1. مقدمه
یکی از خطراتی که امروزه نسل نوجوان و جوان را تهدید میکند، انتخاب گروههای مرجع ناسالم است. اشخاص و گروههای مرجع نقشی حیاتی در زندگی مردم دارند. نقشهای منزلتی، هویتی و تربیتی از نقشهای مهم اشخاص و گروههای مرجع در زندگی اجتماعی محسوب میشوند. الگو گرفتن از فرد یا گروه در زندگی میتواند بر جایگاه اجتماعی و جنبههای هویتی فرد تأثیر بگذارد و نیز در جهتدهی به احساسات، افکار و رفتار و کنترل آنها دخیل باشد. ازاینرو افراد و گروههای مرجع از عناصر اساسی زندگی اجتماعی به شمار میروند (رأفتی، 1400).
خطر گروههای مرجع ناسالم در سطح فرهنگ باقی نمیماند. سوری، ارسلانی و طوسی (2020) در پژوهشی توضیح میدهند فرهنگ شهرت و تحریک به انجام هر کاری برای شهرت ممکن است حتی مرگآور باشد. آنها با انجام مطالعهای جهانی نشان میدهند کارگرانی که در محیطهای خطرناک از خود تصویر میگیرند و آن را در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند، نیازمند رسیدگی خاص از سوی مدیراناند. این اقدامات که با مخاطرهآمیزترین صحنهها همراه است، نشاندهندۀ آمیزهای از جسارت، نیاز به دیده شدن و اثرپذیری از فرهنگ شهرت است. این افراد با انتشار چنین تصاویر یا ویدئوهایی تلاش میکنند مخاطبان بیشتری را جذب کنند و بهعنوان قهرمانان گمنام شناخته شوند. چنین رفتارهایی نگرانیهای جدی دربارۀ ایمنی و سلامت افراد ایجاد میکند. بسیاری از این کارگران برای جلب توجه بیشتر، مقررات ایمنی را نادیده میگیرند که خود، به حوادث جدی یا حتی مرگباری منجر میشود پژوهشگران با برشمردن خطرات چنین نگرشی، خواستار گونهای جدید از سواد رسانهای میشوند که به جوانان شاغل در محیطهای پرخطر نشان دهد اقدامات خطرناک برای کسب شهرت ممکن است عواقب جبرانناپذیری داشته باشد و بهتر است آنها بهسمت ارزشها و مرجعهای اصیلتر حرکت کنند.
مطالعۀ گروههای مرجع ـ افراد یا گروههایی که معیار مقایسه و ارزیابی رفتار و نگرش کنشگران اجتماعی محسوب میشوند ـ از نیمۀ نخست قرن بیستم مورد توجه علوم اجتماعی، بهویژه جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی، قرار گرفت. این گروهها نقشی تعیینکننده در شکلدهی به گرایشهای فکری و رفتار افراد دارند و اهمیت آنها، بهویژه برای جوانان و نوجوانانی که در دورۀ حساس جامعهپذیری قرار دارند، دوچندان است (هاشمی، 1383).
انسان بهدلایلی مانند نیاز به احترام، حفظ آبرو و فشارهای هنجاری، معمولاً خود را در زمینههای مختلف با دیگران مقایسه و ارزیابی میکند. در این فرایند، فرد ارزشها و استانداردهای گروهها یا افراد دیگر را معیار مقایسه و ارزیابی قرار میدهد. به این ترتیب، چنین افراد یا گروههایی، گروههای مرجع شناخته میشوند. به عبارت دیگر، گروه مرجع گروهی است که افراد با مقایسۀ خود با آن و ارزیابی برپایۀ استانداردهای آن، خود را میسنجد (رفیعپور، 1378). در واقع ما همواره اعمال، ظاهر، ارزشها، آرزوها، شیوههای زندگی و دیگر جنبههای خود را ارزیابی کرده و در این سنجشها به معیارهای یک گروه مراجعه میکنیم. این گروه ممکن است گروهی باشد که به آن تعلق داریم، مانند خانواده یا همسالان، یا حتی گروهی باشد که عضو آن نیستیم (رابرتسون، 1372، ص. 152).
در چند دهۀ گذشته، مدرنیته بهسرعت تغییرات بزرگی در جامعه ایجاد کرده است. این دگرگونیها تحت تأثیر عوامل مختلف درونی و بیرونی، مانند رشد جمعیت، مهاجرتهای گسترده و شکلگیری و رشد شهرنشینی، گسترش ارتباطات اجتماعی و افزایش گسترده فعالیت رسانههای جمعی داخلی و خارجی، شرایط اجتماعی نوی را برای گروههای مختلف، از جمله جمعیت جوان، فراهم کرده است. این تحولات اقتصادی و اجتماعی نیز زمینهساز تغییرات مهمی در میان گروههای جوانان بوده است، و برخی از جهانیشدن فرهنگ جوانان سخن میگویند. پژوهشها نشان میدهند نهاد خانواده، مانند گذشته، دیگر یگانه گروه مرجع جوانان نیست و نقش تکین خود در جامعهپذیری جوانان را از دست داده است. دسترسی فرزندان به اطلاعات و دانستهها بیش از پدرومادرهاست. پدر دیگر یگانه مرجع قدرت در خانواده نیست (معیدفر، 1387)، اهمیت خردهفرهنگها و شیوههای جدید برای جوانان، زندگی درون خانواده را به چالش کشیده است (سعیدی، 1382)، نسل جوان دیگر چندان خود را در چارچوب هنجارهای گذشتگان تعریف نمیکند و به دنبال گروههای مرجع جدید و الگوهای نوی زندگی برای خود است. در پی این تحولات، میان جوانان و بزرگسالان جامعه اختلافهایی در زمینۀ فرهنگ عمومی، نظیر رابطه قبل از ازدواج، ازدواج با خویشاوندان، نحوۀ گذران اوقات فراغت و دینداری، دیده میشود (عبدی و گودرزی، 1391). برخی مراجع فرهنگی پیشین دیگر اعتبار سابق را ندارند و جوانان از روحانیت به قشرهای دیگری، نظیر استادان دانشگاه، ورزشکاران، هنرپیشهها و سایر گروههای مرجع غیرخودی، چرخش کردهاند (آزادارمکی و غفاری، 1383). شبکههای اجتماعی هم این شکافها را افزایش دادهاند (Sakhaei, Arsalani & Nosraty, 2023). واقعیت این است که شبکههای اجتماعی حجم بزرگی از اطلاعات و بینشهای نادرست را منتقل میکنند و گروه بزرگی از قشر جوان هم بدون وارسی، این اطلاعات و بینشها را میپذیرند (Sabbar, Abdollahinezhad, Heidari & Mohammadi, 2021).
گروههای مرجع کارکردهای مهمی در جوامع دارند. نقش این گروهها در تغییرات اجتماعی ـ سیاسی جامعه از راه تأثیرگذاری و الگودهی رفتاری بخشهایی از جامعه اهمیت مییابد. آنها میتوانند ارزش را ضدارزش جلوه دهند و از فرهنگ ضدفرهنگ بسازند یا در تقویت یا تضعیف روحیۀ نقش داشته باشند. این گروهها در جهتدهی رفتار در خانواده، سوگیری انتخابات یا در فراخوان عمومی و کمپینها در کمک به مردم در مواقع بحرانی اثرگذارند؛ مانند همراهیِ «سلبریتیها» در فراخوان عمومی مربوط به زلزلۀ کرمانشاه که نشان از نقشآفرینی گروههای مرجع در سالهای اخیر بوده است (دباغ، دادگران و عقیلی، 1398)
سلبریتی (آوازهجو) لقبی است که به اشخاص مشهور اطلاق میشود و این شهرت با توجه رسانهها ارتباط مستقیمی دارد (سازمان امور سمعی و بصری، 1400). چنین شهرتی بیش از آنکه از اکتساب مهارتی خاص و تکین برخاسته باشد، با توجه رسانههای ارتباطجمعی، تبلیغات و شرکتهای تجاری و صنعت سرگرمی گره خورده است (فریس و دیگران، 1401). امروزه که رسانهها نقش پررنگی در شکلدهی به رویدادها و هویتها دارند، حضور سلبریتیها در مسائل اجتماعی و سیاسی، بهویژه در سالهای اخیر، به موضوعی قابل توجه و بررسی تبدیل شده است. توسعۀ فناوریهای رسانهای و افزایش گسترۀ ارتباطات، در فرایند سلبریتیسازی نقشی اساسی و انکارناپذیری دارد. حضور گستردۀ سلبریتیها در رسانهها، بهویژه در فضای مجازی، زمینۀ دیده شدن بیشتر و در مواردی اثربخشی چشمگیری را برای آنها فراهم کرده است. به باور کَشمور، افرادی که در گذشته شاید شایستۀ توجه محسوب نمیشدند، اکنون به صحنۀ عمومی قدم گذاشته و گاه بدون داشتن ویژگی خاصی، به شهرت جهانی دست یافتهاند. آنچه این افراد انجام دادهاند، فقط ظاهر شدن است. تصاویر آنها از طریق تلویزیون و وبگاهها به میلیونها نفر منتقل میشود، روزنامهها تبلیغات آنها را منتشر میکنند و مجلات نیز افکار و نظراتشان را بازتاب میدهند (کشمور، 1395، ص. 66).
مطالعات صورتگرفته دربارۀ فرهنگ شهرت نشاندهندۀ تأثیرات گستردۀ این گروه در دورۀ نوجوانی و جوانی است. در همین دوره است که نوجوانان در مرحلۀ جامعهپذیری ثانویه قرار دارند و در خصیصههای هویتی زندگیشان ممکن است تحت تأثیر الگوهای ارائهشده از راه رسانهها و بهخصوص سلبریتیها قرار گیرند (دباغ و دیگران، 1398)؛ حال آنکه سلبریتیها چندان به مسائل اخلاقی در رقابت اعتقاد ندارند و ممکن است برای جلب توجه بیشتر حتی محتواهای غیراخلاقی منتشر کنند (Shahghasemi, 2020). رفتار سلبریتیها ممکن است الگویی برای نمایش رفتارهای ساده و بهظاهر پیشپاافتاده اما مهم در زندگی خانوادگی یا اجتماعی نوجوانان و جوانان باشد. این رفتارها ممکن است شامل مواردی مانند چیدمان و رنگآمیزی منزل، مدل مو و لباس، فرهنگ غذا خوردن، نوع تفریحات و سرگرمیها، باورها و اعتقادات، و حتی روابط عادی روزمره باشد (Kalashloo & Aghili, 2019)).
در جامعۀ ایران رشد فزایندۀ شبکههای اجتماعی مجازی امکانی برابر برای کنش ارتباطی و اندیشهورزی همۀ افراد جامعه را، بهویژه سلبریتیها که بهنوعی با ابزارهای ارتباطی در تعاملاند، فراهم کرده است (Shahghasemi, 2019). در واقع حجم و سرعت بالای اطلاعات این پدیدۀ اجتماعی نوظهور، از یک سو با جریانسازی روشنفکران به گفتوگوی اجتماعی فراگیر و درک و شناخت بهتر کنشگران از جامعه برای رسیدن به توسعه در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میانجامد (Shahghasemi & Prosser, 2019) و از سوی دیگر با پیشتازی سلبریتیها، با توجه به تودهای بودن ساختار شبکههای مجازی، این امکان وجود دارد که به ترویج افکار پوپولیستی و نگرشهای سطحینگرانه منجر شود که طبیعتاً پیامدهای نامطلوبی به دنبال خواهد داشت. این مقاله با این رویکرد به بررسی عوامل اجتماعی ـ فرهنگی مؤثر بر میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران میپردازد.
فرضیههای پژوهش عبارتاند از:
1. بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
2. بین باور به سنتها و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
3. بین سرمایۀ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
3. بین دینداری و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
4. بین سرمایۀ فرهنگی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
5. بین احساس محرومیت نسبی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
6. بین رضایت از زندگی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
7. بین میزان استفاده از فضای مجازی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
8. بین آگاهی عمومی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
9. بین مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران برحسب جنسیت تفاوت وجود دارد.
2. پیشینۀ تحقیق
هزارجریبی و آقابیگیکلایی (1390) دربارۀ عوامل مؤثر بر گزینش گروه مرجع در میان دانشجویان دانشگاههای اصفهان و صنعتی اصفهان تحقیق کردند و دریافتند تغییر گروه مرجع در طیف وسیعی از دانشجویان رخ داده و این امر عواقب نامطلوبی برای جامعه داشته و موجب ازخودبیگانگی در میان افراد جامعه شده است.
ذوالفقاری و صوفیزاده (1392) در پژوهشی با عنوان «گروههای مرجع زنان جوان شهر ایلام»، به بررسی زنان جوان 16 تا 29 سالۀ ساکن این شهر پرداختند. این تحقیق با رویکرد کیفی و با روشهای مشاهده و مصاحبۀ عمیق انجام شده است. نتایج حاصل از کدگذاری و تفسیر دادهها نشان میدهد جامعۀ ایلام ویژگیهای جامعهای همگرا و درونگروهی را دارد؛ بهطوری که زنان ایلامی به انتخاب گروههای مرجع غیرعضویتی تمایل اندکی نشان میدهند. ساختار اجتماعی بسته، کم بودن تحرک اجتماعی و گرایش به محلیگرایی در میان زنان پایگاه سرمایهداران کوچک از مهمترین عوامل مؤثر در انتخاب گروههای مرجع عضویتی، بهویژه خانواده، بوده است.
حقپناه (1395) در پژوهشی با عنوان «بررسی جامعهشناختی تأثیر سلبریتیها بر گروههای مرجع دانشآموزان»، به تحلیل نقش سلبریتیها، در مقام گروههای مرجع، پرداخت. نتایج مطالعۀ او نشان میدهد برای دانشآموزان سلبریتیها گروههای مرجع هنجاری مطرحاند و در حوزۀ هنجارهای رفتاری و سبک زندگی اثرگذارترند، اما نقش مقایسهای چشمگیری ندارند. تحلیل مصاحبهها نیز نشان میدهد دانشآموزان بین سلبریتیها و گروههای مرجع سنتی، مانند خانواده و مدرسه، احساس تعارض میکنند؛ همچنین بیشترین گرایش دانشآموزان به سلبریتیهای حوزۀ هنر، سرگرمی، ورزش، و در مرتبۀ بعد به سلبریتیهای عامهپسند بوده است.
3. چارچوب نظری
نظریۀ گروه مرجع، از رابرت کی. مرتون، در چارچوب سنت جامعهشناسی کارکردی قرار دارد. از دیدگاه این مکتب، علتِ وجود و تداوم هر نهاد یا ساخت اجتماعی نقش و کارکردی است که در تأمین نیازهای اساسی نظام اجتماعی دارد و بقای آن را تضمین میکند. تحلیل این رویکرد نظری برپایۀ شناسایی نیازهای ضروری نظام اجتماعی و نهادهایی که برای پاسخ به این نیازها شکل گرفتهاند، صورت میگیرد. یکی از مهمترین این نیازها، جامعهپذیری است که به معنای فرایند انتقال ارزشها و هنجارهای جامعه است و از طریق ساختارهایی مانند خانواده، مدرسه، رسانهها، دوستان و دیگر نهادها محقق میشود. گروههای مرجع نیز در این چارچوب قرار میگیرند؛ زیرا نقش مهمی در انتقال هنجارها و ارائۀ شاخصهای لازم برای ارزیابی کنشها و باورهای افراد دارند (گروههای مرجع تطبیقی). انسانها برای ارزیابی و قضاوت نگرش و رفتارشان به گروههایی مراجعه میکنند که ممکن است عضو آنها نباشند، اما بهدلیل کارکردهای این گروهها برای افراد و جامعه، الگوهای ذهنی و عملی آنها به شمار آیند.
برپایۀ نظریۀ گروه مرجع، افراد از کسانی که به نظرشان اهمیت ویژهای دارند، تأثیر میپذیرند. این افراد و گروهها بهعنوان راهنما و الگوهای رفتاری (گروههای مرجع هنجاری ) یا مبنای مقایسه و ارزیابی (گروههای مرجع تطبیقی ) انتخاب میشوند. علاوه بر این، افراد ممکن است همزمان بیش از یک گروه مرجع را انتخاب کنند که به این وضعیت گروههای مرجع چندگانه گفته میشود (Dawson & Chatman, 2001).
نظریۀ گروه مرجع مرتون بر اهمیت عوامل ساختاری و فرایندهای جامعهپذیری با تأکید بر شرایط محیطی و زمینههای اجتماعی تأکید میکند. از دیدگاه مرتون، باز و بسته بودن ساختارهای اجتماعی و تغییرات ساختاری در شکلگیری زمینههای اجتماعی نقش مهمی دارند که به نوبۀ خود انواع گرایشهای عضویتی و غیرعضویتی را به وجود میآورند.
مرتون در این نظریه تلاش کرده است جنبههای مختلف جامعهپذیری را با ترکیب دو رویکرد پارسونزی و میدی مورد توجه قرار دهد و روابط فرد با گروههای مختلف را در چارچوب این مناسبات تحلیل کند. او به همین دلیل از سطح نظری جدیدی به نام نظریۀ «بُرد متوسط» یاد میکند که نظریۀ گروه مرجع یکی از اولین مصداقهای این سطح نظری است. این نظریه بهطور خاص به بررسی چگونگی تعامل افراد با گروههای مختلف و تأثیر این گروهها بر گرایشها، نگرشها و رفتارهای آنان میپردازد (انتظاری، 1386، ص. 103).
سلبریتیها کسانیاند که در عرصۀ تولید فرهنگی حضور دارند، ولی کیفیت کالای تولیدشدهشان پایین است و کار آنها فقط در کوتاهمدت لذت را منتقل میکند. سلبریتیها معیارهای جدیدی از زیبایی را به جامعه تحمیل میکنند (Nosraty, Tomraee & Zamani, 2020). آنان به فکر معناسازی نیستند تا پاسخی عمیق برای مشکلات جامعه بیابند یا تأملی ژرف را در مخاطبانشان برانگیزند، بلکه فقط مردم را مشغول میکنند و برایشان اوقات خندهدار و لذتآور فراهم میآورند. سلبریتیها به کار خود بهعنوان منبع درآمد نگاه میکنند و طالب فرهنگ والا نیستند. برایشان شهرت اجتماعی مهم است، نه دغدغههای فرهنگی. آنها احساس نمیکنند که رسالت نقد فرهنگی و معنادار کردن زندگی روزمره یا انتقال یکسری مفاهیم به مخاطبان را دارند. اینان بهتدریج دارند برای گروهی زیادی از مردم به الگو و گروه مرجع تبدیل میشوند. سلبریتیها چه میراثی برای انتقال دارد؟ سلبریتیها دغدغۀ انتقال معنا و دغدغۀ اجتماعی و نگرانیهای مربوط به معیارهای والای فرهنگ جامعه را ندارند. تنها مسئلۀ مورد علاقهشان در بهترین حالت سبک زندگی است. ایشان چیزهایی را در ظاهر و در پوشش و در نوع کالای مصرفی ترویج میکنند. سلبریتیها کنش مصرفی را در جامعه توسعه میدهند و برخی افراد جامعه نیز دنبالهروی آنهایند. بین کنش مصرفی با کنش فکری تفاوت جدی وجود دارد. جامعه به وضعیتی دچار شده که همهچیز، حتی فرهنگ هم، بهشکل کالا درآمده و مصرف فرهنگی چیزی به نام معنا را منتقل نمیکند. کالای فرهنگی باکیفیت بهندرت تولید میشود و بهسادگی در انزوا و حاشیه قرار میگیرد. سلبریتیها، در بهترین حالت، چیزی به جز سبک زندگی برای انتقال به مخاطبان عمومی ندارند. آنان شیوۀ رفتار و گفتار عامیانه را به مردم منتقل میکنند. سلبریتیها بخشی از مولدان فرهنگاند که از فرهنگ پوپولیستی حمایت میکنند. افراد با توجه به میزان دلبستگی به متغیرهای گوناگون فرهنگی و اجتماعی، به سلبریتیها واکنشهای متفاوت نشان میدهند. تعلق به بسترهای متفاوت اجتماعی یا باورداشتهای گوناگون نقش پررنگی در گرایش جوانان به سلبریتیها دارد.
در سالهای اخیر، هوش مصنوعی به یکی از ابزارهای کلیدی برای موفقیت و گسترش تأثیرگذاری سلبریتیها تبدیل شده است. این فناوری با فراهم کردن قابلیتهای تحلیل داده، ایجاد محتوای شخصیسازیشده و پیشبینی رفتار مخاطبان، سلبریتیها را قادر ساخته است بهشکل مؤثرتری با طرفدارانشان ارتباط برقرار کنند و جایگاه خود را در دنیای پررقابت شهرت حفظ و تقویت کنند.
یکی از مهمترین کاربردهای هوش مصنوعی در دنیای سلبریتیها، تحلیل دادههای مخاطبان است. پلتفرمهای رسانههای اجتماعی از الگوریتمهای هوش مصنوعی برای تحلیل رفتار کاربران، از جمله نوع محتوایی که لایک میکنند، به اشتراک میگذارند یا تماشا میکنند، بهره میبرند. این اطلاعات به سلبریتیها و گروههای مدیریتی آنها کمک میکند محتوای خود را براساس علایق و ترجیحات مخاطبان هدف طراحی کنند. این شخصیسازی محتوا نهفقط تعامل کاربران را افزایش میدهد، بلکه باعث میشود سلبریتیها در ذهن طرفدارانشان عمیقتر تأثیر بگذارند.
افزون بر این، هوش مصنوعی ابزارهایی را فراهم کرده است که فرایند تولید محتوا را سادهتر و خلاقانهتر میکند. ابزارهای ویرایش ویدئو و تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند کیفیت محتوای تولیدی را بهشکل چشمگیری افزایش دهند. از سوی دیگر، تولید محتوای مجازی نظیر آواتارهای دیجیتالی، تصاویر واقعیتافزوده و حتی صدای مصنوعی، به سلبریتیها امکان میدهد محتوای جذابتری عرضه نمایند و مرزهای خلاقیت را جابهجا کنند. برخی سلبریتیها حتی از فناوریهای پیشرفتهتر هوش مصنوعی، مانند مدلهای زبانی، برای تولید متنهای خودکار در پستهای اجتماعی یا پاسخگویی به طرفداران استفاده میکنند.
هوش مصنوعی همچنین در مدیریت ارتباطات سلبریتیها با مخاطبان نقش دارد. چتباتهای هوشمند که از هوش مصنوعی تغذیه میشوند، میتوانند پیامها و سؤالهای طرفداران را بهصورت خودکار پاسخ دهند؛ بهویژه زمانی که سلبریتیها با حجم زیادی از پیامها مواجهاند. این ارتباط نزدیک و سریع، حس صمیمیت و ارتباط فردی با طرفداران را افزایش میدهد و به محبوبیت بیشتر سلبریتی کمک میکند.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی در پیشبینی روندهای آینده نیز نقش کلیدی ایفا میکند. هوش مصنوعی با تحلیل دادههای گذشته و فعلی، میتواند تغییرات در ترجیحات مخاطبان یا بازار را پیشبینی کند (Sarfi, Darvishi, Zohouri, Nosrati & Zamani, 2021). این پیشبینیها سلبریتیها را قادر میسازد استراتژیهای خود را پیش از وقوع تغییرات تنظیم کنند و همیشه در صدر توجه مخاطبان باقی بمانند.
بنابراین با توجه به شواهد موجود دربارۀ رفتار گروههای مرجع و برجستهسازی رفتارهای شایستۀ آنها و جلوگیری از شکلگیری گروههای مرجع ناسالم، هدف از این تحقیق شناخت عوامل فرهنگی ـ اجتماعی مؤثر بر میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران است.
4. روش تحقیق
این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی انجام شد. جامعۀ آماری تحقیق جوانان کلانشهر شیراز است؛ شهری که بهدلیل جایگاه فرهنگی و ادبیاش خود شناخته شده است. جمعیت جامعۀ آماری برابر با 282,865 نفر است. برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده شد که برپایۀ محاسبات، حجم نمونه به ۳۸۷ نفر رسید. فرمول محاسبۀ حجم نمونۀ کوکران نیز در این پژوهش به کار رفت. در انتخاب نمونه، از روش نمونهگیری طبقهایِ چندمرحلهای بهره گرفته شد. ابتدا خوشههای هدف با روش خوشهای شناسایی شدند و سپس نمونۀ مورد نظر با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شد. طبق اطلاعات دریافتشده از شهرداری شیراز، این شهر به هجده منطقه تقسیم شده است. از میان این مناطق، چهار منطقه بهصورت تصادفی انتخاب و به هر منطقه، متناسب با جمعیت آن، سهمی در نمونۀ نهایی اختصاص داده شد. حجم نمونۀ جمعیت شهری در این پژوهش برابر با ۳۸۷ نفر است.
4ـ1. متغیرهای پژوهش
4ـ1ـ1. متغیر وابسته (میزان مرجعیت سلبریتیها)
تعریف مفهومی: سلبریتی به فرد یا رویدادی اطلاق میشود که توجه عمومی را به خود جلب میکند و نزد تعداد زیادی از مردم شناختهشده است. در سطح فردی، فرهنگ شهرت ناشی از شناخت «عمومی» ویژگیهایی است که یک فرد دارد یا تصور میشود که دارد. سلبریتی بهطور مستقیم با فرهنگ عمومی و آگاهی همگانی از فعالیتهای فردی مرتبط است؛ بهگونهای که فرهنگ شهرت در دل فرهنگ تودهای روزمره جای دارد. در این فرهنگ، استقبال از نمادها و آیکونها به گسترش و توزیع بیشتر آنها کمک میکند. سلبریتیها با رفتارها و اقدامات خود احساساتی نظیر لذت، درد یا رنج را در میان مردم برمیانگیزند و در نتیجه یا مورد تمجید و ستایش قرار میگیرند، یا درگیر رسوایی و فضاحت میشوند. این ویژگی آنها را به بخشی از تجربۀ عمومی و بخشی جداییناپذیر از فرهنگ عامه تبدیل میکند (فریس و دیگران، 1401).
تعریف عملیاتی: این متغیر در پنج بُعد (همانندسازی ارزشی، جایگاه در میان سایر گروههای مرجع، جایگاه ارتباطی با سلبریتیها، اخذ هنجارهای رفتاری و اخذ اهداف) سنجیده میشود. پس از ارائۀ هریک از چهارده سؤال مربوط به متغیر میزان مرجعیت سلبریتیها، برای جواب هر سؤال یک طیف پنجقسمتی حاوی موارد «کاملاً مناسب»، «مناسب»، «متوسط»، «نامناسب» و «کاملاً نامناسب»، در در نظر گرفته شد که بهترتیب دارای 5، 4، 3، 2 و 1 نمره هستند.
4ـ۱ـ2. باور به نظام ارزشی
تعریف مفهومی: اعتقاد به مجموعهای از ارزشهایی است که فرد یا افراد جامعه به آنها پایبندند و بر رفتار فرد یا افراد، بدون آگاهی آنان، حاکم است (عبداللطیف، 1378، ص. 75).
تعریف عملیاتی: پس از ارائۀ هریک از پنج سؤال مربوط به متغیر باور به نظام ارزشی، برای موردهای پاسخ از طیف لیکرت حاوی موارد «کاملاً موافق»، «موافق»، «بینظر»، «مخالف» و «کاملاً مخالف»، به پاسخگویان داده شد که نمرههای آنها بهترتیب 5، 4، 3، 2 و 1 بود.
4ـ۱ـ3. پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی
تعریف مفهومی: جایگاه اجتماعی به موقعیتی اشاره دارد که فرد در میان اعضای گروه یا جامعه دارد و یا به مرتبۀ اجتماعی ـ اقتصادی یک گروه در مقایسه با دیگر گروهها اطلاق میشود. به بیان دیگر، این جایگاه بازتاب موقعیتی است که فرد یا خانواده، با توجه به استانداردهای رایج و میانگین ویژگیهای فرهنگی، سطح درآمد، داراییهای مادی و میزان مشارکت در فعالیتهای گروهی و اجتماعی، کسب میکند (کوئن، 1397، ص. 240).
تعریف عملیاتی: برای سنجش این متغیر، در کل از چهار سؤال استفاده شده است. شاخصهای مربوط به این متغیر عبارتاند از : سطح سواد، نوع حرفه یا پیشه، میزان درآمد و نوع مسکن.
4ـ۱ـ۴. سرمایۀ فرهنگی
تعریف مفهومی: این مفهوم جامعهشناختی به تمرکز و انباشت انواع مختلف کالاهای ملموس فرهنگی اشاره دارد و شامل توانایی و قدرت در دسترسی به این کالاها و استفاده از آنها میشود. همچنین این مفهوم بر استعداد و ظرفیت فرد در شناخت و بهکارگیری این منابع تأکید دارد (صالحی امیری، 1386، ص. 64).
تعریف عملیاتی: سنجش این متغیر و طراحی گویههای آن از کار اندرسون و جاگر (2015) گرفته شده است. برای سنجش این متغیر در مجموع شش سؤال در نظر گرفته شده است. طیف پاسخها از «خیلی زیاد» تا «خیلی کم» در نوسان است.
مهارت شما در موسیقی، شعر، نویسندگی، خطاطی، نقاشی و کتابخوانی چقدر است؟
4ـ۱ـ۵. دینداری
تعریف مفهومی: دینداری به معنای باورداشت مجموعهای از عقاید و التزام عملی به آنهاست. البته انسان دیندار در زبان و ظاهر خویش به این دینداری اعتراف و افتخار میکند و آن را آشکار میسازد (یغمایی، 1380، ص. 19).
تعریف عملیاتی: پژوهشگران حوزههای مختلف جامعهشناسی اغلب از مدل گلارک و استارک، یا بهطور کامل یا بخشی از آن، استفاده میکنند. در این تحقیق نیز این مدل به کار گرفته شده است. پس از ارائۀ هریک از سؤالات مربوط به متغیر میزان دینداری، طبق طیف لیکرت پنجقسمتی برای گزینههای پاسخ، حاوی موارد «کاملاً موافق»، «موافق»، «بینظر»، «مخالف» و «کاملاً مخالف»، به پاسخگویان ارائه شد که نمرات کسبشدۀ آنها عبارتاند از: 5، 4، 3، 2 و 1.
5. یافتههای تحقیق
5ـ1. یافتههای توصیفی
نتایج فراوانی جنسیت نشان داد 1/53 درصد مرد و 9/46 درصد زن هستند. اطلاعات بهدستآمده در خصوص سطح تحصیلات حاکی از این است که 4/21 درصد تحصیلات دیپلم به پایین، 3/20 درصد فوقدیپلم، 8/38 درصد کارشناسی (که بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده) و 5/19 درصد تحصیلات کارشناسیارشد و بالاتر دارند. براساس نتایج فراوانی محل سکونت، 87 درصد متولد شهر و 13 درصد متولد روستایند. نتایج فراوانی وضعیت تأهل نشان داد 4/24 درصد مجرد و 6/57 درصد متأهلاند.
5ـ2. یافته های استنباطی (آزمون فرضیههای تحقیق)
در این بخش، ابتدا برای بررسی نتایج آزمون فرضیات از آزمونهای همبستگی پیرسون، آنووا و T گروههای مستقل، و سپس از برنامۀ ایموس برای تحلیل مدل استفاده شد. در بررسی و تأیید الگوی پیشنهادی پژوهش، شاخص P-Value برای آزمون معناداری فرضیهها به کار گرفته شد. برپایۀ سطح معناداری 5 درصد، مقدار نسبت بحرانی (CR) باید بیشتر از 96/1 یا کمتر از 96/1- باشد. پارامترهایی که مقدارشان بین این دو دامنه قرار گیرند، در مدل مهم تلقی نمیشوند.
برای آزمون معناداری فرضیهها، از دو شاخصِ مقدار بحرانی (CR) و P استفاده شد. طبق این معیارها، اگر مقدار بحرانی (CR) بزرگتر از 96/1 باشد و مقدار P کمتر از 05/،0 میتوان نتیجه گرفت که مقدار محاسبهشده برای وزنهای رگرسیونی در سطح اطمینان 95 درصد از صفر تفاوت معناداری دارد. این معیارها نشاندهندۀ معناداری روابط در مدلاند و نقش مهمی در ارزیابی فرضیهها دارند.
فرضیۀ 1: بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
الف. بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها رابطه وجود دارد.
جدول 1 نتایج تحلیل واریانس یکراهه بین سطوح تحصیلات و میزان مرجعیت سلبریتیها را نشان میدهد. با توجه به مقدار 745/3= F و 024/0= sig میتوان ادعا کرد بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی متفاوت از نظر میزان مرجعیت سلبریتیها تفاوت معناداری وجود دارد.
جدول 1. نتایج تحلیل واریانس یکراهه بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها
منبع تغییرات درجۀ آزادی مجموع مجذورات میانگین مجذورات مقدار
سطح
معناداری
میانگروهی 2 885/222 442/114 745/3 024/0
درونگروهی620947/18945558/30
کل622831/19174
نتایج آزمون تعقیبی توکی در جدول بالا حاکی از آن است که تفاوت بین پایگاه پایین و بالا معنادار است. میانگین نمرۀ افراد پایگاههای پایین و متوسط و پایگاه متوسط و بالا از نظر نمرۀ میزان مرجعیت سلبریتیها تفاوت معنادار ندارد.
جدول 2. نتایج آزمون تعقیبی توکی برای تحلیل واریانس یکراهه بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها
پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی معیار تفاوت میانگین خطای استاندارد سطح معناداری
پایین متوسط 56104/0 51840/0 525/0
بالا02140/274247/0018/0
متوسط پایین 56104/0- 51840/0 525/0
بالا46036/166713/0074/0
بالا پایین 02140/2- 74247/0 018/0
متوسط46036/1-66713/0074/0
ب. بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و میزان مرجعیت روشنفکران رابطه وجود دارد.
جدول 3 نتایج تحلیل واریانس یکراهه بین سطوح تحصیلات و میزان مرجعیت روشنفکران را نشان میدهد. با توجه به مقدار 308/1 =F و 271/0 =sig میتوان ادعا کرد بین پایگاههای اقتصادی ـ اجتماعی متفاوت از نظر میزان مرجعیت روشنفکران تفاوت معناداری وجود ندارد. به دیگر سخن، پایگاههای اقتصادی ـ اجتماعی از نظر نمرۀ اکتسابی در شاخص میزان مرجعیت روشنفکران با هم تفاوت معناداری ندارند.
جدول 3. نتایج تحلیل واریانس یکراهه بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و میزان مرجعیت روشنفکران
منبع تغییرات درجۀ آزادی مجموع مجذورات
میانگین مجذورات
مقدار
سطح
معناداری
میانگروهی 2 843/30 422/15 308/1 271/0
درونگروهی620926/7308789/11
کل622769/7339
فرضیۀ 2: بین باور به سنتها و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
برای بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. با توجه به جدول 4، رابطۀ بین باور به سنتها و میزان مرجعیت سلبریتیها در سطح 95 درصد اطمینان معنادار نیست (312/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 09/0 است؛ به این معنا که باور به سنتها همبستگی معنادار با مرجعیت سلبریتیها ندارد؛ همچنین رابطۀ بین باور به سنتها و میزان مرجعیت روشنفکران در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (001/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 6/0 است؛ به این معنا که باور به سنتها همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت روشنفکران دارد.
جدول 4. همبستگی پیرسون بین باور به سنتها و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران
متغیر مستقل متغیر وابسته (r) (sig)
باور به سنتها مرجعیت سلبریتیها 09/0 312/0
مرجعیت روشنفکران6/0000/0
فرضیۀ 3: بین سرمایۀ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
برای بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. با توجه به جدول 5، رابطۀ بین سرمایۀ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (001/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 4/0 است؛ به این معنا که سرمایۀ اجتماعی همبستگی معنادار و مثبتی با مرجعیت سلبریتیها دارد؛ همچنین رابطۀ بین سرمایۀ اجتماعی و میزان مرجعیت روشنفکران در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (041/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 17/0 است؛ به این معنا که سرمایۀ اجتماعی همبستگی معنادار و مثبت ضعیفی با مرجعیت روشنفکران دارد.
جدول 5. همبستگی پیرسون بین سرمایۀ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران
متغیر مستقل متغیر وابسته (r) (sig)
سرمایۀ اجتماعی مرجعیت سلبریتیها 4/0 001/0
مرجعیت روشنفکران17/0041/0
فرضیۀ 4: بین دینداری و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
برای بررسی این فرضیه، آزمون همبستگی پیرسون به کار رفت. با توجه به جدول 6، رابطۀ بین دینداری و میزان مرجعیت سلبریتیها در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (007/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 34/0- است؛ به این معنا که دینداری همبستگی معنادار و منفی با مرجعیت سلبریتیها دارد؛ همچنین رابطۀ بین دینداری و میزان مرجعیت روشنفکران در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (001/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 48/0- است؛ به این معنا که دینداری همبستگی معنادار و منفی با مرجعیت روشنفکران دارد.
جدول 6. همبستگی پیرسون بین دینداری و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران
متغیر مستقل متغیر وابسته (r) (sig)
دینداری مرجعیت سلبریتیها 34/0- 007/0
مرجعیت روشنفکران48/0-001/0
فرضیۀ 5: بین سرمایۀ فرهنگی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
برای بررسی این فرضیه از همبستگی پیرسون استفاده شد. با توجه به جدول 7، رابطۀ بین سرمایۀ فرهنگی و میزان مرجعیت سلبریتیها در سطح 95 درصد اطمینان معنادار نیست (072/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 12/0 است؛ به این معنا که سرمایۀ فرهنگی همبستگی معنادار با مرجعیت سلبریتیها ندارد؛ همچنین رابطۀ بین سرمایۀ فرهنگی و میزان مرجعیت روشنفکران در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (001/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 37/0 است؛ به این معنا که سرمایۀ فرهنگی همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت روشنفکران دارد.
جدول 7. همبستگی پیرسون بین سرمایۀ فرهنگی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران
متغیر مستقل متغیر وابسته (r) (sig)
سرمایۀ فرهنگی مرجعیت سلبریتیها 12/0 072/0
مرجعیت روشنفکران37/0001/0
فرضیۀ 6: بین احساس محرومیت نسبی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
برای بررسی این فرضیه، آزمون همبستگی پیرسون به کار رفت. با توجه به جدول 8، رابطۀ بین احساس محرومیت نسبی و میزان مرجعیت سلبریتیها در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (001/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 52/0 است؛ به این معنا که احساس محرومیت نسبی همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت سلبریتی-ها دارد؛ همچنین رابطۀ بین احساس محرومیت نسبی و میزان مرجعیت روشنفکران در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (343/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 075/0 است؛ به این معنا که احساس محرومیت نسبی همبستگی معنادار با مرجعیت روشنفکران ندارد.
جدول8. همبستگی پیرسون بین احساس محرومیت نسبی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران
متغیر مستقل متغیر وابسته (r) (sig)
احساس محرومیت نسبی مرجعیت سلبریتیها 52/0 001/0
مرجعیت روشنفکران075/0343/0
فرضیۀ 7: بین رضایت از زندگی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
برای بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. با توجه به جدول 9، رابطۀ بین رضایت از زندگی و میزان مرجعیت سلبریتیها در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (001/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 41/0- است؛ یعنی رضایت از زندگی همبستگی معنادار و منفی با مرجعیت سلبریتیها دارد؛ همچنین رابطۀ بین رضایت از زندگی و میزان مرجعیت روشنفکران در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (007/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 28/0 است؛ یعنی رضایت از زندگی همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت روشنفکران دارد.
جدول 9. همبستگی پیرسون بین رضایت از زندگی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران
متغیر مستقل متغیر وابسته (r) (sig)
رضایت از زندگی مرجعیت سلبریتیها 41/0- 001/0
مرجعیت روشنفکران28/0007/0
فرضیۀ 8: بین میزان استفاده از شبکههای اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
سلبریتیها از شبکههای اجتماعی برای تقویت نفوذ خود بهخوبی استفاده می کنند (Nosraty, Sakhaei & Rezaei, 2021)؛ ازهمینرو در پژوهش حاضر به واکاوی تأثیر شبکههای اجتماعی بر تمایل به دنبال کردن سلبریتیها پرداخته شد. برای بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. با توجه به جدول 10، رابطۀ بین میزان استفاده از فضای مجازی و میزان مرجعیت سلبریتیها در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (001/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 62/0 است؛ یعنی در بین سلبریتیها میزان استفاده از فضای مجازی دارای همبستگی معنادار و مثبت است؛ همچنین رابطۀ بین مقدار استفاده از فضای مجازی و میزان مرجع بودن روشنفکران در سطح 95 درصد اطمینان معنادار نیست (068/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 13/0 است؛ یعنی میزان استفاده از فضای مجازی همبستگی معنادار با مرجعیت روشنفکران ندارد.
جدول 10. همبستگی پیرسون بین میزان استفاده از شبکههای اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران
متغیر مستقل متغیر وابسته (r) (sig)
میزان استفاده از فضای مجازی مرجعیت سلبریتیها 62/0 001/0
مرجعیت روشنفکران13/0068/0
فرضیۀ 9: بین آگاهی عمومی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
برای بررسی این فرضیه از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. با توجه به جدول 11، رابطۀ بین آگاهی عمومی و میزان مرجعیت سلبریتی ها در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (008/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 26/0- است؛ یعنی آگاهی عمومی همبستگی معنادار و منفی با مرجعیت سلبریتیها دارد؛ همچنین رابطۀ بین آگاهی عمومی و میزان مرجعیت روشنفکران در سطح 95 درصد اطمینان معنادار است (001/0=sig) و شدت رابطه بین دو متغیر نیز برابر با 44/0 است؛ یعنی آگاهی عمومی همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت روشنفکران دارد.
جدول 11. همبستگی پیرسون بین آگاهی عمومی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران
متغیر مستقل متغیر وابسته (r) (sig)
آگاهی عمومی مرجعیت سلبریتیها 26/0- 008/0
مرجعیت روشنفکران44/0001/0
فرضیۀ 10: مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران برحسب جنسیت متفاوت است.
برای آزمایش تفاوت میانگین در میان مردان و زنان از نظر مرجع بودن سلبریتیها و روشنفکران، از آزمون T مستقل استفاده شد که طی آن، با توجه به مقدار 24/2 =T و 026/0 = sig مشخص شد مرجعیت سلبریتیها در میان زنان و مردان تفاوت معنادار دارد. مردان دارای نمرۀ بالاتری از مرجعیت سلبریتیها بودهاند. همچنین با توجه به مقدار 91/0 =T و 362/0 = sig مشخص شد روشنفکران از نظر مرجع بودن در بین زنان و مردان تفاوت معنادار ندارند.
جدول 12. نتایج آزمون T مربوط به جنسیت و مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران
مرجعیت جنسیت تعداد میانگین انحراف معیار خطای میانگین آزمون آماری
سلبریتیها مرد 285 96/15 71/5 34/0 047/1T=
زن33849/1541/53/0296/0 Sig =
روشنفکران مرد 285 87/11 38/3 2/0 91/0T =
زن33862/1148/319/0362/0 Sig =
5ـ3. مدل نهایی
5ـ3ـ1. مدل میزان مرجعیت سلبریتیها
الگوی معادلات ساختاری به همراه ضرایب رگرسیونی در شکل 1 نمایش داده شده است. بخش ساختاری مدل حاکی از آن است که بیشتر متغیرهای مستقل تحقیق بر میزان مرجعیت سلبریتیها اثرگذار بودهاند. بهترتیب بیشترین تأثیر را میزان استفاده از فضای مجازی با اثر 58/0، احساس محرومیت نسبی با اثر 46/0، سرمایۀ اجتماعی با اثر 42/0، رضایت از زندگی با اثر 39/0-، دینداری با اثر 38/0، آگاهی عمومی با اثر 32/0- و پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی با اثر 31/0، بر میزان مرجعیت سلبریتیها تأثیر داشتهاند. متغیرهای سرمایۀ فرهنگی و باور به سنتها اثر معناداری بر میزان مرجعیت سلبریتیها نداشتهاند.
شکل 1. الگوی معادلات ساختاری مدل میزان مرجعیت سلبریتیها
در جدول 13، مهمترین شاخصهای برازش مدل اولیه ارائه شده است. نتایج نشان میدهد اکثر شاخصها در محدودۀ قابل قبول قرار دارند. شایان ذکر است که در مدل، ضرورت ندارد تمام شاخصها در محدودۀ قابل قبول باشند؛ چراکه ممکن است برخی شاخصها در حد مطلوب باشند و برخی دیگر از این حد فاصله داشته باشند. این امر در تحلیل مدلها طبیعی است و مادامی که شاخصهای اصلی در محدودۀ مناسب باشند، بر کارایی کلی مدل چندان تأثیر نمیگذارد.
جدول 13. معیارهای مدل آزمون نیکویی برازش ساختار نظری
Model CMIN DF P CMIN/DF GFI AGFI PGFI RMSEA CFI
مدل پیشفرض ۳۴۶/۳۳ 28 ۱۵۶/۰ ۱۲۲/۴ ۹۳/۰ ۹۲/۰ ۴۰۸/۰ ۰۴۴/۰ ۹۵/۰
مدل اشباعشده 0.000 0 ۰۰۰/۱
مدل استقلال ۱۲۸/۴۵۴ 45 000/0 ۷۹۹/۱۵ 732/0 695/0 558/0 356/0 ۰۰۰/۰
نتایج اطلاعات قیدشده در جدول 13 به شرح زیر است:
یکی از شاخصهای عمومی شاخص کای اسکوئر بهنجار یا نسبی است که از تقسیم سادۀ مقدار کای اسکوئر بر درجۀ آزادی الگو محاسبه میشود و در بیشتر موارد، مقدارهایی بین 1 تا 5 را برای این شاخص قابل قبول میدانند. برپایۀ دادههای این جدول، این مقدار برای الگو پژوهش ۱۲۲/۴ است که مقداری مناسب و پذیرفتنی است.
شاخص GFI جزء شاخصهای تطبیقی است که مقدار بیشتر از ۹/۰ برای این مقدار نشان از برازش خوب الگو به وسیلۀ دادهها دارد. GFI برای الگو ۹۳/۰ است که نشان میدهد بین ماتریس واریانس و واریانس مشترک بازآفرینیشده و ماتریس واریانس و واریانس مشترک واقعی تفاوت زیادی وجود ندارد و این نمایانگر برازش مناسب الگوست.
مقدار CFI برای الگوی مذکور ۹۵/۰ و پذیرفتنی است و میتوان نتیجه گرفت که الگو از یک الگوی استقلال فاصله گرفته و به الگوی اشباع نزدیک شده است.
شاخص ریشۀ دوم میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA) برپایۀ تحلیل ماتریس باقیمانده قرار دارد. الگوهای قابل قبول دارای مقدار 05/0 یا کوچکتر برای این شاخصاند. برازش الگوهاییکه مقادیر بالاتر از 1/0 دارند، ضعیف برآورد میشود. براساس دادههای جدول 13، مقدار این شاخص برای الگو 044/0 است که این شاخص نیز نشان از برازش نسبتاً مناسب الگوها به وسیلۀ دادهها دارد.
در مجموع شاخصهای کلی نشاندهندۀ برازش مناسب الگو به وسیلۀ دادههاست و میتوان گفت دادههای جمعآوریشده بهخوبی الگو را پشتیبانی میکنند.
5ـ3ـ2. مدل میزان مرجعیت روشنفکران
الگوی معادلات ساختاری به همراه ضرایب رگرسیونی در شکل 2 ارائه شده است. بخش ساختاری مدل حاکی از آن است که بیشترِ متغیرهای مستقل تحقیق بر میزان مرجعیت روشنفکران تأثیر گذاشتهاند. بهترتیب بیشترین اثر را باور به سنتها با اثر 55/0، آگاهی عمومی با اثر 49/0، دینداری با اثر 45/0-، سرمایۀ فرهنگی با اثر 42/0، رضایت از زندگی با اثر 31/0 و سرمایۀ اجتماعی با اثر 21/0، بر میزان مرجعیت روشنفکران اثرگذار بودهاند. متغیرهای احساس محرومیت نسبی، پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و سطح استفاده از فضای مجازی تأثیر معناداری بر میزان مرجعیت روشنفکران نداشتهاند.
شکل 2. الگوی معادلات ساختاری مدل میزان مرجعیت روشنفکران
در جدول 14، شاخصهای اصلی برازش مدل اولیه ارائه شده است. نتایج نشان میدهد اکثر شاخصها در محدودۀ قابل قبول قرار دارند. گفتنی است که در مدل ضرورت ندارد تمام شاخصها در محدودۀ قابل قبول باشند؛ زیرا ممکن است برخی شاخصها در حد مطلوب قرار داشته باشند و برخی دیگر از این محدوده فاصله بگیرند. این موضوع معمولاً تأثیر چشمگیری بر کلیت برازش مدل ندارد، به شرط اینکه شاخصهای کلیدی در حد قابل قبول باشند.
جدول 14. معیارهای مدل آزمون نیکویی برازش ساختار نظری
Model CMIN DF P CMIN/DF GFI AGFI PGFI RMSEA CFI
مدل پیشفرض ۵۶۲/۲۸ 31 ۱۴۹/۰ ۵۵۶/۳ ۹۱/۰ ۹۳/۰ ۵۰۴/۰ ۰۳۸/۰ ۹۴/۰
مدل اشباعشده ۰۰۰/۰ 0 ۰۰۰/۱
مدل استقلال ۲۷۱/۳۵۶ 43 ۰۰۰/۰ ۲۳۷/۱۷ ۶۶۴/۰ ۴۶۴/۰ ۳۷۵/۰ ۲۴۵/۰ ۰۰۰/۰
نتایج اطلاعات مندرج در جدول 14 به شرح زیر است:
یکی از شاخصهای عمومی در ارزیابی برازش مدل، شاخص کای اسکوئر بهنجار یا نسبی است. این شاخص از طریق تقسیم مقدار کای اسکوئر بر درجۀ آزادی مدل محاسبه میشود. معمولاً مقادیر بین 1 تا 5 برای این شاخص بهعنوان محدودۀ پذیرفتنی تلقی میشود. برپایۀ دادههای پژوهش، مقدار این شاخص برای مدل برابر با ۴/۱۲۳ است که در محدودۀ مناسب قرار دارد و نشاندهندۀ برازش پذیرفتنی مدل است.
شاخص GFI یکی از شاخصهای تطبیقی است که مقدار بیشتر از 90/0 برای این مقدار نشان از برازش خوب الگو به وسیلۀ دادهها دارد. GFI برای الگو 91/0 است که نشان میدهد بین ماتریس واریانس و واریانس مشترک بازتولیدشده و ماتریس واریانس و واریانس مشترک دیدهشده تفاوت ناچیزی وجود دارد که شاخصی از برازش خوب الگوست.
مقدار CFI برای الگوی مذکور 94/0 و قابل قبول است و میتوان نتیجه گرفت الگو از یک الگوی استقلال فاصله گرفته است و به یک الگوی اشباع نزدیک شده است.
شاخص ریشۀ دوم میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA) بر تحلیل ماتریس باقیمانده استوار است. الگوهای قابل قبول دارای مقدار 05/0 یا پایینتر برای این شاخصاند. برازش الگوهاییکه مقدارهای بالاتر از 1/0 هستند، ضعیفاند. برپایۀ دادههای جدول 14، مقدار این شاخص برای الگو 038/0 است که این شاخص نیز نشانۀ برازش نسبتاً خوب الگوها به وسیلۀ دادههاست. با توجه به مطالب بالا میتوان ادعا کرد دادههای گردآوریشده بهخوبی الگو را پشتیبانی میکنند.
6. نتیجه
این پژوهش با هدف بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران جوانان شهر شیراز انجام شده است. برای سنجش فرضیات این مطالعه از آزمونهای توصیفی و استنباطی استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیات در ادامه بیان میشود.
فرضیۀ 1: بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
این فرضیه در دو سطح بررسی شد:
الف. بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها رابطه وجود دارد.
نتایج آزمون نشان میدهد تفاوت بین پایگاه پایین و بالا و پایگاه متوسط و بالا معنادار است. میانگین نمرۀ افراد پایگاههای پایین و متوسط از نظر نمرۀ میزان مرجعیت سلبریتیها تفاوت معنادار ندارد. این یافتهها بیانگر آن است که بیشترین تفاوت مشاهدهشده در بین گروههای بالا و پایین است و میانگین نمرۀ گروه پایین از نظر میزان مرجعیت سلبریتیها تفاوت زیادی با گروه بالای جامعه دارد که به این معناست سلبریتیها بیشتر مورد اقبال افراد متعلق به پایگاههای پاییناند؛ زیرا زندگی این گروه نشاندهندۀ آرزوهای محققنشدۀ گروههای پایین جامعه است؛ اهدافی که از راه سیستمهای دنیای مدرن برای همۀ گروهها تعریف میشود، اما برای گروههای پایین ابزار دستیابی به آن را مهیا نمیسازد. تضاد ابزار و اهداف که مطابق نظریۀ مرتون نیز است، سبب میشود گروههای پایین جامعه با پیروی از سلبریتیها بار روانی ناشی از این ناکامی را ترمیم کنند.
ب. بین پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی و میزان مرجعیت روشنفکران رابطه وجود دارد.
با توجه به مقدار 308/1= F و 271/0= sig میتوان ادعا کرد بین پایگاههای اقتصادی ـ اجتماعی متفاوت از نظر میزان مرجعیت روشنفکران تفاوت معناداری وجود ندارد. به دیگر سخن، پایگاههای اقتصادی ـ اجتماعی از نظر نمرۀ اکتسابی در شاخص میزان مرجعیت روشنفکران تفاوت معناداری نداشتهاند. مطابق این نتایج، بین افراد پایگاههای مختلف از نظر مرجعیت روشنفکران تفاوت معناداری وجود ندارد؛ یعنی تقریباً فارغ از هر پایگاهی، افراد نگاه یکسانی به مرجعیت روشنفکران دارند.
فرضیۀ 2: بین باور به سنتها و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
ایرانیها در اینترنت و شبکههای اجتماعی حضور پررنگی دارند و تاریخ ایران نشاندهندۀ دورهای سریع با تغییرات فشرده از مدرنیزاسیون است (Shahghasemi, 2017) که این باعث شده تقابل سنت و مدرنیته در ایران به سطح چشمگیری برسد. نتایج آزمون این فرضیه نشان میدهد رابطۀ بین باور به سنتها و میزان مرجعیت سلبریتیها در سطح 95 درصد اطمینان معنادار نیست؛ یعنی باور به سنتها همبستگی معنادار با مرجعیت سلبریتیها ندارد؛ همچنین رابطۀ بین باور به سنتها و میزان مرجعیت روشنفکران معنادار است؛ یعنی باور به سنتها همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت روشنفکران دارد. معنادار نشدن ارتباط بین باور به سنتها و میزان مرجعیت سلبریتیها حاکی از آن است که افرادی که در فضای فکری و ذهنی خود به اصول سنتی و بایدها و نبایدهای ارزشی سنتی باور دارند، پیروی از سلبریتیها را نوعی تضاد درونی با ارزشهایشان میپندارند. در واقع حاکمیت باورهای سنتی نوعی سد اجتماعی در برابر تغییرات گستردۀ ارزشی است که در دنیای مدرن رخ داده است. اصول ارزشی برخاسته از باورهای سنتی بیشتر با رویههای کلاسیک، یعنی الگوبرداری از طیفهای سنتی مرجعیت مانند روشنفکری، سازگاری دارد و در این آزمون نیز این ارتباط اثبات شده است. روشنفکران، در مقام بخشی از گروههای اثرگذار بهجایمانده از مکاتب تعقلگرا، در جذب ایدههای سنتی و اثرپذیری از آنها موفقترند.
فرضیۀ 3: بین سرمایۀ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
نتایج آزمون این فرضیه نشان میدهد رابطۀ بین سرمایۀ اجتماعی و میزان مرجعیت سلبریتیها معنادار است؛ یعنی سرمایۀ اجتماعی همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت سلبریتیها دارد؛ همچنین رابطۀ بین سرمایۀ اجتماعی و میزان مرجعیت روشنفکران معنادار است؛ یعنی سرمایۀ اجتماعی همبستگی معنادار و مثبت ضعیفی با مرجعیت روشنفکران دارد. طبق نتایج این فرضیه، سرمایۀ اجتماعی، بهعنوان متغیر مهم اجتماعی، با میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه دارد. شدت این رابطه با میزان مرجعیت سلبریتیها بیشتر بوده است؛ یعنی افراد دارای سرمایۀ اجتماعی بالا به واسطۀ حوزۀ ارتباطی گستردهتر خود، بیشتر با افراد مشهور در ارتباطاند. نظر به اینکه مهمترین معیار سرمایۀ اجتماعی ارتباطات است، در دنیای امروز این ارتباطات بیشتر به سلبریتیها منتهی میشود؛ یعنی سرمایۀ اجتماعی بالا افراد را بهسمت این چهرههای مشهور و اثرپذیری ناخواسته از آنها سوق میدهد. در سطح ضعیفتر، این ارتباطات درگیری افراد با روشنفکران را نیز فراهم میکند. نظریۀ سرمایۀ اجتماعی بهشکل کلی تسهیلکنندۀ هر نوع ارتباطی محسوب میشود.
فرضیۀ 4: بین دینداری و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
نتایج آزمون این فرضیه بیان میکند رابطۀ بین دینداری و میزان مرجعیت سلبریتیها معنادار است؛ یعنی دینداری همبستگی معنادار و منفی با مرجعیت سلبریتیها دارد. همچنین رابطۀ بین دینداری و میزان مرجعیت روشنفکران معنادار است؛ یعنی دینداری همبستگی معنادار و منفی با مرجعیت روشنفکران دارد. دینداری افراد سبب میشود نظام باورداشتهای فرد چارچوب و معیارهای خاص و متمایزی داشته باشد. این تمایز باوری موجب میگردد افراد بسیار دیندار از گرایش به سلبریتیها و روشنفکران بپرهیزند؛ زیرا این دو گروه ممکن است بهنوعی باورهای مذهبی افراد را به چالش بکشند. این رابطه بهشکلی است که بالا رفتن میزان دینداری با پایین بودن مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران همراه بوده است. اکثرِ سلبریتیها با ایفای نقشهایی غیرمعمول از نظر مذهبی، به دنبال جذب مخاطباند و همین سبب میشود این افراد زیاد مورد اقبال گروههای مذهبی قرار نگیرند. از طرف دیگر افراد روشنفکر اغلب با رویکردهای مادیگرایانه دنیا را تحلیل میکنند که با چارچوب ذهنی افراد دیندار ناسازگار است.
فرضیۀ 5: بین سرمایۀ فرهنگی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
نتایج آزمون این فرضیه نشان میدهد رابطۀ بین سرمایۀ فرهنگی و میزان مرجعیت سلبریتیها معنادار نیست؛ یعنی سرمایۀ فرهنگی همبستگی معنادار با مرجعیت سلبریتیها ندارد. همچنین رابطۀ بین سرمایۀ فرهنگی و میزان مرجعیت روشنفکران معنادار است؛ یعنی سرمایۀ فرهنگی همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت روشنفکران دارد. فعالان حوزۀ سرمایۀ فرهنگی بیشتر به یادگیری گرایش دارند تا ظاهرسازی. سلبریتیها اغلب رفتارهایی با جذابیت ظاهری و فاقد محتوای عمیق فرهنگی دارند؛ یعنی بیشتر سلیقۀ مردم را هدف قرار میدهند. افراد دارای سرمایۀ فرهنگی بالا چندان جذب افرادی که به لحاظ بینشی جذابیت ندارند، نخواهند شد. از طرف دیگر روشنفکران به واسطۀ عمق اندیشه و غیرسطحی بودن، گزینۀ جذابی برای این افراد به شمار میآیند.
فرضیۀ 6: بین احساس محرومیت نسبی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
نتایج آزمون این فرضیه نشان میدهد رابطۀ بین احساس محرومیت نسبی و میزان مرجعیت سلبریتیها معنادار است؛ یعنی احساس محرومیت نسبی همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت سلبریتیها دارد. همچنین رابطۀ بین احساس محرومیت نسبی و میزان مرجعیت روشنفکران معنادار نیست؛ یعنی احساس محرومیت نسبی همبستگی معنادار با مرجعیت روشنفکران ندارد. مطابق نظریۀ محرومیت نسبی مرتون، افراد اهداف و ابزارهایی برای دستیابی به این اهدافاند. در دنیای مدرن، اکثر اهدافی که از راه رسانهها تبلیغ و فرهنگسازی میشوند، از نوع رفتارهای افراد مشهور یا همان سلبریتیهاست؛ یعنی دنیای مدرن در درون افراد نیازهایی را زنده میکند، ولی برای بیشترِ این افراد ابزار دستیابی مستقیم به آن را فراهم نمیکند. مسیر غیرمستقیم دستیابی به این اهداف پیگیری سبک زندگی سلبریتیهایی است که توانستهاند به این اهداف برسند.
فرضیۀ 7: بین رضایت از زندگی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
رابطۀ بین رضایت از زندگی و میزان مرجعیت سلبریتیها معنادار است؛ یعنی رضایت از زندگی همبستگی معنادار و منفی با مرجعیت سلبریتیها دارد. همچنین رابطۀ بین رضایت از زندگی و میزان مرجعیت روشنفکران معنادار است؛ یعنی رضایت از زندگی همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت روشنفکران دارد. همانگونهکه در بحث محرومیت نسبی گفته شد، افراد زمانی جذب سلبریتیها میشوند که به اهدافشان در زندگی نرسیده باشند. رضایت از زندگی یعنی رسیدن به بخش مهمی از اهداف؛ بنابراین، این افراد دلیل ماهوی برای پیروی از این شخصیتها ندارند و بیشتر به دنبال رسیدن به نیازهای درجات بالاتری هستند؛ مانند آزادی و صیانت نفس که در زندگی روشنفکران بیشتر نمود دارد.
فرضیۀ 8: بین میزان استفاده از فضای مجازی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
نتایج آزمون این فرضیه نشان میدهد رابطۀ معناداری بین سطح استفاده از شبکههای اجتماعی و مرجعیت سلبریتیها دیده میشود. همچنین رابطۀ معناداری بین مقدار استفاده از شبکههای اجتماعی و مرجعیت روشنفکران وجود ندارد. نتایج یکی از نظرسنجیهای اسفند 1397 نشان میدهد در سال مذکور، ۷۱ درصد جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله از تلگرام و ۴۹ درصد این جوانان از اینستاگرام استفاده کردهاند. علاوه بر آن، ۳۲ درصد شرکتکنندگان در این نظرسنجی گفتهاند در سالی که گذشت، از واتساپ و ۴ درصد نیز از پیامرسان سروش استفاده کردهاند. رواج این حجم از شبکههای اجتماعی باعث میشود امکان ترویج اخبار جعلی و ناسالم بهشدت افزایش یابد (Sabbar & Matheson, 2019). همچنین این حجم استفاده از فضای مجازی سبب میشود محتواهای این فضاها بر افراد اثرگذاری تأملانگیزی داشته باشد. از آنجا که محتواسازی در این شبکهها مبتنی بر جذب مخاطب است، در اکثر موارد، برای جذب مخاطب، سلبریتیها نماد این محتواسازی قرار میگیرند (Nosraty et al., 2021). این رویه سبب میشود استفادۀ بیشتر از فضای مجازی به مرجعیت بیشتر سلبریتیها برای جوانان بینجامد و جایی برای مانور سایر گروههای مرجعیت باقی نماند (زمانی، نوربخش و نایبی، 1401).
فرضیۀ 9: بین آگاهی عمومی و میزان مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران رابطه وجود دارد.
نتایج آزمون این فرضیه نشان میدهد رابطۀ بین آگاهی عمومی و میزان مرجعیت سلبریتیها معنادار است؛ یعنی آگاهی عمومی همبستگی معنادار و منفی با مرجعیت سلبریتیها دارد. همچنین رابطۀ بین آگاهی عمومی و میزان مرجعیت روشنفکران معنادار است؛ یعنی آگاهی عمومی همبستگی معنادار و مثبت با مرجعیت روشنفکران دارد. کسانی که از سطح بالاتری از آگاهی عمومی برخوردارند، در انتخابهای خود حساسترند. آگاهی برای شخص قدرت میآفریند؛ قدرت انتخاب اینکه از چه کسی پیروی کند یا نکند. طبق این نتایج، آگاهی بالا با مرجعیت سلبریتیها رابطۀ منفی دارد؛ یعنی بالا رفتن آگاهی عمومی موجب کاهش مرجعیت سلبریتیها شده است که از همان قدرت انتخاب این افراد ناشی میشود. از دیگر سو بالا رفتن سواد عمومی سبب میشود افراد جذب گروهی شوند که برای رفتارهای خود استنباط عقلایی دارند و بنابراین آگاهی بالاتر، بهخصو سواد رسانهای بیشتر، به مرجعیت مراجع موجهتر کمک میکند (Arsalani, Sakhaei & Zamani, 2022).
فرضیۀ 10: مرجعیت سلبریتیها و روشنفکران برحسب جنسیت متفاوت است.
نتایج آزمون این فرضیه نشان میدهد در بین زنان و مردان مرجعیت سلبریتیها تفاوت معناداری دارد. مردان دارای نمرۀ بالاتری از مرجعیت سلبریتیها بودهاند. همچنین تفاوت معناداری بین مرجعیت روشنفکران و جنسیت وجود ندارد. طبق نتایج این فرضیه، در ارتباط با مرجعیت سلبریتیها مردان نمرۀ بیشتری کسب کردهاند؛ یعنی این افراد را اغلب بهعنوان الگوی رفتاریشان انتخاب کردهاند؛ اما در مقولۀ مرجعیت روشنفکران تفاوت معناداری مشاهده نشده که احتمالاً بهسبب شناخت ناکافی هر دو جنس از مفهوم روشنفکری در عصر سلبریتیزده است.
ملاحظات اخلاقی
حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.
مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آمادهسازی این مقاله مشارکت کردهاند.
تعارض منافع: بنا به اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.
تعهد کپیرایت: طبق تعهد نویسندگان، حق کپیرایت (CC) رعایت شده است.