهش هزینه فرایند، جست‌وجوی بازارهای بکر و دست‌نخورده، کاربردهای جدید محصولات و خدمات جدید، سرمایه‌گذاری‌های جدید است (آقاجانی و همکاران، 1394). کارآفرینان سازمانی افرادی هستند که درون سازمان‌ها اعمال و رفتار کارآفرینانه داشته و در همه سطوح مختلف سازمانی یافت می‌شوند. آن‌ها می‌توانند باعث تحول در سازمان شوند. عنصر کلیدی کارآفرینی سازمانی، نوآوری است که می‌تواند حالات مختلفی داشته باشد، مانند نوآوری در فرایند و روش‌های سازمان و نوآوری در نحوه انجام امور در درون سازمان‌ها و نوآوری در محصولات یا خدمات.

بر اساس الگوی« آنتونیک و هیسریچ»[5] کارآفرینی سازمانی زمانی اتفاق می‌افتد که ساختار کارآفرینانه سازمان، با یک محیط کارآفرینانه تلفیق شود (مقیمی و همکاران، 1392).

با توجه به الگوی توسعه کارآفرینی سازمانی ایرلند[6] و همکاران، استراتژی کارآفرینی سازمانی، آغازگر توسعه رفتارهای کارآفرینانه در شرکت‌ها است. این استراتژی موجب می‌شود سازمان جهت‌گیری کلی خود را در راستای نوآوری و کارآفرینی در پیش گیرد. بر مبنای این استراتژی، سازمان قادر خواهد بود محرک‌های استراتژیک را شناسایی کند. حال باید محیط درونی مناسبی در سازمان شکل گیرد که از رفتارهای کارآفرینانه حمایت کند. به عبارت دیگر وظیفه مدیران ارشد این خواهد بود که محیط کار را در جهت تسهیل توسعه کارآفرینی سازمانی ایجاد و هدایت کنند. در ایجاد چنین فضایی چهار بُعد اصلی ساختار، سیستم‌های کنترل، مدیریت منابع انسانی و فرهنگ مؤثر هستند (مهرنگار، 1388).

بر اساس الگوی «آنتونیک و هیسریچ»[7] و با توجه به بررسی‌هایی که به انجام رسانده‌اند شش بُعد را برای کارآفرینی سازمانی بیان نموده‌اند. آن‌ها معتقدند که کارآفرینی سازمانی بایستی به‌عنوان مفهومی چن بُعدی متمایز و با این حال مرتبط نگریسته شود. ابعاد کارآفرینی سازمانی از دیدگاه آنتونیک و هیسریچ عبارتند از: نوآوری در محصول و فرایند، رقابت تهاجمی، ریسک‌پذیری، خودتجدیدی، پیشگامی و ایجاد واحدهای مستقل و نیمه‌مستقل (مقیمی و همکاران، 1392).

«لامپکین و دس»[8] به تبیین ماهیت گرایش به کارآفرینی پرداخته‌اند و چهارچوبی اقتضایی را برای بررسی رابطه میان گرایش کارآفرینانه و عملکرد سازمان مطرح نمودند. الگوی کارآفرینی سازمانی از دیدگاه آن‌ها شامل مؤلفه‌های زیر است:

1. گرایش کارآفرینانه؛ 2. عوامل محیطی؛ 3. عوامل سازمانی.

حسین‌پور و زارعی (1389) شاخص‌هایی را برای کارآفرینی سازمانی مد نظر قرار داده‌اند، که این شاخص‌ها عبارتند از:

v    نوآوری: ارائه ایده‌های جدید و تبدیل آن‌ها به محصول یا خدمات جدید؛

v    ساختار: غیرمتمرکز، غیررسمی بودن و گروهی بودن کارها؛

v    فرهنگ سازمانی: حمایت از نوآوری، ریسک‌پذیری و ایده‌های جدید افراد در تمامی سطوح سازمان و ارزش قائل شدن و مورد تشویق قرار گرفتن کار گروهی؛

v    استراتژی‌ها: وجود داشتن بیانیه مأموریت و آرمان مشترک، به‌صورت مدون، واضح، آینده‌نگر، منعطف، مشتری‌گرا و مشوق تغییر و نوآوری؛

v    ریسک‌پذیری: تمایل به اقدامات مخاطره‌آمیز و به‌کارگیری منابع در این راه با نتایج نامطمئن؛

v    تحقیق و توسعه: ایجاد ارتباط تنگاتنگ و مستمر توسط واحد تحقیق و توسعه با مشتریان سازمان، تحقیقات بازار کارآفرینان و بالا بردن مخارج واحد تحقیق و توسعه و اهمیت به آن نسبت به رقبا.

1-4. تعاونی‌های تولیدی

طبق اصل ۴۴ قانون اساسی در ایران، شرکت‌های تعاونی به‌عنوان یکی از سه بخش مهم نظام اقتصادی، به فعالیت در بخش‌های مختلف اقتصادی کشور می‌پردازند. در ایران، تعاون به معنای واقعی کلمه، از سابقه‌ای بس طولانی برخوردار است. تعاون و همکاری‌های مختلف اجتماعی در بسیاری از موارد عامل مهمی در شکل‌گیری تغییر و تحولات اجتماعی بوده است که در سراسر تاریخ پرفراز و نشیب ایران به چشم می‌خورد (میرزایی و همکاران، 1400). بخش تعاون در برنامه‌های توسعه کشور سهم مهمی از رشد و توسعه اقتصادی را به عهده دارد. همچنین در برنامه‌های تحول اداری و در راستای نوسازی و کوچک‌سازی دولت، شرکت‌های تعاونی در کانون توجه برون‌سپاری فعالیت‌ها واقع شده‌اند. شناسایی فرصت‌های قانونی و سایر فعالیت‌های قابل واگذاری به بخش تعاون می‌تواند به رونق‌بخش تعاون و توسعه اقتصادی کشور کمک نماید (نکویی، 1395).

 

2. چهارچوب نظری

متغیر اصلی این تحقیق کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی استان کرمان (متغیر ملاک) است، متغیری که تلاش می‌شود تغییرات آن توسط متغیر نقش خط‌مشی‌های تعاون توضیح و تفسیر شود. پس از بررسی ادبیات پژوهش و انجام گرفتن مصاحبه با تعدادی از خبرگان مرتبط با موضوع، جهت شناسایی ابعاد، شاخص‌ها و مدل مورد نظر، متغیر مستقل اجرای خط‌مشی‌های تعاون به‌عنوان متغیر تأثیرگذار بر کارآفرینی سازمانی تعاونی‌ها اکتشاف گردید.

کارآفرینی در طول دوره‌های مختلف مفاهیم متعددی یافته است و در هر دوره نظریه‌پردازان بر یکی از جنبه‌های آن تأکید کرده‌اند. این امر ناشی از گستردگی و پیچیدگی مفهوم کارآفرینی و طیف وسیعی از ویژگی‌هایی است که توسط نظریه‌پردازان برای افراد کارآفرین در نظر گرفته می‌شود.

صمدآقایی (1378)، در تحقیقی کارآفرینی سازمانی را فرایندی می‌داند که در آن، محصولات یا فرایندهای نوآوری شده، از راه ایجاد و تقویت فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تأسیس شده پدید می‌آید یا به تعریفی دیگر، مجموعه فعالیت‌هایی گفته می‌شود که از منابع و حمایت‌های سازمانی با هدف دستیابی به نتایج نوآورانه بهره‌مند است. در بسیاری از مدل‌های بررسی شده (لامپکین و دس، 1996؛ آنتونیک و هیسریچ، 2003؛ فاکس، 2008؛ حسین­پور و زارعی، 1389) مؤلفه‌های نوآوری، رقابت‌طلبی، ایجاد کسب‌وکارهای جدید، ریسک‌پذیری و فرهنگ کارآفرینانه برای سنجش کارآفرینی سازمان‌ها مورد تأیید قرار گرفته‌اند.

در چند دهه گذشته سیاست‌گذاران در کشورهای مختلف تلاش کرده‌اند تا خط‌مشی‌های کارآفرینی را برای توسعه اقتصادی تدوین کنند. برخی از مهم‌ترین خط‌مشی‌ها و سیاست‌های دولت برای توسعه کارآفرینی عبارتند از: تدوین مقررات مرتبط، سیاست‌های مالیاتی، سهولت در مراحل اداری، ارتقای کارآفرینی و آموزش، اطلاع‌رسانی و مشاوره به کارآفرینان، حمایت‌های مالی و اعطای وام و ایجاد زیرساخت‌های لازم (لاندستروم و استیونسون[9]، 2001).

در این پژوهش پس از آشنایی با مدل‌های مختلف مرتبط با خط‌مشی‌های کارآفرینی در داخل و خارج از کشور به بررسی خط‌مشی‌های تدوین شده در ایران براساس اصل ۴۴ قانون اساسی، قوانین مرتبط با بخش تعاون اقتصاد ایران، سند چشم‌انداز 20 ساله، سند توسعه بخش تعاون و غیره پرداخته شد و در نهایت خط‌مشی‌هایی به‌عنوان شاخص انتخاب گردید. تجربه‌ای که کشورهای موفق در حال توسعه و کشورهای صنعتی کسب کرده‌اند نقش مهم دولت‌ها را در توسعه نشان داده و در این کشورها، سیاست‌های دولت به توسعه فعالیت‌های کارآفرینی کمک قابل‌توجهی کرده است (نولان[10]، 2004).

داوری و رضایی (1385)، در تحقیقی پنج نقش آموزشی، قانون‌گذاری، حمایت و پشتیبانی، فرهنگ‌سازی و تشویق به کارآفرینی را برای دولت در جهت توسعه کارآفرینی مورد بررسی قرار داده است.

دانایی فرد و همکاران (1386)، در تحقیقی نقش‌های اصلی دولت‌ها در ارتقای کارآفرینی را به سه نقش تنظیمی، شناختی و هنجاری تقسیم کرد.

 

3. روش‌شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیماشی از نوع ترکیبی است که علاوه بر توصیف وضع موجود، سعی بر ترسیم وضع مطلوب دارد. شاخص‌های شناسایی شده از طریق مدل دلفی در اختیار خبرگان قرار گرفت تا درجه موافقت خود را با شاخص‌هایی که از مدل‌های گوناگون گردآوری شده بود، مشخص و در صورت لزوم، تلفیق، تفکیک، حذف و یا مطلبی را به آن اضافه نمایند. بدین منظور پرسش‌نامه‌ها طی سه مرحله برای اعضای پانل ارسال و پس از توافق اعضا بر مدل، در نهایت پرسش‌نامه برای تأیید روایی محتوا ارسال و پاسخ‌ها جمع‌آوری گردید.

اعضای پانل دلفی برای این پژوهش به‌صورت ترکیبی از روش هدفمند و روش گلوله‌برفی برگزیده شدند. بر این اساس، ابتدا 5 نفر از افراد نامزد شدند که پژوهشگر برای مشارکت در این پژوهش مناسب می‌دانست. سپس از طریق این افراد سایر اعضای پانل معرفی شدند. پس از تعیین اعضای پانل، سه دور روش دلفی انجام شد. پرسش‌نامه‌های هر دور به‌صورت حضوری توزیع و گردآوری شدند. در دور اول، فهرستی از شاخص‌ها و مدل مفهومی مورد نظر که از پژوهش‌های موفق استخراج شده بودند، برای تعیین میزان اهمیت آن‌ها در اختیار اعضا قرار گرفت. علاوه بر این، از آن‌ها خواسته شد که ایده‌های خود را درباره عواملی ارائه کنند که در این فهرست نیستند. در دور دوم، مجموعه عواملی که در دور اول پیشنهاد شده بودند به همراه تغییرات پیشنهادی از دور قبل که با ادبیات موضوع انطباق داشتند، برای تعیین میزان اهمیت در اختیار خبرگان قرار گرفته و همچنین مجدداً ایده‌های آنان جمع‌آوری گردید. در دور سوم، نظر اعضا درباره شاخص‌هایی که اهمیت آن‌ها در دوره‌های اول و دوم زیاد تشخیص داده شده بودند و همچنین میزان مناسب بودن مدل، مجدداً دریافت شد. انجام روش دلفی پس از انجام دور سوم و دستیابی به اجماع مطلوب پایان یافت.

جامعه آماری در دو بخش خبرگان (برای بهره‌گیری از روش دلفی) و مدیران ارشد (شامل هیئت مدیره و مدیران عامل) تعاونی‌های تولیدی استان کرمان (­303 نفر) است. برای جمع‌آوری اطلاعات، از نظر تخصصی 15 خبره از بین متخصصین دانشگاه و کارشناسان ارشد اداره تعاون مرتبط با حوزه کارآفرینی استفاده شد. در این مرحله، برای انتخاب نمونه‌های تحقیق و تشکیل پانل از روش‌های احتمالی و غیر احتمالی به‌صورت ترکیبی استفاده شد؛ بنابراین اعضای پانل دلفی از روش هدف‌دار و روش گلوله‌برفی برگزیده شدند. در این مرحله از روش نمونه‌گیری هدفمند تا مرحله اشباع تئوریک استفاده شد. برای بخش دوم با توجه به اینکه موضوع پرسش‌نامه‌ها پیرامون خط‌مشی‌های کلان مرتبط با سازمان‌ها و نقش دولت بر کارآفرینی سازمانی است، از مدیران عامل و اعضای هیئت مدیره شرکت‌های تعاونی تولیدی با توجه به اشراف آن‌ها بر موضوع، به‌عنوان جامعه آماری بهره گرفته شد. به‌منظور محاسبه حجم نمونه مورد نیاز از جدول مورگان بهره گرفته شد و با توجه به این جدول برای جامعه آماری با تعداد 303 عضو حداقل تعداد حجم نمونه 101 نفر تعیین و برای انتخاب افراد نمونه از روش نمونه‌گیری تصادفی استفاده گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق استفاده از پرسش‌نامه‌هایی محقق ساخته است. میزان CVI و CVR سؤالات این پرسش‌نامه باتوجه به فرمول‌های مربوطه، به‌شرح جدول (2) است:

جدول 2: میزان ضریب نسبی و شاخص روایی محتوای سؤالات پرسش‌نامه

سؤال

CVR

CVI

سؤال

CVR

CVI

سؤال

CVR

CVI

1

0.73

0.93

21

0.6

0.87

41

0.6

0.8

2

0.86

0.87

22

0.73

0.8

42

0.73

0.87

3

1.00

1.00

23

0.86

0.8

43

1.00

0.93

4

0.73

0.87

24

0.6

0.93

44

0.73

1.00

5

0.73

1.00

25

0.86

0.93

45

0.86

0.8

6

0.6

0.8

26

1.00

0.93

46

1.00

0.8

7

0.6

0.8

27

0.73

0.87

47

0.73

0.87

8

0.73

0.87

28

1.00

1.00

48

0.86

1.00

9

1.00

0.93

29

0.6

0.93

49

1.00

0.93

10

0.73

1.00

30

0.73

0.93

50

0.73

0.87

11

0.86

0.8

31

0.86

0.93

51

1.00

1.00

12

1.00

0.8

32

0.6

0.87

52

0.73

0.93

13

0.73

0.87

33

0.86

1.00

53

1.00

0.87

14

0.73

0.93

34

1.00

0.93

54

0.6

1.00

15

0.6

0.93

35

0.73

0.87

55

0.73

0.93

سؤال

CVR

CVI

سؤال

CVR

CVI

سؤال

CVR

CVI

16

0.6

1.00

36

1.00

1.00

56

1.00

1.00

17

0.73

0.8

37

1.00

1.00

57

0.86

0.93

18

1.00

0.93

38

0.86

0.93

58

1.00

0.93

19

0.86

1.00

39

0.6

0.87

 

 

 

20

1.00

0.93

40

1.00

1.00

 

 

 

 

همان‌گونه که از جدول (2) مشاهده می‌شود، میزان ضریب نسبی روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) سؤالات پرسش‌نامه در حد قابل قبولی بوده است.

جدول 3: بررسی پایایی پرسش‌نامه

متغیر

ابعاد

تعداد سؤال

ضریب آلفای کرونباخ

نقش خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون

نقش تنظیمی

8

749/0

نقش شناختی

4

826/0

نقش هنجاری

4

902/0

اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون

حوزه فرصت

6

725/0

حوزه آموزش و مهارت

4

706/0

حوزه انگیزش

12

825/0

کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی

نوآوری در محصول و فرایند

5

911/0

رقابت‌پذیری

3

887/0

ریسک‌پذیری

4

751/0

ایجاد بازار و کسب‌وکار جدید

3

801/0

فرهنگ کارآفرین

5

779/0

کل پرسش‌نامه

58

846/0

 

با عنایت به داده‌های جدول (3)، میزان ضریب آلفای کرونباخ پرسش‌نامه برای تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 است، بنابراین می‌توان گفت که پرسش‌نامه از پایایی مطلوبی برخوردار است؛ همچنین برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد.

 

4. یافته‌های پژوهش

در این پژوهش به‌طور خلاصه ابتدا نتایج حاصل از تجزیه‌وتحلیل پرسش‌نامه‌های خبرگان ارائه می‌شود. سپس شاخص‌های توصیفی متغیرها و مؤلفه‌های پژوهش انجام شد. پس از آن تحلیل عاملی تأییدی متغیرها مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه ضمن بررسی نرمال بودن توزیع داده‌ها وضعیت متغیرها بررسی شد. در مرحله بعدی، نتایج تحلیل مسیر بر اساس مدل‌سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت اعتباریابی مدل بر اساس تعیین شاخص‌های برازش مدل انجام شد.

همان‌گونه که اشاره شد، ابتدا مؤلفه‌ها و عوامل مؤثر بر متغیرهای تحقیق از عمق ادبیات تحقیق، مبانی نظری و مصاحبه‌های اکتشافی پیرامون موضوع استخراج شده و سپس به کمک تکنیک دلفی و با استفاده از دیدگاه‌های خبرگان و نخبگان و امتیازدهی، شاخص‌های مورد اجماع خبرگان شناسایی گردید. برای جمع‌آوری داده‌های مورد نیاز، پرسش‌نامه‌های تهیه شده به‌صورت حضوری در اختیار افراد منتخب بر اساس پانل خبرگان قرار گرفته و پس از انجام مصاحبه ساختار یافته، نظرات آن‌ها بررسی گردید. روش دلفی در سه دور انجام شد. در دور سوم بر اساس میانگین نظر صاحب‌نظران، شاخص‌های با میانگین کمتر از متوسط (کوچک‌تر مساوی 3) حذف گردیده و شاخص‌ها و مؤلفه‌هایی که مناسب تشخیص داده شده بودند به همراه میانگین نظر اعضا در دور دوم و نظرات پیشین همان عضو در اختیار کلیه صاحب‌نظران قرار گرفت و پرسش‌نامه سوم به‌صورت حضوری و در قالب مصاحبه ساختار یافته ارائه شد. پس از جمع‌آوری پرسش‌نامه‌ها و تحلیل داده‌ها، نتایج نشان دادند که تمامی میانگین پاسخ‌ها بالاتر از حد متوسط (میانگین 3) بوده و هیچ پیشنهادی از سوی صاحب‌نظران مبنی بر تغییر در مدل حاصل نگردید. با توجه به نتایج حاصله، متخصصین راجع به مدل، ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌ها به اتفاق نظر رسیدند، بنابراین دوره‌های نظرسنجی دلفی پس از سه مرحله خاتمه پیدا کرد. پس از طی شدن مراحل کیفی و با توجه به نتایج حاصل شده از دورهای دلفی، پرسش‌نامه نهایی جهت نظرسنجی از مدیران تعاونی‌های تولیدی تهیه و در بین نمونه‌های آماری توزیع شد. لازم به ذکر است پس از انجام مصاحبه‌های ساختاریافته و طی مراحل روش دلفی، با توجه به نظر خبرگان متغیر اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی به‌منظور کسب نتایج بهتر به‌عنوان متغیر مستقل دوم به مدل اضافه گردید.

پس از طی مراحل کیفی، 58 آیتم (گویه‌های پرسش‌نامه) به‌عنوان گویه‌های احتمالی جمع‌آوری شد، با توجه به ترکیبی بودن روش تحقیق و به‌منظور اطمینان از صحت پرسش‌نامه از روش‌های کمی بهره‌گیری می‌نماییم. در این راستا برای تعیین مؤلفه‌های اصلی، پرسش‌نامه‌ای مشتمل بر 58 گویه بر اساس مقیاس لیکرت 1 تا 5 درجه تنظیم و در بین نمونه‌ها توزیع شد و داده‌های جمع‌آوری شده مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. ابتدا با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی به بررسی این موضوع پرداختیم که آیا سازه مورد نظر توانایی اندازه‌گیری هدف را دارد یا خیر؟

نتایج نشان داد داده‌های آزمون تناسب کایزر- مایر و آزمون بارتلت در تمامی ابعاد متغیرهای نقش خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاونی‌ها، اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی و کارآفرینی سازمانی نسبتاً خوب است و در نتیجه باید با احتیاط بیشتری داده‌های مورد نظر استخراج و مورد تحلیل عاملی تأییدی قرار گیرند.

جدول 4: شاخص‌های مرکزی و پراکندگی متغیر نقش خط‌مشی‌های تعاون، اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی و کارآفرینی سازمانی

متغیر

ابعاد

تعداد

میانگین

انحراف معیار

واریانس

چولگی

کشیدگی

نقش خط‌مشی‌های تعاون

نقش تنظیمی

170

1.793

0.567

0.322

0.324

-0.397

نقش شناختی

170

2.082

0.513

0.263

-0.226

-0.316

نقش هنجاری

170

2.363

0.510

0.260

-0.107

-0.343

اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی

حوزه فرصت

170

2.258

0.644

0.415

0.077

-1.223

حوزه انگیزش

170

2.471

0.666

0.444

-0.316

-0.828

حوزه آموزش و مهارت

170

2.478

0.498

0.248

0.385

1.108

کارآفرینی سازمانی

نوآوری در محصول و فرایند

170

3.000

0.505

0.255

0.366

-0.461

رقابت‌پذیری

170

2.794

0.651

0.423

-1.135

1.375

ریسک‌پذیری

170

2.497

0.819

0.670

0.378

-0.153

ایجاد بازار و کسب‌وکار جدید

170

2.797

0.737

0.543

0.100

-1.034

فرهنگ کارآفرین

170

2.888

0.492

0.242

-0.104

-0.383

 

جدول (4) نشان‌دهنده آن است که میانگین تمامی متغیرهای نقش خط‌مشی‌های تعاون کمتر از حد متوسط شاخص بوده است و می‌توان گفت سطح این متغیرها در نمونه از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. با مقایسه مقادیر متغیرها می‌توان دریافت که از میان سه متغیر اصلی بیشترین میانگین مربوط به متغیر نقش هنجاری (363/2) و کمترین میانگین مربوط به متغیر نقش تنظیمی (793/1) است. میانگین تمامی متغیرهای اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاونی‌ها کمتر از حد متوسط شاخص بوده است و می‌توان گفت سطح این متغیرها در نمونه، از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. با مقایسه مقادیر مؤلفه‌ها می‌توان دریافت که از میان مؤلفه‌ها بیشترین میانگین مربوط به مؤلفه حوزه آموزش و مهارت (478/2) و کمترین میانگین مربوط به متغیر حوزه فرصت (258/2) است. نتایج نشان‌دهنده آن است که غیر از مؤلفه نوآوری در محصول و فرایند، میانگین تمامی متغیرهای کارآفرینی سازمانی کمتر از حد متوسط شاخص بوده است و می‌توان گفت سطح این متغیرها در نمونه، از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. با مقایسه مقادیر متغیرها می‌توان دریافت که از میان مؤلفه‌ها بیشترین میانگین مربوط به مؤلفه نوآوری در محصول و فرایند (3) و کمترین میانگین مربوط به مؤلفه ریسک‌پذیری (497/2) است.

تحلیل عاملی تأییدی متغیر نقش خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون، متغیر اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون و متغیر کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی انجام شد. مقدار سطح معناداری (P) بیشتر از 05/0 به دست آمد. بنابراین می‌توان گفت که معناداری مدل تأیید می‌شود. ریشه مربعات خطای برآورد (RMSEA) کمتر از 08/0 بوده است؛ بنابراین در حد قابل قبول و مقدار X2/DF کمتر از 3 و در حد قابل پذیرش است. همچنین شاخص برازش تطبیقی (CFI)، بیشتر از 9/0 و در حد قابل قبول است. بنابراین می‌توان گفت که تحلیل عاملی همه متغیرها مناسب است.

جدول 5: بررسی وضعیت موجود متغیرها بر اساس آزمون t تک نمونه‌ای

متغیرها

مقدار ثابت مورد آزمون 3

نتیجه آزمون

وضعیت

میانگین

انحراف از معیار

آماره t

درجه آزادی

مقدار احتمال

نقش خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون

2.08

0.40

-29.71

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

نقش تنظیمی

1.79

0.57

-27.75

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

نقش شناختی

2.08

0.51

-23.33

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

بعد هنجاری

2.36

0.51

-16.27

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون

2.52

0.51

-12.10

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

حوزه فرصت

2.26

0.64

-15.01

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

حوزه انگیزش

2.47

0.67

-10.34

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

حوزه آموزش و مهارت

2.48

0.50

-13.64

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی

2.85

0.41

-4.763

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

نوآوری در محصول و فرایند

3.00

0.51

0.000

169

1.000

تأیید فرضیه صفر

متوسط

رقابت‌پذیری

2.79

0.65

-4.126

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

ریسک‌پذیری

2.50

0.82

-8.011

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

ایجاد بازار و کسب‌وکار جدید

2.80

0.74

-3.591

169

0.000

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

فرهنگ کارآفرین

2.89

0.49

-2.963

169

0.003

رد فرضیه صفر

کمتر از حد متوسط

 

همان‌طور که از جدول (5) ملاحظه می‌گردد متغیر «نقش خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون» دارای میانگین 08/2 است؛ با توجه به مقدار آماره t برابر با 715/29- و مقدار احتمال که کمتر از 05/0 است، فرضیه صفر آزمون t رد شده و مقدار میانگین متغیر اختلاف معناداری با مقدار متوسط شاخص دارد. همچنین از نظر حاضرین در پژوهش تحقیق، این متغیر دارای وضعیت (میانگین) کمتر از حد متوسط است.

متغیر «اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون» دارای میانگین 52/2 است، با توجه به مقدار آماره t برابر با 105/12- و مقدار احتمال که کمتر از 05/0 است، فرضیه صفر رد شده و مقدار میانگین متغیر اختلاف معناداری با مقدار متوسط شاخص دارد. همچنین از نظر حاضرین در پژوهش، این متغیر دارای وضعیت (میانگین) در حد کمتر از متوسط است.

متغیر «کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی» دارای میانگین 85/2 است، با توجه به مقدار آماره t برابر با 763/4- و مقدار احتمال که کمتر از 05/0 است؛ فرضیه صفر رد شده و مقدار میانگین متغیر اختلاف معناداری با مقدار متوسط شاخص دارد. همچنین از نظر حاضرین در پژوهش، این متغیر دارای وضعیت (میانگین) در حد کمتر از متوسط است.

شکل (1) و (2)، الگوی اصلی پژوهش و خروجی‌های Amos در حالت ضرایب عاملی استاندارد را نشان می‌دهند.

 

 

شکل 1: الگوی اصلی پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2: الگوی اصلی پژوهش در حالت ضرایب استاندارد

با توجه به مدل فوق اثرات متقابل متغیرها بر اساس جدول (6) است.

جدول 6: ارتباط بین متغیرهای تحقیق بر اساس مدل

متغیرها

ضریب استاندارد مسیر

خطای استاندارد

سطح معناداری

نتیجه

نقش خط‌مشی‌ها <--- کارآفرینی سازمانی

0.353

0.025

0.000

ارتباط معنادار

نقش تنظیمی <--- کارآفرینی سازمانی

0.191

0.349

0.046

ارتباط معنادار

نقش شناختی <--- کارآفرینی سازمانی

0.374

0.046

0.000

ارتباط معنادار

نقش هنجاری <--- کارآفرینی سازمانی

0.034

0.149

0.217

عدم ارتباط معنادار

اجرای خط‌مشی‌ها <--- کارآفرینی سازمانی

0.670

0.380

0.002

ارتباط معنادار

حوزه فرصت <--- کارآفرینی سازمانی

0.221

0.189

0.000

ارتباط معنادار

نقش انگیزش <--- کارآفرینی سازمانی

0.524

0.159

0.000

ارتباط معنادار

حوزه آموزش و مهارت <--- کارآفرینی سازمانی

0.251

0.329

0.000

ارتباط معنادار

 

با توجه به نتایج جدول (6) می‌توان گفت نقش خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون به اندازه 35/0، نقش تنظیمی خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون به اندازه 19/0، نقش شناختی به اندازه 37/0 و نقش هنجاری به اندازه 03/0 بر کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی تأثیر مستقیم دارد؛ اما برای متغیر نقش هنجاری این میزان، منجر به تأثیر معناداری نشده است که به علت وجود متغیرهای دیگر، بر میزان تأثیرگذاری این متغیر اثر گذاشته است. اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون به اندازه 67/0، حوزه فرصت اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون به اندازه 22/0، حوزه انگیزش اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون به اندازه 52/0 و حوزه آموزش و مهارت اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون به اندازه 25/0 بر کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی تأثیر معناداری دارد. شاخص‌های برازش الگوی تحقیق برای متغیرها در جدول (7) نشان داده شده است.

جدول 7: شاخص‌های برازش الگوی تحقیق برای متغیرها

شاخص‌های برازش

مقدار قابل قبول

مقدار یافته پژوهش

مطلوبیت

کای‌دو ( ) مجذورکای

-

2671.086

تأیید مدل

P-Value

P>0.05

0.051

تأیید مدل

Df (درجه آزادی)

918

تأیید مدل

2.877

تأیید مدل

RMSEA

RMSEA < 0.08

0.056

تأیید مدل

NFI

NFI > 0.9

0.985

تأیید مدل

AGFI

AGFI> 0.9

0.768

عدم تأیید مدل

GFI

GFI> 0.9

0.692

عدم تأیید مدل

CFI

CFI > 0.9

0.984

تأیید مدل

IFI

0 تا 1

0.851

تأیید مدل

TLI

TLI > 0.9

0.942

تأیید مدل

SRMR

نزدیک به صفر

0.084

تأیید مدل

 

همان‌طور که در جدول (7) ملاحظه می‌گردد مقدار آماره کای‌دو در مدل 086/2671 و درجه آزادی مدل نیز برابر با 918 است که حاصل نسبت آن‌ها برابر با 877/2 است که در حدود مقدار قابل قبول قرار دارد از طرفی مقدار NFI برابر با 985/0 که در حد قابل قبول بوده، مقدار AGFI برابر با 768/0 که در حد قابل قبول نبوده، مقدار CFI برابر با 692/0 که در حد قابل قبول بوده، مقدار IFI برابر با 851/0 که در حد قابل قبول بوده، مقدار TLI برابر با 842/0 که در حد قابل قبول بوده و شاخص SRMR نیز 084/0 است که قابل قبول است که با توجه به این شاخص‌ها، در مجموع مدل تأیید شده و مورد قبول است. در شکل (3) مدل مفهومی نهایی پژوهش نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 3: مدل نهایی تحقیق

 

5. نتیجه‌گیری و پیشنهاد

مدل پیشنهادی تحقیق جهت بررسی نقش خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون در کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی استان کرمان، با رویکرد روش تحقیق ترکیبی کیفی و کمی حاصل شده و سعی شده است با بهره‌گیری از مدل‌های موجود، کمترین نارسایی و محدودیت را داشته باشد. در این مدل علاوه بر متغیرهای نقش خط‌مشی و کارآفرینی سازمانی، متغیر اجرای خط‌مشی‌های تدوین شده از مصاحبه با خبرگان در جهت بهبود مدل استخراج گردید.

سه نقش تنظیمی، شناختی و هنجاری برای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاونی‌ها در نظر گرفته شد که مورد تأیید خبرگان نیز قرار گرفت. نتایج نشان داد مؤلفه‌های نقش تنظیمی، شناختی و هنجاری دارای وضعیت میانگین کمتر از حد متوسط و دارای ترتیب نقش هنجاری، نقش شناختی و نقش تنظیمی بوده است. بنابراین دولت در ایفای نقش تنظیمی نسبت به سایر نقوش، ضعیف‌تر عمل کرده است. همچنین بنا بر اطلاعات حاصل شده از پرسش‌نامه‌ها، می‌توان نتیجه گرفت که وضعیت نقش خط‌مشی‌های تعاون بر کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی استان کرمان در وضعیت مطلوبی نبوده و میانگین آن کمتر از حد متوسط است.

سه حوزه فرصت، انگیزش و آموزش و مهارت برای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاونی‌ها در نظر گرفته شد که مورد تأیید خبرگان نیز قرار گرفت. سپس با مطالعه خط‌مشی‌های مرتبط با بخش تعاون که شامل اصل 44 قانون اساسی، قانون بخش تعاون اقتصاد، آیین‌نامه اجرایی قانون بخش تعاون، سند چشم‌انداز بیست‌ساله، سیاست‌های کلی اصل 44 در خصوص بخش تعاونی (سال‌های 1384 و 1386)، طرح ایجاد فضای مساعد کارآفرینی و رفع موانع کسب‌وکار و سند توسعه بخش تعاون بودند، در نهایت خط‌مشی‌هایی انتخاب گردیدند که حوزه فرصت شامل خط‌مشی‌های گسترش سامانه‌های اطلاعاتی معاملات دولتی، حمایت از حضور تعاونی‌ها در نمایشگاه‌ها، اطلاع‌رسانی نسبت به تغییر در سیاست‌ها و مقررات، حمایت از گسترش تحقیق و توسعه در تعاونی‌ها، گسترش دسترسی تعاونی‌ها به فناوری‌های روز و برتر و ارائه خدمات الکترونیکی دولت جهت تسهیل در انجام فرایندهای مرتبط با کارآفرینی، حوزه آموزش و مهارت شامل خط‌مشی‌های ارائه دوره‌های آموزشی و مهارت‌آموزی برای تعاونی‌ها، ایجاد رشته‌های مرتبط با تعاون و مدیریت تعاون در دانشگاه‌ها جهت تربیت کارشناسان مرتبط و تربیت مدرسان و مشاوران حوزه تعاون، حوزه انگیزش شامل خط‌مشی‌های حمایت از تعاونی‌ها متناسب با تعداد اعضای شاغل آن‌ها، معرفی تعاونی‌های نمونه و الگوهای موفق تعاون، ارائه تسهیلات بانکی برای تحقق طرح‌ها و ایده‌ها، افزایش دوره بازپرداخت تسهیلات بانکی برای تعاونی‌ها، برخورداری تعاونی‌ها از تخفیفات و معافیت‌های مالیاتی و بهره‌گیری تعاونی‌ها از بیمه‌های بازرگانی و پوشش ریسک هستند. بنا بر اطلاعات حاصل شده از پرسش‌نامه‌ها، می‌توان نتیجه گرفت که در حیطه اجرای خط‌مشی‌های مرتبط با کارآفرینی برای تعاونی‌های تولیدی استان کرمان، دولت موفق عمل نکرده، اجرای این خط‌مشی‌ها در وضعیت مطلوبی نبوده و میانگین آن کمتر از حد متوسط است. همچنین مؤلفه‌های حوزه فرصت، انگیزش و آموزش دارای وضعیت میانگین کمتر از حد متوسط و دارای ترتیب حوزه آموزش و مهارت، انگیزش و فرصت بوده است.

در خصوص شاخص‌های سنجش کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی استان کرمان مدل‌های نظری مختلفی در ارتباط با کارآفرینی سازمانی بررسی شدند و همچنین با در نظر گرفتن پرسش‌نامه‌های استاندارد کارآفرینی سازمانی آنتونیک و هیسریچ، فاکس و مارگاریت هیل در نهایت ابعاد نوآوری در محصول و فرایند، ایجاد کسب‌وکار و بازار جدید، رقابت‌پذیری، ریسک‌پذیری و فرهنگ کارآفرینانه برای سنجش کارآفرینی سازمانی برگزیده شدند که مورد تأیید خبرگان نیز قرار گرفتند.

از نظر حاضرین در پژوهش، متغیر کارآفرینی سازمانی دارای وضعیت میانگین کمتر از حد متوسط بوده است. همچنین مؤلفه‌های این متغیر دارای وضعیت میانگین کمتر از حد متوسط و دارای ترتیب نوآوری در محصول و فرایند، فرهنگ کارآفرینانه، ایجاد بازار و کسب‌وکار جدید، رقابت‌پذیری و ریسک‌پذیری بوده است. بنا بر اطلاعات حاصل شده از پرسش‌نامه‌ها، می‌توان نتیجه گرفت که کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی استان کرمان، در وضعیت مطلوبی نبوده و میانگین آن کمتر از حد متوسط است. با توجه به بررسی‌های صورت گرفته، متغیر نقش خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون به اندازه 35/0 بر کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی و متغیر اجرای خط‌مشی‌های کارآفرینی تعاون به اندازه 67/0 بر کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی تأثیر معناداری دارد.

نتایج پژوهش فولادی و زنگنه (1395) نشان دادند که در سنگاپور و تایوان، دولت‌ها، نقش مهمی در ترویج نوآوری از طریق طرح‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر برای حمایت از شرکت‌های با پتانسیل رشد بالا ایفا می‌کنند؛ اما بررسی عملکرد صندوق‌های مالی توسعه تکنولوژی ایران به‌خوبی نشان داد که تسهیلات این صندوق‌ها با مفهوم سرمایه‌گذاری خطرپذیر، همخوانی ندارند و به همین دلیل، تأمین مالی شرکت‌های نوپا پیشرفته کشور با مشکلات جدی همراه است.

جمشیدی و همکارانش (1394)­، طی تحقیقی بررسی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در تعاونی‌های تولیدی کشاورزی شهرستان مینودشت را انجام دادند که نتایج تحقیق نشان داد، متوسط نمره کل کارآفرینی جامعه مورد مطالعه معادل 585/2 به دست آمد که بیشتر افراد معادل 8/62 درصد در طبقه خیلی ضعیف و ضعیف قرار داشتند.

عطاردیان (1392)، تحقیقی را با عنوان: بررسی فرصت‌ها و تهدیدهای فراروی خط‌مشی‌گذاری دولتی در بخش کارآفرینی کشور انجام داد که در آن اعتقاد خود را چنین بیان داشت که امروزه کارآفرینی برای رشد و ایجاد فضای سالم اقتصادی در جامعه لازم است و نقش آن در پایداری و ثبات اقتصادی تأیید شده است.

«بوسما»[11] و همکاران (2018)، به بررسی نقش دولت بر کارآفرینی در کشورهای اروپایی پرداخته‌اند. برای این منظور از الگوی رشد تعمیم یافته و روش حداقل مربعات سه مرحله‌ای به بررسی و آزمون فرضیه‌ها پرداخته‌اند. نتایج مطالعه آن‌ها نشان می‌دهد که نهادها بر ماهیت و گسترش کارآفرینی تأثیر بسزایی دارند. همچنین در خصوص نقش دولت در توسعه کارآفرینی، سه نقش هنجاری، شناختی و تنظیمی برای دولت در نظر گرفته شده است.

تورنر[12] و همکارانش (2016)، در پژوهشی، نقش دولت تایلند در توسعه اقتصادی از طریق ارتقای شرکت‌های کوچک و متوسط (SME ها) را بررسی کرده‌اند. این بررسی، تعامل بین دولت و بخش خصوصی، با چالش‌های پیشِ‌روی شرکت‌های کوچک و متوسط و اثربخشی سیاست ارتقای SME ها از نظر پیامدهای سیاست آینده را در نظر گرفته است. دولت، نقش مهمی در حمایت از توسعه شرکت‌های کوچک و متوسط به‌عنوان ابزاری برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و سالم ایفا کرده است. خط‌مشی‌های متعهدانه برای ارتقای SME ها از سوی دولت و همکاری نزدیک‌تر بین دولت و بخش خصوصی برای توسعه بیشتر شرکت‌های کوچک و متوسط مورد نیاز است. ادغام سازمان‌های دولتی برای ارتقای SME ها باید به‌منظور داشتن یک رویکرد کل‌نگر به دولت، افزایش یابد. تمرکز بیشتر بر کیفیت شرکت‌های کوچک و متوسط برای توسعه پایدار ضروری است.

پیشنهادها

پیشنهادهای کاربردی برای بهبود نقش خط‌مشی‌های تعاون در کارآفرینی سازمانی تعاونی‌های تولیدی استان کرمان به‌صورت زیر بیان شده است:

نتایج این تحقیق نشان می‌دهند که خط‌مشی‌های مرتبط با کارآفرینی موجود، تناسب خوبی با مدل‌های پیشنهادی ارائه شده در ایران و خارج از ایران دارند ولی دولت در اجرای این خط‌مشی‌ها چندان موفق عمل نکرده است؛ بنابراین در صورت هدف‌گذاری دولت برای توسعه کارآفرینی تعاونی‌ها و تأثیرگذاری بیشتر آن‌ها در اقتصاد ایران، لازم است سازمان‌های متولی این موضوع، همت مضاعف در اجرایی نمودن خط‌مشی‌ها، سیاست‌ها و آیین‌نامه‌های تدوین شده داشته باشند.

برای ایفای نقش تنظیمی، لازم است دولت به‌منظور جهت‌دهی و کمک به شناسایی فرصت‌ها و طرح‌های محوری به تعاونی‌ها، طرح‌های مناسب را شناسایی و معرفی نماید و از طریق گسترش سامانه‌های اطلاعاتی معاملات دولتی، آن‌ها را از نیازمندی‌های بازار مطلع نماید. این موضوع تعاونی‌ها را مجاب به ورود به بازارهای جدید، نوآوری در محصولات و ایجاد کسب‌وکارهای جدید مناسب می‌نماید. لازم است دولت برای کمک به تحقق طرح‌ها و ایده‌های نوآورانه، تسهیلات لازم را پس از بررسی طرح‌های مناسب ارائه نماید.

دولت برای ایفای نقش شناختی، لازم است جهت بهره‌مندی تعاونی‌ها از مشاوره‌های تخصصی پیرامون مباحث کارآفرینی، مشاوران و مدرسان خبره را شناسایی و یا در صورت لزوم تربیت نموده و زمینه همکاری آنان با تعاونی‌ها را فراهم نماید. همچنین می‌تواند با برگزاری دوره‌های آموزشی و مهارت‌آموزی با سطح کیفی مناسب و اساتید مجرب به‌طور مکرر، به آشنایی بیشتر تعاونی‌ها با دانش کارآفرینی کمک نماید.

دولت برای ایفای نقش هنجاری، با معرفی تعاونی‌های نمونه و الگوهای موفق تعاون و با بهره‌گیری از رسانه‌های جمعی، در جهت شناساندن فرهنگ تعاون و کارآفرینی با استفاده از ظرفیت‌های تعاونی‌ها، به ترویج و گسترش آن کمک نماید.

هر مطالعه علمی دارای محدودیت‌هایی است که تحقیق حاضر از این امر مستثنا نبوده است. مشکلات دستیابی به افراد خبره و کارشناس در بخش اجرای روش دلفی و همچنین سختی ارسال و دریافت پرسش‌نامه از جامعه آماری تحقیق در بخش آزمون تجربی مدل، نیز در شمار محدودیت‌های این پژوهش قرار می‌گیرند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ملاحظات اخلاقی

حامی مالی

این مقاله تحت حمایت اداره کل کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان کرمان تدوین شده است.

مشارکت نویسندگان

تمام نویسندگان در آماده‌سازی این مقاله مشارکت کرده‌اند.

تعارض منافع

بنا به اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچ‌گونه تعارض منافعی وجود ندارد.

تعهد کپی‌رایت

طبق تعهد نویسندگان، حق کپی‌رایت رعایت شده است.



[1]. Sonja

[2]. World Economic Forum

[3]. Lundstrom & Stevenson

[4].Unctad

[5]. Antonic & Hisrich

[6]. Irland

[7]. Antonic & Hisrich

[8]. Lampkin & Dess

[9]. Lundstrom & Stevenson

[10]. Nolan

[11]. Bosma

[12]. Turner

-  Bosma N. Content J. Sanders M. et al. 2018. Institutions, entrepreneurship, and economic growth in Europe. Small Bus Econ 51, 483–499. available on: https://doi.org/10.1007/s11187-018-0012-x.
-  Lundström A. Stevenson L. 2001. Entrepreneurship policy for the future: best practice components. Keynote Presentation at the 46th World Conference of the International, Council for Small Business, June 18.
-  Nolan A. 2004. Entrepreneurship and local economic development: policy innovations in industrialized countries. Based on Entrepreneurship and Local Economic Development Book. OECD: 77-90. available on: http://www. oecdpublications.gfi-nb.com /cgi-bin/oecd bookshop.storefront
-  Sonja N. 2008. Defining the Cooperative difference. Journal of Socio Economics, 2168–2177.
-  Turner M. Sermcheep S. Anantasirijkiat S. Srisangnam P. 2016. Small and mediumsized enterprises in Thailand: government policy and economic development. Asia Pacific Journal of Public Administration, 38(4): 251-269.
-  UNCTAD. 2004. Entrepreneurship and Economic Development. United Nations Conference On Trade And Development (UNCTAD): 6-14.
-  World Economic Forum. 2018. The Global Gender Gap Report. available on: http://www.tinyurl.com/ h8c969x.
Volume 12, Issue 48
Winter 2025
Pages 827-858

  • Receive Date 09 November 2023
  • Revise Date 04 February 2024
  • Accept Date 12 February 2024