1. مقدمه
با پیشرفت مداوم علم و فناوری، جوامع بهتدریج وارد عصر دادههای بزرگ شدهاند. دولت، در مقام نیروی اصلی در پیشبُرد روند شهرنشینی، نهفقط مسئولیت مهم بهبود کیفیت زندگی مردم را بر عهده میگیرد، بلکه ارتقای توسعۀ هوش شهری نیز از وظایف اوست. مفهوم «حکمرانی هوشمند» از جامعۀ هوشمند، شهر هوشمند و جنبش رشد هوشمند در اواخر قرن بیستم برگرفته شده است. حکمرانی هوشمند تغییر حکمرانی اجتماعی را از طریق تغییرات تکنولوژیکی محقق میکند. حکمرانی هوشمند در حقیقت نوعی ایدۀ حاکمیت ترکیبی و جامع است که فناوری را به رهبری دولت تبدیل میکند.
حکمرانی هوشمند آیندهنگر و نوآورانه است. حکمرانی هوشمند حکمرانیای است که رفتارهای حاکمیتی با فناوری پیشرفته و دولت را ترکیب میکند. حکمرانی هوشمند به سازمانهای مختلف کمک میکند با هم ارتباط برقرار کنند و به هم متصل شوند. به این ترتیب، میتوان اطلاعات را بهطور کامل بین بخشهای مختلف در سراسر کشور مبادله کرد، تبادل و بهاشتراکگذاری اطلاعات را تحقق بخشید و قابلیتهای حکمرانی را تا حد زیادی بهبود داد (Liu & Qi, 2022).
بهدلیل افزایش سریع جمعیت شهرنشین، ضروری است دولتها زیرساختهای لازم را برای استفاده و بهرهبرداری مناسب از امکانات فراهم آورند؛ در غیر این صورت، در آینده با چالشهای بیشتری مواجه خواهند شد. ازهمینروست که توجه به ایجاد شهرهای هوشمند در دستورکار دولتها قرار گرفته است. انتظارات مردم از مسئولان شهری روزبهروز در حال افزایش است. پاسخ مناسب ندادن به این انتظارات علاوه بر اینکه موجب نارضایتی و کاهش اعتماد مردم به دولت میشود، مشروعیت دولتها کمرنگ میکند و در نهایت به کاهش سرمایۀ اجتماعی و مشارکت نکردن مردم در فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میانجامد. در شهر هوشمند ترکیبی از ابعاد، خارج از فناوری وجود دارد که تأثیر بسزایی در عینیت یافتن آن دارد. درصد بیسابقۀ رشد و توسعۀ شهرها ضرورت یافتنِ راههای هوشمند برای همراهی مدیریت شهری را ایجاد کرده است (روستایی، پورمحمدی و قنبری، 1397).
در دنیای امروز، چنانچه جوامع با وضعیت بحران روبهرو شوند، با روشهای معمول قادر به مقابله با آن نخواهند بود (Pearson & Clair, 1998). امروزه کلانشهرها نوع جدیدی از مشکلات را تولید میکنند که موجب بروز بحران در شهرها میشود؛ مانند مدیریت زباله، کمبود منابع، آلودگی هوا، نگرانی سلامت انسان، ترافیک، کهنگی زیرساخت، مشکلات فنی و فیزیکی. حل این مشکلات نیازمند داشتن سیستم حکمرانی هوشمند و انجام اقدامات بموقع است. بررسی عملکرد دستگاههای دولتی در هنگام وقوع بلایای طبیعی، همچون زلزله و سیل، نشان میدهد حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران نیازمند توجه بیشتری است. لذا بحث اصلی این است که الگوی حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران چه ابعاد و مؤلفههایی دارد.
ضرورت انجام این پژوهش را میتوان از دو دیدگاه نظری و الزامات قانونی بررسی کرد. در حوزۀ نظری، افزون بر تازه بودن موضوع، وجود شکافهای نظری متعدد در خصوص اجزای مختلف هوشمندسازی، ضرورت انجام پژوهش حاضر را ایجاب کرد (de Guimarães, 2020). تحقیقات دربارۀ شهرهای هوشمند فاقد درک نظاممندِ اجزای مختلف حکمرانی هوشمند است. معیارهای اندازهگیری این اجزا، پیامدهای مورد انتظار و عوامل زمینهای بالقوه است که هم بر اجزا و هم بر پیامدها تأثیر میگذارد (Ruhlandt, 2018). افزون بر این، بیشترِ پژوهشهای علمی محدود به کشورهای توسعهیافته است (Prasad, Alizadeh & Dowling, 2021). از منظر الزامات قانونی نیز، سیاستهای کلی، قوانین، لوایح و دستورالعملهای متعدد در خصوص وظایف و نقش دستگاههای دولتی دربارۀ هوشمندسازی و استفاده از فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتی و مقابله با بحرانها و ضرورت مدیریت بحران وجود دارد. برای نمونه به بندهای 2، 3 و 6 سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران درخصوص «پیشگیری و کاهش خطرات ناشی از سوانح طبیعی و حوادث غیرمترقبه»، بندهای 1 و 12 سیاستهای کلی در بخش پدافند غیرعامل، بندهای 10، 15 و 16 سیاستهای کلی نظام اداری ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری میتوان اشاره کرد.
هدف از انجام این پژوهش ارائۀ الگوی حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران است. پرسشهای تحقیق نیز عبارتاند از:
1. الگوی حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران چه ابعاد و مؤلفههایی دارد؟
2. اولویتبندی این مؤلفهها چگونه است؟
2. پیشینۀ تحقیق
پارسا، دانشمندملایری و پورموسوی (1397) تأثیر هوشمندسازی شهر را بر شاخصهای توسعۀ پایدار شهرداری بررسی کردند و اثرگذاری شهر هوشمند بر توسعۀ پایدار را نشان دادند.
بهمنش و الهامی (1398) در مطالعۀ خود شش روش تقویت هماهنگی بینسازمانی در مدیریت راهبردی بحرانهای طبیعی را معرفی کردند.
مرادی (1398) با تمرکز بر ابعادی از موضوع شهر هوشمند که مغفول واقع شده است، به مطالعۀ روند فعالیتهای پژوهشی انجامشده در حوزۀ شهرهای هوشمند جهان پرداخت. به گفتۀ او، بیش از نیمی از مقالات دربارۀ زیرساخت فناوری اطلاعات است.
محمدشاهی، اخباری و بیژنی (1399)، در پژوهشی به لزوم بازنگری در تقسیمات سیاسی در راستای پیشگیری از بحرانهای مدیریت پرداختند. نتایج تحقیق آنان نشان داد بازنگری در تقسیمات سیاسی در کاهش مشکلات استان مؤثر است.
هاشمی، راهنجات، شریفزاده و سعدی (1399) شهروندان را نقطۀ تمرکز اصلی در ادارۀ شهر هوشمند میدانند. آنان بیان کردند تحقق یافتن شهر هوشمند فقط به عهدۀ دولت نیست، بلکه نیازمند همکاری دانشگاهها، شهرداریها، ادارات دولتی، بنگاهها ، صنایع و غیره است.
زینلیزاده، عبادتی و جعفری (1400) دریافتند ســاختمانها و زیرســاختهای متصــل بــه اینترنــت اشــیا و همچنیــن حملونقــل هوشــمند و پایــدار پروژههایـی هسـتند کـه میتواننـد باعـث کاهـش مصـرف کلان انـرژی، بهبـود کیفیـت هـوا و کاهـش انتشـار کربـن دیاکسـید شـوند.
غیبی، دانشفرد و گلرد (1400) به طراحی الگوی مدیریت بحران و مدیریت منابع انسانی پرداختند. نتایج پژوهش آنها نشان داد مدیریت منابع انسانی نقش مؤثری در مدیریت بحران دارد.
اسفندیاری و موسیخانی (1401) در مطالعۀ خود به ارائۀ الگوی رصد اطلاعات شهری در شهرهای هوشمند پرداختند. یافتههای پژوهش آنها نشان داد بُعد محرکهای زمینهای بر فرایندهای اصلی و بستر حاکم (عوامل ساختاری) و شرایط مداخلهگر (عوامل سازمانی) تأثیر میگذارند و این عوامل بر بُعد استراتژی و در نهایت بُعد انتشار نتایج شهری اثرگذارند.
جنتیلی (2023) در پژوهش خود بیان کرد که شبکههای تجاری، در مواجهه با وضعیت بحران، انعطافپذیر از شرکتهای منفردند. این یافته وی را برآن داشت بهسمت الگوی مدیریتی پیشرفتهتر حرکت کند تا زیرساخت مدیریتی شبکههای سازمانی را با نیازهای نوظهور جدید هماهنگ سازد. الگوی مدیریت بحران پیشرفتۀ وی میتواند ابعاد فرهنگی و نمادین را با اجزای صنعتی شبکههای سازمانی ترکیب کند. امروزه این نوع مدیریت هنوز توسعه نیافته است. جنتیلی اذعان میکند با ترکیب برندینگ شبکه و صنعت صفر چهار میتوانیم مدیریتی پیشرو را با توانایی ایجاد هماهنگی بیشتر بین مشاغل در شبکه متصور شویم؛ مدیریتی که قادر به اجرای نوعی حکمرانی اکوسیستمی جدید مورد نیاز سناریوی بحران باشد.
کاراگلیو، دل بو و نیجکمب (2011) در مقالهای با عنوان «شهرهای هوشمند در اروپا » بر شش محور اصلی در شهر هوشمند تأکید کرد و نتیجه گرفت که بین ثروت شهری و حضور نیروهای حرفهای خلاق در شهر هوشمند رابطۀ مثبت وجود دارد .
نم و پاردو (2011) مفهومسازی شهرهای هوشمند را توسعه دادند. نتایج پژوهش آنها حاکی از این است که فناوری، انسان و نهادها از عوامل کلیدی شهر هوشمند به شمار میآیند.
آناستازیا (2012) در پژوهشی از طریق کاوش معانی شهر هوشمند و بررسی پتانسیل و ابعاد کلیدی آن، به توسعۀ جوامع پرداخت.
آلبینو، براردی و دنجلیکو (2015) با بررسی مقالاتی که از سال 2008 به بعد نوشته شدهاند و با تمرکز بر تعریف شاخصهای شهر هوشمند در این مطالعات، اظهار کردند سیستمهای شهر هوشمند چندبُعدیاند.
مرور مطالعات حاکی از این است که پژوهشی که بر حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران تمرکز کرده باشد، انجام نشده است؛ حال آنکه مدیریت وضعیت بحران نیازمند الگوی خاص خود است تا امکان پاسخگویی و رسیدگی به این وضعیت با سرعت، دقت و کیفیت میسر شود.
3. چارچوب نظری
3ـ1. شهر هوشمند
«شهر هوشمند» مفهومی فازی است که در منابع و مطالعات پژوهشیِ این حوزه بهطور یکسان از آن استفاده نمیشود (Tranos & Gertner, 2012). اصطلاحات مشابهی مانند شهرهای هوشمند، شهرهای مجازی، شهرهای دانشمحور، شهرهای دیجیتال یا شهرهای اطلاعات ظهور کردهاند که موجب سردرگمی در درک مفهوم شهر هوشمند شده است (Aurigi, 2005; Schaffers et al., 2011).
تعبیر شهر هوشمند از سال ۲۰۰۵ م از سوی تعدادی از شرکتهای فناوری، نظیر آی. بی. ام. (۲۰۰۹) و زیمنس (۲۰۰۴)، برای کاربرد در سیستمهای اطلاعاتی پیچیدۀ یکپارچهسازی عملیات زیرساختهای شهری و خدماتی، از قبیل ساختمان، حملونقل، توزیع برق و آب و امنیت عمومی، به تصویب رسید و استفاده شد. از آن زمان به بعد، این اصطلاح تقریباً به معنای هر نوآوری مبتنی بر فناوری در برنامهریزی، توسعه و بهرهبرداری از شهرها تکامل یافته است؛ مثلاً خدمات پلاگین در وسایل نقلیۀ الکتریک به کار گرفته شده در پورتلند در سال 2011 م. رولند (2018) شهر هوشمند را چنین تعریف میکند:
یک آمیختۀ چندبُعدی از انسان (مانند کار ماهر)، امکانات زیرساختی (مانند فناوری پیشرفته)، امکانات اجتماعی (مانند ارتباطات شبکهباز) و سرمایۀ کارآفرینانه (مانند اقدامات کسبوکار خلاقانه) است که با هم و با استفاده از فناوریهای نوین برای حل مشکلات اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی، با رویکردهای چندکنشگری، چندبخشی و چندسطحی (در تاروپود شهر) ادغام، هماهنگ و یکپارچه (p. 12).
در دسترس بودن و کیفیت زیرساخت های فناوری اطلاعات تنها تعریف شهر هوشمند نیست (Caragliu et al., 2011). مهمتر از همه، در تعاریف دیگر شهر هوشمند به نقش زیرساختهای انسانی، سرمایۀ انسانی و آموزشوپرورش در توسعۀ شهری اشاره شده است (Boulton, Brunn & Devriendt, 2011). سنگبنای حکمرانی هوشمند مشارکت ذینفعان، بهخصوص شهروندان، در تصمیمگیری و خدمات عمومی و اجتماعی است (Giffinger & Gudrum, 2010) مطالعات لوپز (2017) نشان میدهد فناوریهای پیشرفته، نوآوری و حکمرانی هوشمند پیشنیازهای ضروری برای توسعۀ شهرهای هوشمند، خلاق، نوآور و پایدار است.
اجزای مفهومی و کلیدی شهر هوشمند به سه دستۀ اصلی تقسیم میشود: عوامل فناوری (زیرساختهای فیزیکی سختافزاری و نرمافزاری)، عوامل انسانی (دانش، مهارت، خلاقیت، سلامت، معاشرت، مشارکت و تعامل) و عوامل نهادی (دولت، سیاست و مقررات). در شکل 1، مفاهیم اصلی شهر هوشمند نشان داده شده است. شهر هوشمند نیازمند تعاملات پیچیده بین دولت و شهروندان و سایر ذینفعان است که در این میان، حکمرانی هوشمند نقش مهمی در برقراری این ارتباط دارد (OAlia Gabriela & MihaÌ, 2018).
شکل 1. مفاهیم ضروری شهر هوشمند
3ـ2. حکمرانی
حکمرانی در لغت به معنای «هدایت»، «رهبری»، «قاعدهگذاری» یا «راهبری» است (Lynn, 2010). مفهوم حکمرانی تمام فرایندهای حکومت کردن را در بر میگیرد و افزون بر تمرکز بر نهادهای رسمی حکومت، فعالیتهای گستردهای را که فراتر از مرزهای دولت و جامعه است، نیز شامل میشود (Bevir, 2013). انستیتو فناوری توکیـو حکمرانی را مجموعۀ پیچیدهای از ارزشها، هنجارهـا، فراینـدها و نهادهـایی میداند که به وسیلۀ آنها جامعه، بهطـور رسـمی و غیررسـمی، بـه ادارۀ فراینـد توسـعه و رفـع تعارضها مـیپـردازد. حکمرانـی مـستلزم حکومـت و جامعـۀ مـدنی (فعـالان اجتمـاعی و اقتصادی، نهادهای جامعهمحور و گروههای ساختارنیافته، رسانههـا و غیـره) مـیشـود کـه در تمام سطوح محلی، ملی، منطقهای و جهانی معنا مییابد. یکی از تعـاریف حکمرانی که بانک جهانی، کمیتۀ همکاریهای توسعه، سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه، برنامۀ توسعۀ ملل متحد و مؤسسات و سازمانهای بـینالمللـی توسـعه بـر آن اتفاقنظر دارند، عبارت است از: «سیستم پیچیدهای از تعاملات بین ساختارها، سـنتهـا، کارکردها (مسئولیتهـا) و فراینـدها (عملکردهـا) کـه بـه وسـیلۀ سـه ارزش کلیـدی، یعنـی پاسخگویی، شفافیت و مشارکت، مشخص میشود».
حکمرانی عمومی یعنی «چگونگی تعامل سازمانهای مختلف به منظور دستیابی به سطح بالاتری از نتایج مورد نظر» و تأکید آشکار بر فرایندهایی که به وسیلۀ آنها ذینفعان تعامل دارند. بهطور کلی حکمرانی مربوط به فعالیتهایی است که هدف از آنها تسهیم قدرت در تصمیمگیری است. حکمرانی شامل سازِکارهای غیرنهادی، مانند مشارکتهای عمومی ـ خصوصی، شرکتهای تابعه و مذاکرات، است. حکمرانی مربوط به رابطۀ بین افراد، گروههای ذینفع، مؤسسات و عرضهدهندگان خدمات در کسبوکار مداوم دولت است. حکمرانی چگونگی تعامل سازمانهای مختلف به منظور دستیابی به سطح بالاتری از نتایج مطلوب و تأکید فرایندهای تعامل ذینفعان تعریف شده است (Ruhlandt, 2018). استفاده از روشها و ابزارهای مناسب برای مشارکت تمام ذینفعان در حکمرانی مشارکتی ضرورت دارد که میتواند موجب افزایش سرمایۀ اجتماعی شود (میرباقری، 1402). حکمرانی خوب از طریق متغیر تعدیلگری رفتارهای غیراخلاقی بر اعتماد اجتماعی شهروندان تأثیر مثبت و معنادار دارد (نبیزاده، توحیدفام، داوودی و صفاوردی، 1402).
3ـ3. حکمرانی هوشمند
حکمرانی هوشمند راهکاری مهم در ارتقای نوسازی سیستم حکمرانی اجتماعی و ظرفیت حکمرانی است. حکمرانی هوشمند در حقیقت انتخابی گریزناپذیر برای مقابله با محیط حاکمیت اجتماعی پیچیده، محتوای متنوع حاکمیت اجتماعی و موضوعات گوناگون و فزایندۀ حاکمیت اجتماعی در عصر جدید است. حکمرانی هوشمند یکی از ابزارهای مهم دولت مردمی به منظور تحقق نوسازی توانایی حکمرانی است (Liu & Qi, 2022).
با حکمرانی هوشمند میتوان اطلاعات مقامات دولتی در ادارات دولتی را شفاف کرد و مانع از بروز فساد شد. همچنین اتوماسیون و هوشمندی ارائهشده توسط فناوری هوشمند نمایندۀ معمولی سیستم هوشمند است که هوش مصنوعی، دادهکاوی، یادگیری ماشین و سایر فناوریها را برای تقلید و یادگیری طرز تفکر مردم ادغام میکند. روش یادگیری ماشین میتواند به مدیران پایه در تدوین راهبردها و اتخاذ تصمیمها کمک کند (ibid.).
حکمرانی هوشمند یکی از ابعاد شهرهای هوشمند است که بر حکمرانی خوب، مانند شفافیت، پاسخگویی، مشارکت همۀ ذینفعان و شهروندان و دولت الکترونیک، متکی است (Lopes, 2017). امروزه به حکمرانی هوشمند، بهمنزلۀ یکی از جنبههای کلیدی شهرهای هوشمند، بسیار توجه میشود (Bolívar & Meijer, 2016). از مؤلفههای اصلی حکمرانی هوشمند همکاری دولت و شهروندان و استفاده از فناوریهاست (Tomor, Meijer, Michels & Geertman, 2019). شهروندان میتوانند پیشنهادهای مفیدشانن را به سازمانهای دولتی عرضه کنند تا آنان به تصمیمهای سیاستی آگاهانهتر دست یازند (Al Hujran, Aloudat & Altarawneh, 2013; Anttiroiko, Valkama & Bailey, 2014). مؤلفههای مرتبط با این مشارکت عبارتاند از: 1. میزان تعامل و شکلهای مختلف مشارکت شهروندان در حکمرانی شهری (Arnstein, 2015)؛ 2. نمایندگی جمعیت شرکتکننده؛ 3. انگیزه برای مشارکت شهروندان.
تومور و دیگران (2019) عوامل زمینهای خاص مانند حوزۀ سیاست، سیاسی ـ نهادی (مانند دموکراسی، نوآوری و سبکهای مدیریت)، اجتماعی (مانند دسترسی به اینترنت در جامعه و اعتماد) و فضایی ـ اجتماعی (مانند توپوگرافی منطقه) را که بر مؤلفههای حکمرانی هوشمند اثر میگذارند، شناسایی کردهاند. به گفتۀ آنها، ابعاد شهر (انسجام اجتماعی خاص محلی) بر مؤلفههای متمایز حکمرانی هوشمند (نقش دولتها و شهروندان و همچنین استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات) تأثیر میگذارد و نحوۀ همکاری دولتهای محلی و شهروندان را از طریق منابع الکترونیک جدید مشخص میکند که خود ظرفیت پیشرفت پایداری شهری را تعیین میکند و جامعۀ شبکهای را به وجود میآورد. در جامعۀ شبکهای، ارتباطات کانونهای اطلاعاتی را به هم متصل میکند. حکمرانی خوب حاصل تعامل و ارتباط متقابل دولت، سازمانهای غیردولتی، بخش خصوصی، سازمانهای نظامی، نهادهای مذهبی و گروههای ذینفوذ است که از طریق رسانهها با هم مرتبط میشوند (الوانی، 1388). در شکل 2، نقش رسانهها در تعامل سازمانهای دولتی، خصوصی و اجتماعات نشان داده شده است.
شکل 2. نقش رسانهها در تعامل سازمانهای دولتی، خصوصی و اجتماعات
در واقع تعامل و ماهیت روابط بین افراد، گروههای ذینفع، نهادها و دولت اولین و مهمترین ویژگی دولتهای محلی است که برای حکمرانی شهری هوشمند حیاتی قلمداد میشود (Przeybilovicz, Cunha & Tomor, 2017). این تعامل و مشارکت میتواند خلاقانه باشد و سازِکارهای آن ممکن است آنلاین، آفلاین یا ترکیبی از هر دو باشد. ویژگی دوم داراییها هستند که عناصر مفید و ارزشمندیاند که از پروژههای حکمرانی شهری هوشمند در قالب منابع مالی، فناوری و سرمایۀ انسانی پشتیبانی میکنند. ویژگی سوم دولتهای محلی هم عبارتاند از: مدیریت، عناصر استراتژی و موقعیت مدیریت دولتی محلی مانند مناسب بودن در زمینۀ قانونی، چشمانداز و رهبری، اصول طراحی پروژه، ارتباطات، استراتژی و همچنین عناصر سازمانی و فرهنگی.
برخی مطالعات نشان میدهد فناوریهای جدید ارتباطی باعث ایجاد دو دسته از شهروندان شده است. گروه اول افراد تحصیلکرده و ثروتمندند که اطلاعات و دانش گستردهای دربارۀ مسائل سیاسی و شهروندی دارند (Stratigea, Papadopoulou & Panagiotopoulou, 2015; Karlsson, 2012) و گروه دوم شهروندان کمدرآمد و با تحصیلات پاییناند که اغلب در حاشیۀ شهرها زندگی میکنند و معمولاً در برنامههای هوشمندسازی خدمات شهروندی مشارکت نمیکنند (Molinari, 2010). پژوهشهای دیگر در این زمینه بیان میکند نسلهای قدیمیتر، بهرغم پرداختن به امور سیاستگذاری، در استفاده از برنامههای نرمافزاری و اینترنت مهارت اندکی دارند و مشارکت و ارتباط رودررو را بر مشارکت غیرحضوری ترجیح میدهند و برعکس، جوانان، بهرغم تسلط در استفاده از فناوریهای جدید ارتباطی، به امور سیاستگذاری علاقۀ کمتری دارند.
توجه به تغییرات در عرصههای مختلف عمومی، موجب شکلگیری حکمرانی هوشمند شده که دربرگیرندۀ مؤلفههای ادارۀ هوشمند، تعامل هوشمند، امنیت هوشمند و زیرساخت هوشمند است. حکمرانی هوشمند شامل تلاشهای دولتها برای مقابله با شرایط پیچیده و غیرمطمئن است که انعطافپذیری و استفاده از مشارکت و همکاری همۀ ذینفعان را از طریق فناوریهای هوشمند فراهم میکند (Scholl & Scholl, 2014).
3ـ4. بحران و مدیریت آن
مدیریت بحران به معنای هدایت، هماهنگی و بهکارگیری منابع سازمانی و مدیریتی برای هدفی مشترک است که مانع از توسعۀ زیان و خسارت در طی بحران میشود. مدیریت بحران فرایندی پویا در قالب اقداماتی سنجیده است که پیش از وقوع بحران، در زمان وقوع بحران و بعد از وقوع بحران انجام میشود.
در بند 1 سیاستهای کلی نظام در امور پدافند غیرعامل، بر پدافند غیرعامل، به معنای مجموعهاقدامات غیرمسلحانه که موجب افزایش بازدارندگی، کاهش آسیبپذیری، تداوم فعالیتهای ضروری، ارتقای پایداری ملی و تسهیل مدیریت بحران در مقابل تهدیدات و اقدامات نظامی دشمن میگردد، تأکید شده است. مدیریت بحران شامل چهار مرحله است: پیشگیری، آمادگی، مقابله، و بازسازی و بازتوانی.
وینر و جروم (2016) اعتقاد دارند بحران به شکلهای مختلف روی میدهد؛ مانند حوادث طبیعی، حوادث دستساز/ انسانساز، حوادث محیطی، دستکاری یا بدنامی محصول، اعتصاب کارگری یا اعمال تبهکارانه. در قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور، بحران اینگونه تعریف شده است: شرایطی است که بر اثر حوادث، رخدادها و عملکردهای طبیعی و انسانی (جز موارد موضوعه در حوزههای امنیتی و اجتماعی) بهطور ناگهانی یا کنترلناشدنی به وجود میآید و مشقت و سختی را به یک مجموعه یا جامعۀ انسانی تحمیل میکند و برطرف کردن آن به اقدامات اضطراری، فوری و فوقالعاده نیاز دارد. بوکهلتس و نور (2023) بحران را سازههای ارتباطی میدانند که دامنه و جهت توسعۀ آنها ممکن است تحت تأثیر ارتباطات باشد. آنها بر این باورند که ارتباطات بحران کمکهای مهمی به مدیریت بحران میکند. بوث (1993) بحران را موقعیتی میداند که جوامع با آن روبهرو میشوند و با استفاده از رویههای معمول قادر به مقابله با آن نیستند. پیرسون و کلیر (1998) نیز معتقدند برخی ویژگیهای مشترک بحرانها عبارتاند از: قابل تشخیص نبودن علت و معلول، مبهم بودن شدت تهدید، کوتاه بودن فرصتهای زمانی برای نشان دادن واکنش.
3ـ5. ویژگیهای بحران
بحران ویژگیهای خاص خود را دارد؛ ازجمله:
ـ عموماً غیرقابل پیشبینی است. بحرانها آثار مخربی دارند و مردمی که تا قبل از بحران نیازمند کمک نبودند، بهمحض وقوع بحران، به امدادرسانی نیازمند میشوند؛
ـ در وضعیت بحران، معمولاً تصمیمگیری مشکل و اطلاعات مورد نیاز تصمیمگیرندگان ناقص است؛
ـ در وضعیت بحران، محدودیت و فشردگی زمان، غافلگیری، استرس و مخدوش شدن اطلاعات وجود دارد؛
ـ بحران دارای ماهیت و آثار طولانی و استهلاکی است؛
ـ بحران زمان موجود برای پاسخدهی پیش از انتقال تصمیم را محدود میکند و اعضای واحد تصمیمگیری را به تعجب و حیرت وامیدارد.
وضعیت بحران نیازمند داشتن الگویی برای حکمرانی هوشمند است تا امکان استفاده از تمام ظرفیتهای موجود حاصل شود و از ضرر و زیانهای هنگفت جلوگیری کند. ازاینرو در سیاستهای کلی نظام در امور پدافند غیرعامل نیز، به پیشبینی سازِکار لازم برای تهیۀ طرحهای مشترک ایمنسازی و ایجاد هماهنگی در سایر طرحها و برنامهها و مدیریت نهادهای مسئول، در دو حوزۀ پدافند غیرعامل و حوادث غیرمترقبه، به منظور همافزایی و کاهش هزینهها تأکید شده است.
4. روش تحقیق
پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع دادهها، آمیخته است. روش تحقیق در بخش کمّی، توصیفی از نوع پیمایشی است و در بخش کیفی، از روش دلفی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی، جامعۀ آماری تحقیق، به منظور شناسایی شاخصها، از ترکیب دو گروه از خبرگان دانشگاهی و حوزۀ حکمرانی هوشمند و مدیریت بحران به تعداد چهارده نفر تشکیل شده است که شرایط مشخصی داشته باشند.
در بخش کیفی، گروه اول از جامعۀ آماری هفت نفر از استادان دانشگاه هستند که سوابق پژوهشی در زمینۀ مرتبط با موضوع تحقیق، اعم از نگارش مقاله و کتاب، راهنمایی و مشاورۀ رساله و پایاننامه، و برگزاری سمینار و کنفرانس، داشته باشند. روش نمونهگیری این افراد، نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی است. گروه دوم از جامعۀ آماری هفت نفر از خبرگان حوزۀ حکمرانی هوشمند و مدیریت بحراناند که سابقۀ کاری مفید، دستکم پنج سال، در سازمانها و نهادهای خصوصی یا دولتی و تحصیلات کارشناسیارشد و بالاتر دارند. نمونهگیری از این گروه نیز به روش هدفمند انجام شده است.
در بخش کمّی، جامعۀ آماری تحقیق را هشتاد نفر از کارمندان شهرداری تهران تشکیل داده که حجم نمونه در این بخش از طریق فرمول کوکران، 66 نفر محاسبه شده است.
روشهای گردآوری اطلاعات شامل مطالعات کتابخانهای به منظور گردآوری جامع اسناد علمی، کتبی یا غیرکتبی، تحقیقات میدانی، استفاده از نظر خبرگان و ابزار پرسشنامه و تکنیک دلفی فازی و استفاده از اعداد فازی مثلثی است.
5. یافتههای تحقیق
مردان 66.7 درصد از پاسخگویان و زنان 33.3 درصد را تشکیل میدهند. فراوانی میزان تحصیلات افراد حاکی از این است که فوقدیپلم 19.7 درصد، کارشناسی 41 درصد، کارشناسیارشد 29.5 درصد و دکتری 9.8 درصد را به خود اختصاص داده است. بررسی سن پاسخگویان نیز نشان میدهد چهار دستۀ سنی 30 تا 40 سال و 40 تا 50 سال با فراوانی 31.3 درصد، بیشترین فراوانی را دارد و طبقۀ 50 سال به بالا و زیر 30 سال با 18.8 درصد، دارای کمترین فراوانی در نمونۀ تحقیق است.
5ـ1. یافتههای تحلیلی پژوهش
در مرحلۀ نخست، با مرور مبانی نظری پژوهش، شاخصهای حکمرانی هوشمند شناسایی شد. در مرحلۀ بعد، شاخصها برای گروه خبرگان ارسال گردید و سپس نظرات آنان به منظور پایش و تأیید شاخصها گردآوری شد. این کار با مقایسۀ مقدار ارزش اکتسابی هر شاخص با مقدار آستانۀ Sصورت گرفت. سرانجام در مرحلۀ اجماع و اتمام دلفی فازی، چنانچه اختلاف میانگین دو راند متوالی دلفی فازی از ۰٫۱ کمتر باشد، دلفی فازی به اتمام میرسد. در شکل 3، مراحل اجرای دلفی فازی ارائه شده است.
شکل 3. مراحل اجرای دلفی فازی
ابتدا معیارها و زیرمعیارهای اولیۀ حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران که از پیشینۀ تحقیق به دست آمده است، در اختیار خبرگان قرار گرفت و ضمن تشریح هدف پژوهش برای خبرگان، از آنها خواسته شد الزامات حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران را ملاحظه کنند و چنانچه معیار یا زیرمعیار جدیدی در نظر دارند، به پرسشنامه بیفزایند. سپس با توجه به میزان اهمیت موارد ذکرشده به ارزیابی بپردازند. نتایج این بررسی در جدول 1 آمده است.
جدول 1. نتایج انجام دلفی
زیرمعیار معیار
اطلاعرسانی بموقع پاسخگویی
دسترسی در مواقع بحران
مطالعات طبقهبندیشده درک صحیح بحران
ارائۀ نحوۀ مقابله
استفاده از متخصص برای برنامهریزی عوامل انسانی
بهکارگیری تکنسین خبره
الگوریتمهای شناسایی عوامل فناوری
استفاده از فناوری
پرهیز از موازیکاری مدیریت و سیاست
تسلط در رهبری امور
بررسی کارشناسانۀ امور
ارزیابی تکنیکال
استفاده از فناوری در تجزیهوتحلیل
ارتقای نرمافزاری
بسترسازی برای ورود فناوری ایجاد زیرساخت
فعالیت بخش خصوصی
سپس برای رسیدن به اجماع، معیارها و زیرمعیارها با طیف پنجگزینهای در اختیار خبرگان قرار گرفت؛ به این ترتیب که گزینۀ 1 خیلی کم، گزینۀ 2 کم، گزینۀ 3 متوسط، گزینۀ 4 زیاد و گزینۀ 5 خیلی زیاد برای تبدیل عبارات زبانی به اعداد فازی در نظر گرفته شد.
برای محاسبۀ میانگین فازی نظرات پاسخدهندگان، از فرمول زیر استفاده شد:
∑▒1/n mean(a_(ij.) b_(ij.) c_ij )=(l.m.u)
برای فازیزدایی و قطعیسازی میانگین دیدگاهها نیز از رابطۀ ساده (l+m+u)/3) استفاده شد. بعد از محاسبه، گویههایی که میانگین نمرات غیرفازی آنها بالاتر از 0.7 باشد، پذیرفته و به مرحلۀ تصمیمگیری وارد شدند. نتایج دلفی فازی در جدول 2 آمده است.
جدول 2. نتایج دلفی فازی
فازیزدایی میانگین فازی نظرات خبرگان معیار
0.916 (1، 1، 0.75) پاسخگویی
0.85 (0.65، 0.9، 1) درک صحیح بحران
0.783 (0.94، 0.58، 0.83) عوامل انسانی
0.876 (1، 0.94، 0.69) عوامل فناوری
0.89 (0.98، 0.97، 0.72) مدیریت و سیاست
0.903 (1، 0.98، 0.73) ارزیابی تکنیکال
0.883 (1، 0.95، 0.7) ایجاد زیرساخت
5ـ1ـ1. مدل مفهومی پژوهش
پس از مشخص شدن عوامل مؤثر بر حکمرانی هوشمند از طریق احصای معیارها به دست خبرگان و انجام دلفی فازی، مدل پژوهش ترسیم و فرضیههای پژوهش تدوین شد. شکل 4 مدل مفهومی پژوهش را نشان میدهد.
شکل 4. مدل مفهومی پژوهش
فرضیههای پژوهش عبارتاند از:
ـ در وضعیت بحران، پاسخگویی بر حکمرانی هوشمند تأثیر معنادار دارد.
ـ در وضعیت بحران، درک صحیح بحران بر حکمرانی هوشمند تأثیر معنادار دارد.
ـ در وضعیت بحران، عوامل انسانی بر حکمرانی هوشمند تأثیر معنادار دارد.
ـ در وضعیت بحران، عوامل فناوری بر حکمرانی هوشمند تأثیر معنادار دارد.
ـ در وضعیت بحران، مدیریت و سیاست بر حکمرانی هوشمند تأثیر معنادار دارد.
ـ وضعیت بحران، ارزیابی تکنیکال بر حکمرانی هوشمند تأثیر معنادار دارد.
ـ در وضعیت بحران، ایجاد زیرساخت بر حکمرانی هوشمند تأثیر معنادار دارد.
5ـ2. بررسی اعتبار پرسشنامه
به منظور سنجش مدل بهدستآمده در جامعۀ آماری تحقیق از ابزار پرسشنامه استفاده شد. نتایج بررسی اعتبار پرسشنامه به شرح زیر است:
پس از طراحی پرسشنامه با نرمافزار اسمارت پیالاس (نسخۀ 3)، با استفاده از بار عاملی و مقدار t به بررسی اعتبار پرسشنامه پرداخته شد. بارهای عاملی بهدستآمده برای سؤالها ارزیابی شد؛ به این صورت که اگر بارهای عاملی هر سؤال دارای مقادیر بیشتر از 0.3 بود و از نظر آماری معنادار شده بود، آن سؤال در مدل باقی ماند و سؤالهایی که بار عاملی بهدستآمده برای آنها معنادار نبود، حذف شد.
شکل 5. تحلیل عاملی پژوهش
همانطور که در شکل 5 مشاهده میشود، بار عاملی تمام گویهها بزرگتر از 0.3 است.
برای سنجش میزان تبیین متغیر پنهان توسط متغیرهای مشاهدهپذیر از شاخص روایی همگرا استفاده شد. میانگین واریانس استخراجشده (AVE) شاخصی برای سنجش اعتبار درونی مدل اندازهگیری انعکاسی پیشنهاد شده است و میزان همبستگی یک سازه با شاخصهای نخود را نشان میدهد. مقدار لازم برای این شاخص حداقل 0.5 در نظر گرفته شده است. برای روایی همگرا که میانگین واریانس استخراجشده (AVE) و پایایی مرکب (CR) محاسبه میشود، نیز باید روابط زیر برقرار باشد:
rho_A >0.7 CR>0.7
CR>AVE AVE>0.5
جدول 3. نتایج روایی همگرا، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ
Cronbach's Alpharho_AComposite Reliability(AVE)
ارزیابی تکنیکال 0.802 0.814 0.884 0.717
ایجاد زیرساخت 0.768 0.774 0.896 0.812
حکمرانی هوشمند 0.915 0.92 0.927 0.754
درک صحیح بحران 0.726 0.756 0.878 0.783
عوامل انسانی 0.856 0.858 0.933 0.874
عوامل فناوری 0.799 0.806 0.908 0.832
مدیریت و سیاست 0.754 0.755 0.891 0.803
پاسخگویی 0.796 0.798 0.907 0.83
همانطور که در جدول 3 مشاهده میشود، میانگین واریانس استخراجشده، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ در سطح مطلوب قرار دارد.
5ـ3. روایی واگرا
روایی واگرا نشان میدهد چقدر سؤالهای یک عامل با سؤالهای سایر عوامل تفاوت دارد. روایی واگرا همبستگی پایین سنجههای متغیر پنهان با متغیر غیرمرتبط با آن را (از نظر پژوهشگر) مینمایاند.
میانگین واریانس استخراجشده برای هر سازه باید بیشتر از واریانس اشتراکی بین آن سازه و سازههای دیگر در مدل باشد. بر این اساس، روایی واگرای قابل قبول مدل اندازهگیری حاکی از آن است که یک سازه در مدل تعامل بیشتری با شاخصهای خود دارد تا با سازههای دیگر. در روش حداقل مربعات جزئی (PLS)، این امر به وسیلۀ ماتریس صورت میگیرد که خانههای این ماتریس حاوی مقادیر ضرایب همبستگی بین سازهها و قطر اصلی ماتریس جذر مقادیر میانگین واریانس استخراجشده مربوط به هر سازه است. نتایج روایی واگرا در جدول 4 آمده است.
جدول 4. نتایج روایی واگرا
ارزیابی تکنیکالایجاد زیرساختحکمرانی هوشمنددرک صحیح بحرانعوامل انسانیعوامل فناوریمدیریت و سیاستپاسخگویی
ارزیابی تکنیکال0.851
ایجاد زیرساخت0.6850.901
حکمرانی هوشمند0.8380.8090.847
درک صحیح بحران0.530.3960.6710.885
عوامل انسانی0.420.5150.7750.4080.935
عوامل فناوری0.3960.5030.7660.40.9550.912
مدیریت و سیاست0.680.7210.8180.4410.4460.4330.896
پاسخگویی 0.377 0.376 0.582 0.51 0.371 0.396 0.269 0.911
5ـ4. نتایج آزمون معادلات ساختاری
در آزمون t، چنانچه مقدار t بیشتر از 1.96 شود، بدین معناست که رابطۀ بهدستآمده در سطح خطای کمتر از 0.05 معنادار است (0.05>P). نتایج آزمون فرضیههای پژوهش در جدول 5 آمده است.
جدول 5. نتایج آزمون روابط متغیرها در مدل ساختاری
Original Sample (O)Standard Deviation (STDEV)T Statistics P Valuesتأیید یا رد
ارزیابی تکنیکال -> حکمرانی هوشمند 0.26 0.04 6.517 0 تأیید
ایجاد زیرساخت -> حکمرانی هوشمند 0.189 0.031 6.157 0 تأیید
درک صحیح بحران -> حکمرانی هوشمند 0.15 0.027 5.605 0 تأیید
عوامل انسانی -> حکمرانی هوشمند 0.196 0.031 6.387 0 تأیید
عوامل فناوری -> حکمرانی هوشمند 0.184 0.032 5.77 0 تأیید
مدیریت و سیاست -> حکمرانی هوشمند 0.189 0.029 6.514 0 تایید
پاسخگویی -> حکمرانی هوشمند 0.139 0.025 5.58 0 تأیید
نتایج آزمون مدل ساختاری (روابط متغیرها) در شکل 6 نشان داده شده است. در آزمون t، همانگونه که مشاهده میشود، مقدار t در تمام متغیرها بیشتر از 1.96 است و بدین معناست که رابطۀ بهدستآمده در سطح خطای کمتر از 0.05 معنادار است.
شکل 6. نتایج آزمون معادلات ساختاری
نتایج اولویتبندی معیارها نیز در جدول 6 نشان داده شده است. همانگونه که مشاهده میشود، ارزیابی تکنیکال با 0.26، ایجاد زیرساخت با 0.189 و درک صحیح بحران 0.15 بهترتیب اولویتهای اول تا سوم را به خود اختصاص دادهاند.
رتبه معیار Original Sample (O)
1 ارزیابی تکنیکال 26/0
2 ایجاد زیرساخت 189/0
3 درک صحیح بحران 15/0
4 عوامل انسانی 196/0
5 عوامل فناوری 184/0
6 مدیریت و سیاست 189/0
7 پاسخگویی 139/0
جدول 6. اولویتبندی معیارها
6. نتیجه
این پژوهش با هدف معرفی الگوی حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران انجام شد. در ابتدا با استفاده از دادههای ثانوی و نظر خبرگان و انجام سه دور دلفی، معیارها و زیر معیارهای الگو شناسایی شد و نتایج آن با روش دلفی فازی مورد بررسی قرار گرفت. سپس مدل مفهومی پژوهش، شامل هفت معیار و پانزده زیرمعیار، معرفی شد. مدل مفهومی بهدستآمده در بخش دوم در قالب هفت فرضیه متناسب با معیارهای حاصلشده در شهرداری تهران و با استفاده از ابزار پرسشنامه سنجیده شد. نتایج آزمون فرضیهها بیانگر این است که این هفت معیار، یعنی پاسخگویی، درک صحیح بحران، عوامل انسانی، عوامل فناوری، مدیریت و سیاست، ارزیابی تکنیکال و ایجاد زیرساخت، بر حکمرانی هوشمند تأثیر مثبت و معنادار دارند.
نتایج رتبهبندی این معیارها و زیرمعیارها با توجه به میزان اهمیت بهترتیب اولویت عبارتاند از: ارزیابی تکنیکال، ایجاد زیرساخت، درک صحیح بحران، عوامل انسانی، عوامل فناوری، مدیریت و سیاست، پاسخگویی.
براساس نتایج پژوهش، معیارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، مدیریت و سیاست، ارزیابی تکنیکال، ایجاد زیرساخت، درک صحیح بحران، عوامل انسانی و پاسخگویی بر حکمرانی هوشمند تأثیر مثبت و معنادار دارند. بنابراین پیشنهادهایی به شرح زیر مطرح میشود:
ارزیابی تکنیکال یکی از عوامل اثرگذار بر حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران است. بنابراین ضروری است مدیران ضمن استفاده از فناوریها در تجزیهوتحلیل دادهها و بررسی کارشناسانۀ اوضاع، در خصوص ارتقا و تولید نرمافزارهای مرتبط با ارزیابی نیز اقدام کنند تا زمینۀ بهبود کیفیت و سرعت در انجام اقدامات فراهم آید.
با توجه به جایگاه حیاتی فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهان، جوامع چارهای جز پذیرش فناوریها و تدارک مقدمات آن ندارند، و این مسئله در وضعیت بحران بیشتر دیده میشود. بنابراین از آنجا که سرعت عمل و زمان دو عامل اساسی در رسیدگی به بحران است، توجه به زیرساختها و برنامههای استفاده از این فناوریها نیز از مسائل مهم است. رعایت نکات امنیتی و مدیریت صحیح اطلاعات در این زیرساختها ضروری است تا در مواقع بحران امکان انجام اقدامات اصولی و با سرعت و کیفیت بالا امکانپذیر گردد. در ضمن با ظهور اینترنت اشیا و رشد و گسترش آن در آینده و تأثیرش بر کیفیت زندگی شهری، باید در طراحی زیرساختها به این مورد نیز توجه ویژه شود.
درک صحیح بحران عامل مهم دیگری در اثرگذاری بر حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران است. بحران موقعیتی است که جوامع با آن روبهرو میشوند و با استفاده از رویههای معمول قادر به مقابله با آن نیستند. بنابراین هرقدر شناخت و درک این موقعیت بیشتر باشد، غلبه بر آن آسانتر خواهد بود. لذا پیشنهاد میشود تدابیر لازم برای مهارتآموزی و دانشافزایی افراد مرتبط با موقعیت بحران اندیشیده شود تا هنگام بروز بحران شاهد تصمیمها، واکنشها و اقدامات مناسب و بموقع باشیم.
مدیریت و سیاست از دیگر عوامل مؤثر بر حکمرانی هوشمند است، بنابراین اتخاذ خطمشیها و سیاستهای بیشتر در زمینۀ موضوعات تخصصی در حیطۀ شهر هوشمند بهویژه در زیرشاخههای تخصصی آن، مانند حملونقل هوشمند، جامعۀ هوشمند، زندگی هوشمند، اقتصاد هوشمند و محیطزیست هوشمند، توصیه میشود. همچنین آیندهپژوهشی حکمرانی در نظام برنامهریزی شهری و نحوۀ معماری و ترسیم چشمانداز توسعۀ ICT با تأکید بر توسعۀ دولت هوشمند پیشنهاد میشود.
عوامل انسانی از دیگر عوامل مؤثر در حکمرانی هوشمند در وضعیت بحران است. نیروی انسانی خلاق و توانمند در سازمانها رسیدن به اهداف را تسهیل کرده، از مشکلات بیشمار احتمالی و تشدید وضعیت بحرانی جلوگیری میکند. لذا ضروری است مدیران با بهکارگیری نیروهای متخصص برای برنامهریزی و استفاده از تکنسینهای خبره و با مهارتهای فنی و انسانی، بر وضعیت بحران غلبه کنند. همچنین مدیران باید با برگزاری دورههای آموزشیِ فناوریهای نوین برای کارکنان، به ارتقای دانش و بهروزرسانی ایشان همت گمارند.
سرانجام، پاسخگویی از دیگر عوامل اثرگذار بر حکمرانی هوشمند است. مدیران دولتی باید ضمن مشارکت دادن مردم و استفاده از نظرات آنان از طریق سامانههای طراحیشده، پاسخگوی سؤالها و نیازهای ایشان بهویژه در وضعیت بحران باشند. بنابراین سیاستمداران و مدیران دولتی باید به دنبال ابزارهای متنوعی برای مشارکت دادن مردم باشند. جمعسپاری یکی از این شیوههاست که موجب مشارکت گستردهتر و هوشمندانهتر مردم خواهد شد. همچنین استفادۀ بهینه از ظرفیت رسانههای اجتماعی به منظور برقراری تعامل و ماهیت روابط بین افراد، گروههای ذینفع، نهادها و دولت بهخصوص در وضعیت بحران پیشنهاد میشود.
ملاحظات اخلاقی
حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.
مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آمادهسازی این مقاله مشارکت کردهاند.
تعارض منافع: بنا به اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.
تعهد کپیرایت: طبق تعهد نویسندگان، حق کپیرایت (CC) رعایت شده است.