1. مقدمه
یکی از مهمترین سیاستهای کلی ایجاد تحول در نظام آموزشوپرورش کشور، تحول در نظام آموزشوپرورش مبتنی بر فلسفۀ تعلیموتربیت اسلامی در جهت رسیدن به حیات طیبه (زندگی فردی و اجتماعی مطلوب اسلامی) و رشد و شکوفایی استعدادهای فطری و ارتقای کیفی در حوزههای بینش، دانش، مهارت، تربیت و سلامت روحی و جسمی دانشآموزان با تأکید بر ریشهکن کردن بیسوادی و تربیت انسانهای مؤمن، پرهیزکار، متخلق به اخلاق اسلامی، بلندهمت، امیدوار، خیرخواه، بانشاط، حقیقتجو، آزادمنش، مسئولیتپذیر، قانونگرا، عدالتخواه، خِردورز، خلاق، وطندوست، ظلمستیز، جمعگرا، خودباور و ایثارگر است (سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری به قوای سهگانه و مجمع تشخیص مصلحت نظام، 05/02/1392). با توجه به این سیاستها، امروزه ساختارهای سنتی مدارس دربرگیرندۀ رهنمودهاى مناسب براى موفقیت در مسیر اهداف خود نیستند؛ بنابراین تغییر و تحولات ساختاری در حوزههای گوناگون، مانند محیطى، ذهنى، فرهنگى و آموزشی، مدارس را در شرایطى قرار داده است که ادامۀ حیات مفید آنها جز با مدیریت این تحولات میسر نخواهد بود؛ مدیریتى که به تحول ذهنى مسئولان آموزشی و تغییرات ساختارى در مدیریت مدارس نیاز دارد تا بتواند بر چالشهاى فراروی خود چیرگی یابد. بر همین اساس، صاحبنظران خطمشىگذارى برای خارج شدن از این وضعیت، پیشنهاد میکنند در تصمیمات سازمانهای آموزشی که ذىنفعان بسیارى دارد، از مدلهاى استقرار مدرسۀ صالح استفاده کنند (Habersetzer, Grèzes-Bürcher, Boschma & Mayer, 2018, pp. 67-87).
وضعیت محیطی و فناوری بهحدی پیچیده و مبهم شده است که این سازمانها دیگر نمیتوانند مسائل و مشکلات مدیریتی و اداری را با رویکردها و شیوههای سنتی حل کنند. بنابراین مدارس امروزی باید با درک تغییرات بنیادی در راهبرد، ساختار، روش و فناوری، ضمن برطرف کردن گرهها، ابهامات و پیچیدگیهای جاری، قادر به تضمین بقای بلندمدت خود نیز باشند. در این میان، مدارس در بین سازمانهای انسانمحور مهمترین جایگاه را دارند؛ ازاینرو بهخوبی میتوانند نقش خود را در تربیت انسانهای آموزشدیده و کارآمد ایفا کنند (حاجیحسن دنیادیده، جعفریانیسار و متقی، 1400، صص. 560ـ584). آموزشوپرورش، در جایگاه نهاد آموزشی، علمی و فرهنگی، زمینهساز شرایطی است که کودکان و نوجوانان جامعه را در مسیر تکوین رسالتهای تربیتی جامعه قرار میدهد. امروزه به همان اندازه که مدارس توسعه یافتهاند و مسئولیتهای جدیدی پذیرفتهاند، به همان میزان نیز اداره و مدیریت آنها پیچیدهتر شده است (Kolb, Frohlich & Schmidpeter, 2017, pp. 280-292). مدرسه مکانی امن و غنیشده با برنامههای آموزشی و پرورشی برای همۀ دانشآموزان است و در ارتقای دانش و مهارت آنان و ایجاد آمادگی در آنها، متناسب با انتظارهای حال و آیندۀ جامعه، نقش مهمی دارد. بنابراین مدارس امروزی به دنبال تغییر بنیادی در خود برای پاسخگویی به نیازهای جدید دانشآموزاناند و این امر ضرورت بازنگری جدی در آموزش، یاددهی، یادگیری، محیط، فناوری، تجهیزات، امکانات و غیره را بیش از پیش نمایانده است (Bano, Zowghi, Kearney, Schuck & Aubusson, 2018, pp. 30-58). اهداف مدرسه بازتابدهندۀ انتظارات جامعه است و برمبنای ارزشهای حاکم بر جامعه تعیین شده، و رسالت مدرسه تربیت شهروندان ایدئال و مناسب برای جامعه است. بنابراین در جوامع امروزی، مدرسه، در جایگاه یکی از عناصر آموزشوپرورش، کلیدیترین نهاد آموزشی در تربیت شهروندان است؛ زیرا با کمک آموزشهای مدرسه شاکلۀ شخصیتی و رفتاری دانشآموزان شکل میگیرد (Corral-Abós, Aibar, Estrada-Tenorio, Antonio Julián, Ibor & Zaragoza, 2021, pp. 143-151).
در چند دهۀ گذشته، نظام آموزشی در کشور ایران، با وجود تلاشهای بسیار مسئولان و متصدیان نظام تعلیموتربیت، با چالشهای جدی روبهرو بوده است. به منظور برطرف کردن این چالشها، سند تحول بنیادین آموزشوپرورش در شش زیرنظام، راهبری و مدیریت، برنامۀ درسی، تربیت معلم و تأمین منابع انسانی، تأمین و تخصیص منابع مالی، تأمین فضا، تجهیزات و فناوری و پژوهش و ارزشیابی، تدوین شد. پژوهشها نشان میدهد نیاز به تغییر و تحول در نظام آموزشوپرورش کشور و مهمترینبخش آن، یعنی مدرسه، ضروری است (Kerr, Dyson & Gallannaugh, 2016, pp. 165-282)؛ زیرا مدارس کشور با مشکلات بسیاری مواجه است؛ از جمله: ادارۀ مدارس با روشهای سنتی، ساختار هرمی مبتنی بر تمرکز شدید، انعطافپذیری بسیار کم، ناتوانی در تعامل و هماهنگی مناسب با محیط بیرون، سطح پایین مشارکت و تعامل مثبت در سطوح مختلف، کمتوجهی به تفکر واگرا، پژوهش اندیشمندانه، نوآوری، خطرپذیری و خلاقیت، تأکید نکردن بر یادگیری مستمر و پویا، فقدان برنامۀ منسجم برای رشد و توسعۀ مستمر صلاحیتهای حرفهای معلمان، توجه زیاد به فردگرایی، کماهمیتی تشکیل گروههای کاری، کمتوجهی به عوامل انگیزشی، تأکید زیاد بر آموزش صرف و بیاعتنایی به فرایند یادگیری (شهسواری، سلیمانپور و حافظیان، 1391).
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بهتبع فضای حاکم بر جامعه، باورهای اعتقادی و انقلابی و پایبندیهای دینی بیشتر قوّت گرفت و جزء شایستگیهای ضروری معلمان معرفی شد. تحول چشمگیر دیگر در آموزشوپرورش، انتظارهای مذکور در سند تحول بنیادین و مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیموتربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران در سال 1390 بود (رضایی، 1398). در مدرسۀ صالح، فضای اجتماعی رشدیابنده و متعالی برای متربیان فراهم میگردد و شایستگیهای لازم برای درک و بهبود موقعیت خود و دیگران، از طریق یادگیریهای رسمی و غیررسمی، کسب میشود. بهطور کلی برخورداری از حیات طیبه و تحقق جامعۀ صالح، نیازمند مدرسۀ صالح است و در فلسفۀ تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران، تعبیر «مدرسۀ صالح» بهمنزلۀ جلوۀ جامعۀ صالح برای مدرسۀ صالح انتخاب شده است (میرزایی، بهشتی و ایمانی نایینی، 1398). مدرسۀ صالح یکی از زمینههای بسترسازی و شکلگیری جامعۀ صالح است که تربیت انسان متعالی، همان عبد صالح مصلح، را بر عهده دارد. ازاینرو برای رسیدن به جامعۀ آرمانی و صالح باید مدرسۀ صالح داشت؛ به این ترتیب که برای نیل به جامعۀ آرمانی و صالح باید انسانهای صالحی را تربیت کرد که بتوانند جامعۀ صالح را ایجاد کنند؛ ازهمینروست که محیطهای آموزشی باید بهسمت تربیت دانشآموختگان صالح گام بردارند (برادران و نیریپور، 1399). در این پژوهش، با تحلیل محتوای طرح تحول بنیادین در آموزشوپرورش، مؤلفهها، سیاستها و چارچوبهای کاربست و استقرار مدرسۀ صالح در سطح ملی تبیین شده است. بر این مبنا و با توجه به اهمیت مدارس در انسانسازی و ایجاد تحول و توسعه در جوامع انسانی، پرسشهای پژوهش از این قرار است:
براساس سیاستهای کلی نظام و سند تحول بنیادین، چه مؤلفههایی در مفهومسازی و کاربست استقرار مدرسۀ صالح، در راستای سیاستهای کلی نظام آموزشوپرورش، اثرگذار است؟ چگونه میتوان الگوی استقرار مدرسۀ صالح، مبتنی بر سیاستهای کلی نظام و سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، را طرحی کرد؟
2. پیشینۀ تحقیق
هرچند در زمینۀ مدرسۀ صالح و کارکردهای آن پژوهشهای داخلی ارزندهای منتشر شده است، با توجه به اهمیت موضوع استقرار مدرسۀ صالح در اسلام و بهخصوص در جمهوری اسلامی ایران، نگاهی جامعتر و از منظری متفاوت به آن میتواند ابعاد تازهای از این مسئله را روشن کند. از سوی دیگر با پرهیز از دوبارهکاری و تکرار پژوهشهای پیشین، و رفع نواقص دیگر پژوهشهای تقریباً مشابه در این حوزه، ضمن پرداختن به جایگاه و اهمیت این نوع مدرسه در انسانسازی، معایبی همچون ضعف منابع آماری جامع، دقیق، مستند و تفکیکشده مرتفع شده و همچنین با دوری از نگاه تکبعدی به این امر مهم، که موجب نادیده گرفته شدن برخی مؤلفههای اثرگذار بر تحولات این حوزه میشود، از منظری متفاوت و تازه بررسی شده است. در ادامه به نمونهای از این تحقیقات اشاره میشود.
سبحانی، شهرکیپور و شریفی (1401) پیامدهای حاصل از مدرسۀ تراز با رویکرد سند تحول بنیادین را شامل 31 شاخص در 5 مؤلفه و 2 بُعد مدرسۀ توانمندساز (با 3 مؤلفۀ آموزش موثر، فرهنگ کارآمد و نظام پایش) و یادگیری خودراهبر (با 2 مؤلفۀ آگاهی و راهبردهای یادگیری) معرفی کردند.
انتظاری و شریفی (1400) شاخصهای مدرسۀ برتر در سند تحول آموزشوپرورش را شامل تعلیموتربیت اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، زیست/ بدنی و علمی و فناوری دانستند. از نظر آنان، شرایط علّی در پیادهسازی مدرسۀ برتر در تراز سند تحول آموزشوپرورش عبارتاند از: معلم، برنامۀ درسی، مدیریت، فضای آموزشی و تجهیزات، فناوری اطلاعات بهعنوان الزامات درونی و جامعۀ اسلامی، رسانه، خانواده و عدالت تربیتی بهعنوان الزامات بیرونی.
کوهیجناگرد، سلیمانی، زاهدبابلان و راستگو (1400) ویژگیهای مدرسۀ صالح از نظر ذینفعان را در شش بُعد و شانزده مؤلفه شناسایی کردند. بُعد منابع انسانی دارای پنج مؤلفۀ مدیر مدرسه، معلمان مدرسه، معاونان مدرسه، سرایدار و خدمتگزار مدرسه و اولیای دانشآموزان، بُعد فضا دارای دو مؤلفۀ فضای فیزیکی مدرسه و فضای عاطفی و روانی مدرسه، بُعد ابزارهای آموزشی دارای دو مؤلفۀ تجهیزات آموزشی مدرسه و فناوری مدرسه، بُعد منابع مالی دارای دو مؤلفۀ بودجۀ دولتی و حمایتهای مالی اولیا و خیرین، بُعد برنامههای آموزشی دارای چهار مؤلفه دانش فناورانه، کتابهای درسی مدرسه، رسانههای آموزشی و منابع کمکآموزشی مدرسه و بُعد خانواده دارای دو مؤلفۀ اولیای دانشآموزان مدرسه و دانشآموزان مدرسه بود.
میرزایی و دیگران (1398) در پژوهش خود آموزههای مدرسۀ صالح را به این شرح برشمردند: انسانیت، پذیرش ارزشها در فضای آکنده از آرامش، تکریم و احترام فراگیران، آموزش رفتاری توأم با تدبر و تأمل در مقابل ارزشها، مادی نبودن صرف ارزشها، تدوین اهداف ارزشمند و پرجاذبه، توأم بودن علم و عمل، اخلاقمحوری، پرورش انسانهای طالب کمال مطلق، مصلحان اجتماعی عابد و عالمان مصلح اجتماعی و انسانهای آزاده و مسئولیتپذیر، تقویت ارادۀ دانشآموزان، عدالتمحوری، احقاق حق، تقویت عاطفه، توجه به برنامههای عبادی، تقویت پرورش جنبههای هنری و خلاقیت و درس شرف و انسانیت و معنویت، و برقراری تعادل در ارزشها.
عسگری، سورگی و قاضیانی (1396) هفت عامل یا ویژگی مدرسۀ صالح در مدارس ابتدایی را شامل احسان و عدالت، سادهسازی، مشارکت و تعاون، انعطافپذیری، متناسبسازی، پالایش و تعادل معرفی کردند.
شکوهی، سورگی، محمدی و محمدزاده (1397) میزان تحقق تمام ویژگیهای مدرسۀ صالح، شامل مشارکت و تعاون، رابطۀ احسان و عدالت، متناسبسازی، سادهسازی، پالایش و انعطافپذیری، را از نظر معلمان دورۀ ابتدایی بالاتر از حد متوسط ارزیابی کردند.
لیندزی (2018) در مطالعهای با موضوع مدرسه و روابط جامعه، دریافتند اثربخشی مدرسه با مسئولیت اجتماعی آن رابطۀ تنگاتنگی دارد که برای رسیدن به عدالت و توسعۀ پایدار در کشور، باید بهصورت داوطلبانه و اخلاقمدارانه با توجه به ذینفعان داخلی و خارجی مورد توجه قرار گیرد؛ یعنی احساس مسئولیت در قبال توانمندسازی دانشآموزان و معلمان و اعضای شوراها که خود بخشی از اعضای جامعۀ محلیاند، در عرصههای مختلف و پاسخگویی به نیازها و مسائل جامعه از مهمترین شاخصهای مسئولیت اجتماعی مدارس است.
چنانکه از مجموعۀ مطالعات انجامشده در این زمینه مشاهده میشود، پژوهشهای بسیار اندکی دربارۀ مدرسۀ صالح صورت گرفته و به طراحی سازِکارهایی برای استقرار آن پرداخته نشده و میتوان گفت با رویکرد سیاستهای کلی نظام آموزشوپرورش هیچ تحقیقی در این خصوص انجام نشده است. لذا وجود خلأ پژوهشی در این زمینه و لزوم ارائۀ راهکارهایی به متخصصان و برنامهریزان آموزشوپرورش و سیاستمداران نظام برای تدوین خطمشیهای کلی نظام سیاسی آموزشوپرورش و رسیدن به تحقق آموزشوپرورش مطلوب و شناخت بهتر چگونگی استقرار مدرسۀ صالح، ضرورت و اهمیت تحقیق حاضر و نوآورانگی آن را نشان میدهد.
3. چارچوب نظری
یکی از سیاستهای کلی نظام در بخش تعلیموتربیت، انسانسازی مبتنی بر تعالیم ارزشی اسلام و قرآن است و جامعۀ آرمانی و حیات طیبه زمانی محقق خواهد شد که جامعه صالح باشد (طباطبایی، سلیمانی و شفیعزاده، 1401). براساس سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، جامعۀ صالح نیازمند مدرسۀ صالح در کنار خانوادۀ صالح است (برادران و نیریپور، 1399). در دهههای اخیر، همواره یافتن الگوی کاربردی تعلیموتربیت که خروجی آن دانشآموز تراز نظام جمهوری اسلامی ایران باشد، از دغدغههای رهبران آموزشی مدارس بوده است. سند تحول بنیادین یگانه سند مورد تأیید مقام معظم رهبری و شورایعالی انقلاب فرهنگی است که باید در مدارس اجرایی شود، اما به الگویی نیاز دارد که اهداف کلی سند را به فعالیتهای کوچکتر تبدیل کند تا مدیران و رهبران آموزشی با کمک گروه مدیریتی خود بتوانند آن را اجرایی کنند. بنابراین داشتن الگوی مطلوب از مدرسه، بهعنوان محیط یادگیری، در مقیاس خُرد اهمیت بسیاری در شکلگیری شخصیت فرزندان دارد. یکی از اهداف والای سند تحول بنیادین پویایی و تحولخواهی در برداشت مفهوم مدرسه است؛ چنانکه در متن این سند از مدرسه با عناوین مدرسۀ صالح که وظایف خاصی در پرورش و بارآوری نونهالان این مرزوبوم دارد، سخن به میان آمده است (وزارت آموزش و پرورش، 1390).
3ـ1. مفهوم سند تحول بنیادین آموزشوپرورش
«سند تحول بنیادین آموزشوپرورش» بهمثابۀ قانون اساسی برای تحولات همهجانبه و درازمدت به تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی و شورایعالی آموزشوپرورش رسیده و در دستورکار وزارت آموزشوپرورش قرار گرفته است. مبانی نظری سند ملی آموزشوپرورش، شامل فلسفۀ تربیت در جمهوری اسلامی ایران، فلسفۀ تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران و رهنامۀ نظام تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران، تأیید کلی شد و باید مبنای تمام سیاستگذاریها، برنامهریزیها و تولید اسناد تحولی در نظام تربیت رسمی و عمومی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد (شورایعالی انقلاب فرهنگی،1390).
3ـ2. چشمانداز آموزشوپرورش در افق 1404
نظام تربیت رسمی و عمومی در افق 1404، مبتنی است بر نظام معیار اسلامی، فرهنگ و تمدن اسلامی ـ ایرانی و قوامبخش آنها؛ زمینهساز تحقق جامعۀ داناییمحور متناسب با اقتضائات زمان، برخوردار از توانمندیهای تربیتی ممتاز در سطح منطقه، الهامبخش جهان اسلام و دارای تعامل سازنده با نظامهای تربیتی در سطح جهان، توانمند در زمینهسازی برای شکوفایی استعدادها و شکلگیری هویت یکپارچۀ اسلامی ـ ایرانی ـ انقلابی متربیان با توجه به هویت اختصاصی آنان؛ کارآمد، اثربخش، یادگیرنده، عدالتمحور، مشارکتجو و رقابتپذیر؛ برخوردار از مدیران آیندهنگر، کمالجو و تحولآفرین، مربیان مؤمن، فکور، دلسوز و امین، زمینهساز جامعۀ عدل جهانی (صادقزاده و احمدیفر، 1387).
3ـ3. مدرسۀ صالح در سند تحول بنیادین آموزشوپرورش
مدرسه محیط اجتماعی سازمانیافتهای، مشتمل بر مجموعهای از افراد و روابط و ساختارهای منظم، برای کسب مجموعهای از شایستگیهای لازمِ فردی، خانوادگی و اجتماعی است که متربیان برای وصول به مرتبهای از آمادگی برای تحقق حیات طیبه در همۀ ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی باید آنها را به دست آورند. به عبارت دیگر، مدرسه فضای اجتماعی هدفمندی است که از طریق زنجیرهای از موقعیتها، فرصت حرکت رشدیابنده و تعالیبخش را برای متربیان فراهم میکند که در آن، شایستگیهای لازم برای درک و بهبود موقعیت خود و دیگران از طریق یادگیریهای رسمی و غیررسمی کسب میشود (شورایعالی انقلاب فرهنگی،1390). در سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، مدرسۀ برتر با عنوان «مدرسۀ صالح» معرفی و برای آن هفت ویژگی برشمرده شده است: سادهسازی، پالایش، متناسبسازی، تعادل، انعطافپذیری، رابطۀ احسان و عدالت، و مشارکت و تعاون. در ادامه هریک از این مؤلفهها بهاختصار تبیین میشود.
سادهسازی: نخستین ویژگی مدرسۀ صالح است که براساس آن، تجارب و محیط مدرسه، بهشکل ساده و غیرتصنعی، باید متناسب با شرایط رشد متربیان و ناظر به چالشها و مسائل واقعی زندگی آنان باشد.
پالایش: با نظر به حساس بودن جریان رشد متربیان، مراقبت دایم از نتایج ناخوشایند برخی تجربیات محیط مدرسه ضرورت مییابد؛ لذا مدرسه باید محیطی امن و حمایتگر، از دو حیث جسمانی و روانی، برای متربیان فراهم کند.
متناسبسازی: تجربههای مدرسه باید در ابعاد مدیریت، مربیان، فضا و تجهیزات متناسب با شرایط رشدی متربیان باشد.
تعادل: این ویژگی به توجه همهجانبه و یکپارچه به ویژگیهای انسانی در تمام ابعاد، و نه صرفاً در بُعد عقلانی، اشاره دارد. مدرسه باید عهدهدار انتقال دانش بشری، مهارتهای پژوهشی، مهارتهای عملی، ارزشها و گنجینۀ معارف بشری به متربیان باشد.
انعطافپذیری: نظام مدرسه، با توجه به اصول کثرتگرایی و تفاوتهای فردی، باید سازِکار خود را انعطافپذیر کند تا زمینۀ تعالی متربیان فراهم گردد و در نتیجه مدرسه با شرایط متنوع زندگی متربیان سازگار شود.
رابطۀ احسان و عدالت: این ویژگی از اهداف بعثت انبیاست که زمینهساز تربیت افراد محسن و عادل و لازمۀ تحقق حیات طیبه در جامعۀ صالح است و نبود آن موجب عقبماندگی فکری و فرهنگی، ناتوانی و تکیه بر دیگران میشود. وجود این ویژگی در مدرسۀ صالح، فضایی احترامانگیز و شوقآور برای کسب شایستگیها فراهم میکند.
مشارکت و تعاون: تولد و رشد انسان در جامعه لزوم اجتماعی بودن تربیت را ایجاد میکند؛ لذا محیط تربیتی مدرسۀ صالح باید آکنده از فضای رفاقت و تعامل سازنده با دیگران و رقابت هر فرد با خودش باشد (شکوهی و دیگران، 1397).
3ـ4. مدرسة صالح؛ زمینهساز تحقق تربیت رسمی و عمومی مطلوب
بهطور کلی برخورداری از حیات طیبه در بُعد جمعی و تحقق جامعة صالح نیازمند مدرسة صالح است؛ یعنی در کنار خانوادة صالح، بقا و توسعة جامعة صالح به وجود مدرسة صالح نیز وابسته است. لذا با عنایت به غایت جریان تربیت در دیدگاه اسلامی، یعنی آماده شدن متربیان برای تحقق مراتب حیات طیبه در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی، و نیز با توجه به اصل عقلانی تناسب بین وسیله و هدف، لازم است فضاهای تربیتی و بهخصوص مدرسه و زندگی مدرسهای که در واقع زمینة اجتماعی سامانیافتهای برای شکلگیری حیات طیبه است، از ویژگیهای جمعی حیات طیبه برخوردار باشد تا بهمثابة کانون تجلیبخش حیات طیبه، امکان تجربة این نوع زندگانی را برای همة متربیان فراهم آورد (شورایعالی انقلاب فرهنگی،1390).
بنابراین با توجه به آنچه بیان شد، در اسناد فرادستی و سند تحول بنیادین آموزشوپرورش بر استقرار مدرسۀ صالح که هدف از آن محقق شدن حیات طیبه است، تأکید شده است؛ زیرا نظام و شکل مدرسۀ صالح در تعامل با محیط پیرامونی خود، ضمن درک نیازها و ارتقای یادگیری، میتواند تحولآفرین باشد و رشد و پویایی دوجانبه ایجاد کند. چنین مدرسهای میتواند در جریانهای اجتماعی ناظر به اصلاح مداومِ موقعیت فعال باشد، در برنامههای اجتماعی مشارکت کند و مشارکتپذیر باشد. مدرسه میتواند با نهادهای محلی، بهخصوص با مدارس، دانشگاهها و سایر نهادها، مشارکت کند و مشکلات، مسائل و نیازهای شناساییشده را مرتفع سازد. همچنین مدرسه میتواند از منابع و فرصتهای جوامع محلی برای رشد و توسعۀ خود و حل کردن چالشها و مسائل استفاده کند. در مدرسۀ صالح، خانواده، مدرسه، دانشگاه، کانونهای فرهنگی و تربیتی، شوراها و بستر جامعۀ محلی فضاهای تربیتی مکملیاند که در کنار یکدیگر برای تربیت دانشآموختگان صالح و شکلگیری امت اسلامی تلاش میکنند (برادران و نیریپور، 1399). بنابراین مدرسۀ صالح، بهعنوان کانون عمل و جلوۀ عینی نظام تربیت رسمی و عمومی، فضایی منعطف، پویا، بالنده و هدفمند است که میتواند زمینۀ کسب شایستگیهای لازم در متربیان را برای درک و اصلاح مداوم موقعیت براساس نظام معیار اسلامی فراهم کند. مدرسۀ صالح، بهعنوان سازمان یادگیرنده، با ایجاد فضایی تعاملی بین مربیان و متربیان با سطوح خبرگی متفاوت، امکان ترکیب تجربهها را برای شناخت نقاط هستیبخش و هستیزاد و راههای مواجهه با آن را متناسب با تفاوتهای فردی متربیان تدارک میبیند. در این مدرسه تلاش میشود ضمن آموزش علوم مختلف، فرصتهای علمی و عملی بیشتری در اختیار دانشآموزان قرار گیرد تا با در نظر گرفتن معیارهای ارزشی و اسلامی و تحولات اجتماعی، مهارتهای لازم برای داشتن زندگی موفق را کسب کنند (همان، 18).
4. روش تحقیق
این پژوهش از لحاظ روش گردآوری دادهها، توصیفی و از نظر شیوۀ اجرا، کیفی است. در این روش، با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون، ابعاد و مؤلفههای استقرار مدرسۀ صالح به کمک هفده نفر از استادان و متخصصان مدیریت آموزشی بهشکل هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری شناسایی و انتخاب شد. پژوهشگران با استفاده از روش کیفی الگویی برای استقرار مدرسۀ صالح، مبتنی بر سیاستهای کلی نظام و سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، طراحی کردند. نمونۀ تحلیلی شامل دو بخش متون مرتبط با چارچوبها، سیاستها و اصول مدرسۀ صالح، و متن سند تحول بنیادین آموزشوپرورش (مصوب آذر 1390) بود. ابزار اندازهگیری در بخش کیفی، مصاحبۀ نیمهساختاریافته و نیز سیاهۀ تحلیل محتوای محققساخته بود. دادههای اسنادی به شیوۀ کیفی با استفاده از شاخصهای توصیفی در فرایند تحلیل مضمون و به روش کدگذاری با رویکرد تفسیری تحلیل شد. برای تجزیهوتحلیل یافتههای پژوهش نیز از نرمافزارهای اسمارت پیالاس (نسخۀ 3) و اسپیاساس (نسخۀ 22) استفاده شد. مشخصات جمعیتشناختی نمونههای پژوهش حاضر در جدول 1 آمده است.
جدول 1. مشخصات جمعیتشناختی افراد نمونه
کد پست سازمانی جنسیت محل خدمت مدت مصاحبه
1 معاون آموزش متوسطۀ استان مرد بندرعباس 30 دقیقه
2 استاد دانشگاه مرد بندرعباس 25 دقیقه
3 استاد دانشگاه مرد بندرعباس 20 دقیقه
4 رئیس منطقه مرد شهاب 30 دقیقه
5 رئیس منطقه مرد فین 25 دقیقه
6 استاد دانشگاه زن بندرعباس 20 دقیقه
7 کارشناس گروههای آموزشی زن شهاب 25 دقیقه
8 دبیر سند تحول استان مرد بندرعباس 30 دقیقه
9 دبیر سند تحول منطقه زن شهاب 25 دقیقه
10 کارشناس واحد پژوهش زن بندرعباس 25 دقیقه
11 دبیر سند تحول وزارتخانه مرد تهران 30 دقیقه
12 استاد دانشگاه مرد شهاب 20 دقیقه
13 کارشناس مسئول انجمن زن بندرعباس 25 دقیقه
14 کارشناس آموزش زن بندرعباس 20 دقیقه
15 کارشناس زن بندرعباس 20 دقیقه
16 کارشناس مرد شهاب 25 دقیقه
17 رئیس ادارۀ تکنولوژی زن بندرعباس 25 دقیقه
در این پژوهش، ابتدا صاحبنظران و خبرگان مدرسۀ صالح استان هرمزگان شناسایی شدند و سپس برای آنها و دبیر سند تحول بنیادین وزارتخانۀ آموزشوپرورش اهمیت و ضرورت پژوهش بیان شد و در نهایت بعد از اخذ موافقتشان برای شرکت در پژوهش، دربارۀ مکان، زمان و نحوۀ انجام مصاحبه هماهنگیهای لازم صورت گرفت. مصاحبهکننده و مصاحبهشوندگان در زمان و مکانِ ازقبل تعیینشده حضور یافتند و مصاحبهها بهصورت انفرادی انجام شد؛ به این صورت که نخست مصاحبهکننده اولین سؤال را از مصاحبهشونده میپرسید و از او میخواست آزادانه و در چارچوب سؤال مطرحشده به آن پاسخ دهد. با موافقت مصاحبهشوندگان، مصاحبهها ضبط شد و مصاحبهکننده مطالب کلیدی مصاحبهها را یادداشت و مطالب ثبتشده را به تأیید آنها رساند. پس از بررسی چندبارۀ متن مصاحبهها و مصاحبههای ضبطشده، مفاهیم و مقولههای مختلف از آنها استخراج شد و براساس آن، مدل استقرار مدرسۀ صالح طراحی و ترسیم گردید. در مرحلۀ بعد، از خبرگان و صاحبنظران خواسته شد اعتبار مدل را بررسی و نظرشان را دربارۀ آن بگویند. در پایان از مصاحبهشوندگان قدردانی شد.
ابزار تحقیق مصاحبۀ نیمهساختاریافته (شامل هفت سؤال اصلی و تعدادی سؤال فرعی) با خبرگان و صاحبنظران مدرسۀ صالح بود. پژوهشگران سؤالهای اصلی مصاحبه را با توجه به مبانی نظری مدرسۀ صالح و بهویژه سند تحول بنیادین آموزشوپرورش طراحی کردند. در مواردی که مصاحبهشوندگان مفهوم سؤال اصلی را درنمییافتند یا اینکه در پاسخ به سؤال اصلی دچار اشتباه میشدند، پژوهشگران تعدادی سؤال فرعی طراحی کردند که این پرسشها در واقع به درک سؤالهای اصلی و هدایت پاسخهای مصاحبهشوندگان کمک میکرد.
روایی مصاحبهها با روش مثلثسازی مناسب ارزیابی شد. روشهای مثلثسازی شامل مثلثسازی منابع دادهها (استفاده از منابع متعدد دادهها در پژوهش)، مثلثسازی محقق (استفاده از بیش از یک پژوهشگر برای جمعآوری، تجزیهوتحلیل و تفسیر دادهها) و مثلثسازی نظریهای یا تئوری (استفاده از دیدگاههای متعدد برای تفسیر دادهها) است. روایی مثلثسازی در پژوهش حاضر به این صورت بود که سؤالهای مصاحبه توسط خبرگان بررسی و در عین حال، از مطالعۀ تئوریها، منابع اطلاعاتی و مستندات نیز استفاده شد. پایایی مصاحبهها نیز با روش ضریب کاپای کوهن 81/0 به دست آمد که حاکی از پایایی مطلوب و مناسب بود. در نهایت، دادهها پس از جمعآوری با مصاحبۀ نیمهساختاریافته با روش کدگذاری با رویکرد تفسیری تحلیل شد.
5. یافتههای تحقیق
در این پژوهش، مصاحبه با پانزده نفر به اشباع رسید، اما برای حصول اطمینان، با دو نفر دیگر مصاحبه انجام شد و در نتیجه نمونههای پژوهش به هفده نفر رسید. نتایج مقولهها، زیرمقولهها، تعداد مفاهیم و کد مصاحبهشوندگان مربوط برای مدل استقرار مدرسۀ صالح در جدول 2 آمده است.
جدول 2. نتایج مقولهها، زیرمقولهها، تعداد مفاهیم و کد مصاحبهشوندگان برای شناسایی سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح
مقولۀ اصلی مقولۀ فرعی مفاهیم (کدهای) شناساییشده تعداد مفاهیم
کد مصاحبهشوندگان
سازِکارها هماهنگی و ارتباط درک صحیحِ ارتباط زیرنظامها در استقرار مدرسه، ارتباط مناسب و شفاف زیرنظامها با یکدیگر، هماهنگی بین دستگاههای ذیربط، انسجام بین نهادهای متولی، هماهنگی بین متولیان و دستگاههای اجرایی، هماهنگی بین نهادها، تعامل خانواده و مدرسه، تشکلهای انجمن دانشآموزی. 8 مفهوم 1، 4، 5، 6، 8، 15، 16
فضایکالبدی مدارسدسترسی مکان مدرسه به فضای سبز، طراحیهای مدرن فضای آموزشی، ایجاد فضای فیزیکی کافی در مدارس، استفاده از روشی یکسان در طراحی فضای آموزشی، هویتبخشی به فضای فیزیکی، ایمنسازی فضاهای آموزشی، رعایت ابعاد و سرانۀ فیزیکی مدارس، رفع کمبود فضای کافی آموزشی در استان، نزدیکی به مساجد، توجه به ساخت مکانهای مذهبی در مدارس، تشکیل مدارس مجتمعی، ارتباط دادن نوسازی مدارس با سند تحول.12 مفهوم1، 4، 5، 8، 10، 12، 13
امکانات و تجهیزات مدرسهوجود کتابخانه، آزمایشگاه، کارگاه، فضای نمازخانه، دسترسی به زیرساخت مناسب اینترنت، تجهیزات آموزشی و تربیتی، برخورداری از تجهیزات یکسان، استفاده از تجهیزات نوین، استفاده از فضای مجازی بهعنوان تسهیلگر، استفاده از تجهیزات بهروز در مدارس، توسعۀ مدارس هوشمند و آموزش مجازی، استفاده از فناوری بهروز، توجه به زیرساخت فناوری در ساخت مدارس. 13 مفهوم1، 3، 7، 8، 9، 11، 16، 17
روابط و رفتارها در مدرسهعدالت آموزشی، توجه به عدالت آموزشی در استان، اجرای عدالت آموزشی در مناطق کمبرخوردار، توجه به کارکرد اجتماعی مدرسه، انعطافپذیری در اجرای برنامهها و دستورها، مدرسه محل کسب تجارب زیستی، پرهیز از رفتارهای نامطلوب و پرخطر، مهیا کردن زمینۀ رشد دانشآموز، انعطاف در اجرای برنامهها، توجه به اصل انعطافپذیری، توجه به رشد همهجانبه، غنیسازی مدارس دولتی، فراهم آوردن محیط امن برای مداس، توجه به تفاوتهای فردی، انعطاف در اجرای برنامهها، مشاورهای، ایجاد فضای توانبخشی برای حل تعارضات، ایجاد مراکز استعدادیابی، عدم دخالت سلایق شخصی، توجه به اهداف تربیتی، توجه به اصل سادهسازی، دستیابی به فرصتهای متنوع یادگیری، تناسب با معیارهای دینی و اسلامی، توجه به شایستگیهای اخلاقی، توجه به تجربهگرایی، تناسب برنامۀ درسی ملی، اجرای منظم برنامهها در حوزۀ آموزشی و پرورشی، نگاه پارادایمی به محیط، توجه به اصول برنامۀ درسی ملی، توجه به برنامۀ درسی ملی، توجه به برنامۀ درسی پنهان، طراحی محیط اجتماعی تعاملگر، ایجاد فضای روانشناختی، بالا بردن انگیزه و رغبت در معلمان.36 مفهوم1، 2، 3، 4، 5، 7، 8، 9، 11، 13، 14، 16، 17
مدیریت و سیستم اداریجذب استعدادهای خاص برای مدیریت بومی در بدنۀ آموزشوپرورش، نظارت بر رعایت استانداردها، اجرای دقیق مدل تعالی مدیریت مدرسه، وجود ظرفیتهای منابع انسانی متخصص و توانمند دروناستانی در انتصابات مدیریتی، استفاده از مدیران توانمند در مدارس استان، تفویض اختیارات برای اجرای برنامۀ درسی ملی، استفاده از نیروی انسانی توانمند، بهکارگیری مدیران توانمند، عملگرایی در انجام برنامهها، تشکیل گروههای نظارتی، کاهش موازیکاری سازمانی، جذب نیروهای کارآمد و نخبگان، توجه به نگرش سیستمی، استفاده از ظرفیت فکری و هماندیشی نخبگان، بهرهگیری از ظرفیت برونسازمانی، توجه به منابع انسانی توانمند، توجه به کفایت منابع انسانی، استقرار نمایندۀ نوسازی در همۀ مناطق، آمادگی نیروی انسانی، استفاده از ظرفیت درونی مناطق، توجه به ظرفیتهای برونسازمانی، توجه به الگوی مدارس امن، توجه به فرهنگ مدرسهمحوری.23 مفهوم1، 2، 3، 4، 5، 6، 8، 10، 12، 14، 16
آموزش و توانمندسازیآموزش مستمر معلمان، توجه به توانمندسازی نیروها، آموزش مستمر ذینفعان، آموزشهای منظم و گسترده برای گفتمانسازی سند، برگزاری کارگاهها و دورههای توانمندی نیروها، برگزاری کارگاههای متناسب با نیاز مخاطبان.6 مفهوم3، 11، 15، 16، 17
منابع مالیتأمین منابع مالی، مشارکت بخش خصوصی در تأمین منابع مالی، قدرت اقتصادی استان، اختصاص درصدی از درآمد استان به نوسازی، تزریق بودجه، جذب سرمایهگذار برای ساختوساز باکیفیت، تخصیص بخشی از بودجۀ استان به نوسازی، بودجۀ کافی برای اجرای برنامهها، تقویت منابع مالی آموزشوپرورش، تزریق بودجۀ کافی به اجرای برنامهها، جذب خیّرین. 12 مفهوم1، 3، 5، 8، 10، 11، 12، 13، 17
جلب مشارکت ذینفعانتوسعۀ روحیۀ مشارکتجویی، مشارکت نهادهای خصوصی، جلب مشارکت نهادهای بروناستانی، ایجاد روابط حسنه و مشارکت ذینفعان، مشارکت اولیا در تمام برنامهها، تقویت برنامههای مشارکتجویانه در ساخت مدارس، همراهی برنامۀ درسی ملی در طرح های مشارکتی، نگاه مشترک همۀ دستگاهها به آموزشوپرورش، آگاهی ذینفعان از برنامهها.10 مفهوم3، 4، 10، 12، 14، 16، 17
بسترسازی روانی، ذهنی و فرهنگیایجاد مکانهای متنوع فرهنگی و آموزشی در مدارس، ترویج آموزههای اسلامی و ایرانی، توجه به وجود محیطهای تربیتی، فرهنگی، آموزشی و ورزشی. 3 مفهوم3، 14، 16
نیازمحوری برنامههای مدرسهارتباط برنامۀ درسی ملی با نیازهای جامعه، ایجاد رشتههای پرطرفدار، طراحیهای متناسب با منابع آموزشی. 3 مفهوم4، 16
پژوهشمحوری در استقرار مدرسۀ صالحتوجه به آیندهپژوهی، تشکیل کمیتۀ علمی و پژوهشی در استان، توجه به آمایش جمعیتی.
3 مفهوم9، 14، 15
توجه به ظرفیتها و زیستبوم مناطقبومی کردن مؤلفههای سند در استان، توجه به فرهنگ بومی استان، شناخت دقیق نیازهای آموزشی استان، توجه به ظرفیت اشتغال استان، تناسبسازی برنامۀ درسی ملی با فرهنگ استان، توجه به اقلیم استان، تناسبسازی رشتهها با نیازهای اشتغال استان، توجه به شرایط اقلیمی و فرهنگی استان، ارتباط مستمر با صنایع بزرگ استان، توجه به بافت فرهنگی و اقلیمی استان، استفاده از ظرفیت خیّرین مدرسهساز استان، وجود صنایع مهم و پردرآمد استان، توجه به زیستبوم مناطق، توجه به زیستبوم فعلی و آیندۀ آموزشوپرورش.14 مفهوم5، 6، 7، 9، 10، 11، 12، 13، 15، 16، 17
عملیاتی کردن اهداف و مؤلفههای مدرسۀ صالحتوجه به مؤلفههای موجود در سند تحول، توجه به اصلهای مهم در سند تحول، ایجاد فضای گفتمانسازی سند، ایجاد گفتمانهای مشترک درخصوص سند، توجه به مؤلفههای مدرسۀ صالح. 5 مفهوم6، 9، 11، 14، 16
چنانکه در جدول 2 مشاهده میشود، برای استقرار مدرسۀ صالح 167 مفهوم و 13 سازِکار شناسایی شد. مقولهها شامل این عوامل است: عوامل هماهنگی و ارتباطی، عوامل فضای کالبدی مدارس، عوامل امکانات و تجهیزات مدارس، عوامل روابط و رفتارهای درونمدرسهای، عوامل مدیریت و سیستم اداری، عوامل آموزش و توانمندسازی منابع انسانی، عوامل تأمین منابع مالی، عوامل جلب مشارکت ذینفعان، عوامل بسترسازی روانی و ذهنی در فعالیتهای فرهنگی و آموزشی، عوامل نیازمحور بودن برنامههای مدرسه، عوامل پژوهشمحوری، عوامل توجه به ظرفیتها و زیستبومهای مناطق، عوامل عملیاتی کردن اهداف و مؤلفههای مدرسۀ صالح. هر عامل شامل زیرمقولههایی به این شرح است:
1. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل هماهنگی و ارتباطی عبارتاند از:
الف. درک صحیح ارتباط زیرنظامها در استقرار مدرسۀ صالح که خود میتواند عامل عملیاتی کردن این شش زیر نظام مهم در سیستم آموزشی باشد؛
ب. ارتباط مناسب و شفاف زیرنظامها با یکدیگر و اینکه همۀ فعالیتهای درون زیرنظامها برای تحقق هدف واحد (استقرار مدارس مورد نظر سند تحول که به مدرسۀ صالح شناخته شده است) انجام شود؛
پ. هماهنگی بین متولیان و دستگاههای اجرایی و ستادی از بخشهای مهم است؛ زیرا هماهنگی در طراحی مناسب باعث هماهنگی در اجرای مناسب برنامهها توسط متولیان صف و مجریان (مدیران مدارس) میشود؛
ت. هماهنگی و تعامل بین مدرسه و خانواده که یک اصل درون سیستم آموزشی محسوب میشود و همۀ فعالیتها با شرایط تعامل و هماهنگی بین این دو مهم امکانپذیر است؛ چه بسا در دوران شیوع کووید ـ 19 این امر بیش از پیش درک شد.
2. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل فضای کالبدی مدارس عبارتاند از:
الف. ایحاد فضای فیزیکی کافی در مدارس به همراه طراحیهای مدرن و با توجه به نیازهای آموزشی مدارس در زمان اکنون و آینده؛
ب. استفاده از روشی یکسان در طراحی فضای آموزشی؛
پ. هویتبخشی به فضای فیزیکی؛
ت. ایمنسازی فضاهای آموزشی؛
ث. رعایت ابعاد و سرانۀ فیزیکی مدارس؛
ج. توجه به ساخت مکانهای مذهبی در مدارس؛
چ. تشکیل مدارس مجتمعی در مقاطع مختلف در یک حوزه.
3. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل امکانات و تجهیزات مدارس عبارتاند از:
الف. وجود مکانهای سمعیبصری مانند کتابخانه، آزمایشگاه، کارگاه و فضای نمازخانه؛
ب. دسترسی به زیرساخت مناسب اینترنت و برخورداری از تجهیزات نوین؛
پ. توسعۀ مدارس هوشمند و آموزش مجازی و استفاده از فناوری بهروز.
4. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل روابط و رفتارهای درونمدرسهای عبارتاند از:
الف. توجه به کارکرد اجتماعی مدرسه و اینکه مدرسه محل کسب تجارب زیستی باشد؛
ب. پرهیز از رفتارهای نامطلوب و پرخطر؛
پ. مهیا کردن زمینۀ رشد دانشآموز و توجه به اصل انعطافپذیری؛
ت. توجه به تفاوتهای فردی و ایجاد فضای توانبخشی برای حل تعارضات؛
ث. عدم دخالت سلایق شخصی در اهداف تربیتی؛
ج. دستیابی به فرصتهای متنوع یادگیری؛
چ. تناسب برنامهها با معیارهای دینی و اسلامی؛
ح. توجه به شایستگیهای اخلاقی؛
خ. توجه به اصول برنامۀ درسی ملی و درسی پنهان.
5. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل مدیریت و سیستم اداری عبارتاند از:
الف. جذب استعدادهای خاص برای مدیریت بومی در بدنۀ آموزشوپرورش با استفاده از آییننامۀ انتصابات مدیران؛
ب. اجرای دقیق الگوی تعالی مدیریت مدرسه؛
پ. تفویض اختیارات برای اجرای برنامههای مدیریتی و برنامۀ درسی ملی؛
ت. جذب نیروهای کارآمد و نخبگان و توجه به نگرش سیستمی؛
ث. استفاده از ظرفیت درونی مناطق و توجه به ظرفیتهای برونسازمانی؛
ج. توجه به الگوی مدارس امن و فرهنگ مدرسهمحوری.
6. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عواملآموزش و توانمندسازی منابع انسانی عبارتاند از:
الف. آموزش مستمر معلمان و توجه به توانمندسازی نیروها؛
ب. برگزاری کارگاهها و دورههای توانمندسازی نیروها متناسب با نیاز مخاطبان.
7. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل تأمین منابع مالی کافی عبارتاند از:
الف. تأمین منابع مالی کافی و سرانههای مختلف در طول اجرای برنامهها؛
ب. مشارکت بخش خصوصی در تأمین منابع مالی با استفاده از قدرت اقتصادی استان و اختصاص درصدی از درآمد استان به نوسازی مدارس؛
پ. جذب سرمایهگذار برای ساختوساز باکیفیت؛
ت. جذب خیّرین مدرسهساز و برنامههای مشارکت همگانی با استفاده از طرحهای مختلفی مانند اجر به اجر و... .
8. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل جلب مشارکت ذینفعان عبارتاند از:
الف. توسعۀ روحیۀ مشارکتجویی و استفاده از نهادهای خصوصی و بروناستانی؛
ب. ایجاد روابط حسنه بین مدرسه و ذینفعان و مشارکت ذینفعان و اولیا در تمام برنامهها؛
پ. همراهی برنامۀ درسی ملی در طرحهای مشارکتی و نگاه مشترک همۀ دستگاهها به آموزشوپرورش؛
ت. آگاهی ذینفعان از برنامهها.
9. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل بسترسازی روانی و ذهنی در فعالیتهای فرهنگی و آموزشی عبارتاند از:
الف. ایجاد مکانهای متنوع فرهنگی و آموزشی در مدارس متناسب با فرهنگ اسلامی و ایرانی برای آمادهسازی حضور آنان در جامعه؛
ب. آگاهیهای تربیتی و آموزشی برای حضور در مکانهای آموزشی و مذهبی در مدارس.
10. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل نیازمحور بودن برنامههای مدرسه عبارتاند از:
الف. ارتباط برنامۀ درسی ملی با نیازهای جامعه؛
ب. طراحیهای متناسب با منابع و محتواهای آموزشی همسو با نیازهای فراگیران.
11. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل پژوهشمحوری در استقرار مدرسۀ صالح عبارتاند از:
الف. توجه به آیندهپژوهی؛
ب. توجه به آمایش جمعیتی مناطق و استان در برنامهریزیهای آموزشی و استقرار مدارس در آینده.
12. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل توجه به ظرفیتها و زیستبومهای مناطق عبارتاند از:
الف. بومی کردن مؤلفههای سند در استان با توجه به فرهنگ بومی استان؛
ب. شناخت دقیق نیازهای آموزشی استان با توجه به ظرفیت اشتغال استان؛
پ. متناسبسازی برنامۀ درسی ملی با فرهنگ استان و توجه به اقلیم استان؛
ت. ارتباط مستمر با صنایع بزرگ استان و استفاده از ظرفیت خیّرین مدرسهساز استان؛
ث. توجه به زیستبوم استان و مناطق براساس آمایش استانی و منطقهای.
13. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در عوامل عملیاتی کردن اهداف و مؤلفههای مدرسۀ صالح عبارتاند از:
الف. توجه به مؤلفههای موجود در سند تحول؛
ب. ایجاد فضای گفتمانسازی سند تحول برای اجرای برنامهها و پذیرش تغییرات در حوزۀ استقرار مدرسۀ صالح.
با توجه به نتایج سازِکارهای حاصل از مصاحبۀ پژوهش حاضر، سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح در شکل 1 نشان داده شده است.
شکل 1. سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح (منبع: مصاحبۀ پژوهش)
6. نتیجه
تحقیق حاضر از لحاظ روش گردآوری دادهها، توصیفی و از نظر شیوۀ اجرا، کیفی است. در این روش، با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون، ابعاد و مؤلفههای استقرار مدرسۀ صالح به کمک هفده نفر از استادان و متخصصان مدیریت آموزشی بهشکل هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری شناسایی و انتخاب شد. پژوهشگران با استفاده از روش کیفی الگویی برای استقرار مدرسۀ صالح، مبتنی بر سیاستهای کلی نظام و سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، طراحی کردند. ابزار اندازهگیری در بخش کیفی، مصاحبۀ نیمهساختاریافته و نیز سیاهۀ تحلیل محتوای محققساخته بود. دادههای اسنادی به شیوۀ کیفی با استفاده از شاخصهای توصیفی در فرایند تحلیل مضمون و به روش کدگذاری با رویکرد تفسیری تحلیل شد. برای تجزیهوتحلیل یافتههای پژوهش نیز از نرمافزارهای اسمارت پیالاس و اسپیاساس استفاده شد.
یافتههای پژوهش بیانگر این است که چارچوبها و سیاستهای مفهومسازی و کاربست استقرار مدرسۀ صالح، در راستای سیاستهای کلی نظام آموزشوپرورش را میتوان براساس مدارک و مستندات مرتبط در 13 چارچوب و سیاست کلان و 167 خردهچارچوب، سیاست و زیرمؤلفههای آن تدوین کرد. طبق یافتههای پژوهش، براساس سیاستهای کلی نظام، مهمترین ابعاد مدل استقرار مدرسۀ صالح به این شرح است: ارتقای جایگاه آموزشوپرورش بهمثابۀ مهمترین نهاد تربیت نیروی انسانی و مولد سرمایۀ اجتماعی و عهدهدار اجرای سیاستهای مصوب و هدایت و نظارت بر آن (از مهدکودک و پیشدبستانی تا دانشگاه) بهعنوان امر حاکمیتی با توسعۀ همکاری دستگاهها (بند 2 سیاستهای کلی نظام)؛ مدیریت و ارتقای عملکرد و تأمین ثبات مدیریت در آموزشوپرورش با رویکرد ارزشی و انقلابی و دور نگه داشتن محیط آموزشوپرورش از دستهبندیهای سیاسی (بند 10 سیاستهای کلی نظام)؛ تحول در سیاست و ساختار و سیستم اداری (بند 6 سیاستهای کلی نظام)؛ تحول در نظام آموزشوپرورش مبتنی بر فلسفۀ تعلیموتربیت اسلامی در جهت رسیدن به حیات طیبه (بند 1 سیاستهای کلی نظام)؛ بهینهسازی فضا، زیرساختهای کالبدی و تجهیزات مدارس در مسیر تحقق اهداف نظام تعلیموتربیت اسلامی (بند 7 سیاستهای کلی نظام)؛ تقویت آموزشوپرورش مناطق مرزی با تأکید بر توانمندسازی معلمان و دانشآموزان این مناطق (بند 9 سیاستهای کلی نظام)؛ بهرهگیری از نیروی انسانی توانمند، توانمندسازی و ایجاد انگیزه (بند 3 سیاستهای کلی نظام)؛ برنامه، هدفمحوری و عملیاتی کردن اهداف و مؤلفههای سند تحول (بند 4 سیاستهای کلی نظام)؛ ارتقای جایگاه آموزشوپرورش از نظر شاخصهای کمّی و کیفی در سطح منطقه و جهان به منظور تحقق اهداف سند چشمانداز بیستسالۀ جمهوری اسلامی ایران (بند 12 سیاستهای کلی نظام)؛ توجه به تجارب و پژوهشها (بند 2ـ4 سیاستهای کلی نظام)؛ ارتقای نقش و اختیارات مدرسه در تحقق اهداف و مأموریتهای مندرج در بند یک سیاستهای کلی و تقویت مناسبات صحیح و سازندۀ آموزشوپرورش با خانوادهها، رسانهها و جامعه و مشارکت دادن ذینفعان و نخبگان؛ رعایت تفاوتهای فردی؛ انعطافپذیری در برابر تغییرات و روشها و شیوههای آموزشی (بند 8 سیاستهای کلی نظام).
نتایج پژوهش نشان داد مدل بهدستآمده از اعتبار کافی و مناسب برخوردار است. پس از بررسی تحقیقاتی که در زمینۀ سازِکارهای استقرار مدرسۀ صالح انجام شده بود و در مقایسه با پژوهش حاضر، از جهاتی با یافتههای پژوهشهای سبحانی و شهرکیپور (1401)، انتظاری و شریفی (1400)، عسگری و دیگران (1396)، کوهی و دیگران (1401)، میرزایی و دیگران (1398) و شکوهی دیگران (1397) همسو بود.
نتایج تحقیق حاضر طبق مؤلفههای سیاستهای کلی نظام آموزشوپرورش و سند تحول بنیادین نشان داد در بررسی تحلیل نظریۀ دادهبنیاد مهمترین مؤلفهها عبارتاند از:
عوامل هماهنگی و ارتباطی: هماهنگی و ارتباط شفاف بین مدرسه و سایر زیرنظامها همسو با سیاستهای کلی کشور برقرار شود، همسویی، هماهنگی و همکاری بین متولیان و دستگاههای اجرایی با آموزشوپرورش برقرار گردد، گروه نظارتی برای رعایت استانداردها در آموزشوپرورش به وجود آید و بر پروژهها نظارت ویژه شود، و محیطی امن، پرنشاط، عاری از رفتارهای نامطلوب، تجلیبخش فرهنگ غنی ایرانی، تربیت آگاهانه، تقویت اراده، تقدم مسائل تربیتی، توجه به اجرای عدالت آموزشی، توجه به اصول شهروندی و مدرسۀ شاد، توجه به ساحتهای ششگانۀ تربیتی، حذف عناصر منفی از مدرسه، داشتن نشاط و سلامت روحی، زمینهسازی رشد و تعالی فرد، ایجاد فضای منعطف و پویا و تعاملی در آموزشوپرورش فراهم گردد. درک صحیحِ شش زیرنظام سند تحول و فراهم آوردن دیدگاه اجرایی دربارۀ این شش زیرنظام مستلزم ارتباط مناسب و شفاف زیرنظامهاست. دستگاههای متولی و اجرایی با ایجاد هماهنگیهای منسجم و مشترک به استقرار مدارس صالح کمک شایانی میکنند و در نتیجه تعامل بین خانواده و مدرسه که بخش مهمی از رسالت مدرسه در جامعۀ کنونی است، تحقق مییابد.
عوامل فضای کالبدی مدارس: با ایجاد فضای فیزیکی که دارای طراحیهای مدرن و متناسب با نیازهای آموزشی مدارس در حال و آینده است، میتوان تغییر بنیادین در ساختار فیزیکی این مدارس ایجاد کرد. همچنین طراحیهای یکسان مدارس صالح در سطح کشور میتواند هویتبخشی به نماد مدارس صالح را در کل کشور در برداشته باشد. توجه به فلسفۀ مدارس امن در ساختار این مدارس و ایجاد فضایهای چندمنظوره با کاربری مدارس مجتمعی بخشی از بار سرانۀ فیزیکی مدارس را متعادلتر میکند تا گروههای مدارس مختلف در مقاطع متفاوت از مکانهای مشترک و باکیفیت ذینفع شوند و نگاه تحولی بر ساختار فیزیکی و کالبدی آموزشوپرورش حاکم گردد و درکی مشترک از کارکردهای مدرسه و عناصر آن به وجود آید.
عوامل امکانات و تجهیزات: طبق نظر خبرگان، وجود مکانهای سمعیبصری و محیطهای علمی و فرهنگی در درون مدرسه نیاز دانشآموز به خدمات خاص و مشابه در جامعه را کم میکند و در کیفیت آموزشی و زمینۀ متفاوتی از استقرار مدرسۀ صالح تأثیر بسزایی دارد. همچنین دسترسی همۀ مدارس صالح به خدمات اینترنتی مناسب و شبکهای باعث بهبود روشهای نوین تدریس میشود. در واقع توسعۀ مدارس هوشمند و مجهز به فناوری نوین در این مدارس از دیگر تمایزهای آنها با دیگر مدارس است.
عوامل روابط و رفتارهای درونمدرسهای: بر توجه به کارکردهای اجتماعی مدرسه و کسب تجارب زیستی در آن، بهعنوان مکان دوم زندگی، تأکید میشود. همچنین پرهیز از رفتارهای پرخطر در مدرسه و فراهم کردن زمینۀ رشد و توجه به اصل انعطافپذیری با توجه به تفاوتهای فردی دانشآموزان از دیگر شاخصهای این مدرسه است که در کسب شایستگیهای اخلاقی و فردی تأثیر زیادی دارد. دستیابی به فرصتهای متنوع یادگیری در درون مدرسه و تناسبسازی آن با برنامۀ درسی ملی سبب رشد همهجانبۀ دانشآموزان در این مدارس میشود.
عوامل مدیریت و سیستم اداری: براساس نظر خبرگان، جذب استعدادهای خاص برای مدیریت بومی در بدنۀ آموزشوپرورش باید با استفاده از آییننامۀ انتصابات مدیران انجام شود تا موجب بالندگی سیستم مدیریت در این حوزۀ حساس گردد. همچنین اجرای دقیق الگوی تعالی مدیریت مدرسه توسط مدیران و تفویض اختیار مدیران در اجرای برنامۀ درسی ملی باعث میشود مدیران در اجرای برنامههای مدرسه جایگاه ویژهای داشته باشند. توجه به جذب نیروهای نخبه و کارآمد و استفاده از ظرفیتهای درون و برون سازمانی برای توسعۀ فرهنگ مدرسهمحوری سبب رشد و بهبود سیستم اداری میشود.
عوامل آموزش و توانمندسازی منابع انسانی: آموزش مستمر معلمان و توجه به توانمندسازی نیروها در اولویت سیستم منابع انسانی قرار گیرد و پایش و بهروزرسانی محتوا از طریق برگزاری کارگاهها و دورههای توانمندی نیروها متناسب با نیاز مخاطبان و سرفصل درسی انجام شود. اهمیت این مقوله باعث تقویت بنیۀ علمی دانشآموزان و تربیت دانشآموزانی متناسب با جامعۀ کنونی خواهد شد. همچنین از ظرفیت نیروی انسانی توانمند حداکثر استفاده شود، با دانشگاه فرهنگیان ارتباط مستمر برقرار گردد، مهندسی نیرو، تربیت و تأمین توانمندسازی نیروی انسانی متخصص، توانمند و شایسته مورد توجه باشد، آموزش مستمر برای توانمندسازی نیروی انسانی و ایجاد انگیزه برای آنها صورت پذیرد، دورههای آموزشی و کارگاههای متناسب با نیازها در راستای توانمندسازی نیروی انسانی برگزار شود، از مزایای جانبی و پرداخت حقوق برای ایجاد و افزایش انگیزه استفاده گردد، ضعفها و کمبودهای دانش و آگاهیها با فراهمسازی زمینۀ رشد و تعالی و کسب شایستگیهای فردی و اجتماعی مرتفع شود، مدرسان توانمند برای تدریس مفاهیم متناسب با سند تحول بنیادین آموزشوپرورش تربیت شوند و فقر نیروی آموزشدیدۀ باانگیزه و توانمند مرتفع گردد.
عوامل تأمین منابع مالی: طبق نظر خبرگان، باید منابع مالی کافی در اختیار واحدهای آموزشی در طول سال قرار گیرد تا برنامههای آموزشیِ با کیفیت مطلوب اجرا شود. همچنین میتوان با استفاده از مشارکت بخش خصوصی، ظرفیتهای صنایع و برونسازمانی در استان، بخشی از تأمین منابع مالی را انجام داد و جذب سرمایهگذارهای مختلف در بخش مدرسهسازی را با استفاده از معافیتهای مالیاتی گسترش داد. این تأمین مالی باعث بهبود کیفیت مدارس و تقویت برنامههای مختلف خواهد شد.
عوامل جلب مشارکت ذینفعان: در این زمینه، باید در اجرای برنامهها انعطاف کافی داشت و برنامهها با شرایط بومی و محلی متناسبسازی شود، از مشارکت افراد ذینفع در اجرای برنامههای درسی ملی بهرهبرداری شود، اصول برنامهریزی درسی در تدوین برنامههای درسی مورد توجه قرار گیرد، برنامههای درسی متناسب با نیاز و شرایط بومی و محلی تدوین گردد، برنامهریزیها براساس اهداف دورههای مختلف تحصیلی و در چارچوب سند تحول بنیادین صورت پذیرد، به مدرسهمحوری و برنامهمحوری پنهان توجه ویژه شود، برنامۀ استراتژیک بدون دخالت سلایق شخصی و شعارزدگی تنظیم و اجرا گردد، مسئولان از مفاد سند تحول بنیادین آگاه و به اجرای آن اعتقاد داشته باشند، دربارۀ سند مذکور گفتمانسازی شود، برداشت مشترکی از مدرسۀ صالح ادراک شود، ابهام بخشهای مختلف سند تحول بنیادین رفع گردد، از شتابزدگی در تدوین و اجرای سند اجتناب شود، افراد در اجرای سند تحول بنیادین مسئولیتپذیر باشند و ضمن اجتناب از آرمانگرایی در تدوین این سند، زیرساختهای لازم برای اجرای آن فراهم شود.
عوامل بسترسازی روانی و ذهنی در فعالیتهای فرهنگی و آموزشی: براساس نظر خبرگان، باید به پیامد اجرای سند تحول بنیادین، شامل رشد همهجانبه در رسیدن به حیات طیبه، تربیت انسان اثرگذار، مؤمن و بااخلاق، خودباور و دارای اعتمادبهنفس، مسئولیتپذیر، کارآفرین و دارای تعالی اخلاقی، و روابط اجتماعی مطلوب و کسب شایستگیهای اخلاقی فردی و خانوادگی در تراز جمهوری اسلامی ایران، بهطور ویژه توجه شود. همچنین با تشکیل کارگاههای کیفیتبخشی، توجه به اصول کیفیت در مدارس، توجه به تعالی مدیریت و رعایت استانداردها در زمینۀ آموزش و غنابخشی به مدارس، زمینه برای ارتقای کیفیت مدارس فراهم آید. ایجاد مکانهای متنوع فرهنگی و آموزشی در مدارس متناسب با فرهنگ اسلامی و ایرانی برای آمادهسازی حضور آنان در جامعه و آگاهیبخشی برنامههای تربیتی باعث مشارکت بیشتر اولیا در فعالیتهای آموزشی و پرورشی میشود.
عوامل نیازمحور بودن برنامههای مدرسه: ارتباط برنامۀ درسی ملی با نیازهای جامعه حفظ شود و منابع و محتواهای آموزشی متناسب با نیازهای فراگیران طراحی و تدوین گردد تا انسجام یادگیریهای دانشآموزان در مدرسه و جامعه صورت گیرد و کابرد آن برای فراگیر ملموس شود.
عوامل پژوهشمحوری: در این خصوص، از دیدگاههای پژوهشی نوین ملی و بینالمللی استفاده شود، با بررسی دقیق و علمی سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، ضعفها و چالشهای اجرایی آن آشکار گردد، بودجههای لازم برای انجام پژوهش تخصیص داده شود، از نتایج پژوهشها بهرهبرداری و فرهنگ پژوهش تقویت شود و کمیتههای علمی و پژوهشی در استانها مستقر شوند.
عوامل توجه به ظرفیتها و زیستبومهای مناطق: این عامل به بومی کردن مؤلفههای سند در استان با توجه به فرهنگ بومی استان، شناخت دقیق نیازهای آموزشی استان با توجه به ظرفیت اشتغال، تناسبسازی برنامۀ درسی ملی با فرهنگ استان و توجه به اقلیم، ارتباط مستمر با صنایع بزرگ استان و استفاده از ظرفیت خیّرین مدرسه، توجه به زیستبوم استان و مناطق براساس آمایش سرزمین میتواند به استقرار و بهبود عملکرد آموزشی و تربیتی مدارس در سطح استان و کشور کمک کند و زمینه برای تربیت شهروند ملی و جهانی فراهم آید.
عوامل عملیاتی کردن اهداف و مؤلفههای مدرسۀ صالح: توجه به مؤلفههای موجود در سند تحول برای ایجاد فضای گفتمانسازی سند تحول برای اجرای برنامهها و پذیرش تغییرات در حوزۀ استقرار مدرسۀ صالح نقش بسزایی در ایجاد این مدارس دارد.
در این پژوهش، مفاهیم، مقولهها و زیرمقولههای بسیاری برای ارائۀ سازِکارهایی به منظور استقرار مدرسۀ صالح در نظام آموزشوپرورش شناسایی شد. برای استقرار مدرسۀ صالح 167 مفهوم و 13 سازِکار کلی شناسایی شد. مقولهها عبارتاند از: عوامل هماهنگی و ارتباطی، عوامل فضای کالبدی مدارس، عوامل امکانات و تجهیزات مدارس، عوامل روابط و رفتارهای درونمدرسهای، عوامل مدیریت و سیستم اداری، عوامل آموزش و توانمندسازی منابع انسانی، عوامل تأمین منابع مالی، عوامل جلب مشارکت ذینفعان، عوامل بسترسازی روانی و ذهنی در فعالیتهای فرهنگی و آموزشی، عوامل نیازمحور بودن برنامههای مدرسه، عوامل پژوهشمحوری، عوامل توجه به ظرفیتها و زیستبومهای مناطق، عوامل عملیاتی کردن اهداف و مؤلفههای مدرسۀ صالح. این یافتهها برای مدیران و برنامهریزان آموزشوپرورش دارای پیشنهادهای کاربردی بسیاری است و آنها براساس یافتههای این پژوهش میتوانند گام مؤثری در جهت ارزیابی میزان تحقق مدرسۀ صالح و تلاش برای استقرار آن بردارند.
به منظور ارائۀ سازِکارهایی برای استقرار مدرسۀ صالح در نظام آموزشوپرورش مبتنی بر سیاستهای کلی نظام و اسناد فرادستی و سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، پیشنهاد میشود:
در زمینه عوامل هماهنگی و ارتباطی، ارتباطی شفاف بین مدرسه و سایر زیرنظامها، همسو با سیاستهای کلی کشور، برقرار شود. همچنین با توجه به نتایج فضای کالبدی مدارس میتوان با استفاده از ایجاد فضای فیزیکی که دارای طراحیهای مدرن و متناسب با نیازهای آموزشی مدارس در حال و آینده است، تغییر بنیادین در ساختار فیزیکی این مدارس به وجود آورد. طراحیهای یکسان مدارس صالح در سطح کشور میتواند هویتبخشی به نماد مدارس صالح را در کل کشور در برداشته باشد. در زمینۀ روابط و رفتارهای درونمدرسهای پیشنهاد میشود با نظارت کامل بر رفتار دانشآموزان و معلمان، از رفتارهای پرخطر در مدرسه اجتناب گردد. فراهم کردن زمینۀ رشد و توجه به اصل انعطافپذیری با توجه به تفاوتهای فردی دانشآموزان از دیگر شاخصهای این مدرسه است که بر کسب شایستگیهای اخلاقی و فردی تأثیر زیادی دارد. در زمینۀ مدیریت و سیستم اداری پیشنهاد میشود براساس نظر خبرگان، از استعدادهای خاص برای مدیریت بومی در بدنۀ آموزشوپرورش با استفاده از آییننامۀ انتصابات مدیران بهره گرفته شود که سبب بالندگی سیستم مدیریت در این حوزۀ حساس خواهد شد. در زمینۀ آموزش و توانمندسازی منابع انسانی پیشنهاد میشود آموزش مستمر معلمان و توجه به توانمندسازی نیروها در اولویت سیستم منابع انسانی قرار گیرد و پایش و بهروزرسانی محتوا از طریق برگزاری کارگاهها و دورههای توانمندی نیروها متناسب با نیاز مخاطبان و سرفصل درسی انجام شود. در زمینۀ تأمین منابع مالی پیشنهاد میشود در طول سال، منابع مالی کافی در اختیار واحدهای آموزشی قرار گیرد تا برنامههای آموزشی با کیفیت بالا اجرا شود و در فرایند اجرا ابتر و ناقص نماند. در زمینۀ جلب مشارکت ذینفعان پیشنهاد میشود در اجرای برنامهها به شرایط بومی و محلی توجه شود و از مشارکت ذینفعان در اجرای برنامههای درسی ملی بهرهبرداری شود. در زمینۀ بسترسازی روانی و ذهنی در فعالیتهای فرهنگی و آموزشی پیشنهاد میشود به پیامد اجرای سند تحول بنیادین شامل رشد همهجانبه در رسیدن به حیات طیبه، تربیت انسان تأثیرگذار، مؤمن، بااخلاق، خودباور و دارای اعتمادبهنفس، مسئولیتپذیر، کارآفرین و دارای تعالی اخلاقی، روابط اجتماعی مطلوب و کسب شایستگیهای اخلاقی فردی و خانوادگی در تراز جمهوری اسلامی ایران توجه ویژه شود. در زمینۀ نیازمحور بودن برنامههای مدرسه پیشنهاد میشود ارتباط برنامۀ درسی ملی با نیازهای جامعه حفظ شود و منابع و محتواهای آموزشی متناسب با نیازهای فراگیران طراحی شود تا انسجام یادگیریهای دانشآموزان در مدرسه و جامعه صورت پذیرد و کاربرد آن برای فراگیر ملموس شود. در زمینۀ پژوهشمحوری پیشنهاد میشود از دیدگاههای پژوهشی نوین ملی و بینالمللی استفاده شود. در زمینۀ توجه به ظرفیتها و زیستبومهای مناطق پیشنهاد میشود به بومی کردن مؤلفههای سند در استانها با توجه به فرهنگ بومی استانها و شناخت دقیق نیازهای آموزشی با توجه به ظرفیت اشتغال، متناسبسازی برنامۀ درسی ملی با فرهنگ استان و توجه به اقلیم، ارتباط مستمر با صنایع بزرگ استان و استفاده از ظرفیت خیّرین مدرسه، توجه به زیستبوم استان و مناطق براساس آمایش سرزمین به استقرار و بهبود عملکرد آموزشی و تربیتی مدارس در سطح کشور کمک شود و زمینۀ تربیت شهروند ملی و جهانی به وجود آید. نهایتاً در زمینۀ عملیاتی کردن اهداف و مؤلفههای مدرسۀ صالح پیشنهاد میشود به مؤلفههای موجود در اسناد فرادستی و سیاستهای کلی نظام آموزشوپرورش و سند تحول برای ایجاد فضای گفتمانسازی سند تحول برای اجرای برنامهها و پذیرش تغییرات در حوزۀ استقرار مدرسۀ صالح که نقش بسزایی در ایجاد این مدارس دارند، توجه ویژه شود.
ملاحظات اخلاقی
حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.
مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آمادهسازی این مقاله مشارکت کردهاند.
تعارض منافع: بنا به اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.
تعهد کپیرایت: طبق تعهد نویسندگان، حق کپیرایت (CC) رعایت شده است.