Document Type : Research/Original/Regular Article
مقدمه
در این نظرگاه در عصر حاضر، گسترش فزاینده شهرنشینی و پیچیدگی روزافزون چالشهای کلانشهری، نظیر آلودگی، ترافیک و مدیریت ناکارآمد منابع، ضرورت اتخاذ رویکردهای تحولآفرین در اداره شهرها را بیش از پیش نمایان ساخته است (خان و همکاران،[1] 2020؛ هان و کیم[2]، 2021). این شرایط، پارادایمهای مدیریتی جدیدی را طلب میکند که بتوانند به طور همزمان، کارایی عملیاتی و پاسخگویی اجتماعی را تضمین کنند. در این راستا یکی از این رویکردهای نوین، حکمرانی ناب است که با الهام از اصول دولت ناب و مدیریت ناب، به دنبال بهبود مستمر فرآیندها، کاهش هدررفت منابع و ایجاد یک نظام حکمرانی چابک و منعطف میباشد (لو کراکوکا و همکاران، 2020؛ سیدی و همکاران، 1402). این رویکرد چندبعدی با تأکید بر شفافیت، پاسخگویی و مشارکت شهروندان، به ارتقای اثربخشی ارائه خدمات عمومی کمک مینماید (آلوز و همکاران[3]، 2021؛ کلاین و همکاران، 2022[4]). با وجود این همگراییهای نظری، پیادهسازی موفق این تلفیق، با موانع متعددی در سطح عملیاتی مواجه است. ساختارهای سنتی و بروکراتیک، مقاومت سازمانی در برابر تغییر و محدودیتهای منابع از جمله چالشهای اساسی در این مسیر محسوب میشوند که مانع از ایجاد یک بستر مناسب برای بهرهگیری از فناوریهای نوین میگردند (تولی و مرتق[5]، 2020؛ احمد و همکاران[6]2021؛ چپل و همکاران[7]، 2021). از دگر سو مفهوم شهر هوشمند پایدار به عنوان پارادایمی نوظهور، با بهرهگیری هوشمندانه از فناوریهای نوین، به دنبال بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حفاظت از محیط زیست است (خان و همکاران،[8] 2020؛ هان و کیم[9]، 2021). این مفهوم بهعنوان سازه ای تعریف میشود که با بهرهگیری کارآمد از فناوریهای نوین، بهطور همزمان ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی پایداری را تقویت کرده و پاسخی یکپارچه به چالشهای پیچیده شهری ارائه میدهد.(آلمیدا و همکاران، ۲۰۲۴). این مفهوم با تأکید بر انسجام پایداری، مدیریت رشد، ارتقای آگاهی عمومی و تلفیق رویکردهای پایینبهبالا و بالابهپایین، چارچوبی برای حکمرانی و اهمیت آن در مواجهه مؤثر با مسائلی چون فشارهای زیستمحیطی، نابرابری اجتماعی و محدودیت منابع شهری است (دل مار مارتینس براوو و لا بلا فرناندس، ۲۰۲۴). با این حال، دستیابی به اهداف پایداری در شهرها، به شدت به نقش حکمرانی در توسعه نظام نوآوری فناورانه و ایجاد زیرساختهای دیجیتال قوی وابسته است (دینی و همکاران، 1398؛ حمزه صادقی زاده و دوایی مرکزی، 1401). از این منظر، حکمرانی ناب میتواند الزامات کارایی و حذف بوروکراسی را فراهم میآورد (آنجلوپولوس و پولالیس[10]، 2020؛ یو،[11] 2021). همگرایی نظری میان کارایی (ناب) و فناوری (هوشمند) نشان میدهد که برای تحقق شهر هوشمند، یک بستر حکمرانی چابک و مبتنی بر ارزش ضروری است. لذا، برای تحقق اهداف شهر هوشمند پایدار، لازم است که مدلهای حکمرانی، ظرفیت ایجاد زیرساختهای دیجیتال قوی و مدیریت هوشمند منابع را داشته باشند (مورا و همکاران[12]، 2022; بلایسی و همکاران،[13] 2020؛ آکانده و همکاران[14]، 2020؛ زینگ و یوانگ، 2020؛ الساردیس و همکاران[15]، 2020). بررسی دقیق ادبیات، شکافهای نظری و روششناختی عمیقی را در حوزه پیوند حکمرانی ناب و شهر هوشمند پایدار نشان میدهد. اولاً، علیرغم جذابیت، مفهوم شهر هوشمند پایدار از فقدان یک چارچوب نظری روشن و جامع رنج میبرد و نیازمند یک رویکرد یکپارچه است (مارتینز و همکاران ،2022؛ گروسی و والیندر،[16] 2024).ثانیاً، با وجود پتانسیل بالای حکمرانی ناب، یک چارچوب نظری روشن در حوزه پیوند دادن این رویکرد با اهداف توسعه پایدار وجود ندارد و مطالعات موجود عمدتاً به صورت توصیفی به بررسی مزایا پرداختهاند (شریفی و همکاران[17]، 2024). ثالثاً، فقدان یک چارچوب نظری جامع و مبتنی بر شواهد برای ادغام مؤثر فناوری در ساختارهای حکمرانی شهری، یک چالش اساسی است (آدنکان، ۲۰۲۴). این شکافها ضرورت یک پژوهش روشمند و مبتنی بر شواهد را توجیه میکند. علاوه بر الزامات نظری و اجرایی، پژوهش حاضر از منظر سیاستی و کلاننگر، در راستای تطبیق و تحقق سیاستهای کلی نظام در امور شهرسازی، یک ضرورت حیاتی محسوب میشود. مدل پیشنهادی حکمرانی ناب در تحقق شهر هوشمند پایدار، ابزاری عملیاتی را برای نظام مدیریت شهری فراهم میآورد تا بتواند به اهداف استراتژیک کشور پاسخ دهد؛ بهویژه آنکه اصول حکمرانی ناب (حذف اتلاف، کارایی و چابکی) و رویکرد فناورانه شهر هوشمند، مستقیماً به موضوعاتی چون تأمین منابع پایدار برای توسعه و عمران با تأکید بر نظام درآمد-هزینهای (بند ۴)، و هماهنگسازی مقررات و ایجاد هماهنگی در نظام مدیریت تهیه، تصویب و اجرای طرحها (بند ۳) کمک مینماید. همچنین، این مدل با تسهیل بهکارگیری فناوریهای نوین، فرآیندهای لازم برای تحقق اهداف زیستمحیطی و پایداری را تسریع میبخشد و در نتیجه به اجرای بندهای ۱ و ۲ در خصوص مکانیابی توسعه شهرها بر اساس استعدادهای اقتصادی و رعایت معیارهای زیستمحیطی و اقلیمی، و بند ۸ در رابطه با ایمنسازی و مقاومسازی محیط شهری و روستایی یاری میرساند. افزون بر این، حکمرانی ناب و هوشمند با افزایش شفافیت و مشارکت، زمینه را برای رعایت مباحث هویتی و کالبدی در توسعه شهری، شامل تأکید بر هویت ایرانی-اسلامی (بند ۲) و رعایت هویت تاریخی و معنوی شهرها (بند ۹) فراهم میآورد. بدین ترتیب، این پژوهش نه تنها یک شکاف نظری را پر میکند، بلکه در نقش یک نقشه راه عملیاتی برای شهرداریها و نهادهای ذیربط به منظور تحقق سریعتر و کارآمدتر اهداف کلان نظام در حوزه شهری عمل مینماید. لذا انجام این پژوهش از منظر کاربردی و بومیسازی برای کلانشهری مانند تهران که با چالشهای متعدد مواجه است، ضرورت دارد. بنابراین، ارائه مدل حکمرانی ناب بومیسازیشده برای شهرداری تهران بهعنوان یک سازمان پیشرو در خدمات شهری، نه تنها یک ضرورت، بلکه یک الگوی بالقوه برای سایر شهرهای کشور محسوب میشود. در راستای پر کردن شکافهای نظری و پاسخ به نیاز مبرم اجرایی در کلانشهر تهران، این پژوهش با نوآوری محتوایی در ترکیب منسجم مفاهیم حکمرانی ناب، پایداری و فناوری در یک چارچوب واحد ، میتواند به غنای ادبیات نظری و فرایند های عملیاتی را بهبود بخشد. لذا، پژوهش حاضر تلاش میکند تا به پرسش محوری زیر پاسخ دهد: مدل حکمرانی ناب در تحقق شهر هوشمند پایدار در راستای سیاستهای کلی نظام در امور شهرسازی چگونه است؟
1- مبانی نظری و پیشینه تجربی
1-1-حکمرانی ناب
حکمرانی ناب رویکردی نوین در مدیریت بخش عمومی است که ریشه اصلی آن در اصول مدیریت ناب (که ابتدا در صنعت تولید، به ویژه سیستم تولید تویوتا، توسعه یافت) نهفته است و هدف محوری آن، بهبود فرآیندها و کاهش هدررفتها در ساختارهای حکومتی و سازمانی است (آریپین و همکاران[18]، 2023). این رویکرد، در هسته خود، به دنبال ایجاد ارزش بیشتر برای ذینفعان از طریق بهینهسازی منابع و فرآیندها است و هدف اصلی آن ایجاد یک سیستم حکومتی کارآمدتر و مؤثرتر است (لوکرافکا و همکاران،[19] 2020).. حکمرانی ناب از نظر مفهومی بر چندین اصل کلیدی تأکید دارد: اولاً، حذف اتلافها به عنوان مهمترین رکن (باجوا و چافی، ۲۰۲۳)؛ ثانیاً، شفافیت در فرآیندهای تصمیمگیری و عملکرد نهادها؛ و ثالثاً، مشارکت فعال شهروندان در فرآیندهای حکمرانی (آلوز و همکاران[20]، 2021؛ کلاین و همکاران[21]، 2022). این تأکیدات، حکمرانی ناب را به رویکردی چندبعدی تبدیل میکند که هدف آن بازمهندسی دولت برای ایجاد حکومتی چابک و منعطف است (سیدی و همکاران، 2023؛ پوث و همکاران[22]، 2021). مبنای نظری حکمرانی ناب، علاوه بر اصول مدیریت ناب (بهبود مستمر)، بر نظریههایی استوار است که بر انعطافپذیری سازمانی و تعامل با محیط تأکید دارند، مانند نظریههای سیستمهای باز و مدیریت تغییر (لونا ۲۰۲۰[23]). از دیدگاه حکمرانی، این مفهوم متأثر از نظریههایی نظیر حاکمیت شبکهای و نوآوری باز است که بر اهمیت همکاری و استفاده از ایدههای بیرونی برای بهبود فرآیندها تأکید دارند (جینگ و همکاران[24]، ۲۰۲۰؛ لیندسی و آیتکن،[25] ۲۰۲۴). ویژگیهای کانونی این رویکرد شامل موارد زیر است: بهینهسازی مستمر فرآیندها برای ارائه سریعتر و مؤثرتر خدمات (راجاگوپالان و سلیمانی[26]، 2020)؛ مدیریت مبتنی بر داده برای تصمیمگیری آگاهانه و ارزیابی عملکرد (ساینی و سینگ،[27] 2020)؛ و تمرکز بر ارزشآفرینی که هدف اصلی آن پاسخگویی به نیازها و انتظارات مردم است (تومی و همکاران[28]، 2023). با این وجود، پیادهسازی حکمرانی ناب با چالشهایی نظیر مقاومت کارکنان، ساختارهای سنتی بوروکراتیک و کمبود آگاهی و آموزش مواجه است که مستلزم حمایت مدیریت ارشد برای ایجاد فرهنگ نوآوری و یادگیری مستمر است (چپل و همکاران[29]، 2021؛ احمد و همکاران[30]،2021؛ سیلوا [31]، 2023).
1-2-شهر هوشمند پایدار
حکمرانی هوشمند در عصر حاضر، یک ضرورت راهبردی اجتنابناپذیر برای مدیریت مؤثر پیچیدگی فزاینده محیط حاکمیت اجتماعی محسوب میشود. این پارادایم نوین مدیریتی، بهویژه در شرایط بحرانی، با ارتقاء قابلیتهای سیستمی، امکان بهرهبرداری حداکثری و بهینه از ظرفیتهای ذینفعان سهگانه (شامل بخشهای دولتی، خصوصی و جامعه مدنی) را برای دستیابی به پاسخهای منعطف و جامع فراهم میآورد (سهرابی و همکاران،1403). توسعه شهرهای هوشمند پایدار ارتباط نزدیکی با حکمرانی و به طور اخص فناوری های دارد به شکلی که امکانات جدیدی را برای مدیریت کارآمد منابع، بهبود کیفیت زندگی و تقویت مشارکت شهروندان فراهم میکند. (پراچک و کاشای ،۲۰۲۶).در این راستا شهر هوشمند پایدار به پارادایمی اطلاق میشود که از فناوریهای نوین و دادههای مبتنی بر اطلاعات استفاده میکند تا ضمن بهینهسازی منابع، میان توسعه اقتصادی، حفاظت از محیط زیست و ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان تعادل برقرار سازد (تولی و مرطاق،[32] 2020؛ خان و همکاران[33]، 2020). هدف کانونی این رویکرد، ایجاد یک محیط زندگی سالم و کارآمد است؛ بهطوریکه با کاهش تأثیرات منفی بر محیط زیست و مدیریت بهینه منابع، به توسعه پایدار دست یابد (ژنگ و همکاران،[34] 2020؛ شمسوززوها و همکاران،[35] 2021). این هدف به دنبال آن است که نیازهای نسل حاضر را بدون به خطر انداختن توانایی نسلهای آینده برآورده کند (هان و کیم[36]، ۲۰۲۱). ویژگیهای اساسی این شهرها شامل سازگاری با محیط زیست از طریق فناوریهای سبز، مدیریت پایدار منابع (آب و انرژی)، سیستم حملونقل هوشمند، و مشارکت فعال شهروندان در فرآیندهای مدیریت شهری است (پیرا، [37]2021؛ ایوارس و همکاران[38]، 2023؛ بنیتس و سیموئز[39]، 2021). مفهوم شهر هوشمند پایدار بر پایههای نظری استوار است که ماهیت پیچیده و چندبُعدی تعاملات درون شهری را تبیین میکند. این مفهوم به طور مستقیم از نظریههایی مانند سیستمهای پیچیده استفاده میکند که شهرها را به عنوان سیستمهایی پویا در نظر میگیرد که در آنها عوامل اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی دائماً با یکدیگر در تعامل هستند (مورا و همکاران[40]، 2022). این نظریه به درک بهتر دینامیکهای شهری و چالشهای توسعه پایدار کمک میکند. ویژگی متمایزکننده این شهرها، تلفیق نوآورانه فناوری اطلاعات و ارتباطات با ابعاد پایداری است تا ضمن ارتقای کیفیت خدمات و زیرساختها، مسئولیتپذیری اجتماعی را نیز تقویت کند (خان و همکاران[41]، ۲۰۲۰). این رویکرد همچنین بر نقش فعال شهروندان به عنوان ذینفعان کلیدی تأکید دارد، که مشارکت آنان در فرآیندهای تصمیمگیری و اجرای سیاستهای شهری، به تقویت حس مالکیت و بهبود نتایج نهایی منجر میشود (تولی و مورتاگ،[42] ۲۰۲۰).
2-پیشینه تحقیق
بخش قابل توجهی از پیشینه تجربی بر تبیین و ارزیابی کاربرد حکمرانی ناب در بخش عمومی و شهری متمرکز بوده است. سیدی و همکاران (2025) در پژوهشی با عنوان طراحی و اعتبارسنجی مدل حکمرانی ناب در حکمرانی دولتی با رویکرد ترکیبی اکتشافی-توالی، ابتدا از طریق مصاحبه با 15 خبره دانشگاهی و مدیران بخش دولتی و تحلیل مضمون، و سپس با پیمایش کمی از 199 نفر و مدلسازی معادلات ساختاری، به شناسایی 33 شاخص و 7 مؤلفه اصلی پرداختند. نتایج نشان داد که مدل دولت ناب با تمرکز بر بهینهسازی فعالیتها، افزایش کارایی و حذف ضایعات، میتواند پاسخی مؤثر به چالشهای بوروکراسی بالا، ناکارآمدی و فشارهای اقتصادی در کشورهای در حال توسعه مانند ایران باشد. این پژوهش با بهکارگیری رویکرد تفسیری در مرحله اکتشاف و اثباتگرا در مرحله آزمون، شکافهای نظری موجود در ادبیات دولت ناب را برطرف کرد و چارچوبی عملی برای بومیسازی و اجرای مؤثر این رویکرد در بافت فرهنگی و سیاسی-اقتصادی ایران ارائه نمود.آنجلوپولوس و پولالیس[43] (2020) با مطالعهای در یونان، بر استفاده از دادههای باز به عنوان ابزاری برای مدیریت ناب موفق در خدمات عمومی تأکید کردند. این پژوهش نشان داد که سادهسازی ساختارها و فرآیندها تحت عنوان دولت ناب برای کاهش پیچیدگی بخش عمومی و تضمین شفافیت مدیریت، بهویژه در محیط مبتنی بر دانش و خدمات، ضروری است. در راستای ارزیابی عملکرد، چینگبیائو و منصور[44](2024) تحقیقی با عنوان ارزیابی حکمرانی ناب بازسازی جامعه سبز شهری تحت مشارکت عمومی و خصوصی انجام دادند. این محققان با اذعان به ناکارآمدی اداره جوامع شهری، مدل حکمرانی ناب را با هدف گنجاندن فلسفه سبز و کم کربن در چرخه حیات جامعه شهری مطرح کردند. آنها از تحلیل مؤلفه اصلی و تحلیل پوششی دادهها برای ارزیابی سطح حکمرانی ناب در جوامع بازسازیشده در چین استفاده کردند تا اثربخشی و رضایت ذینفعان را افزایش دهند. همچنین، در بعد کاربردی، ابراهیمپور و همکاران (1397) با مطالعهای در حوزه بیمارستانی، تأثیر اجرای مدیریت ناب بر بهبود فرآیندها (کاهش ۵۵ درصدی مسیر ترخیص برای بیماران مرد) را تأیید کردند و بر ضرورت حذف اتلافات و تدوین نقشه راه برای حرکت به سوی مدیریت ناب تأکید نمودند. دسته دوم از مطالعات تجربی، بر ماهیت و ساختار شهر هوشمند پایدار و نیازهای زیرساختی آن متمرکز شدهاند. کواک و لی[45] (۲۰۲۱)در تحقیقی با عنوان به سوی شهر هوشمند پایدار: درسهایی از ۲۰ سال برنامههای کرهای، ضمن بررسی تجربیات طولانی مدت کره جنوبی در توسعه شهرهای هوشمند، یک چارچوب سه رِکنی موفق شامل حکمرانی، خطمشی و خدمات) را پیشنهاد کردند. آنها تأکید کردند که شهر هوشمند باید به عنوان یک پلتفرم خدماتی بلندمدت عمل کند و چارچوب قوی، انطباق موفقیتآمیز فناوریها را تضمین مینماید. در ارتباط با فناوریهای زیربنایی، وانگ و همکاران[46] (۲۰۲۳) با تحقیق در مورد مدلهای گفتگوی پزشکی هوشمند برای شهر هوشمند پایدار، نقش این سیستمها را در ارائه خدمات مراقبتهای بهداشتی شخصی و کارآمد برجسته کردند. نتایج این مطالعه، پتانسیل مدلهای هوش مصنوعی (مدل بهبودیافته برت)را برای استقرار سیستمهای گفتوگوی پزشکی هوشمند و بهبود ۱ درصدی دقت وظایف مختلف در سیستمهای شهری اثبات میکند. این تحقیقات در مجموع، بر لزوم توسعه زیرساختهای هوشمند و تکیه بر حکمرانی کارآمد برای پایداری تأکید دارند. دسته سوم از تحقیقات، پیوند ضروری میان حکمرانی و توسعه فناورانه را بهعنوان بستر رویکرد فناورانه بررسی کردهاند. یو [47](۲۰۲۱) در تحلیل پورتال شهر هوشمند سئول، به اهمیت حکومتداری پایدار اشاره کرد و طرحی تقویتی برای پورتال سئول هوشمند پیشنهاد داد تا به یک حکومت مشارکتی و شبکهای تبدیل شود. این مطالعه بر این تأکید داشت که افشای اطلاعات بهینه از طریق پورتال، شفافیت مدیریت را تضمین کرده و مشارکت فعال شهروندان در حل مشکلات شهری را فراهم میکند. علاوه بر این، حمزه صادقی زاده و دوایی مرکزی (1401) در تبیین نقش حکمرانی در توسعه نظام نوآوری فناورانه اینترنت اشیا در ایران، رابطه مستقیم و معناداری میان کارکردهای حکمرانی (شامل سیاستگذاری و تنظیمگری) و شاخصهای کلیدی نظام نوآوری را شناسایی کردند. این یافتهها، اهمیت حکمرانی را بهعنوان یک عامل فعال (نه صرفاً تسهیلگر) در پیشبرد نوآوریهای فناورانه، بهویژه در پاسخ به تهدیداتی مانند نقض حریم خصوصی و امنیت عمومی، برجسته میسازد.
3-روش شناسی تحقیق
پژوهش حاضر از نظر پارادایمی، از الگوی عملگرایی تبعیت میکند که بر حل مسئله و اهمیت دادن به پیامدهای عملی متمرکز است (کرسول و پلانو کلارک[48]، ۲۰۱۸). پارادایم به کار گرفته شده، تحقیق را به اتخاذ روششناسی آمیخته متوالی اکتشافی در قالب دو فاز (کیفی و کمی) سوق میدهد (تشکری و تدلی[49]، ۲۰۱۰). در گام نخست (کیفی)، با هدف شناسایی، تحلیل و استخراج متغیرهای پنهان و مضامین فراگیر مدل، از روش تحلیل مضمون بر اساس مدل شش مرحلهای براون و کلارک [50](۲۰۰۶) استفاده شده است. روش نمونهگیری در این فاز، هدفمند اطلاعاتمحور بوده و پنل خبرگان شامل اساتید و مدیران اجرایی تشکیل گردید. حجم نمونه بر اساس اصل اشباع نظری تعیین گردید تا فرآیند مصاحبهها و بررسی اسناد تا زمانی که مفهوم جدیدی به مضامین اضافه نشود، ادامه یابد خروجی این مرحله، تعیین نهایی مؤلفهها و ایجاد یک شبکه مضمون است. (اشتراوس و کوربین[51]، ۱۹۹۸). در گام دوم (کمی و ساختاردهی)، برای بررسی روابط علّی میان مفاهیم شناساییشده در فاز کیفی و ترسیم یک ساختار سلسلهمراتبی و تفسیری از مدل، از تکنیک قدرتمند مدلسازی ساختاری تفسیری بهره گرفته میشود (وارفیلد[52]،1975). این تکنیک، ابزاری قوی برای تحلیل سیستمهای پیچیده و شناسایی روابط تأثیرگذار و تأثیرپذیر میان عناصر مدل محسوب میشود. دادههای مورد نیاز برای مدلسازی از طریق یک پرسشنامه ساختاریافته که بر اساس ماتریس خودتعاملی اولیه تدوین شده است، از همان پنل خبرگان جمعآوری میگردد. فرآیند تحلیل شامل تشکیل ماتریس دسترسی، سطحبندی و ترسیم نهایی مدل ساختاری تفسیری است که روابط علّی میان عناصر مدل را به وضوح نمایش میدهد.پنل خبرگان مدل، از ۲۰ نفر تشکیل شده است که بر اساس روش نمونهگیری هدفمند، ، برای اعتباربخشی و ساختاردهی مدل ضروری بوده است. جدول(1) نشان دهنده توزیع وضعیت جمعیت شناختی پنل خبرگان تحقیق است.
جدول(1) توزیع فراوانی و درصد ویژگیهای جمعیتشناختی (N=20)
|
ویژگی |
سطح/مورد |
فراوانی (تعداد) |
درصد فراوانی (%) |
|
جنسیت |
مرد |
۱۲ |
۶۰.۰% |
|
زن |
۸ |
۴۰.۰% |
|
|
مدرک تحصیلی |
دکتری |
۱۶ |
۸۰.۰% |
|
کارشناسی ارشد |
۴ |
۲۰.۰% |
|
|
رشته تحصیلی |
مدیریت دولتی |
۸ |
۴۰.۰% |
|
حکمرانی شهری |
۵ |
۲۵.۰% |
|
|
سایر |
۳ |
۱۵.۰% |
بررسی دادههای توصیفی فوق، حاکی از آن است که ساختار نمونه پژوهش از پوشش آکادمیک و عملیاتی بالایی برخوردار است. از حیث مدرک تحصیلی، غالب خبرگان (۸۰.۰٪ یا ۱۶ نفر) دارای مدرک دکتری هستند که نشاندهنده عمق دانش نظری است. در بعد جنسیت، توزیع به سمت مردان (۶۰.۰٪) متمایل است، اما حضور فعال زنان (۴۰.۰٪) به عنوان متخصص، به تضمین تنوع دیدگاهها و جلوگیری از سوگیریهای احتمالی در قضاوتها کمک شایانی کرده است. از نظر رشته تحصیلی، بالاترین فراوانی مربوط به مدیریت دولتی (۴۰.۰٪) است که محور اصلی پژوهش (حکمرانی ناب) را پوشش میدهد. در عین حال، همچنین خبرگان بارشته مدیریت شهری (۲۵.۰٪) و سایر (۱۵.۰٪)، به دلیل بینرشتهای بودن تحقیق حاضر غنای محتوایی لازم را فراهم آورد.
4-تجزیه و تحلیل دادهها
4-1-شناسایی مضامین پژوهش
به منظور استخراج و پالایش مفاهیم محوری و متغیرهای مدل، از روش تحلیل مضمون بر اساس مدل شش مرحلهای براون و کلارک [53](۲۰۰۶) و شبکه مضمون استرلینگ در فاز کیفی پژوهش استفاده شده است. دراین راستا پس از مطالعه جامع مبانی نظری و پیشینه و انجام مصاحبههای عمیق، داده های کیفی وارد نرمافزار MAXQDA شدند. سپس، با استفاده از رویکرد شبکه مضامین استرلینگ فرآیند کدگذاری در سه سطح (فرعی، اصلی و فراگیر) کدگذاری شد. در این فرآیند، مفاهیم دارای همبستگی موضوعی ابتدا در کدهای فرعی دستهبندی شده، سپس به مضامین اصلی با سطح انتزاع بالاتر سازماندهی شدند و نهایتاً بر اساس همبستگی نظری به مضامین فراگیر مدل تبدیل شدند تا به تبیین روابط و ساختاردهی مدل بینجامد. نتایج این تحقیق در جدول (2) نشان داده شده است.
جدول (2) شبکه مضمون تحقیق
|
ردیف |
مضامین فرعی |
مضامین اصلی |
مضامین فراگیر |
|
1 |
کاهش مراحل غیرضروری در گردش کار اداری |
حذف اتلافها و فرآیندهای زائد |
بهینهسازی اداری ناب |
|
2 |
حذف دوبارهکاریها و موازیکاریها |
||
|
3 |
کاهش زمان انجام فرآیندهای اداری |
||
|
4 |
بهینهسازی استفاده از منابع انسانی و مالی |
||
|
5 |
شناسایی و تحلیل جریان ارزش خدمات شهری |
جریان ارزش ناب در ارائه خدمات |
|
|
6 |
حذف گلوگاهها و موانع در ارائه خدمات |
||
|
7 |
چابکسازی فرآیندهای ارائه خدمات |
||
|
8 |
تمرکز بر ارزش افزوده برای شهروندان |
||
|
9 |
ایجاد سازوکار فعال دریافت پیشنهادات کارکنان |
استقرار نظام پیشنهادهای ناب |
|
|
10 |
ارزیابی و اولویتبندی پیشنهادات |
||
|
11 |
اجرای پیشنهادات برگزیده و پایش نتایج |
||
|
12 |
ایجاد فرهنگ مشارکت و بهبود مستمر |
||
|
13 |
تدوین و بهروزرسانی دستورالعملهای اجرایی |
استانداردسازی و مستندسازی فرآیندها |
|
|
14 |
ایجاد بانک اطلاعاتی فرآیندهای استاندارد |
||
|
15 |
آموزش و استقرار استانداردهای کاری |
||
|
16 |
پایش و ارزیابی اثربخشی استانداردها |
||
|
17 |
جمعآوری و تحلیل دادههای مرتبط با شهر |
سیاستگذاری مبتنی بر داده و شواهد |
سیاستگذاری ناب |
|
18 |
استفاده از شاخصهای عملکردی در سیاستگذاری |
||
|
19 |
ارزیابی اثرات سیاستها بر اساس شواهد |
||
|
20 |
داده محوری در سیاستگذاری |
||
|
21 |
جلب مشارکت ذینفعان در فرآیند سیاستگذاری |
سیاستگذاری مشارکتی و فراگیر |
|
|
22 |
توجه به نیازهای گروههای مختلف شهروندان |
||
|
23 |
ایجاد فضاهای گفتوگو و تبادل نظر |
||
|
24 |
شفافیت در فرآیند تدوین و تصویب سیاستها |
||
|
25 |
بازنگری دورهای سیاستها و مقررات |
انعطافپذیری و انطباقپذیری سیاستها |
|
|
26 |
قابلیت انطباق سیاستها با تغییرات محیطی |
||
|
27 |
پیشبینی و آمادگی برای چالشهای آتی |
||
|
28 |
استفاده از سناریوپردازی در سیاستگذاری |
||
|
29 |
شناسایی و اولویتبندی نیازهای اساسی شهروندان |
تمرکز بر ارزش برای شهر و شهروندان |
|
|
30 |
ارزیابی سیاستها بر اساس میزان ارزشآفرینی |
||
|
31 |
تخصیص بهینه منابع در راستای اهداف شهر |
||
|
32 |
سنجش رضایت شهروندان از نتایج سیاستها |
||
|
33 |
تعیین اهداف شفاف و قابل اندازهگیری |
مدیریت مبتنی بر هدف و عملکرد |
مدیریت بهینه ناب |
|
34 |
استقرار نظام مدیریت عملکرد فردی و سازمانی |
||
|
35 |
پایش مستمر عملکرد و ارائه بازخورد |
||
|
36 |
ایجاد انگیزه برای بهبود عملکرد |
||
|
37 |
ایجاد فرهنگ اعتماد و احترام متقابل |
رهبری ناب و توانمندسازی کارکنان |
|
|
38 |
تفویض اختیار و مسئولیت به کارکنان |
||
|
39 |
فراهم کردن فرصتهای یادگیری و توسعه |
||
|
40 |
حمایت از نوآوری و خلاقیت کارکنان |
||
|
41 |
شناسایی و ارزیابی ریسکهای مرتبط با شهر |
مدیریت ریسک ناب و پیشگیرانه |
|
|
42 |
تدوین و اجرای برنامههای پیشگیرانه |
||
|
43 |
ایجاد سازوکار پاسخگویی به بحرانها |
||
|
44 |
درسآموزی از تجارب و اشتباهات |
||
|
45 |
بهینهسازی فرآیندهای تامین کالا و خدمات |
مدیریت زنجیره تامین ناب و پایدار |
|
|
46 |
انتخاب تامینکنندگان پایدار و مسئولیتپذیر |
||
|
47 |
کاهش ضایعات و هزینههای زنجیره تامین |
||
|
48 |
ایجاد روابط شفاف و بلندمدت با تامینکنندگان |
||
|
49 |
جمعآوری و یکپارچهسازی دادههای مختلف شهری |
تصمیمگیری مبتنی بر داده و تحلیل |
تصمیمگیری ناب |
|
50 |
استفاده از ابزارهای تحلیل داده و هوش تجاری |
||
|
51 |
تصویرسازی و ارائه بصری دادهها برای تصمیمگیری |
||
|
52 |
ارزیابی پیامدهای احتمالی تصمیمات بر اساس داده |
||
|
53 |
کاهش مراحل بوروکراتیک تصمیمگیری |
تصمیمگیری سریع و چابک |
|
|
54 |
ایجاد تیمهای تصمیمگیری چابک و تخصصی |
||
|
55 |
استفاده از روشهای تصمیمگیری مشارکتی سریع |
||
|
56 |
قابلیت بازنگری و اصلاح سریع تصمیمات |
||
|
57 |
اطلاعرسانی عمومی در مورد فرآیند تصمیمگیری |
تصمیمگیری شفاف و پاسخگو |
|
|
58 |
مستندسازی دلایل و مبانی تصمیمات |
||
|
59 |
ایجاد سازوکار پاسخگویی در قبال تصمیمات |
||
|
60 |
فراهم کردن امکان نظارت عمومی بر تصمیمات |
||
|
61 |
در نظر گرفتن منافع بلندمدت شهر و شهروندان |
تصمیمگیری ارزشآفرین و پایدار |
|
|
62 |
توجه به ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی |
||
|
63 |
ارزیابی تصمیمات بر اساس شاخصهای پایداری |
||
|
64 |
مشارکت ذینفعان در فرآیند تصمیمگیریهای کلان |
||
|
65 |
توسعه و نگهداری پلتفرمهای دیجیتال مشارکت |
بسترهای الکترونیکی تعامل با شهروندان |
مشارکت الکترونیکی شهروندان |
|
66 |
ایجاد کانالهای متنوع ارتباط آنلاین (وبسایت، اپلیکیشن) |
||
|
67 |
اطمینان از دسترسی آسان و فراگیر به بسترهای الکترونیکی |
||
|
68 |
ارائه آموزش و راهنمایی برای استفاده از بسترهای الکترونیکی |
||
|
69 |
ایجاد سامانههای نظرسنجی و جمعآوری بازخورد آنلاین |
سازوکارهای الکترونیکی مشارکت |
|
|
70 |
فراهم کردن امکان ارائه پیشنهادات و ایدهها به صورت الکترونیکی |
||
|
71 |
برگزاری جلسات و رویدادهای مجازی مشورتی |
||
|
72 |
استفاده از ابزارهای دموکراسی الکترونیکی (رایگیری آنلاین) |
||
|
73 |
ایجاد فرآیندهای جمعآوری، دستهبندی و تحلیل بازخوردها |
مدیریت و تحلیل بازخوردهای شهروندان |
|
|
74 |
استفاده از نتایج بازخوردها در بهبود خدمات و سیاستها |
||
|
75 |
اطلاعرسانی به شهروندان در مورد نحوه استفاده از بازخوردها |
||
|
76 |
ایجاد سازوکار پاسخگویی به نظرات و شکایات شهروندان |
||
|
77 |
آگاهسازی و اطلاعرسانی در مورد مزایای مشارکت الکترونیکی |
ارتقای فرهنگ مشارکت الکترونیکی
|
|
|
78 |
ایجاد انگیزه و تشویق شهروندان به مشارکت فعال |
||
|
79 |
ایجاد حس تعلق و مسئولیتپذیری در بین شهروندان |
||
|
80 |
برگزاری کمپینهای آموزشی و ترویجی مشارکت الکترونیکی |
||
|
81 |
ایجاد پورتال جامع انتشار اطلاعات شهرداری |
انتشار آزادانه اطلاعات شهری |
شفافیت اطلاعات |
|
82 |
انتشار دادههای باز با فرمتهای استاندارد |
||
|
83 |
ارائه اطلاعات به صورت ساده، قابل فهم و بهروز |
||
|
84 |
پوشش طیف وسیعی از اطلاعات مورد نیاز شهروندان |
||
|
85 |
طراحی کاربرپسند پلتفرمهای انتشار اطلاعات |
دسترسی آسان به اطلاعات |
|
|
86 |
فراهم کردن امکان جستجو و فیلتر کردن اطلاعات |
||
|
87 |
ارائه اطلاعات از طریق کانالهای متنوع (وب، اپلیکیشن) |
||
|
88 |
توجه به دسترسپذیری برای افراد با نیازهای ویژه |
||
|
89 |
ایجاد فرآیندهای کنترل کیفیت دادهها و اطلاعات |
کیفیت و صحت اطلاعات منتشر شده |
|
|
90 |
تعیین مسئولیت برای صحت و بهروزرسانی اطلاعات |
||
|
91 |
ارائه اطلاعات دقیق |
||
|
92 |
ایجاد سازوکار برای گزارش خطاها و اصلاح اطلاعات |
||
|
93 |
آموزش و آگاهسازی کارکنان در مورد اهمیت شفافیت |
ارتقای فرهنگ شفافیت در سازمان |
|
|
94 |
ایجاد سازوکارهای تشویقی برای انتشار اطلاعات |
||
|
95 |
نهادینه کردن شفافیت به عنوان یک ارزش سازمانی |
||
|
96 |
ارزیابی عملکرد واحدهای مختلف بر اساس میزان شفافیت |
||
|
97 |
گسترش پوشش شبکههای پهنباند و پرسرعت فیبر نوری، |
توسعه شبکههای ارتباطی پایدار و امن |
توسعه زیرساختهای فناورانه |
|
98 |
ارتقای امنیت شبکههای ارتباطی و حفاظت از دادهها |
||
|
99 |
ایجاد زیرساختهای رزرو و پشتیبان برای شبکهها |
||
|
100 |
نظارت و مدیریت هوشمند شبکههای ارتباطی |
||
|
101 |
ایجاد پلتفرم جامع برای ارائه خدمات الکترونیکی |
توسعه پلتفرمهای یکپارچه شهری |
|
|
102 |
یکپارچهسازی سامانههای اطلاعاتی مختلف شهرداری |
||
|
103 |
ایجاد داشبوردهای مدیریتی هوشمند برای تصمیمگیری |
||
|
104 |
قابلیت توسعه و مقیاسپذیری پلتفرمها |
||
|
105 |
شناسایی و جذب فناوریهای نوظهور مرتبط با شهر هوشمند |
سرمایهگذاری در فناوریهای نوین |
|
|
106 |
ایجاد مراکز تحقیق و توسعه و نوآوری شهری |
||
|
107 |
همکاری با شرکتهای دانشبنیان و استارتاپها |
||
|
108 |
آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی در حوزه فناوریهای نوین |
||
|
109 |
ایجاد مراکز جمعآوری و پردازش دادههای شهری |
توسعه زیرساختهای دادهای و تحلیلی
|
|
|
110 |
استقرار ابزارهای تحلیل داده و هوش مصنوعی |
||
|
111 |
ایجاد نظام حاکمیت داده و مدیریت کیفیت داده |
||
|
112 |
فراهم کردن دسترسی امن و کنترل شده به دادهها برای محققان و نوآوران |
||
|
113 |
کاهش زمان انتظار شهروندان برای دریافت خدمات |
شناسایی و حذف اتلافها در ارائه خدمات |
خدمات ناب |
|
114 |
حذف فرآیندهای غیرضروری در ارائه خدمات |
||
|
115 |
بهینهسازی استفاده از منابع در ارائه خدمات |
||
|
116 |
کاهش خطاها و دوبارهکاریها در ارائه خدمات |
||
|
117 |
طراحی خدمات با رویکرد نیازهای شهروندان |
ارائه خدمات چابک و انعطافپذیر |
|
|
118 |
ارائه خدمات به صورت سفارشی و متناسب با شرایط |
||
|
119 |
قابلیت تغییر و بهبود سریع خدمات بر اساس بازخوردها |
||
|
120 |
ارائه خدمات از طریق کانالهای متنوع و در دسترس |
||
|
121 |
استقرار نظام مدیریت کیفیت در ارائه خدمات |
بهبود مستمر کیفیت خدمات |
|
|
122 |
جمعآوری و تحلیل بازخورد شهروندان در مورد کیفیت خدمات |
||
|
123 |
انجام ممیزیهای کیفیت و شناسایی فرصتهای بهبود |
||
|
124 |
بهکارگیری ابزارهای بهبود کیفیت |
||
|
125 |
آموزش کارکنان در مورد اصول و ابزارهای ناب |
توانمندسازی کارکنان در ارائه خدمات ناب
|
|
|
126 |
تفویض اختیار به کارکنان برای حل مشکلات در لحظه |
||
|
127 |
ایجاد فرهنگ کار تیمی و همکاری در ارائه خدمات |
||
|
128 |
ارزیابی عملکرد کارکنان بر اساس رضایت شهروندان و کارایی |
||
|
129 |
توسعه و ارائه طیف گستردهای از خدمات به صورت آنلاین |
ارائه خدمات دیجیتال و آنلاین |
خدمات هوشمند |
|
130 |
ایجاد پلتفرمهای کاربرپسند و یکپارچه برای دسترسی به خدمات |
||
|
131 |
ارائه خدمات به صورت شبانهروزی و بدون محدودیت مکانی |
||
|
132 |
امکان پیگیری وضعیت درخواستهای خدمات به صورت آنلاین |
||
|
133 |
استفاده از دادهها برای ارائه خدمات متناسب با نیازهای شهروندان |
شخصیسازی و هوشمندسازی خدمات |
|
|
134 |
ارائه پیشنهادهای هوشمندانه خدمات بر اساس سوابق و علایق |
||
|
135 |
استفاده از ابزارهای فناور محور در ارائه خدمات |
||
|
136 |
ارائه خدمات پیشگیرانه و مبتنی بر رویداد (مانند هشدارهای ترافیکی هوشمند) |
||
|
137 |
اتصال سامانههای مختلف خدمات شهری به یکدیگر |
یکپارچگی خدمات هوشمند با سایر سامانهها |
|
|
138 |
تبادل اطلاعات بین سامانهها برای ارائه خدمات بهتر |
||
|
139 |
ایجاد دیدگاه ۳۶۰ درجه از شهروندان برای ارائه خدمات یکپارچه |
||
|
140 |
فراهم کردن امکان پرداخت یکپارچه هزینههای خدمات شهری |
||
|
141 |
پیادهسازی استانداردهای امنیتی برای حفاظت از دادههای شهروندان |
امنیت و حریم خصوصی در خدمات هوشمند |
|
|
142 |
شفافیت در مورد نحوه جمعآوری و استفاده از دادهها |
||
|
143 |
رعایت حریم خصوصی شهروندان در ارائه خدمات هوشمند |
||
|
144 |
ایجاد سازوکار پاسخگویی به نگرانیهای امنیتی شهروندان |
||
|
145 |
میزان رضایت از سرعت و دقت ارائه خدمات |
رضایت از کیفیت خدمات ارائه شده |
رضایت شهروندان |
|
146 |
رضایت از رفتار و برخورد کارکنان |
||
|
147 |
رضایت از سهولت استفاده از خدمات |
||
|
148 |
رضایت از نتایج و ارزش خدمات دریافت شده |
||
|
149 |
رضایت از شفافیت و پاسخگویی |
رضایت از فرآیندهای حکمرانی شهری |
|
|
150 |
میزان رضایت از فرصتهای مشارکت شهروندان |
||
|
151 |
میزان رضایت از عدالت و انصاف در سیاستگذاریها |
||
|
152 |
رضایت از عملکرد کلی مدیریت شهری |
||
|
153 |
تمایل شهروندان به استفاده مجدد از خدمات |
وفاداری و اعتماد شهروندان |
|
|
154 |
توصیه خدمات شهرداری به دیگران |
||
|
155 |
اعتماد شهروندان به شهرداری و نهادهای مدیریت شهری |
||
|
156 |
مشارکت شهروندان در برنامهها و فعالیتهای شهری |
تحلیل محتوای کیفی دادههای مصاحبه و فرآیند کدگذاری شبکه مضامین بر اساس خروجیهای جدول شماره ۲، منتج به استخراج یک ساختار کدگذاری سهسطحی برای مدل حکمرانی ناب در تحقق شهر هوشمند پایدار گردید. این ساختار شامل ۱۵۶ مضمون پایه است که در قالب ۳۳ مضمون سازماندهنده طبقهبندی شده و نهایتاً در ۱۰ مضمون فراگیر ادغام یافتهاند. این سازهها در گام بعدی پژوهش، بهعنوان متغیرهای مدل در تحلیل سیستمی مورد استفاده قرار گرفتند. برای تبیین دقیق روابط تأثیرگذاری و تأثیرپذیری و ترسیم ساختار سلسلهمراتبی مدل، یک پرسشنامه مدلسازی ساختاری تفسیری طراحی و جهت ارزیابی زوجی به هیئت خبرگان ارائه شد تا ماتریس خودتعاملی اولیه تشکیل گردد. پس از تشکیل ماتریس خودتعاملی اولیه، گام بعدی در روش مدلسازی ساختاری تفسیری، تبیین روابط درونی بین شاخصهای شناساییشده و تبدیل آن به ماتریس دسترسیپذیری است. این تبدیل با هدف تسهیل تحلیلهای بعدی صورت میگیرد و ماتریس کیفی خودتعاملی اولیه را به یک ماتریس دسترسیپذیری کمّی تبدیل میکند که امکان انجام محاسبات و تحلیلهای ساختاری و سلسلهمراتبی بعدی (استخراج سطحبندی مدل) را فراهم میسازد. در ادامه، جدول شماره ۳ این ماتریس دسترسیپذیری را نشان میدهد.
جدول شماره (3) ماتریس دسترسی زوجی (RM)
|
مضامین فراگیر اکتشافی |
C-1 |
C-2 |
C-3 |
C-4 |
C-5 |
C-6 |
C-7 |
C-8 |
C-9 |
C-10 |
|
بهینهسازی اداری ناب(C-1) |
1 |
0 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
0 |
|
سیاستگذاری ناب(C-2) |
0 |
1 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
0 |
|
مدیریت بهینه ناب(C-3) |
0 |
0 |
1 |
0 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
0 |
|
تصمیمگیری ناب(C-4) |
0 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
0 |
0 |
|
مشارکت الکترونیکی شهروندان (C-5) |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
0 |
1 |
1 |
0 |
|
شفافیت اطلاعات(C-6) |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
1 |
1 |
0 |
|
توسعه زیرساختهای فناورانه(C-7) |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
0 |
|
خدمات ناب (C-8) |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
1 |
|
خدمات هوشمند (C-9) |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
1 |
|
رضایت شهروندان (C-10) |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
|
SSTM matrix |
||||||||||
پس از تحلیل ماتریس خودتعاملی اولیه (SSIM) که بر اساس ارزیابی زوجی خبرگان برای ۱۰ سازه فراگیر مدل تدوین گردید (جدول شماره 3)، مرحله کلیدی بعدی در الگوریتم مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM)، اعمال قانون ترایایی است. هدف از بهکارگیری این قانون، شناسایی و استخراج روابط تأثیرگذاری غیرمستقیم و پنهان میان سازهها است، به طوری که تمام روابط منطقی حاکم بر سیستم تثبیت شوند. با اعمال قانون ترایایی، ماتریس دسترسی نهایی استخراج میگردد؛ این ماتریس یک تصویر جامع از مجموع تأثیرگذاریهای مستقیم و غیرمستقیم هر یک از سازهها بر یکدیگر را فراهم کرده و به عنوان مبنایی برای انجام تحلیل ساختاری بعدی، تعیین سطوح سلسلهمراتبی مدل و ترسیم ساختار نهایی (مدل نهایی) در جدول شماره 4 ارائه خواهد شد.
جدول (4) ماتریس نهایی
|
مضامین فراگیر اکتشافی |
C-1 |
C-2 |
C-3 |
C-4 |
C-5 |
C-6 |
C-7 |
C-8 |
C-9 |
نفوذ |
|
بهینهسازی اداری ناب(C-1) |
1 |
0 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
|
سیاستگذاری ناب(C-2) |
0 |
1 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
|
مدیریت بهینه ناب(C-3) |
0 |
0 |
1 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
|
تصمیمگیری ناب(C-4) |
0 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
1 |
0 |
|
مشارکت الکترونیکی شهروندان(C-5) |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
|
شفافیت اطلاعات(C-6) |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
1 |
1 |
1 |
|
توسعه زیرساختهای فناورانه(C-7) |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
1 |
1 |
1 |
|
خدمات ناب (C-8) |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
0 |
1 |
|
خدمات هوشمند (C-9) |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
1 |
|
رضایت شهروندان (C-10) |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
1 |
|
وابستگی |
1 |
1 |
1 |
1 |
5 |
5 |
5 |
8 |
8 |
6 |
|
Final matrix |
||||||||||
در ادامه الگوریتم مدلسازی ساختاری تفسیری[54] پس از استخراج ماتریس دسترسی نهایی ، به منظور تحلیل ساختاری و تعیین سطوح سلسلهمراتبی شاخصها، تعریف و شناسایی دو مفهوم کلیدی مجموعه دستیابی[55] و مجموعه پیشنیاز[56]ضروری است.مجموعه دستیابی برای هر سازه، مجموعهای از سازههایی است که آن سازه بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر آنها تأثیر میگذارد (ردیفهای ماتریس دسترسی با مقدار ۱)، درحالیکه مجموعه پیشنیاز شامل مجموعهای از سازههایی است که وجود یا تغییر آنها، شرط لازم برای تحقق سازه مورد نظر است و بهعبارتی سازههایی هستند که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر آن تأثیر میگذارند (ستونهای ماتریس دسترسی با مقدار ۱) تلاقی این دو مجموعه (اشتراک آنها) با یکدیگر، امکان تعیین سطوح و استخراج روابط سلسلهمراتبی را فراهم میسازد که جایگاه هر سازه را در مدل علّی تعیین میکند؛ این فرآیند در جدول شماره 5 نشان داده خواهد شد
جدول (5) مجموعه ورودیها و خروجیها برای تعیین سطح
|
خروجی: اثرگذاری |
ورودی: اثرپذیری |
اشتراک |
|
C-1C-5C-6C-7C-8C-9 |
C-1 |
C-1 |
|
C-2C-5C-6C-7C-8C-9 |
C-2 |
C-2 |
|
C-3C-5C-6C-7C-8C-9 |
C-3 |
C-3 |
|
C-4C-5C-6C-7C-8C-9 |
C-4 |
C-4 |
|
C-5C-8C-9C-10 |
C-1C-2C-3C-4C-5 |
C-5 |
|
C-6C-8C-9C-10 |
C-1C-2C-3C-4C-6 |
C-6 |
|
C-7C-8C-9C-10 |
C-1C-2C-3C-4C-7 |
C-7 |
|
C-8C-10 |
C-1C-2C-3C-4C-5C-6C-7C-8 |
C-8 |
|
C-9C-10 |
C-1C-2C-3C-4C-5C-6C-7C-9 |
C-9 |
|
C-10 |
C-5C-6C-7C-8C-9C-10 |
C-10 |
جدول (6) ماتریس سلسله مراتبی
|
سطح اول |
رضایت شهروندان (C-10) |
|
|
|
|
سطح دوم |
خدمات ناب (C-8) |
خدمات هوشمند (C-9) |
|
|
|
سطح سوم |
مشارکت الکترونیکی شهروندان(C-5) |
شفافیت اطلاعات (C-6) |
توسعه زیرساختهای فناورانه(C-7) |
|
|
سطح چهارم |
بهینهسازی اداری ناب (C-1) |
سیاستگذاری ناب(C-2) |
مدیریت بهینه ناب(C-3) |
تصمیمگیری ناب(C-4) |
پس از استخراج ماتریس دسترسی نهایی، فرآیند تحلیل ساختاری تفسیری (ISM) ساختاری سلسلهمراتبی چهار سطحی را برای مدل تحقیق احصاء نمود: در سطح اول، رضایت شهروندان به عنوان متغیر وابسته نهایی و بیشترین عامل تأثیرپذیر قرار دارد؛ در سطح دوم، عوامل خدمات ناب و خدمات هوشمند به عنوان خروجیهای عملیاتی اصلی، مستقیماً بر سطح اول تأثیر میگذارند؛ سطح سوم شامل عوامل واسط و توانمندساز مشارکت الکترونیکی شهروندان ، شفافیت اطلاعات و توسعه زیرساختهای فناورانه است که بستر لازم برای سطوح بالاتر را فراهم میکنند؛ و در نهایت، در بنیادیترین لایه یعنی سطح چهارم، سازههای بهینهسازی اداری ناب ، سیاستگذاری ناب ، مدیریت بهینه ناب و تصمیمگیری ناب به عنوان محرکهای اصلی و ریشهای مدل با بالاترین قدرت نفوذ قرار گرفتهاند که نشاندهنده لزوم تمرکز بر اصلاحات ساختاری درونی برای تحقق اهداف مدل است. شکل 1) نشان دهنده مدل اکتشافی تحقیق برامده از تحلیل مضمون و مدل سازی معادلات ساختاری تفسیری است.
شکل (1) مدل اکتشافی
5-تحلیل میک مک
در تحلیل MICMAC (ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی)، مجموعههای ورودی و خروجی هر عنصر به منظور تشکیل ماتریس مذکور به کار گرفته میشوند که در جدول 8 ارائه شده است. الگوی ISM (مدل ساختاری تفسیری) با نمایش دقیق روابط متقابل و تأثیرگذاری بین معیارها و همچنین ارتباط معیارهای سطوح مختلف، به درک بهتر فضای تصمیمگیری کمک شایانی میکند. به منظور تعیین معیارهای کلیدی، قدرت نفوذ و وابستگی معیارها در ماتریس دسترسی نهایی محاسبه و تحلیل میشود.
جدول (8) قدرت نفوذ-وابستگی
|
متغیرهای تحقیق |
میزان وابستگی |
قدرت نفوذ |
|
بهینهسازی اداری ناب(C-1) |
1 |
6 |
|
سیاستگذاری ناب(C-2) |
1 |
6 |
|
مدیریت بهینه ناب(C-3) |
1 |
6 |
|
تصمیمگیری ناب(C-4) |
1 |
6 |
|
مشارکت الکترونیکی شهروندان(C-5) |
5 |
4 |
|
شفافیت اطلاعات(C-6) |
5 |
4 |
|
توسعه زیرساختهای فناورانه(C-7) |
5 |
4 |
|
خدمات ناب (C-8) |
8 |
2 |
|
خدمات هوشمند (C-9) |
8 |
2 |
|
رضایت شهروندان (C-10) |
6 |
1 |
شکل (2) نمودار نفوذ وابستگی مدل اکتشافی پژوهش
همانگونه که خروجیهای جدول و نمودار تحلیل میکمک (MICMAC) نشان میدهد، ساختار مدل بر اساس تعاملات قدرت نفوذ نزدیکشوندگی و میزان وابستگی، طبقهبندی شده است. چهار مؤلفه اصلی مدل، شامل بهینهسازی اداری ناب، سیاستگذاری ناب، مدیریت بهینه ناب و تصمیمگیری ناب که همگی دارای بالاترین قدرت نفوذ ۶ و کمترین وابستگی ۱ هستند و در نمودار با نشان داده شدهاند)، در ناحیه عوامل محرک قرار گرفتهاند. این عوامل به عنوان پیشرانهای اصلی و بنیانهای راهبردی مدل، هرگونه تغییر در آنها اثری گسترده بر کل سیستم خواهد داشت. در مقابل، خدمات ناب و خدمات هوشمند با کمترین نفوذ ۲ و بالاترین وابستگی ۸) به همراه رضایت شهروندان با نفوذ ۱ و وابستگی ۶)، در ناحیه عوامل نتیجه جای گرفتهاند که نشاندهنده خروجیهای نهایی و اهداف عالی مدل هستند و شدیداً تحت تأثیر عوامل دیگر قرار میگیرند. در نهایت، سه عامل مشارکت الکترونیکی شهروندان، شفافیت اطلاعات و توسعه زیرساختهای فناورانه با نفوذ ۴ و وابستگی ۵) در ناحیه عوامل پیوندی قرار دارند که دارای حساسیت عملیاتی بالایی هستند و نقش انتقالدهنده تأثیرات زیربنایی به خروجیهای نهایی را ایفا میکنند.
6- بحث و نتیجه گیری
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری-تفسیری حکمرانی ناب در تحقق شهر هوشمند پایدار و انطباق آن با سیاستهای کلی نظام در امور شهرسازی انجام شد. نتایج تحلیل ساختاری-تفسیری نشان داد که عوامل مؤثر بر حکمرانی ناب در شهرهای هوشمند دارای ساختار سلسلهمراتبی پنجلایهای هستند که در آن عوامل ریشهای شامل شفافیت و پاسخگویی، مشارکت فعال شهروندان و تصمیمگیری مبتنی بر داده در پایینترین لایه قرار گرفته و بیشترین قدرت نفوذ را بر سایر مؤلفهها دارند. این یافته با مطالعات حاج نقیزاده و روزنتال-سابروکس (۲۰۱۴) همسو است که نشان دادند حکمرانی مشارکتی و شفافیت اطلاعات از پیشنیازهای اساسی موفقیت شهرهای هوشمند محسوب میشوند. همچنین آنتوپولوس (۲۰۱۷) تأکید کرد که بدون مشارکت واقعی شهروندان و دسترسی آزاد به دادههای شهری، پروژههای شهر هوشمند به شکست میانجامند.در لایههای میانی مدل، عواملی نظیر حذف اتلافهای اداری، بهینهسازی فرآیندها و یکپارچگی سیستمهای اطلاعاتی بهعنوان عوامل پیوندی شناسایی شدند که نقش واسطهای بین عوامل ریشهای و خروجی ایفا میکنند. بیبری و کروگستی (۲۰۱۷) نیز تأکید کردهاند که یکپارچگی زیرساختهای فناوری اطلاعات و بهینهسازی مصرف منابع از الزامات دستیابی به پایداری شهری است. در لایههای بالایی، عوامل خروجی نظیر ارتقای کیفیت خدمات، کاهش هزینههای عملیاتی و افزایش رضایت شهروندان قرار گرفتند که پیامدهای نهایی استقرار حکمرانی ناب را نشان میدهند.یافتههای پژوهش با سیاستهای کلی نظام در امور شهرسازی مطابقت کامل دارد. بند یک که بر ارتقای کیفیت زندگی شهروندان تأکید میکند، با یافتههای مبنی بر بهبود کیفیت خدمات و افزایش رضایت شهروندان همخوانی دارد. بند سه که بر استفاده بهینه از منابع تمرکز دارد، با نتایج مدل در خصوص حذف اتلافها و کاهش هزینههای عملیاتی همراستا است. بند هفت نیز بر تقویت مشارکت مردمی و شفافیت تأکید دارد که در مدل بهعنوان عوامل ریشهای شناسایی شدند.یکی از یافتههای محوری، نقش تصمیمگیری مبتنی بر داده در حکمرانی ناب است. کیچین (۲۰۱۴) و هاشم و همکاران (۲۰۱۶) بر نقش فناوری در تحول شهرهای هوشمند تأکید کردهاند. فناوریهای نوین نظیر سنسورهای هوشمند و سیستمهای اطلاعات جغرافیایی زیرساخت لازم برای پیادهسازی حکمرانی ناب را فراهم میکنند. یافته دیگر، اهمیت یکپارچگی سیستمهای اطلاعاتی است. گیل-گارسیا و همکاران (۲۰۱۵) نشان دادند که فقدان یکپارچگی سیستمهای اطلاعاتی از چالشهای اصلی شهرهای هوشمند در کشورهای در حال توسعه است.در بُعد مشارکت، یافتهها نشان داد که مشارکت واقعی مستلزم ایجاد پلتفرمهای دیجیتال تعاملی است. کاردولو و کیچین (۲۰۱۹) نشان دادند که شهرهایی که به مشارکت واقعی شهروندان توجه کردهاند، موفقیت بیشتری در پیادهسازی پروژههای شهر هوشمند داشتهاند. در زمینه شفافیت، زویدرویک و یانسن (۲۰۱۴) نشان دادند که سیاستهای داده باز میتوانند منجر به بهبود کیفیت خدمات عمومی و افزایش مشارکت شهروندان شوند.از منظر کاربردی، برای سیاستگذاران تدوین چارچوب قانونی برای الزام به انتشار دادههای باز، ایجاد پلتفرمهای مشارکتی دیجیتال و تخصیص بودجه برای یکپارچهسازی سیستمها ضروری است. برای مدیران شهری، استقرار سیستمهای مدیریت عملکرد مبتنی بر شاخصهای کلیدی، آموزش کارکنان در زمینه حکمرانی ناب و فناوریهای دیجیتال و ایجاد واحد تخصصی تحلیل داده توصیه میشود.براساس یافتههای تحقیق حاضر، پیشنهادات در سه سطح سیاستگذاری، اجرایی و پژوهشی ارائه میشود. در سطح سیاستگذاری، تدوین سند بالادستی و الزامآور سیاستگذاری حکمرانی ناب در امور شهری با هدف نهادینهسازی ارزشآفرینی و کاهش بوروکراسی ضروری است. این سند باید شامل الزام قانونی برای حذف اتلافها و فرآیندهای زائد اداری از طریق استانداردسازی و کاهش مراحل غیرضروری در گردش کار باشد. همچنین، شیفت نظام مدیریت عملکرد شهری به سمت سیاستگذاری مبتنی بر داده و شواهد، بهگونهای که تمامی تصمیمات کلان شهری صرفاً بر پایه تحلیلهای دقیق دادههای جمعآوریشده از زیرساختهای هوشمند اتخاذ گردد، الزامی است. علاوه بر این، تدوین قانون جامع دادههای باز شهری برای انتشار آزادانه، بهروز و استاندارد اطلاعات شهری و تعریف مشوقها و الزامات قانونی برای سرمایهگذاری هدفمند در توسعه زیرساختهای فناورانه و ایجاد پلتفرمهای یکپارچه شهری جهت تسهیل مشارکت الکترونیکی فراگیر توصیه میشود. در سطح عملیاتی، تشکیل کارگروههای تخصصی با اختیار تام برای اجرای جریان ارزش ناب در ارائه خدمات، با استفاده از روشهایی مانند نقشهبرداری جریان ارزش برای شناسایی و حذف گلوگاهها و اتلافها، ضروری است. همچنین، یکپارچهسازی تمامی سامانههای اطلاعاتی موجود در حوزههای مختلف شهرداری برای جلوگیری از پراکندگی دادهها و فراهمسازی زمینه برای تصمیمگیری مبتنی بر داده توصیه میگردد. ازسویی این پژوهش با محدودیتهایی همراه بود. اولاً، آزمون تجربی مدل در شهرهای واقعی انجام نشده است. ثانیاً، تفاوتهای زمینهای بین شهرهای مختلف بهطور کامل لحاظ نشده است. ثالثاً، به جنبههای فرهنگی و سیاسی کمتر پرداخته شده است. رابعاً، مدل ماهیت استاتیک دارد و پویاییهای زمانی را منعکس نمیکند. لذا پیشنهاد میشود پژوهشهای آتی به مواردی همچون انجام مطالعات موردی در شهرهای نمونه برای ارزیابی کمی تأثیرات مدل؛ مطالعات تطبیقی بینالمللی برای استخراج الگوهای موفق؛ توسعه مدل با لحاظ متغیرهای زمینهای؛ طراحی مدلهای پویا؛ بررسی نقش عوامل فرهنگی و اجتماعی؛ و مطالعه چالشهای پیادهسازی از منظر ذینفعان مختلف بپردازند.
7-منابع
Adenekan, T. K. (2024). Real-Time Performance Monitoring and Predictive Analysis in Education.
[1] Khan
[2] Han & Kim
[3] Alves,
[4] Klein
[5] Toli, & Murtagh,
[6] Ahmed
[7] Chapel,
[8] Khan
[9] Han & Kim
[10] Angelopoulos & Pollalis
[11] Yoo
[12] Mora
[13] Blayesi
[14] Akande
[15] Elsardis
[16] Grossi & Valinder
[17] Sharifi
[18] Aripin,
[19] Lukrafka
[20] Alves
[21] Klein
[22] Poth
[23] Luna
[24] Jing,
[25] Lindsay, C. F., & Aitken,
[26] Rajagopalan & Solaimani
[27] Saini & Singh
[28] Thoumy
[29] Chaple
[30] Ahmed
[31] Silva
[32] Toli & Murtagh,
[33] Khan
[34] Zheng
[35] Shamsuzzoha
[36] Han & Kim
[37] Pira
[38] Ivars
[39] Benites & Simoes,
[40] Mora,
[41] Khan
[42] Toli & Murtagh,
[43] Angelopoul, & Pollalis,
[44] Qingbiao,& Mansor
[45] Kwak & Lee
[46] Wang
[47] Yoo
[48] Creswell & Plano Clark
[49] Tashakkori & Teddlie
[50] Braun & Clarke
[51] Strauss & Corbin
[52] Warfield,
[53] Braun & Clarke
[54] ISM
[55] Reachability Set
[56] Antecedent Set
Introduction
Rapid urbanization and the accelerating pace of socio-economic transformations have introduced profound challenges for urban management systems worldwide. In Iran, the general policies of the Islamic Republic emphasize sustainable urban development, reduction of administrative inefficiencies, enhancement of citizen participation, and the adoption of smart technologies in public governance. Lean governance, as an integrated and modern paradigm, seeks to eliminate waste, optimize processes, and maximize value delivery in public administration. When combined with the requirements of a sustainable smart city, lean governance offers a transformative framework for urban management. Despite the growing body of literature on smart cities and lean management separately, a comprehensive structural model integrating lean governance principles with sustainable smart city realization particularly within the Iranian policy context — remains underdeveloped. This study addresses this gap by designing an interpretive structural model of lean governance aimed at realizing a sustainable smart city, aligned with the general policies of the system in urban affairs.
Methodology
This research is pragmatist in its epistemological paradigm, mixed-methods in its approach, and employs thematic analysis combined with Interpretive Structural Modeling (ISM) as its analytical strategy.
In the qualitative phase, data were collected through semi-structured interviews with expert participants selected via purposive, information-oriented sampling based on an actor protocol. Theoretical saturation was achieved after 20 interviews. Qualitative data were analyzed using thematic analysis in MAXQDA software, yielding a hierarchical coding structure.
In the quantitative-structural phase, the relationships among identified constructs were explored and modeled using Interpretive Structural Modeling (ISM) in MicMac software, enabling the identification of driving, linking, dependent, and autonomous variables within the model.
Results and Discussion
Thematic analysis produced a total of 156 sub-themes, organized into 33 main (organizing) themes, and further consolidated into 10 overarching themes:
1. Lean administrative optimization
2. Lean policymaking
3. Lean optimal management
4. Lean decision-making
5. Citizen electronic participation
6. Information transparency
7. Technological infrastructure development
8. Lean services
9. Smart services
10. Citizen satisfaction
ISM analysis revealed a four-level hierarchical structure:
· Level 1 (Root/Foundation): Lean governance elements — lean administrative optimization, lean policymaking, lean optimal management, and lean decision-making — occupy the foundational layers with the highest driving power, acting as fundamental catalysts that shape the entire system.
· Level 2 (Intermediate): Citizen electronic participation, information transparency, and technological infrastructure development function as mediating variables, bridging lean governance foundations with service delivery outcomes.
· Level 3 (Output): Lean services and smart services are directly enhanced by the intermediate factors, representing the operational outputs of the model.
· Level 4 (Outcome): Citizen satisfaction stands as the ultimate dependent variable at the apex of the hierarchy, predicted by all preceding levels.
This hierarchical structure demonstrates that sustainable smart city realization is not achievable through technological investment alone; rather, it requires a foundational transformation in governance philosophy toward lean principles.
Conclusion
This study concludes that lean governance, through the systematic elimination of administrative waste and the optimization of decision-making and policymaking processes, creates the necessary preconditions for realizing a sustainable smart city. Based on the findings, the following recommendations are proposed:
1. Institutionalizing Lean Governance Principles: Policymakers should embed lean administrative optimization and lean decision-making into the formal structures of urban management organizations.
2. Strengthening Technological Infrastructure: Investment in ICT infrastructure, IoT platforms, and digital service delivery systems is essential for bridging governance reform with smart city outcomes.
3. Enhancing Citizen Participation: Designing electronic participation platforms and transparent information systems fosters public trust and strengthens the legitimacy of urban governance.
4. Aligning with General System Policies: Urban development strategies must be explicitly aligned with the general policies of the Islamic Republic in urban affairs, ensuring coherence between macro-level policy and municipal-level implementation.
5. Leveraging ISM for Policy Prioritization: The four-level hierarchical model provides a practical roadmap for policymakers to sequence interventions — beginning with lean governance foundations before advancing to technological and service-level reforms.
These findings offer a structured and evidence-based framework for urban managers, policymakers, and researchers seeking to advance sustainable smart city governance in Iran.
Keywords: Lean governance; Sustainable smart city; General policies of the system; Interpretive Structural Modeling (ISM)