نوع مقاله : علمی - پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Understanding the factors and reasons influencing migration can assist countries in policymaking and planning to alter migration trends. Accordingly, this study aimed to examine the effects of various factors on migration. For analyzing economic factors, variables such as per capita gross domestic product (GDP) and the misery index (the sum of unemployment and inflation rates) were employed. Social factors were analyzed using the Gini coefficient and the share of educational expenditures in the government budget. Political factors were represented by the good governance index, external factors by a sanctions dummy variable, and environmental factors by the rainfall index. To estimate the effects of these variables on migration in Iran, an autoregressive distributed lag (ARDL) model was utilized over the period 1980–2022. The study's findings revealed that economic factors had the most significant influence on migration compared to other factors. In the short term, per capita GDP was the most influential variable, while in the long term, the misery index had the greatest effect on migration. Moreover, political factors were identified as the second most critical determinant of increased migration in the country. Additionally, the results indicated that social and external factors also had considerable impacts on migration, whereas environmental factors did not show a significant effect on this variable.
کلیدواژهها English
مقدمه
مفهوم مهاجرت شامل فرایندی است که طی آن برخی افراد، کشورهای خود را ترک کرده و ساکنان دائمی کشورهای دیگر میشوند. «کوتاری»[1](۲۰۰۲) مهاجرت را حرکت یک فرد یا تعدادی از افراد از یک منطقه به منطقه دیگر، غیر از کشور و یا منطقهای که قبلاً در آن ساکن بوده، تعریف کرده و از آن بهعنوان مؤلفهای برای تغییر شرایط زندگی شخص مهاجرتکننده یاد میکند. «کریتز»[2](۲۰۰۷)، نیز مهاجرت را تغییر مکان سکونت معمول یک شخص از یک منطقه به منطقه دیگر تعریف میکند. بنابراین، هرگونه تغییر مکانی که منجر به اقامت فرد در یک دوره زمانی (حداقل یک سال) شود، به مهاجرت معروف است.
پدیده مهاجرت قرنها است که وجود داشته و جنبههای اقتصادی، بلایای طبیعی، عوامل اجتماعی و سیاسی، افزایش جمعیت، شهرنشینی و جنگها آن را هدایت میکند. «زانابزار و همکاران»[3](2021) در پژوهشی دریافتند که عوامل کشش و فشار مختلفی وجود دارد که بر مهاجرت تأثیر میگذارد. عوامل کشش به جنبههایی اشاره دارد که مهاجران را به یک منطقه یا کشور جذب میکند. بهعنوان مثال، برای عوامل اقتصادی کششی مؤثر بر مهاجرت میتوان فرصتهای شغلی، سرپناه بهتر و استانداردهای زندگی بالاتر را نام برد. عوامل کششی اجتماعی و سیاسی میتواند مواردی نظیر امکانات بهداشتی بهتر، عدم تحمیل مذهب و آزادی بیان باشد. عوامل دافعه (فشار) مؤثر بر مهاجرت نیز میتواند شامل عوامل مختلفی باشد. بهعنوان مثال عوامل اقتصادی مانند کمبود شغل، استانداردهای پایین زندگی و کمبود غذا و سرپناه ازجمله این عوامل هستند (خالد و اوربانسکی[4]، 2021؛ کارباخال و کالوو[5]، ۲۰۲۱). همچنین برای عوامل اجتماعی دافعه مؤثر بر مهاجرت میتوان به فقدان مراقبتهای بهداشتی و تحمیل مذهبی و برای عوامل سیاسی نیز جنگ و تروریسم، سیستمهای حقوقی ناعادلانه و عدم تسامح دولتی را نام برد (پارکینز[6]، 2010).
سالانه میلیونها نفر از سراسر جهان به کشورهای دیگر مهاجرت میکنند. روند نرخ مهاجرت در طول زمان همچنان در حال افزایش است. در سال 2012، نظرسنجی گالوپ تخمین زد که حدود 640 میلیون نفر مایل به مهاجرت به کشورهای دیگر هستند (نیقا[7]، 2019). ایران نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. بر اساس آمارهای سالنامه مهاجرت ۱۴۰۱، رتبه مهاجرفرستی ایران در میان کشورهای دنیا ۵۴ و رتبه مهاجرپذیری ایران ۲۳ بوده است. نکتهای که وجود دارد این است که ایران در شاخصهایی چون رقابتپذیری استعدادها و فرار مغزها، در رتبههای پایین قرار گرفته است. این مسئله بهنوعی بیانگر کیفیت مهاجران ورودی و خروجی کشور است. به عبارتی اکثر مهاجرانی که کشور به کشور وارد میشوند معمولاً مهاجران کشورهایی همسایه مانند افغانستان هستند که در نتیجه تهدیدات امنیتی و شرایط جنگی به ایران پناه آوردهاند و در مقابل افرادی که از کشور مهاجرت کردهاند اکثراً افراد متخصص و نیروی کار توانمند بودهاند (سالنامه مهاجرت، ۱۴۰۱).
مهاجرت میتواند برای کشور مبدأ نتایج نامطلوب گستردهای نظیر کاهش نیروی کار و فرار سرمایه انسانی و فیزیکی را به دنبال داشته باشد. در حقیقت اهمیت موضوع مهاجرت به این دلیل است که فرد مهاجر با جابهجایی از منطقهای به منطقه دیگر هم خود و هم مبدأ و مقصد مهاجرتش را متأثر میسازد؛ بهطوریکه با زیاد شدن شمار مهاجران در جهان کشورهای مهاجرتپذیر و مهاجرتفرست بیشتر از این موضوع تأثیر میگیرند (جانتن و همکاران، 1394). بنابراین بررسی و شناسایی انگیزه و مؤلفههای تأثیرگذار بر مهاجرت، میتواند به برنامهریزان در جهت سیاستگذاری بهتر در تغییر روند مهاجرت کمک کند. هرچند در سیاستهای کلی نظام نظیر سیاستهای کلی آمایش سرزمین، سیاستهای کلی جمعیت، سیاستهای کلی برنامه ششم و هفتم توسعه بارها به موضوع مهاجرت تأکید شده است؛ اما مطالعات چندانی در این خصوص انجام نشده است و همین مطالعات انجام شده نیز فقط عوامل مؤثر بر مهاجرت را شناسایی کردهاند؛ ولی میزان اثرات هرکدام از این عوامل را شناسایی ننمودهاند. ازاینرو، این تحقیق به دنبال ارزیابی میزان اثرات هر یک عوامل مختلف بر روی پدیده مهاجرت است. ازاینرو، این پژوهش به دنبال تحلیل و بررسی اثرات عوامل اقتصادی (تولید ناخالص داخلی سرانه و شاخص فلاکت)، اجتماعی (ضریب جینی و سهم مخارج آموزش از بودجه دولتی)، سیاسی (شاخص حکمرانی خوب)، خارجی (تحریم) و محیطی (بارندگی) بر مهاجرت کشور ایران با استفاده از مدل ARDL طی بازه زمانی 2022-1980 است. در ادامه ساختار مقاله به این صورت خواهد بود که در بخش دوم به ادبیات تحقیق در قالب مبانی نظری و پیشینه پژوهش پرداخته میشود. بخش سوم به معرفی مدل و روش تحقیق اختصاص یافته است. سپس در ادامه، در بخش چهارم به برآورد مدل و تحلیل نتایج پرداخته شده است. درنهایت و بخش آخر، نتیجهگیری پژوهش و پیشنهادها ارائه شده است.
1. مبانی نظری پژوهش
پدیده مهاجرت انسان از ابتدای پیدایش بشر وجود داشته است. پروسه مهاجرت یک موضوع چندوجهی است که میتوان آن را از طریق رویکردهای مختلف مورد بررسی قرار داد؛ بنابراین، برای مهاجرت تعاریف گوناگونی بیان گردیده است. بااینحال بهطورکلی، مهاجرت را میتوان جابهجایی موقتی یا دائمی فرد و یا افراد را از یک منطقه خاص به منطقه دیگر تعریف کرد (هاگن زانکر[8]، ۲۰۰۸). در حقیقت، مهاجرت بهعنوان یکی از پدیدههای مهم اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی، همواره مورد توجه پژوهشگران و سیاستگذاران بوده است. برای تحلیل این پدیده، نظریهها و دیدگاههای متعددی ارائه شدهاند که در ادامه به برخی از مهمترین آنها اشاره میشود:
v «نظریه دوقطبی توسعه»[9]: این نظریه، مهاجرت را به تفاوتهای ساختاری میان مناطق مبدأ و مقصد نسبت میدهد. توسعه نابرابر بین مناطق شهری و روستایی یا کشورهای پیشرفته و درحالتوسعه، افراد را به سمت مناطقی با فرصتهای اقتصادی بیشتر سوق میدهد (تودارو[10]، 1976). به عقیده تودارو، تصمیم به مهاجرت عمدتاً بر مبنای مقایسه فرصتهای اقتصادی بالقوه در مقصد و هزینههای مرتبط با مهاجرت صورت میگیرد.
v «نظریه فشار-کشش»[11]: لی[12] مهاجرت را به دو دسته عوامل فشار در مبدأ (فقر، بیکاری، ناامنی) و عوامل کشش در مقصد (فرصتهای شغلی، دسترسی به خدمات بهتر و امنیت) تقسیم میکند. این نظریه نشان میدهد که مهاجرت نتیجه تعادل یا عدم تعادل میان این عوامل است.
v «نظریه شبکههای اجتماعی» [13]: طبق این نظریه، شبکههای اجتماعی نقش مهمی در تسهیل مهاجرت دارند. ارتباطات خانوادگی، دوستی یا قومی میان مهاجران قبلی و افراد مقیم در مبدأ، اطلاعات لازم و حمایت اجتماعی برای مهاجرت را فراهم میکنند (ماسی[14]، 1973).
v «نظریه نظام جهانی»[15]: این نظریه که توسط« والرشتاین»[16] ارائه شده است، مهاجرت را نتیجه گسترش سرمایهداری جهانی و نابرابریهای ساختاری بین کشورهای مرکز و پیرامون میداند. سرمایهداری جهانی بهطور غیرمستقیم نیروهای کار را از مناطق حاشیهای به مراکز جذب میکند.
v «نظریه رفتار برنامهریزیشده» [17]: این نظریه توسط «آیزن»[18] ارائه شده و مهاجرت را به قصد و نیت افراد مرتبط میداند. در این دیدگاه، نگرشهای فرد نسبت به مهاجرت، هنجارهای اجتماعی و کنترل رفتاری درک شده، پیشبینی کننده تصمیم به مهاجرت هستند.
v «نظریه پویایی جمعیت» [19]: این نظریه معتقد است که تحولات جمعیتی مانند رشد جمعیت، تغییرات ساختار سنی و کاهش مرگومیر میتوانند منجر به فشار بر منابع محلی شده و مهاجرت را تحریک کنند (زلینسکی[20]، 1971).
هر یک از نظریههای فوق، جنبههای مختلفی از مهاجرت را توضیح میدهند. درک پدیده مهاجرت نیازمند استفاده از رویکردی چندبُعدی است که عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و جمعیتی را بهصورت یکپارچه در نظر بگیرد.
از دهه 50 میلادی تاکنون، مهاجرت بهعنوان یکی از مؤلفههای اصلی تأثیرگذار بر توسعه اقتصادی شناخته میشود. در گذشته افراد کل زندگی خود را در روستاهایشان و یا روستاهای مجاور میگذراندند؛ اما در حال حاضر مهاجرت بهطور وسیعی گسترش یافته است و افراد برای امنیت بیشتر و یا زندگی مطلوبتر، اقدام به حرکت از یک محل به محل دیگر در داخل کشور و یا به بیرون از کشور میکنند. در حقیقت مهاجرت سبب از بین رفتن و یا جابهجایی بسیاری از تفاوتها نظیر زبانها، آداب و سنتها، فرهنگ و ... شده است (کاستلس[21]، ۲۰۰۰). البته لازم است بین انواع مختلف مهاجرتهای بینالمللی نظیر مهاجرتهای موقتی، دائمی و فصلی تفاوت قائل شد. مهاجرت بینالمللی که بهصورت دائمی اتفاق میافتد فرد با هدف ماندن برای یک دوره زمانی بسیار طولانی و یا بهصورت همیشگی در کشور مقصد انجام میشود. مهاجرت موقتی بهگونهای است که شخص مهاجر به خاطر دلایلی نظیر برگشت به کشور خود یا محدودیتهای وضع شده توسط کشور مقصد، یک دوره زمانی کمتری را در کشور میزبان سپری میکند. در نهایت، مهاجرتهای فصلی نیز بهگونهای است که فرد تغییر فصل در کشور میزبان (نظیر تغییرات زمان کاشت و برداشت محصولات کشاورزی) ایجاد میشود (گرین وود و مک داول[22]، ۱۹۹۲).
«اورت لی»[23] در نظریهاش مطرح میکند که مهاجرت انتخابی است و تحت تأثیر عوامل کشش و فشار (دافعه) قرار دارد (فریدی[24]، 2018). به گفته لی، تصمیمات مهاجرت را میتوان به مؤلفههای مرتبط با کشورهای مبدأ، مؤلفههای مرتبط با کشورهای میزبان، موانع و عوامل مداخلهگر و مؤلفههای شخصی طبقهبندی کرد (بین و براون[25]، 2014). بنابراین مهاجرت را میتوان بهعنوان یک تصمیم زیرکانه افراد برای بهرهمندی از فرصتهایی که در سرزمین مادری آنها کافی نیست، در نظر گرفت. عوامل فشار مؤثر بر مهاجرت شامل شرایطی است که افراد را مجبور به ترک خانههایشان میکند. عوامل فشار مؤثر بر مهاجرت را میتوان به عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دستهبندی کرد. ازجمله عوامل اقتصادی مؤثر بر مهاجرت میتوان به کمبود اشتغال اشاره کرد. استانداردهای پایین زندگی یکی دیگر از عواملی است که باعث مهاجرت میشود. مهاجران در جستوجوی فرصتهایی برای بهبود زندگی خود و خانوادههایشان تصمیم میگیرند به کشورهای دیگر مهاجرت کنند. مهاجرت به کشورهای توسعهیافته فرصتهایی را برای مهاجران فراهم میکند تا درآمد خود را بهبود بخشند و مشارکت خود را در بازار تسهیل کنند (ابراهیم و همکاران[26]، 2019). از عوامل دیگری که محرک مهاجرت میشوند میتوان به بلایای طبیعی مانند سیل اشاره کرد که منابع درآمدی را از بین میبرد و کمبود غذا و سرپناه را ایجاد میکند. عوامل اجتماعی مختلف نیز باعث افزایش مهاجرت میشود. بهعنوان مثال، فقدان سیستمهای مراقبت بهداشتی و امید به جستجوی مراقبتهای بهداشتی بهتر در کشورهای دیگر میتواند به انگیزه کمک کند (نوتنا[27]، 2010). از دیگر عوامل اجتماعی که باعث مهاجرت میشود میتوان به کمبود فرصتهای آموزشی و تعصبات مذهبی اشاره کرد.
عوامل سیاسی نیز در مهاجرت نقش دارند. برای مثال، جنبههای سیستمهای حقوقی ناعادلانه، جنگ و تروریسم و حکومتداری بد به افراد کمک میکند که بهدنبال محیطهای سیاسی بهتر در کشورهای دیگر باشند (دورشلر[28]، 2006 و داستمن و فراتینی[29]، 2014).
عوامل کشش به مهاجرت برعکس عوامل فشار هستند و جنبههای مختلفی را شامل میشوند که افراد را به مکان خاصی جذب میکنند. مشابه عوامل و مؤلفههای فشار، مؤلفههای جذب یا کشش را هم میتوان به عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی طبقهبندی کرد. به گفته «زوئل»[30](2011)، عوامل اقتصادی که مهاجران را به سمت خود میکشاند شامل شاخصهایی مانند امید به شغل بهتر، سرپناه بهتر، درآمد و غذای بیشتر و استانداردهای زندگی بالاتر است. به همین ترتیب، عوامل مختلف اجتماعی و سیاسی در کشاندن مهاجران به مناطق یا کشورهای دیگر نقش دارند. عوامل اجتماعی مانند تساهل مذهبی و فرصتهای آموزشی بهتر در برخی کشورها به کشش مهاجران کمک میکند. برخی از عوامل اجتماعی که مهاجران را به کشورهای توسعهیافته مانند ایالات متحده و سایر کشورهای اروپایی میکشاند شامل مراقبتهای بهداشتی بهتر و افزایش فرصت آموزشی است. برخی از عوامل کشش سیاسی مؤثر بر مهاجرت نیز شامل عواملی مانند حق رأی و آزادی بیان و بهبود قوانین است (اوربانسکی[31]، ۲۰۲۲). از زمانی که مهاجرت شکل گرفته است. تاکنون دانشمندان متعددی سعی در پیدا کردن عوامل اثرگذار بر مهاجرت بودهاند که البته نتایج پژوهشهای آنها با یکدیگر کم تفاوت بوده است. این تفاوتها هم در ارزیابیهای تجربی قابل مشاهده است و هم در مدلها و نظریات مرتبط با پدیده مهاجرت (تایم[32]، ۲۰۰۶). در ادامه به بررسی اثر متغیرها مورد بررسی پژوهش بر مهاجرت پرداخته میشود:
1. تولید ناخالص داخلی: تولید ناخالص داخلی یک شاخص اقتصادی کلیدی است که تأثیرات چندجانبهای بر مهاجرت دارد. کشورهای دارای تولید ناخالص داخلی سرانه پایین معمولاً شاهد مهاجرت بیشتری هستند، زیرا شهروندان این کشورها به دنبال بهبود شرایط اقتصادی و کیفیت زندگی خود در کشورهای پردرآمد هستند؛ اما افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه تا سطح مشخصی مانند کشورهای با درآمد متوسط، ممکن است مهاجرت را افزایش دهد، چراکه توانایی مالی مهاجرت برای افراد فراهم میشود. در نهایت، در کشورهای با درآمد بالا، مهاجرت بهطور معمول کاهش مییابد؛ زیرا شرایط اقتصادی مطلوب موجب تثبیت جمعیت میشود (بانک جهانی، 2018 و سلمنز، 2014)[33]. مطالعات نیز نشان دادهاند که رابطه بین تولید ناخالص داخلی سرانه و مهاجرت، بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، به شکل یک «منحنی مهاجرت» است که در مراحل اولیه رشد اقتصادی، مهاجرت افزایش مییابد و با بهبود شرایط زندگی و فرصتهای داخلی کاهش مییابد (دی هس[34]، 2010).
2. شاخص فلاکت: شاخص فلاکت که ترکیبی از نرخ بیکاری و تورم است، بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در مهاجرت شناخته میشود. افزایش نرخ بیکاری باعث کاهش فرصتهای شغلی شده و افراد را مجبور به جستجوی فرصتهای بهتر در کشورهای دیگر میکند. بهطور مشابه، افزایش نرخ تورم قدرت خرید شهروندان را کاهش داده و نارضایتی اقتصادی را تشدید میکند که این مسئله میتواند مهاجرت را بهعنوان یک راهحل اقتصادی ترغیب کند. برای مثال، یک مطالعه در کشورهای آمریکای لاتین نشان داده است که شاخص فلاکت تأثیر مستقیمی بر افزایش مهاجرت داشته است (صندوق بینالمللی پول، 2017).
3. سهم مخارج آموزش از بودجه دولت: افزایش مخارج دولت در حوزه آموزش میتواند دو اثر متضاد بر مهاجرت داشته باشد. از یکطرف، سرمایهگذاری در آموزش منجر به بهبود فرصتهای شغلی و شرایط زندگی در داخل کشور میشود و تمایل به مهاجرت را کاهش میدهد. از طرف دیگر، افزایش سطح تحصیلات افراد ممکن است آنان را برای ورود به بازار کار بینالمللی آمادهتر کند که این امر به افزایش مهاجرت نیروی متخصص منجر میشود. مطالعهای در اتحادیه اروپا نشان داده است که افزایش سرمایهگذاری در آموزش، گرچه مهارتها و تواناییهای افراد را بهبود میبخشد، اما در صورت نبود فرصتهای شغلی داخلی کافی، ممکن است به «فرار مغزها» منجر شود (OECD, 2019)
4. ضریب جینی (نابرابری اقتصادی): ضریب جینی، بهعنوان شاخصی از نابرابری درآمدی، تأثیر قابل توجهی بر مهاجرت دارد. نابرابری شدید اقتصادی معمولاً منجر به مهاجرت افرادی میشود که به دنبال فرصتهای برابرتر در کشورهای دیگر هستند. پژوهشها نشان دادهاند که در کشورهای با نابرابری بالا، مهاجرت اغلب بهعنوان راهکاری برای کاهش شکاف درآمدی در نظر گرفته میشود (راوالیون و چن[35]، 2007).
5. درعینِحال، کاهش نابرابری با بهبود حکمرانی و توزیع عادلانهتر منابع، میتواند منجر به کاهش تمایل به مهاجرت شود.
6. شاخص حکمرانی خوب: حکمرانی خوب، شامل ثبات سیاسی، حاکمیت قانون و کنترل فساد، نقش مهمی در کاهش مهاجرت ایفا میکند. در کشورهایی که از حکمرانی ضعیف رنج میبرند، نارضایتی اجتماعی و اقتصادی بالا بوده و مهاجرت افزایش مییابد. مطالعهای در کشورهای آفریقایی نشان داده است که ضعف در حکمرانی موجب افزایش مهاجرت، بهویژه به اروپا، شده است (بانک جهانی، 2021).
7. شاخص بارندگی: بارندگی بهعنوان یک شاخص محیطی، بهطور غیرمستقیم بر مهاجرت تأثیر میگذارد. در مناطق کشاورزیمحور، کاهش بارندگی و خشکسالی میتواند منجر به کاهش محصولات کشاورزی و از بین رفتن معیشت افراد شود و آنان را مجبور به مهاجرت کند. مطالعات در کشورهای جنوب صحرای آفریقا نشان دادهاند که تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگی بهطور مستقیم منجر به افزایش مهاجرت داخلی و بینالمللی شده است (IPCC, 2019).
8. متغیر مجازی تحریم: تحریمها با ایجاد محدودیتهای اقتصادی و تجاری، شرایط زندگی را برای افراد سختتر میکنند و مهاجرت را افزایش میدهند. در کشورهایی که تحت تحریمهای شدید قرار دارند، کاهش دسترسی به منابع و بازارهای بینالمللی منجر به افزایش نارضایتی اقتصادی و اجتماعی میشود که بهنوبه خود مهاجرت را تقویت میکند. نمونه بارز این مسئله، افزایش مهاجرت از ایران و ونزوئلا تحت تحریمهای بینالمللی بوده است (UNCTAD, 2020).
2. پیشینه پژوهش
«ملکمیان»[36] و همکاران (۲۰۲۳) در پژوهشی به شناسایی عوامل مهاجرت شهروندان روسی به ارمنستان پرداختند. ازجمله این عوامل میتوان به تحریمهای اعمال شده علیه روسیه، بسیج نسبی نظامی، وخیمترشدن وضعیت اقتصادی، محدودیتهای آزادی بیان و خطر آزار و شکنجه، سیاست مهاجرت آزاد ارمنستان به شهروندان روسیه، شرایط مساعد برای تجارت خارجی در ارمنستان، در دسترس بودن خدمات مالی و بانکی برای روسها، قیمتهای نسبتاً مقرونبهصرفه مسکن، کالاها و خدمات، امنیت و دانش زبان روسی اشاره کرد.
«پائول و بگچی»[37](۲۰۲۳) در پژوهشی به بررسی مهاجرت در کشورهای OECD و تأثیر آن بر تولید ناخالص داخلی سرانه پرداختند. نتایج نشان داد که تولید ناخالص داخلی سرانه تحت تأثیر مهاجرت ناشی از تروریسم داخلی قرار دارد.
«داستمن و همکاران»[38](۲۰۲۳) در پژوهشی به بررسی رابطه بین مهاجرت و نابرابری در انگلیس برای چهل سال گذشته پرداختند. نتایج نشان داد که نابرابری در میان مهاجران بهطور مداوم بیشتر از نابرابری در میان بومیان بوده است.
«گازی و همکاران»[39](۲۰۲۳) در پژوهشی به بررسی تغییرات سیاستهای مهاجرت با استفاده از یک مدل طولی مبتنی بر LFS اتحادیه اروپا در سطح فردی و پایگاههای اطلاعاتی DEMIG POLICY و POLMIG در سطح کشور، پرداختند. یافتههای پژوهش نشان داد که طراحی سیاستهای مهاجرت میتواند به کاهش معایب موجود در بازار کار برای مهاجران کمک کند و آنها را قادر سازد تا تواناییهای خود را تحقق بخشند و سلسله مراتب بازار کار مهاجر-بومی را کاهش دهند.
«اوربانسکی»[40](۲۰۲۲) در پژوهشی به مقایسه عوامل فشار و کشش مؤثر بر مهاجرت بین لهستان و رومانی پرداخت. یافتههای این مطالعه نشان داد که عوامل کششی در مقایسه با عوامل فشار تأثیر بیشتری بر مهاجرت در این دو کشور داشتهاند.
«گوتام»[41](2021) در پژوهشی به بررسی اثر یکپارچگی تجاری منطقهای و جهانی بر مهاجرت بینالمللی و پیامدهای آن برای کشور مبدأ پرداخت. نتایج حاکی از تأثیر منفی مهاجرت بر نهادهای اقتصادی کشور مبدأ بود.
«کارباخال و کالوو»[42](2021) در پژوهشی به بررسی عوامل اجتماعی اثرگذار بر مهاجرت میپردازند. نتایج نشان داد عوامل اجتماعی که باعث مهاجرت میشوند، مبتنی بر تمایل انسان برای دستیابی به زندگی بهتر برای خود و خانوادههایشان است. همچنین در داخل کشور مطالعاتی انجام شده است که به برخی از آنها اشاره میگردد.
فتحاللهی و جشن (۱۴۰۲) در مقالهای به بررسی مؤلفههای اثرگذار بر مهاجرت معکوس در مناطق شهری استان کرمانشاه به مناطق روستایی این استان پرداختند. نتایج این پژوهش گویای این است که مؤلفههای اثرگذار بر مهاجرت معکوس از مناطق شهری به روستایی به ترتیب عبارت است از: مسکن، هزینه و درآمد خانوار، عامل فرهنگی- زیستی، نحوه دستیابی و توزیع امکانات آموزشی و درمانی، فرصتهای کاری در مناطق روستایی، مؤلفه وابستگی و بومی بودن، میزان ورود گردشگر و جاذبههای صنایع دستی و گردشگری. همچنین، کمترین اثر بر مهاجرت معکوس مربوط به متغیر مشوقهای حمایتی دولت از روستانشینان حاصل شد.
نیازی و همکاران (۱۴۰۱) در مقالهای به ارزیابی مؤلفههای مؤثر بر مهاجرت نیروی کار پرداختند. نتایج نشان داد که وضعیت آب و هوایی، میزان توسعه اقتصادی، جهانی شدن و ارزشهای جهانوطنی، نحوه حکمرانی و مدیریت منطقه، میزان رفاه و دسترسی به امکانات زندگی بهعنوان مهمترین مؤلفههای اثرگذار بر مهاجرت به دست آمدند.
روزبهانی و همکاران (۱۴۰۱) در پژوهشی به ارائه مدل مؤلفههای اثرگذار بر مهاجرت قشر دانشجو و همچنین فارغالتحصیلان رشته علوم ورزشی به کشورهای خارجی با جامعه آماری 384 نفر پرداختند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی پژوهش به روش مؤلفههای اصلی منتج به استخراج پنج مؤلفه اجتماعی و فرهنگی، رفاهی و اقتصادی، آموزشی-پژوهشی، سیاسی و شغلی گردید که به ترتیب از بین آنها بیشترین و کمترین مقدار واریانس مرتبط با عوامل مؤثر بر مهاجرت دانشجویان و دانشآموختگان علوم ورزشی به خارج از کشور بهوسیله عامل آموزشی-پژوهشی و عامل سیاسی تبیین گردید.
معمری و همکاران (۱۴۰۱) در مقالهای به ارزیابی مؤلفههای اثرگذار بر مهاجرت روستانشینان به مناطق شهری در بین مرتعداران استان اردبیل با حجم نمونه 372 نفر پرداختند. نتایج نشان داد که از بین شاخصهای مورد مطالعه بر اساس بار عاملی، به ترتیب اهمیت 9 مؤلفه دسترسی به امکانات رفاهی، امنیت اقتصادی-فرهنگی، مهاجرت معکوس، مشارکت اجتماعی، نبود انگیزه ماندن در روستا، زمین، نرخ بیکاری بالا در روستا، آینده کودکان و فرصت اشتغال بیشتر در مناطق شهر، نزدیک به 85 درصد واریانس دادهها را به خود اختصاص دادند.
بهطورکلی پژوهشهای بالا دلایل مهاجرت دلایل مهاجرت را نشان میدهد که شامل تحریمها، شرایط اقتصادی، امنیت، افزایش نابرابری، نبود فرصتهای شغلی و سیاستهای دولتی است. بنابراین بررسی و شناسایی انگیزه و مؤلفههای تأثیرگذار بر مهاجرت، میتواند به برنامهریزان در جهت سیاستگذاری بهتر در تغییر روند مهاجرت کمک کند. هرچند در سیاستهای کلی نظام نظیر سیاستهای کلی آمایش سرزمین، سیاستهای کلی جمعیت، سیاستهای کلی برنامه ششم و هفتم توسعه بارها به موضوع مهاجرت تأکید شده است، اما مطالعات چندانی در این خصوص انجام نشده است و همین مطالعات انجام شده نیز فقط عوامل مؤثر بر مهاجرت را شناسایی کردهاند ولی میزان اثرات هرکدام از این عوامل را شناسایی ننمودهاند. ازاینرو، محاسبه میزان اثرگذاری هرکدام از عوامل اثرگذار بر مهاجرت، بهعنوان نوآوری این پژوهش است. همچنین، ازآنجاکه این پژوهش به دنبال بررسی میزان اثر هرکدام از متغیرها بر مهاجرت در دوره کوتاهمدت و بلندمدت است مدل خودرگرسیونی با وقفه توزیعی انتخاب گردید. شایان ذکر است که نوع مانایی و نامانایی متغیرهای پژوهش نیز، استفاده از این مدل را تأیید میکنند.
3. روش تحقیق
هدف از این تحقیق، تحلیل و بررسی اثرات عوامل اقتصادی (تولید ناخالص داخلی سرانه و شاخص فلاکت)، عوامل اجتماعی (ضریب جینی و سهم مخارج آموزش از بودجه دولتی)، عوامل سیاسی (شاخص حکمرانی خوب)، عوامل خارجی (تحریم) و عوامل محیطی (بارندگی) بر مهاجرت کشور ایران با استفاده از مدل ARDL در نرمافزار «ایویوز 10»[43] طی بازه زمانی 2022-1980 است. این متغیرها در مطالعات مختلف بهعنوان عوامل کلیدی و پُرتکرار شناسایی شدهاند و اهمیت بیشتری نسبت به سایر متغیرها دارند. این متغیرها پیروِ مطالعاتی که توسط «پائول و بگچی»[44](۲۰۲۳)، «اوربانسکی»[45] (۲۰۲۲)، «ابراهیم و همکاران»[46] (2019)، «داستمن و فراتینی»[47] (2014)، «زوئل»[48] (2011)، «نوتنا»[49] (2010) و «دورشلر»[50] (2006) برای شناسایی عوامل اثرگذار بر مهاجرت انجام شده بود، انتخاب گردیده است. برای استخراج دادهها از اطلاعات بانک مرکزی ایران، مرکز آمار ایران و بانک جهانی استفاده شده است. بر این اساس برای تخمین مدل از تابع زیر استفاده خواهد شد.
|
|
(1)
بهطوریکه Migt بیانگر مهاجرت، GDPSARt بیانگر GDP سرانه، MISERYt بیانگر شاخص فلاکت، GEDUt نشاندهنده سهم مخارج آموزش از بودجه دولتی، GINIt بیانگر ضریب جینی، HOKMt نشاندهنده شاخص حکمرانی خوب، PRECt بیانگر شاخص بارندگی و SANt نشاندهنده متغیر مجازی تحریم است. بنابراین متغیرهای پژوهش به شرح زیر خواهند بود.
جدول 1: معرفی متغیرهای پژوهش
|
واحد اندازهگیری |
منبع استخراج داده |
نماد |
متغیر |
عوامل اثرگذار بر مهاجرت |
|
دلار |
بانک جهانی |
GDPSARt |
تولید ناخالص داخلی سرانه |
اقتصادی |
|
درصد |
سایت بانک مرکزی و سایت مرکز آمار ایران |
MISERYt |
شاخص فلاکت |
|
|
درصد |
بانک جهانی |
GEDUt |
سهم مخارج آموزش از بودجه دولت |
اجتماعی |
|
درصد |
مرکز آمار ایران |
GINIt |
نابرابری (ضریب جینی) |
|
|
بین 5/2+ تا 5/2- |
بانک جهانی |
HOKMt |
شاخص حکمرانی خوب |
سیاسی |
|
میلیمتر |
trading economics website |
PRECt |
شاخص بارندگی |
محیطی |
|
تعداد |
بررسی تاریخچه تحریمها و پژوهشهای قبلی |
SANt |
متغیر مجازی تحریم |
خارجی |
روش ARDL الگوهای بلندمدت و کوتاهمدت موجود در مدل را بهطور همزمان تخمین میزند و مشکلات مربوط به حذف متغیرها و خودهمبستگی را رفع میکند. بنابراین، تخمینهای ARDL به دلیل نبود مشکلاتی مانند خودهمبستگی و درونزایی، کارا هستند. مدل خودتوزیع با وقفههای گسترده تعمیمیافته را میتوان بهصورت زیر نشان داد:
|
|
(2)
|
|
در رابطه فوق، α0 عرض از مبدأ، Yt متغیر وابسته و L عامل وقفه است که بهصورت زیر تعریف میشود:
(3)
در رابطه زیر داریم:
|
|
(4)
(5)
تعداد وقفههای بهینه برای هریک از متغیرهای توضیحی را میتوان با کمک یکی از «ضوابط آکائیک»[51] (AIC)، «شوارتز- بیزین» (SBC)، «حنان- کوئین»[52] (HQC) و یا ضریب تعیین تعدیل شده تعیین کرد. معمولاً در نمونههای کمتر از صد مشاهده یا داده، از معیار SBC استفاده میگردد، تا از این طریق درجه آزادی زیادی از بین نرود. این معیار در تعیین وقفهها صرفهجویی مینماید و در نتیجه، تخمین از درجه آزادی بیشتری برخوردار خواهد بود.
برای محاسبه ضرایب بلندمدت مدل، از همان مدل پویا استفاده میشود. ضرایب بلندمدت مربوط به متغیرهای X از رابطه زیر به دست میآیند:
(6)
از رابطه فوق مقدار آماره t مربوط به ضریب محاسبهشده بلندمدت نیز قابل محاسبه است. «ایندر»[53] نشان میدهد که آمارههای t از این نوع، دارای توزیع نرمال حدی معمول هستند و آزمون t بر اساس کمیتهای بحرانی معمول از توان خوبی برخوردار است. بنابراین به کمک Θi میتوان آزمونهای معتبری را در مورد وجود رابطه بلندمدت انجام داد.
4. تجزیهوتحلیل دادهها
4-1. آزمون ریشه واحد
پیش از هرگونه تخمینی در مورد دادههای سری زمانی باید از عدم کاذب بودن رگرسیونهای برآوردی اطمینان حاصل شود. این اطمینان زمانی به وجود میآید که ثابت شود متغیرهای مدل مورد نظر مانا هستند (تشکینی و عباسی نژاد، 1392). در حقیقت ازآنجاکه یکی از ابعاد الگوهای تلفیقی، زمان است، بنابراین ضروری است که پیش از برآورد ضرایب الگوها، سکون متغیرهای لحاظ شده در مدل بررسی شود. بر این اساس نتایج حاصل از آزمون ریشه واحد در جدول زیر قابل مشاهده است.
جدول 2: نتایج حاصل از آزمون ریشه واحد
|
متغیر |
MIG |
GDPSRA |
MISERY |
GEDU |
GINI |
HOKM |
PREC |
SAN |
|
مقدار احتمال در سطح |
0.6320 |
0.6947 |
0.0833 |
0.0082 |
0.2773 |
0.7710 |
0.0002 |
0.1772 |
|
مقدار احتمال با یکبار تفاضل گیری |
0.0000 |
0.0084 |
0.0000 |
0.0027 |
0.0000 |
0.0015 |
0.0000 |
0.0000 |
|
نتیجه |
I(1) |
I(1) |
I(1) |
I(0) |
I(1) |
I(1) |
I(0) |
I(1) |
منبع: یافتههای پژوهش
همانطور که از جدول بالا مشخص است، از بین متغیرهای مورد بررسی تنها متغیرهای سهم مخارج آموزشی از بودجه دولت و شاخص بارندگی در سطح مانا هستند و سایر متغیرها با یکبار تفاضلگیری مانا میشوند.
4-2. بررسی اثرات عوامل مختلف بر مهاجرت در دوره کوتاهمدت
تخمین مدل با الگوی ARDL برای دوره کوتاهمدت بهصورت جدول زیر برآورد شده است که وقفه بهینه متغیرها بر اساس معیار شوراتز بیزین بهصورت ARDL(2,2,0,2,2,2,2,2) است.
جدول 4: نتایج برآورد اثرات متغیرها بر مهاجرت (دوره کوتاهمدت)
|
متغیر |
ضرایب |
انحراف معیار |
آماره t |
مقدار احتمال |
|
MIG(-1) |
0.7435 |
0.1212 |
6.1363 |
0.0000 |
|
MIG(-2) |
0.3933 |
0.1495 |
2.6311 |
0.0144 |
|
GDPSRA |
0.5532- |
0.1338 |
4.1343- |
0.0003 |
|
GDPSRA(-1) |
-0.2024 |
0.1172 |
-1.7263 |
0.0962 |
|
GDPSRA(-2) |
0.0978- |
0.0742 |
1.3187- |
0.1988 |
|
MISERY |
0.3570 |
0.0948 |
3.7658 |
0.0021 |
|
GEDU |
0.8326 |
1.1633 |
0.7157 |
0.4859 |
|
GEDU(-1) |
0.3612 |
0.7631 |
0.4734 |
0.6433 |
|
GEDU(-2) |
0.7760 |
0.7904 |
0.9818 |
0.3429 |
|
GINI |
0.4185 |
0.2418 |
1.7308 |
0.0938 |
|
GINI(-1) |
0.7899 |
0.4491 |
1.7588 |
0.0888 |
|
GINI(-2) |
0.6460 |
0.3468 |
1.8624 |
0.0724 |
|
HOKM |
0.4973- |
0.2601 |
1.9117- |
0.0666 |
|
HOKM(-1) |
-0.5415 |
0.3515 |
-1.5405 |
0.1351 |
|
HOKM(-2) |
0.1324 |
0.1289 |
1.0272 |
0.3134 |
|
PREC |
1.4831- |
1.1353 |
1.3064- |
0.2063 |
|
PREC(-1) |
1.5233 |
1.1369 |
1.3399 |
0.1953 |
|
PREC(-2) |
0.7956 |
1.2129 |
0.6559 |
0.5194 |
|
SAN |
0.4327 |
0.1324 |
3.2682 |
0.0037 |
|
SAN(-1) |
0.1426 |
0.1692 |
0.8429 |
0.4088 |
|
SAN(-2) |
0.1909 |
0.1474 |
1.2950 |
0.2094 |
|
C |
53.1282 |
52.8618 |
1.0050 |
0.3238 |
|
آزمونها |
||||
|
آماره F |
تصریح مدل (رمزی تست) |
نرمالیتی |
واریانس ناهمسانی |
خودهمبستگی |
|
14.4042 (0.0244) |
||||
|
R2 |
0.2426 (-0.8309) |
0.1617 (-0.9223) |
0.4017 (-0.9376) |
2.5222 (-0.1956) |
|
0.98 |
||||
منبع: یافتههای پژوهش
همانطور که از جدول (4)، مشخص است یک واحد افزایش در مهاجرت دوره گذشته باعث افزایش 74/0 واحد در مهاجرت دوره جاری میشود. علاوه بر این، همانطور که در روش تحقیق بحث شد، یکی از عوامل اثرگذار بر مهاجرت عوامل اقتصادی است که در این پژوهش برای بررسی عوامل اقتصادی از دو متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه و شاخص فلاکت (مجموع نرخ بیکاری و تورم) بهره گرفته شد. با توجه به نتایج، اثر GDP سرانه بر مهاجرت منفی و معنادار است. بهطوریکه افزایش یک واحدی در این متغیر منجر به کاهش 55/0 واحدی مهاجرت میگردد. در حقیقت زمانی که GDP به ازای هر فرد افزایش پیدا کند، منجر به بهبود شرایط زندگی افراد میشود که بهتبع آن مهاجرت نیز کاهش پیدا میکند.
همچنین، اثر شاخص فلاکت بر مهاجرت مثبت و معنادار است. شاخص فلاکت یک نشانگر اقتصادی است که توسط اقتصاددان «آرتور ملوین اکون»[54] مطرح شد و از افزودن نرخ بیکاری به نرخ تورم به دست میآید. در واقع، تورم فزاینده در کنار بیکاری رو به افزایش برای یک کشور، هزینههای اقتصادی و اجتماعی را در برخواهد داشت و شاخص فلاکت را افزایش خواهد داد که در نتیجه آن شرایط زندگی دشوار خواهد شد و در نتیجه آن مهاجرت نیز بیشتر میشود. با توجه به جدول (4)، افزایش یک واحدی در این متغیر منجر به افزایش 35/0 واحدی مهاجرت خواهد شد.
یکی دیگر از عوامل اثرگذار بر مهاجرت عوامل اجتماعی است که در این پژوهش از دو متغیر مخارج آموزشی و نابرابری برای بررسی این عامل در نظر گرفته شد. بدون شک، زمانی که در یک کشور شرایط آموزش مناسب و مقرونبهصرفه نباشد یا محدودیتهایی برای آموزش افراد در نظر گرفته شود، مهاجرت در این کشور نیز روند صعودی خواهد داشت. بااینحال برای ایران همانطور که از جدول (4)، مشخص است سهم مخارج آموزشی دولت از کل بودجه (متغیر جایگزین آموزش) اثر مثبت، اما نامعنایی بر مهاجرت داشته است. بهعبارتیدیگر نتایج برآورد پژوهش رابطه معنادار و دقیقی بین این متغیر و مهاجرت پیدا نکرده است. شاید یکی از دلایل اصلی این موضوع این باشد که در کشور ایران در چند دهه گذشته سرمایهگذاریهای وسیعی در حوزه آموزش انجام شده است و آموزش در کشور ایران نسبت به بسیاری از کشورها مقرون بهصرفهتر بوده و همین موضوع باعث گردیده تا این متغیر روی مهاجرت اثر مشخصی نداشته باشد.
برای بررسی نابرابری معمولاً از ضریب جینی استفاده میگردد. ضریب جینی معیاری در اقتصاد است که برای نشان دادن نابرابری درآمد یا ثروت در یک کشور یا گروهی از مردم در نظر گرفته میشود. ضریب جینی صفر بیانگر برابری کامل و ضریب جینی یک (یا ۱۰۰ درصدی) بیانگر حداکثر نابرابری در بین گروهها یا افراد است. بالا بودن این متغیر بهعنوان یک شاخص برای مقایسه میزان نابرابری و اختلاف طبقاتی در نظر گرفته میشود. بنابراین زمانی که ضریب جینی در یک کشور بیشتر شود به دلیل اینکه نابرابری نیز افزایش مییابد مهاجرت بیشتر خواهد شد. این موضوع توسط نتایج پژوهش نیز تأیید میشود. همانطور که از جدول (4)، مشخص است اثر ضریب جینی بر روی مهاجرت مثبت و معنادار (در سطح 1/0 درصد) است. بهطوریکه افزایش یک واحدی در این متغیر باعث افزایش 41/0 واحدی مهاجرت میگردد.
ازجمله عوامل دیگر مؤثر بر مهاجرت عوامل سیاسی است. در این پژوهش برای بررسی اثر عوامل سیاسی بر مهاجرت از یک شاخص جامع با عنوان شاخص حکمرانی خوب استفاده شد. حکمرانی خوب مفهومی است که از اواخر دهه 1990 در ادبیات توسعه بهعنوان کلید معمای توسعه مطرح گردید. بر طبق جدیدترین تعریف بانک جهانی، حکمرانی خوب، در اتخاذ سیاستهای پیشبینی شده، آشکار و صریح دولت که نشاندهنده شفافیت فعالیتهای دولت است؛ بوروکراسی شفاف، پاسخگویی دستگاههای اجرایی در قبال فعالیتهای خود، مشارکت فعال مردم در امور اجتماعی و سیاسی و نیز برابری همه افراد در برابر قانون، تبلور مییابد. کمیسیون اقتصادی، اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام (ESCAP) اصول حکمرانی خوب را در ۸ مقوله شامل ۱. مشارکت؛ ۲. حاکمیت قانون؛ ۳. شفافیت؛ ۴. پاسخگویی؛ ۵. شکلگیری وفاق عمومی؛ ۶. حقوق مساوی (عدالت)؛ ۷. اثربخشی و کارایی و ۸. مسئولیتپذیری تعریف مینماید. بنابراین هرچه وضعیت حکمرانی یک کشور مطلوبتر باشد و دولت در موارد ذکر شده بهتر عمل نماید، شرایط کشور مطلوبتر خواهد بود و بهتبع آن مهاجرت نیز کاهش پیدا خواهد کرد. این موضوع در نتایج پژوهش نیز تأیید میشود. همانطور که از جدول (4)، مشخص است، اثر حکمرانی خوب بر مهاجرت منفی و معنادار (در سطح 1/0 درصد) است. بهطوریکه افزایش یک واحدی این متغیر منجر به کاهش 49/0 واحدی مهاجرت میشود.
عامل مهم دیگری که منجر به مهاجرت میشود شرایط محیطی یک کشور یا یک منطقه است. در این پژوهش برای بررسی اثر شرایط محیطی بر مهاجرت از شاخص بارندگی استفاده شد. بدون شک زمانی که در یک منطقه بارندگی کم باشد و خشکسالیهای متوالی در آن منطقه اتفاق بیفتد شرایط برای زندگی در آنجا دشوار خواهد شد و بهتبع آن مهاجرت نیز روند صعودی خواهد داشت. بااینحال با توجه به نتایج پژوهش، اثر این متغیر بر روی مهاجرت منفی اما نامعنا است. بنابراین با توجه به برآورد دادهها، هرچند این متغیر روی مهاجرت اثر منفی داشته است، اما این اثر معنادار نبوده است.
در نهایت، ازجمله عوامل دیگر که میتواند منجر به مهاجرت شود عوامل خارجی مانند اثرات حاصل از تحریمها توسط دولتهای خارجی است. مطمئناً زمانی در یک کشور به دلیل تحریمهای خارجی، امنیت سرمایهگذاری وجود نداشته باشد و آن کشور با بیثباتیهای اقتصادی دستوپنجه نرم کند، شرایط برای زندگی دشوار خواهد شد و بهتبع آن مهاجرت نیز روند صعودی خواهد گرفت. این موضوع توسط نتایج پژوهش نیز تأیید شد. همانطور که از جدول (4)، مشخص است اثر تحریم بر روی مهاجرت مثبت و معنادار بوده است بهطوریکه افزایش یک واحدی این متغیر منجر به افزایش 43/0 واحدی مهاجرت میشود.
همچنین، درستی نتایج مدل از طریق آزمونهای مختلف مورد سنجش قرار گرفت. همانطور که از جدول (4)، مشخص است با توجه به «آزمون RESET رمزی»[55]، مدل بهدرستی تصریح گردیده است و دارای خودهمبستگی براساس آزمون «بروشگادفری»[56] و واریانس ناهمسانی براساس آزمون «بروش-پاگان-گادفری»[57] نیست. همچنین، پسماندهای مدل با توجه به آزمون نرمالیتی آماره «جارک برا»[58]، بهصورت نرمال توزیع شدهاند. آماره F مدل نیز گویای تخمین درست مدل است. همچنین ضریب تعیین (R2)[59] مدل برابر 98 درصد حاصل شده است که نشان میدهد بخش زیادی از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای توضیحی، شرح داده شده است.
4-3. بررسی اثرات عوامل مختلف بر مهاجرت در دوره بلندمدت
4-3-1. آزمون باند تست[60]
در روش ARDL تخمین رابطه بلندمدت طی دو مرحله انجام میشود. در مرحله اول وجود رابطه بلندمدت بین متغیرهای مدل آزمون میشود. با مقایسه آماره t محاسبه شده و کمیت بحرانی ارائه شده از سوی «بنرجی، دولادو و مسترا»[61] اطمینان مورد نظر، میتوان به وجود یا عدم وجود رابطه بلندمدت پی برد. اگر رابطه بلندمدت در بین متغیرهای مدل مورد نظر به اثبات برسد، در گام بعدی، برآورد و بررسی ضرایب بلندمدت و استنتاج در مورد ارزش آنها صورت میگیرد. وجود همجمعی بین مجموعهای از شاخصهای اقتصادی، اساس استفاده از الگوهای تصحیح خطا را ایجاد مینماید. این الگو، نوسانات دوره کوتاهمدت را با نوسانات دوره بلندمدت مرتبط میسازد (نوفرستی،1387). بنابراین، ابتدا لازم است آزمون وجود رابطه بلندمدت در بین متغیرهای موجود صورت گیرد. برای بررسی وجود رابطه بلندمدت از آزمون کرانه (باند تست) استفاده شده است. آماره F محاسباتی باید با مقادیر بحرانی بیان شده توسط پسران و همکاران (2001) مقایسه گردد. درصورتیکه F محاسباتی بیشتر از مقدار بحرانی حد بالای I(1) هرکدام از سطوح معناداری باشد میتوان نتیجه گرفت که رابطه بلندمدت تأیید میشود. نتایج این آزمون در جدول زیر گزارش شده است.
جدول 5: نتایج آزمون باند تست (آزمون کرانه)
|
آماره |
مقدار |
سطح معناداری |
I(0) |
I(1) |
|
مجانبی: n=1000 |
||||
|
F-statistic |
14.21977 |
10% |
1.92 |
2.89 |
|
5% |
2.17 |
3.21 |
||
|
2.50% |
2.43 |
3.51 |
||
|
1% |
2.73 |
3.9 |
||
|
Actual Sample Size |
25 |
سطح معناداری |
محدوده نمونه: n=30 |
|
|
10% |
2.277 |
3.498 |
||
|
5% |
2.73 |
4.163 |
||
|
1% |
3.864 |
5.694 |
||
منبع: یافتههای پژوهش
با توجه به اینکه آماره F محاسباتی (برابر 21/14)، از کرانه بالا در تمامی سطوح معناداری بزرگتر است؛ ازهمینرو فرضیه صفر رد میگردد و وجود رابطه بلندمدت میان متغیرها تأیید میشود.
4-3-2. محاسبه ضرایب بلندمدت و ضریب تصحیح خطا
نتایج برآورد الگوی بلندمدت جهت بررسی اثرات متغیرهای مورد نظر بر مهاجرت در جدول زیر آمده است.
جدول 6: نتایج برآورد اثرات متغیرها بر مهاجرت (دوره بلندمدت)
|
متغیر |
ضرایب |
انحراف معیار |
آماره t |
مقدار احتمال |
|
GDPSRA |
0.2852- |
0.0808 |
3.5313- |
0.0015 |
|
MISERY |
0.6587 |
0.3399 |
1.9378 |
0.0662 |
|
GEDU |
0.7990 |
1.3612 |
0.5870 |
0.5583 |
|
GINI |
0.0045 |
0.0018 |
2.5663 |
0.0184 |
|
HOKM |
0.2054- |
0.1070 |
1.9197- |
0.0574 |
|
PREC |
-256.7162 |
993.5032 |
-0.2584 |
0.8128 |
|
SAN |
21.0376 |
8.9692 |
2.3455 |
0.1007 |
|
C |
431.4184 |
333.0775 |
1.2952 |
0.2100 |
|
CointEq(-1)* |
-0.2544 |
0.0414 |
-6.1410 |
0.0000 |
منبع: یافتههای پژوهش
با توجه به نتایج جدول فوق اثر عوامل اقتصادی بر مهاجرت معنادار است. بهطوریکه در بلندمدت با افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه کشور، مقدار مهاجرت همانند کوتاهمدت کاهش مییابد. مقدار کاهش متغیر مهاجرت به ازای افزایش یک واحدی این متغیر برابر 28/0 واحد خواهد بود. علاوه بر این، اثر شاخص فلاکت بر روی مهاجرت مثبت و معنادار است. بهطوریکه با افزایش یک واحدی این متغیر مقدار مهاجرت در بلندمدت به میزان 65/0 واحد افزایش پیدا خواهد کرد.
اثر عوامل اجتماعی بر مهاجرت برحسب دو متغیر مورد بررسی در بلندمدت چندان قابل توجه نیست. بهطوریکه اثر متغیر سهم مخارج آموزشی از بودجه دولت نامعنا است ولی برای ضریب جینی (شاخص نابرابری) مقدار معنادار و مثبتی به دست آمده است. نتایج نشان میدهد که در بلندمدت افزایش نابرابری در کشور منجر به افزایش مهاجرت خواهد شد. بهطوریکه به ازای هر یک واحد افزایش در این متغیر، مقدار مهاجرت 004/0 واحد افزایش پیدا خواهد کرد.
اثر عوامل سیاسی بر مهاجرت در بلندمدت منفی و معنادار است. به عبارتی با بهبود شرایط حکمرانی و اداره کشور مسلماً ثبات اقتصادی حاکم میشود و رفاه افزایش پیدا میکند و بهتبع آن شرایط برای زندگی بهتر میشود. در این صورت مهاجرت کاهش پیدا خواهد کرد. اثر این متغیر بر مهاجرت در بلندمدت برابر 20/0- است که بدین معنا است که با افزایش یک واحد شاخص حکمرانی کشور متغیر مهاجرت به میزان 20/0 واحد کاهش پیدا میکند. در نهایت، با توجه به جدول فوق اثر عوامل محیطی (بارندگی) و خارجی (تحریم) در بلندمدت بر مهاجرت نامعنا است. بهعبارتدیگر هرچند در بلندمدت اثر تحریم بر مهاجرت مثبت و اثر بارندگی بر مهاجرت منفی است؛ اما این اثرات نامعنا بوده و نتیجه دقیقی نمیتوان برای آن ارائه کرد.
همچنین، بر اساس نتایج، ضریب الگوی تصحیح خطا (1-)ECM معادل با 25/0- و معنادار به دست آمده است. در الگوی تصحیح خطا جهت محاسبه این ضریب؛ ابتدا تفاضل مرتبه اول متغیرها روی هم رگرسیون میشود تا رابطه کوتاهمدت متغیرهای انباشته از مرتبه اول حاصل گردد، سپس باقیمانده رگرسیون همانباشتگی (رابطه بلندمدت) با یک وقفه بهعنوان متغیر توضیحی وارد مدل میگردد. ضریب جمله باقیمانده نحوه تعدیل رابطه کوتاهمدت به رابطه بلندمدت را نشان میدهد که نشاندهنده حرکت به سمت تعادل بلندمدت مدل یا ضریب تصحیح خطا هست. در این تحقیق، مقدار این ضریب نشان میدهد که در مسیر حرکت از کوتاهمدت به سمت بلندمدت در هر دوره 25 درصد تعدیل صورت میگیرد و نهایتاً به رابطه بلندمدت میرسد.
4-4. مقایسه نتایج این پژوهش با سایر مطالعات
در پژوهش حاضر، اثر تولید ناخالص داخلی سرانه بر مهاجرت در کوتاهمدت و بلندمدت منفی و معنادار است. بهعبارتدیگر، با افزایش GDP سرانه، شرایط اقتصادی بهبود مییابد و این باعث کاهش مهاجرت میشود. این یافته با نتایج بسیاری از مطالعات دیگر مطابقت دارد. بهطور مثال، در پژوهش لین و ژو (2015)، نشان داده شد که در کشورهای پیشرفته، افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه منجر به کاهش تمایل به مهاجرت میشود، زیرا شرایط اقتصادی بهتری فراهم میآید (لین و ژو[62]، 2015). همچنین، نتایج پژوهش ابراهیم و همکاران (2018) نیز مشابه یافتههای این مطالعه است که تأثیر افزایش GDP سرانه بر کاهش مهاجرت را تأکید میکند. در مورد شاخص فلاکت که ترکیبی از نرخ بیکاری و تورم است، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که این شاخص در کوتاهمدت و بلندمدت اثر مثبت و معناداری بر مهاجرت دارد. در واقع، افزایش فلاکت اقتصادی منجر به افزایش تمایل به مهاجرت بهدلیل شرایط اقتصادی ناخوشایند میشود. این نتایج با پژوهشهای قبلی ازجمله تحقیق «طاهر»[63](2015) که نشان داد فلاکت اقتصادی باعث افزایش مهاجرت در کشورهای با نرخ بیکاری بالا میشود، همخوانی دارد. همچنین، در این مطالعه، اثر سهم مخارج آموزشی از بودجه دولت بر مهاجرت در کوتاهمدت و بلندمدت نامعنا بود که با بسیاری از پژوهشها هماهنگ است. بهعنوان مثال، تحقیق کولوسنیتسینا و همکاران (2019) نشان داد که ارتباط بین مخارج آموزشی و مهاجرت ممکن است در کوتاهمدت در کشورهای درحالِتوسعه قابل مشاهده نباشد و تنها در بلندمدت تأثیرگذار باشد، چراکه افراد بیشتر بهدنبال استفاده از فرصتهای آموزشی در کشورهای پیشرفته هستند.
در زمینه ضریب جینی، این تحقیق اثر مثبت و معناداری در کوتاهمدت و بلندمدت یافت. یعنی افزایش نابرابری درآمدی باعث افزایش مهاجرت میشود. این نتیجه با پژوهشهای «میکلسون و همکاران»[64] (2017) همخوان است که نشان دادند نابرابری اقتصادی موجب افزایش فشارهای اجتماعی و در نهایت مهاجرت میشود. پژوهشهای دیگر نیز بر این نکته تأکید دارند که نابرابری درآمدی از طریق ایجاد فشارهای اجتماعی و اقتصادی منجر به افزایش مهاجرت میشود. همچنین در پژوهش حاضر، تأثیر شاخص حکمرانی خوب بر مهاجرت در کوتاهمدت و بلندمدت منفی و معنادار بود. به این معنا که با بهبود حکمرانی، شرایط داخلی بهبود یافته و تمایل به مهاجرت کاهش مییابد. این یافته مشابه نتایج مطالعه «انور و همکاران»[65] (2019) است که در آن حکمرانی خوب بهعنوان عاملی کاهشدهنده مهاجرت شناسایی شد. در مورد شاخص بارندگی، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که این متغیر تأثیر معناداری بر مهاجرت ندارد. این یافته مشابه با پژوهش «جولی و همکاران»[66] (2017) است که تأثیر بارندگی بر مهاجرت را در مناطق خشک و نیمهخشک غیرمعنادار ارزیابی کردند. همچنین، بسیاری از مطالعات دیگر نیز نشان دادهاند که عوامل محیطی ممکن است تأثیرات مختلفی در جوامع مختلف داشته باشد و این تأثیرات در بلندمدت و در کشورهای با منابع محدود بیشتر قابل مشاهده باشد.
نتیجهگیری و پیشنهاد
این پژوهش به دنبال بررسی عوامل اثرگذار بر مهاجرت کشور بود. این پدیده بارها در سیاستهای کلی نظام نظیر سیاستهای کلی آمایش سرزمین، سیاستهای کلی جمعیت، سیاستهای کلی برنامه ششم و هفتم توسعه مورد تأکید قرار گرفته است. بدین منظور برای بررسی عوامل اقتصادی از متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه و شاخص فلاکت، برای عوامل اجتماعی از متغیرهای ضریب جینی و سهم مخارج آموزشی از بودجه دولتی، برای عوامل سیاسی از شاخص حکمرانی خوب، برای عوامل خارجی از متغیر مجازی تحریم و برای عوامل محیطی از شاخص بارندگی استفاده شد. در این پژوهش برای برآورد اثرات این متغیرها بر مهاجرت کشور از مدل ARDL در نرمافزار «ایویوز 10» طی بازه زمانی 2022-1980 بهره گرفته شد. نتایج پژوهش به شرح زیر حاصل گردید:
v عوامل اقتصادی
Ø تولید ناخالص داخلی سرانه: در کوتاهمدت اثر تولید ناخالص داخلی سرانه بر مهاجرت منفی و معنادار است. بهطوریکه افزایش یک واحدی (هزار دلار) در این متغیر منجر به کاهش 55/0 واحدی مهاجرت میگردد. در حقیقت زمانی که GDP به ازای هر شخص افزایش پیدا کند، منجر به بهبود شرایط زندگی افراد میشود که بهتبع آن مهاجرت نیز کاهش پیدا میکند. مقدار اثر این متغیر در بلندمدت نیز منفی و معنادار و برابر 28/0- به دست آمد.
Ø شاخص فلاکت (مجموع نرخ بیکاری و تورم): اثر این متغیر در کوتاهمدت مثبت و معنادار است. بهطوریکه افزایش یک واحدی (یکدرصدی) در این متغیر منجر به افزایش 35/0 واحدی مهاجرت خواهد شد. علاوه بر این، اثر شاخص فلاکت بر روی مهاجرت در بلندمدت نیز مثبت و معنادار و برابر 65/0 واحد حاصل شد.
v عوامل اجتماعی
Ø سهم مخارج آموزشی از بودجه دولت: اثر این متغیر بر مهاجرت هم برای کوتاهمدت و هم بلندمدت نامعنا به دست آمد.
Ø ضریب جینی: اثر ضریب جینی بر روی مهاجرت در کوتاهمدت مثبت و معنادار (در سطح 1/0 درصد) است. بهطوریکه افزایش یک واحدی (یکدرصدی) در این متغیر باعث افزایش 41/0 واحدی مهاجرت میگردد. برای بلندمدت نیز این اثر مثبت و معنادار و برابر 004/0 حاصل شد.
v عوامل سیاسی: برای بررسی تأثیر مؤلفههای سیاسی بر مهاجرت، از متغیر شاخص حکمرانی خوب بهره گرفته شد. اثر این شاخص بر مهاجرت برای کوتاهمدت و بلندمدت منفی و معنادار حاصل شد. بهطوریکه اثر این متغیر بر مهاجرت در کوتاهمدت و بلندمدت به ترتیب برابر 49/0- و 20/0- واحد است که بیانگر اثر بیشتر آن در کوتاهمدت نسبت به بلندمدت است.
v عوامل خارجی: برای بررسی عوامل خارجی از متغیر مجازی تحریم استفاده شد. اثر این متغیر در کوتاهمدت مثبت و معنادار و برابر 43/0 به دست آمد. بهطوریکه افزایش یک واحدی این متغیر منجر به افزایش 43/0 واحدی مهاجرت میشود. اثر این متغیر بر مهاجرت در بلندمدت نامعنا حاصل شد.
v عوامل محیطی: برای بررسی عوامل محیطی از شاخص بارندگی استفاده شد. اثر این متغیر بر مهاجرت هم برای کوتاهمدت و هم بلندمدت نامعنا به دست آمد.
v ضریب تصحیح خطا: بر اساس نتایج، ضریب الگوی تصحیح خطا (1-)ECM معادل با 25/0- بهدستآمده است. این ضریب نشان میدهد که در مسیر حرکت از کوتاهمدت به سمت بلندمدت در هر دوره 25 درصد تعدیل صورت میگیرد و نهایتاً به رابطه بلندمدت میرسد.
نتایج مقاله مورد نظر نشاندهنده تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، خارجی و محیطی بر مهاجرت است. کاهش تولید ناخالص داخلی سرانه (GDP) در کوتاهمدت و بلندمدت تأثیر منفی و معناداری بر کاهش مهاجرت داشته است، زیرا بهبود شرایط اقتصادی و معیشتی افراد میل به مهاجرت را کاهش میدهد. این یافتهها با مطالعهای که توسط متقی و همکاران (2015) انجام شد، تطابق دارد. این پژوهش بر کشورهای اروپایی متمرکز بود و نشان داد که افزایش GDP سرانه موجب افزایش فرصتهای شغلی و بهبود استاندارد زندگی شده و مهاجرت از کشورهای مبدأ را کاهش میدهد. همچنین، شاخص فلاکت که شامل نرخ بیکاری و تورم است، در مقاله مورد بررسی اثر مثبت و معناداری بر مهاجرت داشته است. این نتایج توسط مطالعهای که توسط مرادیان و همکاران[67] (2024) در آمریکای لاتین انجام شد، تأیید شده است. آنها نشان دادند که افزایش نرخ بیکاری و تورم بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، یکی از اصلیترین عوامل مهاجرت به کشورهای توسعهیافته است. همچنین، نابرابری درآمد، اندازهگیری شده با ضریب جینی، نیز اثر مثبتی بر افزایش مهاجرت داشته است. مطالعه «آرادیا و همکاران»[68](2023) و متقی و همکاران (2015) در آسیا نشان داد که نابرابری اقتصادی و شکاف طبقاتی در بسیاری از کشورهای جنوب شرق آسیا، افراد را به جستجوی فرصتهای بهتر در سایر کشورها ترغیب میکند. این پژوهش تأکید کرد که کاهش نابرابری و بهبود دسترسی به خدمات عمومی میتواند به کاهش این نوع مهاجرت کمک کند.
از منظر عوامل سیاسی، مقاله حاضر نشان میدهد که حکمرانی خوب اثر منفی و معناداری بر مهاجرت دارد، به این معنا که تقویت نظام حکمرانی میتواند به کاهش میل به مهاجرت منجر شود. این یافتهها با نتایج مطالعهای که توسط «چانوونگ و همکاران»[69] (2021) در خاورمیانه انجام شد، همخوانی دارد. این پژوهش نشان داد که شاخص حکمرانی خوب با کاهش فساد و بهبود اعتماد عمومی، مهاجرت را در کشورهای منطقه کاهش داده است. همچنین، اثر تحریمها بهعنوان عامل خارجی، در مقاله حاضر مثبت و معنادار بوده است. به بیان دیگر، افزایش تحریمها و محدودیتهای اقتصادی میتواند باعث افزایش مهاجرت شود. نتایج مشابهی در مطالعه «پینتور و همکاران»[70] (2023) مشاهده شد که تأثیر تحریمهای اقتصادی بر مهاجرت از کشورهای درحالِتوسعه به کشورهای اروپایی را بررسی کردند. در نهایت، عوامل محیطی مانند بارندگی، در مقاله حاضر تأثیری بر مهاجرت نداشتند. بااینحال، مطالعاتی مانند پژوهش «اسمیرنوو و همکاران»[71] (2022) تأثیر تغییرات آب و هوایی و بحرانهای زیستمحیطی را بر مهاجرت در آفریقا بررسی کرده و نشان دادند که در مناطق خشکتر و آسیبپذیرتر، عوامل محیطی نقش بیشتری در مهاجرت دارند.
همانطور که از نتایج مشخص شد، در کوتاهمدت متغیر تولید ناخالص داخلی سرانه و در بلندمدت شاخص فلاکت (مجموع نرخ بیکاری و تورم) بیشترین تأثیر را بر مهاجرت داشتهاند. بنابراین، عوامل اقتصادی نسبت به سایر عوامل دارای اثرگذاری بیشتری بر مهاجرت بودهاند. ازهمینرو ضروری است سیاستگذاران و برنامهریزان اقدامات ضروری را بهمنظور بهبود وضعیت اقتصادی جامعه، تثبیت نرخ تورم، کاهش نرخ بیکاری، افزایش قدرت خرید جامعه، افزایش درآمد سرانه و ثبات اقتصادی انجام دهند تا از مهاجرت بیشتر افراد به خارج از کشور جلوگیری به عمل آید. بعد از عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی بیشترین تأثیر را بر مهاجرت داشتهاند. بدون شک یکی از دلایل اصلی مشکلات کشور، سیاستگذاریهای اشتباه، نامناسب، غیرکارشناسی، پافشاری بر ادامه سیاستهای غلط، غیرشفاف بودن برنامهها، عدم اجرای صحیح سیاستها و عواملی از این دست است. لازم است سیاستگذاران شرایطی را فراهم سازند تا به سمت حکمرانی مطلوبتر حرکت کرده و پیامدهای نامطلوب سیاستهای گذشته به حداقل برسد. علاوه بر این، عوامل اجتماعی و خارجی نیز تأثیر بسزایی بر مهاجرت کشور داشتهاند. لازم است شرایط به سمت و سویی حرکت کند تا هم در سطح جامعه وضعیت اجتماعی کشور نظیر اختلاف طبقاتی بهبود پیدا کند و هم در سطح خارجی دیپلماسی سازنده در دستور کار قرار گیرد تا هزینه تحریمها به حداقل برسد.
ملاحظات اخلاقی
حامی مالی: این مقاله حامی مالی ندارد.
مشارکت نویسندگان: تمام نویسندگان در آمادهسازی این مقاله مشارکت کردهاند.
تعارض منافع: بنا به اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.
تعهد کپیرایت: طبق تعهد نویسندگان، حق کپیرایت (CC) رعایت شده است.
[1]. Kothari
[2]. Kritz
[3]. Zanabazar et al
[4]. Khalid & Urbański
[5]. Carbajal & Calvo
[6]. Parkins
[7]. Nghia
[8]. Hagen-Zanker
[9]. Dual Development Theory
[10]. Todaro
[11]. Push-Pull Theory
[12]. Lee
[13]. Social Network Theory
[14]. Massey et al
[15]. World-Systems Theory
[16]. Wallerstein
[17]. Theory of Planned Behavior
[18]. Ajzen
[19]. Demographic Transition Theory
[20]. Zelinsky
[21]. Castles
[22]. Greenwood and Mc Dowell
[23]. Everett Lee
[24]. Faridi
[25]. Bean and Susan
[26]. Ibrahim et al
[27]. Novotná
[28]. Doerschler
[29]. Dustmann & Frattini
[30]. Zoelle
[31]. Urbański
[32]. Thieme
[33]. World Bank, 2018; Clemens, 2014
[34]. de Haas
[35]. Ravallion & Chen
[36]. Melkumyan & Melkumyan
[37]. Paul & Bagchi
[38]. Dustmann et al
[39]. Guzi et al
[40]. Urbański
[41]. Gautam
[42]. Carbajal & Calvo
[43]. Eviews 10
[44]. Paul & Bagchi
[45]. Urbański
[46]. Ibrahim et al
[47]. Dustmann & Frattini
[48]. Zoelle
[49]. Novotná
[50]. Doerschler
[51]. Akaike Criter
[52]. Hannan-Quinn Criter
[53]. Inder
[54]. Arthur Melvin Okun
[55]. Ramsey RESET Test
[56]. Breusch-Godfrey
[57]. Breusch-Pagan-Godfrey
[58]. Jarque-Bera
[59]. R-squared correlation
[60]. Bound test
[61]. Banerjee, Dolado and Mestera
[62]. Linn & Zhou
[63]. Taher
[64]. Mikkelson et al
[65]. Anwar et al
[66]. Joly et al
[67]. Moridian et al
[68]. Aradhya et al
[69]. Channuwong et al
[70]. Pintor et al
[71]. Smirnov et al
Extended Abstract
Introduction
Migration is defined as the temporary or permanent movement of individuals or groups of people from one geographical location to another. Migration has existed for centuries and is driven by economic aspects, natural disasters, social and political factors, population growth, urbanization and wars. Migration can lead to many undesirable results for countries, such as the reduction of labor and the flight of human and physical capital. Therefore, knowing the factors and motivations of migration can help countries in the direction of policies to change the migration process. For this purpose, in this research, we tried to investigate the effects of the influencing factors on migration.
Methods and Material
To examine the economic factors, GDP per capita variables and misery index (sum of unemployment rate and inflation rate), for social factors, Gini coefficient variables and the share of educational expenses from the government budget, for political factors, the good governance index, for external factors, the virtual variable of sanctions, and for environmental factors, the rainfall index was used. Also, to estimate the effects of these variables on Iran's migration, the ARDL model was used in EViews10 software for the period of 1980-2022. To extract the data, the information of the Central Bank of Iran, the Statistics Center of Iran and the World Bank have been used.
Results and discussion
The results showed that among the investigated variables, the variables of the share of educational expenses (from the government budget) and the rainfall index are stationary at level, and the other variables are stationary with one-time differentiation. Also, there is Cointegration between research variables. Furthermore, The results of the research showed that in the short term, GDP per capita and in the long term, the misery index had the greatest effect on migration. Therefore, economic factors have had a greater effect on migration than other factors. After economic factors, political factors were identified as the most important factors of the country's migration. In addition, the results showed that social and external factors also had a significant impact on country migration, but environmental factors did not have a significant effect on this variable. Also, the coefficient of the error correction model was obtained equal to -0.25, which indicates that 25% of the imbalances are adjusted in each period in the path of moving from the short term to the long term. The results of this research are consistent with the findings of Paul and Bagchi (2023), Dustmann et al. (2023), Urbański (2022), Carbajal & Calvo (2021),,Rozbahani et al. (2022), Niazi et al. (2022), Moameri et al. (2022), Motaghi (2014), Jantan (2014) and Akbari et al. (2014)
Conclusion
According to the results, it is necessary for policy makers and planners to take necessary measures to improve economic conditions, control inflation rate, reduce unemployment rate, increase purchasing power of society, increase per capita income and economic stability in order to prevent the migration of more people abroad. Also, without a doubt, one of the main reasons for the country's problems is incorrect and unscientific policy making, insistence on continuing wrong policies, non-transparency of programs, lack of proper implementation of policies, and other such factors. It is necessary for policymakers to provide conditions to move towards better governance and to minimize the adverse consequences of past policies. In addition, it is necessary to plan to improve the social situation of the country's social inequality, such as class differences, and to put diplomacy on the agenda in the field of foreign relations to minimize the cost of sanctions.