Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Analysis of the Comparative Advantage of Economic Sectors in Sistan and Baluchestan Province with Emphasis on the General Land Use Policies

Document Type : Research/Original/Regular Article

Authors
1 Assistant Professor, Department of Economics, Management And Humanities College, Chabahar Maritime University (CMU), Chabahar, Iran
2 Associate Professor, Department of Economics, Faculty of Economics, Kharazmi University, Tehran, Iran
3 Master of Public Administration, Faculty of Economics and Management, Islamic Azad University, Research Sciences Unit, Tehran, Iran
10.30507/jmsp.2023.356872.2474
Abstract
Considering the significant role of regional planning in economic development programs—particularly within the framework of Iran’s general land use policies and the need to decentralize economic activities across diverse regions—it is essential to identify the unique capabilities of each region. Comparative advantage theory plays a crucial role in assessing the potential and strengths of regions to support regional planning objectives. This study focuses on analyzing the comparative advantages of economic sectors in Sistan and Baluchestan province, applying Balassa’s enhanced comparative advantage index for 2021. Employing a descriptive-analytical method based on documentary research, the findings reveal that the education sector, with a comparative advantage index of 2.49 percent, ranks highest among major economic sectors, followed closely by agriculture, hunting, forestry, and fishing at 2.33 percent. These findings highlight opportunities for national and regional policymakers to strategically promote production and employment in the province by leveraging these sectoral advantages.
Keywords

Subjects


 

در مباحث رشد و توسعه همواره تأکید می‌شود سرمایه­گذاری در بخش‌های اقتصادی ضروری است. کمبود سرمایه­گذاری در بخش‌های اقتصادی در جهت افزایش درآمد و تقاضا، آثار نامطلوبی بر جای می‌گذارد. مادام ‌که این سرمایه­گذاری­ در سطوح پایین قرار دارد، درآمد کافی با هدف افزایش تقاضا و سطح پس­انداز در جامعه به وجود نمی­آید. بنابراین با توجه به اصل مکمل بودن تقاضا، سرمایه­گذاریِ هم‌زمان در همۀ بخش‌ها موجب می­شود فعالیت‌های جدید وابسته به یکدیگر به وجود بیاید که هریک می­تواند تأمین‌کنندۀ عوامل تولید و کالاهای واسطه‌ای مورد نیاز سایر فعالیت‌ها باشد و هر بخش نیز تقاضای خود را از کالاهای تولیدی دیگر افزایش و هزینه­های تولید و داده­های خود را کاهش دهد. 

با نگرش به محدودیت منابع سرمایه، به‌ویژه برای کشورهای درحال‌توسعه، تأکید بر سرمایه­گذاری و پرداختن به فعالیت‌های کلیدی و پیشتاز اهمیت زیادی دارد. با توجه به فعالیت‌هایی که اولویت بیشتری دارند، ضمن سود جستن از برخی صرفه‌ها، می‌توان نیازهای داخلی را برطرف کرد و زمینۀ حضور و رقابت در بازارهای جهانی را فراهم آورد. یکی از اصلی‌ترین نیازهای جامعه در شرایط فعلی، تحول در ساختار اقتصادی در جهت شناسایی موقعیت‌های شغلی جدید است که خود مستلزم شناخت فرصت‌های سرمایه­گذاری است (عالی‌منش، مسعودنیا و باوفا، 1395، ص. 12). یافتن مزیت­های نسبی در فعالیت‌های اقتصادی، گامی مهم در جهت اولویت دادن به سرمایه‎گذاری در مناطق مختلف و در نتیجه افزایش تقاضا و درآمد به شمار می‌آید. ازاین‌رو برای دستیابی به وضعیت مطلوب می­توان از مزیت نسبی در فعالیت‌های اقتصادی بهره گرفت. شناسایی و طبقه­بندی مزیت نسبی در عرصۀ اقتصادی به سرمایه­گذاری داخلی و خارجی در قطب­های دارای مزیت کمک خواهد کرد و به‌تدریج رفاه اقتصادی و اجتماعی را در مناطق دارای مزیت گسترش خواهد داد (ناظمان و موحدمنش، 1390، ص. 12).

ﺭﺷﺪ و ﺗﻮسعۀ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﻣﻨﺎﻃﻖ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺯ ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﻨﻄﻘﻪﺍی ﺩﺭ ﺩﻫﻪﻫﺎی ﺍﺧﯿﺮ است؛ ﺑﻪ‌ﻃﻮﺭی ﮐﻪ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺭﺷﺪ و ﺗﻮسعۀ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻣﻬﻢ ﺩوﻟﺖﻫـﺎی ﻣﺤﻠـﯽ تعیین شده است. از سیاست­های کلی نظام در زمینۀ مزیت­های نسبی منطقه­ای می­توان به سند کلی آمایش سرزمین اشاره کرد. در این سند تأکید شده است که جهت‌گیری­های ملی آمایش سرزمین در راستای تبیین فضایی سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ‌ایران و ترسیم الزامات تحقق آن در توسعۀ میان‌مدت و بلندمدت کشور و براساس اصول مصوب آمایش سرزمین‌، شامل ‌ملاحظات امنیتی و دفاعی‌، کارایی و بازده اقتصادی‌، وحدت و یکپارچگی سرزمین‌، تعادل­های منطقه‌ای‌ و گسترش عدالت اجتماعی‌، احیای منابع طبیعی و حفاظت محیط‌زیست، تنظیم و تسهیل ارتباطات بیرونی و درونی اقتصاد کشور، و رفع محدودیت‌ها و محرومیت­ها به‌ویژه در مناطق روستایی‌ کشور، تنظیم شود‌. همچنین در بند «ج» سیاست­های کلی آمایش سرزمین بر ارتقای کارایی و بازده اقتصادی و تسهیل روابط درونی و بیرونی اقتصاد کشور از طریق هم‌افزایی مزیت‌های کشور، نوسازی بخش کشاورزی متناسب با منابع تولید و پهنه‌بندی اقلیمی، اصلاح و تکمیل زنجیره‌های تولید صنعتی، سازمان‌دهی بخش خدمات نوین و تولید کالا و خدمات دانش پایه تأکید شده است.

ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﻨﻄﻘﻪ­ﺍی ﮐﺸﻮﺭﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ نشان می‌دهد ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻨﺎﻃﻖ عملکرد اقتصادی بهتری از ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺩﯾﮕﺮ دارند و ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﮐﺸﻮﺭ دارای ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﺑﺎﻻﺗﺮی‌اند. ﺍﯾﻦ ﺭﺷﺪ ﻓﺰﺍﯾﻨﺪﻩ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺳـﺎﺧﺘﺎﺭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﻣﻨﺎﺳﺐ، وﺟﻮﺩ ﻣﺰﯾﺖﻫﺎی ﻧﺴﺒﯽ ﺩﺭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ و ﺳﯿﺎست‌گذاری و ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪ­ﺭﯾـﺰی ﻣﻨﻄﻘـﻪ­ﺍی ﺻـﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ. ﺑﯽ­ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩﻫﺎ، ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ­ها و ﻣﺰﯾﺖ­ﻫﺎی ﻧﺴﺒﯽ ﻫﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺩﺭ زمینۀ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ­ﻫﺎی ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﻣﻮﺟﺐ ﻣﯽﺷـﻮﺩ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ­ﮔﺬﺍﺭیﻫﺎ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ و ﻇﺮﻓﯿﺖﻫﺎی ﺑﺎﻟﻘﻮۀ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﮕﯿﺮﺩ و به‌ﺭﻏﻢ ﺍﺟﺮﺍی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ­ﻫـﺎی ﻣﺘﻌـﺪﺩ ﺗﻮسعۀ ﻣﻠﯽ و ﻣﻨﻄﻘﻪﺍی، ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺭوﻧﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ‌ﻧﯿﺎﻓﺘﮕﯽ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﯾﺎﺑﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ چنانچه ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣـﺆﺛﺮ ﺑـﺮ ﺭﺷـﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪیﻫﺎ و ﺗﻨﮕﻨﺎﻫـﺎی ﺁﻥ ﻣﻨـﺎﻃﻖ به‌درستی درک شود، ﻣـﯽﺗـﻮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻨـﻪ ﺍﺭﺗﻘﺎی ﺳﻄﺢ ﺳﯿﺎست‌گذاری‌های ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻣﻨﺎﻃﻖ و ﺍﺗﺨﺎﺫ ﺗﺼﻤﯿﻢﺳﺎﺯی و ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮی ﺩﺭﺳـﺖ و ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ ﺁﮔـﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی ﺳﯿﺎست‌گذاران ﻣﻠﯽ و ﻣﺤﻠﯽ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ. وﺍﻗﻌﯿﺖﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺨﺘﻠﻒ کشور ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮیﻫﺎی ﺯﯾﺎﺩی ﺩﺭ زمینۀ ﺗﻮﻟﯿﺪ وﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ که علت آن ناآگاهی از ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ و ﺍﺳـﺘﻌﺪﺍﺩﻫﺎی ﻣﻨـﺎﻃﻖ ﻣﺨﺘﻠـﻒ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨـۀ ﺗﻮسعۀ ﺍﻗﺘـﺼﺎﺩی ﺍﺳﺖ (جعفری‌صمیمی و نقوی، 1387، ص. 15). 

تهیه و تدوین حساب منطقه‌ای در استان‌ها می‌تواند نقش کلیدی و کاربردی‌ای که این حساب در سطح ملی داراست، در منطقه داشته باشد. به عبارت دیگر حساب‌های منطقه‌ای در استان‌های کشور و محاسبۀ ارزش‌افزودۀ استان‌ها یکی از شاخص‌های اصلی تأمین نیازهای آماری در فرایند برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری اقتصاد مناطق است؛ به‌گونه‌ای که تحقق اهداف برنامه‌ریزی منطقه‌ای در گرو تعیین یافته‌ها و نمادهای این حساب‌هاست (کیانی و عبداللهی، 1395، ص. 5).

به‌دلیل اهمیت موضوع، و با توجه به تخصیص بهینۀ منابع و امکانات در برنامه‌های توسعۀ اقتصادی، تعیین جایگاه بخش‌ها و فعالیت‌های کلیدی و پیشرو، توجه به قابلیت‌ها و توانمندی‌های مناطق و صورت نگرفتن پژوهشی علمی طی دهۀ گذشته، در این مقاله، براساس شاخص مزیت نسبی تکامل‌یافتۀ بالاسا[1] (1965)، روند مزیت نسبی استان سیستان و بلوچستان، به‌عنوان منطقه‌ای خاص با قابلیت‌های ویژه، در فعالیت‌های عمدۀ اقتصادی در سال 1400 بررسی شده است. روش مزیت نسبی تکامل‌یافتۀ بالاسا یکی از بهترین روش‌های نوین برای بیان مهوم کاربردی مزیت نسبی است. روش مذکور تمام عوامل مؤثر در مزیت نسبی را در نظر می‌گیرد و نشان‌‌دهندۀ مزیت نسبی واقعی است. از این روش می‌توان برای تعیین مزیت نسبی فعالیت‌های اقتصادی یک استان در مقایسه با سایر استان‌های کشور استفاده کرد.

جنبۀ بارز و تازۀ این مطالعه اتخاذ رویکرد بخشی و زیربخشی با تمرکز بر تمام زیربخش‌های اقتصادی در ایران و استان سیستان و بلوچستان است. در پژوهش حاضر، از پایگاه‌های اطلاعاتی تفصیلی و همگن‌سازی در تطبیق بخش‌های جداول ملی و استانی استفاده شده است که در مطالعات پیشین مورد توجه قرار نگرفته بود. استفاده از این چارچوب آماری، دسترسی به اطلاعات بخشی در جزئی‌ترین سطح ممکن را فراهم می‌کند. تحقیق پیشِ‌رو با اتخاذ هریک از اقدامات فوق، به ارائۀ تصویری شفاف از جوانب تولیدی و شناسایی مزایای نسبی در سطح زیربخش‌های اقتصادی استان سیستان و بلوچستان پرداخته است.  

 

  1. پیشینۀ تحقیق

درویشی و عسگری (1385) به جهت‌گیری مزیت نسبی برخی کشورهای تازه‌صنعتی‌شدۀ جنوب شرقی آسیا (NICs) و مقایسۀ آن با ایران پرداختند و دریافتند که عامل اصلی رشد اقتصادی کشورهای تازه‌صنعتی‌شده، صنعت و خلق مزیت نسبی در این زمینه است. همچنین نتایج مزیت نسبی برای ایران نشان داد بخش کشاورزی تأثیر منفی بر رشد اقتصادی داشته است.  

صادقی‌شاهدانی و غفاری‌فرد (1388) به بررسی مزیت‌های نسبی و تحلیل ساختاری تولید ناخالص داخلی در استان‌های ایران با استفاده از روش انتقال ـ سهم و شاخص ضریب مکانی پرداختند. نتایج نشان داد بیشتر استان‌ها اثر سهم منطقه‌ای مثبتی در بخش کشاورزی دارند و این موضوع بیان‌کنندۀ مزیت نسبی مناطق در این بخش است. در بخش خدمات، استان‌های بوشهر، تهران، خوزستان، سمنان، فارس، مرکزی، هرمزگـان و همدان ساختار صنعتی و منطقه‌ای  مثبت دارند و به این دلیل که اثر انتقال کل آن‌ها بیش از اثر ملی مربوط است، فعالیت‌های خدماتی در استان­های مذکور از بیشترین امکانات و فرصت‌ها جهت خلـق  ارزش‌افزوده برخوردار است و محرک‌های رشد اقتصادی محسوب می‌شود.  

رنجبر فلاح و رنجبر پیغان (1390) با شناسایی مزیت‌های نسبی استان قزوین در بخش صنعت با استفاده از شاخص LQ به این نتیجه رسیدند که استان قزوین در بخش صنعت در زیربخش‌هایی همچون تولید تجهیزات حمل‌ونقل، ساخت ابزار کانی و چند زیربخش دیگر مزیت نسبتاً زیادی دارد که می‌توان با سرمایه‌گذاری در این زیربخش‌ها، هم به اشتغال در منطقه کمک کرد و هم با ایجاد صادرات در این زیربخش‌ها به تراز تجاری کشور افزود.

جعفری‌صمیمی، زری‌باف و امیرپور عاشوری (1391) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که فعالیت‌های بخش هتل و رستوران در استان مازندران در طی سال‌های 1379 تا 1385 در مقایسه با سایر استان‌های کشور از مزیت نسبی برخوردار است؛ اما رتبۀ مازندران در سال‌های مختلف یکسان نبوده است. نتایج بیانگر وجود رابطۀ مثبت و معنادار بین شاخص مزیت نسبی ارزش‌افزودۀ بخش هتل و رستوران و رشد اقتصادی در استان‌های کشور است.

نفیسی‌مقدم و خداوردیزاده (1395) با شناسایی مزیت‌های نسبی در بخش‌های اقتصادی استان‌های غربی با استفاده از شاخص ضریب مکانی به این نتیجه رسیدند در کلیه‌ی استان‌های غربی، بخش کشاورزی با ضریب مکانی بزرگتر از یک به عنوان بخش پایه‌ای استان محسوب می‌شود و استان‌های فوق در بخش کشاورزی دارای مزیت نسبی هستند.  

حسن­وند و شاداب­فر (1399) به بررسی مزیت­های نسبی بخش­های اقتصادی استان لرستان در مقایسه با کل کشور پرداختند. طبق یافته‌های این مقاله، بالاترین سهم ارزش‌افزوده در استان لرستان مربوط به بخش­های خدمات با سهم 63 درصد و سپس کشاورزی با سهم 5/20 درصد است. بخش کشاورزی با شاخص مزیت نسبی 1/2 بیشترین (رتبۀ نهم کشور) و بخش نفت خام و گاز طبیعی با شاخص 29/0 (رتبۀ پنجم کشور) کمترین مزیت نسبی را در بین بخش­ها دارد. بالاترین مزیت نسبی بخش­ها در بین استان­ها در بخش کشاورزی مربوط به خراسان جنوبی، در بخش نفت خام و گاز طبیعی کهگیلویه و بویراحمد، در بخش معدن کرمان، در بخش صنعت مرکزی، در بخش انرژی و ساختمان بوشهر و در بخش خدمات تهران است. از نظر بهره­وری، بالاترین میزان بهره­وری در استان لرستان مربوط به بخش صنعت است. در بین سایر استان­ها بالاترین میزان بهره­وری در بخش کشاورزی مربوط به استان خوزستان، در بخش نفت خام و گاز طبیعی لرستان، در بخش معدن خراسان جنوبی، در بخش صنعت کهگیلویه و بویراحمد، در بخش انرژی و ساختمان بوشهر و در بخش خدمات استان یزد است.

لی و مک‌کیبین[2] (2018) به بررسی رشد بهره­وری نیروی کار در بخش خدمات در قالب مدل تعادل عمومی پرداختند. نتایج مطالعۀ آن‌ها حاکی از این است که رشد بهره­وری در بخش خدمات در کشورهای آسیایی در نهایت به همۀ بخش­ها منجر می­شود و به رشد پایدار و متعادل این کشورها کمک می­کند؛ اما تعدیل پویایی در بین اقتصادها متفاوت است. این تعدیل به ترکیب بخشی هر اقتصاد، شدت سرمایۀ هر بخش و باز بودن هر بخش به تجارت بین­المللی بستگی دارد. همچنین در طول دورۀ تعدیل رشد بهره­وری بخش خدمات، گسترش چشمگیری در بخش تولید به وجود می­آید که نیازمند ارائۀ سهام سرمایه­ای است. 

امریک[3] (2018) بهره­وری بخش کشاورزی و توزیع مجدد نیروی کار در بخش روستایی هند را بررسی کرد و دریافت که با افزایش تولید محصولات کشاورزی، بخش غیرقابل تجارت گسترش می­یابد. افزایش تولیدات کشاورزی باعث افزایش تقاضا برای بخش غیرقابل تجارت محلی می­شود که خود به افزایش سهم نیروی کار غیرکشاورزی می­انجامد.

لیو و وو[4] (2019) با استفاده از مدل تعادل عمومی پویای تصادفی بیزین، به بررسی بهره­وری بخش گردشگری و رشد اقتصادی در اسپانیا پرداختند. نتایج تحقیق نشان­دهندۀ تأثیر بهره­وری گردشگری بر رشد اقتصادی و همچنین افزایش رشد اقتصادی سایر بخش­ها ناشی از سرریز گردشگری است.   

به‌طور خلاصه وجود مزیت نسبی در گذشته عمدتاً مزیت در فراوانی نسبی منابع خاص که در تولید یک یا چند محصول شدت بیشتری دارد، تعبیر می‌شد؛ اما امروزه مصادیق مزیت نسبی مفاهیم پیچیده‌تری دارد و به توانایی‌های تکنولوژیک، سازمان تولید و مدیریت و انعطاف‌پذیری در برنامه‌ریزی و عملکرد نیز مرتبط است. 

ارزیابی مزیت نسبی فعالیت‌های اقتصادی یکی از الزامات برنامه‌ریزی اقتصادی است. برای اندازه‌گیری مزیت نسبی شاخص‌های مختلفی ارائه شده است؛ لذا به منظور تعیین زمینۀ مزیت نسبی بخش‌های اقتصادی استان سیستان و بلوچستان از شاخص مزیت نسبی بالاسا استفاده شده است. 

 

  1. چارچوب نظری

آدام اسمیت[5] (1973) در کتاب ثروت ملل ایدۀ اصلی مزیت نسبی[6] را که اقتصاددانان کلاسیک بیان کرده‌اند، مطرح می­کند. هر ملتی می‌خواهد با اجرای اصل اساسی تقسیم کار، در تولیدی تخصص پیدا کند که به‌طور طبیعی استعداد بیشتری در آن دارد. اما دیوید ریکاردو[7] (1955) اولین کسی بود که ضمن انتقاد از مزیت مطلق[8] که به معنای داشتن کیفیت بالاتر، هزینۀ پایین‌تر، یا هر دو در مقایسه با دیگران است، نظریه‌اش را در خصوص اهمیت مزیت نسبی  ارائه کرد. وی ثابت کرد هر کشور در تولید کالاهایی که در آن‌ها بالاترین مزیت نسبی را دارد، باید تخصص کسب کند. به بیان دیگر هر استان در عرصه‌ای مزیت نسبی می‌یابد که به‌طور طبیعی نهاده‌های تولیدی بیشتری در اختیار دارد (کیانی و عبداللهی، 1395، ص. 10).

نظریۀ سنتی مزیت نسبی که ابتدا از سوی ریکاردو بیان شد و سپس از سوی اقتصاددانانی مانند هابرلر[9] (1964)، هکشر و  اوهلین[10] (1991)، ساموئلسون[11] (1966)، لئون‌تیف[12] (1936) و دیگران پیگیری شد و تکامل یافت، به دیدگاه ایستای مزیت نسبی پرداخته که بیشتر طرف عرضۀ تولید را مدنظر قرار داده و بر نقش طبیعت یا تاریخ (که عوامل برون‌زای تولیدند) به‌عنوان عوامل تعیین‌کنندۀ مزیت نسبی تأکید کرده است. بر طبق این دیدگاه، میزان برخورداری از عوامل تولید، یعنی منابع طبیعی،[13] نیروی کار، مدیریت، فناوری و سرمایه، عامل اساسی تعیین‌کنندۀ مزیت نسبی کشور به شمار می‌آید و این کمترین تفاوتی است که میان کشورهای مختلف وجود دارد و شرط لازم برای تجارت متقابل سودمند میان آن‌هاست. حتی اگر تمام کشورها رجحانات (شرایط تقاضا) و فناوری (تابع تولید) یکسان داشته باشند و فاقد صرفه‌جویی ناشی از مقیاس در تولید باشند، تا زمانی که تفاوت‌های عوامل نسبی وجود دارد، تفاوت در قیمت­ها و هزینه­های نسبی نیز وجود خواهد داشت و در نتیجه تجارت براساس مزیت نسبی توجیه خواهد داشت. مزیت نسبی مفهومی ایستا و ابدی نیست، بلکه مفهومی پویاست که در طی زمان خلق شده و در حال تحول است. مزیت نسبی در طول زمان از طریق تکامل چرخۀ زندگی محصول، تغییر در برخورداری از عوامل و دستیابی به بازده صعودی نسبت به مقیاس کسب می‌شود. براساس نظر طرف‌داران مزیت نسبی پویا، کشورها می­توانند به‌صورت درون‌زا و با استفاده از فناوری و پیشرفت‌های فناوری و عوامل دیگر به خلق مزیت بپردازند (جعفری‌صمیمی و نقوی، 1387، ص. 12).

 

  1. روش تحقیق

این پژوهش از نظر روش، تحلیلی ـ توصیفی است و به لحاظ روش گردآوری داده‌ها و اطلاعات، جزو پژوهش‌های کتابخانه‌ای است. حجم جامعۀ آماری از فعالیت‌های اقتصادی استان سیستان و بلوچستان تشکیل شده است. آمار و اطلاعات مـورد نیـاز از سالنامۀ آماری و حساب‌های منطقه‌ای استان‌هـای کـشور، منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران (1400)، استخراج شده است.

روش اقتصاد پایه روشی برای بررسیِ تحلیلی اقتصاد محلی و منطقه‌ای است. روش‌های متعددی برای بررسی اقتصاد منطقه‌ای وجود دارد؛ از جمله پیش‌بینی متغیرهای اقتصادی با استفاده از اقتصادسنجی، مدل‌سازی جدول داده ـ ستاندۀ منطقه‌ای، و روش اقتصاد پایه که شامل تجزیه‌وتحلیل آماری داده‌های اقتصادی برای منطقه‌ای خاص است و برای افزایش تمرکز بر ساختار اقتصادی و گرایش‌های هر منطقه به کار می‌رود. فرض اساسی در اینجا آن است که اقتصاد منطقه‌ای هم‌زمان که جزئی از اقتصاد بزرگ‌تر (اقتصاد ملی) است، به‌منزلۀ واحد مستقلی از آن نیز عمل می‌کند (آقامحمدی، حاجی، غفاری و غفاری‌آشتیانی، 1399، ص. 41).

در این مقاله، شاخص مورد استفاده برای محاسبۀ مزیت نسبی، شاخص مزیت نسبی آشکارشده[14] است که بالاسا (1965) ابداع کرده است. این شاخص روش اقتصاد پایه است که بر اهمیت صادرات در اقتصاد منطقه‌ای تمرکز می‌کند. در این چارچوب، صادرات شامل کالاهایی هستند که درون منطقه تولید و در بیرون آن مصرف می‌شوند. مناطق اقتصادی از یک سو کالاها و خدمات تولیدی خود را صادر می‌کنند و از سوی دیگر کالاها و خدماتی را که تولید نمی‌کنند، وارد می‌کنند. صادرات درآمدی خارج از منطقه به دست می‌آورد و این درآمد برای رشد بلندمدت و توسعۀ منطقه‌ای اهمیت بسیاری دارد. لذا شاخص مزیت نسبی آشکارشده به منظور ارزیابی رشد و توسعۀ صادرات و واردات در اقتصاد منطقه‌ای به کار می‌رود (قاسملو، ذوالقدر و کازرونی، 1398، ص. 9). اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ در منابع و تحقیقات ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺗﺠﺎرت ﺑﯿﻦ‌اﻟﻤﻠـﻞ، ﺑـﻪ ﺷـﺎﺧﺺ ﺗﺨﺼﺺ ﺗﺠﺎرت و ﺻﺎدرات ﺑﺎﻻﺳﺎ ﻣﻌﺮوف اﺳﺖ. شاخص ﻓﻮق به ﺻﻮرت زﯾﺮ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ‌شود:

 (1)                                                                               

که در آن  ارزش صادرات کالای  (تولیدی یا غیرتولیدی) در کشور ،  ارزش صادرات کل کشور ،  ارزش صادرات کالای  در جهان و  ارزش صادرات کل جهان است. بنابراین در این شاخص،  معرف کشور مورد بررسی،  معرف کالای مورد بررسی و بیانگر جهان است. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ، ﺷﺎﺧﺺ ﻣﺰﯾﺖ ﻧﺴﺒﯽ آشکارشده از ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺳﻬﻢ ﺻﺎدرات ﮐﺎﻻی  در ﺻﺎدرات ﮐﺸﻮر ﺑﻪ ﺳـﻬﻢ ﺻﺎدرات ﮐﺎﻻی ﻓﻮق در ﮐﻞ ﺻﺎدرات ﺟﻬﺎن به دست ﻣﯽ‌آﯾﺪ. با استفاده از این شاخص، می­توان مزیت نسبی را برای همۀ کشورها و تمام کالاهای تجاری محاسبه کرد. در این مورد، سه حالت پیش می­آید:

  • هنگامی که است،  وجود مزیت نسبی در صادرات کالای  برای کشور  تأیید می‌شود؛
  • هنگامی که است، وجود مزیت نسبی در صادرات کالای  برای کشور  رد می شود؛
  • هنگامی که است، بیانگر آن است که کشور  هیچ‌گونه مزیت نسبی یا عدم مزیت نسبی بر کشورهای دیگر جهان در صادرات کالای  ندارد (رحیم‌زاده، 1377، ص. 58).

در اﯾﻦ تحقیق، از ﺷﺎﺧﺺ ﻣﺰﯾﺖ ﻧﺴﺒﯽ آشکارشده ﺑﺮای ﺑﺮرﺳﯽ وﺿﻌﯿﺖ مزیت ﻧﺴﺒﯽ ارزش‌اﻓﺰودۀ فعالیت‌های اقتصادی استان سیستان و بلوچستان استفاده شده است. برای این منظور، به‌جای صادرات، اطلاعات ارزش‌افزودۀ فعالیت‌های مختلف اقتصادی لحاظ شده است. علاوه بر این، به‌جای کشور، استان و به‌جای جهان، کشور لحاظ شده است. بر این اساس، شاخص مزیت نسبی آشکارشدۀ ارزش افزوده فعالیتهای اقتصادی در استان سیستان و بلوچستان به صورت زیر تعریف می‌شود:

(2)                                                 

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﻮل ﻓﻮق، ﺷﺎﺧﺺ ﻣﺰﯾﺖ ﻧﺴﺒﯽ ارزش‌اﻓﺰودۀ فعالیت‌های اقتصادی در استان سیستان و بلوچستان ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ و وﺿﻌﯿﺖ استان سیستان و بلوچستان در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ کل کشور بررسی شده است.  

 

  1. یافته‌های تحقیق

در این قسمت، مزیت نسبی و سهم ارزش‌افزودۀ فعالیت‌های اقتصادی در استان سیستان و بلوچستان تجزیه‌وتحلیل شده است. بخش‌های عمدۀ اقتصادی به 18 بخش تقسیم شده و این بخش‌ها نیز خود به حدود 92 رشته فعالیت طبقه‌بندی شده‌اند که در مقاله حاضر مزیت نسبی همۀ بخش‌ها محاسبه و بررسی شده است. مقایسۀ سهم ارزش‌افزودۀ بخش‌های اصلی در شکل 1 به‌تفصیل ارائه شده است. اطلاعات بیانگر این است که در سال 1400، بیشترین سهم ارزش‌افزودۀ سیستان و بلوچستان مربوط به کشاورزی، شکار و جنگلداری، و ماهیگیری است و پس از آن بخش عمده‌فروشی و خرده‌فروشی، تعمیر وسایل نقلیه و کالاها قرار دارد. صنعت در جایگاه سوم واقع شده و چهارمین رتبه متعلق به بخش املاک و مستغلات است. کمترین مبلغ ارزش‌افزودۀ استان مربوط به بخش فعالیت‌های اداری و خدمات پشتیبانی است.

 

شکل 1. سهم ارزش‌افزودۀ فعالیت‌های عمدۀ اقتصادی در محصول ناخالص داخلی استان سیستان و بلوچستان

 

 

شکل 2. شاخص مزیت نسبی فعالیت‌های عمدۀ اقتصادی استان سیستان و بلوچستان در سال 1400

 

 

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﻬﻢ ارزش‌اﻓﺰودۀ ﺑﺨﺶ‌های اقتصادی در ﻣﺤﺼﻮل ﻧﺎﺧﺎﻟﺺ داﺧﻠﯽ اﺳـﺘﺎن سیستان و بلوچستان و ﮐﺸﻮر ﮐﻪ از سوی ﻣﺮﮐﺰ آﻣﺎر اﯾﺮان ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪه و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻟﮕﻮی ﻣﻌﺮﻓـﯽ‌ﺷـﺪه در ﺑﺨـﺶ ﻗﺒﻠﯽ، ﺷﺎﺧﺺ ﻣﺰﯾﺖ ﻧﺴﺒﯽ آﺷـﮑﺎرشده در استان سیستان و بلوچستان محاسبه و در جدول 1 بیان شده است. در این جدول، اطلاعاتی دربارۀ بخش‌های اقتصادی مختلف و ارزش‌افزودۀ آن‌ها در کل کشور و استان سیستان و بلوچستان و نیز شاخص مزیت نسبی برای هر بخش آمده است. ارقامِ ستون «ارزش‌افزودۀ کل کشور» نشان‌دهندۀ مجموع ارزش‌افزودۀ تولیدات هر بخش در کل کشور است و ارقامِ ستون «ارزش‌افزودۀ استان» مجموع ارزش‌افزودۀ تولیدات هر بخش در استان سیستان و بلوچستان را نشان می‌دهد. شاخص مزیت نسبی هر بخش نمودارِ میزان توانایی هر بخش در تولید و صادرات نسبت‌به بقیۀ بخش‌هاست. این شاخص برای بخش‌هایی که از نظر تولید و صادرات برتری نسبی بر سایر بخش‌ها دارند، بیشتر از ۱ است. اگر شاخص مزیت نسبی برابر با ۱ باشد، به این معناست که بخش مورد نظر با سایر بخش‌ها برابری دارد و هیچ برتری نسبی ندارد.

جدول 1. شاخص مزیت نسبی فعالیت‌های عمدۀ اقتصادی استان سیستان و بلوچستان در سال 1400

بخش‌های عمدۀ اقتصادی

ارزش‌افزودۀ کل کشور

ارزش‌افزودۀ استان

شاخص مزیت نسبی

کشاورزی، شکار و جنگلداری، و ماهیگیری

1178639519

36473839

33/2

استخراج معدن

1420955704

484335

03/0

صنعت

2200807271

16344274

56/0

تأمین برق، گاز، بخار و تهویه

523750750

2196865

32/0

آب‌رسانی، مدیریت پس‌ماند، فاضلاب و فعالیت‌های تصفیه

41294460

528030

96/0

ساختمان

559942467

5889282

79/0

عمده‌فروشی و خرده‌فروشی، تعمیر وسایل نقلیه و کالاها

1400589112

30357239

63/1

حمل‌و‌نقل و انبارداری و پست

932005119

11132208

90/0

فعالیت خدماتی مربوط به تأمین جا و غذا

179510875

1026770

43/0

اطلاعات و ارتباطات

257830850

1606116

47/0

فعالیت‌های مالی و بیمه

285354202

1374519

36/0

املاک و مستغلات

1554837866

15524209

75/0

فعالیت‌های حرفه‌ای، علمی و فنی

101867239

683519

51/0

فعالیت‌های اداری و خدمات پشتیبانی

50545936

406260

60/0

ادارۀ امور عمومی و خدمات شهری

606689017

13232506

64/1

آموزش

429136388

14213211

49/2

فعالیت‌های مربوط به سلامت انسان و مددکاری اجتماعی

414121188

9909542

80/1

سایر خدمات عمومی، اجتماعی، شخصی و خانگی

128142770

1076713

63/0

جمع

12266020733

162459437

00/1

محصول ناخالص داخلی (به قیمت بازار)

12314220284

162976266

00/1

محصول ناخالص داخلی بدون نفت (به قیمت بازار)

10685061361

162976266

15/1

 

شاخص مزیت نسبی فعالیت‌های عمدۀ اقتصادی استان در سال 1400 در جدول 2 بیان شده است. بخش آموزش با 49/2 درصد بالاترین مزیت نسبی را بین بخش‌های عمدۀ اقتصادی دارد و جایگاه دوم از لحاظ مزیت نسبی مربوط به بخش کشاورزی، شکار و جنگلداری، و ماهیگیری با 33/2 درصد است. بررسی زیربخش‌های اقتصادی نشان می‌دهد رشتۀ فعالیت ماهیگیری با 04/16 درصد مزیت نسبی چشمگیری را در استان به خود اختصاص داده است. بخش‌های مربوط به سلامت انسان و مددکاری اجتماعی، ادارۀ امور عمومی و خدمات شهری، و عمده‌فروشی و خرده‌فروشی و تعمیر وسایل نقلیه و کالاها به‌ترتیب با 8/1، 64/1 و 63/1 در رده‌های بعدی قرار دارند. 

جدول 2. مزیت‌های نسبی استان سیستان و بلوچستان در بخش‌های مختلف سال 1400

بخش‌های عمدۀ اقتصادی

ارزش ‌فزودۀ کل کشور

ارزش‌افزودۀ استان

شاخص مزیت نسبی

کشاورزی، شکار و جنگلداری، و ماهیگیری

1178639519

36473839

33/2

عمده‌فروشی و خرده‌فروشی، تعمیر وسایل نقلیه و کالاها

1400589112

30357239

63/1

ادارۀ امور عمومی و خدمات شهری

606689017

13232506

64/1

آموزش

429136388

14213211

49/2

فعالیت‌های مربوط به سلامت انسان و مددکاری اجتماعی

414121188

9909542

80/1

 

جدول 3. عدم مزیت‌های نسبی استان سیستان و بلوچستان در بخش‌های مختلف سال 1400

بخش‌های عمدۀ اقتصادی

ارزش‌افزودۀ کل کشور

ارزش‌افزودۀ استان

شاخص مزیت نسبی

استخراج معدن

1420955704

484335

03/0

صنعت

2200807271

16344274

56/0

تأمین برق، گاز، بخار و تهویه

523750750

2196865

32/0

آب‌رسانی، مدیریت پس‌ماند، فاضلاب و فعالیت‌های تصفیه

41294460

528030

96/0

ساختمان

559942467

5889282

79/0

حمل‌ونقل و انبارداری و پست

932005119

11132208

90/0

فعالیت خدماتی مربوط به تأمین جا و غذا

179510875

1026770

43/0

اطلاعات و ارتباطات

257830850

1606116

47/0

فعالیت‌های مالی و بیمه

285354202

1374519

36/0

املاک و مستغلات

1554837866

15524209

75/0

فعالیت‌های حرفه‌ای، علمی و فنی

101867239

683519

51/0

فعالیت‌های اداری و خدمات پشتیبانی

50545936

406260

60/0

سایر خدمات عمومی، اجتماعی، شخصی و خانگی

128142770

1076713

63/0

 

 در جدول 3، بخش استخراج معدن با 03/0 درصد بیان می‌کند که این بخش در استان فاقد مزیت نسبی است. پس از آن، بخش‌های تأمین برق، گاز، بخار و تهویه با 32/0 درصد، فعالیت‌های مالی و بیمه با 36/0 درصد، فعالیت خدماتی مربوط به تأمین جا و غذا با 43/0 درصد، اطلاعات و ارتباطات با 47/0 درصد، فعالیت‌های حرفه‌ای، علمی و فنی با 51/0 درصد، بخش صنعت با 56/0 درصد، فعالیت‌های اداری و خدمات پشتیبانی با 6/0 درصد، سایر خدمات عمومی، اجتماعی، شخصی و خانگی با 63/0 درصد، فعالیت املاک و مستغلات با 75/0 درصد، بخش ساختمان با 79/0 درصد، فعالیت حمل‌و‌نقل و انبارداری و پست با 9/0 درصد و در آخر نیز آب‌رسانی، مدیریت پس‌ماند، فاضلاب و فعالیت‌های تصفیه با 96/0 درصد فاقد مزیت نسبی در سال 1400 هستند.

 

  1. نتیجه‌

ﺭﺷﺪ و توسعۀ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﺍﺯ ﻣﻬﻢ‌ﺗﺮﯾﻦ ﺍﻫﺪﺍﻑ سیاست‌مداران و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﺭﯾـﺰﺍﻥ ﻣﻠـﯽ و منطقه‌ای است. اهمیت این موضوع را می­توان در سیاست­های کلی نظام، از جمله سند آمایش ملی سرزمین، مشاهده کرد. ﺑـﺎ ﺍﻓـﺰﺍﯾﺶ ﺩﺭﺁﻣﺪ سرانۀ ﻣﻨﺎﻃﻖ، می‌توان ﺳﻄﺢ ﺯﻧﺪﮔﯽ و ﻣﻌﯿﺸﺖ ﻣـﺮﺩﻡ ﺁﻥ ﻣﻨـﺎﻃﻖ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘـﺎ ﺩﺍﺩ. ﺗﺤﻘـﻖ یافتن ﺍﯾـﻦ ﻣﻮﺿـﻮﻉ، ﻣـﺴﺘﻠﺰﻡ ﺩﺭک ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺰﯾﺖﻫﺎ، ﺗﻨﮕﻨﺎﻫﺎ و ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺍﺳﺖ. برای شناخت توانمندی‌ها و استعدادهای بخش‌های مختلف اقتصادی در راستای اهداف برنامه‌ریزی منطقه‌ای، مزیت نسبی اهمیت بسیاری دارد. مزیت نسبی بیانگر تولید کالا با هزینۀ کمتر است. بنابراین در این پژوهش، با استفاده از شاخص مزیت نسبی بالاسا، مزیت نسبی فعالیت‌های اقتصادی استان سیستان و بلوچستان بررسی شد. شناسایی و تجزیه‌وتحلیل وضعیت مزیت‌های نسبی استان در واقع برایندی از توانایی‌ها و محدودیت‌های استان را نشان می‌دهد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد بخش آموزش با 49/2 درصد، بالاترین مزیت نسبی را بین بخش‌های عمدۀ اقتصادی دارد و جایگاه دوم از لحاظ مزیت نسبی مربوط به بخش کشاورزی، شکار و جنگلداری، و ماهیگیری با 33/2 درصد است. بخش استخراج معدن با 03/0 درصد گویای این است که بخش مذکور در استان فاقد مزیت نسبی است. بنابراین توصیه می‌شود برنامه‌ریزان و سیاست‌مداران ملی و منطقه‌ای با شناخت بخش‌های پایه‌ای و فعالیت‌هایی که از مزیت نسبی در استان سیستان و بلوچستان برخوردارند، سیاست‌هایی را اتخاذ کنند که سیاست‌های حمایتی و تشویقی در جهت نیل به رشد و توسعۀ اقتصادی در فعالیت‌های پایه‌ای و اصلی صورت گیرد و اولویت‌ سرمایه‌گذاری استان به‌سمت این بخش‌ها هدایت شود.

 

ملاحظات اخلاقی

حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.

مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آماده‌سازی این مقاله مشارکت کرده‌اند.

تعارض منافع: بنابه اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچ‌گونه تعارض منافعی وجود ندارد.

تعهد کپی‌رایت: طبق تعهد نویسندگان، حق کپی‌رایت (CC) رعایت شده است.

 

[1]. Ballasa

[2]. Lee & McKibbin

[3]. Emerick

[4]. Liu & Wu

[5]. Adam Smith

[6]. Comparative Advantage

[7]. David Ricardo

[8]. Absolute Advantage

[9]. Haberler

[10]. Heckscher & Ohlin

[11]. Samuelson

[12]. Leontief

[13]. factor endowments

[14]. Revealed Comparative Advantage (RCA)

Aghamohammadi, S., Haji, G., Ghafari, H., & Ghafari Ashtiani, P. (2021). Measuring the Relative Advantage of Economic Activities in the Provinces of Iran: Location Quotient Approach. Regional Planning10(40), 35-52. (in Persian)
Alimanesh, N., Masoudnia, M., & Baufa, Sh. (2015). Survey of the Comparative Advantage of Major Economic Activities in Qazvin Province. Journal of Statistics, 19, 16-23. (in Persian)
Ballasa, B. (1965). Trade Liberalization and Revealed Comparative Advantage. The Manchester School, 33(2), 99-123.
Darvishi, B., & Asgari, H. (2006). The Analysis of Comparative Advantage in some of Newly Industrialized Countries of South-East of Asia and Comparing it with Iran. Economics Research6(23), 263-297. (in Persian)
Emerick, K. (2018). Agricultural Productivity and the Sectoral Reallocation of Labor in Rural India. Journal of Development Economics, 135, 488-503. https://doi.org/10.1016/j.jdeveco.2018.08.013.
Ghasemlou, Kh., Zulqader, H., & Kazrooni, A. (2019). The Comparative Advantage and Stability of Performance in Export Industrial goods From Provinces of Iran. Regional Planning9(34), 1-14. (in Persian)
Haberler, G. (1964). An Assessment of the Current Relevance of the Theory of Comparative Advantage to Agricultural Production and Trade. International Journal of Agrarian Affairs, 4(3), 130-149.
Hassanvand, S., & Shadab Far, E. (2020). Investigating the Relative Advantage of Economic Sectors (with Emphasis on Lorestan Province). Economic Magazine (Bimonthly Review of Economic Issues and Policies), 20(3 & 4), 5-39. (in Persian)
Heckscher, E. F., & Ohlin, B. G. (1991). Heckscher-Ohlin Trade Theory. Cambridge, MA: The MIT Press.
Iran Statistics Center. (2021). Statistics and Information Related to the Regional Accounts of the Country's Provinces and Information Related to the Statistical Yearbook. (in Persian)
Jafari Samimi, A., & Naqvi, S. (2008). Investigating the Relative Advantage of Added Value of Economic Sectors in Khorasan Region based on the Performance of the Third Development Plan. Knowledge and Development Quarterly, 15(23), 1-25. (in Persian
Jafari Samimi, A., Zaribaf, M., & Amirpour Ashuri, P. (2013). Investigating the Relationship between the Relative Advantage of the Added Value of Tourism Sector Activities (Hotels and Restaurants) and the Economic Growth of Mazandaran Province and its Comparison with Other Provinces of the Country. Researcher (Management), 25(9), 11-20. (in Persian)
Kayani, A., & Abdollahi, S. (2015). Report on the Comparative-Analytical Review of the Components of Provincial Accounts with an Emphasis on Ardabil Province. General Department of Economic Affairs and Finance of Ardabil Province. (in Persian)
Lee, J. W., & McKibbin, W. J. (2018). Service Sector Productivity and Economic Growth in Asia. Economic Modelling74, 247-263.‏ https://doi.org/10.1016/j.econmod.2018.05.018.
Leontief, W. W. (1936). Quantitative Input and Output Relations in the Economic Systems of the United States. The Review of Economic Statistics, 18(3), 105-125. Retrieved from https://www.jstor.org/stable/1927837.
Liu, A., & Wu, D. C. (2019). Tourism Productivity and Economic Growth. Annals of Tourism Research76, 253-265. https://doi.org/10.1016/j.annals.2019.04.005.
Management and Planning Organization of Sistan and Baluchistan Province. (2021). Regional Accounts of Sistan and Baluchistan Province. (in Persian)
Nafisi Moghadam, M., & Khodavardizadeh, S. (2015). Identification of Comparative Advantages in the Economic Sectors of the Western Provinces of the Country using the Spatial Coefficient Index. 9th Congress of Pioneers of Progress. (in Persian)
Nazman, H., & Mohdmanesh, M. S. (2018). Investigating the Relationship between Intra-Industry Trade and Comparative Advantage in Iran's Economy. Economic-Commercial Quarterly, 29(15), 1-24. (in Persian)
Ranjbar Fallah, M. R., & Ranjbar Paighan, M. (2018). Identifying the Relative Advantages of Qazvin Province in the Industry Sector Using the LQ Index. Work and Society Monthly, 141, 54-66. (in Persian)
Ricardo, D. (1955). The Works and Correspondence of David Ricardo, Biographical Miscellany. Cambridge University Press.
Sadeghi Shahdani, M., & Ghaffary Fard, M. (2009). A Review on Relative Advantage and Structure of Regional Growth Domestic Production in Provinces of Iran. Journal of Economic Research and Policies, 17(50), 115-136.
Retrieved from http://qjerp.ir/article-1-261-fa.html. (in Persian)
Samuelson, P. A. (1966). The collected scientific papers of Paul A. Samuelson. MIT Press.
Smith, A. (1937). The Wealth of Nations [1776]. na.  
Volume 12, Issue 45
Spring 2024
Pages 88-103

  • Receive Date 08 February 2023
  • Revise Date 03 July 2023
  • Accept Date 21 April 2023