<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سیاست‌های راهبردی و کلان</title>
    <link>https://www.jmsp.ir/</link>
    <description>سیاست‌های راهبردی و کلان</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل موثر بر رشد معنوی کارکنان در راستای سیاست های کلی نظام اداری</title>
      <link>https://www.jmsp.ir/article_237533.html</link>
      <description>هدف تحقیق شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر رشد معنوی کارکنان در راستای سیاست های کلی نظام اداری است. نوع پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی و بر مبنای ماهیت و روش، توصیفی -اکتشافی است. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از بخش کیفی و بخش کمی در بخش کیفی تحقیق از روش مصاحبه با خبرگان(دارای سابقه مدیریت بالای 10 سال و دارای مدرک حداقل کارشناسی ارشد ) استفاده شده است که تعداد کل آنان 12 نفر است و در بخش کمی جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان مدارس سرای زندگی ،آیندگان دانش ،یاس،سرواندیشان آفتاب،فرهنگ ایران،فرهنگ وداروالفنون تعداد آنان 550 نفر برآورد شده است . نمونه آماری تعداد 7 نفر از مدیران دارای سابقه مدیریت بالای 10 سال و دارای مدرک حداقل کارشناسی ارشد است. طبق فرمول محدود کوکران حجم نمونه کارکنان برابر با 226 نفر است. روش نمونه گیری از نوع در دسترس است . روش و ابزارگرداوری بر اساس مصاحبه و پرسشنامه بوده است. روایی و پایایی پرسشنامه ها در این تحقیق مورد تایید قرار گرفته است .نتایج تحقیق نشان داده است که فرهنگ سازمانی، عدالت سازمانی، رهبری خدمتگزار و رهبری تحول گرا به ترتیب اولویت بر رشد معنوی کارکنان در راستای سیاست های کلی نظام اداری تاثیر دارد در نتیجه اگر سازمان ها بخواهند رشد معنوی کارکنان را در راستای سیاست های کلی نظام اداری تقویت کنند باید ابتدا روی فرهنگ سازمانی و عدالت تمرکز کنند سپس سبک های رهبری را بهبود دهند</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست‌گذاری نوآوری در دولت دیجیتال با تأکید بر سیاست‌های کلی نظام: تحلیل چالش‌ها و فرصت‌های کاربست بلاک‌چین در نظام سلامت ایران</title>
      <link>https://www.jmsp.ir/article_237590.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی سیاست‌محور، به بررسی جایگاه فناوری بلاک‌چین در نظام سلامت ایران پرداخته و فرصت‌ها و چالش‌های اصلی کاربست آن را در چارچوب سیاست‌گذاری نوآوری و دولت دیجیتال شناسایی می‌کند. مطالعه حاضر کیفی ـ تبیینی است و با هدف توسعه چارچوب نظری بومی و ارائه راهبردهای سیاستی برای بهره‌گیری مؤثر از بلاک‌چین انجام شده است. در مرحله نخست، با مرور نظام‌مند ادبیات و تحلیل محتوای منابع علمی داخلی و خارجی، مؤلفه‌های اثرگذار شناسایی شد. سپس داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با خبرگان حوزه سلامت، فناوری اطلاعات و مدیریت دولتی گردآوری و با نرم‌افزار MaxQDA تحلیل گردید. در مرحله پایانی، به‌وسیله روش دلفی فازی، مؤلفه‌ها اولویت‌بندی و اعتباریابی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که پیاده‌سازی بلاک‌چین در نظام سلامت یک مسئله پیچیده و چندبعدی است و چالش‌هایی همچون ضعف زیرساخت‌های فناورانه، نبود چارچوب‌های قانونی، مقاومت نهادی و ناهماهنگی میان دستگاه‌ها از موانع اصلی محسوب می‌شوند. در مقابل، ارتقای شفافیت، افزایش امنیت داده‌ها، کاهش تقلب دارویی و مشارکت بیماران در مدیریت اطلاعات سلامت از مهم‌ترین فرصت‌ها هستند. تحلیل نتایج بر اساس نظریه انتشار نوآوری و ظرفیت نهادی نشان می‌دهد که موفقیت این فناوری وابسته به سیاست‌گذاری نوآورانه، تقویت نهادهای اجرایی و توسعه زیرساخت‌های دیجیتال است. در پایان، چهار دسته راهبرد شامل تنظیم‌گری، ظرفیت‌سازی نهادی، توسعه زیرساخت و ارتقای فرهنگ دیجیتال پیشنهاد می‌شود که با سیاست‌های کلی نظام هم‌راستا است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل و زمینه‌ها در طراحی و اجرای سیاست‌های کلی</title>
      <link>https://www.jmsp.ir/article_240452.html</link>
      <description>نقش بنیادی سیاست در نحوه شکل دادن به محیط یا سازگاری با آن در کانون توجه این مقاله است. ازآنجاکه هم سیاست و هم محیط هریک می‌توانند سیستمی پویا باشند و متغیر، برقراری تعادل بین این دو، چالشی مستمر است. دو رویکرد پویایی سازمانی و رهبری سازمان در ایجاد توازن بین این متغیرها، برجسته‌تر است. در رویکرد رهبری سازمان، سیاست‌گذار نه‌تنها باید توانایی تصویر وضعیت آینده را داشته باشد، بلکه باید قادر باشد تا این تصویر را به سلسله‌مراتب و کارگزاران منتقل کند و الگوی رفتاری جدید طراحی کند؛ در تغییر بستر مؤثر باشد و تنها زمینه، تعیین‌کننده سیاست نباشد. در این پژوهش، برای درک و شناسایی دقیق زمینه و عوامل شکل‌گیری و اجرای سیاست کلی طی سال‌های 1403-1368 (سند چشم‌انداز، 7 بسته سیاستی پنج‌ساله و 37 عنوان سیاست کلی) با روش توصیفی - استنباطی بررسی شد. این نتیجه حاصل گردید که یکپارچگی و انسجام الگوی مفهومی در تبیین بسترها و زمینه‌های سیاست‌های کلی نقش تعیین‌کننده دارد. حال‌آنکه سیاست‌های کلی تدوین‌شده، فاقد این ویژگی هستند. به‌عبارت‌دیگر، این سیاست‌ها از الگوی یکپارچه مفهومی تبعیت نمی‌کنند. افزون بر آن، الگوهای رفتاری دولت‌های مختلف در تعیین مسیر سیاست‌ها هم با اهداف سیاست‌ها ناسازگارند و بعضاً تعارض دارند. ناسازگاری و بعضاً تعارض الگوهای رفتاری در دولت‌ها، مسیر تحقق سیاست‌ها و در حقیقت پیشرفت کشور را با الگوی توسعه ناپیوسته افقی - عمودی میسر ساخته است. افزون بر آن، عوامل تعیین‌کننده در تدوین، اجرا و دستیابی به اهداف سیاست‌های کلی نظام از جمله مؤلفه‌های کلیدی در تحقق یا عدم تحقق سیاست‌های کلی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی الگوهای ذهنی سیاست‌گذاری فرهنگی مبتنی بر حکمرانی شبکه‌ای به روش کیو(مورد مطالعه: تشکل‌های اسلامی دانشجویی)</title>
      <link>https://www.jmsp.ir/article_241963.html</link>
      <description>هنر حکمرانی شبکه‌ای خلق هم‌افزایی، در اتخاذ سیاست‌هایی است که مدیریت خلاقانه تنوع الگوها را برعهده بگیرد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی الگوهای ذهنی اعضای تشکل‌های اسلامی دانشجویان پیرامون سیاست‌گذاری فرهنگی مبتنی بر حکمرانی شبکه‌ای است. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و توسعه‌ای است. روش‌شناسی پژوهش کیفی-کمی یا آمیخته است و از هر دو پارادایم تفسیرگرایی و اثبات‌گرایی بهره می‌برد. استراتژی انتخاب شده در این پژوهش مطالعه موردی می‌باشد تا به‌صورت عمیق و همه‌جانبه ابعاد موردنظر، مورد واکاوی قرار گیرد و در نهایت هم از منطق استدلال استقرایی و هم قیاسی بهره می‌برد. بنابراین با استفاده از ادبیات نظری و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته 51 نمونه کیو توسط 16 نفر از اعضای فعال تشکل‌های اسلامی دانشجویان که به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند از جامعه آماری دبیران و اعضای تشکل‌های اسلامی انتخاب شدند، مرتب‌سازی شد. داده‌های جمع‌آوری‌شده حاصل از جدول کیو با استفاده از نرم‌افزار SPSS 26 تحلیل عاملی اکتشافی شدند. در مجموع شش الگوی ذهنی سیاست‌گذاری &amp;amp;laquo;هویت‌محور فرهنگ پایه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;گفتگو‌محور و تسهیل‌گرا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آموزش‌محور و ساختارمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارزش‌محور تحول‌گرا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مشوق‌محورِ انگیزه‌ساز&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مشارکت‌محور اعتمادبنیان&amp;amp;raquo; از تحلیل داده‌ها کشف شد که در مجموع 65.98 درصد واریانس کل را تشکیل می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چارچوبی برای طراحی داشبوردهای خط‌مشی‌گذاری در بستر انفورماتیک خط‌مشی برای تصمیم‌سازی مدیران</title>
      <link>https://www.jmsp.ir/article_243768.html</link>
      <description>تصمیم‌گیری اثربخش در فرایندهای خط‌مشی‌گذاری کلان نیازمند ابزارهایی است که بتوانند حجم انبوه و پیچیده داده‌ها را به اطلاعاتی شفاف، قابل‌درک و عملیاتی برای مدیران تبدیل کنند. درحالیکه حوزه‌های تجسم داده، تحلیل سناریو و سامانه‌های هشداردهنده به‌صورت جداگانه پیشرفت‌های قابل‌توجهی داشته‌اند، شکاف آشکاری در ارائه یک چارچوب یکپارچه که این قابلیت‌ها را همزمان و در تعامل پویا با یکدیگر برای پشتیبانی از تصمیم‌سازی راهبردی فراهم آورد، وجود دارد. این مقاله با هدف طراحی و ارائه چارچوبی مفهومی برای داشبوردهای خط‌مشی‌گذاری انجام شده است که سه سامانه کلیدی &amp;amp;laquo;تجسم تعاملی داده‌ها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تحلیل سناریو&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;هشدار هوشمند&amp;amp;raquo; را در یک بستر هم‌افزا تلفیق می‌کند. روش پژوهش، مروری- تحلیلی با رویکرد توسعه چارچوب مفهومی است. در این راستا، مبانی نظری از ادبیات پژوهشی سه حوزه یادشده استخراج و در قالب یک مدل یکپارچه ترکیب شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که چارچوب پیشنهادی متشکل از سه سامانه اصلی است: نخست، سامانه تجسم تعاملی برای نمایش پویا، کاوش‌پذیر و روایت‌گر شاخص‌های کلیدی عملکرد؛ دوم، سامانه تحلیل سناریو برای شبیه‌سازی کمی-کیفی پیامدهای گزینه‌های خط‌مشی در آینده‌های محتمل؛ و سوم، سامانه هشدار هوشمند برای پایش مستمر داده‌ها و اعلام به‌هنگام انحراف‌ها و روندهای بحرانی. نقطه قوت و نوآوری این چارچوب، در ساختار تعاملی و چرخه‌ای آن نهفته است که در آن، خروجی‌های هر سامانه، سامانه‌های دیگر را تغذیه و تقویت می‌کند. این یکپارچگی، ضمن رعایت اصولی چون کاربرپذیری، جامعیت و شفافیت، تصمیم‌گیری مبتنی‌برشواهد، کاهش عدم‌قطعیت و افزایش پاسخگویی در فرآیند خط‌مشی‌گذاری را ممکن می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردی سناریوهای آینده مهاجرت نخبگان حوزه سلامت در بستر اقتصاد دیجیتال وپلتفرمی با تأکید بر حکمرانی سلامت</title>
      <link>https://www.jmsp.ir/article_240696.html</link>
      <description>تحولات فناورانه و گسترش زیست‌بوم اقتصاد دیجیتال، الگوهای کلاسیک مهاجرت نخبگان حوزه سلامت را دگرگون ساخته است. امروز پزشکان، پژوهشگران و متخصصان سلامت می‌توانند بدون جابه‌جایی فیزیکی، از طریق پلتفرم‌های تله‌مدیسین، خدمات بین‌المللی سلامت و پژوهش‌های مجازی در پروژه‌های جهانی مشارکت کنند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل راهبردی سناریوهای آینده مهاجرت نخبگان سلامت ایرانی در بستر اقتصاد پلتفرمی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و آینده‌پژوهانه بوده و از تحلیل اثرات متقاطع (Cross-Impact Analysis) برای شناسایی متغیرهای کلیدی و تدوین سناریوهای محتمل استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در شرایط کنونی، مهاجرت نخبگان سلامت در ایران در وضعیت نیمه‌بحرانی یا &amp;amp;laquo;بقا در تنگنا&amp;amp;raquo; قرار دارد؛ بدین معنا که بخشی از متخصصان سلامت، در داخل کشور باقی مانده و از طریق فناوری‌های سلامت دیجیتال و خدمات از راه دور در بازارهای جهانی فعال هستند، اما ضعف زیرساخت‌های ارتباطی، محدودیت‌های قانونی و بی‌ثباتی اقتصادی مانع بهره‌برداری کامل از این ظرفیت می‌شود. نتایج تأکید می‌کند که حکمرانی هوشمند در حوزه سلامت دیجیتال، تقویت زیرساخت‌های فناوری سلامت و ایجاد چارچوب‌های انگیزشی برای نخبگان پزشکی می‌تواند مسیر حرکت از وضعیت بحرانی به سوی &amp;amp;laquo;چرخش مغزها&amp;amp;raquo; و ارتقای سرمایه انسانی سلامت در کشور را هموار سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جرم‌انگاری عرضه اولیه سکه (ICO ) غیرمجاز در پرتو سیاست‌های کلی نظام</title>
      <link>https://www.jmsp.ir/article_244775.html</link>
      <description>گسترش روزافزون رمزارزها و ظهور ابزارهای نوین مالی نظیر عرضه اولیه سکه (ICO)، درحالی‌که ظرفیت‌های چشمگیر و نوآورانه‌ای در تأمین سرمایه به وجود می‌آورند، به دلیل ماهیت غیرمتمرکز و فراملی خود، بستر بروز چالش‌های حقوقی و سوء‌استفاده‌های گسترده را نیز فراهم ساخته‌اند. بررسی تجربه نظام‌های حقوقی مختلف نشان می‌دهد که کشورها در مواجه با رمزارزها و به تبع آن، تأمین مالی از این طریق، رویکردهای گوناگونی را برگزیده‌اند که از سیاست صبر و مشاهده تا تنظیم‌گری خاص و در برخی موارد، ممنوعیت کامل، متغیر است. در ایران، با وجود انتشار برخی اسناد مربوط به سیاست‌گذاری و پیش‌نویس‌های تقنینی، همچنان تعریف جامع و چارچوب روشن و مشخصی در این زمینه وجود ندارد که زمینه را برای بروز مخاطرات حقوقی و اقتصادی فراهم آورده است. در پرتو سیاست‌های کلی نظام، از جمله سیاست‌های کلی نظام قانون‌گذاری، امنیت اقتصای و تشویق سرمایه‌گذاری، مبنی بر حمایت و تأمین امنیت سرمایه‌گذاری و تدیون قوانین شفاف و بدون ابهام، بررسی ابعاد حقوقی و وضعیت جرم‌انگاری عرضه اولیه سکه، به عنوان یکی از شیوه‌های نوین سرمایه‌گذاری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از روش کتابخانه‌ای، به واکاوی ابعاد مفهومی و مراحل اجرایی عرضه اولیه سکه، بررسی ابعاد کیفری و تبیین ضرورت جرم‌انگاری مستقل در حقوق ایران می‌پردازد. ارائه یک چارچوب قانونی شفاف و کارآمد، ضرورتی انکارناپذیر است که می‌تواند همزمان با صیانت از منافع و امنیت مالی سرمایه‌گذاران، مسیر توسعه قانونی نوآوری‌های مالی را در راستای سیاست‌های کلی نظام تسهیل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاستگذاری و بین‌المللی سازی فدراسیون‌های ورزشی ایران: ارائه چارچوب مفهومی داده محور (رویکرد کیفی)</title>
      <link>https://www.jmsp.ir/article_244777.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش ارائه چارچوب مفهومی سیاستگذاری و بینالمللی سازی فدراسیون‌های ورزشی ایران با رویکرد داده محور بود. روش تحقیق از نوع کیفی (تحلیل مضمون) بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارشناسان فدراسیونهای وزشی و اساتید دانشگاهی با گرایش مطالعاتی مرتبط بودند. از نمونهگیری نظری (قضاوتی) استفاده شد (17 نفر). ابزار پژوهش مصاحبه اکتشافی نیمه ساختایافته بود. روایی ابزار و نتایج پژوهش براساس مطلوب بودن شایستگی علمی و اجرایی مصاحبهشوندگان، میزان توافق بین دو مصحح کدگذاری (69/0) ارزیابی و تایید گردید. جهت تحلیل یافتهها از روش کدگذاری مفهومی چهار مرحلهای استفاده شد. مضامین اصلی شامل الزامات بین‌المللی داده‌محوری، ظرفیت‌یابی مدیریت داده‌محور، فناوری و زیرساخت‌های داده‌محور، تعاملات و تبادلات بین‌المللی، قابلیت‌های سرمایه انسانی و فکری، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی، خدمات داده‌محور برای ذینفعان، مدیریت عملکرد داده‌محور، امنیت سیستم‌های اطلاعاتی، بازاریابی و هوشمندی رقابتی، پایداری و توسعه سیستم‌ها در فدراسیون‌ها تعیین گردید. براساس یافتهها میتوان گفت بکارگیری سیستم داده‌محور با رویکرد بینالمللیسازی نیازمند رویکردی نظام‌مند و چندبعدی است که با زمینه‌یابی محیطی و سیستمی فدراسیونها آغاز شده و با ظرفیت‌سازی و در نهایت توسعه و پایدارسازی تکمیل می‌شود. چارچوب ارائه شده میتواند نقشه مفهومی مسیر تحول فدراسیونهای ورزشی کشور در مسیر تحول دیجیتال و بینالمللیسازی ترسیم می‌نماید.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
