Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Quarterly Journal of The Macro and Strategic Policies

Examining the Barriers to Public Participation in Governance and Strategies for Enhancing Engagement in Line with the Fourth Development Plan

Document Type : Research/Original/Regular Article

Authors
1 MA of Public Administration, Faculty of Management and Accounting, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
2 Assistant Professor, Department of Public Administration, Faculty of Management, Imam Hussein University, Tehran, Iran
10.30507/jmsp.2024.423204.2652
Abstract
Public participation in governance is a fundamental aspect of social behavior and a key pillar of political development, as well as an essential indicator of good governance. Understanding the barriers to public engagement in decision-making across political, social, and economic domains is crucial for policymakers. This study aims to identify the obstacles hindering public participation in governance and propose strategies to enhance civic engagement in alignment with the general policies of the Fourth Development Plan. The research is applied in nature, employs a descriptive-analytical methodology, and follows a mixed-methods approach (quantitative and qualitative). A meta-study approach is used to systematically identify, collect, synthesize, and summarize findings from previous research. The analysis reveals that more than forty distinct barriers to public participation exist, which can be categorized into four major groups: legal-political, socio-cultural, economic, and technical. Among these, socio-cultural barriers are identified as the most significant challenges, followed by legal-political constraints. The findings underscore the need for targeted policy interventions to foster a more participatory governance framework by addressing these structural and institutional challenges.
Keywords

Subjects


1. مقدمه 
فرهنگ لغت آکسفورد مشارکت را «عمل یا حقیقت شرکت کردن، قسمتی از چیزی را دارا بودن یا تشکیل دادن» دانسته است. در واقع مشارکت فرایندی است اجتماعی، عمومی، یکپارچه، چندگانه، چندبُعدی و چندفرهنگی که مقصودش ترغیب آحاد مردم و گروه‌ها به ایفای نقش در همۀ سطوح توسعه است (طالشی و عفتی، 1388). شکل‌گیری مشارکت مردم در ایجاد قدرت لازمۀ مجموعه‌ای از فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی در جامعه بوده و به موارد مهمی، مانند آزادی بیان، احزاب، گفتمان عمومی، اجتماعات، جراید و تکثرگرایی در برابر فردگرایی، وابسته است (دبیرنیا و شیبانی، 1399، صص. 73-92). مشارکت مردم در عرصۀ قدرت و مدیریت کشور می‌تواند کارآمدی و بهبود وضعیت در همۀ ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... را در راستای حکمرانی خوب سبب شود (محمودی، حبیبی و جبراسی، 1401، صص. 31-46). از سوی دیگر مشارکت شخصیت‌های حقیقی و حقوقی، نظیر انجمن‌ها، صنوف و سازمان‌های مردمی، در سازِکار تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرا مسئله‌ای مهم و ضروری است. این مسئله در ایران به‌دلایل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و مذهبی با چالش‌های گوناگونی روبه‌رو بوده است (ابطحی و شیانی، 139۹).
 موضوع مشارکت مردم در تأسیس جمهوری اسلامی در فرمایش بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی به‌شکلی کاربردی، به‌منزلۀ یک آرمان و هدف نهایی، بیان شده است. از دیدگاه امام خمینی (ره)، بازسازی جامعه بدون مشارکت مردم بی‌فایده است (فتحی، 1398). رهبر معظم انقلاب هم دربارۀ‌ اثربخشی حضور و مشارکت فعال مردم در حل چالش‌ها و موانع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، فرمایش‌ها و تأکیدهای بسیاری دارند. ایشان برمبنای اهمیت مشارکت مردم در زمینه‌های گوناگون و نیز تأکید اسلام بر به رسمیت شناختن مشارکت مردم در امور جامعه برای عبور از انواع موانع و چالش‌ها، موضوع مردم‌سالاری دینی را بیان و بر آن تأکید کردند (یوسفی و جلالی، 1399). قانون اساسی ایران هم در اصل ششم به بحث مشارکت به‌منزلۀ محوری مهم پرداخته است. علاوه بر اصل ششم می‌توان به تعاریف و انواع الگوهای مشارکت شهروندان که در قانون اساسی به آن‌ها پرداخته شده اشاره کرد. ابعاد مشارکت شهروندان در قانون اساسی فقط به مقولۀ انتخابات محدود نمی‌شود، بلکه دیدگاه ژرف‌تر و جامع‌تری دارد (علیخانی، اسلامی و نیاورانی، 1398). با توجه به آنچه بیان شد و نیز اهمیت مشارکت در ابعاد گوناگون برای پیشرفت و توسعۀ همه‌جانبه، شناخت موانع مشارکت در سطوح مختلف و رفع آن‌ها امری حیاتی است. 
با گذشت بیش از چهل سال از موضوع مهم مشارکت مردمی به‌شکل نوین آن، با قصد افزایش میزان مشروعیت و بسترسازی برای پیشرفت در اتخاذ تصمیمات، اجرای آن در سراسر جهان برایندهای گوناگونی داشته است (Webler & Tuler, 2021). ظهور چالش‌های جدید مانند عدم موفقیت کامل موضوعات مشارکت همگانی در محقق کردن مقاصد مورد نظر، در باب اجرا و عمل، به عللی مثل ارجح بودن منافع فردی بر منافع جمعی از طرف مشارکت‌کنندگان یا فرصت‌های ناعادلانه برای مشارکت، ضرورت بازاندیشی و بازنگری در سیر مطالعات صورت‌گرفته در این زمینه را برجسته کرده است (Clark, 2018). از سوی دیگر، شکل‌گیری حکمرانی خوب، به‌منزلۀ یکی از مدل‌های توسعه، بدون مشارکت ممکن نیست؛ ازهمین‌رو برای بررسی دلایل شکل‌ نگرفتن حکمرانی خوب، باید چالش‌های پیش‌روی شاخص های آن بررسی شود. در واقع مشارکت، هم یکی از مؤلفه‌های اصلی فرهنگ سیاسی و هم از شاخص‌های مهم حکمرانی خوب به شمار می‌آید. یکی از اهداف حکمرانی افزایش مشارکت در زمینه‌های گوناگون است که می‌تواند با رویکردهای نوین سبب تحول در این زمینه شود. بی‌تردید برای رسیدن به توسعۀ پایدار باید میزان مشارکت مردم افزایش یابد (محمودی و دیگران، 1401، صص. 31ـ46).
مشارکت سطوح مختلفی دارد که از مهم‌ترینِ آن‌ها مشارکت در سطوح سیاسی و اجتماعی است. مشارکت اجتماعی آن گروه از کوشش‌ها و کنش‌های اختیاری مانند مشارکت در انجمن‌های علمی، دینی، تخصصی، کاری، مردمی و... را شامل می‌شود که به وسیلۀ آن‌ها، افراد جامعه در امور محله، شهر و... شرکت می‌کنند و بی‌واسطه و باواسطه در نظم دادن به زندگی اجتماعی‌شان دخالت دارند (عقیلی و باستی، 1389). مشارکت سیاسی نیز به دو شکل بی‌واسطه و باواسطه انجام می‌شود. مداخله در انتخاب سرنوشت خود، برگزیدن و کنترل حاکمان در قالب رأی دادن، مشارکت بی‌واسطه است. مشارکت بی‌واسطه نیز شیوه‌ای برای مداخلۀ ملت در فعالیت‌های سیاسی است؛ به این صورت که در نظام سیاسی فعالیت‌های حزبی اولویت اول را دارد (آب‌نیکی، 1395، صص. 58-73). مشارکت افراد سنگ‌بنای حکمرانی خوب نیز به شمار می‌آید. حکمرانی خوب زمانی تحقق می‌یابد که مردم حق مشارکت در امور عمومی‌شان را داشته باشند. مشارکت افراد در امور عمومی وابسته به تحولات سیاسی و اجتماعی در هر جامعۀ سیاسی است. تجربه نشان داده است که با گذشت زمان، این مشارکت پیوسته گسترش می‌یابد و با رشد فزایندۀ فکری مردم، بر کیفیت این مشارکت هم افزوده می‌شود؛ بدین مفهوم که افراد علاوه بر برگزیدن نمایندگان، خود در متن امور سیاسی نیز دخالت می‌کنند (هاشمی، 1384). 
ﻋﻮاﻣﻞ گوناگونی در ﺗﻮسعۀ ﻣﺸﺎرکت ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ که از آن جمله می‌ﺗﻮان اﻋﺘﻤﺎد سیاسی را نام برد. در کشورهای درحال‌توسعه که همچنان نهادهای سیاسی مستقر و کارآمدی ندارند، اعتماد سیاسی یکی از اصلی‌ترین پیش‌شرط‌های دولت‌سازی و کارآمدی نهادهای دولتی است. از سوی دیگر، تنزل اعتماد سیاسی همواره یکی از چالش‌های کارآمدی ادارۀ کشور و پیشبرد سیاست‌های تنظیمی دولت‌ها معرفی شده است. بی‌اعتمادی به نهادهای دولتی پیامدهای مختلفی برای هر کشور دارد که از جمله می‌توان به کاهش مشارکت سیاسی، نادیده گرفتن قوانین کشور، فرار از مالیات و عدم پشتیبانی از دولت در شرایط بحرانی و اضطراری اشاره کرد (سیدامامی و منتظری‌مقدم، 1391). 
 
2. پیشینۀ تحقیق 
ابطحی و شیانی (1399) در مطالعۀ خود یکی از چالش‌های مهم عدم مشارکت در ایران را معضلات تاریخی در دوره‌های گوناگون دانسته‌اند که موجب شده مسئلۀ مشارکت در واقعیت به حاشیه برود و فرصتی برای ریشه دواندن در بین ملت ایران پیدا کند.
 صفری (1396) فرهنگ خودمحوری و خودپسندی را موانع عمده بر سر راه مشارکت مردم اعلام کرده و گفته است هنگامی که نتوان ملت را به این اعتقاد و یقین کشاند که با مشارکت، همکاری و همیاری می‌توان به جامعه‌ای ثروتمند و ایدئال دست یافت و تا هنگامی که نتوان اندیشۀ خودخواهی را در جامعه از بین برد، فراهمسازی مشارکت مردم ممکن نخواهد بود. 
قهرمان و وضعی (1401) برمبنای اطلاعات به‌دست‌آمده از مصاحبۀ متمرکز به این نتیجه رسیدند که مشارکت همگانی در ایران گرفتار بیش از بیست معضل است که بعد از دو مرحله گروه‌بندی این معضلات، آن‌ها را در سه گروه قانونی، ساختاری و اجتماعی قرار دادند.  
 آریان‌پور، اباذری و بهرامی (1402) در تحقیق خود با اذعان به اینکه در ایران پس از انقلاب اسلامی، انتخابات در زمینه‌هاى گوناگونی صورت گرفته، بیان کردند که در این مدت، نظام سیاسی کوشیده است مشارکت حداکثرى انجام شود، و در حقیقت تمرکز بر کمّیت شرکت در انتخابات، سبب اهمال در مرغوبیت و وضعیت مشارکت مردم و نامزدهای برگزیده شده است. 
شیخ‌زاده (1399) فاصلۀ طبقاتی را یکی از موانع مهم در زمینۀ سیاست و از جمله مشارکت انتخاباتی مردم دانسته و گفته است نبود عدالت باعث کاهش اعتماد همگانی می‌شود.  
نادری (1396) در پژوهش خود اعتماد نکردن به محیط و نهادهای سیاسی را مهم‌ترین مانع مشارکت اعلام کرده است. به نظر او، اگر مردم گمان کنند مشارکت کردن یا نکردن آن‌ها اهمیتی در سیاست ندارد یا وجود سازمان‌ها و تشکیلات سیاسی را مؤثر ندانند، به مشارکت سیاسی رغبت نخواهند داشت. 
قربانی‌زاده، معتضدیان، حسین‌پور و رهبر (1400) آگاهی و توانمندی مردم را لازمۀ مشارکت برشمرده و بدین منظور تقویت ابزارهای دموکراسی را مهم دانسته‌اند. 
 فتحی (1398) ضمن اذعان به ارتباط مسقیمِ مشارکت اجتماعی با مشارکت سیاسی، کاهش یا نبود مشارکت اجتماعی و سیاسی در کشور را مانند جدایی ملت و حکومت سیاسی، و بی‌ثباتی و بی‌نظمی در طرح‌ریزی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دانسته است. 
 
3. چارچوب نظری
دنیای کنونی با موضوع شهروند و مشارکت در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حاکمیت ملی آمیخته شده است. مشارکت اجتماعی عبارت است از همکاری و مشارکت افراد در زمینه‌های غیررسمی جامعه، و مشارکت سیاسی نیز نفوذ در ساختار قدرت از راه مشارکت و اثرگذاری در برگزیدن هیئت‌حاکمه، فعالیت‌های حاکمان، نفوذ در سازِکار فعالیت‌ها و تصمیمات سیاسی در قالب حاکمیت ملی است (همان). در میزان مشارکت سیاسی مردم، مؤلفه‌های گوناگونی دخیل است. در این مقاله، موضوع مذکور براساس سه الگو بیان شده است: 
ـ الگوی جامعه‌شناختی: برمبنای این الگو، جایگاه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مشخص‌کنندۀ مقدار مشارکت سیاسی مردم و کارهای سیاسی آنان است. براساس الگوی جامعه‌شناختی از دیدگاه لازارسفلد،  آنچه قادر است مردم را ترغیب کند در مشارکت عمومی کوشا باشند، اوضاع اجتماعی، اقتصادی، محیطی و فرهنگی است (محمدی‌فر، یوسفی‌جویباری، سوری و محمدی، 1392).
ـ الگوی سیاسی: به عقیدۀ هانتینگتون و نلسون،  مهم‌ترین مؤلفۀ پیشرفت در جوامع مشارکت سیاسی است. این دو محقق مشارکت سیاسی را وابسته به نظرات نخبگان حاکم و سیاست‌های آن‌ها و یا تابعی از نتیجۀ فرعی توسعه می‌دانند؛ به بیان دیگر، نخبگان برای تقویت قدرت خود، پایداری استقلال ملی، تغییرات اجتماعی و کاهش بی‌عدالتی‌های موجود در جامعه و... مشارکتِ قسمت‌هایی از جامعه را در سیاست تسهیل و ترغیب می‌کنند. این دو پژوهشگر در نکوهش برخی دیدگاه‌های لیبرالی توسعه، که مشارکت سیاسی را برایندِ حتمی فرایند توسعۀ اقتصادی و اجتماعی می‌دانند، بیان می‌کنند عواملی نظیر مهاجرت، جنگ و گرایش‌های مذهبی و عقیدتى کاملاً بدون ارتباط با توسعۀ اقتصادی می‌تواند در  افزایش مشارکت سیاسی مؤثر باشد (مصفا، 1375، ص. 33).   
ـ الگوی روان‌شناختی: برمبنای این مدل، آنچه باعث کاهش یا افزایش میزان مشارکت سیاسی و اجتماعی می‌شود، عقاید، تفکرات و بینشِ تشکیل‌دهندۀ شخصیت افراد است. در این مدل، خصوصیات روانی افراد در واقع عامل مشخص‌کنندۀ مشارکت افراد شناخته می‌شود؛ بدین معنا که مردم خصوصیات روحی و روانی گوناگونی دارند که بعضی از آن‌ها افراد را مستعد و دل‌بسته به مشارکت سیاسی می‌کند و بعضی دیگر آن‌ها را از مشارکت سیاسی بیزار و روی‌گردان می‌کند (دوورژه، 1369).
بیان این نکته اهمیت دارد که هیچ‌کدام از نظریه‌های تبیین‌شده، به‌صورت تکی، توان تفسیر و تشریح کامل موضوع مورد مطالعه را ندارد؛ لذا برای مطالعۀ دقیق‌تر موضوع باید با اتخاذ رویکرد کل‌نگری و ترکیب نظریات موجود، چارچوب مفهومی متناسب با موضوع را ساخت.
 
4. روش تحقیق
این تحقیق از نظر هدف، کاربردی، از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی و به لحاظ نوع داده‌ها، جزء پژوهش‌های آمیخته (کمّی و کیفی) است و برای تشخیص، گردآوری، تلفیق و خلاصه کردن دستاوردهای مطالعاتی از روش فرامطالعۀ پاترسون، تورن، کانام و جیلینگز  (2001) استفاده شده است. 
داده‌های این مطالعه از نوع متن‌پایه است و به شیوۀ مطالعۀ نظام‌مند تحقیقات مرتبط با مبحث موانع مشارکت و منتشرشده در نشریات علمی ـ تحقیقاتی داخل کشور گردآوری شده است. بدین منظور تلاش شد با جست‌وجوی منابع اطلاعاتی داخلی با استفاده از کلمات کلیدی (موانع مشارکت، چالش‌های مشارکت، آسیب‌شناسی مشارکت و مشارکت عمومی) تحقیقات انتشاریافته در این زمینه جمع‌آوری شود. بعد از بازبینی عناوین پژوهش‌ها در قدم نخست برمبنای جست‌وجو در منابع اطلاعاتی معتبر، 196 مقاله کشف شد و در قدم دوم، با بهره‌گیری از رهنمود مدل ابزار گلین  و بازبینی چهار مؤلفۀ عنوان، خلاصه، روش و متن مقاله از لحاظ ارتباط صحیح با هدف تحقیق، مقالات غربالگری شد و در پایان 113 مقاله برای بررسی عمیق‌تر در فرایند تحقیق برگزیده شد. به‌دلیل دقت در ساختار مقالات، فرم ویژه‌ای به منظور خلاصه کردن و استحصال اطلاعات آن‌ها آماده شد که در آن تمام نکات مهم در مطالعات علمی مد نظر قرار گرفت. برای اطمینان از روایی آن، برمبنای اهداف تحقیق با متخصصان رایزنی شد و روایی محتوای آن مورد تأیید قرار گرفت. در قدم بعد، برای ترکیب یافته‌های تحقیقات، براساس مراحل مدل توصیه‌شدۀ ساندلوسکی و باروسو  (2006) به تجزیه‌وتحلیل داده‌های کیفی با به‌کارگیری روش کدگذاری باز مبادرت شد و سپس این کدها براساس میزان مشابهت در چارچوب کدگذاری محوری دسته‌بندی شد و مقوله‌های کلی‌تری به وجود آمد.  
 
5. یافته‌های تحقیق 
محتوای مطالعات: هر تحقیق علمی باید با رویکردهای نظری معینی تدوین شده باشد که تحقیق برپایۀ آن‌ها صورت می گیرد. مفهوم موانع مشارکت در ادارۀ عمومی تاکنون به‌صورت جامع بررسی نشده و در تحقیقات گوناگون، رویکردهای مختلفی به موانع مشارکت وجود داشته است. در این بخش مشخص شد که پایه‌های پژوهش در تحقیقات مورد بررسی برمبنای کدام رویکردهای نظری در حوزۀ مشارکت در ادارۀ امور عمومی شکل گرفته است. با بررسی متن کامل تحقیقات روشن شد موضوعات مورد توجه را می‌توان در چهار مقوله دسته‌بندی کرد (نک: جدول 1): مقولۀ فرهنگی ـ اجتماعی با 68 مورد بیشترین حجم مطالعات را به خود اختصاص داده است، مقولۀ سیاسی ـ حقوقی با 41 مورد در رتبۀ دوم و مقولۀ اقتصادی با 16 مورد در رتبۀ سوم قرار دارد و در آخر مقولۀ فنی فقط 10 مورد از تحقیقات را در برگرفته است. گفتنی است که برخی مطالعات الزاماً در یک دسته قرار نمی گیرند و ممکن است چندین مقوله دربارۀ آن‌ها صادق باشد.  
 
جدول 1. رویکرد نظری تحقیقات مورد بررسی
مقولۀ محوری مقولۀ فرعی فراوانی درصد فراوانی
رویکرد نظری غالب پژوهش و انواع آن سیاسی ـ حقوقی 41 30
فرهنگی ـ اجتماعی6850
اقتصادی1612
فنی108
 
5ـ1. مقولۀ سیاسی ـ حقوقی 
بسیاری از محققان ارتباط بین موانع مشارکت را از منظر حقوقی و سیاسی می‌کاوند. بررسی‌ها نشان داد «ضعف یا نارسایی قوانین» با 17 مورد بیشترین فراوانی را در میان سایر عوامل داراست و در رتبۀ بعدی «کمبود رضایتمندی سیاسی» با 13 مورد و هریک از زیرمقوله‌های بی‌ارادگی در بهبود فضای مشارکتی، عوامل زمینه‌ساز حاکمیت یکه‌سالار و مشکلات تاریخی به‌ترتیب با 9، 7 و 4 مورد در رتبه‌های بعدی قرار دارند. کدها و زیرمقوله‌های تشکیل‌دهندۀ این مقوله در جدول 2 آمده است. 
 
جدول 2. مقولۀ سیاسی ـ حقوقی، زیرمقوله و کدها
مقولۀ فرعی زیرمقوله تعداد کد منابع
سیاسی ـ حقوقی عوامل زمینه‌ساز حاکمیت یکه‌سالار 1 توجه به کمیت انتخابات به‌جای کیفیت آن (تلاش برای  مشارکت حداکثرى سبب غفلت از کیفیت و چگونگی مشارکت مردم و داوطلبان انتخابات). آریان‌پور و دیگران، 1402
3عدم ایجاد نظام پاسخ‌گوی جامع و متوازن برای اعمال نظارت بر نهادهای قدرت (مطابق پیش‌شرط اساسی حکمرانی خوب، حکومت باید در برابر مردم پاسخ‌گو باشد).رحیمی و ایمان پور، 1397؛ واعظی و آزمندیان، 1390، صص. 131ـ155؛ دهقانیان، مظهری، مجتهدی و مولایی، 1401، صص.  139ـ164
2طولانی شدن مدت زمامداری و به‌طور کامل شکل نگرفتنِ پدیدۀ گردش نخبگان.قنبرلو، 1394؛ کواکبیان، 1401
1توجه ناکافی به انتظارات آحاد مردم در سالم‌سازی ادارات و رفع فساد نظام اداری.دهقانیان و دیگران، 1401، صص.  139ـ164
ضعف یا نارسایی قوانین3دست‌وپاگیر و محدودکننده نبودنِ قوانین موجود برای ایجاد سازمان‌های مردم‌نهاد و احزاب.علیخانی و دیگران، 1398؛ شجاعی، 1392؛ اعمایی، 1398
5ابهامات و نواقص قانونی (درخصوص قوانین مربوط به نظارت بر انتخابات مجلس شورای اسلامی ایرادهایی دارد و قوانین روشنی برای رد یا تأیید صلاحیت داوطلبان وجود ندارد).قنائی و قیصرى، 1396؛ ابطحی و شیانی، 1399؛ اله‌وردی‌زاده، قلیزاده و صانعی، 1394، صص. 25ـ46؛ مشفق، 1396؛ طحان‌نظیف، 1399
3تردید به حاکمیت افراد شایسته و کارآمد (ضعف شرایط و ضوابط مربوط به شایسته‌سالاری و نحوۀ اعمال آن).قنائی و قیصرى، 1396؛ آریان‌پور و دیگران، 1402؛ عسگری، نیکوکار، صفری و غلامی، 1394
2تناسب نداشتن تعداد کاندیدا (تعدد داوطلبان غیرجدی به‌علت کمبود قوانین محدودکننده که باعث ورود افراد به عرصۀ انتخابات بدون بررسی میزان جایگاه اجتماعی و توانایی‌هایشان می‌شود).یاوری، 1396؛ دلفروز، 1392
4تعدد قوانین و نهادهای دخیل و نوع ساختار توزیع قدرت (وجود قوانین و نهادهای موازی که سبب می شود تعارض‌هایی در جامعه به وجود آید، و اسباب نارضایتی مردم فراهم شود).قنائی و قیصرى، 1396؛ کاظمیان و میرعابدینی، 1390؛ آخوندی، برکپور، اسدی، بصیرت و طاهرخانی، 1387، صص. 136ـ156؛ دارا و صادقی، 1401
کمبود رضایتمندی سیاسی3کمبود اعتماد به نهادهای سیاسی (افرادی که اعتقاد ندارند نظام‌های سیاسی به‌شکل مطلوب و مؤثر عمل می‌کنند، کمتر از سایرین در چارچوب نمادهای سیاسی آن نظام مشارکت می‌کنند).هومن، 1391؛ مسعودنیا، رهبرقاضی، روحانی و کشاورز، 1391؛ ابراهیمی، بابازاده گتابی و ابراهیمی‌بانی، 1390
4عدم اثربخشی سیاسی (اگر افراد تصور کنند مشارکت کردن یا نکردن آن‌ها تأثیری در سیاست ندارد یا وجود نهادها و جریان های سیاسی را اثربخش ندانند، میل به مشارکت در آن‌ها کمتر خواهد شد).حسنی، 1389؛ سیدامامی، 1386؛ پالیزبان، 1390؛ باستانی و لولایی 1391
6ضعف دانش و فرهنگ سیاسی در بین افراد.سهیلی‌نجف‌آبادی، 1391؛ شهریاری، 1393؛ دیانتی، 1382؛ پالیزبان، 1390؛ علمی، 1387؛ کواکبیان، 1401
مشکلات تاریخی3استبداد تاریخی و تجربه‌های آغاز انقلاب (به‌دلیل اینکه سالیان طولانی نظام‌های سیاسی قبل از انقلاب به بیگانگان وابسته بوده‌اند، مردم چندان به سیاست‌مداران روی خوش نشان نمی‌دهند).کاتوزیان، 1390؛ آراسته‌خو، 1377، صص. 90ـ99؛ علیخانی و دیگران، 1398
1نگاه‌های سنتی (دوگانه‌هایی، مانند ارباب و رعیت یا خواص و عوام، که آحاد مردم را افرادی بی‌سواد، فاقد درک، سرکش و نیازمند تربیت تلقی می‌کند و خواص را دارای توانمندی‌های خاص در زمینۀ ادارۀ کشور می‌داند).قهرمان و وضعی، 1401
بی‌ارادگی در بهبود فضای مشارکتی1نبود برنامۀ مشخص برای جلب مشارکت مردم (فقدان برنامۀ درازمدت، عدم شناسایی مهارت‌های بومی مردم هر منطقه، عدم شناسایی زمینه‌های مشارکت‌جویی از مردم).قهرمان و وضعی، 1401
1مطلوب نبودن نوع نگرش مسئولان و حاکمیت به مشارکت (دیدگاه کلی به مشارکت، نگاه ابزاری به این مقوله و صرفاً تلقی کردن آن به‌عنوان وسیله‌ای برای مشروعیت‌بخشی به‌خصوص در زمان انتخابات).ابطحی و شیانی، 1399
7 بی‌توجهی زیادی به تفویض اختیارات تصمیم‌گیری و اجرایی به ملت یا دادن اختیار کافی به شهروندان برای استفاده از نهادها و منابع (رویکرد تمرکز قدرت به‌جای حکمرانی باز).منطقی، 1383؛ رحمت‌اللهی و آقامحمدآقایی، 1392؛ تمیزکار مستقیم و عباسی، 1394؛ بوذرجهرمی، رجایی، سنایی و هرندی، 1398؛ رحمت‌اللهی و آقامحمدآقایی، 1395؛ قراگوزلو، 1388؛ کواکبیان، 1401
 
5ـ2. مقولۀ فرهنگی ـ اجتماعی 
در بررسی مطالعات روشن شد برای اشاره به مفهومی واحد، از چندین واژه استفاده شده است؛ برای نمونه «نگرش‌های فردگرایانه» و «بیگانگی فردی» که هر دو ناظر به یک مفهوم است. این‌قبیل کدها در طبقۀ کلی‌تری با عنوان زیرمقوله طبقه‌بندی شد. براساس یافته‌ها، کدِ «مسئولیت‌پذیری اجتماعی پایین»، با 23 مورد، بالاترین فراوانی را دارد و در رتبۀ بعدی «بی‌اعتمادی»، با ۲۲ مورد، قرارد دارد. زیرمقوله‌های ضعف یا نبود تشکل‌های اجتماعی، آشنا نبودن با مفاهیم مشارکت و نادیده گرفتن ارزش‌های دینی، به‌ترتیب با 18، 17 و 11 مورد، در رتبه‌های بعدی قرار دارند (نک: جدول 3). 
 
جدول 3. مقولۀ فرهنگی ـ اجتماعی، زیرمقوله و کدها 
مقولۀ فرعی زیرمقوله تعداد کد منابع
فرهنگی ـ اجتماعی مسئولیت‌پذیری اجتماعی پایین 5 مصلحت‌اندیشی فردی و نگرش‌های فردگرایانه و دنیاگریزانه در بین افراد جامعه. منطقی، 1383؛ آراسته‌خو، 1377، صص. 90ـ99؛ ویسی، 1391؛ صفری، 1396؛ رحمت‌اللهی، 1388
3تأثیرات خانواده و دوستان (انتقال گرایش سیاسی والدین به فرزندان بدون پالایش).امام‌جمعه‌زاده و کرمی‌راد ، 1391؛ امینی و خسروی، 1389؛ سروش، 1394
6بومی‌گزینی و قومیت‌گرایی (اولویت مباحثی نظیر بومی‌گرایی در برخی نقاط که در این صورت، مؤلفه‌هاى دیگری همچون داشتن تحصیلات عالی، سوابق خدماتی و سیاسی، و وابستگی حزبی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد).بایی لاشکی و پیشگاهی‌فرد، 1388؛ امام‌جمعه‌زاده و کرمی‌راد، 1391؛ دهقانی، 1398؛ شکربیگی و کمالوندى، 1398؛ جعفرى‌نژاد، بابانسب و ربیعی، 1390؛ ربانی، 1389
2رفاه و کیفیت زندگی پایین افراد جامعه.ابطحی و شیانی، 1399؛ تمیزکار مستقیم و عباسی، 1394
4بی‌قدرتی، بیگانگی و احساس نابسامانی فردی (وجود موانع فردی و ساختاری سبب انفعال فرد در کنش‌های مشارکت‌جویانه می‌شود).یزدان‌پناه، 1386، صص. 105ـ130؛ محسنی تبریزی، 1385، صص. ۸۹ـ109؛ فاطمی‌نیا، 1386؛ موسوی، 1385 
3عدم مشارکت کامل در انواع زمینه‌های مشارکت (بعضی افراد کنشگری فعال ندارند و صرفاً به مشارکت در انتخابات بسنده می‌کنند).صحرایی، 1391؛ گنجی، سرایلو و طالبی، 139۱؛ دیانتی‌نیت، 1382 
بی‌اعتمادی3پایبند نبودنِ بعضی نامزدهای انتخاباتی به وعده‌ها.صدیق سروستانی، ایمانی و فیروزآبادی، 1386؛ درستی، 1393؛ شیخ‌زاده، 1399
3احساس رعایت نشدن حقوق ملت توسط دولت.رحمت‌اللهی و آقامحمدآقایی، 1395؛ دینی ترکمانی، 1385، صص. 160ـ164؛ سرمدی، مهرابی‌کوشکی و رهبرقاضی، 1393
5نااطمینانی از اثربخشی مشارکت (بسیارى از مردم به امید رفع نیازهاى مختلف به مشارکت روی می‌آورند).قنائی و قیصری، 1396؛ سیدامامی، 1386؛ پالیزبان، 1390؛ (باستانی و لولایی، 1391؛ زارعی، 1389 
6بین مردم و مسئولان فاصله وجود دارد (ضعف در ارتباط مردم و حاکمیت و در نتیجه کاهش هم‌بستگی ملی).ابطحی و شیانی، 1399؛ کاتوزیان، 1390؛ آقامحمدآقایی، 1392؛ اخترشهر، 1387؛ صدیق‌اورعی، 1391؛ فولادی، 1389 
3تسلط فرهنگ محرمانگی در حاکمیت (نادیده گرفتن الگوی شفافیت حکمرانی خوب).قهرمان و وضعی، 1401؛ آقامحمدآقایی، 1392؛ بساک، 1396 
2تبلیغات مخرب علیه مشارکت (رسانه‌های خارجی و...).درستی، 1393؛ بهنوئی‌گدنه و رحمتی، 1392 
ضعف یا نبود تشکل‌های اجنماعی8ضعیف بودن ابزارهای دموکراسی (شکل نگرفتن جامعۀ مدنی و زمینه‌های آن نظیر مطبوعات مستقل، رسانه‌های آزاد، فقدان یا ناکارآمدی احزاب قوی و سایر الزامات آزادی بیان).ابطحی و شیانی، 1399؛ رحمت‌اللهی و آقامحمدآقایی، 1392؛ تمیزکار مستقیم و عباسی، 1394؛ خواجه‌سروى و جعفرپور، 1392؛ بساک، 1396؛ قربانی‌زاده و دیگران، 1400؛ دبیرنیا و شیبانی، 1399؛ کواکبیان، 1401
10فقدان شبکه‌ها و نهادهای اجتماعی و سازمان‌های مردم‌نهاد (مانند کانون‌ها و انجمن‌های داوطلبانه برای انجام گفتمان و تضارب آرا).کاتوزیان، 1382؛ شفیعی، 1381؛ تمیزکار مستقیم و عباسی، 1394؛ قهرمان و وضعی، 1401؛ دهستانی اسفندآبادی، 1386؛ سیدامامی و عبدالله، 1388؛ غفوری و جعفری، 1387؛ سرمدی و دیگران، 1393؛ رهبرقاضی، 1392؛ حمیدی زنگیر، 1390 
آشنا نبودن با مفاهیم مشارکت5 بی‌توجهی به مشارکت در جریان جامعه‌پذیری (آگاه نبودن مردم از توان، ظرفیت‌ها، استعدادها و قدرت و منزلت خویش و نیز حقوق شهروندی آنان در باب مسئولیت‌های فردی و اجتماعی).ابطحی و شیانی، 1399؛ قهرمان و وضعی، 1401؛ بایی لاشکی و پیشگاهی‌فرد، 1388؛ نادری، 1396؛ امام‌جمعه‌زاده و کرمی‌راد، 1391 
1اجتماع مشارکت‌گریز (فاصله گرفتن از حاکمیت، ادبیات مشارکت‌گریز، فقدان فرهنگ کار جمعی، انتقادناپذیری، هنجارهای مشارکت‌گریز، بدبینی به حاکمیت).ابطحی و شیانی، 1399 
4جنسیت‌زدگی (مشارکت امری مردانه قلمداد می‌شود و تمایل به مشارکت در زنان پایین‌تر است).بشیریه، 1392؛ فیروزجائیان و جهانگیری، 1387؛ قزلسفلو، 1389؛ علمی، 1387
7تحصیلات (افرادِ با تحصیلات پایین‌تر دسترسی کمتری به اطلاعات، آگاهی و مهارت سیاسی دارند و در نهایت این عوامل بستر ضعیف‌تری برای مشارکت ایجاد می‌کند).بگ‌رضایی، 1387؛ احمدی، 1392؛ رحیمی رستم‌آبادی، 1388؛ زارعی، 1389؛ ابراهیمی، نجفی، محموداوغلی و صادقی، 1392؛ سروش، 1394؛ شهریاری، 1393 
نادیده گرفتن ارزش‌های دینی6کم‌توجهی به تکالیف شرعی (امر به معروف و نهی از منکر، نصیحت و خیرخواهی برای امام مسلمین، مشورت و لزوم فرمان‌برداری از مقامات حکومتی) فتاحی زفرقندی و جاوید، 1392؛ خامنه‌ای (امام)، 1390
1مذهب‌گرایی (افراد شیعه مشارکت بیشتری از سنی‌مذهب‌ها دارند)رضی، 1380
4عدم وابستگی به تعلقات دینی (اشاعۀ آموزه‌های دینی و قرآنی، نشر فرهنگ ایثار، الگوپردازی مفاخر ملی، نمادسازی مفاخر دینی و اشاعۀ الگوهای بومی ایرانی ـ اسلامی و تمسک به کلام الهی).امام‌جمعه‌زاده، محموداوغلی و عیسی‌نژاد، 1389؛ مسعودنیا و دیگران، 1391؛ احمدی، 1392؛ گنجی و دیگران، 1391 
 
5ـ3. مقولۀ اقتصادی 
 از طبقه‌بندی کدهای به‌دست‌آمده از بررسی تحقیقات، دو زیرمقولۀ «فقر» و «بی‌عدالتی اقتصادی» پدید آمد که هر دو زیرمقوله دارای هشت مورد فراوانی بودند (نک: جدول 4).
 
جدول 4. مقولۀ اقتصادی، زیرمقوله و کدها
مقولۀ فرعی زیرمقوله تعداد کد منابع
اقتصادی فقر 4 برخورداری از پایگاه اقتصادی پایین (هرچه وضعیت اقتصادی افراد بدتر باشد، میزان تمایل به مشارکت کمتر است). محمدی، باقری و حیدری، 1392، صص. 179ـ209؛ شیخ‌زاده، 1399؛ چابکی، 1382؛ بستانی، 1382 
4کم‌کاری، بیکاری و تورم (پایین بودن درآمد سرانه).مهرگان و عزتی، 1385؛ رضی، 1380؛ تیموری، اکبری و نادری، 1394؛ حسینی و سلیمانی، 1398، صص. 141ـ150
بی‌عدالتی اقتصادی4نبود بازار آزاد و آزادی اقتصادی (انحصار).هداوند، 1388، صص. 47ـ84؛ رحمت‌اللهی و آقامحمدآقایی، 1392؛ تمیزکار مستقیم و عباسی، 1394؛ رنجبران، رجبی و غیاثی، 1400
2سیاست‌های غلط اقتصادی (مقررات دست‌وپاگیر).شهرام‌نیا، میلانی و کرمی‌راد، 1395؛ رویا آل‌عمران و سیدعلی آل‌عمران، 1390، صص. 73ـ88
2اقتصاد وابسته به نفت.گلشنی، 1397؛ کواکبیان، 1401 
 
5ـ4. مقولۀ فنی
مطابق بررسی‌های صورت‌گرفته درخصوص مشکلات فنی، زیرمقولۀ «ضعف بستر فنی» ظاهر شد که ده مورد فراوانی  داشت (نک: جدول 5). 
 
جدول 5. مقولۀ فنی، زیرمقوله و کدها
مقولۀ فرعی زیرمقوله تعداد کد منابع
فنی ضعف بستر فنی 1 شفاف نبودن فرایندهای مشارکتی (بیشترِ مردم از سازِکارهای مشارکتی اطلاع ندارند) تمیزکار مستقیم و عباسی، 1394
2بی‌توجهی به فناوری‌های جدید جهت تسهیل مشارکتقهرمان و وضعی، 1401 بوذرجهرمی و دیگران، 1398
4نبودِ فرصت‌های برابر جهت تبلیغات انتخاباتی (داوطلبان زیادى تمکن مالی دارند، اما صلاحیت و شایستگی احراز این جایگاه را ندارند)آریان‌پور و دیگران، 1402؛ صفری، 1396؛ شمسا، 1388؛ درستی، 1393
3قلمداد شدن رسانه‌های دیجیتال به‌عنوان مهم‌ترین منابع اطلاعات سیاسی و... حقگویی، 1388؛ هرسیج، 1392؛ کریمی بجدن، 1387
6. نتیجه 
در این پژوهش، موانع و چالش‌های مشارکت عمومی در ایران بررسی و بیش از چهل معضل و آسیب شناسایی شد. بعد از دو مرحله دسته‌بندی این معضلات، در چهار گروهِ مقولۀ سیاسی ـ حقوقی، فرهنگی ـ اجتماعی، اقتصادی و فنی قرار داده شدند. در تحقیقات صورت‌گرفته، بیش از همه بر موضوعات مرتبط با شناسایی و بررسی موانع فرهنگی و اجتماعی مشارکت تأکید شده است. 
1. مقولۀ سیاسی ـ حقوقی:  یکی از موضوعات عمده که چالشی بسیار مهم در مشارکت مردم است، به معضلات گوناگون سیاسی در کشور بازمی‌گردد. با توجه به یافته‌های تحقیق، چالش‌ها و موانع سیاسی ـ حقوقی در پنج دسته طبقه‌بندی شد که در اینجا با در نظر گرفتن اوضاع کنونی کشور و در راستای گفتمان حکمرانی خوب، پیشنهادهایی برای بهبود آن‌ها، به این شرح بیان می‌شود:  
ـ به منظور احراز صلاحیت و شایستگی داوطلبان انتخاباتی، شرایط و ضوابط جامع‌تری در کنار شرایط موجود تدوین شود و بر اجرای آن نیز نظارت شود؛   
ـ با هدف برطرف شدن تناقض‌ها و ایرادهای موجود در قانون انتخابات، این قانون بازنگری شود؛  
ـ بهبود سلامت اداری کشور مطابق اهداف حکمرانی خوب با اقدامات و اصلاحاتی مانند بازبینی سیستم حقوق و دستمزد، و قوانین استخدامی، کوچک‌سازی دولت، روشن‌ کردن اختیارات و وظایف، کاهش تصدیگری، تشویق کارکنان مسئولیت‌پذیر و مقابله با جرایم؛ 
ـ نهادینه‌سازی فرهنگ سیاسی مشارکتی در جامعه از طریق آموزش و اطلاع‌رسانی با بهره‌گیری از رسانه‌ها برای بالا بردن دانش سیاسی و توانایی مردم در شناسایی معضلات سیاسی جامعه؛  
ـ جلوگیری از غلبۀ گروه‌هاى انحصارطلب بر مناصب سیاسی و اقتصادى جامعه و حفظ برابری در جامعه با اجرای اصل محدودیت زمانی دورۀ عهده‌داری زمام‌داران و گردش متناوب قدرت در میان نخبگان؛ 
ـ افزایش پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری مسئولان در برابر عملکرد خود، به منظور شکل‌گیری حکمرانی خوب؛ 
ـ افزایش اعتماد مسئولان به مردم و قبول علایق و ظرفیت‌های گوناگون جامعه از طریق توسعۀ روابط با مردم؛  
ـ به‌کارگیری و ترویج دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی در جامعه دربارۀ مردمی بودن نظام و لزوم جلب مشارکت مردم در تمام حوزه‌ها؛  
ـ گسترش مفهوم حکمرانی باز به منظور شفاف شدن تصمیمات و اقدامات حاکمیت و افزایش زمینه‌های مشارکت مردمی، به‌دلیل ضرورت داشتنِ وجود شفافیت در همۀ بخش‌های حکمرانی خوب؛ 
ـ اهتمام به اجرای فرایند قانون‌گذاری مشارکتی به مفهوم ترغیب مشارکت افراد جامعه و به‌ویژه نخبگان در سازِکارهای قانون‌نویسی؛ 
ـ برقراری انتخابات آزاد، پیوسته و عادلانه و همین‌طور تدارک مقدمات لازم برای حکمرانی آحاد مردم. 
 
2. مقولۀ فرهنگی ـ اجتماعی: دومین مقوله از موانع و چالش‌های مشارکت همگانی به معضلات فرهنگی و رویدادهای اجتماعی موجود در جامعه و زندگی مردم بازمی‌گردد که زمینه‌ها و عوامل عدم مشارکت مردمی را فراهم می‌آورد. هرچند این معضلات با مردم و عملکرد اجتماعی و فرهنگی آن‌ها مرتبط است، امکان دارد ریشه‌های سیاسی، ساختاری و... نیز داشته باشد. با توجه به یافته‌های پژوهش، موانع فرهنگی ـ اجتماعی، شامل پنج زیرمقوله است که در ادامه توصیه‌هایی در راستای بهبود آن‌ها بیان می‌شود:  
ـ فراهم کردن زیرساخت‌های لازم برای فراگیری موضوع مشارکت در میان شهروندان؛ البته بهتر است این فرهنگ‌سازی از سنین خردسالی در مدارس شروع شود؛  
ـ طبق گفتمان حکمرانی خوب، سیاست‌مداران علاوه بر به‌کارگیری شیوۀ مناسب در اقدامات و تصمیم‌سازی‌ها، باید نتیجۀ عملکردهایشان را بپذیرند و در مواقع ناکارآمدی عملکرد خود را بازبینی کنند؛ 
- ضرورت دارد تمام مردم از فرصت‌های مساوی و عادلانه در به‌کارگیری قدرت و مشارکت در انتخاب سرنوشت خود برخوردار باشند. در واقع اجرای این موضوع با توجه به اهداف حکمرانی خوب به تضمین این امر وابسته است که تمام مردم در دسترسی به فرصت‌ها و موقعیت‌های مختلف سهیم باشند؛ 
- باید استانداردهای محرمانگی در کشور تدوین و اجرایی شود، چراکه تعهد بیش از حد به محرمانگی، به مبانی شفافیت، که از ضرورت‌های حکمرانی خوب است، آسیب می‌زند و بر مشارکت مردم تأثیر منفی می‌گذارد؛ 
ـ برانگیختن اعتماد عمومی با تأمین آرامش و امنیت در راستای آزادی بیان و تدارک فضای مباحثه، تفاهم و مشارکت که تضمین‌کنندۀ مشارکت عموم افراد جامعه باشد؛  
ـ بهره‌گیری از رسانه برای افزایش هم‌بستگی ملی، چراکه رسانه، با وجود ناهمگونی‌ها و ناسازگاری‌ها در جامعه، تناقض‌ها را کم‌رنگ می‌کند و در اتحاد یا یکسان‌سازی جامعه اثر دارد؛ 
ـ ارتقای روحیه و اعتماد‌به‌نفس ملی و تقویت عزت ملی با توجه به بیانیۀ گام دوم انقلاب و بیانات رهبری مبتنی بر افزایش روحیۀ شادمانی، امیدواری، اعتمادبه‌نفس، ابتکار عمل، شهامت علمی، کار گروهی و انصافِ کاری؛  
ـ پاسخ‌گویی برگزیدگان در انتخابات و تنبیه داوطلبان متخلف که لازمه‌اش توانمندسازی و استحکام‌بخشی به نهادهاى مدنی ارزیابی و نظارتی است. در این زمینه، شکل‌گیری رسانه‌هاى غیروابسته و آزاد، چنانچه به بالا بردن سطح پاسخ‌گویی مقامات بینجامد، مفید خواهد بود؛  
ـ تدوین قوانین و مقرراتی که اصل راست‌گویی در تبلیغات انتخاباتی را در بر گیرد؛  
ـ گسترش احزاب آزاد؛ احزاب با کارکردهای مخصوص خود، در نهایت سبب تقویت شعور سیاسی مردم و آگاهی‌بخشی سیاسی می‌شوند و فرهنگ مشارکتی را گسترش می‌دهند؛ 
ـ توسعۀ سازمان‌های مدنی و مردمی که دولت را مجبور به شکل‌گیری مردم‌سالاری حقیقی می‌کنند. در این صورت، حس مؤثر و مفید بودن از طرف حکومت به شهروندان منتقل می‌شود؛  
ـ ترغیب افراد به شرکت در تشکل‌های اجتماعی در چارچوب کانون‌ها و انجمن‌های اختیاری که به کاهش خودپسندی‌های شخصی کمک می‌کند و مصالح و سلایق فردی را به‌سوی فعالیت‌های عمومی و جمعی گسترش می‌دهد؛ 
ـ تقویت نظام حزب‌محور در انتخابات. حزب‌محوری در انتخابات منافع گسترده‌ای دارد، چراکه تعداد داوطلبان کم می‌شود و کاندیداها فقط از سوی حزب معرفی می‌شوند. این امر سبب کاهش مخارج ناشی از زیاد بودن تعداد داوطلبان و ارتقای قدرت تشخیص شهروندان می‌شود؛ 
ـ توجه به موضوع جامعه‌پذیری سیاسی که در آن، افراد فرایندهای سیاسی در نظام اجتماعی را می‌آموزند و نحوۀ تعامل خود را در مسائل سیاسی مشخص می‌کنند و باعث شکل‌گیری و رشد شخصیت و پرورش سیاسی افراد می‌شود؛ 
ـ اطلاع‌رسانی و ارتقای میزان آگاهی افراد با توسعۀ عرضة مطالب و اطلاعات، با هدف آگاهی ملت از اصول قانون اساسی، بیانات رهبران انقلاب اسلامی و نظر اسلام دربارۀ موضوع مشارکت، از راه مطبوعات و سایر رسانه‌های جمعی؛  
ـ افزایش سطح تحصیلات در بین افراد به‌خصوص بانوان که در این صورت، امکان اشتغال آنان نیز بیشتر می شود و اثر مطلوبی بر ارتقای مشارکت بانوان دارد؛ 
ـ افزایش زمینۀ حضور بانوان در مناصب و جایگاه‌های سیاسی و اجتماعی که سبب بهبود وضعیت تمام بانوان خواهد شد، چراکه بانوان بیش از مردان پیگیر مسائل خود هستند؛ 
ـ تبیین مبانی دینی و گسترش آن در جامعه از راه بیان کردنِ درست جایگاه دین و اصول دینی در جامعه و ممانعت از ظهور عقاید نادرست.  
 
3. مقولۀ اقتصادی: سومین مقوله از موانع و چالش‌های مشارکت همگانی به معضلات اقتصادی موجود در جامعه و زندگی مردم اشاره دارد. با توجه به یافته‌های پژوهش، موانع اقتصادی شامل دو زیرمقوله است که در ادامه راهکارهایی برای بهبود آن‌ها عرضه می‌شود:  
ـ برقراری عدالت اجتماعی و اقتصادی، و کاهش فقر و فساد در راستای اهداف نظریۀ حکمرانی خوب؛ 
ـ کاهش تورم و حرکت به‌سوی وضعیتی که تمام افراد جامعه، به‌خصوص زنان، از موقعیت اقتصادی بهتری برخوردار شوند؛ 
ـ برطرف کردن وابستگی اقتصاد ایران به نفت و دفع تبعات تحریم‌های اقتصادی؛ 
ـ شکستن انحصار و ایجاد بازار اقتصادی آزاد و رقابتی؛ 
ـ پذیرش حق اعتراض مردم به تصمیمات اقتصادی، که نتیجه‌اش برابری قدرت بین حکومت و شهروندان است. 
4. مقولۀ فنی: علاوه بر معضلات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، مجموعه‌ای از ضعف‌های فنی نیز مشارکت عمومی شهروندان را دچار چالش‌هایی کرده است که توصیه‌های برای بهبود آن‌ها بیان می‌شود:  
ـ ارتقای زیرساخت‌های دولت الکترونیک و توسعۀ فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی در مدیریت و عملکردها، که احتمال مشارکت فعال‌تر مردم را بهبود می‌بخشد؛ 
ـ قواعد و چارچوبی ایجاد گردد تا در تبلیغات انتخاباتی، هر فعالیتی که با دستاویز قرار دادن باورهای دینی و تمایلات قومی، طبقاتی و محیطی موجب کسب آرا یا انصراف از رأی دادن شود، ممنوع شود؛ 
ـ در تبلیغات انتخاباتی، باید شیوه و جایگاه تجهیزات ماهواره‌اى، صفحات اینترنتی و تارنماها، تبلیغات در شبکه‌های مجازى و همین‌طور پیامک‌ها مشخص و مدیریت شود؛ 
ـ بر مخارج تبلیغاتی و موضوعات مالی انتخابات، برای جلوگیری از هدررفت ثروت ملی، نظارت شود؛ 
ـ لازم است دولت براى افرادی که از مهارت، لیاقت و حُسن‌شهرت برخوردارند اما از نظر اقتصادى ناتوان‌اند، امکانات حداقلی و الزامی برای حضور در انتخابات مهیا کند. همچنین رسانه‌ها باید به‌شکل برابر در اختیار داوطلبان قرار گیرد؛ 
 ـ سامانه‌هایی برای ارتباط مستقیم و متناوب نمایندگان مردم در شوراهای گوناگون با شهروندان راه‌اندازی شود. 
 
در پایان، برای افزودن بر غنای پژوهش‌های حوزۀ مشارکت مردمی پیشنهاد‌هایی بیان می‌شود: 
1. انجام پژوهش‌های تطبیقی با انتخاب موضوعات صحیح و همچنین انتخاب کشورها و دستگاه‌های مناسب و دارای بالاترین همانندی با ویژگی‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشور ما، ضرورتی حیاتی است که جای خالی آن در تحقیقات صورت‌گرفته در زمینۀ مشارکت عمومی مشهود است؛ بنابراین توصیه می‌شود محققان آتی به پژوهش‌های تطبیقی در این موضوع، به‌ویژه با انتخاب کشورهای مشابه با ساختارهای محیطی کشور ما، اهتمام ورزند. 
2. تحقیق دربارۀ مفاهیمی با موضوع مشارکت عمومی و گنجاندن آن در کتاب‌های درسی و مفاد آموزشی مراکز آموزش عالی در رشته‌های تحصیلی گوناگون، در برانگیختن حساسیت دانش‌آموزان و دانشجویان به این حوزۀ تحقیقاتی اثربخش خواهد بود.  
3. انجام تحقیقاتی جداگانه با هدف تأثیر متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بر ارتقای مشارکت عمومی، مسیر مطالعاتی دیگری است که می‌تواند پیش‌روی محققان این حوزۀ پژوهشی قرار گیرد.
4. از آنجا که ابعادی از موضوع مشارکت عمومی به جامعۀ متنوع و متکثر مخاطبان آن ارتباط دارد، ضرورت تحقیقات پیمایشی در زمینۀ روان‌شناسی و جامعه‌شناسی با هدف کشف عوامل تأثیرگذار بر روحیۀ مشارکت‌پذیری مردم، به‌عنوان متغیری مهم در کامیابی مشارکت عمومی، مشهود است. 
5. دستگاه‌های قانون‌گذار بیش و پیش‌ از سایر سازمان‌های دولتی باید از تحقیقات کاربردی در حوزۀ مشارکت عمومی حمایت کنند و با اتخاذ تصمیماتی (مانند فراخوان‌های گسترده در سطح کشوری) آن را  ترویج نمایند.  
6. به نظر می‌رسد موضوع مشارکت همگانی در بعضی دستگاه‌های دولتی یا مقوله‌ای مبهم است، یا اعتماد اندکی به کارایی آن وجود دارد. از‌این‌رو تدارک گردهمایی‌های علمی و دوره‌های آموزشی، ترویجی و فرهنگ‌سازی، با عرضۀ یافته‌های جدید و به‌روز، تمایل بخش دولتی را در استفاده از یافته‌های پژوهشی حوزۀ مشارکت عمومی افزایش می‌دهد.  
 
ملاحظات اخلاقی
حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.
مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آماده‌سازی این مقاله مشارکت کرده‌اند.
تعارض منافع: بنا به اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچ‌گونه تعارض منافعی وجود ندارد.
تعهد کپی‌رایت: طبق تعهد نویسندگان، حق کپی‌رایت (CC) رعایت شده است. 

 

Extended Abstract 
Introduction
Public participation in governance is a fundamental element of political development and an essential indicator of good governance. It depends on various social and cultural factors such as freedom of speech, political parties, public discourse, and civil society institutions. The involvement of individuals and organizations, including associations, guilds, and non-governmental organizations, in decision-making and policy implementation is a crucial aspect of governance. However, in Iran, public participation faces numerous challenges due to economic, social, cultural, historical, and religious factors. The concept of public participation has been emphasized as a fundamental principle since the establishment of the Islamic Republic, as reflected in the statements of its founding leader, Imam Khomeini (RA), who considered public engagement vital for national development. Moreover, the Supreme Leader of the Islamic Revolution has repeatedly underscored the importance of active public involvement in addressing political, social, and economic challenges. The Iranian Constitution also acknowledges public participation in Article 6, which serves as the foundation for various models of civic engagement. Given the critical role of participation in national progress and development, identifying and addressing barriers to public participation is of paramount importance.
Methods
This study adopts an applied research approach and employs a descriptive-analytical methodology. The research utilizes the meta-study framework proposed by Paterson et al., incorporating both quantitative and qualitative methods to identify, collect, integrate, and synthesize existing research findings. Data collection was conducted through a systematic review process, wherein relevant literature was retrieved using targeted keyword searches in credible academic databases. Initially, 196 articles were identified, which were then screened based on the Glynn Tool Model to ensure their relevance. The screening process involved evaluating four key components: title, abstract, methodology, and main text. Ultimately, 113 studies were selected for in-depth analysis. To synthesize the findings, open coding was performed following the Sandelowski and Barroso model, after which axial coding was applied to categorize the data into broader thematic groups.
Results and Discussion
Scientific research is grounded in specific theoretical approaches, which serve as the foundation for analysis. While previous studies have examined public participation, there has been no comprehensive framework for identifying its barriers. A thorough analysis of existing literature revealed that obstacles to public participation can be categorized into four primary domains:
1.    Cultural-Social: The most frequently discussed category, accounting for 68 studies, highlighting sociocultural constraints as the primary impediment to participation.
2.    Political-Legal: Identified in 41 studies, emphasizing legal and political challenges.
3.    Economic: Examined in 16 studies, addressing financial and economic limitations.
4.    Technical: The least explored category, with 10 studies, focusing on administrative and infrastructural barriers.
Conclusion
This study systematically examines the barriers to public participation in Iran and identifies over 40 distinct challenges. Through a two-stage classification process, these challenges were categorized into four broad areas: legal-political, cultural-social, economic, and technical. The findings suggest that cultural and social constraints represent the most significant barriers to participation, followed by political and legal challenges. Based on the identified obstacles, practical recommendations and strategies for enhancing public engagement are proposed to foster greater civic involvement and improve governance effectiveness.

Abdolahian, H., & Haghgoie, A. (2010). Explain the relationship between internet users and political participation in Iran. Iranian Journal of Sociology, 10(4), 1-41. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.17351901.1388.10.4.1.9. (in Persian) 
Abniki, H. (2017). The examination of political participation among  Iranian society’ middle class. Two Quarterly Scientific Research Papers on Theoretical Politics, 21, 57-83. Retrieved from https://political.ihss.ac.ir/Article/12102. (in Persian)  
Abtahi, S. H., & Shiani, M. (2021). Acknowledging people's participation obstacles in Tehran's urban management: An Analysis of qualitative content. Community Development (Rural and Urban), 12(2), 643-655. https://doi.org/10.22059/jrd.2021.319833.668632. (in Persian) 
Agha Mohammad Aghaei, E. (2013). The role of the government in the process of people's participation. Tehran: Publishing House of Knowledge, Legal Studies and Research Institute. (in Persian) 
Ahmadi, T. (2013). Investigating social factors affecting the level of political participation of students (Case study: Students of shahrood university of technology, master's thesis in sociology, Payam Noor University, Tehran province, supervisor: Ahmad Bokharaei. Retrieved from https://elmnet.ir/doc/10617916-71163. (in Persian) 
Akhoundi, A., Barakpour, N., Asadi, I., Basirat, M., & Taherkhani, H. A. (2008). Pathology of forms of municipal government in iran. Geographical Research Quarterly, 40(63), 135-156. Retrieved from https://sid.ir/paper/5587/en. (in Persian)  
Akhtar Shahr, A. (2008). Political development. Educational-Information Monthly Maarif, 63. Retrieved from https://www.magiran.com/p590655. (in Persian)
Ali Ebrahimi, G., Babazadeh Baii, A., & Ebrahimi Gatabi, H. (2011). A study of political trust impact on political participation (A case study of student members of the islamic association and the student basij of mazandaran university and babol noshirvani university of technology). Sociological Studies of Youth, 2(4), 63-82.  Retrieved from http://noo.rs/Kq9z1. (in Persian) 
Alikhani, S., Eslami, R., & Niavaran, S. (2019). The capacities of the iranian constitution in increasing citizen participation in the light of good governance strategies. Private and Criminal law Research, Encyclopedia of Law and Politics, 15(40), 11-31. Retrieved from https://sanad.iau.ir/journal/jlap/article/799680. (in Persian)  
Allahverdizadeh, R., Gholizadeh, A., & Sanei, M. (2015). The pathology of the relationship between city council with political system in iran (explaining the principles of administrative decentralization in the local government). Geography and Territorial Spatial Arrangement, 5(14), 25-46. https://doi.org/10.22111/gaij.2015.1912. (in Persian)
Alomran, R., & Alomran, S. A. (2011). Privatization and general policies of article 44 of the constitution. Economic Journal - Monthly Review of Economic Issues and Policies, 12, 73-88. Retrieved from http://jmdp.ir/article-1-4139-en.html. (in Persian)  
Amaei, H., Rezaei, M. (2019). Refusal of party governance; an analytical introduction to the relationship between the party system & the electoral system in iran. Political and International Approaches, 11(1), 11-33. https://doi.org/10.29252/piaj.2019.99848. (in Persian)
Amini, A. A., & Khosravi, M. A. (2010). Effects of political culture on political participation of women and students. Political Studies Quarterly, 2(7). Retrieved from https://sanad.iau.ir/Journal/jourm/Article/960563/FullText. (in Persian)  
Aqili, S. V., & Basti, H. (2010). Obstacles to social participation and ways to boost it in radio. Communication Research, 17(64), 133-157. https://doi.org/10.22082/cr.2010.23804. (in Persian) 
Arastehkho, M. (1998). History of political participation in iran, its sociological obstacles and problems. Quarterly Journal of Population, 23 & 24, 90-99. http://noo.rs/mbdng. (in Persian)  
Arianpour, M., Abazari, M., & Bahramiqasrchemi, Kh. (2023). A study of challenges and strategies for informed political participation in the election system of the Islamic Republic of Iran. Iranian Political Research, 1,109-130. https://doi.org/10.22034/sej.2022.1945240.1399. (in Persian) 
Asgari, N., Nikoukar, Gh. Safari, H., & Gholami, M. R. (2015). Competency model of Islamic Republic of Iran's based on 2025 vision plan. Management in Islamic University, 4(1), 23-38. Retrieved from https://sid.ir/paper/242326/en. (in Persian)  
Baeilashaki, M., & Pishgahifard, Z. (2009). Analysis of iranian peoples elections behavior (case study noshahr and chalous poll stations in the eighths elections of parlement). Journal of Human Geography, 1(3), 93-112. Retrieved from https://sid.ir/paper/177135/en. (in Persian)  
Bagrezaei, P. (2008). Study of social and cultural factors affecting the political participation of women in ilam city. Ilam Culture Journal, 20 & 21. Retrieved from https://ensani.ir/fa/article/download/276007. (in Persian) 
Basak, N. (2017). Social factors affecting youth political participation. International Congress of Islamic Sciences, Humanities. Retrieved from Https://sid.ir/paper/896696/fa. (in Persian) 
Bashirieh, H. (2013). Political sociology: The role of social forces in political life. Tehran: Ney Publishing. (in Persian)
Bastani, S., & Lolaie, F. (2013). Media use and political behavior of tehran university students. Journal of Studies of Socio-Cultural Development, 1(3), 7-38. Retrieved from https://sid.ir/paper/246545/en. (in Persian)  
Behnoi Gadneh, A., & Rahmati, M. (2013). Investigating the role of mass media use in the level of students' political participation with emphasis on presidential elections. Quarterly Journal of Election Studies, 2(3). Retrieved from http://noo.rs/F0PqB. (in Persian)   
Bostani, H. (2003). Investigating the effect of students' socio-economic status on their level of political participation and providing policy solutions to strengthen this participation. Master's thesis in political science, university of Tehran. Supervisor: Hamidreza Malekmohammadi. (in Persian)
Bouzar Jomehri, H., Rajaie, S., Sanaei, M., & Herandi, Y. (2020). Transparency, e-participation, and open government new methods for government rightsizing and agility. Science and Technology Policy Letters, 9(4), 5-14. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.24767220.1398.09.4.1.1. (in Persian)   
Chabaki, U. A. (2003). Gender and political participation: A comparative study of political participation of female and male students in Tehran. Humanities Quarterly, Al-Zahra University (s), 44. Retrieved from http://noo.rs/AFZC3. (in Persian)   
Clark, J. K. (2018). Designing public participation: Managing problem settings and social equity. Public Administration Review, 78(3). 362-374. https://doi.org/10.1111/puar.12872.
Dabirnia, A., & Sheibani, A. (2020). Representativeness, dynamic representative system and constitutional capacities of the islamic Republic of Iran. Majlis & Rahbord, 27(102 ),73-92. Retrieved from https://sid.ir/paper/376542/en. (in Persian) 
Dara, J., & Sadeghi, E. (2022). Analysis of the electoral system in the Islamic Republic of Iran investigation of injuries and solutions. Political Sociology of Iran, 4(4), 1463-1480. Retrieved from http://doi.org/10.30510/pscci.2024.478944.1078. (in Persian)  
Dehestani Esfandabadi, H. (2007). Cooperation between the government and non-governmental organizations in development. Culture and Cooperation, 47. (in Persian)
Dehghani, H. (2020). Explaining the electoral behavior in citizens of isfahan byemphasizing on columbia and michigan model: a case study. Strategic Studies of Public Policy (Strategic Studies of Globalization Journal), 9(33), 170-190. Retrieved from https://sid.ir/paper/386086/en. (in Persian)  
Delforuz, M. T. (2013). Suggestions for rationalizing the number of candidates for the presidential election in light of the experiences of other countries. Tehran: Islamic Consultative Assembly Research Center. Retrieved from https://report.mrc.ir/article_5146.html. (in Persian) 
Dianati Niat, J. (2003). Study of social factors affecting the level of political participation of students at the university of Tabriz. Master's thesis in sociology, University of Tabriz, Supervisor: Hossein Banifatemeh. https://elmnet.ir/doc/10380113-85166. (in Persian)  
Dini Torkamaani, A. (2007). An explanation for falling of social capital in iran. Social Welfare, 6(23), 147-171. Retrieved from https://sid.ir/paper/56504/en. (in Persian) 
Dorosti, H. (2015). The pathology of the islamic consultative assembly electoral propaganda in light of legal principles governing propaganda. Majlis & Rahbord, 21(80), 89-111. Retrieved from https://sid.ir/paper/224927/en. (in Persian) 
Duverger, M (1980). Political sociology (Translated from English to Persian by Abolfazl Ghazi, Tehran: Tehran University Press. (in Persian) 
Ebrahimi, Sh., Najafi, D., Mahmoodoghli, R., & Sadeghi Naghdali, Z. (2013). Review of relationship between social networks and political activities among students at isfahan university. Rahbord, 22(66), 263-284. Retrieved from https://sid.ir/paper/89278/en. (in Persian) 
Elmi, M. (2008). Gender, political awareness and political participation of students. Journal of Women and Family Studies, 1(1). (in Persian) 
Emamjomezade, S. J., Mahmoodoghli, R., & Isanejad, O. (2010). A study of relationship between religiosity and political participation of the students of isfahan university. Research Letter of Political Science, 6(1). https://www.ipsajournal.ir/article_135.html. (in Persian) 
Emamjomezade, S. J., Karami Rad, J. (2012). Analysis of Effective factors on election behavior with emphasis on Iran. Political Research, 2(3), 9-36. https://doi.org/10.22108/prj.2012.22122. (in Persian)
Fatemi Nia, S. (2007). Citizenship culture: Incarnate good governance, efficiency organization and active citizen. Social Welfare, 7(26), 35-58. Retrieved from https://sid.ir/paper/56560/en. (in Persian)  
Fathi, Y. (2019). The role of people in politics, foundations and its consequences in Imam Khomeini's political thought. Islamic Revolution Research Journal, 9(31), 79-95. https://doi.org/10.22084/rjir.2019.18054.2628. (in Persian) 
Firouzja'yaan, A., & Jahaangiri, J. (2008). Sociological analysis of students’ political participation case study: Students of university of tehran. Ferdowsi University of Mashhad Journal of Social Sciences, 5(1). https://doi.org/10.22067/jss.v0i0.8732. (in Persian) 
Fouladi, M. (2010). National solidarity and public participation. Marafat Quarterly, 90, 89. (in Persian) 
Ganji, Gh. A., Sarayloo, H., & Talebi, Y. (2012). Investigating the relationship between religiosity and political participation: A case study of students at Islamic Azad University of Mashhad. Political Studies, 5(17). Retrieved from https://sanad.iau.ir/Journal/jourm/Article/960583. (in Persian)    
Ghafouri, M., & Jafari, R. (2008). Social capital, civil society and democracy; mutual or one-sided relationship. Journal of Political Science, 12, 209-238. (in Persian) 
Ghahreman, M., & Vazei, H. (2022). Political transparency and strategies to promote popular participation in the Islamic Republic. Political Sociology of Iran, 5(12), 3186-3210. https://doi.org/10.30510/psi.2022.305616.2394. (in Persian) 
Ghanaee, F., & Gheisari, N. (2017). Political participation and electoral behaviors (voting preferences) of people from imam khomeini’s viewpoint. Islamic Revolution Research Journal, 7(22), 99-121. Https://doi.org/10.22084/rjir.2017.12560.2019. (in Persian) 
Ghanbarloo, A. (2016). The impacts of elections on the international reputation of the governments: With emphasis on the Islamic Republic of Iran. Strategic Studies Quarterly, 18(69), 171-196. Https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.17350727.1394.18.69.7.3. (in Persian) 
Ghazi, M. R. (2013). Investigating the role of structural and relational dimensions of social capital in explaining political participation, a case study of students at the university of Isfahan. Master's thesis in political science, University Of Isfahan, supervisor: Seyyed Javad Imamjomezadeh. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.10283102.1393.23.1.7.3. (in Persian)  
Ghezelsaflo, M. (2010). Investigating the impact of the internet on the level of political participation: A case study of students at the university of mazandaran. Master's thesis, University Of Mazandaran, supervisor: Nader Razeghi. (in Persian) 
Ghorbanizadeh, V., Motazedian, R., Hosseinpour, D., & Rahbar, A. (2021). Future scenarios of public participation in iranian policy making. Journal of Strategic Management Studies, 12(45), 181-204. Retrieved from https://sid.ir/paper/410284/en. (in Persian)  
Golshani, A. (2019). Pathology of presidential elections and reform solutions it’s in the Islamic Republic of Iran. The Islamic Revolution Approach, 12(45), 107-136. (in Persian) 
Hadavand, M. (2008). An introduction to economic regulation, Tehran, majles and research. Majles Research Center, 14(56), 47-84. (in Persian)
Hamidi Zangir, A. (2011). Investigating the relationship between social capital and electoral participation rate, case study: Students of payam noor university. Master's thesis in sociology, University of Tabriz, Supervisor: Hossein Banifatemeh. http://dorl.net/dor/20.1001.1.24766933.1393.5.2.3.2. (in Persian) 
Hasani, G. (2010). The relationship between social, political alienation and social, political participation. Social Sciences, 17(50), 129-170. https://doi.org/10.22054/qjss.2010.6814. (in Persian) 
Hashemi, S. M. (2005). Civil society and political system. Journal of Legal Research, 23. (in Persian) 
Hersij, H. (2013). Investigating the relationship between cyberspace and political participation: A case study of Isfahan University students. Quarterly Journal of User Sociology, Isfahan University, 24(2). Retrieved from https://sid.ir/paper/495803/fa. (in Persian)
Hooman, H. A. (2012). The structure of motivation for political participation of students at Islamic Azad University Research report: research vice-chancellor, central Tehran branch. (in Persian) 
Hosseini, S. H., & Soleymani, M. (2020). The pattern of people's participation in the economy, with emphasis on imam Khomeini's thought. Marifate Eghtesadie Islami, 11(1), 131-150. Retrieved from https://sid.ir/paper/375863/en. (in Persian)  
Imam Khamenei, S. A. (2011). Statements at the great gathering of the people of kermanshah, 20/07/2011. (in Persian) 
Jafarinejad, M., Babanasa, H., & Rabiei, Sh. (2011). Analysis of the voting behaviour (Case study: the tenth presidential elections in haris election constituency). Political and International Scientific and Research Quarterly, 3(7), 159-206. Retrieved from https://sid.ir/paper/172840/en. (in Persian) 
Javid, M. J., & Fattahi Zafarghandi, A. (2014). Public participation's methods in administrating islamic government. Public Law Knowledge Quarterly, 2(6), 69-88. (in Persian) 
Karimi Bojden, A. (2008). The impact of cyberspace on political participation: A case and comparative study of students at Mazandaran University campus. Master's thesis, Mazandaran University, supervisor: Ali Karimi. (in Persian)  
Katouzian, M. A.  (2003). The conflict between the state and the nation: Theory of history and politics in Iran Translated by Alireza Tayyeb. Tehran: Ney. (in Persian)  
Katouzian, M. A. (2011). Iran, short-term society and three other articles. Translated by Abdullah Kowsari. Tehran: Ney. (in Persian) 
Kavakebyan, M. (2022). The obstacles to democracy in Iran. Political Sociology of Iran, 5(12), 3589-3603. https://doi.org/10.30510/psi.2022.363316.4038. (in Persian) 
Kazemian, Gh., & Mir-abedini, S. Z. (2011). Pathology of integrated urban management in tehran from the perspective of urban policy and decision-making. Fine Arts Journal, 46. Retrieved from https://sid.ir/paper/496394/fa. (in Persian)  
Khajesarvi, Gh., & Jafarpour Kolouri, R. (2014). A comparative study on political participation in both second pahlavi and Islamic Republic of Iran eras. Journal of Specialized Social Science, 11(40), 49-77. Retrieved from https://sid.ir/paper/255025/en. (in Persian)  
Mahmoodi, A., Habibi, A., & Jemrasi, D. (2022). The role of people's participation in the evolution of governance. Journal of Exalted Governance, 2(4), 31-46. Retrieved from https://hm.sndu.ac.ir/article_1984.html. (in Persian)   
Manteghi, M. (2004). The third generation, opportunities and threats. Scientific conference on youth, hope and future. University of Tehran, Faculty of Social Sciences. (in Persian) 
Masoudnia, H., Rahbar-e-Qazi, M. R., Rouhani, H., & Keshavarz, H. (2012). Studying the effect of motivational factors on political participation among students of qazvin international university. Quarterly Journal of Political Research of The Islamic World, Qazvin University, 2(2). Retrieved from http://priw.ir/article-1-125-fa.html. (in Persian) 
Mazhari, M., Dehghanian, R., Mojtehedi, M. R., & Mulaee, A. (2022). Explaining the opportunities for the presence and participation of the people in the islamic revolution. Islamic Revolution Research, 11(2), 139-164. Retrieved from https://www.roir.ir/article_154078.html?lang=en. (in Persian)   
Mehregan, N., & Ezati, M. (2006). The effect of economic variables on participation of iranian people in elections. Journal of Sustainable Growth and Development (the Economic Research), 6(1), 51-63. Retrieved from https://sid.ir/paper/86477/en. (in Persian)  
Mohammadi, J., Bagheri, K., & Heydari, S. (2015). The measurement and evaluation of citizen participation in urban affairs and factors affecting it case study: Sanandaj city. Journal of Social Analysis Social Order and Inequality, 7(2). Retrieved from https://sid.ir/paper/361464/en. (in Persian) 
Mohammadifar, N., Yousefi Jooybari, M., Souri, H., & Mohammadi, M. (2013). Study of socio-economic factors affecting electoral behavior with emphasis on the ninth and tenth presidential elections, Case study: Kermanshah city. Quarterly Journal of Political and International Knowledge, 2(5). Retrieved from https://elmnet.ir/doc/1404492-54661. (in Persian)   
Mohseni Tabrizi, A. (2006). Alienation, an obstacle to participation and national development: Examining the relationship between alienation and social and political participation. Cultural Research Letter, 1, 89-109. (in Persian)  
Mosfa, N. (1996). Women's political participation in Iran. Tehran: Ministry of Foreign Affairs Publications. (in Persian) 
Moshfegh, M. A. (2017). Pathological analysis of the electoral system. Tehran: Kavir. (in Persian) 
Mousavi, M. T. (2007). Social participation as a component of social capital. Social Welfare, 6(23), 67-92. Retrieved from https://sid.ir/paper/56501/en. (in Persian) 
Naderi, A. (2017). Meta-analysis of iranian students' political participation: studying the effectiveness of objective, motivational, cultural-sociocultural, and institutional explanatory factors. Sociological Review, 24(1), 259-290. https://doi.org/10.22059/jsr.2017.63556. (in Persian)  
Palizban, M. (2011). Student’s interest in political participation and its effective factors. Politics Quarterly: Journal of Faculty of Law and Political Science, 41(2), 33-49. Retrieved from https://sid.ir/paper/110526/en. (in Persian) 
Paterson, B., Thorne, S., Canam, C., & Jillings, C. (2001). Meta- study of qualitative health research: a practical guide to meta-analysis and meta-synthesis. Sage, California. https://doi.org/10.1016/S0020-7489(02)00059-7.
Qaragozlou, M. (2009). The theory of degeneration from the perspective of saadi and ibn khaldun. Saadi Studies, 12, 168. (in Persian)
Rabbani, M. (2010). Investigating the effect of ethnic identity on political participation: A case study of tehran university students. Master's thesis in political science, University of Tehran, supervisor: Rahim Abolhasani. Retrieved from https://noordoc.ir/thesis/38463. (in Persian)   
Rahimi Rostamabadi, A. (2009). Investigating the relationship between national identity and students' political participation, case: Qom university students. Master's thesis in sociology, Allameh Tabatabaei University, Supervisor: Mohammad Hossein Panahi. Retrieved from https://elmnet.ir/doc/10504132-64113. (in Persian)   
Rahimi, M. R., & Imanpour, Gh. (2018). Investigating the role of accountability and its impact on sustainable development management. Journal of Modern Research Approaches in Management and Accounting, 2(4), 115-123. Retrieved from https://majournal.ir/index.php/ma/article/view/48. (in Persian)  
Rahmatolahi, H., & Agha Mohammad Aghaee, E. (2014). An introduction on the role of state in particibility of people. Legal Studies (Journal of Social Sciences and Humanities of Shiraz University), 5(3), 67-107. Retrieved from https://sid.ir/paper/223507/en. (in Persian)  
Rahmatullahi, H. (2009). The transformation of power (State and overeignty from the dawn of history to the age of globalization). Tehran: Mizan Publications. (in Persian) 
Rahmatullahi, H., & Agha Mohammad Aghaei, E. (2016). A reflection on the relationship between the state and the citizen, Transition from an absolute state to a constitutional state. Tehran: Khorsandi Publications. (in Persian) 
Ranjbaran, R., Rajabi, S., & Ghiyashi, H. (2021). People-centered economy: foundations, Necessity and quality of realization from the perspective of ayatollah khamenei. Tehran: Imam Sadeq University Press. Retrieved from https://isu.ac.ir/printme-11.1924.7826.fa.html. (in Persian)   
Razi, D. (2001) Comparative study of social factors affecting the level of public participation in the six presidential elections after the victory of the revolution in Iran. Al-zahra University (s) Humanities Quarterly, 11(37 & 38). Retrieved from http://noo.rs/D1XVM. (in Persian)   
Safari, M. (2017). Strategies for public participation in the political process of governance, obstacles and limitations. National conference on management and humanities research in Iran (Second international conference and fourth national conference). Retrieved from https://sid.ir/paper/897697/fa. (in Persian) 
Sahraie, A. (2013). The sociological study of political culture of students in Tehran University and effective factors on it. Ferdowsi University of Mashhad Journal of Social Sciences, 9(2). https://doi.org/10.22067/jss.v0i0.16890. (in Persian) 
Sandelowski, M., & Barroso, J. (2006). Handbook for synthesizing qualitative research. Springer Publishing Company. https://doi.org/10.46743/2160-3715/2009.2820.
Sarmadi, M., Mehrabi Koshki, R., & Rahbar Qazi, M. R. (2014). Investigating the effect of social capital on participation in elections. Social Issues of Iran (Khwarazmi University), 5(2), 41-60. http://dorl.net/dor/20.1001.1.24766933.1393.5.2.3.2. (in Persian)  
Seddiq Orei, Gh. (2012). Cultural conflicts and social consensus, collection of articles on social consensus and public culture. The Ministry of Culture and Guidance, 1(21). (in Persian)
Seddiq Sarvestani, R., Imani, H., & Firouzabadi, A. (2007). Analysis of urban governance models in the third term elections of the islamic city council of Tehran. Social Welfare, 7(26). Retrieved from http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-2-fa.html. (in Persian)   
Seyedemami, K,. & Abdelah, A. (2009). A survey of factors affecting voting behavior of people residing in tehran. Research Letter of Political Sciense, 4(4), 109-146. Retrieved from https://sid.ir/paper/115856/en. (in Persian) 
Seyedemami, K,. & Montazeri Moghaddam, R. (2012). The role of interpersonal trust and performance of political institutions in establishing the political trust: A survey by university students in tehran. Research Letter of Political Sciense, 7(4), 189-216. Retrieved from https://sid.ir/paper/115832/en. (in Persian)  
Seyedemami, K. (2007). The political participation of university students in iran: some predictive indicators. Research Letter of Political Sciense, 2(1), 59-77. Retrieved from https://sid.ir/paper/408545/en. (in Persian)  
Shafiee, Sh. (2002). Study of factors affecting social participation of citizens of ardabil city. New Season Internet Magazine, 2(50), 24-17. (in Persian) 
Shahramnia, A. M., Milani, J., & Karami Rad, J. (2016). Factors affecting electoral behavior in the 10th presidential election, Case study: Isfahan plain. Quarterly Journal of Strategic Policy Research, 5(19). Retrieved from https://sid.ir/paper/519968/fa. (in Persian)  
Shahriari, H. (2016). The comparative analysis of political attitude of human science students; Case study: Tehran University students. Journal of Political Knowledge, 10(2), 63-101. https://doi.org/10.30497/pk.2016.1686. (in Persian)  
Shamsa, M. R. (2009). The necessity of drafting a comprehensive electoral law. Political Studies Office. (in Persian) 
Sheikhzadeh, H. (2022). Social factors affecting the participation of the people of tehran in the elections of the 11th term of the islamic consultative assembly. Political Sociology of Iran, 4(4), 53-75. https://doi.org/10.30510/psi.2022.241692.1210. (in Persian) 
Shekarbeigi, A., & Kamalvandi, F. (2019). Sociological explanation of political participation in ilam province looking at parliamentary elections. Political Quarterly, 49(3), 665-681. https://doi.org/10.22059/jpq.2019.225434.1007005. (in Persian) 
Shojaei, A. (2013). The role of political parties in the iranian electoral system. Master's thesis, faculty of economics, University of Isfahan. Retrieved from https://elmnet.ir/doc/10600408-39721. (in Persian)    
Soheili Najafa Abadi, S. (2012). The effect of teaching constitutional law on political participation of students in Hormozgan province. Research project: vice-chancellor of research and technology, Islamic Azad University, Qeshm Branch. Retrieved from http://noo.rs/6YfN4. (in Persian)   
Soroush, L. (2015). Sociological analysis of political participation of Shiraz University students. Conference on sustainable development in educational sciences, social and cultural studies. (in Persian)
Tahan Nazif, H., & Kadkhodamoradi, K. (2019). Pathology of the legal system governing the processes of monitoring the elections to the islamic consultative assembly in the light of general election policies. Public Law Studies Quarterly, 49(4), 1127-1148. https://doi.org/10.22059/jplsq.2019.256322.1722. (in Persian) 
Taleshi, M., & Effati, M. (2009). Participatory planning. Tehran: Payam Noor University Press. (in Persian)
Tamizkar Mostaghim, M., & Abbasi, B. (2015). The posed popular political participation challenges to the political system of the Islamic Republic of Iran. Journal of Political Studies, 8(29), 151-180. Retrieved from https://sid.ir/paper/161475/en. (in Persian) 
Teimouri, E., Akbari, N. A., & Nadi, S. (2015). Analysis of the effective factors on voter turnout in iran's presidential election in 2013. Majlis & Rahbord, 22(83), 273-303. Retrieved from https://sid.ir/paper/224641/en. (in Persian)  
Vaezi, R., & Azmandian, M. S. (2011). Three dimensional accountability model: A different vision toward accountability. Police Management Studies Quarterly, 6(1), 131-155. (in Persian) 
Veisi, H. (2012). Pathology of local government (Case study: islamic councils of iranian metropolitan cities). PhD thesis. department of political geography, faculty of humanities, tarbiat modares university. Retrieved from http://hsmsp.modares.ac.ir/article-21-6691-fa.html. (in Persian)   
Webler, T., & Tuler, S. (2021). Four decades of public participation in risk decision making. Risk Analysis, 41(3). 503-518. https://doi.org/10.1111/risa.13250.
Yavari, A. (2018). The screening of the eligibility of candidates in the election by the guardian council: A different approach. Legal Research Quarterly, 20(80), 213-237. https://doi.org/10.22034/jlr.2018.111274.1050. (in Persian) 
Yazdanpanah, L. (2007). The study of obstacles of social participation among citizenship's tehran city. Social Welfare, 7(26), 105-130. Retrieved from https://sid.ir/paper/56559/en. (in Persian)  
Yousefi, A. A., & Jalali, A. (2019). Second step statement; people-centered economy and media. islamic research, Islamic Republic of Iran broadcasting organization; department of cultural, Social and International Studies, Religion and Media, 1. (in Persian)  
Zarei, Gh. (2010). Studying the level of students' political participation and sociological factors affecting it at Birjand University. Master's thesis in sociology, Payam Noor University of Tehran, supervisor: Parvaneh Dana. Retrieved from https://elmnet.ir/doc/10524696-71411. (in Persian)   
Volume 12, Issue 47
Autumn 2024
Pages 686-720

  • Receive Date 01 November 2023
  • Revise Date 16 December 2023
  • Accept Date 06 January 2024