1. مقدمه
انقلاب اسلامی ایران که به رهبری امام (ره) و مشارکت آحاد مردم ایران اسلامی در سال 1357 به پیروزی رسید، حادثۀ بس شگرف و اثرگذار در مناسبات و معادلات جهانی، منطقهای و ملی قلمداد میشود که ریشه در تفکر ناب اسلام شیعی و ولایی، حقطلبی، ظلمستیزی و استقلالطلبی ملت کهن ایران دارد. امروزه میراث گرانبهای امام خمینی (ره) و نسل درخشان انقلابیون، با عنوان انقلابیگری و تداوم روحیۀ انقلابی، گفتمان محوری جمهوری اسلامی ایران و دال مرکزی گفتمان نورانی مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) بوده و مزیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مدیریت و حکمرانی منحصربهفرد جهادی و سیاست خارجی ظلمستیزانه برشمرده میشود و پس از گذشت بیش از چهل سال خار چشم دشمنان و مستکبران جهانی و ایادی منطقهای آنان است.
انقلاب اسلامی ایران با برخورداری از جامعیت، تکیه بر مکتب حیاتبخش اسلام و جهانبینی وحیانی، و با بهرهگیری از عقل و حس، ساختن جامعهای سالم، تربیت و تعالی انسان و حاکمیت عدالت واقعی را هدف و آرمان خود قرار داده است که الگوی آن دو نمونه از نظام و جامعۀ ارزشی عصر پیامبر اعظم (ص) و امیرالمؤمنین (ع) است (سعیدی، 1393، ص. 236). تداوم موفقیتآمیز و روبهرشد انقلاب اسلامی پس از گذشت چهل سال و منحرف نشدن از آرمانهای نخستین آن، با وجود دشمنیهای متعدد و پیچیدۀ نظام سلطه و در رأس آن استکبار جهانی آمریکا، نشان میدهد ساختار و ماهیت انقلاب اسلامی دارای ویژگیها و شاخصهای منحصربهفردی است که توانسته این مسیر دشوار را بپیماید تا جایی که الگوی نظام حکومتی اسلام در پرتو اصل ولایت فقیه، در جهان بشری عموماً و در عالم سیاست خصوصاً شکل گرفته و نشانی کامل از استقلال، آزادی و پویایی طریقت و کمال انسانها را در خود دارد (جوادیآملی، 1378، ص. 16). با پیروزی انقلاب ایران، در سراسر جهان اسلام، افسون و جذبۀ اسلامی در مردم ایجاد شد؛ مردمی که از عظمت قدرت خود بیاطلاع بودند (قاسمی، 1397) و باعث شد هم در ساختار و هم در کارکرد نظام بینالملل، تحولاتی اساسی رخ دهد. در ساختار نظام بینالملل، با توجه به حاکم بودن نظام دوقطبی، ایجاد جبههای جدید بدون اتکا به غرب و شرق، سبب فعالتر شدن جنبش عدم تعهد و ملتهای مستقل شد تا جایی که توانستند در عرصۀ روابط بینالملل نقشآفرین شوند. همچنین باعث شکلگیری و تقویت محور مقاومت شد (محمودیرجا، باقریدولتآبادی و راوش، 1397).
از سال ۲۰۱۱ م، نیز با خیزشهای مردمی و اسلامی در کشورهای منطقه و شمال آفریقا، علیه حاکمان مرتجع و استکبار قیام شد. از مهمترین اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی ایران عبارت است از گسترش عدالت ـ نفی ظلم و ستم ـ حمایت از ستمدیدگان و مظلومان و نفی استکبار. حمایت از مستضعفان در قبال مستکبران جهان مسئلهای بسیار اساسی و مورد توجه رهبر انقلاب اسلامی بوده است؛ بهطوری که ایشان چند ماه بعد از به ثمر رسیدن انقلاب، لزوم تأسیس حزب جهانی به نام «حزب مستضعفین» را مطرح کردند (صالحاصفهانی، نظامیپور، کاظمیقمی و فرجی، 1399). در اصل 154 قانون اساسی نیز، درخصوص حمایت از مستضعفان آمده است: «جمهوری اسلامی ایران... در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر از مبارزۀ حقطلبانۀ مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت میکند» همچنین انقلاب اسلامی ایران زمینهای را فراهم کرد تا در آن، به دست ملت ایران، سایر انسانها به رحمتهای معنوی الهی دست یابند (مصباحیزدی، 1392).
انقلاب اسلامی علاوه بر دارا بودن ویژگیهای مشترکِ اغلب انقلابها، مانند آزادی، برابری، استقلال و توسعه، از ویژگیهای منحصربهفردی هم برخوردار بود؛ خصوصیاتی مانند عقیده و ایمان، معنویت، قدرت رهبری و ولایت فقیه و نفوذ معنوی آن، نقش مساجد در حرکتآفرینی، نقش حوزههای علمیه در پیشبرد آرمانهای اسلام و انقلاب، وحدت پیام و هماهنگی همۀ مراکز الهامبخش انقلاب، مشخص بودن راه آینده از همان آغاز حرکت، ایثار و شهادت و پیشتاز بودن روحانیت (ملکوتیان، 1393).
الگوی راهبردی انقلاب اسلامی ایران بهگونهای است که توانسته با بحرانها، موانع و چالشها مقابله کند. در طول عمر انقلاب اسلامی، امام (ره) و یاران انقلاب این بحرانها و چالشها را از پیش پای انقلاب برداشته و در هر مرحله با توان مضاعف و تجربۀ بیشتر اهداف را دنبال کردهاند. برخی از این بحرانها و حوادث عبارت است از ناهماهنگی شورای انقلاب و دولت موقت، جنگ تحمیلی و وقوع فتنههای فراوان از قبیل فتنۀ ملیگرایان، منافقین، فداییان خلق، روحانیتزدایی، فتنههای خوزستان، کردستان، ترکمنصحرا، بلوچستان، ماجرای ساختگی دادگاه میکونوس، لاکربی، ماجرای حمله به طبس، فتنۀ بزرگ سال 88، گروههای ضدانقلاب و ترور شخصیتهای برجستۀ انقلاب و دانشمندان هستهای، بحث هستهای، تحریمهای بینالمللی و جنگ نرم. عبور نظام جمهوری اسلامی ایران از این حوادث و بحرانها که هرکدام بهتنهایی میتوانست حکومتی را سرنگون کند، نشاندهندۀ وجود ساختار و شاخصهای منحصربهفردی در نظام مقدس جمهوری اسلامی است که با تکیه بر آنها انقلاب اسلامی توانسته مسیر رشد و پیشرفت خود را طی کند و حوادث و بحرانها را پشتسر بگذارد و مهمتر از آن، با آگاهیهای عمیقی که در میان ملتهای مسلمان جهان، بهویژه در کشورهای اسلامی، به وجود آورد، زمینۀ تحولات سیاسی ریشهدار، بینشها، گرایشها، حرکتها و سازماندهیهای سیاسی چشمگیری را فراهم کرد. در متون علمی دربارۀ انقلاب اسلامی، هرچند به مواردی از قبیل ریشهها و علل و عوامل وقوع انقلاب، موانع و چالشهای آن و نیز چشمانداز آتی انقلاب پرداخته شده است، الگوی راهبردی انقلاب اسلامی بر این آثار حاکم نیست. ازهمینرو ضروری است برای ادامۀ موفقیتآمیز مسیر تکامل و مواجهه با چالشها و رویدادهای پیشِروی انقلاب اسلامی، الگوی راهبردی حاصل از تحلیل و مرور تجربیات کشور در طول این سالها با توجه به مؤلفههای اصلی قدرت انقلاب اسلامی، یعنی ولایت فقیه و قانون اساسی، تدوین گردد. بر این اساس، هدف پژوهش تدوین «الگوی راهبردی انقلاب اسلامی» براساس گفتمان ولایت فقیه و قانون اساسی است.
2. چارچوب نظری
2ـ1. انقلاب از نظر اندیشمندان مسلمان
از نظر شهید آیتالله سیدمحمدباقر صدر، انقلاب جنبشی سرسختانه و برمبنای اصول مکتبی معیّنی است که با درک واقعیتهای موجود، به دنبال دگرگونی بنیادین در تمام ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی و معیارها، اصول و ارزشهای حاکم است (جمشیدی، 1375، ص. 120). استاد مطهری، برخلاف نظر برخی اندیشمندان مکاتب که اقتصاد را ریشۀ همۀ انقلابها میدانند، معتقد است ماهیت همۀ انقلابها مادی نیست و هرچند ممکن است ریشۀ پارهای از انقلابها دوقطبی شدن جامعه از نظر اقتصادی باشد، بسیاری از انقلابها ماهیتی سیاسی یا اعتقادی و ایدئولوژیک داشتهاند. ماهیت اعتقادی یعنی وقتی مردم مؤمن و معتقد به یک مکتب، آن مکتب را در معرض آسیب میبینند، برای برقراری مکتب دست به قیام میزنند که این انقلاب به سیری و گرسنگی آنان ربطی ندارد (ملکوتیان، 1393). بدین ترتیب، عنصر آزادیخواهی که در نظر برخی، از عوامل عمدۀ انقلابهای بزرگی همچون انقلاب فرانسه بوده است، به انقلاب اسلامی راه مییابد. همانطور که با انگیزۀ محرومیتزدایی که در حرکت و مبارزۀ مستضعفان علیه اغنیا نقش مؤثری دارد، عامل اقتصادی وارد حوزۀ انقلاب به مفهوم اسلامی میشود. به عقیدۀ زنجانی و میرزاده کوهشاهی (1389)، اگر این تقسیمبندی درست باشد که انقلابها اقتصادی یا انسانی (آزادیخواهانه) یا مذهبی و عقیدتیاند، انقلاب اسلامی را میتوان از هر سه نوع دانست، که در این صورت، ما به نوع چهارمی از انقلاب برخوردهایم که باید آن را تعریف و تفسیر کنیم (ص. 12).
2ـ2. انقلاب در نظریههای سیاسی قرن بیستم
قرن بیستم را قرن انقلابها نامیدهاند (آرنت، 1361، ص. 17). این قرن، هم از نظر تعداد انقلابهایی که در آن رخ داده و هم از نظر تعدد و تنوع نظریههای انقلاب از سدههای پیشین کاملاً متمایز است؛ بهطوری که شاید بتوان این قرن را علاوه بر قرن انقلابها، قرن شکوفایی نظریههای انقلاب نیز نامید. مطالعۀ علمی و تطبیقی در مورد انقلابها بهطور جدی پس از انقلاب 1917ـ1921 روسیه آغاز شد. تاکنون دستهبندیهای متفاوتی از نظریههای انقلاب قرن در بیستم ارائه شده است. برای مثال تدا اسکاچپول (1379) نظریههای معاصر انقلاب را به چهار دستۀ کلی تقسیم کرده است: 1. نظریههای مارکسی و مارکسیستی؛ 2. نظریههای روانشناختی تودهای؛ 3. نظریههای ارزشی که انقلاب را پاسخ خشونتبار جنبشهای عقیدتی به نابرابریهای اجتماعی میدانند؛ 4. نظریههای منازعۀ سیاسی (صص. 23ـ25). دستهبندی دیگر در این زمینه از رادیا است. وی نظریههای انقلاب را در سه الگوی توطئه، آتشفشان و سیاسی دستهبندی کرده است. تیلور هم براساس رهیافت مسلط علمی نظریهپردازان، نظریههای انقلاب را به چهار دستۀ جامعهشناختی، روانشناختی، اقتصادی و سیاسی تقسیم کرده است (ملکوتیان، 1393). فریده فرهی (1377) نیز در مقالۀ «نظریۀ اسکاچپول و انقلاب اسلامی» به تقسیم نظریههای انقلاب پرداخته است. از نظر وی، در دهههای 1960 و 1970 میلادی چهار دیدگاه دربارۀ انقلاب مطرح شده است:1. دیدگاه روانشناختی؛ 2. دیدگاه کارکردگرایی؛ 3. دیدگاه کشمکش سیاسی یا بسیج منابع چارلز تیلی؛ 4. تأکید بر شیوۀ تولید و ساختار روابط اجتماعی (صص. 470ـ471).
دیگر دستهبندی نظریههای انقلاب که نزد بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی و اجتماعی مقبولیت یافته، از جک گلدستون (1392) است که مبنای تحقیق حاضر خواهد بود. به عقیدۀ وی، نظریههای انقلاب در قرن بیستم به سه نسل متفاوت تعلق دارند: نظریههای تاریخ طبیعی دهههای 1920 و 1930، نظریههای عمومی خشونت سیاسی دهۀ 1960 و اوایل دهۀ 1970 و نظریههای ساختاری اواخر دهۀ 1970 و دهۀ 1980. با آغاز قرن بیستویکم و وقوع اتفاقاتی نظیر انقلاب اسلامی ایران، فروپاشی دولتهای کمونیست در اتحاد شوروی و اروپای شرقی، نسل چهارمی از نظریههای انقلاب در حال تکوین است (زاهد زاهدانی، 1392، صص. 63ـ89) بر این اساس، چهار نسل انقلاب عبارتاند از: نسل اول، نظریههای موسوم به «تاریخ طبیعی» انقلابها، نسل دوم، نظریههای عمومی خشونت سیاسی، نسل سوم، نظریههای ساختاری انقلاب، نسل چهارم نظریههای انقلاب.
شکل 1. عوامل مؤثر در وقوع انقلاب از دیدگاه نظریهپردازان
(منبع: یافتههای تحقیق)
2ـ3. الگوهای راهبردی
بررسی روند چگونگی تدوین راهبرد از ابتدای پیدایش این علم در اوایل دهۀ 1950 و پس از جنگ جهانی تاکنون، نشاندهندۀ تعریف پنج دوران تکامل و تحول در تدوین راهبردهای سازمانها و شرکتها از طرحریزیهای مالی و پیشبینی محیط بیرون بهسوی مدیریت و تفکر استراتژیک شده است. پیشرفتهای شگرف و سریع در عرصۀ فناوری و بازار به همراه افزایش ضریب اهمیت و تأثیر مشتری بر تعیین راهبردهای سازمانی سبب شده روشهای اخیرِ تدوین راهبرد مبتنی بر تفکر راهبردی پایهگذاری شود. بر این اساس، روشهای جدید این علم بر افزایش رقابتپذیری، مشتریمداری و ترکیب روشهای موجود در جهت افزایش اثربخشی و کارایی این علم بر نتایج و انتظارات مورد نظر از سازمانها متمرکز شدهاند. الگوهای راهبردی نمونهای ذهنی و منسجم از اجزا و عناصر تشکیلدهندۀ یک پدیدۀ راهبردی و چگونگی روابط آن اجزا با یکدیگر است (اعرابی، 1392، ص. 14).
3. روش تحقیق
تحقیق حاضر، با توجه به الگوی معرفیشده در پژوهش داناییفر، الوانی و آذر (1383)، از نظر جهتگیری کاربردی، به لحاظ فلسفۀ پژوهش ساختگرایی، از منظر رویکرد استقرایی، از لحاظ راهبرد تحلیل محتوا، از نظر اهداف اکتشافی، به لحاظ افق پژوهش مقطعی و از نظر شیوههای گردآوری دادهها کتابخانهای است.
جامعۀ آماری تحقیق رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره) و حضرت امام خامنهای (مدظلهالعالی) و قانون اساسی است که به روش نمونهگیری ساده و دردسترس انتخاب شدند. با توجه به اهداف و سؤالات پیشرو، اطلاعات مورد نیاز به روش کتابخانهای جمعآوری و وارد نرمافزار مکسکیودا شد و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی کدگذاری در دو مرحلۀ باز و محوری انجام شد. در نهایت 335 مفهوم شناسایی و مفاهیم و مؤلفههای مرتبط دستهبندی شد.
در این مطالعه، طبق نظر کرسول (1391) ، برای بررسی روایی پژوهش، از تأیید اعضا و مشارکتکنندگان استفاده شد؛ به این صورت که نتیجۀ مطالعه به افراد مشارکتکننده در تحقیق برگردانده شد و نظرات اصلاحی آنان اخذ و اصلاحات لازم انجام شد. کرسول (1391) برای بررسی پایایی در پژوهشهای کیفی، توافق در همسانی رمزگذاری بین دو یا چند رمزگذار را پیشنهاد میکند. بنابراین در زمینۀ پایایی، از روش توافق یا همخوانی بین مشارکتکنندگان استفاده شد و ضریب توافق 78 درصد به دست آمد. تجزیهوتحلیل دادهها، قلب روش تحلیل محتواست و نوعی تحلیل مقایسهای دادههاست که از آن به مقایسۀ مستمر تعبیر میشود. تولید مقولهها و ایجاد ارتباط بین آنها از طریق مقایسۀ بین رویدادها با یکدیگر، رویدادها با مقولهها و مقولهها با یکدیگر حاصل میشود. هدف کلی در تمام این فرایند این است که مقولهها را از بین دادهها برویانیم.
کدگذاری که همان تجزیهوتحلیل است، فرایندی کلیدی در نظریهپردازی تحلیل محتوا به شمار میرود که در آن، دادههای گردآوریشده تجزیهوتحلیل میشوند. در کدگذاری با مرور دادههای گردآوریشده، نامها و برچسبهایی به برخی اجزای تشکیلدهندۀ آنها اختصاص داده میشود که از اهمیت نظری یا برجستگی خاصی دربارۀ موضوع مورد بررسی برخوردارند (ضرغامیفر و آذر، 1392). همزمان با گردآوری دادهها، تجزیهوتحلیل از طریق کدگذاری باز انجام شده است.
4. یافتههای تحقیق
با توجه به هدف پژوهش، ابتدا رهنمودها و تدابیر امام خمینی و حضرت امام خامنهای و مقالات و گزارشهای منتشرشده در این زمینه مطالعه شد. سپس آن بخش از این اسناد که بهطور کلی به سیر تکوین انقلاب اسلامی مرتبط بود، انتخاب و به سامانۀ مستندات نرمافزار مکسکیودا منتقل شد. پس از انتقال متون و دادههای مرتبط با هدف پژوهش به نرمافزار مکسکیودا، مفاهیم موجود و متون مرتبط با هرکدام از مفاهیم، براساس مؤلفههای مرتبط به روش کدگذاری باز، کدگذاری شد.
سپس مفاهیم استخراجشده براساس قرابات و ارتباطات مفهومی خوشهبندی و در قالب جدولهای مفهوم ـ مؤلفه معرفی شد. در این مرحله، کدهای ایجادشده در سامانۀ کد نرمافزار برحسب مفاهیم هرکدام و با استفاده از قابلیتهای موجود در نرمافزار مقولهبندی و براساس سلسلهمراتب مؤلفهها و مفاهیم بهشکل ساختیافته سازماندهی شد و در نهایت الگوی مورد نظر تدوین گردید.
جدول 1. کدهای مستخرج از بیانات امام خمینی
مفهوم متن منتخب
آزادی سیاسی «اما در جامعهای که ما به فکر استقرار آن هستیم، مارکسیستها در بیان مطالب خود آزاد خواهند بود؛ زیرا ما اطمینان داریم که اسلام دربردارندۀ پاسخ به نیازهای مردم است. ایمان و اعتقاد ما قادر است که با ایدئولوژی آنها مقابله کند.»
آزادی بیان «در هر مملکتی آزادی در حدود قوانین آن مملکت است [...] قوانین ایران قوانین اسلام است. قوانین اسلام را باید ملاحظه کرد، در چهارچوب قوانین اسلام، در چهارچوب قانون اساسی، بیان آزاد و بحث آزاد است.»
آزادی عقیده «در فلسفۀ اسلامی از همان ابتدا مسئلۀ کسانی مطرح شده است که وجود خدا را انکار میکردهاند. ما هیچگاه آزادی آنها را سلب نکرده و به آنها لطمه وارد نیاوردهایم. هرکس آزاد است که اظهار عقیده کند و برای توطئه کردن آزاد نیست.»
استقلال کشور و ردّ سلطهپذیری «ما همه یک صف هستیم و یک حرف را می زنیم. ما میخواهیم شاه و رژیم سلطنتی نباشد، یعنی آزادی و استقلال باشد. اسلام ضامن وحدت کشور، در عین آزادی و استقلال، است. قیام مردم برای این هدف است.»
استقلال کشور و ردّ سلطهپذیری «این کشور ما که قیام کرد، از اول هم که قیام کرد، جمهوری اسلامی و استقلال کامل و ’نه شرقی و نه غربی‘ را اعلام به دنیا کرد و از اول اعلام کرد به دنیا که ما نه تحت حمایت آمریکا و نه تحت حمایت شوروی و نه تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم.»
استقلال کشور و ردّ سلطهپذیری «خدای ـ تبارک و تعالی ـ بر این ملت منت گذاشت و قیام کردند، نهضت کردند، انقلاب کردند. [...] خواستند یک ملتی باشند مستقل، آزاد؛ نه وابسته به شرق باشند، نه وابسته به غرب. الآن جرم این ملت این است که میخواهد آزاد باشد، میخواهد انسان باشد، میخواهد سرنوشت خودش به دست خودش باشد.»
استقلال کشور و ردّ سلطهپذیری «جهان باید بداند که ایران راه خود را پیدا کرده است و تا قطع منافع آمریکای جهانخوار، این دشمن کینهتوز مستضعفین جهان، با آن مبارزهای آشتیناپذیر دارد.»
جدول 2. کدهای مستخرج از بیانات مقام معظم رهبری
تاریخ بیانات مفهوم متن منتخب
19/11/1392 استکبارستیزی و نفی هرگونه ستمگری «منش و ذات و رفتار دولت ایالات متحدۀ آمریکا، مداخلهگری و سلطهگری است؛ امام در مقابل این، موضع صریح و شفاف گرفت.»
19/11/1392 استکبارستیزی و نفی هرگونه ستمگری «نظام سلطه در شکل کامل خود تجسم و تجسد پیدا میکند در رژیم و دولت کنونی ایالات متحدۀ آمریکا؛ لذا امام صریحاً در مقابل آمریکا موضع گرفت.»
14/03/1394 حمایت از محرومان و مستضعفان «امام بزرگوار در طول این سالیان دراز از فلسطین حمایت کرد، [...] از افغانستان دفاع کرد. [...] امام بزرگوار در همان حال در مقابل شوروی موضع قاطع گرفت که این موضع قاطع را حتی بعضی از دولتهایی که گرایش غربی داشتند هم نگرفتند.»
19/11/1392 حمایت از محرومان و مستضعفان «امام در قضیۀ مقابله با شبکۀ صهیونیستیِ خطرناکی که بر دنیا میخواهد حکومت بکند، هیچ ملاحظهای نکردند، حرفی را پوشیده نگذاشتند، صراحتاً در مقابل صهیونیسم موضع گرفت.»
14/03/1394 اتّکال به کمک الهی «یکی از اصول امام اتّکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعدۀ الهی و نقطۀ مقابل، بیاعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزای مکتب امام است. اتّکال به قدرت الهی؛ خدای متعال وعده داده است به مؤمنین؛ و کسانی که این وعده را باور ندارند در کلام خودِ خداوند لعن شدهاند.»
14/03/1381 استقلال کشور و ردّ سلطهپذیری «حفظ استقلال کشور در همۀ زمینهها و جلوگیرى از نفوذ و رخنۀ دشمنان، جزو اصول تغییرناپذیر انقلاب است.»
02/07/1388 اثباتِ اسلام ناب محمدی «جمهوری اسلامی یک واحدی است که دارای دو بُعد است: اسلامی بودن و مردمی بودن.»
01/01/1389 رشد فضایل اخلاقی، ایمان و تقوا «اساس حکومت اسلامی و شاخص عمدۀ این حکومت عبارت است از استقرار ایمان، ایمان به خدا، ایمان به تعالیم انبیا و سلوک در صراط مستقیمی که انبیای الهی در مقابل پای مردم قرار دادند.»
جدول 3. کدهای مستخرج از قانون اساسی
منبع مفهوم متن منتخب
قانون اساسی آزادی اصل 9: «در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیکناپذیرند و حفظ آنها وظیفۀ دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هرچند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»
قانون اساسی آزادی اقتصادی اصل 22: «حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز کند.»
قانون اساسی آزادی اقتصادی اصل 47: «مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد، محترم است. ضوابط آن را قانون معیّن میکند.»
قانون اساسی آزادی مدنی اصل 22: «حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز کند.»
قانون اساسی آزادی مدنی اصل 27: «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است.»
قانون اساسی آزادی مدنی اصل 28: «هرکس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست، برگزیند.»
قانون اساسی آزادی مدنی اصل 29: «برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بیسرپرستی، درراهماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشکی بهصورت بیمه و غیره، حقی است همگانی.»
بر این اساس، با مرور رهنمودها و تدابیر حضرت امامخمینی و حضرت امام خامنهای و قانون اساسی میتوان ارزشهای بنیادین انقلاب اسلامی در جدول 4 بیان شده است.
5ـ1. ارزشهای بنیادین انقلاب اسلامی
جدول 4. ارزشهای بنیادین انقلاب اسلامی از دیدگاه ولایت فقیه و قانون اساسی
مفهوم مقولههای فرعی مقولۀ اصلی
توحید، اتکال به کمک الهی، وحی الهی، معاد، عدالت، امامت و ولایت، رشد فضایل اخلاقی، ایمان و تقوا، اثبات اسلام ناب محمدی. اسلامیت ارزشهای بنیادین
اعتقاد به آرای مردم، برابری، حمایت از محرومان و مستضعفان، نفی سلطه، کرامت و ارزشهای انسانی.جمهوریت
استقلال سیاسی، استقلال اجتماعی و فرهنگی، استقلال اقتصادی، استقلال نظامی، استکبارستیزی و نفی هرگونه ستمگری.استقلال
آزادی سیاسی، آزادی اقتصادی، آزادی عقیده، آزادی فکر، آزادی بیان، آزادی مدنی.آزادی
شکل 2. ارزشهای بنیادین جمهوری اسلامی ایران از نظر ولایت فقیه و قانون اساسی
5ـ2. سیاستها
جدول 5. سیاستهای انقلاب اسلامی از دیدگاه ولایت فقیه و قانون اساسی
مفهوم مقولۀ فرعی مقولۀ اصلی
استفاده از تجارب پیشرفتۀ بشری، استفاده از علوم و فناوری، همبستگی و وحدت ملی، افزایش آگاهیهای عمومی، تأمین آگاهیهای مشروع و قانونی، ایجاد رفاه و از بین بردن فقر، حاکمیت احکام و مقررات اسلام، پایبندی به عدالت، عمل به وظیفۀ شرعی، کار جهادی، پیشرفت مستمر، مبارزه با فساد، تغییر بنیادین نهادهای اصلی، اتکا به توانمندیهای داخلی، اجرای قوانین اسلامی، ایستادگی و مقاومت، برافراشتن پرچم اسلام، اعتقاد به جمهوری اسلامی، تفکیکناپذیری دین از سیاست، آزادیخواهی، عدالتجویی، مردمسالاری دینی، تکیه به رأی مردم، کار و تلاش همگانی برای پیشرفت، دلبسته بودن مسئولان به مصالح ملت. عرصۀ سیاست داخلی سیاستها
حمایت از مسلمانان و مظلومان جهان، تکیه بر نیروی عظیم مردمی، دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم، تعامل و ارتباط برابر، اتحاد ملل اسلامی، حفظ تمامیت ارضی، استقلالطلبی، استکبارستیزی، ایستادگی در مقابل ظالمان، مبارزه برای آزادی فلسطین، مبارزه با صهیونیسم، برادری با ملتهای مسلمان.عرصۀ سیاست خارجی
استفاده از بخشهای تعاونی و خصوصی، تأمین نیازهای اساسی، پیشرفت متوازن، استقلال اقتصادی، هضم نشدن در اقتصاد جهانی، مقابله با فرهنگ سرمایهداری، دفاع از طبقات محروم، عدالت اقتصادی در تولید و توزیع، تکیه به خودکفایی، تکیه بر اقتصاد ملی. عرصۀ اقتصاد
آموزشوپرورش رایگان، اصالت خانواده، حفظ وحدت و ایمان، روحیه و انگیزۀ بالا، توکل به خدا، بصیرت و هشیاری، پایبندی به ولایت فقیه، حاکمیت ارزشهای اسلامی، اعتقاد به معنویت، اعتقاد به شعار «ما میتوانیم»، امید به آینده، مبارزه با ترویج فساد و فحشا، دفاع قاطع از اخلاق و احکام اسلامی، نفی ریاکاری در تمسک به دین، نفی جمود و تحجر، نفی فرهنگ اباحهگری غربی. عرصۀ فرهنگ
شکل 3. سیاست کلی انقلاب اسلامی از نظر ولایت فقیه و قانون اساسی
5ـ3. اهداف انقلاب اسلامی
جدول 6. اهداف انقلاب اسلامی از دیدگاه ولایت فقیه و قانون اساسی
مفهوم اولیه مقولۀ فرعی مقولۀ اصلی
رفاه اجتماعی، عزت سیاسی، استقلال اقتصادی تحقق حیات طیبه برای همۀ ملت ایران اهداف
پیشرفت معنوی، پیشرفت مادیتشکیل تمدن نوین اسلامی
تحول افراد، تحول جامعهزمینهسازی ظهور حضرت بقیهالله (عج)
شکل 4. اهداف کلی انقلاب اسلامی از نظر ولایت فقیه و قانون اساسی
شکل 5. الگوی راهبردی ولایت فقیه و قانون اساسی درخصوص انقلاب اسلامی
6. نتیجه
6ـ1. اهداف جمهوری اسلامی ایران
هدف اصلی رهبر فقید انقلاب ایران و تمام کسانی که به ندای ایشان لبیک گفتند و تا پای جان مبارزه کردند و این انقلاب را 22 بهمن ماه به پیروزی رساندند، نه رفاه، نه عدالت اجتماعی، نه استقلال و نه آزادی بود، بلکه از نظر ایشان و همچنین مقام معظم رهبری، همۀ این امور هدف متوسط و میانی است و هدف اصلی، رشد معنوی و اخلاقی جامعه و مهذب شدن آحاد آن است؛ ازاینرو با تحلیل فرمایشهای ولایت فقیه و قانون اساسی، اهداف جمهوری اسلامی ایران در سیر تکوین آن عبارتاند از:
1. تحقق حیات طیبه برای همۀ ملت ایران؛
2. تشکیل تمدن نوین اسلامی؛
3. زمینهسازی ظهور حضرت بقیهالله (عج).
1. تحقق حیات طیبه برای همۀ ملت ایران: مقام معظم رهبری در این خصوص میفرماید:
انقلاب اسلامی به وجود آمد تا به ملت ایران حیات طیبه بدهد. حیات طیبه، یعنی آن چیزی که قرآن در آیۀ 97 سورۀ نحل میفرماید: «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً». ثمره و هدف نهایی این انقلاب در حقیقت همین است. حیات طیبه، یعنی هم از لحاظ مادی و زندگی روزمره و رفاه و امنیت و دانش و سواد و عزت سیاسی و استقلال اقتصادی و رونق مالی و اقتصادی برخوردار باشد و هم از جهت معنوی، انسانهای مؤمن و خداشناس و پرهیزکار و برخوردار از اخلاق والای الهی در آن زندگی کنند. این حیات طیبه است [...] از یک طرف بازوانِ فعال و گامِ استوار در راه سازندگی علمی و عملی، از یک طرف دلِ خاشع و خاضع در مقابل پروردگار و توجه و توسل به خدای متعال و استمداد از اولیای مطهر و معصومش؛ بهخصوص حضرت بقیة اللّه الاعظم (ارواحنا فداه). این خواهد توانست همان حیات طیبهای را که قرآن وعده کرده است و انقلاب برای آن است، إن شاء اللّه برای شما مردم به ارمغان آورد (22/07/1374).
با تحلیل فرمایشهای ولایت فقیه و قانون اساسی، حیات طیبه شامل مؤلفههای زیر است:
الف. رفاه اجتماعی (پیشرفت علمی، امنیت اجتماعی، آسایش عمومی، عدالت اجتماعی، ارتقای سلامت فکری و جسمی و جلب رضایت مردم)؛
ب. عزت سیاسی (آزادی از قید استبداد، ایجاد حکومت دینی و مردمسالاری، حمایت از مظلومان، همبستگی ملی، احیای احکام الهی، گسترش مشارکت سیاسی، بیداری ملل مسلمان جهان، اسلامی ساختن ساختارها، استقلال همهجانبه و تحقق آزادی کامل)؛
پ. استقلال اقتصادی (تأمین معاش دنیوی و نیازهای اساسی مردم، رسیدن به اشتغال کامل، خودکفایی اقتصادی، ارتقای بهرهوری، محرومیتزدایی، مدیریت منابع و امکانات، نیل به استقلال اقتصادی، خودکفایی صنعتی، عدالت اقتصادی، توسعۀ اقتصادی و ریشهکن کردن فقر و محرومیت).
2. تشکیل تمدن نوین اسلامی: مقام معظم رهبری در این خصوص میفرماید:
بیشک تمدن اسلامی میتواند وارد میدان شود و با همان شیوهای که تمدنهای بزرگ تاریخ توانستهاند وارد میدان زندگی بشر شوند و منطقهای را ـ بزرگ یا کوچک ـ تصرف کنند و برکات خود یا صدمات خود را به آنها برسانند، این فرایند پیچیده و طولانی و پُرکار را بپیماید و به آن نقطه برسد. البته تمدن اسلامی بهصورت کامل در دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه ـ ارواحنا فداه ـ است. در دوران ظهور، تمدن حقیقی اسلامی و دنیای حقیقی اسلامی به وجود خواهد آمد. بعضی کسان خیال میکنند دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه آخر دنیاست! من عرض میکنم دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه اول دنیاست؛ اول شروع حرکت انسان در صراط مستقیم الهی است؛ با مانع کمتر یا بدون مانع، با سرعت بیشتر، با فراهم بودن همۀ امکانات برای این حرکت. اگر صراط مستقیم الهی را مثل یک جادۀ وسیع، مستقیم و همواری فرض کنیم، همۀ انبیا در این چند هزار سال گذشته آمدهاند تا بشر را از کورهراهها به این جاده برسانند. وقتی به این جاده رسید، سیرْ تندتر، همهجانبهتر، عمومیتر، موفقتر و بیضایعات یا کمضایعاتتر خواهد بود. دورۀ ظهور دورهای است که بشریت میتواند نفس راحتی بکشد؛ میتواند راه خدا را طی کند؛ میتواند از همۀ استعدادهای موجود در عالم طبیعت و در وجود انسان بهشکل بهینه استفاده کند. امروز از امکانات بشر استفادۀ بهینه نمیشود؛ استعدادها ضایع و نابود میشود، استعدادهای طبیعی هم همینطور. همۀ این پدیدههایی که شما میبینید علیه محیطزیست و در آلودهسازی محیطزیست وجود دارد، ناشی از بد استفاده کردن از امکانات طبیعی است. بشر در این راه افتاده است و پیش میرود؛ اما این راه درستی نیست، راه منحصری نیست. راه دانش، راههای فراوانی است. بشر میتواند در سایۀ نظام الهی آن راه را بیابد و طی کند. فعلاً نمیخواهیم وارد این بحث شویم؛ این بحث مجال وسیعتری میطلبد. به هر حال خطی که نظام اسلامی ترسیم میکند، خط رسیدن به تمدن اسلامی است (14/07/1379).
امام خمینی (ره) میفرمایند:
اسلام برای تأمین معنویات آمده است، همهاش فریاد از مادیات نباشد [که این کار] برخلاف مسلک اسلام است، معنویات اگر تحقق پیدا کرد، مادیات تأمین میشود و به دنبالش هست. اسلام مادیات را بهتبع معنویات قبول دارد؛ مادیات را مستقلاً قبول ندارد. اساس معنویات است. یک کشور با معنویاتش کشور است (صحیفۀ امام، ج. 8، ص. 533).
بنابراین با تحلیل فرمایشهای ولایت فقیه و قانون اساسی، تشکیل تمدن نوین اسلامی شامل مؤلفههای زیر است:
الف. پیشرفت معنوی (گسترش ایمان و تقوا، ریشهکنی ظلم، فساد و تبعیض، حرکت انسانها در صراط مستقیم الهی، تغییر مسیر تاریخ از دینزدایی بهسمت معنویت و ایجاد نظام اسلامی)؛
ب. پیشرفت مادی (پیشرفت علمی و فناوری، پیشرفت اقتصادی، استفاده از همۀ استعدادهای موجود در طبیعت، استفاده از همۀ استعدادهای انسانی، ارتقای آسایش و امنیت و ایجاد دولت اسلامی).
3. زمینهسازی ظهور حضرت بقیۀالله (عج): مقام معظم رهبری در این زمینه میفرماید:
اگر شما ملت عزیز ما، شما جوانهای خوشروحیه و پرتوان و عازم، در این راهی که دارید میروید، ایستادگی کنید، شک نکنید که در زمان خود، در زمان متناسب، تمام آمال و آرزوها و داعیهها و شعارهای ملت ایران نهفقط نسبت به خود این کشور، بلکه نسبت به دنیای اسلام و امت اسلامی و جامعۀ بشری تحقق پیدا خواهد کرد. هر کاری دورهای دارد، زمانی دارد؛ در زمان متناسب خود، این آرزوها تحقق پیدا خواهد کرد. ملت ایران به آن نقطهای که مورد نظر اوست، به دنبال آن حرکت کرده است، اهتمام ورزیده است، خواهد رسید؛ راهش مقاومت کردن است.
آنوقت چه اتفاقی میافتد؟ مسیر تاریخ دنیا تغییر پیدا خواهد کرد؛ مسیر تاریخ عوض خواهد شد. امروز مسیر تاریخ، مسیر ظلم است؛ مسیر سلطهگری و سلطهپذیری است؛ یک عده در دنیا سلطهگرند، یک عده در دنیا سلطهپذیرند. اگر حرف شما ملت ایران پیش رفت، اگر شما توانستید پیروز شوید، به آن نقطۀ موعود برسید، آنوقت مسیر تاریخ عوض خواهد شد؛ زمینۀ ظهور ولىّامر و ولىّعصر (ارواحنا له الفدا) آماده خواهد شد؛ دنیا وارد یک مرحلۀ جدیدی خواهد شد. این بسته به عزم امروز من و شماست، این بسته به معرفت امروز من و شماست (19/10/1391).
اسلام برای تهذیب انسان آمده است؛ برای انسانسازی آمده است. همۀ مکتبهای توحیدی برای انسانسازی آمدهاند، ما مکلفیم انسان بسازیم، شما خانمها که زحمت کشیدید و اینجا آمدید، در این زحمت مکلفید انسان بسازید. مکلفید در دامنهای خودتان انسان مهذب بار بیاورید، مقصد اسلام و مقصد همۀ انبیا این است که آدمها را تربیت کنند، صورتهای آدمی را آدم معنوی و واقعی کنند. مهم در نظر انبیا این است که انسان درست بشود، اگر انسان تربیت شد، همۀ مسائل حل است، یک مملکتی که دارای انسان مهذب است، تمام مطالبش حل است (صحیفۀ امام، ج. 8، ص. 530).
با تحلیل فرمایشهای ولایت فقیه و قانون اساسی، زمینهسازی ظهور حضرت حجت (عج) شامل مؤلفههای زیر است:
الف. تحول افراد (تربیت انسانهای الهی، ارتقای آگاهی های عمومی، احیای دین و معنویت، وفای به عهد و همدلی، امید به ظهور حضرت بقیۀالله (عج)، امید به آینده، اطاعات محض از خدا و اولیای او)؛
ب. تحول جامعه (رشد معنوی و اخلاقی جامعه، ایجاد فضایی مملو از صلح و دوستی، ایجاد جامعۀ اسلامی، رشد فضایل اخلاقی، برپایی قسط و عدل و احقاق حقوق مستضعفان).
6ـ2. ارزشها و دکترین انقلاب اسلامی از نظر حضرت امام و مقام معظم رهبری
ارزشها و دکترین انقلاب اسلامی از نظر حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری رهبری (مدظلهالعالی) عبارتاند از: اسلامیت، آزادی، استقلال و جمهوریت.
الف. اسلامیت: امام خمینی میفرماید درخصوص «حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای عمومی ملت خواهد بود و شکل حکومت با مراجعه به آرای ملت تعیین خواهد گردید (کریمی، 1380). ازاینرو با تحلیل فرمایشهای ایشان و مقام معظم رهبری، شاخصهای حکومت اسلامی شامل توحید، اتکال به کمک الهی، وحی الهی، معاد، عدالت، امامت و ولایت، رشد فضایل اخلاقی، ایمان و تقوا و اثبات اسلام ناب محمدی است.
ب. آزادی: یکی از خواستههای اصلی امام خمینی (ره) و مردم آزادی به معنای واقعی کلمه بود. از آنجا که آزادی با ابعاد مختلفش در رشد و تکامل انسان و جامعه نقش مؤثری دارد، از اهمیت ویژهای برخوردار است و از موهبتهای الهی به شمار میرود. قرآن به آزادی عقیده و اندیشه اشاره میکند و همچنین یکی از رسالتهای پیامبران، از آدم تا خاتم الانبیا (ص)، آزادی انسان از خمود و جمود و بردگی است. ائمه (ع) هم آزادی انسان را مورد توجه قرار دادهاند. بنابراین قرآن و سنت آزادی را جزء فطرت انسان میداند و یکی از علل انحطاط مسلمانان در برخی عصرها را خمود و جمود فکری آنان و ناشی از نبودن آزادی ذکر میکند. با بررسی فرمایشهای ولایت فقیه و قانون اساسی، آزادی شامل آزادی سیاسی، آزادی اقتصادی، آزادی عقیده، آزادی فکر، آزادی بیان و آزادی مدنی میشود.
پ. استقلال کشور و ردّ سلطهپذیری: ایشان در این خصوص میفرماید: «هیچ ملتى نمیتواند استقلال پیدا بکند، الّا اینکه خودش، خودش را بفهمد. مادامى که ملتها خودشان را گم کردند و دیگران را بهجاى خودشان نشاندند، استقلال نمیتوانند پیدا کنند» (صحیفۀ امام، ج. 12، ص. 4). با بررسی و تحلیل فرمایشهای امام خمینی و مقام معظم رهبری، و قانون اساسی، مؤلفههای استقلال عبارتاند از: استقلال سیاسی، استقلال اجتماعی و فرهنگی، استقلال اقتصادی و استقلال نظامی.
ت. جمهوریت: امام خمینی (ره) علیه می فرماید:
آنچه مهم است ضوابطی است که در این حکومت باید حاکم باشد که مهم ترین آنها عبارت است از اینکه اولاً متکی به آرای ملت باشد، بهگونهای که تمامی آحاد ملت در انتخاب فرد و یا افرادی که باید مسئولیت و زمام امور را در دست بگیرند، شرکت داشته باشند و دیگر اینکه در مورد این افراد نیز خطمشی سیاسی و اقتصادی و سایر شئون اجتماعی و کلیۀ قواعد و موازین اسلامی مراعات میشود. در این حکومت بهطور قطع باید زمامداران امور دایماً با نمایندگان ملت در تصمیگیریها مشورت کنند و اگر نمایندگان موافقت نکنند، نمیتوانند بهتنهایی تصمیمگیرنده باشند (23/10/1357).
تحلیل فرمایش ولایت فقیه و قانون اساسی حاکی از آن است که جمهوریت شامل اعتقاد به آرای مردم، برابری، حمایت از محرومان و مستضعفان، نفی سلطه، و کرامت و ارزشهای انسانی است.
6ـ3. ابعاد سیاستها و رویکردهای قانون اساسی
پس از مشخص شدن اهداف، دکترین و ارزشهای بنیادین انقلاب اسلامی از نظر ولایت فقیه، سیاستها و رویکردهای قانون اساسی در عرصههای مختلف شناسایی شد که بیانگر هدایت امکانات موجود در راستای اهداف انقلاب اسلامی است. این سیاستها در چهار بُعد طبقهبندی شدند که مهمترین آنها عبارتاند از:
عرصۀ سیاست داخلی: در عرصۀ سیاست داخلی باید ضمن استفاده از تجارب پیشرفتۀ بشری، از علوم و فناوری به بیشترین میزان استفاده کرد و با تأمین آگاهیهای مشروع و قانونی، عمل به وظیفۀ شرعی، پایبندی به عدالت، حاکمیت احکام و مقررات اسلام، ایجاد رفاه و از بین بردن فقر، کار جهادی، مبارزه با فساد، تغییر بنیادین نهادهای اصلی، اتکا به توانمندیهای داخلی، ایستادگی و مقاومت، همبستگی و وحدت ملی، پیشرفت مستمر، برافراشتن پرچم اسلام، اعتقاد به جمهوری اسلامی، تفکیکناپذیری دین از سیاست، آزادیخواهی، عدالتجویی، مردمسالاری دینی، تکیه به رأی مردم، کار و تلاش همگانی برای پیشرفت، دلبسته بودن مسئولان به مصالح ملت، زمینۀ تحقق اهداف انقلاب فراهم آید.
عرصۀ سیاست خارجى: در عرصۀ سیاست خارجی رویکردها و جهتگیریهای قانون اساسی عبارتاند از: حمایت از مسلمانان و مظلومان جهان، تکیه بر نیروی عظیم مردمی، دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم، تعامل و ارتباط برابر، اتحاد ملل اسلامی، حفظ تمامیت ارضی، استقلالطلبی، استکبارستیزی، ایستادگی در مقابل ظالمان، مبارزه برای آزادی فلسطین، مبارزه با صهیونیسم و برادری با ملتهای مسلمان.
عرصۀ فرهنگ: در این عرصه، رویکردها و جهتگیریهای قانون اساسی عبارتاند از: توکل به خدا، پایبندی به ولایت فقیه، حاکمیت ارزشهای اسلامی، اعتقاد به معنویت، نفی ریاکاری در تمسک به دین، بصیرت و هشیاری، آموزشوپرورش رایگان، اولویت قایل شدن به اصالت خانواده، حفظ وحدت و ایمان، روحیه و انگیزۀ بالا، اعتقاد به شعار «ما میتوانیم»، امید به آینده، مبارزه با ترویج فساد و فحشا، دفاع قاطع از اخلاق و احکام اسلامی، نفی جمود و تحجر و نفی فرهنگ اباحهگری غربی.
عرصۀ اقتصاد: در عرصۀ اقتصاد رویکردها و جهتگیریهای قانون اساسی عبارتاند از: تأمین نیازهای اساسی از محل بخشهای تعاونی و خصوصی، پیشرفت متوازن، استقلال اقتصادی، هضم نشدن در اقتصاد جهانی، مقابله با فرهنگ سرمایهداری، دفاع از طبقات محروم، عدالت اقتصادی در تولید و توزیع، تکیه به خودکفایی و تکیه بر اقتصاد ملی.
با توجه به یافتهها و نتایج تحقیق پیشنهاد میشود:
وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 هنگامی رخ داد که دو رویکرد در جهان حاکم بود: رویکرد لیبرالیستی غرب و رویکرد سوسیالیستی شرق، و تمام تحولات جهان در داخل این دو هژمونی فهمیده میشد و وقوع تحول اجتماعی و سیاسی در خارج از آن دو، غیرقابل تصور و فهم بود. به همین دلیل وقوع انقلاب اسلامی ایران برای تحلیلگران حوادث اجتماعی قابل پیشبینی نبود. در این فضای سنگین بینالمللی، وقوع انقلاب اسلامی باعث بهتزدگی و سردرگمی بلوک شرق و غرب شد. برخلاف تمایل آنها مولود جدید با یک ماهیت جدید و متعارض با رویکردهای حاکم بر دنیا، پا به عرصۀ وجود نهاد. نشوونمای انقلاب اسلامی در ایران و تأسیس نظام سیاسی جدید براساس بنیان مذهب و خدامحوری و آغاز حرکتهای اجتماعی در کشورهای همسایۀ منطقه، از آغازی جدید و باز شدن راه سومی در جهان دوقطبی حکایت میکرد. این راه سوم همان بیداری اسلامی با بهرهگیری از رویکرد انقلاب اسلامی بود. تصور وجود راه سوم در مقابل غرب و شرق، با وقوع انقلاب اسلامی، امکانپذیر شد. ازاینرو پیشنهاد میشود:
اهداف و آرمانهای مقدس انقلاب اسلامی در سطح ملی و بینالمللی با تولید آثار علمی، فرهنگی و هنری بازنشر و به گفتمان غالب ملتهای ستمدیده تبدیل و مطالبهای بینالمللی شود؛
تجارب موفق و ناموفق جمهوری انقلاب اسلامی از طریق برگزاری همایشهای بینالمللی و تولید و انتشار آثار علمی در اختیار ملتها، علاقهمندان و جامعۀ علمی قرار داده شود؛
مستندسازی تجارب فعالان حوزۀ انقلاب اسلامی، بهخصوص کسانی که هنوز در قید حیاتاند و مسئولیت دارند، انجام شود و در اختیار جامعۀ علمی قرار گیرد؛
به منظور انتقال تجارب به نسلهای آینده و زنده نگه داشتن اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی و ترغیب جوانان و آیندهسازان، درسی با عنوان انقلاب اسلامی در متون درسی دانشآموزان پیشبینی و لحاظ گردد؛
بیانیۀ گام دوم انقلاب اسلامی، بهعنوان سند بالادستی، تبیین و راهبردهای تحقق آن تدوین و عملیاتی شود؛
با کاربست مدیریت جهادی یک حرکت جهشی به منظور تحقق اهداف انقلاب اسلامی ایجاد شود؛
سازمانهای متولی تربیت و آموزش و فرهنگ مثل حوزههای علمیه، دانشگاهها، آموزشوپرورش و صداوسیما، وظیفۀ خود را به منظور گسترش بصیرت در جامعه بهنحو مطلوب انجام دهند؛
با توجه به شرایط موجود کشور نیاز است در این خصوص جدیت و قاطعیت بیشتری به کار برده شود و ساختار نهادهای نظارتی و قوۀ قضاییه از نظر روشها، فرایندها، منابع انسانی و... تقویت شوند؛
یکی دیگر از مسائلی که مانع تحقق انقلاب اسلامی در حوزههای اقتصادی شده، تحریمهای ظالمانۀ غرب و آمریکا است؛ ازاینرو پیشنهاد میشود با اجرای اقتصاد مقاومتی، وابستگی اقتصاد به بیرون از کشور کاهش و زمینههای اقتصادی استکمال انقلاب اسلامی فراهم شود.
ملاحظات اخلاقی
حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.
مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آمادهسازی این مقاله مشارکت کردهاند.
تعارض منافع: بنا به اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.
تعهد کپیرایت: طبق تعهد نویسندگان، حق کپیرایت (CC) رعایت شده است.