Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Iran's Diplomatic Challenges in Dealing with Saudi Arabia in Light of the General Policies

Document Type : Research/Original/Regular Article

Authors
1 PhD Student in Political Science, Faculty of Humanities, Islamic Azad University, Shahreza Branch, Shahreza, Iran
2 Assistant Professor, Department of Political Science, Faculty of Humanities, Islamic Azad University, Shahreza Branch, Shahreza, Iran
3 Assistant Professor, Department of Political Science, Faculty of Humanities, Shahreza Islamic Azad University, Shahreza, Iran
10.30507/jmsp.2023.369168.2501
Abstract
This study employs a realist framework to examine diplomacy within the context of policy-making and public policy, focusing on the threats and conflicts characterizing the relationship between the Islamic Republic of Iran and Saudi Arabia from 2011 to 2020. This analysis is guided by Iran’s General policy frameworks and aims to be practically applied, using a descriptive research method and relying on data gathered through a library-based approach. The study addresses the following central question: "What are the domains of competition in regional diplomacy between the Islamic Republic of Iran and Saudi Arabia post-Islamic Revolution?" The research posits that regional conflicts between the Islamic Republic of Iran and Saudi Arabia encompass political, religious, and ideological arenas, each subdivided into smaller areas. Regional dynamics have aggravated the crisis in their bilateral relations. Owing to the diplomatic and regional rivalry between Iran and Saudi Arabia, these evolving dynamics have intensified bilateral tensions and increased divergence.
Keywords

Subjects


  1. مقدمه[1]
  2. پیشینۀ تحقیق

عطایی و منصوری‌مقدم (1392) در مطالعه­ای با موضوع «تبارشناسی سیاست خارجی عربستان سعودی» دریافتند حکومت عربستان سعودی یکی از مصادیق حاکمیتی است که به‌­رغم قوی بودن بسترهای حکومتی آن کشور، به‌ویژه دین اسلام و آیین وهابیت که زمینۀ تشکیل و تداوم حکومت آن کشور را فراهم کرده و مهم‌ترین منبع مشروعیت نظام سیاسی این کشور است، در سیاست خارجی خود به‌شدت واقع‌گرایانه و امنیتی رفتار می­کند؛ به این ترتیب که سیاست­های خارجی آن به‌گونه­ای است که جریانات و تحولاتی که در سطوح منطقه­ای و بین‌المللی اتفاق می‌افتد، به‌شدت بر امنیت آن کشور اثر می‌گذارد.  

 عزتی (1396) در مقاله­ای با عنوان «فرازوفرودهای روابط عربستان و آمریکا در سال‌های اخیر» نوشته است که در اذهان ایرانی‌ها آل‌سعود همیشه عنصری وابسته به آمریکا به ‌حساب می‌آید. هرچند این تصور از واقعیت فاصلۀ زیادی ندارد، روابط این دو کشور عاری از اختلافات جدی و تهدیدهای اساسی نیست. اگرچه شکاف‌های موجود بین این دو کشور از دید افکار عمومی ما پنهان است، به ­نظر می‌آید این اختلافات مسائلی جدی‌ در روابط دوجانبه ایجاد کرده است. نویسندۀ مقاله با مرور تاریخچۀ روابط این دو کشور به بررسی وضعیت فعلی این روابط پرداخته و به برخی از موضوعات اختلاف بین عربستان و آمریکا، مانند حادثۀ 11 سپتامبر، الگوسازی و جایگزینی نفت و تغییر نظام‌ها در جهان عرب، اشاره کرده است. 

گلشنی، خلیلی و نصیری (1398) در مطالعۀ خود اشاره کرده‌اند که رقابت ایران و عربستان زمینۀ گسترده‌ای را در بر می­گیرد: رقابت در خلیج‌فارس، خاورمیانـه، جهـان اسلام و عرصۀ بین‌الملل. این دو کشور خود را رقبایی جدی برای نفوذ در خاورمیانه، به‌خصوص در منطقۀ خلیج‌فارس، از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 م و جنگ ایران و عراق در سال‌های 1980 تا 1988 م دیده‌اند. در بهترین وضعیت، همکاری دو کشور تقریباً با سوءظن همراه بوده است. به ‌علاوه، در سال 2011 م، به‌دلیل بروز اختلافات شدید در مورد موج ناآرامی موسوم به بهار عربی و مداخلۀ نظامی به رهبری عربستان در بحرین به ‌منظور حمایت از پادشاهی این کشور و حمایت ایران از شیعیان این کشور و همچنین حمایت ایران از بشار اسد در سوریه، رابطۀ عربستان و ایران سمت‌وسوی شگفت‌انگیزی به خود گرفت. رقابت این دو کشور اغلب تحت تأثیر اختلافات ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکِ بسیار تشدید می‌شود و در هنگام آشوب‌ها و ناآرامی‌های منطقه‌ای، دشمنی‌های آن‌ها افزایش می‌یابد.

  1. چارچوب نظری

واقع‌گرایی نظریه‌ای عمومی و کلان در سطح سیاست­های بین‌المللی است که پدیده‌ها و سیاست‌های کلی بین‌المللی را براساس خصوصیات ثابت انسان و جوامع بشری تبیین می‌کند (رضوی، 1383، ص. 122). واقع‌گرایی برای تشریح و توجیه روابط بین‌المللی و تحلیل سیاست­های خارجی بر اصول و مفاهیم عمیق و استواری همچون قدرت‌محوری، تلاش برای بقا و عقلانیت تأکید می‌کند. واقع‌گرایان قدرت را به‌منزلۀ مفاهیم اساسی در روابط بین‌المللی قلمداد می‌کنند که نقشی همانند انرژی در فیزیک دارد. در این مکتب، سیاست بین‌الملل، مانند انواع دیگر سیاست، مبارزه و کشمکش بر سر قدرت است و قدرت حرف آخر را می‌زند. مهم‌ترین انگیزه و هدف کشور‌ها در روابط بین‌الملل و سیاست خارجی کسب حداکثر قدرت و نفوذ، و بسط خارجی آن است. قدرت‌طلبی کشور‌ها امری طبیعی است که از سرشت انسان سرچشمه می‌گیرد و در نظام بین‌المللِ غیرمتمرکز برای حفظ بقا تشدید و تقویت می‌شود. بنابراین قدرت، هم هدف است و هم وسیله برای ادامۀ حیات (همان، ص. 128). براساس رویکرد واقع‌گرایی، بازیگری که عاقلانه عمل می‌کند، دولتی است که می‌کوشد منافع ملی‌اش را به حداکثر برساند؛ زیرا در نظام بین‌المللِ غیرمتمرکز، غیرمتشکل و پُر از هرج‌و‌مرج و تعارض که از کشور‌های مشابه و منفعت‌طلب تشکیل شده، تعهد و وظیفۀ اصلی حکومت و سیاست‌مردان تأمین منافع جامعۀ ملی و دولتی است که نمایندۀ آن به شمار می‌آید. بنابراین رفتار کشور‌ها براساس منافع ملی تبیین و تعیین می‌شود (Mars, 2013, p. 21).

زمینۀ اصلی طرح نظریۀ واقع­گرایی بعد از جنگ دوم جهانی آغاز شد. واقع­گرایی نوین واکنشی دسته‌جمعی به آرمان­گرایی بوده است. واقع­گرایان اعتقادی به انقلاب در سیاست بین‌الملل ندارند؛ زیرا بر این باورند که اگر بازیگران جدیدی وارد صحنه شوند، پس از مدتی مشخصات بازیگران قبلی را پیدا می­کنند و درصدد تأمین امنیت و منافع خود برمی‌آیند. مفهوم دیگر مورد نظر واقع‌گرایان «آشوب‌زدگی» است؛ به این معناست که در نظام بین‌الملل، هیچ حکومت مرکزی و کنترل مطلق وجود ندارد و دلیل تمایز عرصۀ داخلی از عرصۀ بین‌المللی همین نبود اقتدار در سطح جهانی است. در واقع محیط یا نظام دولتی که دولت­ها در آن زندگی می‌کنند، اساساً آنارشیک است و آنارشیک بودن نظام دولتی در برداشت هابز در زمینۀ برقرار بودن وضعیت طبیعی در روابط بین‌الملل ریشه دارد. از نظر آن‌ها، تعارض و رقابت رابطه­ای است که در نظام بین‌الملل حرف اول را می‌زند (دئورتی و فالتزگراف، 1383، ص. 242).    

 

  1. روش تحقیق

این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و به لحاظ روش، در شمار پژوهش‌های توصیفی است. اطلاعات و داده‌ها به روش کتابخانه‌ای گردآوری شده است. منابع کتابخانه‌ای شامل کتاب‌ها (فارسی و انگلیسی)، مجلات (فارسی و انگلیسی)، اسناد و گزارش‌های معتبر از وزارت امورخارجه و نهاد ریاست‌جمهوری و منابع اینترنتی بودند. برای ارزیابی نتایج از منابع کتابخانه‌ای، روزنامه‌ها و آرشیو برنامۀ گزارش هفتگی صداوسیما و خبرنامه‌های وزارت امورخارجه و نهاد ریاست‌جمهوری استفاده شده است.

 

  1. یافته‌های تحقیق

      5ـ1. سیاست خارجی ایران در قبل و بعد از انقلاب اسلامی

دیپلماسی و سیاست خارجی و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران در طول حیاتش فرازونشیب‌های زیادی داشته ‌است. به‌طور کلی می‌توان آن را به دو بازۀ زمانیِ قبل از انقلاب اسلامی (استقرار حکومت پهلوی و حکومت‌های قبل از آن) و دورۀ بعد از انقلاب اسلامیِ 1357/ 1979 م تقسیم کرد .سیاست خارجی ایران پس از انقلاب، عمدتاً براساس ارزش‌گذاری‌های اسلامی شکل گرفت و برپایۀ رهنمودهای اسلامی تغییر ماهیت داد. بعد از انقلاب، لحن تهران در اولین سال­های پس از انقلاب و زمان وقوع جنگ تحمیلی تندتر شد و تنها ماندن ایران در مقابل عراق، باعث دور شدن اکثر متحدان قبلی گردید (Fuller, 1992, p. 12).

5ـ1ـ1. قبل از انقلاب اسلامی: تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ایران رویکرد امنیتی‌اش در منطقه را در ائتلاف با غرب و به‌ویژه ایالات متحدۀ آمریکا تعریف کرده بود و به همراه عربستان سعودی، در چارچوب استراتژی امنیتی دوستانۀ مورد حمایت غرب، نقش‌آفرینی می‌کرد.  

5ـ1ـ2. بعد از انقلاب اسلامی: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب در برابر عربستان مبتنی بر رقابت بوده است؛ کما اینکه در دوره­های مختلف، همواره این دو کشور در مناطق مختلف خاورمیانه به رقابت و رویارویی با یکدیگر پرداخته‌ا‌ند. 

5ـ2. تضاد در اهداف کلان سیاست خارجی ایران و عربستان

عربستان سعوی و جمهوری اسلامی ایران اهداف متفاوتی را در سیاست خارجی خود دنبال می­کنند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

5ـ2ـ1. اهداف کلان عربستان سعودی: عربستان سعودی با توجه به مبانی اعتقادی خود اهداف کلانش را در سه دسته تقسیم کرده است:

ـ رشد و توسعۀ اقتصاد، حفظ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی؛

 ـ تقویت و استحکام‌بخشی به روابط عربی‌اسلامی با محوریت عربستان؛

ـ همکاری با قدرت‌های بین‌المللی و منطقه­ای (کرمی، 1392، ص. 41).

5ـ2ـ2. اهداف کلان جمهوری اسلامی ایران: مهم‌ترین موضوعات در برنامه‌های کلان سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران از این قرار است: تمامیت ارضی و حفظ استقلال همه‌جانبۀ کشور؛ دفاع از حقوق همۀ مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت‌های سلطه­گر؛ روابط صلح‌آمیز متقابل با دوَل غیرمتحارب (ثابت‌سعیدی، 1384، ص. 160). افزون بر این‌ها، ملاک­های دیگری نیز در راستای همین اهداف و مبانی وجود دارد که به دیدگاه و اندیشۀ نخبگان فعال در عرصۀ سیاست خارجی سمت‌وسو می‌دهد. با توجه به قانون اساسی و عملکرد ایران، اهداف کلان آن را می­توان به سه دسته تقسیم کرد:

ـ حفظ تمامیت ارضی، رشد حاکمیت ملی و توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در همۀ ابعاد حاکمیتی؛

ـ دفاع از مسلمانان و نهضت­های آزادی‌بخش، صدور انقلاب و تعارض با رژیم غاصب صهیونیستیِ اسرائیل و هم‌پیمانان غربی آن؛

ـ پایه­گذاری و استقرار حکومت اسلامی براساس مبانی شیعی (سریع‌القلم، 1379، ص. 121).

5ـ3. علل ایجاد و تداوم رقابت منطقه‌ای در روابط عربستان و جمهوری اسلامی ایران

5ـ3ـ1. اختلاف دیدگاه­ها دربارۀ تحولات و مسائل خاورمیانه: در تبیین شرایط کنونی رقابت منطقه­ای ایران و عربستان می­توان وضعیت موجود را در چند کانون بحران در منطقه بررسی کرد که نماد و محل بروز اختلافات بین ایران و عربستان است:

    اختلاف‌نظر دربارۀ مسئلۀ فلسطین: ایران خواهان حفظ محور مقاومت تا آزادی کامل فلسطین، و عربستان به دنبال ایجاد صلح بین اعراب و اسرائیل است.  

    اختلاف‌نظر دربارۀ حزب‌الله لبنان: ایران حزب‌الله را نیرویی مؤثر در برابر زیاده‌خواهی اسرائیل می­داند و همواره بر تقویت آن تأکید دارد؛ حال آنکه عربستان سعودی، حزب‌الله را از ارکان اساسی در گسترش ناآرامی در منطقه و روند صلح اعراب و اسرائیل می­شمارد.

    اختلاف دیدگاه درباره اهداف و نتایج سیاست هسته­ای ایران: عربستان همواره سعی کرده است برنامۀ هسته­ای ایران را برنامه­‌ای نظامی معرفی نماید  و از آن به­عنوان نیروی محرک رقابت هسته­ای در  خاورمیانه یاد کند. این تلاش عربستان به واسطۀ پیشرفت برنامۀ هسته­ای ایران و پیامدهای استراتژیک آن برای توازن قدرت منطقه­ای با تحولات سال­های اخیر در محیط پیرامونی، «مانند سقوط حکومت دیکتاتوری صدام و حزب بعث عراق به‌عنوان نیروی متوازن‌کنندۀ ایران، قدرت­ گرفتن حزب‌الله در لبنان و تقویت روابط حماس با ایران» تشدید شده است (شجاع، 1386). به‌طور کلی موضع­گیری­های سیاسی عربستان سعودی در قبال برنامۀ هسته­ای جمهوری اسلامی ایران کاملاً منفی­گرایانه و احتیاط‌آمیز بوده است و اغلب با مطرح کردن مسائل زیست‌محیطی، نگرانی‌هایش را در این خصوص ابراز کرده و گاهی نیز برای رقابت و مقابله با ایران، به طراحی برنامه­های هسته­ای روی آورده است. در مقابل این دیدگاه عربستان، مقامات ایرانی معتقدند موضوعات زیست‌محیطی علت نگرانی‌های عربستان سعودی نیست، بلکه دلیل آن افزایش قدرت شیعیان در منطقۀ خاورمیانه حول محور ایران است. عربستان برای مقابله با این موضوع، برنامه‌های زیادی را درخصوص ایران‌هراسی، صلح‌آمیز نبودن برنامۀ هسته­ای ایران، مسئلۀ حقوق بشر و... طراحی کرده که نمونۀ عینی آن شبکۀ فارسی‌زبان ایران­اینتر­نشنال است که 24ساعته برنامه­هایی را دربارۀ ایران­هراسی و جلوگیری از قدرت­یابی جمهوری اسلامی ایران در منطقه پخش می‌کند (همان‌).   

    رقابت در عراق نوین: ایران تلاش می‌کند با گسترش نفوذ خود در عراق عملاً راه را برای ایجاد حکومت شیعی در عراق فعال سازد؛ حال آنکه عربستان سعودی حکومت شیعی در عراق را برنمی­تابد.

    رقابت در بحران سوریه: ایران خواهان حفظ بشار اسد از ابتدای بحران در سوریه بوده و بدین منظور تمام تلاش‌هایش حول محور حذف همۀ عوامل ناامنی و بقای خاندان اسد شکل گرفته است. در این روند حتی به سوریه کمک‌های نظامی و لجستیکی کرده است؛ حال آنکه عربستان سعودی خواهان حذف بشار اسد است و از گروه‌های تکفیری و سنی مخالف او حمایت می­کند.  

    رقابت در بحران افغانستان تا پیش از خروج آمریکا از این کشور: عربستان سعودی برای شکل­گیری و ایجاد حکومت طالبان، هزینه­های زیادی را متحمل شد و سقوط این حکومت ضربۀ بزرگی به ریاض زد (همان،‌ ص. 42). عربستان به دو دلیل از طالبان حمایت می‌کرد: طالبان را به‌عنوان حکومتی اسلامی پذیرفته بود؛ با حمایت از طالبان می‌خواست نفوذ جمهوری اسلامی را در منطقه و آسیای مرکزی محدود کند. پس از سقوط طالبان، بین ایران و عربستان برای پر کردن خلأ قدرت درگیری‌هایی شکل گرفت و عربستان از القاعده حمایت کرد که سبب بروز ناامنی در شرق کشور و شهادت تعداد زیادی از نیروهای نظامی و انتظامی شد. 

     رقابت در صحنۀ یمن: ایران مدعی است عربستان به‌دلایل متعددی شیعیان یمن را سرکوب می‌کند؛ از جمله:

ـ از نفوذ شیعیان جلوگیری کند. گفتنی است جمعیت زیادی از شیعیان در این کشور، در مناطق نفت­خیز، زندگی می‌کنند. همچنین مجاورت عربستان با کشور یمن از عوامل تقویت‌کنندۀ احتمال مداخلۀ عربستان در امور داخلی یمن به شمار می‌رود (ماه‌پیشانیان، 1392، ص. 24)؛  

ـ مانع قدرت گرفتن ایران در منطقه شود. ایران، به‌عنوان کشوری شیعی، حوزۀ نفوذش در بین کشورهای منطقه گسترده است؛

ـ افزایش توان گروه‌های سلفی در یمن (زعفرانی،1392).

از آنجا که عربستان سعودی یکی از بزرگ­ترین کانون­های مدارس دینی اهل‌سنت و وهابیت در منطقه و جهان است، خدمات آموزشی رایگانی را همراه با کمک‌های آموزشی و مادی به طلاب علوم دینی اهل‌سنت در شرق کشور عرضه می‌کند. تأثیر این تبلیغات سازمان­یافته و هدف­دار، دست‌کم از دو جنبه، برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تهدیدزا بوده است: 1. تخفیف و کاهش هویت‌ها و تابعیت‌های ملی به نفع هویت‌های مذهبی، نخستین تهدید ناشی از گسترش تفکر وهابیگری به‌ویژه در شرق و جنوب شرقی ایران و به‌خصوص در گسترۀ سیستان و بلوچستان ایران بوده است. ترویج این تفکر و تلاش برای تکوین تشکل‌های متعدد مذهبی، علاوه بر تقویت انرژی واگرایی این مناطق نسبت به هستۀ مرکزی حکومت ایران، موجب افزایش هم‌گرایی‌های اهل‌سنتِ ساحل جنوب و بلوچ‌های حَنَفی شرق و جنوب شرقی ایران شده است (گلرنگی، 1393، صص. 62ـ97)؛ 2. ورود روحانیون سلفی به ایران، به‌ویژه استان­های سیستان و بلوچستان و خوزستان که اغلب آن‌ها نزدیک به فرهنگ مذهبی عربستان هستند و عمدتاً از مدارس دینی هند و پاکستان جهت ترویج افکار بنیادگرایانه اعزام ‌شده‌اند، و نیز گسترش اندیشه‌های وهابی که با دید مغرضانه و سیاسی، مذهب شیعه را در تضاد با عقاید خود می‌داند، از تهدیدات بالقوۀ دیگر در منطقۀ شرقی ایران است (کشاورز، 1392، ص. 45). مجموعۀ این تهدیدات و برنامه­ریزی­ها از سوی عربستان سعودی در بسیاری از مواقع هزینه‌های هنگفتی را بر کشور تحمیل کرده و ناامنی‌هایی را در مناطق شرقی و به‌خصوص سیستان و خوزستان به وجود آورده است که نمونۀ عینی آن را در اغتشاشات سیستان و خوزستان در مهر و آبان 1401 شاهد بوده‌ایم. از سوی دیگر بسیاری از رهبران سنی‌مذهب در خارج از کشور و در کشورهای عربستان، پاکستان و هند تحصیل می‌کنند یا از اندیشه‌های حاکم بر فضای حوزه‌های علمی آن‌ها اثر می‌پذیرند. بازگشت این مولوی‌ها با توجه به اندوخته‌های علمی در کشوری که تحصیل‌ کرده‌اند و نیز علمای مدعوّ پاکستانی برای آموزش علوم دینی در بلوچستان ایران، مناسب‌ترین پوشش برای فعالیت وهابیان است. اثر این تبلیغ سازمان‌یافته برای امنیت ملی ایران خطرآفرین است و علاوه بر تقویت انرژی واگرایی این مناطق نسبت به هستۀ مرکزی حاکمیتی ایران، موجب افزایش هم‌گرایی‌های اهل‌سنتِ ساحل جنوب و بلوچ‌های حنفی شرقی و جنوب شرقی ایران شده است.   

  1. نتیجه

کشورهای ایران و عربستان سعودی با اینکه همواره جایگاهی ویژه در جهان اسلام دارند، روابط سیاسی‌شان در دوره‌های مختلف تنش‌آمیز بوده و تحولات منطقه­ای، همچون نا آرامی­های بحرین، عراق و لبنان و جنگ یمن، سوریه و افغانستان، نیز بر پیچیدگی روابط این دو کشور افزوده است. علت اساسی این تنش­ها و درگیری­ها در طی چند دهۀ اخیر را می­توان تشکیل هلال شیعی (نیروهای محور مقاومت اسلامی در کشورهای مختلف) و افزایش نفوذ و قدرت طبیعی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و تلاش­های عربستان برای جلوگیری از این نفوذ در منطقه دید. بنابراین یکی از مؤلفه­های بازدارنده و منفیِ تأثیرگذار در روابط تهران و ریاض را باید در رقابت دینی و مذهبی دو کشور جست‌وجو کرد. بررسی روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی بیانگر این است که دو کشور تقریباً از دهۀ 1950 م به این سو، همواره به  یکدیگر به چشم رقیب می‌نگریسته­اند. رقابت دو کشور در خلیج‌فارس، جنوب غرب آسیا، جهان عرب و جهان اسلام و حتی در صحنۀ بین‌الملل، توانایی اندک آن­ها را در بسط دادن همکاری­ها، جز در اهداف عامی که تمام کشورهای جهان در آن­ها اشتراک‌نظر دارند، نشان می‌دهد. دو کشور عمدتاً در صحنه‌های سیاسی و دیپلماتیک به‌صورت دو رقیب در دو جبهه مقابل هم قرار می­گیرند.

یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که تحولات منطقه سبب بروز بحران در روابط دو کشور شده و به‌دلیل رقابت­های منطقه‌ای عربستان سعودی با جمهوری اسلامی ایران، تحولات یادشده موجبات تنش و واگرایی در روابط این کشورها شده است.

  1. پیشنهادها

پیشنهاد می‌شود ایران و عربستان، به‌دلیل نقش و اهمیتشان در منطقه، باید باب مذاکره و دیپلماسی را بگشایند و در جهت حل تنش‌ها و تعارض‌ها قدم بردارند. همچنین با توجه به تحولات منطقه و نیاز دو کشور به یکدیگر در بخش‌های مختلف به‌خصوص در سفر معنوی حج و داشتن اشتراکات دینی، درصدد برآیند روابط تقابلی را به روابط تعاملی تبدیل کنند و از هرگونه اقدامی که به تشدید تنش و ارائۀ تصویر نامطلوب از یکدیگر بینجامد، پرهیز کنند. از آنجا که منشأ تنش و درگیری بین ایران و عربستان ایدئولوژیکی و ژئوپلیتیکی است، دو کشور به مواجهۀ مستقیم نظامی تن درنمی­دهند؛ با این حال، به‌دلیل بروز تحولات متعدد، منطقه را به دو بلوک سیاسی ـ اعتقادی تقسیم کرده  و از آن به‌عنوان ابزاری در جهت صف‌بندی منطقه‌ای، ترویج فرقه‌گرایی و بهره‌برداری از دولت­ها و گروه­های سیاسی و نظامی منطقه از طریق جنگ نیابتی برای تقویت و قدرت نفوذ خود استفاده می­کنند. با توجه به این مسائل پیشنهاد می­شود دو طرف در جهت حل اختلافات خود وارد عمل شوند و از بسیاری از هزینه­های سیاسی و امنیتی که ممکن است در منطقه به وجود آید، پیشگیری کنند.   

 

ملاحظات اخلاقی

حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.

مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آماده‌سازی این مقاله مشارکت کرده‌اند.

تعارض منافع: بنابه اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچ‌گونه تعارض منافعی وجود ندارد.

تعهد کپی‌رایت: طبق تعهد نویسندگان، حق کپی‌رایت (CC) رعایت شده است.

 

[1] . مقاله برگرفته از رسالۀ دکتری نویسنده است. 

Atai, F., & Mansouri Moghadam, M. (2012). Genealogy of Saudi Arabia's foreign policy: A realistic strategy based on identity. Foreign Relations Quarterly, 5(1), 28-15. (in Persian)
Deorty, J., & Faltzgraf, R. (2004). Conflicting Theories in International Relations (Translated from English to Persian by Alireza Tayyeb and Vahid Magorhi). Tehran: Qom. (in Persian)
Ezzati, A. (2016). The ups and downs of Saudi-American relations in recent years. Foreign Policy, 12(4), 64-87. (in Persian)
Fuller, G. E. (1992). The Center of the Universe: The Geopolitics of Iran. Orbis
Goleshni, M., Khalili, R., & Nasri, Q. (2018). Iran and Saudi Arabia, the Competition for Influence in the Middle East. Quarterly Journal of Fundamental and Applied Studies of the Islamic World, 17, 41-59. (in Persian)
Gulrangi, S. (2013). The causes of convergence and divergence of Qatar and Saudi Arabia in the field of Islamic fundamentalism (from 2010 to 2016). Political Science Master's Thesis, Shiraz Azad University. (in Persian)  
Hafez Nia, M. R., & Romina, E. (2013). The evolution of relations between Iran and Saudi Arabia and its impact on the geopolitics of the Persian Gulf. Geographical Research Quarterly, 20(2), 66-82. (in Persian)
Jafari Veldani, A. (2007). Challenges and Conflicts of the Middle East. Tehran: Strategic Studies Research Institute. (in Persian)
Kardan, A. (2012). Explanation of the Yemeni civil war, Saudi intervention and media dimensions. Today's Politics Magazine, 119-120. (in Persian)
Karmi, K. (2012). The Basics and Objectives of Saudi Arabia's Foreign Policy. International Studies Quarterly, 16, 18-24. (in Persian)
Keshavarz, H. (2012). The influence of regional Salafism on the national security of the Islamic Republic of Iran. Master's Thesis in International Relations. Islamic Azad University, Karaj Branch. (in Persian)
Mah Pishanian, M. (2008). The Shadow of Anti-Shia and Iranophobia over the War in Yemen. Pegah Hozha, 272, 113-114. (in Persian)
Mars, M.  (2013). Issues of Engagement and the Course of Futures U.S. Saudi Relations Post September 11. Center for Saudi Studies.
Razavi, A. (2004). Realism in International Relations. Tehran: Alborz. (in Persian)
Sareeul Qalam, M. (1999). Foreign Policy of the Islamic Republic of Iran. Tehran: Strategy Center. (in Persian)
Shafie, N., Ghanbari, F., & Kayani, A. (2015). Culture and its role in public diplomacy. Intercultural Studies Quarterly, 29(11), 167-187. (in Persian)
Shuja, M. (2007). Regional Competitions of Iran and Saudi Arabia and the Balance of Forces in the Middle East. Economic Political Information Quarterly, 239-240, 40-53. (in Persian)
Thabit Saeedi, A. (2004). Fundamental Rights. Tehran: Payam Noor University Publications (in Persian).
Zafarani, Q. (2012). Getting to know the Houthi movement in Yemen. Politics Magazine, 110, 21-38. (in Persian)
Volume 12, Issue 45
Spring 2024
Pages 196-208

  • Receive Date 09 November 2022
  • Revise Date 30 November 2022
  • Accept Date 20 February 2023