Document Type : Research/Original/Regular Article
Subjects
مقدمه و بیان مسئله
سازمان بهداشت جهانی[1] از فقر بهعنوان «بزرگترین قاتل جهان و بزرگترین علت بیماری» نام میبرد، موضوع فقر در طول زمان دستخوش تغییراتی شده است. ازجمله، تغییر آن از یک شاخص تکبُعدی (درآمدی) به شاخصی چندبُعدی است که ابتکار آن متعلق به «موسسه فقر و توسعه انسانی آکسفورد»[2] است. این شاخص از سه بخش تحصیلات، سلامت و استانداردهای زندگی تشکیل شده که هرکدام شامل چندین متغیر میشود ( الکایر و همکاران[3]،2017). یک شخص فقیر میتواند نهتنها از جهت درآمدی بلکه از نظر سلامت و تغذیه، آموزش و تحصیل و یا حداقل استانداردهای زندگی نیز دچار کمبودهایی شود.
توسعه مالی فرایندی است که افراد جامعه قابلیت دسترسی ارزانقیمت به ابزارها، خدمات و نهادهای مالی را پیدا میکنند. سیستمهای مالی به دلیل نقش مهمی که در تسریع رشد اقتصادی و همزمان ایجاد فرصتهای اقتصادی برابر و کاهش توزیع ناعادلانه درآمد و فقر دارند حائز اهمیت هستند. توسعه مالی به دو روش مستقیم و غیرمستقیم میتواند به کاهش فقر کمک میکند. تأثیر مستقیم آن از طریق فراهمکردن دسترسی آسان منابع مالی برای جمعیت فقیر است مثل فراهمکردن وام ارزان برای تأمین سرمایه بنگاههای کوچک که باعث ایجاد فرصتهای شغلی، افزایش درآمد و کاهش فقر میشود. بهعنوان مثال دیگر میتوان به بهبود فرایندها بهمنظور امکانسازی سرمایهگذاری افراد فقیر از طریق واسطههای مالی در فعالیتهای تولیدی نام برد.
تأثیر غیرمستقیم توسعه مالی بر فقر از طریق تسریع رشد اقتصادی است؛ با این همه نباید فراموش کرد که رشد اقتصادی لزوماً همراه با کاهش فقر نیست. اگر دسترسی افراد فقیر به خدمات مالی در مقایسه با سایر افراد جامعه دارای محدودیت باشد، ممکن است توسعه اقتصادی در کاهش نابرابری و فقر مؤثر نباشد (سون و کاسکون[4]، 2016). در این حالت هرچند توسعه مالی منجر به رشد اقتصادی شده اما به دلیل عدم بهبود توزیع درآمد یا بدتر شدن آن، فقر کاهش نمییابد بلکه شاید بیشتر هم شود. میتوان گفت که رشد اقتصادی بهواسطه توسعه مالی از دو راه باعث کاهش فقر میشود؛ اول، با بهبود دسترسی فقرا به امور مالی؛ درواقع به علل نقص بازارهای مالی ( مشکلاتی مانند عدم تقارن اطلاعاتی، هزینههای معامله و هزینههای اجرای قرارداد)؛ این احتمال وجود دارد که سرمایه افراد فقیر به پروژههایی با بازده بالا جریان نیابد. اگر توسعه مالی همزمان با برطرف کردن چنین نقصهایی باشد به کاهش فقر منجر خواهد شد. دوم، بهبود فرایندها بهمنظور استفاده از پساندازهای انباشته فقرا یا گرفتن وام توسط آنها برای سرمایهگذاری در شرکتهای کوچک و متوسط که قطعاً افزایش اشتغال و درآمد این جمعیت و در نتیجه کاهش فقر را به دنبال خواهد داشت.
بنابراین، این پرسش کماکان باقی است که آیا درمجموع توسعه مالی در کشورهای جهان توانسته به کاهش فقر با توجه به همه ابعاد آن (فقر چندبُعدی) منجر شود یا خیر. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است. با توجه به اینکه موضوع کاهش فقر در اسناد بالادستی ایران (مثل سند چشمانداز توسعه و سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی) نیز مورد توجه ویژه قرار گرفته، نتایج این مطالعه میتواند درسهای مفیدی برای اقتصاد ایران داشته باشد.
1. پیشینه پژوهش
بوگاری[5](2021)، در مقاله «توسعه مالی، نابرابری درآمد و کاهش فقر: برخی شواهد تجربی» به بررسی رابطه بین توسعه مالی، نابرابری درآمد و کاهش فقر در نمونهای از 48 کشور جنوب صحرای آفریقا (SSA)، در طول دوره زمانی 1980 تا 2017 به «روش تعمیم یافته لحظهها»[6]پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که توسعه مالی، زمانی که با اعتبار بخش خصوصی و بدهیهای نقدی همراه شود، فقر را کاهش میدهد.
ژانگ و همکاران[7](2021)، در مقاله «کانالهای تأثیرگذار و عملکرد توسعه مالی و کاهش فقر: شواهد جدیدی از صنعت شیلات چین» به بررسی تأثیر توسعه اقتصادی بر کاهش فقر ماهیگیران در چین به «روش رگرسیون فضایی»[8] و «مدل پانل آستانه»[9] در سالهای 1996 تا 2017 پرداختهاند. نتایج حاکی از آن است که تأثیر غیرمستقیم بین توسعه اقتصادی، رشد اقتصادی و کاهش فقر ماهیگیران را تأیید کرده و شواهد تجربی همچنین از یک رابطه U شکل وارونه نامتقارن، که با فرضیه گرین وود-جووانوویچ (GJ) مرتبط است، پشتیبانی میکند.
الکایر و همکاران[10] (2017)، در مقاله «اندازهگیری فقر چندبُعدی مزمن» به بررسی اندازهگیری میزان تداوم فقر چندبُعدی در طول زمان در سالهای 1996 تا 2006 در شیلی به روش الکایر فوستر پرداختهاند. نتایج حاکی از آن است که درصد افراد فقیر مزمن و شدت آن در مناطق روستایی و غیرشهری بیشتر است.
ریوالویک[11] (2017)، در مقاله «نقش توسعه مالی در کاهش فقر» به بررسی اینکه آیا توسعه اقتصادی در کاهش فقر مؤثر است یا خیر، به روش برآوردگر متغیر ابزاری[12] در سالهای2004 تا 2015 پرداخته است. با استفاده از معیارهای جایگزین بیثباتی مالی ، نتایج یافتههای موجود را به چالش میکشد که ممکن است میزان فقر را افزایش دهد، همچنین نتایج حتی در هنگام کنترل پول تلفن همراه، با ارائه سهم ارزشمند بیشتر در ادبیات، قوی باقی میمانند.
سون و کاسکون[13] (2016)، در مقاله «آیا توسعه مالی نابرابری در درآمد و فقر را کاهش میدهد؟ مدارکی از کشورهای نوظهور» به بررسی نقش توسعه بانکها و بازار سهام در کاهش نابرابری درآمد و فقر در کشورهای نوظهور به روش روشهای داده پانل پویا[14] در سالهای 1987 تا 2011پرداختهاند. نتایج حاکی از آن است که اگرچه توسعه مالی موجب رشد اقتصادی میشود؛ اما این ضرورتاً به نفع افراد با درآمد پایین در کشورهای در حال ظهور نیست. برای پیوند مالی و فقر، در مییابند که نه بانکها و نه بازارهای سهام نقش مهمی در کاهش فقر ندارند.
بوخاتم[15] (2016)، در مقاله «ارزیابی تأثیر مستقیم توسعه اقتصادی بر کاهش فقر در پانلی از کشورها با درآمد کم و متوسط» پرداخته است. بهطور تجربی سهم مستقیم توسعه اقتصادی را در کاهش فقر در 67 کشور با درآمد کم و متوسط طی دوره 1986 تا 2012 ارزیابی میکند. هدف اصلی این مقاله شناسایی و کمی کردن کانالهایی است که توسعه اقتصادی از طریق آنها بر فقر تأثیر میگذارد. نتایج به دست آمده حاکی از سهم مهم توسعه اقتصادی در کاهش فقر است و همچنین بیثباتی مربوط به توسعه مالی، جمعیت فقیر را مجازات میکند و اثرات مثبت توسعه مالی را از بین میبرد.
مولانا و همکاران(۱۳۹۹) در مقاله «بررسی اثرات توسعه مالی بر فقر نسبی در مناطق شهری ایران: شواهدی از الگوی رگرسیون انتقال ملایم» به بررسی اثرات توسعه مالی بر فقر در شهرهای ایران در سالهای ۱۳۹۶-۱۳۶۸ به روش رگرسیون انتقال ملایم[16] پرداختهاند. نتایج حاکی از آن است که متغیر توسعه مالی در بخش بانکی اثر منفی و معنیداری بر فقر دارد.
راغفر و اسفندیارپور (۱۳۹۵) در مقاله «اندازهگیری فقر چندبُعدی در ایران» به اندازهگیری فقر چندبُعدی با استفاده از رویکرد آلکایر و فوستر در سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ پرداختهاند. نتایج حاکی از آن است که شاخصهای فقر تا سال ۹۱ روند کاهشی و بعد از آن در سال ۹۲ روند افزایشی داشته است. علاوه بر این نتایج رگرسیون لجستیک[17]در سال ۹۲ نشان میدهد که زندگی در مناطق روستایی، زن سرپرست خانوار بودن و اضافه شدن عضو خانواده باعث افزایش فقر میشود.
گوهری و همکاران (۱۳۹۴) در مقاله «اثر توسعه مالی بر کاهش فقر با تأکید بر بخش بانکی» به بررسی اثر توسعه مالی بر کاهش فقر روش دادههای پنل نامتوازن[18] برای ۲۹ کشور در حال توسعه با درآمد متوسط به بالا در سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۱ پرداختهاند. نتایج حاکی از آن است که شاخصهای توسعه مالی سرمایهگذاری مستقیم خارجی و درآمد سرانه اثر مثبت و معنیداری بر کاهش فقر داشته، اما درجه باز بودن اقتصاد اثر منفی بر کاهش فقر دارد.
بررسی مطالعات پیشین نشان میدهد که در عمده این پژوهشها به فقر تکبُعدی یا فقر درآمدی توجه شده است که از این جهت، جنبه نوآوری این پژوهش در جایگزینی فقر چندبُعدی است. همچنین، مطالعات فقر چندبُعدی بیشتر متمرکز در یک منطقه خاص مثلاً یک کشور یا یک استان بوده و کمتر به مطالعات بین کشوری پرداخته شده است. این جنبه دیگر نوآوری این پژوهش را نشان میدهد که به مطالعه بین کشوری پرداخته بهطوریکه سعی شده در آن تمامی کشورهای جهان در بازه زمانی 2000 تا 2019 در مدل پژوهش وارد شوند و تنها در صورتی کشوری حذف شده که دادهای برای آن وجود نداشته است.
2. چهارچوب نظری
مطالعات اقتصادی چه از لحاظ نظری و چه تجربی، توسعه مالی را برای کاهش فقر مهم میدانند. در هر کشوری که فقر استفاده از خدمات مالی وجود دارد، دسترسی بزرگسالان به انواع مختلف خدمات مالی مناسب و استفاده مؤثر از آنها با مشکل روبهروست. خدمات مالی در هر دو سطح خرد و کلان قابل توجه هستند. در سطح خرد، دارا بودن حساب برای ذخیره یا پسانداز پول و نیز خدمات مالی مرتبط با دریافت و پرداختهای مالی مطرح میشود. در سطح کلان دسترسی به اعتبارات نهادهای مالی رسمی و همچنین استفاده از محصولات بیمه رسمی مورد توجه قرار میگیرد. توسعه مالی میتواند از طریق گسترش سرمایهگذاریهای اقتصادی، هموار کردن (یکنواختسازی) مصرف در طول زمان و مدیریت ریسکهای مالی به کاهش فقر و نابرابری کمک کند. دسترسی به خدمات مالی رسمی به افراد این امکان را میدهد که نقل و انتقالات مالی را با کارایی و اطمینان بالاتری انجام دهند و نیز این امکان را برای فقرا فراهم میکند که از طریق سرمایهگذاری در آموزش و کسب و کار از فقر رهایی یابند.
مطالعات مختلفی منفعت فقرا را از توسعه مالی تأیید میکند (اشرف، کارلان و یین[19]، 2010؛ دوپاس و رابینسون[20]، 2013). ازجمله مطالعات تجربی در این زمینه، مربوط به آمریکاست که نشان داد توسعه مالی، رشد اقتصادی را سرعت میبخشد و شدت رقابت و تقاضا برای نیروی کار را افزایش میدهد و از آنجاییکه همراه با منافع بالاتری برای افرادی است که درآمد پایینتری دارند به یک رشد فراگیر کمک میکند (بک، لوین و لوکوو[21]، 2010). مطالعات مؤید آن است که همانباشتگی بین صنعت بیمه و رشد اقتصادی در سطح خرد بیشتر از سطح کلان است (کوگلر و افقی[22]، 2005). بهعنوان مثال در دسترس بودن بیمه در برابر خسارات ناشی از بلایای طبیعی، نحوه سرمایهگذاری خانوارهای روستایی در مزارع را تغییر میدهد. کشاورزان بیمهشده از سرمایهگذاریهای گرانقیمتتر و بذرهای بهتر استفاده میکنند که به کاهش فقر کمک بیشتری میکند (کل، گاین و ویکری[23]، 2012). بهبود دسترسی فقرا به اعتبارات نیز آثار مثبت قابل توجهی در کاهش فقر دارد. این موضوع میتواند هموارسازی مصرف در طول زمان را تسهیل نماید و همانند یک بیمه حقیقی عمل کند. همچنین، فعالیتهای کارآفرینی را در قالب مشاغل کوچک و متوسط تسهیل سازد. بسیاری از مطالعات نشان از آن دارند که محدودیت دسترسی به اعتبار، مانع اساسی برای کارآفرینی و رشد اقتصادی اشتغالآفرین از طریق شرکتهای کوچک و نوپاست (بانرجی و دوفلو[24]، 2007؛ بک و همکاران[25]، 2006 ). بهعنوان مثال یک مطالعه در خصوص هند نشان داد که الزام بانکها به ایجاد شعب روستایی به ازای ایجاد شعب در شهرها، تأثیر مثبتی بر کاهش فقر داشته است (بورگس و پاند[26]، 2005). مطالعه دیگر در کشور مکزیک نشان داد که افتتاح بانکهای تجاری با تمرکز بر تأمین اعتبار برای وامگیرندگان با درآمد کم و متوسط، منجر به کاهش 4/1 درصدی بیکاری و افزایش 7 درصدی درآمد در دو سال پس از افتتاح شده است (بروهن و لاو[27]، 2013).
یکی از عوامل تأثیرگذار بر ایجاد نابرابری درآمد و رشد اقتصادی کُند، دسترسی نابرابر به منابع مالی است. فقر دائمی و همیشگی از نتایج کمبود دسترسی افراد به اعتبارات مالی است. مدلهای اقتصادی نشان میدهند که توسعه مالی بهصورت مستقیم از طریق کاهش محدودیتهای اعتباری بهوسیله ارائه خدمات بهتر و ارزانتر، بهبود تسهیلات سپرده و اعطای اعتبار ارائه شده و بهینهسازی تخصیص برای افراد فقیر و بهصورت غیرمستقیم بهصورت بهبود تخصیص سرمایه و تسریع رشد بر فقر تأثیر میگذارد. بنابراین، اثر توسعه مالی بر رشد از دو طریق است: نخست، از طریق نفوذ سیستم مالی بر شدت مبادلات و تجارت و دوم، با تخصیص فزاینده سرمایه به سرمایهگذاریهای با بیشترین بهرهوری (بوخاتم، 2016). توسعه واسطههای مالی میتواند به بهبود زندگی فقرا در کشورهای درحال توسعه از طریق کاهش محدودیتهای مالی برای فعالیتهای اقتصادی آنها، انباشت سرمایه فیزیکی و انسانی و افزایش سرمایهگذاریهای مالی کمک میکند. علاوه بر این، توسعه مالی مردم را قادر میسازد تا با پسانداز مداوم پول در مؤسسات سپردهگذار، هزینههای پیشبینینشده را تأمین کنند (اینو[28]، 2018). شکل 1 کانالهای دوگانه اثر توسعه مالی بر فقر را نشان میدهد.
شکل1: اثر توسعه مالی بر فقر. منبع: اینو،2018
3. روش پژوهش
در این تحقیق از «رگرسیون پانل دیتا»[29] استفاده شده است. کشورهای مورد بررسی همان جامعه آماری است. ازهمینرو این مدل شامل همه کشورهای جهان میشود. البته با روش نمونهگیری حذف سیستماتیک، کشورهایی که دادههای کامل برای همه متغیرها آنها وجود نداشته باشد، در فرایند نمونهگیری حذف شده و درنهایت کشورهایی که دادههای آنها برای بازه زمانی 2000 تا 2019 وجود داشته در نمونه باقی میمانند.
بر اساس مطالعات مشتاق و برونو (2019)، سون و کاسکون (2016) مدلهای این پژوهش به شرح زیر است:
GDPPC (تولید ناخالص داخلی سرانه) ، INF (تورم) ، GC (مخارج دولت) و TO(باز بودن تجاری: سهم تجارت خارجی از تولید ناخالص داخلی) متغیرهای کنترلی هستند. متغیر HEADCOUNT (شاخص سرانه فقر چندبُعدی) متغیر وابسته است و متغیر توسعه مالی (FD) به 9 زیر شاخص تقسیم میشود. متغیرهای مستقل و وابسته به ترتیب در جداول 1 و 2 معرفی شدهاند. در جدول (3) نیز شاخصهای ذیل متغیر مستقل توسعه مالی آمده است.
جدول1: متغیرهای مستقل
|
نام کامل انگلیسی |
نماد |
نام کامل فارسی |
منبع |
|
Financial Development |
FD |
توسعه مالی |
شاخصهای توسعه جهانی، بانک جهانی[30] |
|
GDP Per Capita |
GDPPC |
تولیدناخالصداخلی به ازای هر نفر |
|
|
Inflation |
INF |
نرخ تورم |
|
|
Trade Openness |
TO |
باز بودن تجارت |
|
|
Government Consumption |
GC |
مصرف دولت |
منبع: بوخاتم[31]، 2016
جدول2: متغیر وابسته (فقر چندبُعدی)
|
شاخص |
ابعاد فقر |
|
تحصیلات[32] |
سالهای تحصیلات |
|
حضور کودک در مدرسه |
|
|
سلامت[33] |
مرگ و میر کودکان |
|
تغذیه |
|
|
استانداردهای زندگی[34] |
برق |
|
سرویس بهداشتی |
|
|
آب آشامیدنی بهبودیافته |
|
|
کف پوش |
|
|
سوخت پختوپز |
|
|
مالکیت داراییها |
منبع: الکایر و همکاران ، 2017
|
نام کامل فارسی |
منبع |
|
|
Life insurance premium volume to GDP (%) |
حجم حق بیمه زندگی به تولید ناخالص داخلی (درصد) |
شاخصهای توسعه جهانی، بانک جهانی |
|
Nonlife insurance premium volume to GDP (%) |
حجم حق بیمه غیرزندگی به تولید ناخالص داخلی (درصد) |
|
|
ATMs per 100,000 adults |
دستگاههای خودپرداز به ازای هر 000/100 بزرگسال |
|
|
Bank noninterest income to total income (%) |
درآمد غیر بهرهای بانک به کل درآمد (درصد) |
|
|
Bank overhead costs to total assets |
هزینههای سربار بانک به کل داراییها (درصد) |
|
|
Bank return on assets (%, after tax) |
بازده بانکی دارایی (% پس از کسر مالیات) |
|
|
Bank return on equity (%, after tax) |
بازده حقوق صاحبان سهام بانکی (% پس از کسر مالیات) |
|
|
Stock market total value traded to GDP (%) |
ارزش کل سهام معامله شده به تولید ناخالص داخلی (درصد) |
|
|
Nonfinancial corporate bonds to total bonds and notes outstanding (%) |
اوراق قرضه شرکتی غیرمالی به کل اوراق قرضه و اسکناسهای معوق (درصد) |
منبع: فریرا[35]، 2020
همانطور که در جدول (2)، آمده است شاخص فقر چندبُعدی به سه زیر شاخص اصلی تقسیم میشود: سلامت، آموزش و استانداردهای زندگی که به هر یک از اینها وزن یکسان 3/1داده شده و بر اساس زیرمجموعههایشان به 6/1 و 18/1 تقسیم میشوند (الکایر و همکاران،2016).
نمونه آماری شامل کل کشورهای جهان است. که در نهایت پس از حذف کشورهایی که دادهای برای متغیرهای تحقیق نداشتند طی سالهای 2000 تا 2019 در نمونه آماری تحقیق باقی ماندند.
4. یافتههای پژوهش
در این بخش نتایج تخمینهای مدل تحقیق ارائه شده است. در هر بار تخمین، یکی از متغیرهای ذیل توسعه مالی (جدول 3) بهعنوان متغیر توسعه مالی در نظر گرفته شده است.
|
بازار سهام |
بازده حقوق صاحبان سهام بانکی |
بازده دارایی بانکی |
هزینه بالاسری بانکها |
درآمد غیربهرهای |
دستگاه خودپرداز |
بیمه غیرزندگی |
بیمه زندگی |
|
|
|
1804/0- (000/0) |
1667/0- (000/0) |
1851/0- (0017/0) |
2081/0- (000/0) |
2099/0- (000/0) |
2401/0 (000/0) |
2498/0 (000/0) |
2388/0- (000/0) |
1925/0- (000/0) |
باز بودن تجاری |
|
4738/0- (0014/0) |
6050/0- (000/0) |
1882/0 (1628/0) |
8871/0 (0508/0) |
0662/0- (1230/0) |
1088/0 (0725/0) |
0875/0 4418/0 |
0445/0- (3261/0) |
0182/0- (6630/0) |
تورم |
|
1349/12- (000/0) |
1831/12- (000/0) |
7275/12- (000/0) |
1656/18- (000/0) |
3121/18- (000/0) |
9362/18- (000/0) |
5089/17- 000/0 |
0736/20- (000/0) |
3521/17- (000/0) |
تولید ناخالص داخلی سرانه |
|
7314/0 (0015/0) |
4484/0 (0018/0) |
0013/0- (9977/0) |
1838/0 (1229/0) |
1230/0 (2805/0) |
9362/18 (000/0) |
7004/0 0375/0 |
2511/0 (1068/0) |
1906/0 (0100/0) |
اندازه دولت |
|
131/0 (0046/) |
0750/0- (0345/0) |
0663/0 (0372/) |
8771/0 (0005/0) |
2412/0 (000/0) |
2890/0- (0020/0-) |
3275/0- (0250/0) |
7245/4 (000/0) |
1708/0- (0030/0) |
توسعه مالی |
|
3844/120 (000/0) |
9894/122 (000/0) |
2513/128 (000/0) |
4991/173 (000/0) |
9920/17 (000/0) |
000/0 (000/0) |
5106/173 (000/0) |
1852/189 (000/0) |
7250/179 |
عرض از مبدا |
|
6572/0 (6405/0) |
6434/0 (6266/0) |
4111/0 (7877/0) |
8868/0 (2111/315) |
9284/0 (9266/0) |
9055/0 (1953/301) |
5893/0 (5767/0) |
9191/0 (9170/0) |
8968/0 (8967/0) |
آماره R2 |
|
9839/17 (000/0) |
9275/37 (000/0) |
8328/483- (000/0) |
8840/0 (000/0) |
1893/524 (000/0) |
9026/0 (000/0) |
0675/47 (000/0) |
9716/429 (000/0) |
8833/462 (000/0) |
آماره F |
|
8068/4 (000/0) |
5875/4 (000/0) |
6544/3 (000/0) |
3015/8 (000/0) |
9116/8 (000/0) |
3032/10 (000/0) |
1031/21 (000/0) |
6608/7 (000/0) |
4797/10 (000/0) |
آماره ازمون چاو |
|
2830/8 (1413/0) |
7665/9 (0821/0) |
2097/7 (2055/0) |
9533/31 (000/0) |
6647/40 (000/0) |
9954/37 (000/0) |
9719/23 (000/0) |
4213/37 (000/0) |
1584/47 (000/0) |
آماره آزمون هاسمن |
منبع: دادههای پژوهش
در تمامی تخمینها، احتمال آماره F برابر صفر شده است که نشاندهنده این است که مدلها بهطور کلی معنیدار هستند. همچنین، ضریبهای تعیین مدل (آمارهR2) بین 4111/0 تا 9191/0 درصد است که بیانگر آن است که متغیرهای توضیحی این میزان از تغییرات متغیر وابسته را توضیح میدهند.
بر اساس نتایج به دستآمده، متغیرهای باز بودن تجاری، تولید ناخالص داخلی سرانه در تمامی مدلها منفی و معنیدار است که نشاندهنده آن است که افزایش حجم تجارت و تولید ناخالص ملی باعث کاهش فقر چندبُعدی میشوند. متغیر تورم در مدلهایی با متغیر مستقل بازده دارایی بانکی اثر مثبت و معنیدار و در بازار سهام و اوراق قرضه دارای اثری منفی و معنیدار است که به ترتیب باعث افزایش و کاهش فقر چندبُعدی و در سایر موارد هیچ تأثیری بر فقر چندبُعدی ندارد. متغیر مخارج دولت در تخمینهایی با متغیر مستقل بیمه زندگی، هزینه بالاسری بانکها، بازده دارایی بانکی و بازده حقوق صاحبان سهام بانکی هیچ تأثیری بر فقر چندبُعدی ندارد اما در سایر تخمینها دارای اثر مثبت و معنیدار است که باعث افزایش فقر چندبعدی میشود و در آخر متغیرهای توسعه مالی در تخمینهایی با متغیرهای بیمه زندگی، دستگاه خودپرداز، بازار سهام و درآمد غیر بهرهای اثر منفی و معنیدار بر فقر چندبُعدی دارند و در سایر موارد اثر مثبت و معنیدار داشته و باعث افزایش فقر چندبُعدی میشود.
نتایج تحقیق نشان میدهد که بیمههای زندگی، دستگاههای خودپرداز به ازای هر 000/100 بزرگسال، درآمد غیربهرهای بانک به کل درآمد (درصد) و ارزش کل سهام معامله شده به تولید ناخالص داخلی (درصد) باعث کاهش شاخص سرانه فقر چندبُعدی میشوند اما سایر متغیرهای توسعه مالی باعث افزایش شاخص سرانه فقر چندبُعدی شدهاند. بر اساس نتایج به دست آمده میتوان گفت آن دسته از متغیرهای بانکی که اثرات مثبت آن بر زندگی تمامی اقشار تأثیر میگذارد، از طریق ایجاد فرصتهای منصفانه برای دسترسی افراد به امکانات حداقلی برای زندگی موجب کاهش فقر میشود. اما آن بخشی از فعالیتهای بانکی که به افزایش سپردهها و میزان وام دادن آنها مربوط میشود و اثرات آن بیشتر طبقات بالای اجتماعی را در برمیگیرد، موجب افزایش فقر میشود.این نتایج نشان داد که سودآوری بانکها از محل کسب بهره، باعث افزایش فقر شده اما کسب درآمد بانکها از ارائه خدمات عامتر منجر به کاهش فقر میشود.
در مورد متغیر ارزش کل بازار سهام معامله شده به تولید ناخالص داخلی (درصد) میتوان گفت گسترش بازار سهام به معنی گسترش بخش تولیدی آن جامعه است که این منجر به افزایش اشتغال و افزایش رفاه و در نهایت منجر به کاهش فقر میشود.
متغیر دیگر، متغیر مستقل اوراق قرضه شرکتی غیرمالی به کل اوراق قرضه و اسکناسهای معوق (درصد) است که به دو دسته مالی و غیرمالی تقسیم میشود. دسته مالی به ضرر فقراست که باعث افزایش فعالیتهای سفتهبازی میشود و فعالیتهای غیرمالی به نفع فقرا است که با هدف تولید، از افراد وام میگیرند که این تولید باعث افزایش اشتغال افراد شده و منجر به کاهش فقر میشود.
متغیر حجم حق بیمه زندگی به تولید ناخالص داخلی باعث کاهش فقر چندبُعدی میشود. این بیمه شامل بیمههای سلامت و عمر است و از آنجاییکه سلامت یکی از ابعاد اصلی فقر چندبُعدی است و در صورتی که افراد فقیر بتوانند سلامت خود را بهبود ببخشند شاخص سرانه فقر چندبُعدی کاهش خواهد یافت.
در نهایت نتایج نشان میدهد متغیر بیمه غیرزندگی به تولید ناخالص داخلی (درصد) باعث افزایش شاخص سرانه فقر چندبُعدی میشود. این بیمه شامل آتشسوزی، مسئولیت، شخص ثالث و کشتی است. از آنجاییکه این بیمهها مربوط به کسب و کار و تجارت هستند و عموماً صاحبان این بیمهها اقشار ثروتمند است، افزایش این شاخص برخلاف بیمههای زندگی نمیتواند باعث کاهش فقر چندبُعدی نشده و بلکه باعث افزایش آن نیز میشود.
نتیجهگیری و پیشنهاد
این تحقیق به دنبال مطالعه تأثیر توسعه مالی بر فقر چندبُعدی بهعنوان یک دیدگاه جدید در اندازهگیری فقر بوده است. نظر به اهمیت قابل توجهی که به فقر چندبُعدی و توسعه مالی در اسناد بالادستی داده شده است به نظر میرسد توجه به تأثیر توسعه مالی بر فقر چندبُعدی ضرورت مییابد. رویکرد جدید به فقر، شامل ادبیات تحقیقاتی جدید تحت عنوان فقر چندبُعدی است که فقر را شامل ابعادی مانند، سالهای تحصیل، حضور کودک در مدرسه، مرگ و میر کودکان، تغذیه، برق، سرویس بهداشتی، آب آشامیدنی بهبودیافته، کف پوش، سوخت پختوپز، مالکیت داراییها میداند. نظر به پیچیدگی و وسعت مفهوم توسعه مالی، انتظار میرود که ابعاد مختلف توسعه مالی بر فقر چندبُعدی اثرات متفاوتی بگذارند؛ در واقع اهمیت بررسی این موضوع برای سیاستگذاران بیشتر نمایان میگردد. استفاده از ابزارهای نوین تأمین مالی، سرمایهگذاری و بیمه را میتواند بر اقشار مختلف جامعه اثرات متفاوتی بگذارد و برای یک دولت اسلامی که با شعار رفع محرومیت و احقاق حقوق مستضعفان پایهگذاری شده، شناسایی اثرات متفاوت توسعه مالی بهمنظور جلوگیری از اثرات نامطلوب آن بر فقر، میتواند مؤثر باشد. بدین منظور در این پژوهش از وسیعترین دادههای بینالمللی ممکن (سالهای 2000 تا 2019) و دادههای در دسترس در تمامی کشورهای جهان استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان داد که متغیرهای گسترش استفاده از «بیمههای زندگی»، «دستگاههای خودپرداز»، «سهم درآمدهای غیر بهرهای بانکی از کل درآمد بانکی» و «ارزش کل بازار سهام» باعث کاهش شاخص سرانه فقر چندبُعدی میشوند؛ اما متغیرهای توسعه استفاده از «اوراق قرضه»، «میزان بازده حقوق صاحبان سهام بانکی»، «بازده دارایی بانکی»، «هزینه بالاسری بانکها»، «میزان استفاده از بیمههای غیرزندگی» اثر مثبت و معنیداری بر فقرچندبُعدی دارند بدین مفهوم که فقر چندبُعدی را افزایش میدهند. نتایج بیانگر این است که خدمات مالی که امکان استفاده عموم مردم را از توسعه مالی فراهم میکند، موجب کاهش فقر چندبُعدی میشود اما ابعاد توسعه مالی که خدمات مالی را برای طبقات بالای جامعه فراهم میکند فقر چندبُعدی را بدتر میکند. از اینرو شمول خدمات مالی برای همگان بهعنوان یک رکن اساسی در تأثیرگذاری توسعه مالی بر فقر چندبُعدی شناسایی میشود. همچنین به سیاستگذار توصیه میشود که در اجرای برنامههای توسعه مالی به اثرات متفاوت ابعاد توسعه مالی توجه ویژه کند.؛ بهعنوان یک معیار کلی لازم است حاکمیت به میزان بهرهمندی تمامی اقشار از خدمات مالی توجه کند. خدمات مالی که صرفاً برای طبقات بالای جامعه ارائه میشود فقر چندبُعدی را کاهش داده و کشور را از اهداف عالیه اخلاق حکمرانی ازجمله رفع فقر و تبعیض دور میکند.
ملاحظات اخلاقی
حامی مالی
این مقاله حامی مالی ندارد.
مشارکت نویسندگان
تمام نویسندگان در آمادهسازی این مقاله مشارکت کردهاند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچ تعارض منافعی وجود ندارد.
تعهد کپی رایت
طبق تعهد نویسندگان، حق کپیرایت (cc) رعایت شده است.
[1]. World Health Organiziatio(WHO)
[2]. Oxford Poverty and Human Development Initiative (OPHI)
[3]. Alkire et al,2017
[4]. Seven and Coskun.2016
[5]. Bogari,2021
[6]. Generalized Method of Moments (GMM)
[7]. Zhang et el,2021
[8]. State Space Model
[9]. Threshold Panel Model
[10]. Alkire et el,2017
[11]. Rewilak,2017
[12]. Instrumental Variables
[13]. Seven and Coskun,2016
[14]. Dynamic Panel Data
[15]. Bukhatem,2016
[16]. Smooth Transition Regression(STR)
[17]. Logistic Regression
[18]. Unbalanced Panel Data
[19]. Ashraf, Karlan & Yin
[20]. Dupas & Rabinson
[21]. Beck, Levine & Levkov
[22]. Kugler & Ofoghi
[23]. Cole, Gine & Vickery
[24]. Banerjee & Duflo
[25]. Beck et al.
[26]. Burgess & pande
[27]. Bruhn & Love
[28]. Inoue
[29]. Data panel regression (DPA)
[30]. World Bank Data
[31]. Boukhatem, 2016
[32]. Education
[33]. Health
[34]. Living Standard
[35]. Ferreira